خیرالحاکمین (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(افزودن الگوی قرآن)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
'''«خیرُ الحاکمین»''' از اسما و صفات [[الله|خداوند]] متعال و به معناى «بهترین داوران و فرمانروایان» است که سه بار در [[قرآن|قرآن کریم]] در آیات زیر ذکر شده است:<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج ۱۳، ص ۳۰۲.</ref>
 
'''«خیرُ الحاکمین»''' از اسما و صفات [[الله|خداوند]] متعال و به معناى «بهترین داوران و فرمانروایان» است که سه بار در [[قرآن|قرآن کریم]] در آیات زیر ذکر شده است:<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج ۱۳، ص ۳۰۲.</ref>
  
# {{متن قرآن|«وَ إِنْ کانَ طائِفَةٌ مِنْکمْ آمَنُوا بِالّذى أُرسِلْتُ بِهِ وَ طائِفَةٌ لَمْ یؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتّى یحْکمَ اللّهُ بَینَنا وَهُوَ خَیرُ الحاکمینَ»}}.([[سوره اعراف|اعراف]]/۸۷) «اگر گروهى از شما به آیینى که براى تبلیغ آن فرستاده شده ام ایمان آورده، و گروه دیگر ایمان نیاورند، صبر کنید تا خدا میان ما داورى کند و او بهترین داورها است».
+
# {{متن قرآن|«وَإِنْ كَانَ طَائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا ۚ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>[[آیه 87 سوره اعراف|سوره اعراف،آیه ۸۷.]]</ref>؛اگر گروهى از شما به آیینى که براى تبلیغ آن فرستاده شده ام ایمان آورده، و گروه دیگر ایمان نیاورند، صبر کنید تا خدا میان ما داورى کند و او بهترین داورها است».
# {{متن قرآن|«وَ اتَّبِعْ ما یوحى إِلَیک وَ اصْبِر حَتّى یحْکمَ اللّهُ وَ هُوَ خَیرُ الحاکمینَ»}}.([[سوره یونس|یونس]]/۱۰۹) «از آنچه که به تو وحى مى شود پیروى کن و صبر کن تا خدا داورى کند، او بهترین داورها است».
+
# {{متن قرآن|«وَاتَّبِعْ مَا يُوحَىٰ إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ ۚ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>[[آیه 109 سوره یونس|سوره یونس،آیه ۱۰۹.]]</ref>؛از آنچه که به تو وحى مى شود پیروى کن و صبر کن تا خدا داورى کند، او بهترین داورها است».
# از زبان فرزند کبیر [[حضرت یعقوب]] چنین نقل مى کند: {{متن قرآن|«... فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرض حَتّى یأْذَنَ لِى أَبِى أَو یحْکمَ اللّهُ لِى وَ هُوَ خَیرُ الحاکمینَ»}}.([[سوره یوسف|یوسف]]/۸۰) «در این سرزمین مى مانم تا پدرم به من اجازه حرکت دهد، یا خدا به نفع من داورى کند او بهترین داورها است».
+
# از زبان فرزند کبیر [[حضرت یعقوب]] چنین نقل مى کند: {{متن قرآن|«... فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّىٰ يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>[[آیه 80 سوره یوسف|سوره یوسف،آیه ۸۰.]]</ref>؛...در این سرزمین مى مانم تا پدرم به من اجازه حرکت دهد، یا خدا به نفع من داورى کند او بهترین داورها است».
  
 
لفظ «أَحکمُ الحاکمین» که صیغه تفضیل است، حاکى از وجود داوران دیگرى است که خدا بهترین آنها است، و نکته آن این است که در میان دیگر داوران، داوران عادل و جائر و خطاکار و واقع بین وجود دارد؛ سرانجام چون همگى فاقد احاطه علمى هستند، از این جهت خدا بهترین داوران مى باشد.<ref>منشور جاوید، ج ۲، ص ۲۲۴، [[جعفر سبحانی|آیت الله جعفر سبحانی]].</ref>
 
لفظ «أَحکمُ الحاکمین» که صیغه تفضیل است، حاکى از وجود داوران دیگرى است که خدا بهترین آنها است، و نکته آن این است که در میان دیگر داوران، داوران عادل و جائر و خطاکار و واقع بین وجود دارد؛ سرانجام چون همگى فاقد احاطه علمى هستند، از این جهت خدا بهترین داوران مى باشد.<ref>منشور جاوید، ج ۲، ص ۲۲۴، [[جعفر سبحانی|آیت الله جعفر سبحانی]].</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۲

«خیرُ الحاکمین» از اسما و صفات خداوند متعال و به معناى «بهترین داوران و فرمانروایان» است که سه بار در قرآن کریم در آیات زیر ذکر شده است:[۱]

  1. «وَإِنْ كَانَ طَائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا ۚ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ[۲]؛اگر گروهى از شما به آیینى که براى تبلیغ آن فرستاده شده ام ایمان آورده، و گروه دیگر ایمان نیاورند، صبر کنید تا خدا میان ما داورى کند و او بهترین داورها است».
  2. «وَاتَّبِعْ مَا يُوحَىٰ إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ ۚ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ[۳]؛از آنچه که به تو وحى مى شود پیروى کن و صبر کن تا خدا داورى کند، او بهترین داورها است».
  3. از زبان فرزند کبیر حضرت یعقوب چنین نقل مى کند: «... فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّىٰ يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ[۴]؛...در این سرزمین مى مانم تا پدرم به من اجازه حرکت دهد، یا خدا به نفع من داورى کند او بهترین داورها است».

لفظ «أَحکمُ الحاکمین» که صیغه تفضیل است، حاکى از وجود داوران دیگرى است که خدا بهترین آنها است، و نکته آن این است که در میان دیگر داوران، داوران عادل و جائر و خطاکار و واقع بین وجود دارد؛ سرانجام چون همگى فاقد احاطه علمى هستند، از این جهت خدا بهترین داوران مى باشد.[۵]

پانویس

مطالب مرتبط

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.


قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه