جامع (اسم الله): تفاوت بین نسخهها
جز (جامع را به جامع (اسم الله) منتقل کرد) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | '''«جامع»''' از ریشه «جمع» و به معناى به هم ضمیمه کردن، نزدیک کردن و گردآوردن چیزهایى در کنار هم است.<ref>مفردات، ص۲۰۱، «جمع».</ref> جامع در وصف [[الله|خدا]]، گاهى ذاتى و به معناى جامع فضایل و صفات نیکو، و گاهى فعلى است که دلالت دارد خداوند متعال به حق، جامع متفرقات و همانندها و اشیاى ضدّ است.<ref>الأسنى فى شرح اسماء اللّه الحسنى، ج۱، ص۴۸۰.</ref> | |
| − | + | لفظ «جامع» در [[قرآن]] در سه مورد آمده و در دو مورد وصف خداوند متعال قرار گرفته است، چنان که مى فرماید: | |
| − | + | {{متن قرآن|«رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}<ref>[[آیه 9 سوره آل عمران|سوره آل عمران،آیه ۹.]]</ref>؛ پروردگارا! تو گرد آورنده مردم در روزى هستى که در آن شک نیست، خدا خلف وعده نمى کند». | |
| − | |||
| + | {{متن قرآن|«...إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا}}<ref>[[آیه 140 سوره نساء|سوره نساء،آیه ۱۴۰.]]</ref>؛... خدا منافقان و کافران را در جهنم گرد مى آورد». | ||
| + | |||
| + | و در مورد سوم، صفت امر (به معنى کار) آمده است، چنان که مى فرماید: | ||
| + | |||
| + | {{متن قرآن|«...وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّىٰ يَسْتَأْذِنُوهُ...»}}<ref>[[آیه 62 سوره نور|سوره نور،آیه ۶۲.]]</ref>؛...هرگاه مؤمنان درباره کار عمومى با پیامبر باشند، مجلس را بدون اذن او ترک نمى کنند...». | ||
| + | |||
| + | در هر حال مقصود از وصف «جامع» این است که خدا همه را در روز [[قیامت]] جمع مى کند و از آنجا که چنین روزى، روز سخت است، قبل از جمله «إِنَّک جامِعُ النّاس» در [[آیه]] مذکور، از خدا طلب رحمت مى شود تا خدا به داد انسان برسد و مى فرماید: | ||
| + | |||
| + | {{متن قرآن|«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ}}<ref>[[آیه 8 سوره آل عمران|سوره آل عمران،آیه ۸.]]</ref>؛ پروردگارا! قلبهاى ما را پس از آن که هدایتمان کردى از حق برمگردان، رحمت خود را براى ما ارزانى دار، حقّا که تو بى نهایت بخشنده اى». | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
| − | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | فرهنگ | + | * [[جعفر سبحانی|آیت الله سبحانی]]، منشور جاوید، ج۲ ص ۱۷۲. |
| − | + | * [[فرهنگ قرآن]]، ج۹. | |
| + | {{اسماء الله}} | ||
| + | {{قرآن}} | ||
[[رده:اسماء و صفات الهی]] | [[رده:اسماء و صفات الهی]] | ||
[[رده:واژگان قرآنی]] | [[رده:واژگان قرآنی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۶
«جامع» از ریشه «جمع» و به معناى به هم ضمیمه کردن، نزدیک کردن و گردآوردن چیزهایى در کنار هم است.[۱] جامع در وصف خدا، گاهى ذاتى و به معناى جامع فضایل و صفات نیکو، و گاهى فعلى است که دلالت دارد خداوند متعال به حق، جامع متفرقات و همانندها و اشیاى ضدّ است.[۲]
لفظ «جامع» در قرآن در سه مورد آمده و در دو مورد وصف خداوند متعال قرار گرفته است، چنان که مى فرماید:
«رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ[۳]؛ پروردگارا! تو گرد آورنده مردم در روزى هستى که در آن شک نیست، خدا خلف وعده نمى کند».
«...إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا[۴]؛... خدا منافقان و کافران را در جهنم گرد مى آورد».
و در مورد سوم، صفت امر (به معنى کار) آمده است، چنان که مى فرماید:
«...وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّىٰ يَسْتَأْذِنُوهُ...»[۵]؛...هرگاه مؤمنان درباره کار عمومى با پیامبر باشند، مجلس را بدون اذن او ترک نمى کنند...».
در هر حال مقصود از وصف «جامع» این است که خدا همه را در روز قیامت جمع مى کند و از آنجا که چنین روزى، روز سخت است، قبل از جمله «إِنَّک جامِعُ النّاس» در آیه مذکور، از خدا طلب رحمت مى شود تا خدا به داد انسان برسد و مى فرماید:
«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ[۶]؛ پروردگارا! قلبهاى ما را پس از آن که هدایتمان کردى از حق برمگردان، رحمت خود را براى ما ارزانى دار، حقّا که تو بى نهایت بخشنده اى».
پانویس
- ↑ مفردات، ص۲۰۱، «جمع».
- ↑ الأسنى فى شرح اسماء اللّه الحسنى، ج۱، ص۴۸۰.
- ↑ سوره آل عمران،آیه ۹.
- ↑ سوره نساء،آیه ۱۴۰.
- ↑ سوره نور،آیه ۶۲.
- ↑ سوره آل عمران،آیه ۸.
منابع
- آیت الله سبحانی، منشور جاوید، ج۲ ص ۱۷۲.
- فرهنگ قرآن، ج۹.




