اله: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
==اله در قرآن== | ==اله در قرآن== | ||
| − | واژه «إله» ۱۴۷ بار در [[قرآن کریم]] آمده است.<ref>مفاهیم القرآن، ج۶، ص۱۰۹؛ نگرش وحی بر خداشناسی، ج۲، ص۱۱.</ref> که به جز ۳۳ مورد، دیگر موارد کاربرد آن در کلمه اخلاص به صورت {{متن قرآن| | + | واژه «إله» ۱۴۷ بار در [[قرآن کریم]] آمده است.<ref>مفاهیم القرآن، ج۶، ص۱۰۹؛ نگرش وحی بر خداشناسی، ج۲، ص۱۱.</ref> که به جز ۳۳ مورد، دیگر موارد کاربرد آن در کلمه اخلاص به صورت {{متن قرآن|«... لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ ...»}}<ref>[[آیه 35 سوره صافات|سوره صافات، آیه ۳۵.]]</ref>. یا همراه با ضمایر منفصل است: {{متن قرآن|«... لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ...»}}<ref name=":۰">[[آیه 163 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۱۶۳.]]</ref>. {{متن قرآن|«... لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ ...»}}<ref>[[آیه 87 سوره انبیاء|سوره انبیاء، آیه ۸۷.]]</ref>. {{متن قرآن|«... لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا ...»}}<ref>[[آیه 2 سوره نحل|سوره نحل، آیه ۲.]]</ref>. |
| + | <ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۴۳.</ref> | ||
==اله در لغت و اصطلاح== | ==اله در لغت و اصطلاح== | ||
| سطر ۱۷: | سطر ۱۸: | ||
*۴. از ریشه لاهَ یَلُوه و در این صورت نیز به معنای پوشیده از چشمهاست.<ref>مفردات، ص۸۳، «اله».</ref> | *۴. از ریشه لاهَ یَلُوه و در این صورت نیز به معنای پوشیده از چشمهاست.<ref>مفردات، ص۸۳، «اله».</ref> | ||
| − | بنا بر تصریح برخی، واژه إله از نظر ادبی اسم است و به همین جهت صفت میپذیرد؛ مانند: {{متن قرآن| | + | بنا بر تصریح برخی، واژه إله از نظر ادبی اسم است و به همین جهت صفت میپذیرد؛ مانند: {{متن قرآن|«...إِلَٰهٌ وَاحِدٌ...»}}<ref name=":۰" />. ولی هیچگاه برای اسمی دیگر صفت قرار نمیگیرد، مثلا «شیءٌ إله» گفته نمیشود. <ref>الکشاف، ج۱، ص۶؛ التبیان، ص۳۳.</ref> |
وزن «فِعال» در إله به معنای «مفعول» است؛<ref>المصباح، ص۱۹-۲۰؛ الاسماء الحسنی، ص۵۹.</ref> اما برخی آن را به گونه حقیقی برنمیتابند، بلکه افاده معنای مفعولی را از باب غلبه استعمال معرفی میکنند.<ref>التحقیق، ج۱، ص۱۲۰، «اله».</ref> | وزن «فِعال» در إله به معنای «مفعول» است؛<ref>المصباح، ص۱۹-۲۰؛ الاسماء الحسنی، ص۵۹.</ref> اما برخی آن را به گونه حقیقی برنمیتابند، بلکه افاده معنای مفعولی را از باب غلبه استعمال معرفی میکنند.<ref>التحقیق، ج۱، ص۱۲۰، «اله».</ref> | ||
| سطر ۴۱: | سطر ۴۲: | ||
برخی اسم «[[الله]]» را مرتبه خاصی از اسم «إله» و در نتیجه مرتبه إله را بالاتر از مرتبه الله دانستهاند، از آن جهت که إله را اسم مرتبهای از وجود خداوند معرفی کردهاند که ادراک آن مرتبه وجودی جز به همین مقدار که آن را از حد ابطال و عدم خارج سازیم ممکن نیست؛ ولی الله را اسم مرتبهای دانستهاند که میتوان آفرینش و افعال دیگر را بدو منتسب کرد و نسبت دادن آفرینش، [[رزق]]، زنده ساختن و میراندن به الله و نه به إله را در آیات [[قرآن کریم]] نشانهای بر همین نکته گرفتهاند.<ref>شرح اسماءالحسنی، ص۴۱.</ref> | برخی اسم «[[الله]]» را مرتبه خاصی از اسم «إله» و در نتیجه مرتبه إله را بالاتر از مرتبه الله دانستهاند، از آن جهت که إله را اسم مرتبهای از وجود خداوند معرفی کردهاند که ادراک آن مرتبه وجودی جز به همین مقدار که آن را از حد ابطال و عدم خارج سازیم ممکن نیست؛ ولی الله را اسم مرتبهای دانستهاند که میتوان آفرینش و افعال دیگر را بدو منتسب کرد و نسبت دادن آفرینش، [[رزق]]، زنده ساختن و میراندن به الله و نه به إله را در آیات [[قرآن کریم]] نشانهای بر همین نکته گرفتهاند.<ref>شرح اسماءالحسنی، ص۴۱.</ref> | ||
| − | در قرآن مجید واژه إله هم در معبود راستین و حقیقی (خداوند): {{متن قرآن| | + | در قرآن مجید واژه إله هم در معبود راستین و حقیقی (خداوند): {{متن قرآن|«وَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ...»}}<ref name=":۰" />. و هم در معبودهای پنداری و دروغین:<ref>قاموس قرآن، ج۱، ص۹۷.</ref> {{متن قرآن|«الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ...»}}<ref>[[آیه 96 سوره حجر|سوره حجر، آیه ۹۶.]]</ref>. بهکار رفته است، بلکه بر آنچه مورد [[عبادت]] قرار گرفته و نزد او خضوع میشود، اعم از عاقل و غیرعاقل اطلاق شده است.<ref>التحقیق، ج۱، ص۱۲۰.</ref> |
| − | بیشترین کاربرد واژه إله در ضمن کلمه اخلاص (لا اِلهَ اِلّا اللّه) است که مفاد آن همان محور کلی و بنیادین پیام قرآن، یعنی [[توحید در عبادت]] است.<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱.</ref> زیرا از یک سو از منظر قرآن کریم اصل وجود خداوند مسلّم و تردیدناپذیر است: {{متن قرآن| | + | بیشترین کاربرد واژه إله در ضمن کلمه اخلاص (لا اِلهَ اِلّا اللّه) است که مفاد آن همان محور کلی و بنیادین پیام قرآن، یعنی [[توحید در عبادت]] است.<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱.</ref> زیرا از یک سو از منظر قرآن کریم اصل وجود خداوند مسلّم و تردیدناپذیر است: {{متن قرآن|«... أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ...»}}<ref>[[آیه 10 سوره ابراهیم|سوره ابراهیم، آیه ۱۰.]]</ref> و [[توحید ذاتی]] او نیز با اندک توجه عقلی روشن است، زیرا خداوند وجودی نامحدود است و فرض دو یا چند وجود غیرمحدود ممکن نیست. |
| − | از سویی دیگر، بتپرستان با اقرار به وجود خداوند، گرفتار [[شرک]] در عبادت بوده و بتها را شفیع قرار داده و برای نزدیک شدن به خداوند آنها را پرستش میکردهاند: {{متن قرآن| | + | از سویی دیگر، بتپرستان با اقرار به وجود خداوند، گرفتار [[شرک]] در عبادت بوده و بتها را شفیع قرار داده و برای نزدیک شدن به خداوند آنها را پرستش میکردهاند: {{متن قرآن|«... مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ ...»}}<ref>[[آیه 3 سوره زمر|سوره زمر، آیه ۳.]]</ref>. قرآن [[توحید عبادی]] و نفی هر معبودی غیر از خداوند را بر مسئله توحید در خالقیت و ربوبیت مبتنی ساخته: {{متن قرآن|«ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ...»}}<ref>[[آیه 62 سوره غافر|سوره غافر، آیه ۶۲.]]</ref>. {{متن قرآن|«... هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ»}}<ref>[[آیه 3 سوره فاطر|سوره فاطر، آیه ۳.]]</ref>. و پرستش هر گونه إله دیگری را فاقد [[برهان]] و به کلی مردود دانسته: {{متن قرآن|«وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ ...»}}<ref>[[آیه 117 سوره مؤمنون|سوره مؤمنون، آیه ۱۱۷.]]</ref>. و آن را مستوجب [[عذاب]] الهی معرفی کرده است: {{متن قرآن|«وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتُلْقَىٰ فِي جَهَنَّمَ ...»}}<ref>[[آیه 39 سوره اسراء|سوره اسراء، آیه ۳۹.]]</ref>. |
به گفته [[راغب اصفهانی]] حق آن بود که واژه إله جمع بسته نشود، زیرا جز خداوند معبودی نیست، ولی عربها به سبب اعتقاد به معبودهای متعدد آن را جمع بستهاند.<ref>مفردات، ص۸۳، «اله».</ref> | به گفته [[راغب اصفهانی]] حق آن بود که واژه إله جمع بسته نشود، زیرا جز خداوند معبودی نیست، ولی عربها به سبب اعتقاد به معبودهای متعدد آن را جمع بستهاند.<ref>مفردات، ص۸۳، «اله».</ref> | ||
| سطر ۵۳: | سطر ۵۴: | ||
*"إله؛ از اسما و صفات خداوند"، دایرةالمعارف قرآن کریم، ج۴، علی محمدی آشنانی، [http://maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/۴/۱۹.htm#f۹ مرکز فرهنگ و معارف قرآن]. | *"إله؛ از اسما و صفات خداوند"، دایرةالمعارف قرآن کریم، ج۴، علی محمدی آشنانی، [http://maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/۴/۱۹.htm#f۹ مرکز فرهنگ و معارف قرآن]. | ||
{{اسماء الله}} | {{اسماء الله}} | ||
| + | {{قرآن}} | ||
[[رده: واژگان قرآنی]] | [[رده: واژگان قرآنی]] | ||
[[رده:اسماء و صفات الهی]] | [[رده:اسماء و صفات الهی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۵۵
واژه «إله» به معنای «معبود»، در قرآن مجید هم در مورد معبود راستین و حقیقی (خداوند متعال) و هم در مورد معبودهای پنداری و دروغین بکار رفته است.
اله در قرآن
واژه «إله» ۱۴۷ بار در قرآن کریم آمده است.[۱] که به جز ۳۳ مورد، دیگر موارد کاربرد آن در کلمه اخلاص به صورت «... لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ ...»[۲]. یا همراه با ضمایر منفصل است: «... لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ...»[۳]. «... لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ ...»[۴]. «... لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا ...»[۵].
[۶]
اله در لغت و اصطلاح
بیشتر دانشمندان مسلمان «إله» را واژهای بالاصاله عربی و خالص میدانند؛ ولی برخی از خاورشناسان بر اساس رأی دانشمندان غربی مبنی بر لزوم جستجوی سر منشأ آن در ادیان کهن، آن را یک واژه اصیل و کهن سامی معرفی کردهاند.[۷] برخی نیز از احتمال اشتقاق آن از واژه عبری «اِلُوَه» که جمع آن در عبری «اِلوهیم» است، سخن گفتهاند.[۸]
احتمالات مختلف در مورد ریشه و معنای إله و اللّه بدین شرح است:
- ۱. واژه «إله» در لغت از ریشه «أَلِهَ یأْلَهُ اُلوهَةً» (عبادت کردن) و به معنای معبود است.[۹] و از باب غلبه استعمال در «معبود به حق» (خدا) بکار میرود.[۱۰] «اللّه» نیز که اسم مختص خدای تعالی است، بنابر قول مشهور در اصل «الإله» بوده و همزه آن برای تخفیف حذف شده است.[۱۱]
- ۲. از ریشه أَلِهَ یألَهُ اَلَهاً مشتق شده و اَلِهَ نیز در اصل وَلَهَ بوده؛ ولی واو آن به همزه تبدیل گشته است. در این صورت میتوان إله را به معانی زیر تفسیر کرد: الف. کسی که عقلها در شناسایی او حیران و سرگردان است. ب. کسی که همه شیدای او بوده و در فراق او بیتاباند.[۱۲] ج. کسی که ملجاء و پناه همگان است.[۱۳] د. کسی که اگر مردم به عظمت وی پی ببرند از او پروا کرده و حرمتش را نگاه میدارند. سرّ این که در صورت مذکور واژه إله معانی یاد شده را برمیتابد این است که همه آن معانی برای وَلَهَ ذکر شده است.
- ۳. از ریشه لاهَ یَلیه گرفته شده است.[۱۴] در این صورت میتوان آن را به معنای «پوشیده از چشمها» یا «بلندمرتبه» دانست؛ لاهَ یَلیه به هر دو معنا آمده است.[۱۵]
- ۴. از ریشه لاهَ یَلُوه و در این صورت نیز به معنای پوشیده از چشمهاست.[۱۶]
بنا بر تصریح برخی، واژه إله از نظر ادبی اسم است و به همین جهت صفت میپذیرد؛ مانند: «...إِلَٰهٌ وَاحِدٌ...»[۳]. ولی هیچگاه برای اسمی دیگر صفت قرار نمیگیرد، مثلا «شیءٌ إله» گفته نمیشود. [۱۷]
وزن «فِعال» در إله به معنای «مفعول» است؛[۱۸] اما برخی آن را به گونه حقیقی برنمیتابند، بلکه افاده معنای مفعولی را از باب غلبه استعمال معرفی میکنند.[۱۹]
برای إله در اصطلاح دو اعتبار ذکر شده است:
- ۱. إله ذاتی، که مانند اللّه ذاتی، اسم ذات بدون در نظر گرفتن اسماء و صفات است.
- ۲. إله وصفی، که مانند اللّه وصفی، اسم ذات جامع همه صفات کمال است.[۲۰]
إله در صورت اول از ریشه وَلَه به معنای ذاتی است که عقول و اذهان در شناخت او متحیرند؛ نه از ریشه اَلَه به معنای معبود، زیرا ذات غیبی با قطع نظر از اسماء و صفات، مشهود و معروف نیست و در نتیجه امکان ندارد که معبود باشد. ولی در صورت دوم از این ریشه مشتق شده و به معنای معبود است.[۲۱]
فخر رازی واژه إله را از اسماء جامعی میداند که بر این معانی دلالت دارد:
- ۱. ذات خداوند.
- ۲. صفات ذاتی او همچون واجبالوجود، ازلی و ابدی.
- ۳. صفات سلبی و تنزیهی وی.
- ۴. صفات اضافیه خداوند؛ مانند: ایجاد و تکوین.[۲۲]
به قولی واژه إله مشتق و به معنای خدا، آفریدگار، مدبّر جهان[۲۳] و صاحب نعمت هایی است که جز او کسی دیگر بر آن توانایی ندارد.[۲۴] برخی نیز با استشهاد به آیات قرآن، آن را در دوران نزول، همسان لفظ جلاله (الله) دانسته و معانی دیگر را بر فرض صحت، مربوط به قبل از عصر نزول یا احتمالاً از لوازم و آثار معانی إله (نه موضوعٌ له آن) معرفی کردهاند.[۲۵]
الله و اله
برخی اسم «الله» را مرتبه خاصی از اسم «إله» و در نتیجه مرتبه إله را بالاتر از مرتبه الله دانستهاند، از آن جهت که إله را اسم مرتبهای از وجود خداوند معرفی کردهاند که ادراک آن مرتبه وجودی جز به همین مقدار که آن را از حد ابطال و عدم خارج سازیم ممکن نیست؛ ولی الله را اسم مرتبهای دانستهاند که میتوان آفرینش و افعال دیگر را بدو منتسب کرد و نسبت دادن آفرینش، رزق، زنده ساختن و میراندن به الله و نه به إله را در آیات قرآن کریم نشانهای بر همین نکته گرفتهاند.[۲۶]
در قرآن مجید واژه إله هم در معبود راستین و حقیقی (خداوند): «وَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ...»[۳]. و هم در معبودهای پنداری و دروغین:[۲۷] «الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ...»[۲۸]. بهکار رفته است، بلکه بر آنچه مورد عبادت قرار گرفته و نزد او خضوع میشود، اعم از عاقل و غیرعاقل اطلاق شده است.[۲۹]
بیشترین کاربرد واژه إله در ضمن کلمه اخلاص (لا اِلهَ اِلّا اللّه) است که مفاد آن همان محور کلی و بنیادین پیام قرآن، یعنی توحید در عبادت است.[۳۰] زیرا از یک سو از منظر قرآن کریم اصل وجود خداوند مسلّم و تردیدناپذیر است: «... أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ...»[۳۱] و توحید ذاتی او نیز با اندک توجه عقلی روشن است، زیرا خداوند وجودی نامحدود است و فرض دو یا چند وجود غیرمحدود ممکن نیست.
از سویی دیگر، بتپرستان با اقرار به وجود خداوند، گرفتار شرک در عبادت بوده و بتها را شفیع قرار داده و برای نزدیک شدن به خداوند آنها را پرستش میکردهاند: «... مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ ...»[۳۲]. قرآن توحید عبادی و نفی هر معبودی غیر از خداوند را بر مسئله توحید در خالقیت و ربوبیت مبتنی ساخته: «ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ...»[۳۳]. «... هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ»[۳۴]. و پرستش هر گونه إله دیگری را فاقد برهان و به کلی مردود دانسته: «وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ ...»[۳۵]. و آن را مستوجب عذاب الهی معرفی کرده است: «وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتُلْقَىٰ فِي جَهَنَّمَ ...»[۳۶].
به گفته راغب اصفهانی حق آن بود که واژه إله جمع بسته نشود، زیرا جز خداوند معبودی نیست، ولی عربها به سبب اعتقاد به معبودهای متعدد آن را جمع بستهاند.[۳۷]
پانویس
- ↑ مفاهیم القرآن، ج۶، ص۱۰۹؛ نگرش وحی بر خداشناسی، ج۲، ص۱۱.
- ↑ سوره صافات، آیه ۳۵.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ سوره بقره، آیه ۱۶۳.
- ↑ سوره انبیاء، آیه ۸۷.
- ↑ سوره نحل، آیه ۲.
- ↑ اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۴۳.
- ↑ واژههای دخیل، ص۱۲۵، ۱۲۶.
- ↑ الفرقان، ج۱، ص۸۳.
- ↑ مفردات، ص۸۲؛ لسانالعرب، ج۱، ص۱۸۸، «اله»؛ جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۷۸۲.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج۱، ص۷.
- ↑ اقربالموارد، ج۱، ص۶۶؛ مجمعالبیان، ج۱، ص۹۰؛ کشفالاسرار، ج۱، ص۶.
- ↑ لسانالعرب، ج۱، ص۱۹۰؛ مفردات، ص۸۳؛ التحقیق، ج۱، ص۱۰۶، «اله».
- ↑ لسانالعرب، ج۱، ص۱۸۹-۱۹۰، «اله»؛ کشفالاسرار، ج۱، ص۴۳۲.
- ↑ الصحاح، ج۶، ص۲۲۴۸؛ لغتنامه، ج۲، ص۲۷۸۱.
- ↑ المنجد، ص۷۴۳، «لیه»؛ التبیان، ج۱، ص۲۸؛ کشفالاسرار، ج۱، ص۴۳۲.
- ↑ مفردات، ص۸۳، «اله».
- ↑ الکشاف، ج۱، ص۶؛ التبیان، ص۳۳.
- ↑ المصباح، ص۱۹-۲۰؛ الاسماء الحسنی، ص۵۹.
- ↑ التحقیق، ج۱، ص۱۲۰، «اله».
- ↑ شرح فصوص الحکمه، ص۵۷۹.
- ↑ شرح فصوص الحکمه، ص۵۷۹.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۴۳.
- ↑ مفاهیم القرآن، ج۶، ص۱۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج۱، ص۴۴۵.
- ↑ مفاهیمالقرآن، ج۶، ص۱۱۰.
- ↑ شرح اسماءالحسنی، ص۴۱.
- ↑ قاموس قرآن، ج۱، ص۹۷.
- ↑ سوره حجر، آیه ۹۶.
- ↑ التحقیق، ج۱، ص۱۲۰.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱.
- ↑ سوره ابراهیم، آیه ۱۰.
- ↑ سوره زمر، آیه ۳.
- ↑ سوره غافر، آیه ۶۲.
- ↑ سوره فاطر، آیه ۳.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه ۱۱۷.
- ↑ سوره اسراء، آیه ۳۹.
- ↑ مفردات، ص۸۳، «اله».
منابع
- "إله؛ از اسما و صفات خداوند"، دایرةالمعارف قرآن کریم، ج۴، علی محمدی آشنانی، مرکز فرهنگ و معارف قرآن.




