کبیر (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (مهدی موسوی صفحهٔ کبیر را به کبیر (اسم الله) منتقل کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
اسم '''«كبير»''' در [[قرآن کریم]] جمعا ۳۶ بار آمده و در ۶ مورد وصف [[خداوند]] قرار گرفته، که پنج بار با اسم «[[علی (اسم الله)|العلىّ]]» و یک بار با اسم «[[متعال (اسم الله)|المُتَعال]]» همراه مى باشد:<ref>اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ۲، ص ۱۲۱۷-۱۲۱۹.</ref>
 
اسم '''«كبير»''' در [[قرآن کریم]] جمعا ۳۶ بار آمده و در ۶ مورد وصف [[خداوند]] قرار گرفته، که پنج بار با اسم «[[علی (اسم الله)|العلىّ]]» و یک بار با اسم «[[متعال (اسم الله)|المُتَعال]]» همراه مى باشد:<ref>اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ۲، ص ۱۲۱۷-۱۲۱۹.</ref>
  
*{{متن قرآن|«عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ»}} ([[سوره رعد]]/ ۹) «آگاه از غيب و شهادت، بزرگ و برتر است».
+
*«{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ}}<ref>[[آیه 9 سوره رعد|سوره رعد، آیه ۹.]]</ref>؛ آگاه از غيب و شهادت، بزرگ و برتر است».
*{{متن قرآن|«... وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»}} ([[سوره حج]]/ ۶۲) «خدا همان برتر و بزرگ است».
+
*«{{متن قرآن|«... وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}}<ref>[[آیه 62 سوره حج|سوره حج، آیه ۶۲.]]</ref>؛ خدا همان برتر و بزرگ است».
* {{متن قرآن|«... إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»}} ([[سوره نساء]]/ ۳۴).
+
* {{متن قرآن|«... إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»}}<ref>[[آیه 34 سوره نساء|سوره نساء، آیه ۳۴.]]</ref>.
* {{متن قرآن|«... وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»}} ([[سوره لقمان]]/ ۳۰).
+
* {{متن قرآن|«... وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»}}<ref>[[آیه 30 سوره لقمان|سوره لقمان، آیه ۳۰.]]</ref>.
* {{متن قرآن|«... وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»}} ([[سوره سبأ]]/ ۲۳).
+
* {{متن قرآن|«... وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»}}<ref>[[آیه 23 سوره سبأ|سوره سبأ، آیه ۲۳.]]</ref>.
* {{متن قرآن|«... فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ»}} ([[سوره غافر]]/ ۱۲).
+
* {{متن قرآن|«... فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ»}}<ref name=":۰">[[آیه 12 سوره غافر|سوره غافر، آیه ۱۲.]]</ref>.
  
 
اين اسم و صفت الهى، صفت مشبّهه به معناى برتر و بزرگتر از مشابهت با آفريده ها،<ref> الاسماء والصفات، بيهقى، ج ۱، ص ۷۳؛ شرح اسماءاللّه الحسنى، فخر رازى، ص ۲۶۸.</ref> كبريايى و عظمت و بزرگ قدر شدن است.
 
اين اسم و صفت الهى، صفت مشبّهه به معناى برتر و بزرگتر از مشابهت با آفريده ها،<ref> الاسماء والصفات، بيهقى، ج ۱، ص ۷۳؛ شرح اسماءاللّه الحسنى، فخر رازى، ص ۲۶۸.</ref> كبريايى و عظمت و بزرگ قدر شدن است.
  
«كبير» در مقابل «صغير» است و گاهى بخش عمده يك پديده را «كبر» مى نامند چنان كه مى فرمايد: {{متن قرآن|«...وَ الّذِى تَولّى كِبْرَهُ...»}}؛([[سوره نور]]/ ۱۱) «آن كس كه معظم اين پديده را متصدى بوده است».
+
«كبير» در مقابل «صغير» است و گاهى بخش عمده يك پديده را «كبر» مى نامند چنان كه مى فرمايد: «{{متن قرآن|...وَ الّذِى تَولّى كِبْرَهُ...}}<ref>[[آیه 11 سوره نور|سوره نور، آیه ۱۱.]]</ref>؛ آن كس كه معظم اين پديده را متصدى بوده است».
  
 
[[راغب اصفهانی]] مى گويد: كبير و صغير از اسم هاى متضايف مى باشند و به هنگام مقايسه دو چيز با يكديگر بكار مى روند، و كوچكى و بزرگى گاهى در حجم و گاهى در عدد به كار مى رود. ولى سپس درباره امور غيرمحسوس كه از منزلت و رفعت برخوردارند بكار رفته است.
 
[[راغب اصفهانی]] مى گويد: كبير و صغير از اسم هاى متضايف مى باشند و به هنگام مقايسه دو چيز با يكديگر بكار مى روند، و كوچكى و بزرگى گاهى در حجم و گاهى در عدد به كار مى رود. ولى سپس درباره امور غيرمحسوس كه از منزلت و رفعت برخوردارند بكار رفته است.
  
اينكه لفظ «كبير» همراه با «[[متعال (اسم الله)|مُتَعال]]» و «[[علی (اسم الله)|علىّ]]» وارد شده، حاكى از آن است كه مقصود از بزرگى، مسئله حجم و تعداد نيست، بلكه مقصود بزرگى از نظر منزلت و كمال وجودى است. و به خاطر همين رفعت منزلت است كه خدا داورى را به خود اختصاص داده و علت آن را «علىّ» و «كبير» بودن خود مى داند، چنان كه مى فرمايد: {{متن قرآن|«وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالحُكْمُ للّهِ العَلِىِّ الكَبيرِ»}}.([[سوره غافر]]/ ۱۲) «اگر به او شرک ورزند ايمان مى آوريد، حكم از آن خدايى است كه برتر و بزرگ است».<ref>منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج ۲ ص ۳۳۴.</ref>
+
اينكه لفظ «كبير» همراه با «[[متعال (اسم الله)|مُتَعال]]» و «[[علی (اسم الله)|علىّ]]» وارد شده، حاكى از آن است كه مقصود از بزرگى، مسئله حجم و تعداد نيست، بلكه مقصود بزرگى از نظر منزلت و كمال وجودى است. و به خاطر همين رفعت منزلت است كه خدا داورى را به خود اختصاص داده و علت آن را «علىّ» و «كبير» بودن خود مى داند، چنان كه مى فرمايد: «{{متن قرآن|وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالحُكْمُ للّهِ العَلِىِّ الكَبيرِ»}}<ref name=":۰" />؛ اگر به او شرک ورزند ايمان مى آوريد، حكم از آن خدايى است كه برتر و بزرگ است».<ref>منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج ۲ ص ۳۳۴.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۶

اسم «كبير» در قرآن کریم جمعا ۳۶ بار آمده و در ۶ مورد وصف خداوند قرار گرفته، که پنج بار با اسم «العلىّ» و یک بار با اسم «المُتَعال» همراه مى باشد:[۱]

  • «عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ[۲]؛ آگاه از غيب و شهادت، بزرگ و برتر است».
  • ««... وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ[۳]؛ خدا همان برتر و بزرگ است».
  • «... إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»[۴].
  • «... وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»[۵].
  • «... وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»[۶].
  • «... فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ»[۷].

اين اسم و صفت الهى، صفت مشبّهه به معناى برتر و بزرگتر از مشابهت با آفريده ها،[۸] كبريايى و عظمت و بزرگ قدر شدن است.

«كبير» در مقابل «صغير» است و گاهى بخش عمده يك پديده را «كبر» مى نامند چنان كه مى فرمايد: «...وَ الّذِى تَولّى كِبْرَهُ...[۹]؛ آن كس كه معظم اين پديده را متصدى بوده است».

راغب اصفهانی مى گويد: كبير و صغير از اسم هاى متضايف مى باشند و به هنگام مقايسه دو چيز با يكديگر بكار مى روند، و كوچكى و بزرگى گاهى در حجم و گاهى در عدد به كار مى رود. ولى سپس درباره امور غيرمحسوس كه از منزلت و رفعت برخوردارند بكار رفته است.

اينكه لفظ «كبير» همراه با «مُتَعال» و «علىّ» وارد شده، حاكى از آن است كه مقصود از بزرگى، مسئله حجم و تعداد نيست، بلكه مقصود بزرگى از نظر منزلت و كمال وجودى است. و به خاطر همين رفعت منزلت است كه خدا داورى را به خود اختصاص داده و علت آن را «علىّ» و «كبير» بودن خود مى داند، چنان كه مى فرمايد: «وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالحُكْمُ للّهِ العَلِىِّ الكَبيرِ»[۷]؛ اگر به او شرک ورزند ايمان مى آوريد، حكم از آن خدايى است كه برتر و بزرگ است».[۱۰]

پانویس

  1. اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ۲، ص ۱۲۱۷-۱۲۱۹.
  2. سوره رعد، آیه ۹.
  3. سوره حج، آیه ۶۲.
  4. سوره نساء، آیه ۳۴.
  5. سوره لقمان، آیه ۳۰.
  6. سوره سبأ، آیه ۲۳.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ سوره غافر، آیه ۱۲.
  8. الاسماء والصفات، بيهقى، ج ۱، ص ۷۳؛ شرح اسماءاللّه الحسنى، فخر رازى، ص ۲۶۸.
  9. سوره نور، آیه ۱۱.
  10. منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج ۲ ص ۳۳۴.


منابع

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.


قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه