آیه 34 سوره نساء

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا

مشاهده آیه در سوره


<<33 آیه 34 سوره نساء 35>>
سوره : سوره نساء (4)
جزء : 5
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ [زندگی] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمی، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری] بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه [مردان] از اموالشان هزینه زندگی زنان را [به عنوان حقّی واجب] می پردازند؛ پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق] فرمانبردار [و مطیع شوهر] ند [و] در برابر حقوقی که خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ می کنند. و زنانی که از سرکشی و نافرمانی آنان بیم دارید [در مرحله اول] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاه ها از آنان دوری کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را [به گونه ای که احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه کنید؛ پس اگر از شما اطاعت کردند برای آزار دادن آنان هیچ راهی مجویید؛ یقیناً خدا بلند مرتبه و بزرگ است.

مردان، سرپرست زنانند، به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آنكه از اموالشان خرج مى‌كنند. پس، زنان درستكار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‌] حفظ كرده، اسرار [شوهران خود] را حفظ مى‌كنند. و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست‌] پندشان دهيد و [بعد] در خوابگاه‌ها از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد] آنان را بزنيد؛ پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آنها هيچ راهى [براى سرزنش‌] مجوييد، كه خدا والاى بزرگ است.

مردان، از آن جهت كه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده است، و از آن جهت كه از مال خود نفقه مى‌دهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت شوى عفيفند و فرمان خداى را نگاه مى‌دارند. و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد، اندرز دهيد و از خوابگاهشان دورى كنيد و بزنيدشان. اگر فرمانبردارى كردند، از آن پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد. و خدا بلندپايه و بزرگ است.

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند. و (امّا) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدّی بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Men are the managers of women, because of the advantage Allah has granted some of them over others, and by virtue of their spending out of their wealth. Righteous women are obedient and watchful in the absence [of their husbands] in guarding what Allah has enjoined [them] to guard. As for those [wives] whose misconduct you fear, [first] advise them, and [if ineffective] keep away from them in the bed, and [as the last resort] beat them. Then if they obey you, do not seek any course [of action] against them. Indeed Allah is all-exalted, all-great.

Men are the maintainers of women because Allah has made some of them to excel others and because they spend out of their property; the good women are therefore obedient, guarding the unseen as Allah has guarded; and (as to) those on whose part you fear desertion, admonish them, and leave them alone in the sleeping-places and beat them; then if they obey you, do not seek a way against them; surely Allah is High, Great.

Men are in charge of women, because Allah hath made the one of them to excel the other, and because they spend of their property (for the support of women). So good women are the obedient, guarding in secret that which Allah hath guarded. As for those from whom ye fear rebellion, admonish them and banish them to beds apart, and scourge them. Then if they obey you, seek not a way against them. Lo! Allah is ever High, Exalted, Great.

Men are the protectors and maintainers of women, because Allah has given the one more (strength) than the other, and because they support them from their means. Therefore the righteous women are devoutly obedient, and guard in (the husband's) absence what Allah would have them guard. As to those women on whose part ye fear disloyalty and ill-conduct, admonish them (first), (Next), refuse to share their beds, (And last) beat them (lightly); but if they return to obedience, seek not against them Means (of annoyance): For Allah is Most High, great (above you all).

معانی کلمات آیه

قوامون: سرپرستان. قوام مبالغه قائم است . سرپرست و مدير را قيم و قوام گويند.

قانتات: فرمانبران. اطاعت كنندگان. قنوت: دوام طاعت . قانت: پيوسته فرمانبر.

نشوز: نافرمانى و عصيان. نشز به معنى بلند شدن و امتناع است. وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا، چون گفته شد برخيزيد، برخيزيد.

اهجروهن: از آنها جدا شويد. هجر و هجران: جدا شدن.

مضاجع: خوابگاهها. ضجع: دراز كشيدن خوابيدن. خوابگاه، قتلگاه و قبر را مضجع گويند.

فلا تبغوا: نجوئيد. طلب نكنيد. چون آن به معنى طلب و طلب توأم با تجاوز است.

على: والا مقام، از ماده علوّ به معنى بلندى، والايى.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

«شیخ طوسى» گوید: حسن و قتادة و ابن جريح و سدى گويند: كه مردى زن خويش را مضروب ساخته بود، زن شكايت نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برد و درخواست قصاص نمود سپس اين آيه نازل گرديد[۳][۴].[۵]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً «34»

مردان داراى ولايت بر زنانند از آن جهت كه خدا بعضى از ايشان (مردان) را بر بعضى (زنان) برترى داده (قدرت بدنى، توليدى واراده بيشترى دارند) و از آن جهت كه از اموال خود نفقه مى‌دهند، پس زنانِ شايسته، فرمان بردارند و نگهدار آنچه خدا (براى آنان) حفظ كرده، (حقوق واسرار شوهر،) در غياب اويند. و (امّا) زنانى كه از سرپيچى آنان بيم داريد، پس (نخست) آنان را موعظه كنيد و (اگر مؤثّر نشد) در خوابگاه از آنان دورى كنيد و (اگر پند وقهر اثر نكرد،) آنان را بزنيد (وتنبيه بدنى كنيد)، پس اگر اطاعت شما را كردند، بهانه‌اى بر آنان (براى ستم وآزار) مجوييد. همانا خداوند بزرگوار و بزرگ مرتبه است.

نکته ها

«قَوّام» به كسى گفته مى‌شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد. «نشوز» از «نشز» به معناى زمين بلند است و به سركشى وبلندپروازى نيز گفته مى‌شود.

جلد 2 - صفحه 61

شرط سرپرستى و مديريّت، لياقت تأمين و اداره زندگى است و به اين جهت، مردان نه تنها در امور خانواده، بلكه در امور اجتماعى، قضاوت و جنگ نيز بر زنان مقدّمند، بِما فَضَّلَ اللَّهُ‌ ... وَ بِما أَنْفَقُوا و به اين خاطر نفرمود: «قوّامون على ازواجهم»، زيرا كه مسئله‌ى زوجيّت مخصوص زناشويى است و خدا اين برترى را مخصوص خانه قرار نداده است.

گرچه برخى زنان، در توان بدنى يا درآمد مالى برترند، ولى در قانون و برنامه، بايد عموم را مراعات كرد، نه افراد نادر را.

براى جمله‌ «حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ» معانى گوناگونى است:

الف: زنان، آنچه را خدا خواهان حفظ آن است، حفظ نمايند.

ب: زنان، حقوق شوهران را حفظ كنند، همان‌گونه كه خدا حقوق زنان را در سايه تكاليفى كه بر مرد نهاده، حفظ كرده است.

ج: زنان حافظ هستند، ولى اين توفيق را از حفظ الهى دارند.

وقتى راههاى مسالمت آميز سود نبخشيد، يا بايد دست از انجام وظيفه كشيد، يا بايد در صورت تأثير نداشتن موعظه و قهر، خشونت به خرج داد. به گفته‌ى روانشناسان، بعضى افراد، حالت مازوشيسم (آزاد طلبى) پيدا مى‌كنند كه تنبيه مختصر بدنى، برايشان همچون مرهم است. در تنبيهات بدنى هم، اسلام سفارش كرده كه نبايد به مرحله‌ى كبودى جسم يا زخمى شدن بدن برسد. به علاوه، مرد متخلّف هم گاهى توسط قاضى تنبيه بدنى مى‌شود.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كتك زدن شما نبايد به نحوى باشد كه اثر آن در جسم زن نمودى داشته باشد، يا كتك نشانه خودنمايى و اظهار قدرت مرد باشد كه زهره چشمى بگيرد. «ضرباً غير مبرّج» «1»

امام صادق عليه السلام فرمودند: نشوز زن آن است كه در فراش (هم‌بستر شدن) از شوهر تبعيت نكند و مقصود از «اضْرِبُوهُنَّ»، زدن با چوب مسواك و شبيه آن است، زدنى كه از روى رفق و دوستى باشد. «2»

«1». تفسير طبرى، ج 5، ص 68 و درّالمنثور، ج 2، ص 522.

«2». من‌لايحضره‌الفقيه، ج 3، ص 521.

جلد 2 - صفحه 62

پیام ها

1- در يك اجتماع دو نفرى هم، يكى بايد مسئول و سرپرست باشد. مدير خانه مرد است. «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»

2- در اداره امور زندگى، بايد تعقّل و تدبير، بر احساسات و عواطف حاكم باشد. «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»

3- نظام حقوقى اسلام با نظام تكوين و آفرينش هماهنگ است. حقّ مديريّت مرد، به خاطر ساختار جسمى و روحى اوست. «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»

4- برترى‌هاى طبيعى فضل الهى است. «بِما فَضَّلَ اللَّهُ»

5- هزينه زندگى، بر عهده مرد است. «بِما أَنْفَقُوا»

6- قانونگذار بايد در وضع قانون، به تفاوت‌هاى طبيعىِ زن و مرد در آفرينش، توجه داشته باشد. الرِّجالُ قَوَّامُونَ‌ ... بِما فَضَّلَ اللَّهُ‌ 7- نشانه‌ى شايستگى زن، اطاعت و تواضع او نسبت به شوهر است. «قانِتاتٌ»

8- نشانه‌ى همسر شايسته، حفظ خود در غياب شوهر است. «حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ»

9- اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد است. بِما أَنْفَقُوا ... فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ‌

10- علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد. پيش از آنكه زن ناشزه شود، چاره‌اى بينديشيد. «تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ»

11- مرد هيچ حقّى در آزردن همسر مطيع خود ندارد. «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا»

12- سه مرحله موعظه، ترك هم‌خوابى وتنبيه، براى مطيع كردن زن است. پس اگر از راه ديگرى زن مطيع مى‌شود، مرد حقّ برخورد ندارد. جمله‌ى‌ «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ» نشانه آن است كه هدف اطاعت است، گرچه از طريق ديگرى باشد.

13- تواضع زن، ضعف نيست، ارزش است. «فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ»

14- نشانه‌ى همسر شايسته، رازدارى، حفظ مال و آبرو و ناموس شوهر در غياب‌

جلد 2 - صفحه 63

اوست. فَالصَّالِحاتُ‌ ... حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ‌

15- برخورد با منكرات بايد گام به گام و مرحله به مرحله باشد. موعظه، قهر تنبيه. فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَ‌ ...

16- تا موعظه مؤثر باشد، قهر و خشونت ممنوع و تا قهر و جدايى موقت اثر كند، تنبيه بدنى ممنوع است. فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَ‌ ... وَ اضْرِبُوهُنَ‌

17- برخورد خشن و تنبيه، تنها براى انجام وظيفه است، نه انتقام و كينه و بهانه. «فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ»

18- برترى مردان، نبايد سبب غرور شود، چون خدا از همه برتر است. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً»

19- توجّه به برترى خداوند، كليد تقوا و پرهيز از ستم بر همسران است. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌3، ص 3.
  3. طبرسى صاحب مجمع البيان از مقاتل نقل نمايد كه اين آيه درباره سعد بن الربيع بن عمرو كه يكى از نقباء و نجباء بوده و نيز درباره زوجه او حبيبة دختر زيد بن ابى‌زهير كه هر دو از انصار بودند، نازل شده. بدين شرح كه حبيبه ناشزه شده بود. سعد او را مضروب ساخت پدر حبيبه دختر خود را نزد پيامبر آورد و گفت: دخترم را به حباله نكاح سعد درآوردم وى را مضروب نموده است. پيامبر به حبيبه فرمود: از شوهرت قصاص كن، حبيبه بعد از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله از قصاص شوهر خود چشم پوشيد. خواستند بروند، پيامبر فرمود: اينك جبرئيل است كه اين آيه را براى من آورده است ما را اراده اى بود و خدا را هم اراده اى، ولى آنچه خدا اراده كرده است بهتر است و قصاص به كلى رفع گرديد.
  4. طبرى صاحب جامع البيان از طرق مختلف از حسن بصرى روايت كند كه مردى از انصار زوجه اش را مضروب ساخت. زن نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و زبان به شكايت گشود و اجازه قصاص خواست. پيامبر هم دستور قصاص داد سپس آيه «وَلاتَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ؛ قبل از آن كه وحى خدا به تو برسد عجله مكن» نازل گرديد. پس از آن، اين آيه براى رسول خدا آمد و نيز در تفسير ابن مردويه هم اين قضيه از امام على بن ابى‌طالب عليه‌السلام بدون ذكر آيه «ولاتعجل» ذكر شده است.
  5. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 194.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه