صمد (اسم الله): تفاوت بین نسخهها
(افزودن الگوی قرآن) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | '''«صَمَد»''' از اسماء و صفات [[الله|خداوند]] سبحان است. این واژه تنها یک بار در [[قرآن]] آمده است: {{متن قرآن|«اللَّهُ الصَّمَدُ»}}.<ref>[[سوره اخلاص]]، ۲.</ref> در «[[دعای جوشن کبیر]]» نیز واژه «صمد» به عنوان یکی از اسماء الهی مورد اشاره قرار گرفته است: «يَا صَمَداً لَايُطْعَمُ» (فراز ۳۱)، «يَا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَيْبٍ» (فراز ۷۴)، «يَا صَمَدُ» (فراز ۸۵).<ref>مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.</ref> | |
| − | + | برای کلمه «صمد» معانی متعددی بیان شده است؛ به معناى کسى که هر سیادت و آقایی به او منتهى مى شود.<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۷، ص۴۰۴، «صمد»</ref> و کسى که همواره بوده و خواهد بود.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۹-۱۰، ص۸۶۱</ref> و کسی که جای خالی ندارد.<ref>شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۶.</ref> | |
| − | |||
| − | + | «صمد» كسى است كه همه در حوائج خود به او روى مىآورند و او را قصد مىكنند و او مقصود همگان است... نظير آيه {{متن قرآن|«أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى»}}.<ref>[[سوره نجم]]، ۴۲.</ref> لازمه اين معنا، بى نيازى است و شايد بدين جهت «صمد» را «بى نياز» گفتهاند. صمد (بر وزن عقل) در لغت به معنى قصد است «صمدَه صمداً: قصدَه» و نيز به معنى اعتماد آيد، گويند «صمدَ هذا الامر: اعتمده». بنابراین «صمد» در [[آيه]] {{متن قرآن|«اللَّهُ الصَّمَدُ»}} به معنى «مقصود و مصمود اليه» است.<ref>تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی، ج۱۲، ص۴۰۳.</ref> | |
| − | + | [[امام على]] عليه السلام در تفسير صَمد فرمود: «هو الله الصمد الذى لا مِن شىء و لا فى شىء و لا على شىء، مُبدع الأشياء و خالقها و مُنشئ الأشياء بقدرته، يتلاشى ما خلق للفناء بمشيته و يبقى ما خلق للبقاء بعلمه»؛<ref>تفسير نورالثقلين.</ref> خداوند صمد است، يعنى از چيزى به وجود نيامده، در چيزى فرو نرفته، و بر چيزى قرار نگرفته است، آفريننده اشياء و خالق آنها است، همه چيز را به قدرتش پديد آورده، آنچه براى فنا آفريده به ارادهاش از هم متلاشى مىشود و آنچه براى بقاء خلق كرده به علمش باقى مىماند. | |
| + | |||
| + | [[امام حسين]] عليه السلام در پاسخ اهل [[بصره]] كه از معناى «صمد» سؤال كرده بودند، فرمود: معناى صَمد همان جملات پس از آن -در [[سوره اخلاص]]- است، يعنى {{متن قرآن|«لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ، و لَم یَکُن لَه کُفواً أحَد»}}.<ref>[[سوره اخلاص]]، ۴-۳.</ref><ref>حویزی، تفسير نورالثقلين.</ref> | ||
| + | |||
| + | ربیع بن مسلم گوید: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام حِینَ سُئِلَ عَنِ الصَّمَدِ فَقَالَ الصَّمَدُ الَّذِی لَا جَوْفَ لَهُ؛<ref>شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۶.</ref> از [[امام موسی کاظم علیه السلام|موسى بن جعفر]] علیه السلام شنیدم که هنگامی که از او درباره معنی صمد پرسیدند، فرمود: «صمد» آن چیزی است که جوف (جای خالی) ندارد. | ||
| + | |||
| + | داود بن قاسم جعفرى گوید: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام جُعِلْتُ فِدَاک مَا الصَّمَدُ؟ قَالَ السَّیدُ الْمَصْمُودُ إِلَیهِ فِی الْقَلِیلِ وَ الْکثِیرِ؛<ref>معانی الأخبار، ص ۶.</ref> به [[امام جواد]] علیه السلام عرض کردم: -فدایت گردم- «صمد» چیست؟ فرمود: سرور و بزرگى است که تمامى آفریدگان براى هر چیز -چه اندک و چه بسیار- رو بسوى او آرند.<ref>معانی الأخبار، ترجمه محمدى، ج۱، ص ۱۶.</ref> | ||
| + | |||
| + | [[امام صادق]] عليه السلام فرمود: اگر اهلش را پيدا مىكردم از همين كلمه «صمد»، [[توحيد]] و [[اسلام]] و [[ايمان]] را استخراج مىكردم.<ref>تفسير نورالثقلين.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۹: | ||
* [[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، جلد ۱۸، صفحه ۴۳۸. | * [[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، جلد ۱۸، صفحه ۴۳۸. | ||
* [[معانى الأخبار (کتاب)|معانی الاخبار]]، شیخ صدوق، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ۱۴۰۳ ق. | * [[معانى الأخبار (کتاب)|معانی الاخبار]]، شیخ صدوق، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ۱۴۰۳ ق. | ||
| − | + | *[[تفسیر نور]]، محسن قرائتی، جلد ۱۰، صفحه ۶۴۱. | |
{{اسماء الله}} | {{اسماء الله}} | ||
{{قرآن}} | {{قرآن}} | ||
[[رده:اسماء و صفات الهی]] | [[رده:اسماء و صفات الهی]] | ||
[[رده:واژگان قرآنی]] | [[رده:واژگان قرآنی]] | ||
نسخهٔ ۱۴ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۸
«صَمَد» از اسماء و صفات خداوند سبحان است. این واژه تنها یک بار در قرآن آمده است: «اللَّهُ الصَّمَدُ».[۱] در «دعای جوشن کبیر» نیز واژه «صمد» به عنوان یکی از اسماء الهی مورد اشاره قرار گرفته است: «يَا صَمَداً لَايُطْعَمُ» (فراز ۳۱)، «يَا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَيْبٍ» (فراز ۷۴)، «يَا صَمَدُ» (فراز ۸۵).[۲]
برای کلمه «صمد» معانی متعددی بیان شده است؛ به معناى کسى که هر سیادت و آقایی به او منتهى مى شود.[۳] و کسى که همواره بوده و خواهد بود.[۴] و کسی که جای خالی ندارد.[۵]
«صمد» كسى است كه همه در حوائج خود به او روى مىآورند و او را قصد مىكنند و او مقصود همگان است... نظير آيه «أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى».[۶] لازمه اين معنا، بى نيازى است و شايد بدين جهت «صمد» را «بى نياز» گفتهاند. صمد (بر وزن عقل) در لغت به معنى قصد است «صمدَه صمداً: قصدَه» و نيز به معنى اعتماد آيد، گويند «صمدَ هذا الامر: اعتمده». بنابراین «صمد» در آيه «اللَّهُ الصَّمَدُ» به معنى «مقصود و مصمود اليه» است.[۷]
امام على عليه السلام در تفسير صَمد فرمود: «هو الله الصمد الذى لا مِن شىء و لا فى شىء و لا على شىء، مُبدع الأشياء و خالقها و مُنشئ الأشياء بقدرته، يتلاشى ما خلق للفناء بمشيته و يبقى ما خلق للبقاء بعلمه»؛[۸] خداوند صمد است، يعنى از چيزى به وجود نيامده، در چيزى فرو نرفته، و بر چيزى قرار نگرفته است، آفريننده اشياء و خالق آنها است، همه چيز را به قدرتش پديد آورده، آنچه براى فنا آفريده به ارادهاش از هم متلاشى مىشود و آنچه براى بقاء خلق كرده به علمش باقى مىماند.
امام حسين عليه السلام در پاسخ اهل بصره كه از معناى «صمد» سؤال كرده بودند، فرمود: معناى صَمد همان جملات پس از آن -در سوره اخلاص- است، يعنى «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ، و لَم یَکُن لَه کُفواً أحَد».[۹][۱۰]
ربیع بن مسلم گوید: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام حِینَ سُئِلَ عَنِ الصَّمَدِ فَقَالَ الصَّمَدُ الَّذِی لَا جَوْفَ لَهُ؛[۱۱] از موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم که هنگامی که از او درباره معنی صمد پرسیدند، فرمود: «صمد» آن چیزی است که جوف (جای خالی) ندارد.
داود بن قاسم جعفرى گوید: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام جُعِلْتُ فِدَاک مَا الصَّمَدُ؟ قَالَ السَّیدُ الْمَصْمُودُ إِلَیهِ فِی الْقَلِیلِ وَ الْکثِیرِ؛[۱۲] به امام جواد علیه السلام عرض کردم: -فدایت گردم- «صمد» چیست؟ فرمود: سرور و بزرگى است که تمامى آفریدگان براى هر چیز -چه اندک و چه بسیار- رو بسوى او آرند.[۱۳]
امام صادق عليه السلام فرمود: اگر اهلش را پيدا مىكردم از همين كلمه «صمد»، توحيد و اسلام و ايمان را استخراج مىكردم.[۱۴]
پانویس
- ↑ سوره اخلاص، ۲.
- ↑ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج۷، ص۴۰۴، «صمد»
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۹-۱۰، ص۸۶۱
- ↑ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۶.
- ↑ سوره نجم، ۴۲.
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی، ج۱۲، ص۴۰۳.
- ↑ تفسير نورالثقلين.
- ↑ سوره اخلاص، ۴-۳.
- ↑ حویزی، تفسير نورالثقلين.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۶.
- ↑ معانی الأخبار، ص ۶.
- ↑ معانی الأخبار، ترجمه محمدى، ج۱، ص ۱۶.
- ↑ تفسير نورالثقلين.
منابع
- فرهنگ قرآن، جلد ۱۸، صفحه ۴۳۸.
- معانی الاخبار، شیخ صدوق، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ۱۴۰۳ ق.
- تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد ۱۰، صفحه ۶۴۱.




