عالم الغیب و الشهادة (اسم الله)
واژه «عالِم» در قرآن کریم، مجرد از اضافه وصف خدا قرار نگرفته، بلکه پیوسته در حال اضافه به چیزى وصف او قرار گرفته است، مانند: «عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ»، «عَالِمُ الْغَيْبِ» و «عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ».
وصف اول در قرآن ده بار،[۱] وصف دوم دوبار،[۲] و وصف سوم یک بار[۳] آمده است، که همگى از علم گسترده خدا حکایت مى کنند.
کلمه «غیب» در مقابل «شهود» است، و مقصود از آن چیزى است که از حواس ما پنهان باشد، خواه بالذات قابل ادراک با حواس باشد، مانند پدیده هایى که در زمانهاى پیش تحقق پیدا کرده و یا الآن متحقق است ولى از قلمرو حس ما بیرون مى باشد، و یا بالذات مافوق حواس باشد، مانند خدا و صفات او و دیگر عوالم روحى که همگى فراتر از درک حسى مى باشند.
بنابراین باید آیات یاد شده در زیر را به همین نحو تفسیر کرد، و هدف همگى تبیین گستردگى علم او است:
۱. «عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ[۴]؛ آگاه از غیب و شهادت بزرگ و برتر».
۲. «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ ۖ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ ۖ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ[۵]؛ کافران گفتند: قیامت براى ما نخواهد آمد، بگو آرى سوگند به پروردگارم قطعاً خواهد آمد، پروردگارى که آگاه از غیب است، و ذرّه اى در آسمانها و زمین از او پنهان نیست، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن، همگى در کتاب مبین آمده است».
این آیات در صدد حصر علم به «غیب و شهادت» در خدا است. در این جا دو سؤال مطرح است:
۱. چگونه این آیات علم به شهادت را منحصر به خدا دانسته، در حالى که غیر خدا از شهادت آگاه است، و هر انسانى چشم و گوش خود را باز کند صدها مشهود را مى بیند یا مى شنود؟
۲. چگونه علم به غیب منحصر به خدا است، در حالى که طبق آیات و روایات، انبیا و اولیا از غیب آگاه بوده و از غیب گزارش مى دادند؟
پاسخ هر دو سؤال یکجا بیان مى شود و آن اینکه: هدف از تأکید بر حصر علم به شهادت و غیب به خدا این است که علم خدا وسیع و گسترده است و احدى جز او داراى چنین علم و دانشی نیست، در این صورت «الف و لام» در الفاظ «غیب» و «شهادت» اشاره به مجموع اشیایى است که تحت عنوان «غیب» و «شهادت» قرار دارند، و علم به چنین موضوع بدون استثنا از شئون خدا است؛ ولى مانع از آن نخواهد بود که برخى به صورت محدود از غیب و شهادت آگاه باشند، در حالى که دانش خدا نسبت به این دو فراگیر و نامحدود است.
گواه بر این که هدف از حصر در آیات فوق همین است که یادآور شدیم، جمله هاى «... وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»[۶] در آیه مزبور مى باشد.
خلاصه اینکه علم نامحدود، غیر از علم محدود است و آنچه به خدا اختصاص دارد، اوّلى است نه دومى. البته دانش بشرى با دانش الهى فرق دیگرى نیز دارد و آن این که دانش خدا بسان ذات او واجب، و دانش بشر بسان ذات او ممکن است؛ دانش الهى از درون او سرچشمه مى گیرد، در حالى که دانش بشرى از جانب خدا است. در این صورت حتى دانشهاى جزئى و محدود بشر با دانش الهى تفاوت دارد.
پانویس
- ↑ انعام/۷۳; توبه/۹۴، ۱۰۵; رعد/۹; مؤمنون/۹۲; سجده/۶; زمر/۴۶; حشر/۲۲; جمعه /۸ و تغابن/۱۸.
- ↑ سبأ/۳ و جن/۲۶.
- ↑ فاطر/۳۸.
- ↑ سوره رعد، آیه ۹.
- ↑ سوره سبأ، آیه ۳.
- ↑ سوره یونس، آیه ۶۱.
منابع




