سوره انفال: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی ' <keywords content='کلید واژه: سوره انفال، ' /> '''کلید واژه: سوره انفال، ''' ==سوره 8 / الأنفال...' ایجاد کرد)
 
جز
 
(۱۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
==سوره 8 / الأنفال==
+
{{مدخل دائرة المعارف|[[دائرة المعارف قرآن کریم]]}}
 +
{{شناسنامه سوره
 +
|نام=انفال
 +
|قبلی=اعراف
 +
|بعدی=توبه
 +
|شماره=۸
 +
|جزء=۹و۱۰
 +
|محل نزول=مدینه
 +
|ترتیب نزول=۸۸
 +
|تعداد آیه=۷۵
 +
}}
 +
'''سوره انفال''' هشتمین [[سوره]] از سوره های [[قرآن کریم]] و دارای ۷۵ [[آیه]] است. زمان [[نزول قرآن|نزول]] این سوره، ۱۹ ماه پس از [[هجرت پیامبر اسلام به مدینه|هجرت]] و بعد از [[جنگ بدر]] بوده است.
  
'''<I>بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ</I>''' / به نام خداوند رحمتگر مهربان
+
==نزول سوره==
  
'''<I>يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْاللّهَ وَ أَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَ أَطِيعُواْاللّهَ وَ رَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿1﴾</I>'''
+
«سوره انفال» به اتفاق همه مفسران [[سوره های مکی و مدنی|مدنى]] است،<ref> زادالمسیر، ج ۳، ص ۳۱۶؛ نهج‌البیان، ج ۲، ص‌ ۳۷۸؛ بصائرذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۲.</ref> مگر ۷ [[آیه]] آن، که [[ابن عباس|ابن ‌عباس]] آن‌ها را مدنى نمى‌داند. این [[سوره]] هشتمین سوره در ترتیب مصحف است که بین دو [[سوره اعراف]] و [[سوره توبه]] قرار گرفته است و هشتاد و هشتمین سوره در [[ترتیب نزول سوره ها|ترتیب نزول]] است که پس از [[سوره بقره]] و پیش از [[سوره آل ‌عمران]] نازل شده است<ref> مجمع البیان، ج‌ ۱۰، ص‌ ۶۱۳‌؛ التمهید، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳۷.</ref> و با فرض نزول ۸۶ سوره در [[مکه|مکه]]،<ref> الاتقان، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰؛ التمهید، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳۷.</ref> این سوره، دومین سوره‌اى است که در [[مدینه]] نازل شده است.<ref> همان.</ref>
  
اى پيامبر از تو درباره غنايم جنگى مى  پرسند بگو غنايم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده او دارد پس از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد و اگر [[ايمان]] داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد.(1)
+
با این حال آراى دیگر، آن را اولین،<ref> روض الجنان، ج‌ ۹، ص‌ ۵۴‌.</ref> سومین، چهارمین و پنجمین سوره مدنى معرفى کرده است؛<ref> الاتقان، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸‌ـ‌۲۰؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۶؛ التفسیر الحدیث، ج‌ ۷، ص‌ ۷.</ref> ولى با توجه به آیات ۲۱۷ ـ ۲۱۸ [[سوره بقره]] که اولین سوره مدنى و ناظر به [[سریه عبدالله بن جحش]] و مربوط به زمانى قبل از [[جنگ بدر]] است<ref> اسباب‌النزول، ص‌ ۶۱‌ـ‌۶۲‌؛ مجمع البیان، ج‌ ۲، ص‌ ۵۵۱‌، ۵۵۳‌.</ref> و این که نزول سوره انفال پس از جنگ بدر بوده، نظر نخست ترجیح دارد.<ref> التفسیر الحدیث، ج‌ ۷، ص‌ ۸‌.</ref>
  
'''<I>إِنَّمَاالْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَاللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَ عَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿2﴾</I>''' / مؤمنان همان كسانى  اند كه چون خدا ياد شود دل هايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگار خود توكل مى  كنند.(2)
+
البته به سبب تنوع و گستردگى موضوعات در سوره بقره احتمال نزول بخش‌هایى از آن به دنبال [[سوره انفال]] قوى به نظر مى‌رسد، زیرا سوره بقره به یکباره نازل نشده است، ولى وقتى گفته مى‌شود: سوره‌اى پس از سوره دیگر نازل شده است مقصود اوایل سوره‌هاست.<ref> فى ظلال القرآن، ج‌ ۳، ص‌ ۱۴۲۹؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۶.</ref>
  
'''<I>الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿3﴾</I>''' / همانان كه [[نماز]] را به پا مى  دارند و از آن چه به ايشان روزى داده ايم [[انفاق]] مى  كنند.(3)
+
برخى، آیات ۳۰ ـ ۳۶ این سوره را [[سوره های مکی و مدنی|مکى]] دانسته‌اند،<ref> تفسیر الجلالین، ص‌ ۱۸۰.</ref> شاید به این دلیل که آن آیات از رخدادهاى [[مکه]] گزارش داده است؛ اما این نظر پذیرفته نیست، زیرا افزون بر وجود روایت صحیح دال بر مدنى بودن این آیات، آیات فراوانى از این دست وجود دارد که در [[مدینه]] نازل شده؛ اما ناظر به حوادث پیش از هجرت در مکه است، مانند [[آیه 26 سوره انفال|آیه ‌۲۶]] همین سوره که از ایام ضعف مسلمانان در مکه سخن گفته است.<ref> فى‌ظلال القرآن، ج‌ ۳، ص‌ ۱۴۳۰؛ المکى والمدنى فى‌القرآن، ج‌ ۲، ص‌ ۵۴۴‌ـ‌۵۶۷‌.</ref> افزون بر این، این نظر با انسجام و هماهنگى موجود میان آیات این سوره ناسازگار است.<ref> التفسیر الحدیث، ج‌ ۷، ص‌ ۷؛ المیزان، ج ‌۹، ص‌ ۸‌.</ref> ادعاى مکى بودن [[آیه 64 سوره انفال|آیه ۶۴]] نیز به سبب وحدت [[سیاق آیات|سیاق]] و روایاتِ مخالف، پذیرفتنى نیست.<ref> التمهید، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۸.</ref>
  
'''<I>أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿4﴾</I>''' / آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نيكو خواهد بود.(4)
+
==آیات سوره انفال==
 +
سوره انفال در مصحف‌هاى رایج که آیاتش به سبک [[کوفه|کوفى]] تنظیم شده،<ref> تاریخ قرآن، ص‌ ۵۷۰‌.</ref> داراى ۷۵ [[آیه]]<ref> فى ظلال القرآن، ج‌ ۳، ص‌ ۱۴۲۹؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۴.</ref> و ۱۲۴۳ کلمه است.<ref> المعجم الاحصایى، ج‌ ۱، ص‌ ۳۰۱.</ref> قاریان [[شام]] با وقف کردن بر «ثُمَ یغلبون» در [[آیه 36 سوره انفال|آیه ۳۶]] و «مفعولا» در [[آیه 42 سوره انفال|آیه ۴۲]]، آن دو را آیه‌اى مستقل شمرده، شمار آیات این سوره را ۷۷ دانسته‌اند. [[بصره|بصری‌ها]] نیز هر چند مانند شامی‌ها دو مورد یاد شده را آیه‌اى مستقل شمرده‌اند؛ ولى با یک آیه قرار دادن آیات ۶۲ ـ ۶۳، شمار آیات سوره را ۷۶ دانسته‌اند. [[حجاز|حجازی‌ها]] فقط در آیه ۴۲ با کوفی‌ها مخالفت کرده‌اند و با وقف کردن بر «مَفعُولا» در آیه ۴۲، آن را آیه‌اى مستقل دانسته، در نتیجه شمار آیات سوره را به ۷۶ رسانده‌اند.<ref> البیان فى عد آى القرآن، ص‌ ۱۵۸؛ مجمع‌البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۷۹۴؛ بصائر ذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۲.</ref>
  
'''<I>كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ ﴿5﴾</I>''' / همان گونه كه پروردگارت تو را از خانه  ات به [[حق]] بيرون آورد و حال آن كه دسته  اى از مؤمنان سخت كراهت داشتند.(5)
+
این [[سوره]] از زمان [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه و آله و [[صحابه]] به «انفال» شهرت داشته است، زیرا در نخستین آیه آن این واژه دو بار تکرار و درباره آن سخن گفته شده است.<ref> بصائرذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۲؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۵.</ref> این سوره «بدر» نیز نامیده شده، چون درباره [[غزوه بدر|جنگ بدر]] نازل شده است.<ref> همان؛ الاتقان، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۹.</ref> در برخى نقل‌ها از آن به «سورة‌الجهاد» یاد شده است زیرا پس از نزول این سوره، پیامبر [[تلاوت قرآن|تلاوت]] آن را در جنگ‌ها براى تقویت روحیه رزمندگان [[سنت]] قرار داد. این رویه در زمان [[خلفای نخستین|خلفا]] نیز ادامه داشته است.<ref> تاریخ دمشق، ج ‌۶۰‌، ص‌ ۱۴۵؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۳، ص‌ ۱۹۹؛ تفسیر بقاعى، ج‌ ۳، ص‌ ۱۸۲.</ref>
  
'''<I>يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنظُرُونَ ﴿6﴾</I>''' / با تو درباره حق بعد از آن كه روشن گرديد مجادله مى  كنند گويى كه آنان را به سوى [[مرگ]] مى  رانند و ايشان بدان مى  نگرند.(6)
+
روایات درباره این که [[سوره انفال]] و [[سوره توبه]] هر یک سوره‌اى مستقل اند یا سوره توبه متمم سوره انفال است، اختلاف دارد.<ref> تفسیر عیاشى، ج ۱، ص‌ ۷۳؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص‌ ۱۲۰؛ المیزان، ج ۹، ص‌ ۱۴۹ ـ ۱۵۰.</ref> فاصله نشدن [[آیه تسمیه|بسم اللّه]] بین این دو سوره سبب شده است تا برخى آن دو را یک سوره بدانند.<ref> روح المعانى، مج‌ ۶‌، ج‌ ۱۰، ص‌ ۲۳۰.</ref> به هر روى این دو سوره «قرینتین» خوانده شده<ref> الدرالمنثور، ج‌ ۴، ص‌ ۱۲۰.</ref> و در تقسیم‌بندى سوره‌ها، هفتمین عضو مجموعه «[[سبع طوال|السبع الطوال]]» به شمار آمده است، هر چند بنا به نظر برخى، این دو سوره از این مجموعه خارج و [[سوره یونس]] هفتمین عضو این مجموعه است.<ref> التفسیر الکبیر، ج‌ ۱۵، ص‌ ۲۱۶؛ روح المعانى، مج‌ ۶‌، ج‌ ۱۰، ص‌ ۲۳۰‌ـ‌۲۳۲.</ref>
  
'''<I>وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتِيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُاللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَ يَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ ﴿7﴾</I>'''
+
درباره پیوند این سوره با سوره پیشین ([[سوره اعراف]]) گفته‌اند: چون خداوند در سوره اعراف داستان‌هاى [[پیامبران|انبیاء]] علیهم‌السلام را بیان کرد و در پایان آن از [[پیامبر اسلام]] صلى الله علیه و آله یاد کرد، سوره انفال را با یاد آن حضرت شروع کرد و سپس در ادامه آن به ماجراهایى که بین آن حضرت و قومش واقع شده است، پرداخت.<ref> مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۷۹۴؛ المنیر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۳۶.</ref>
  
و به ياد آوريد هنگامى را كه خدا يكى از دو دسته كاروان تجارتى قريش يا سپاه [[ابوسفيان]] را به شما وعده داد كه از آن شما باشد و شما دوست داشتيد كه دسته بى  سلاح براى شما باشد ولى خدا مى  خواست [[ حق]] (=[[اسلام]]) را با كلمات خود ثابت و كافران را ريشه  كن كند.(7)
+
بسیارى معتقدند [[آیه 65 سوره انفال|آیه ۶۵]] این سوره با آیه پس از آن [[نسخ]] شده است،<ref> جامع البیان، مج‌ ۶‌، ج‌ ۱۰، ص‌ ۵۰‌ـ‌۵۴‌؛ فتح المنان، ص‌ ۳۱۱‌ـ‌۳۱۵؛ النسخ فى القرآن، ج‌ ۲، ص‌ ۸۲۸‌.</ref> حتى برخى ادعاى [[اجماع]] بر نسخ آن کرده‌اند<ref> التبیان، ج ۵، ص‌ ۱۵۴؛ روض الجنان، ج ۹، ص‌ ۱۴۷.</ref> زیرا در آیه اول، خداوند فرمان مى‌دهد که هر مسلمان باید در [[جهاد]] در برابر ۱۰ کافر پایدارى کند، ولى در آیه دوم این نسبت به دو برابر تقلیل یافته است؛ ولى جمعى نسخ را نپذیرفته و هر دو حکم را ثابت مى‌دانند و مى‌گویند: این دو حکم مربوط به دو گروه مختلف با شرایط متفاوت است؛ حکم نخست براى زمانى است که غالب افراد مسلمان خودساخته و قوى الایمان باشند و حکم دوم مربوط به زمانى است که وضعیت مسلمانان از جهت قوت [[ایمان]] چنین نباشد،<ref> نمونه، ج‌ ۹، ص‌ ۲۳۹.</ref> افزون بر این، برخى آیات ۱، ۳۳، ۳۹، ۶۱ و ۷۲ این سوره را نیز [[ناسخ و منسوخ|منسوخ]] دانسته‌اند،<ref> قلائدالمرجان، ص‌ ۱۱۱‌ـ‌۱۱۳؛ التمهید، ج‌ ۲، ص‌ ۳۵۲‌ـ‌۳۵۵.</ref> لیکن صحت این ادعاها قویاً مورد تردید است.<ref> الاتقان، ج ‌۲، ص‌ ۴۵‌ـ‌۵۲‌؛ البیان، ص‌ ۲۸۷، ۳۵۲.</ref>
  
'''<I>لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ﴿8﴾</I>''' / تا حق را ثابت و [[باطل]] را نابود گرداند هر چند بزهكاران خوش نداشته باشند.(8)
+
آیات نامدار سوره انفال نیز عبارتند از: آیه اول آن به نام «[[آیه انفال|آیه انفال]]»، آیه ۴۱ به «[[آیه خمس]]»، آیه ۶۱ به «آیه سَلْم»، آیه ۶۲ به «[[آیه نصر|آیه نَصْر]]»، آیات ۶۵ و ۶۶ به «[[آیه عدد مقاتلین|آیه عدد مقاتلین]]» و آیه ۷۲ به «[[آیه توارث بالایمان|آیه توارث بالایمان]]» نامگذارى شده اند.  
  
'''<I>إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ ﴿9﴾</I>''' / به ياد آوريد زمانى را كه پروردگار خود را به فرياد مى  طلبيديد پس دعاى شما را اجابت كرد كه من شما را با هزار فرشته پياپى يارى خواهم كرد.(9)
+
==غرض و محتواى سوره==
  
'''<I>وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِاللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿10﴾</I>''' / و اين وعده را خداوند جز نويدى براى شما قرار نداد و تا آن كه دل هاى شما بدان اطمينان يابد و پيروزى جز از نزد خدا نيست كه خدا شكست ناپذير و حكيم است.(10)
+
سوره انفال در سال دوم هجرى و پس از پیروزى مسلمانان در [[غزوه بدر|جنگ بدر]] و حل مشکلاتى که در این باره براى مسلمانان پیش آمده بود، نازل شد<ref> المیزان، ج‌ ۹، ص‌ ۴.</ref> و در آن ضمن اشاره به رخداد جنگ بدر و حوادثى که به وقوع این پیروزى سرنوشت‌ساز انجامید از [[امدادهای غیبی|امدادهاى غیبى]] خداوند یاد مى‌کند.
  
'''<I>إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ ﴿11﴾</I>'''
+
[[سیاق آیات|سیاق]] [[سوره انفال]] نشان مى‌دهد که غرض اصلى آن بیان شرایط بهره‌مندى مؤمنان از امدادهاى غیبى و نصرت الهى است که مهم‌ترین شرط آن، اطاعت از [[الله|خدا]] و [[پیامبر اسلام|رسول]] است و در کنار آن به نتایج این اطاعت و پیامدهاى سرپیچى از فرمان خداوند اشاره مى‌کند.
  
به ياد آوريد هنگامى را كه خدا خواب سبك آرامش  بخشى كه از جانب او بود بر شما مسلط ساخت و از آسمان بارانى بر شما فرو ريزانيد تا شما را با آن پاك گرداند و وسوسه [[شيطان]] را از شما بزدايد و دل هايتان را محكم سازد و گام هايتان را بدان استوار دارد.(11)
+
آیات نخست سوره انفال (۱ ـ ۴) به بیان حکم خداوند درباره «[[انفال]]» و وظایف مؤمنان و ویژگی‌هاى آنان اختصاص دارد و به آنان یادآور مى‌شود که (با این پیروزى) از مسیر [[تقوا]] و [[توحید]] و اطاعت [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه و آله خارج نشوند و با یکدیگر سازش کنند.
  
'''<I>إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ ﴿12﴾</I>'''
+
آنگاه براى مؤمنان صفاتى همچون هراس از عظمت الهى، افزایش [[ایمان]] بر اثر استماع آیات خدا،<ref> مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۷۹۸‌ـ‌۷۹۹.</ref> [[توکل|توکل]]، برپا داشتن [[نماز]] و [[انفاق]] از مال را ذکر مى‌کند؛ صفاتى که همگى در آماده کردن نفس براى تقوا، [[اصلاح ذات البین]] و اطاعت از خدا و رسولش مؤثر است.
  
هنگامى كه پروردگارت به [[فرشتگان]] [[وحى]] مى  كرد كه من با شما هستم پس كسانى را كه [[ايمان]] آورده اند ثابت  قدم بداريد بزودى در دل [[كافران]] وحشت  خواهم افكند پس فراز گردن ها را بزنيد و همه سرانگشتانشان را قلم كنيد.(12)
+
نظم آیات سوره از [[آیه 5 سوره انفال|آیه ۵]] تا انتهاى آن چنین است که ابتدا در هر فرازى برخى از امدادهاى غیبى الهى را بیان مى‌کند و سپس بر بخشى از وظایف مؤمنان که لازمه استمرار نصرت و یارى الهى است تأکید مى‌کند یا به فرجام شوم [[کفر|کافران]] و [[نفاق|منافقان]] و خصلت‌هایى که موجب عذاب و دورى آنان از رحمت و نصرت الهى شده است، اشاره مى‌کند.
  
'''<I>ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿13﴾</I>''' / اين [[كيفر]] بدان سبب است كه آنان با خدا و پيامبر او به مخالفت برخاستند و هر كس با خدا و پيامبر او به مخالفت برخيزد قطعا خدا سخت  كيفر است.(13)
+
آیات ۵‌-‌۸ به نخستین نمونه از امدادهاى غیبى، یعنى خارج شدن [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه و آله به امر الهى از [[مدینه]] و آماده شدن ایشان براى جنگ با کفار [[قریش]]، اشاره مى‌کند. این اقدام در حالى صورت گرفت که بسیارى از مؤمنان از ترس [[مرگ]] و احساس ناتوانى در برابر لشکریان دشمن، از چنین اقدامى بیمناک و علاقمند بودند که یا اصلاً درگیرى صورت نگیرد یا دست کم به جاى جنگ با لشکریان قریش به کاروان تجارتى آن‌ها یورش برند؛ اما خداوند زمینه‌اى فراهم کرد تا [[جنگ بدر]] که نقطه عطفى در پیروزی‌هاى بعدى مسلمانان به شمار مى‌رفت صورت گیرد و با پیروزى آنان، [[حق]] تقویت و ریشه کافران قطع شود.
  
'''<I>ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ ﴿14﴾</I>''' / اين [[عذاب دنيا]] را بچشيد و بدانيد كه براى كافران [[عذاب آتش]] خواهد بود.(14)
+
آیات ۹‌ ـ ‌۱۴ به دومین و سومین امداد الهى در [[جنگ بدر]] مى‌پردازد. به گزارش این آیات دومین امداد غیبى و یارى الهى زمانى نمایان شد که به سبب کثرت نفرات دشمن و فزونى تجهیزات آنان، عرصه بر مؤمنان تنگ شده بود و پیامبر صلى الله علیه و آله و یارانش از خداوند تقاضاى کمک مى‌کردند و در این هنگام خداوند ۱۰۰۰ [[فرشته]] را به کمک مؤمنان فرستاد. با نزول فرشتگان آرامش و اطمینان به اردوگاه مسلمانان بازگشت و رعب و وحشت سراپاى کافران را فراگرفت. این آرامش چنان بود که خواب مؤمنان را فراگرفت و به آنان قدرت و توان مجددى بخشید.
  
'''<I>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ ﴿15﴾</I>''' / اى كسانى كه ايمان آورده ايد هر گاه در ميدان نبرد به كافران برخورد كرديد كه به سوى شما روى مى  آورند به آنان پشت مكنيد.(15)
+
سومین امداد الهى، باران رحمت الهى بود که به صورت غیرمنتظره بارید و موجب شد که مسلمانان که به آب دسترسى نداشتند، سیراب شوند و امکان [[غسل]] و [[وضو]] براى آنان فراهم شود و ثبات قدم یابند.
  
'''<I>وَ مَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَ مَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿16﴾</I>'''
+
در آیات ۱۵‌ـ‌۲۹ از مؤمنان مى‌خواهد وقتى با گروه فراوانى از دشمنان مواجه مى‌شوند به آنان پشت نکنند، مگر براى تهاجم مجدد یا پیوستن به گروهى از مجاهدان، از خدا و پیامبرش اطاعت کرده و از اوامر و نواهى او روى برنگردانند و به سخنان او گوش دهند، به معارف [[توحید|توحیدى]] که باعث حیات فردى و اجتماعى انسانهاست توجه کرده، دعوت خدا و رسولش را اجابت کنند و بدانند که دور شدن از عبودیت خدا فتنه‌هاى بسیارى را در جامعه اسلامى دامن مى‌زند، به خدا و رسولش [[خیانت]] نکنند و مبادا به بهانه حفظ اموال و فرزندانشان دست از حمایت [[دین]] بردارند و [[تقوا]] پیشه کنند تا خداوند نیز قدرت تشخیص [[حق]] از [[باطل]] را به آنان عنایت کند.
  
و هر كه در آن هنگام به آنان پشت كند مگر آن كه هدفش كناره گيرى براى نبردى مجدد يا پيوستن به جمعى ديگر از همرزمانش باشد قطعا به خشم خدا گرفتار خواهد شد و جايگاهش [[دوزخ]] است و چه بد سرانجامى است.(16)
+
آیات ۳۰ ـ ۴۰ به ترسیم چهارمین تابلو از امدادهاى غیبى الهى و نصرت او به مؤمنان مى‌پردازد و چهره واقعى مخالفان پیامبر را که همه توان و امکانات خود را براى جلوگیرى از رشد دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله بکار گرفتند، افشا مى‌کند. آنان نقشه مى‌کشیدند تا پیامبر را به زندان افکنند یا بکشند یا از [[مکه]] اخراج کنند؛ ولى هیچ یک از توطئه‌هاى آنان کارساز نشد و نتوانستند به اهداف خود دست یابند. ادامه آیات، دلایل شکست و ناکامى آن‌ها را بر اثر امورى همچون حق‌ستیزى به سخره گرفتن اعمال عبادى، جلوگیرى از گرویدن مردم به آیین توحیدى و هزینه کردن در این راه مى‌داند و به آنان یادآور مى‌شود که یا از مخالفت دست بردارند یا خود را براى نابودى و شکست آماده کنند.
  
'''<I>فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَ مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿17﴾</I>'''
+
در آیات ۴۱ ـ ۴۴ حکم خداوند را درباره غنایم جنگى با تفصیل بیشترى یادآورى و اعلام مى‌کند که ۵۱ از غنایم را باید در راه خدا و رسولش و نیازمندان (یتیمان، مسکینان، در راه‌ماندگان) هزینه کنید و بدین وسیله [[ایمان]] خود را به خدا و تعالیم پیامبر صلى الله علیه و آله نشان دهید تا خداوند نیز لطف خود را شامل حال شما گرداند. آنگاه سه نمونه دیگر از امدادهاى الهى را که به برکت پایبندى مؤمنان به اصل [[توحید]] و اطاعت از رسول خدا فراهم آمده است، یادآور مى‌شود تا آنان را به اجراى این حکم الهى نیز تشویق کند.
  
و شما آنان را نكشتيد بلكه خدا آنان را كشت و چون ريگ به سوى آنان افكندى تو نيفكندى بلكه خدا افكند آرى خدا چنين كرد تا كافران را مغلوب كند و بدين وسيله مؤمنان را به آزمايشى نيكو بيازمايد قطعا خدا شنواى داناست.(17)
+
پنجمین، ششمین و هفتمین امداد غیبى که در این سوره از آن یاد شده است به مقدمات [[غزوه بدر|جنگ بدر]] مربوط مى‌شود و مى‌فرماید: اگر شما با محاسبات عادى خود مى‌خواستید عمل کنید قطعاً از جنگ خوددارى مى‌کردید زیرا بیشتر مسلمانان تحت تأثیر موقعیت ضعیف و کمبود نفرات خود و امکانات و نفرات گسترده دشمن قرار داشتند؛ اما خداوند حوادثى را پیش آورد که برترى ظاهرى آن‌ها در نظر مؤمنان اندک جلوه کند و هر دو گروه بر انجام جنگ مصمم شوند تا کارى که مى‌بایست انجام گیرد، تحقق بخشد و در پرتو این پیروزى غیرمنتظره و [[معجزه]] ‌آسا، حق از باطل شناخته شود.
  
'''<I>ذَلِكُمْ وَ أَنَّ اللّهَ مُوهِنُ كَيْدِالْكَافِرِينَ ﴿18﴾</I>''' / ماجرا اين بود و بدانيد كه خدا نيرنگ كافران را سست مى  گرداند.(18)
+
نخستین حادثه این بود که کاروان تجارى [[مکه|مکه]] توانست با تغییر مسیر از دست مسلمانان بگریزد و چون کافران در موقعیت برترى قرار داشتند، مسلمانان نیز از این تصمیم استقبال مى‌کردند؛ اما برخلاف تصمیم اولیه هر دو گروه، موقعیت براى وقوع درگیرى نظامى فراهم شد. براى جلوگیرى از سستى مسلمانان و ایجاد اختلاف میان آنان نیز، خداوند لشکر کافران را در دیدگان مسلمانان اندک و ناچیز جلوه داد و پیش از آن نیز لشکریان دشمن را در خواب به پیامبر صلى الله علیه و آله، اندک و ناتوان نشان داد و مژده فتح و پیروزى به مسلمین داد. بدین وسیله همه چیز براى آغاز جنگ آماده شد تا به یارى خداوند، مسلمانان به پیروزى بى‌نظیرى دست یابند.
  
'''<I>إِن تَسْتَفْتِحُواْ فَقَدْ جَاءكُمُ الْفَتْحُ وَ إِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَ إِن تَعُودُواْ نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿19﴾</I>'''
+
آیات ۴۵ ـ ۵۵ بخشى دیگر از وظایف مسلمانان را ذکر مى‌کند و از آنان مى‌خواهد تا اگر در برابر گروهى از دشمنان قرار گرفتند با یاد خدا در برابر آنان ثابت قدم و استوار باشند و در پرتو اطاعت از خدا و رسولش از نزاع و اختلاف بپرهیزند تا قدرت و عزت آنان از بین نرود.<ref> مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۸۴۲‌؛ المیزان، ج‌ ۹، ص‌ ۹۴.</ref>
  
اى مشركان اگر شما پيروزى [[حق]] را مى  طلبيد اينك پيروزى به سراغ شما آمد و اسلام پيروز شد و اگر از دشمنى بازايستيد آن براى شما بهتر است و اگر به جنگ برگرديد ما هم برمى  گرديم و بدانيد كه گروه شما هر چند زياد باشد هرگز از شما چيزى را دفع نتوانند كرد و خداست كه با مؤمنان است.(19)
+
رفتارهاى ناپسند و خودخواهانه کافران و منافقان را تکرار نکنند که به سرنوشت آن‌ها دچار مى‌شوند. آنان با غرور و سرمستى و به قصد خودنمایى به میدان جنگ آمده، خود را شکست‌ناپذیر مى‌دانستند و به پیمان‌هاى خود پایبند نبودند و حق‌طلبان را تحقیر مى‌کردند؛ اما سرانجام با ذلت و عذاب جان داده به سرنوشت قوم [[فرعون]] دچار شدند. آرى خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشت، تغییر نمى‌دهد، مگر آن که خود با اعمال ناشایست آن را تغییر دهند و به مؤمنین توصیه مى‌کند کارى نکنید که خداوند نعمت و یارى خود را از شما دریغ کند.
  
'''<I>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْاللّهَ وَ رَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنتُمْ تَسْمَعُونَ ﴿20﴾</I>''' / اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا و فرستاده او را فرمان بريد و از او روى برنتابيد در حالى كه سخنان او را مى  شنويد.(20)
+
آیات بعدى (۵۵ ـ ۷۵) روش مقابله با دشمنان حیله‌گر و پیمان‌شکن را در زمان جنگ و صلح به مسلمانان یادآور مى‌شود و به آنان مى‌گوید: با پیمان‌شکنان به سختى برخورد کنید و اگر به آن‌ها دست یافتید آنان را تار و مار کنید و اگر از خیانت آن‌ها بیم دارید، پیمان خود را با آنان لغو کنید. آمادگى نظامى خود را همواره در برابر دشمنان حفظ کنید و اسب‌هاى ورزیده و سایر امکانات مورد نیاز را فراهم آورید، البته تا زمانى که آنان به صلح و آرامش تمایل دارند شما نیز با آن‌ها کارزار نکنید.
  
'''<I>وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَيَسْمَعُونَ ﴿21﴾</I>''' / و مانند كسانى مباشيد كه گفتند شنيديم در حالى كه نمى  شنيدند.(21)
+
آنگاه از [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلى الله علیه و آله مى‌خواهد تا مؤمنان را به جنگ با کافران تشویق کند و به آنان یادآور مى‌شود که اگر [[ایمان]] و [[استقامت]] داشته باشند، هر ۱۰۰ نفر از آن‌ها توانایى مقابله با ۱۰۰۰ نفر از کافران را خواهد داشت، گرچه هم‌اکنون بر اثر ضعف ایمانى<ref> مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۸۵۶‌؛ المیزان، ج‌ ۹، ص‌ ۱۲۳.</ref> برخى مسلمانان هر ۱۰۰ نفر از آن‌ها تنها در برابر ۲۰۰ نفر از کافران یاراى مقاومت دارد. سپس نمونه‌اى از نشانه‌هاى [[دنیاطلبی|دنیاطلبى]] و ضعف ایمان مسلمانان را که بر اثر آن، توانایى مقابله آنان با کافران کاهش یافته ذکر مى‌کند.
  
'''<I>إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَاللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَيَعْقِلُونَ ﴿22﴾</I>''' / قطعا بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى اند كه نمى  انديشند.(22)
+
در بحبوحه جنگ و قبل از آن که شدت جنگ فرو نشیند، برخى از مسلمانان به گرفتن اسیر اقدام کردند تا پس از پایان جنگ بتوانند در برابر آزاد ساختن آن‌ها مبالغى از خویشاوندان اسیران دریافت کنند. بى‌تردید گرفتن اسیر در میدان جنگ، قدرت تهاجمى مسلمانان را کاهش داده و شمارى از آن‌ها به جاى نبرد، باید به مراقبت از اسیران بپردازند، آن هم در شرایطى که از ابتدا شمار مسلمانان از کافران کمتر بود و اگر قضاى الهى به یارى مسلمانان تعلق نگرفته بود، چه ‌بسا کافران به سبب همین اشتباه بر مسلمانان چیره شده، ضربه سختى به آنان مى‌زدند.
  
'''<I>وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿23﴾</I>''' / و اگر خدا در آنان خيرى مى  يافت قطعا شنوايشان مى  ساخت و اگر آنان را شنوا مى  كرد حتما باز به حال اعراض روى برمى  تافتند.(23)
+
آیات پایانى سوره همچون آیات آغازین آن، از مؤمنان مى‌خواهد یکدیگر را یارى دهند و به آنان محبت داشته باشند و در این رابطه تفاوتى میان مؤمنان مهاجر و غیرمهاجر نیست؛ اما رشته دوستى مؤمنان و کافران باید گسسته شود (آیات ‌۷۵ ـ ۷۲).
  
'''<I>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿24﴾</I>'''
+
==فضیلت سوره انفال==
  
اى كسانى كه [[ايمان]] آورده ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فراخواندند كه به شما حيات مى  بخشد آنان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و دلش حايل مى  گردد و هم در نزد او محشور خواهيد شد.(24)
+
از [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلى الله علیه و آله روایت شده است که هر کس [[سوره انفال]] را بخواند، خداوند پاداش [[روزه|روزه‌دارِ]] نمازگزار به او عطا مى‌کند.<ref> بصائر ذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۶.</ref>
  
'''<I>وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّتُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿25﴾</I>''' / و از فتنه  اى كه تنها به ستمكاران شما نمى  رسد بترسيد و بدانيد كه خدا سخت  كيفر است.(25)
+
از [[‌امام ‌صادق]] علیه‌السلام نیز نقل است که هر کس سوره انفال و [[سوره توبه|برائت]] را هر ماه [[تلاوت قرآن|تلاوت]] کند، [[نفاق]] در دل او داخل نشود و از [[شیعه|شیعیان]] واقعى [[امیرالمومنین|امیرمؤمنان]] علیه‌السلام باشد<ref> ثواب الاعمال، ص‌ ۱۰۶، ۲۳۷.</ref> و در روز [[قیامت]] همراه شیعیان آن حضرت از سفره‌هاى [[بهشت]] بهره‌مند شود تا مردمان از حساب فارغ شوند.<ref> تفسیر عیاشى، ج‌ ۲، ص‌ ۷۳؛ مجمع‌البیان، ج ‌۴، ص‌ ۷۹۴.</ref>
  
'''<I>وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَ أَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿26﴾</I>'''
+
==پانویس==
 +
<references />
  
و به ياد آوريد هنگامى را كه شما در زمين گروهى اندك و مستضعف بوديد مى ترسيديد مردم شما را بربايند پس خدا به شما پناه داد و شما را به يارى خود نيرومند گردانيد و از چيزهاى پاك به شما روزى داد، باشد كه سپاسگزارى كنيد.(26)
+
==منابع==
  
'''<I>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَتَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَ تَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿27﴾</I>''' / اى كسانى كه ايمان آورده ايد به خدا و پيامبر او خيانت مكنيد و نيز در امانت هاى خود خيانت نورزيد و خود مى  دانيد كه نبايد خيانت كرد.(27)
+
*سید عبدالرسول حسینى‌زاده، محمد خامه‌گر؛ دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۵، صفحه ۲۴-۳۰.
  
'''<I>وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَ أَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿28﴾</I>''' / و بدانيد كه اموال و فرزندان شما وسيله آزمايش شما هستند و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است.(28)
+
==پیوست==
 +
[[سوره انفال/متن و ترجمه|'''سوره انفال/متن و ترجمه''']]
 +
{{فهرست سوره های قرآن
 +
|سوره=۸.[[سوره انفال|الأنفال]]
 +
|قبلی=۷.[[سوره اعراف|الأعراف]]
 +
|بعدی=۹.[[سوره توبه|التوبة]]
 +
}}
 +
{{قرآن}}
  
'''<I>يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْاللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَ يُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَ يَغْفِرْلَكُمْ وَاللّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿29﴾</I>''' / اى كسانى كه ايمان آورده ايد اگر از خدا پروا داريد براى شما نيروى تشخيص حق از [[باطل]] قرار مى  دهد و گناهانتان را از شما مى  زدايد و شما را مى  آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است.(29)
+
[[رده: سوره های قرآن]]
 
 
'''<I>وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللّهُ وَاللّهُ خَيْرُالْمَاكِرِينَ ﴿30﴾</I>'''
 
 
 
و ياد كن هنگامى را كه كافران درباره تو نيرنگ مى  كردند تا تو را به بند كشند يا بكشند يا از [[مكه]] اخراج كنند و نيرنگ مى  زدند و خدا تدبير مى  كرد و خدا بهترين تدبيركنندگان است.(30)
 
 
 
'''<I>وَ إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ ﴿31﴾</I>''' / و چون آيات ما بر آنان خوانده شود مى  گويند به خوبى شنيديم اگر مى  خواستيم قطعا ما نيز همانند اين را مى  گفتيم اين جز افسانه  هاى پيشينيان نيست.(31)
 
 
 
'''<I>وَ إِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاء أَوِائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿32﴾</I>''' / و ياد كن هنگامى را كه گفتند خدايا اگر اين كتاب همان حق از جانب توست پس بر ما از آسمان سنگ هايى به باران يا عذابى دردناك بر سر ما بياور.(32)
 
 
 
'''<I>وَ مَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنتَ فِيهِمْ وَ مَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿33﴾</I>''' / ولى تا تو در ميان آنان هستى خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى  كنند خدا عذاب  كننده ايشان نخواهد بود.(33)
 
 
 
'''<I>وَ مَا لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِالْحَرَامِ وَ مَا كَانُواْ أَوْلِيَاءهُ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَيَعْلَمُونَ ﴿34﴾</I>'''
 
 
 
چرا خدا در [[آخرت]] عذابشان نكند با اين كه آنان مردم را از [[زيارت]] [[مسجدالحرام]] بازمى  دارند در حالى كه ايشان سرپرست آن نباشند چرا كه سرپرست آن جز پرهيزگاران نيستند ولى بيشترشان نمى  دانند.(34)
 
 
 
'''<I>وَ مَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَالْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاء وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿35﴾</I>''' / و نمازشان در [[خانه خدا]] جز سوت كشيدن و كف زدن نبود پس بسزاى آن كه كفر مى  ورزيديد اين عذاب را بچشيد.(35)
 
 
 
'''<I>إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ ﴿36﴾</I>'''
 
 
 
بى  گمان كسانى كه كفر ورزيدند اموال خود را خرج مى  كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند پس بزودى همه آن را خرج مى  كنند و آن گاه حسرتى بر آنان خواهد گشت  سپس مغلوب مى  شوند و كسانى كه كفر ورزيدند به سوى [[دوزخ]] گردآورده خواهند شد.(36)
 
 
 
'''<I>لِيَمِيزَاللّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿37﴾</I>''' / تا خدا ناپاك را از پاك جدا كند و ناپاك ها را روى يكديگر نهد و همه را متراكم كند آن گاه در [[جهنم]] قرار دهد اينان همان زيانكارانند.(37)
 
 
 
'''<I>قُل لِلَّذِينَ كَفَرُواْ إِن يَنتَهُواْ يُغَفَرْلَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ يَعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينِ ﴿38﴾</I>''' / به كسانى كه كفر ورزيده اند بگو اگر بازايستند آن چه گذشته است برايشان آمرزيده مى  شود و اگر بازگردند به يقين سنت خدا در مورد پيشينيان گذشت.(38)
 
 
 
'''<I>وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَتَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿39﴾</I>''' / و با آنان بجنگيد تا فتنه اى بر جاى نماند و [[دين]] يكسره از آن خدا گردد پس اگر از كفر بازايستند قطعا خدا به آن چه انجام مى  دهند بيناست.(39)
 
 
 
'''<I>وَ إِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَوْلاَكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ ﴿40﴾</I>''' / و اگر روى برتافتند پس بدانيد كه خدا سرور شماست چه نيكو سرور و چه نيكو ياورى است.(40)
 
 
 
'''<I>وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَ مَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿41﴾</I>'''
 
 
 
و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان او و يتيمان و بينوايان و در راه  ماندگان است اگر به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده ايد و خدا بر هر چيزى تواناست.(41)
 
 
 
'''<I>إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتَّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِن لِّيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَ يَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿42﴾</I>'''
 
 
 
آن گاه كه شما بر دامنه نزديكتر كوه بوديد و آنان در دامنه دورتر كوه و سواران دشمن پايين  تر از شما موضع گرفته بودند و اگر با يكديگر وعده گذارده بوديد قطعا در وعده  گاه خود اختلاف مى  كرديد ولى چنين شد تا خداوند كارى را كه انجام  شدنى بود به انجام رساند و تا كسى كه بايد هلاك شود با دليلى روشن هلاك گردد و كسى كه بايد زنده شود با دليلى واضح زنده بماند و خداست كه در حقيقت  شنواى داناست.(42)
 
 
 
'''<I>إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَ لَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿43﴾</I>'''
 
 
 
اى پيامبر ياد كن آن گاه را كه خداوند آنان (=سپاه دشمن) را در خوابت به تو اندك نشان داد و اگر ايشان را به تو بسيار نشان مى  داد قطعا سست مى  شديد و حتما در كار جهاد منازعه مى  كرديد ولى خدا شما را به سلامت داشت چرا كه او به راز دل ها داناست.(43)
 
 
 
'''<I>وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿44﴾</I>'''
 
 
 
و آن گاه كه چون با هم برخورد كرديد آنان را در ديدگان شما اندك جلوه داد و شما را نيز در ديدگان آنان كم نمودار ساخت تا خداوند كارى را كه انجام  شدنى بود تحقق بخشد و كارها به سوى خدا بازگردانده مى  شود.(44)
 
 
 
'''<I>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ ﴿45﴾</I>''' / اى كسانى كه ايمان آورده ايد چون با گروهى برخورد مى  كنيد پايدارى ورزيد و خدا را بسيار ياد كنيد باشد كه رستگار شويد.(45)
 
 
 
'''<I>وَ أَطِيعُواْاللّهَ وَ رَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿46﴾</I>''' / و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه سست  شويد و مهابت  شما از بين برود و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است.(46)
 
 
 
'''<I>وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَ رِئَاء النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ﴿47﴾</I>''' / و مانند كسانى مباشيد كه از خانه  هايشان با حالت  سرمستى و به صرف نمايش به مردم خارج شدند و مردم را از راه خدا بازمى  داشتند و خدا به آن چه مى  كنند احاطه دارد.(47)
 
 
 
'''<I>وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَغَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَتَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿48﴾</I>'''
 
 
 
و ياد كن هنگامى را كه [[شيطان]] اعمال آنان را برايشان بياراست و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد و من پناه شما هستم پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند شيطان به عقب برگشت و گفت من از شما بيزارم من چيزى را مى  بينم كه شما نمى  بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت  كيفر است.(48)
 
 
 
'''<I>إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَؤُلاء دِينُهُمْ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿49﴾</I>''' / آن گاه كه [[منافقان]] و كسانى كه در دل هايشان بيمارى بود مى  گفتند اينان (=مؤمنان) را دينشان فريفته است و هر كس بر خدا توكل كند بداند كه در حقيقت  خدا شكست  ناپذير حكيم است.(49)
 
 
 
'''<I>وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلآئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبَارَهُمْ وَ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿50﴾</I>''' / و اگر ببينى آن گاه كه [[فرشتگان]] جان كافران را مى  ستانند بر چهره و پشت آنان مى  زنند و گويند عذاب سوزان را بچشيد.(50)
 
 
 
'''<I>ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿51﴾</I>''' / اين [[كيفر]] دستاوردهاى پيشين شماست وگرنه خدا بر بندگان خود ستمكار نيست.(51)
 
 
 
'''<I>كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿52﴾</I>'''
 
 
 
رفتارشان مانند رفتار خاندان [[فرعون]] و كسانى است كه پيش از آنان بودند به آيات خدا كفر ورزيدند پس خدا بسزاى گناهانشان گرفتارشان كرد، آرى خدا نيرومند سخت  كيفر است.(52)
 
 
 
'''<I>ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿53﴾</I>''' / اين كيفر بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى  دهد مگر آن كه آنان آن چه را در دل دارند تغيير دهند و خدا شنواى داناست.(53)
 
 
 
'''<I>كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَ كُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ ﴿54﴾</I>''' / رفتارى چون رفتار فرعونيان و كسانى كه پيش از آنان بودند كه آيات پروردگارشان را تكذيب كردند پس ما آنان را بسزاى گناهانشان هلاك و فرعونيان را غرق كرديم و همه آنان ستمكار بودند.(54)
 
 
 
'''<I>إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَاللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَيُؤْمِنُونَ ﴿55﴾</I>''' / بى  ترديد بدترين جنبندگان پيش خدا كسانى  اند كه كفر ورزيدند و ايمان نمى  آورند.(55)
 
 
 
'''<I>الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَيَتَّقُونَ ﴿56﴾</I>''' / همانان كه از ايشان پيمان گرفتى ولى هر بار پيمان خود را مى  شكنند و از خدا پروا نمى  دارند.(56)
 
 
 
'''<I>فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿57﴾</I>''' / پس اگر در جنگ بر آنان دست  يافتى با عقوبت آنان كسانى را كه در پى ايشانند تار و مار كن باشد كه عبرت گيرند.(57)
 
 
 
'''<I>وَ إِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَيُحِبُّ الخَائِنِينَ ﴿58﴾</I>''' / و اگر از گروهى بيم خيانت دارى پيمانشان را به سويشان بينداز تا طرفين به طور يكسان بدانند كه پيمان گسسته است زيرا خدا خائنان را دوست نمى  دارد.(58)
 
 
 
'''<I>وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَيُعْجِزُونَ ﴿59﴾</I>''' / و زنهار كسانى كه كافر شده اند گمان نكنند كه پيشى جسته  اند زيرا آنان نمى  توانند ما را درمانده كنند.(59)
 
 
 
'''<I>وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّااسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّاللّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَتَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنتُمْ لاَتُظْلَمُونَ ﴿60﴾</I>'''
 
 
 
و هر چه در توان داريد از نيرو و اسب هاى آماده بسيج كنيد تا با اين تداركات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان ديگرى را جز ايشان كه شما نمى  شناسيدشان و خدا آنان را مى  شناسد بترسانيد و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مى  شود و بر شما ستم نخواهد رفت.(60)
 
 
 
'''<I>وَ إِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿61﴾</I>''' / و اگر به صلح گراييدند تو نيز بدان گراى و بر خدا توكل نما كه او شنواى داناست.(61)
 
 
 
'''<I>وَ إِن يُرِيدُواْ أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللّهُ هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿62﴾</I>''' / و اگر بخواهند تو را بفريبند يارى خدا براى تو بس است همو بود كه تو را با يارى خود و مؤمنان نيرومند گردانيد.(62)
 
 
 
'''<I>وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿63﴾</I>''' / و ميان دل هايشان الفت انداخت كه اگر آن چه در روى زمين است همه را خرج مى  كردى نمى  توانستى ميان دل هايشان الفت برقرار كنى ولى خدا بود كه ميان آنان الفت انداخت چرا كه او تواناى حكيم است.(63)
 
 
 
'''<I>يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿64﴾</I>''' / اى پيامبر خدا و كسانى از مؤمنان كه پيرو تواند تو را بس است.(64)
 
 
 
'''<I>يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَ إِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّيَفْقَهُونَ ﴿65﴾</I>'''
 
 
 
اى پيامبر مؤمنان را به [[جهاد]] برانگيز اگر از ميان شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مى  شوند و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مى  گردند چرا كه آنان قومى  اند كه نمى  فهمند.(65)
 
 
 
'''<I>الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَ إِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿66﴾</I>'''
 
 
 
اكنون خدا بر شما تخفيف داده و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست پس اگر از ميان شما يكصد تن شكيبا باشند بر دويست تن پيروز گردند و اگر از شما هزار تن باشند به توفيق الهى بر دو هزار تن غلبه كنند و خدا با شكيبايان است.(66)
 
 
 
'''<I>مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿67﴾</I>'''
 
 
 
هيچ پيامبرى را سزاوار نيست كه براى اخذ سرب ها از دشمنان اسيرانى بگيرد تا در زمين به طور كامل از آنان كشتار كند شما متاع دنيا را مى  خواهيد و خدا [[آخرت]] را مى  خواهد و خدا شكست  ناپذير حكيم است.(67)
 
 
 
'''<I>لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿68﴾</I>''' / اگر در آن چه گرفته ايد از جانب خدا نوشته  اى نبود قطعا به شما عذابى بزرگ مى  رسيد.(68)
 
 
 
'''<I>فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿69﴾</I>''' / پس از آن چه به غنيمت برده ايد [[حلال]] و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا داريد كه خدا آمرزنده مهربان است.(69)
 
 
 
'''<I>يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم مِّنَ الأَسْرَى إِن يَعْلَمِ اللّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنكُمْ وَ يَغْفِرْلَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿70﴾</I>'''
 
 
 
اى پيامبر به كسانى كه در دست  شما اسيرند بگو اگر خدا در دل هاى شما خيرى سراغ داشته باشد بهتر از آن چه از شما گرفته شده به شما عطا مى  كند و بر شما مى  بخشايد و خدا آمرزنده مهربان است.(70)
 
 
 
'''<I>وَ إِن يُرِيدُواْ خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُواْ اللّهَ مِن قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿71﴾</I>''' / و اگر بخواهند به تو خيانت كنند پيش از اين نيز به خدا خيانت كردند و خدا تو را بر آنان مسلط ساخت و خدا داناى حكيم است.(71)
 
 
 
'''<I>إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُواْ وَ إِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُم مِّيثَاقٌ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿72﴾</I>'''
 
 
 
كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده اند و كسانى كه مهاجران را پناه داده اند و يارى كرده اند آنان ياران يكديگرند و كسانى كه ايمان آورده اند ولى مهاجرت نكرده اند هيچ گونه خويشاوندى دينى با شما ندارند مگر آن كه در راه خدا هجرت كنند و اگر در كار دين از شما يارى جويند يارى آنان بر شما واجب است مگر بر عليه گروهى باشد كه ميان شما و ميان آنان پيمانى منعقد شده است و خدا به آن چه انجام مى  دهيد بيناست.(72)
 
 
 
'''<I>وَالَّذينَ كَفَرُواْ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَ فَسَادٌ كَبِيرٌ ﴿73﴾</I>''' / و كسانى كه كفر ورزيدند ياران يكديگرند اگر اين دستور را به كار نبنديد در زمين فتنه و فسادى بزرگ پديد خواهد آمد.(73)
 
 
 
'''<I>وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿74﴾</I>''' / و كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا به جهاد پرداخته و كسانى كه مهاجران را پناه داده و يارى كرده اند آنان همان مؤمنان واقعى  اند براى آنان بخشايش و روزى شايسته اى خواهد بود.(74)
 
 
 
'''<I>وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُوْلَئِكَ مِنكُمْ وَ أُوْلُواْالأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿75﴾</I>'''
 
 
 
و كسانى كه بعدا ايمان آورده و هجرت نموده و همراه شما جهاد كرده اند اينان از زمره شمايند و خويشاوندان نسبت به يكديگر از ديگران در كتاب خدا سزاوارترند آرى خدا به هر چيزى داناست.(75)
 
 
 
----
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۳۲

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


<<اعراف انفال توبه>>
شماره: ۸
جزء : ۹و۱۰
محل نزول: مدینه
ترتيب نزول : ۸۸
تعداد آیه : ۷۵
متن و ترجمه سوره

فهرست سوره‌های قرآن

سوره انفال هشتمین سوره از سوره های قرآن کریم و دارای ۷۵ آیه است. زمان نزول این سوره، ۱۹ ماه پس از هجرت و بعد از جنگ بدر بوده است.

نزول سوره

«سوره انفال» به اتفاق همه مفسران مدنى است،[۱] مگر ۷ آیه آن، که ابن ‌عباس آن‌ها را مدنى نمى‌داند. این سوره هشتمین سوره در ترتیب مصحف است که بین دو سوره اعراف و سوره توبه قرار گرفته است و هشتاد و هشتمین سوره در ترتیب نزول است که پس از سوره بقره و پیش از سوره آل ‌عمران نازل شده است[۲] و با فرض نزول ۸۶ سوره در مکه،[۳] این سوره، دومین سوره‌اى است که در مدینه نازل شده است.[۴]

با این حال آراى دیگر، آن را اولین،[۵] سومین، چهارمین و پنجمین سوره مدنى معرفى کرده است؛[۶] ولى با توجه به آیات ۲۱۷ ـ ۲۱۸ سوره بقره که اولین سوره مدنى و ناظر به سریه عبدالله بن جحش و مربوط به زمانى قبل از جنگ بدر است[۷] و این که نزول سوره انفال پس از جنگ بدر بوده، نظر نخست ترجیح دارد.[۸]

البته به سبب تنوع و گستردگى موضوعات در سوره بقره احتمال نزول بخش‌هایى از آن به دنبال سوره انفال قوى به نظر مى‌رسد، زیرا سوره بقره به یکباره نازل نشده است، ولى وقتى گفته مى‌شود: سوره‌اى پس از سوره دیگر نازل شده است مقصود اوایل سوره‌هاست.[۹]

برخى، آیات ۳۰ ـ ۳۶ این سوره را مکى دانسته‌اند،[۱۰] شاید به این دلیل که آن آیات از رخدادهاى مکه گزارش داده است؛ اما این نظر پذیرفته نیست، زیرا افزون بر وجود روایت صحیح دال بر مدنى بودن این آیات، آیات فراوانى از این دست وجود دارد که در مدینه نازل شده؛ اما ناظر به حوادث پیش از هجرت در مکه است، مانند آیه ‌۲۶ همین سوره که از ایام ضعف مسلمانان در مکه سخن گفته است.[۱۱] افزون بر این، این نظر با انسجام و هماهنگى موجود میان آیات این سوره ناسازگار است.[۱۲] ادعاى مکى بودن آیه ۶۴ نیز به سبب وحدت سیاق و روایاتِ مخالف، پذیرفتنى نیست.[۱۳]

آیات سوره انفال

سوره انفال در مصحف‌هاى رایج که آیاتش به سبک کوفى تنظیم شده،[۱۴] داراى ۷۵ آیه[۱۵] و ۱۲۴۳ کلمه است.[۱۶] قاریان شام با وقف کردن بر «ثُمَ یغلبون» در آیه ۳۶ و «مفعولا» در آیه ۴۲، آن دو را آیه‌اى مستقل شمرده، شمار آیات این سوره را ۷۷ دانسته‌اند. بصری‌ها نیز هر چند مانند شامی‌ها دو مورد یاد شده را آیه‌اى مستقل شمرده‌اند؛ ولى با یک آیه قرار دادن آیات ۶۲ ـ ۶۳، شمار آیات سوره را ۷۶ دانسته‌اند. حجازی‌ها فقط در آیه ۴۲ با کوفی‌ها مخالفت کرده‌اند و با وقف کردن بر «مَفعُولا» در آیه ۴۲، آن را آیه‌اى مستقل دانسته، در نتیجه شمار آیات سوره را به ۷۶ رسانده‌اند.[۱۷]

این سوره از زمان پیامبر صلى الله علیه و آله و صحابه به «انفال» شهرت داشته است، زیرا در نخستین آیه آن این واژه دو بار تکرار و درباره آن سخن گفته شده است.[۱۸] این سوره «بدر» نیز نامیده شده، چون درباره جنگ بدر نازل شده است.[۱۹] در برخى نقل‌ها از آن به «سورة‌الجهاد» یاد شده است زیرا پس از نزول این سوره، پیامبر تلاوت آن را در جنگ‌ها براى تقویت روحیه رزمندگان سنت قرار داد. این رویه در زمان خلفا نیز ادامه داشته است.[۲۰]

روایات درباره این که سوره انفال و سوره توبه هر یک سوره‌اى مستقل اند یا سوره توبه متمم سوره انفال است، اختلاف دارد.[۲۱] فاصله نشدن بسم اللّه بین این دو سوره سبب شده است تا برخى آن دو را یک سوره بدانند.[۲۲] به هر روى این دو سوره «قرینتین» خوانده شده[۲۳] و در تقسیم‌بندى سوره‌ها، هفتمین عضو مجموعه «السبع الطوال» به شمار آمده است، هر چند بنا به نظر برخى، این دو سوره از این مجموعه خارج و سوره یونس هفتمین عضو این مجموعه است.[۲۴]

درباره پیوند این سوره با سوره پیشین (سوره اعراف) گفته‌اند: چون خداوند در سوره اعراف داستان‌هاى انبیاء علیهم‌السلام را بیان کرد و در پایان آن از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله یاد کرد، سوره انفال را با یاد آن حضرت شروع کرد و سپس در ادامه آن به ماجراهایى که بین آن حضرت و قومش واقع شده است، پرداخت.[۲۵]

بسیارى معتقدند آیه ۶۵ این سوره با آیه پس از آن نسخ شده است،[۲۶] حتى برخى ادعاى اجماع بر نسخ آن کرده‌اند[۲۷] زیرا در آیه اول، خداوند فرمان مى‌دهد که هر مسلمان باید در جهاد در برابر ۱۰ کافر پایدارى کند، ولى در آیه دوم این نسبت به دو برابر تقلیل یافته است؛ ولى جمعى نسخ را نپذیرفته و هر دو حکم را ثابت مى‌دانند و مى‌گویند: این دو حکم مربوط به دو گروه مختلف با شرایط متفاوت است؛ حکم نخست براى زمانى است که غالب افراد مسلمان خودساخته و قوى الایمان باشند و حکم دوم مربوط به زمانى است که وضعیت مسلمانان از جهت قوت ایمان چنین نباشد،[۲۸] افزون بر این، برخى آیات ۱، ۳۳، ۳۹، ۶۱ و ۷۲ این سوره را نیز منسوخ دانسته‌اند،[۲۹] لیکن صحت این ادعاها قویاً مورد تردید است.[۳۰]

آیات نامدار سوره انفال نیز عبارتند از: آیه اول آن به نام «آیه انفال»، آیه ۴۱ به «آیه خمس»، آیه ۶۱ به «آیه سَلْم»، آیه ۶۲ به «آیه نَصْر»، آیات ۶۵ و ۶۶ به «آیه عدد مقاتلین» و آیه ۷۲ به «آیه توارث بالایمان» نامگذارى شده اند.

غرض و محتواى سوره

سوره انفال در سال دوم هجرى و پس از پیروزى مسلمانان در جنگ بدر و حل مشکلاتى که در این باره براى مسلمانان پیش آمده بود، نازل شد[۳۱] و در آن ضمن اشاره به رخداد جنگ بدر و حوادثى که به وقوع این پیروزى سرنوشت‌ساز انجامید از امدادهاى غیبى خداوند یاد مى‌کند.

سیاق سوره انفال نشان مى‌دهد که غرض اصلى آن بیان شرایط بهره‌مندى مؤمنان از امدادهاى غیبى و نصرت الهى است که مهم‌ترین شرط آن، اطاعت از خدا و رسول است و در کنار آن به نتایج این اطاعت و پیامدهاى سرپیچى از فرمان خداوند اشاره مى‌کند.

آیات نخست سوره انفال (۱ ـ ۴) به بیان حکم خداوند درباره «انفال» و وظایف مؤمنان و ویژگی‌هاى آنان اختصاص دارد و به آنان یادآور مى‌شود که (با این پیروزى) از مسیر تقوا و توحید و اطاعت پیامبر صلى الله علیه و آله خارج نشوند و با یکدیگر سازش کنند.

آنگاه براى مؤمنان صفاتى همچون هراس از عظمت الهى، افزایش ایمان بر اثر استماع آیات خدا،[۳۲] توکل، برپا داشتن نماز و انفاق از مال را ذکر مى‌کند؛ صفاتى که همگى در آماده کردن نفس براى تقوا، اصلاح ذات البین و اطاعت از خدا و رسولش مؤثر است.

نظم آیات سوره از آیه ۵ تا انتهاى آن چنین است که ابتدا در هر فرازى برخى از امدادهاى غیبى الهى را بیان مى‌کند و سپس بر بخشى از وظایف مؤمنان که لازمه استمرار نصرت و یارى الهى است تأکید مى‌کند یا به فرجام شوم کافران و منافقان و خصلت‌هایى که موجب عذاب و دورى آنان از رحمت و نصرت الهى شده است، اشاره مى‌کند.

آیات ۵‌-‌۸ به نخستین نمونه از امدادهاى غیبى، یعنى خارج شدن پیامبر صلى الله علیه و آله به امر الهى از مدینه و آماده شدن ایشان براى جنگ با کفار قریش، اشاره مى‌کند. این اقدام در حالى صورت گرفت که بسیارى از مؤمنان از ترس مرگ و احساس ناتوانى در برابر لشکریان دشمن، از چنین اقدامى بیمناک و علاقمند بودند که یا اصلاً درگیرى صورت نگیرد یا دست کم به جاى جنگ با لشکریان قریش به کاروان تجارتى آن‌ها یورش برند؛ اما خداوند زمینه‌اى فراهم کرد تا جنگ بدر که نقطه عطفى در پیروزی‌هاى بعدى مسلمانان به شمار مى‌رفت صورت گیرد و با پیروزى آنان، حق تقویت و ریشه کافران قطع شود.

آیات ۹‌ ـ ‌۱۴ به دومین و سومین امداد الهى در جنگ بدر مى‌پردازد. به گزارش این آیات دومین امداد غیبى و یارى الهى زمانى نمایان شد که به سبب کثرت نفرات دشمن و فزونى تجهیزات آنان، عرصه بر مؤمنان تنگ شده بود و پیامبر صلى الله علیه و آله و یارانش از خداوند تقاضاى کمک مى‌کردند و در این هنگام خداوند ۱۰۰۰ فرشته را به کمک مؤمنان فرستاد. با نزول فرشتگان آرامش و اطمینان به اردوگاه مسلمانان بازگشت و رعب و وحشت سراپاى کافران را فراگرفت. این آرامش چنان بود که خواب مؤمنان را فراگرفت و به آنان قدرت و توان مجددى بخشید.

سومین امداد الهى، باران رحمت الهى بود که به صورت غیرمنتظره بارید و موجب شد که مسلمانان که به آب دسترسى نداشتند، سیراب شوند و امکان غسل و وضو براى آنان فراهم شود و ثبات قدم یابند.

در آیات ۱۵‌ـ‌۲۹ از مؤمنان مى‌خواهد وقتى با گروه فراوانى از دشمنان مواجه مى‌شوند به آنان پشت نکنند، مگر براى تهاجم مجدد یا پیوستن به گروهى از مجاهدان، از خدا و پیامبرش اطاعت کرده و از اوامر و نواهى او روى برنگردانند و به سخنان او گوش دهند، به معارف توحیدى که باعث حیات فردى و اجتماعى انسانهاست توجه کرده، دعوت خدا و رسولش را اجابت کنند و بدانند که دور شدن از عبودیت خدا فتنه‌هاى بسیارى را در جامعه اسلامى دامن مى‌زند، به خدا و رسولش خیانت نکنند و مبادا به بهانه حفظ اموال و فرزندانشان دست از حمایت دین بردارند و تقوا پیشه کنند تا خداوند نیز قدرت تشخیص حق از باطل را به آنان عنایت کند.

آیات ۳۰ ـ ۴۰ به ترسیم چهارمین تابلو از امدادهاى غیبى الهى و نصرت او به مؤمنان مى‌پردازد و چهره واقعى مخالفان پیامبر را که همه توان و امکانات خود را براى جلوگیرى از رشد دعوت پیامبر صلى الله علیه و آله بکار گرفتند، افشا مى‌کند. آنان نقشه مى‌کشیدند تا پیامبر را به زندان افکنند یا بکشند یا از مکه اخراج کنند؛ ولى هیچ یک از توطئه‌هاى آنان کارساز نشد و نتوانستند به اهداف خود دست یابند. ادامه آیات، دلایل شکست و ناکامى آن‌ها را بر اثر امورى همچون حق‌ستیزى به سخره گرفتن اعمال عبادى، جلوگیرى از گرویدن مردم به آیین توحیدى و هزینه کردن در این راه مى‌داند و به آنان یادآور مى‌شود که یا از مخالفت دست بردارند یا خود را براى نابودى و شکست آماده کنند.

در آیات ۴۱ ـ ۴۴ حکم خداوند را درباره غنایم جنگى با تفصیل بیشترى یادآورى و اعلام مى‌کند که ۵۱ از غنایم را باید در راه خدا و رسولش و نیازمندان (یتیمان، مسکینان، در راه‌ماندگان) هزینه کنید و بدین وسیله ایمان خود را به خدا و تعالیم پیامبر صلى الله علیه و آله نشان دهید تا خداوند نیز لطف خود را شامل حال شما گرداند. آنگاه سه نمونه دیگر از امدادهاى الهى را که به برکت پایبندى مؤمنان به اصل توحید و اطاعت از رسول خدا فراهم آمده است، یادآور مى‌شود تا آنان را به اجراى این حکم الهى نیز تشویق کند.

پنجمین، ششمین و هفتمین امداد غیبى که در این سوره از آن یاد شده است به مقدمات جنگ بدر مربوط مى‌شود و مى‌فرماید: اگر شما با محاسبات عادى خود مى‌خواستید عمل کنید قطعاً از جنگ خوددارى مى‌کردید زیرا بیشتر مسلمانان تحت تأثیر موقعیت ضعیف و کمبود نفرات خود و امکانات و نفرات گسترده دشمن قرار داشتند؛ اما خداوند حوادثى را پیش آورد که برترى ظاهرى آن‌ها در نظر مؤمنان اندک جلوه کند و هر دو گروه بر انجام جنگ مصمم شوند تا کارى که مى‌بایست انجام گیرد، تحقق بخشد و در پرتو این پیروزى غیرمنتظره و معجزه ‌آسا، حق از باطل شناخته شود.

نخستین حادثه این بود که کاروان تجارى مکه توانست با تغییر مسیر از دست مسلمانان بگریزد و چون کافران در موقعیت برترى قرار داشتند، مسلمانان نیز از این تصمیم استقبال مى‌کردند؛ اما برخلاف تصمیم اولیه هر دو گروه، موقعیت براى وقوع درگیرى نظامى فراهم شد. براى جلوگیرى از سستى مسلمانان و ایجاد اختلاف میان آنان نیز، خداوند لشکر کافران را در دیدگان مسلمانان اندک و ناچیز جلوه داد و پیش از آن نیز لشکریان دشمن را در خواب به پیامبر صلى الله علیه و آله، اندک و ناتوان نشان داد و مژده فتح و پیروزى به مسلمین داد. بدین وسیله همه چیز براى آغاز جنگ آماده شد تا به یارى خداوند، مسلمانان به پیروزى بى‌نظیرى دست یابند.

آیات ۴۵ ـ ۵۵ بخشى دیگر از وظایف مسلمانان را ذکر مى‌کند و از آنان مى‌خواهد تا اگر در برابر گروهى از دشمنان قرار گرفتند با یاد خدا در برابر آنان ثابت قدم و استوار باشند و در پرتو اطاعت از خدا و رسولش از نزاع و اختلاف بپرهیزند تا قدرت و عزت آنان از بین نرود.[۳۳]

رفتارهاى ناپسند و خودخواهانه کافران و منافقان را تکرار نکنند که به سرنوشت آن‌ها دچار مى‌شوند. آنان با غرور و سرمستى و به قصد خودنمایى به میدان جنگ آمده، خود را شکست‌ناپذیر مى‌دانستند و به پیمان‌هاى خود پایبند نبودند و حق‌طلبان را تحقیر مى‌کردند؛ اما سرانجام با ذلت و عذاب جان داده به سرنوشت قوم فرعون دچار شدند. آرى خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشت، تغییر نمى‌دهد، مگر آن که خود با اعمال ناشایست آن را تغییر دهند و به مؤمنین توصیه مى‌کند کارى نکنید که خداوند نعمت و یارى خود را از شما دریغ کند.

آیات بعدى (۵۵ ـ ۷۵) روش مقابله با دشمنان حیله‌گر و پیمان‌شکن را در زمان جنگ و صلح به مسلمانان یادآور مى‌شود و به آنان مى‌گوید: با پیمان‌شکنان به سختى برخورد کنید و اگر به آن‌ها دست یافتید آنان را تار و مار کنید و اگر از خیانت آن‌ها بیم دارید، پیمان خود را با آنان لغو کنید. آمادگى نظامى خود را همواره در برابر دشمنان حفظ کنید و اسب‌هاى ورزیده و سایر امکانات مورد نیاز را فراهم آورید، البته تا زمانى که آنان به صلح و آرامش تمایل دارند شما نیز با آن‌ها کارزار نکنید.

آنگاه از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى‌خواهد تا مؤمنان را به جنگ با کافران تشویق کند و به آنان یادآور مى‌شود که اگر ایمان و استقامت داشته باشند، هر ۱۰۰ نفر از آن‌ها توانایى مقابله با ۱۰۰۰ نفر از کافران را خواهد داشت، گرچه هم‌اکنون بر اثر ضعف ایمانى[۳۴] برخى مسلمانان هر ۱۰۰ نفر از آن‌ها تنها در برابر ۲۰۰ نفر از کافران یاراى مقاومت دارد. سپس نمونه‌اى از نشانه‌هاى دنیاطلبى و ضعف ایمان مسلمانان را که بر اثر آن، توانایى مقابله آنان با کافران کاهش یافته ذکر مى‌کند.

در بحبوحه جنگ و قبل از آن که شدت جنگ فرو نشیند، برخى از مسلمانان به گرفتن اسیر اقدام کردند تا پس از پایان جنگ بتوانند در برابر آزاد ساختن آن‌ها مبالغى از خویشاوندان اسیران دریافت کنند. بى‌تردید گرفتن اسیر در میدان جنگ، قدرت تهاجمى مسلمانان را کاهش داده و شمارى از آن‌ها به جاى نبرد، باید به مراقبت از اسیران بپردازند، آن هم در شرایطى که از ابتدا شمار مسلمانان از کافران کمتر بود و اگر قضاى الهى به یارى مسلمانان تعلق نگرفته بود، چه ‌بسا کافران به سبب همین اشتباه بر مسلمانان چیره شده، ضربه سختى به آنان مى‌زدند.

آیات پایانى سوره همچون آیات آغازین آن، از مؤمنان مى‌خواهد یکدیگر را یارى دهند و به آنان محبت داشته باشند و در این رابطه تفاوتى میان مؤمنان مهاجر و غیرمهاجر نیست؛ اما رشته دوستى مؤمنان و کافران باید گسسته شود (آیات ‌۷۵ ـ ۷۲).

فضیلت سوره انفال

از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده است که هر کس سوره انفال را بخواند، خداوند پاداش روزه‌دارِ نمازگزار به او عطا مى‌کند.[۳۵]

از ‌امام ‌صادق علیه‌السلام نیز نقل است که هر کس سوره انفال و برائت را هر ماه تلاوت کند، نفاق در دل او داخل نشود و از شیعیان واقعى امیرمؤمنان علیه‌السلام باشد[۳۶] و در روز قیامت همراه شیعیان آن حضرت از سفره‌هاى بهشت بهره‌مند شود تا مردمان از حساب فارغ شوند.[۳۷]

پانویس

  1. زادالمسیر، ج ۳، ص ۳۱۶؛ نهج‌البیان، ج ۲، ص‌ ۳۷۸؛ بصائرذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۲.
  2. مجمع البیان، ج‌ ۱۰، ص‌ ۶۱۳‌؛ التمهید، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳۷.
  3. الاتقان، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰؛ التمهید، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳۷.
  4. همان.
  5. روض الجنان، ج‌ ۹، ص‌ ۵۴‌.
  6. الاتقان، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸‌ـ‌۲۰؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۶؛ التفسیر الحدیث، ج‌ ۷، ص‌ ۷.
  7. اسباب‌النزول، ص‌ ۶۱‌ـ‌۶۲‌؛ مجمع البیان، ج‌ ۲، ص‌ ۵۵۱‌، ۵۵۳‌.
  8. التفسیر الحدیث، ج‌ ۷، ص‌ ۸‌.
  9. فى ظلال القرآن، ج‌ ۳، ص‌ ۱۴۲۹؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۶.
  10. تفسیر الجلالین، ص‌ ۱۸۰.
  11. فى‌ظلال القرآن، ج‌ ۳، ص‌ ۱۴۳۰؛ المکى والمدنى فى‌القرآن، ج‌ ۲، ص‌ ۵۴۴‌ـ‌۵۶۷‌.
  12. التفسیر الحدیث، ج‌ ۷، ص‌ ۷؛ المیزان، ج ‌۹، ص‌ ۸‌.
  13. التمهید، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۸.
  14. تاریخ قرآن، ص‌ ۵۷۰‌.
  15. فى ظلال القرآن، ج‌ ۳، ص‌ ۱۴۲۹؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۴.
  16. المعجم الاحصایى، ج‌ ۱، ص‌ ۳۰۱.
  17. البیان فى عد آى القرآن، ص‌ ۱۵۸؛ مجمع‌البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۷۹۴؛ بصائر ذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۲.
  18. بصائرذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۲؛ التحریر والتنویر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۵.
  19. همان؛ الاتقان، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۹.
  20. تاریخ دمشق، ج ‌۶۰‌، ص‌ ۱۴۵؛ تاریخ طبرى، ج‌ ۳، ص‌ ۱۹۹؛ تفسیر بقاعى، ج‌ ۳، ص‌ ۱۸۲.
  21. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص‌ ۷۳؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص‌ ۱۲۰؛ المیزان، ج ۹، ص‌ ۱۴۹ ـ ۱۵۰.
  22. روح المعانى، مج‌ ۶‌، ج‌ ۱۰، ص‌ ۲۳۰.
  23. الدرالمنثور، ج‌ ۴، ص‌ ۱۲۰.
  24. التفسیر الکبیر، ج‌ ۱۵، ص‌ ۲۱۶؛ روح المعانى، مج‌ ۶‌، ج‌ ۱۰، ص‌ ۲۳۰‌ـ‌۲۳۲.
  25. مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۷۹۴؛ المنیر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۳۶.
  26. جامع البیان، مج‌ ۶‌، ج‌ ۱۰، ص‌ ۵۰‌ـ‌۵۴‌؛ فتح المنان، ص‌ ۳۱۱‌ـ‌۳۱۵؛ النسخ فى القرآن، ج‌ ۲، ص‌ ۸۲۸‌.
  27. التبیان، ج ۵، ص‌ ۱۵۴؛ روض الجنان، ج ۹، ص‌ ۱۴۷.
  28. نمونه، ج‌ ۹، ص‌ ۲۳۹.
  29. قلائدالمرجان، ص‌ ۱۱۱‌ـ‌۱۱۳؛ التمهید، ج‌ ۲، ص‌ ۳۵۲‌ـ‌۳۵۵.
  30. الاتقان، ج ‌۲، ص‌ ۴۵‌ـ‌۵۲‌؛ البیان، ص‌ ۲۸۷، ۳۵۲.
  31. المیزان، ج‌ ۹، ص‌ ۴.
  32. مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۷۹۸‌ـ‌۷۹۹.
  33. مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۸۴۲‌؛ المیزان، ج‌ ۹، ص‌ ۹۴.
  34. مجمع البیان، ج‌ ۴، ص‌ ۸۵۶‌؛ المیزان، ج‌ ۹، ص‌ ۱۲۳.
  35. بصائر ذوى التمییز، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۶.
  36. ثواب الاعمال، ص‌ ۱۰۶، ۲۳۷.
  37. تفسیر عیاشى، ج‌ ۲، ص‌ ۷۳؛ مجمع‌البیان، ج ‌۴، ص‌ ۷۹۴.

منابع

  • سید عبدالرسول حسینى‌زاده، محمد خامه‌گر؛ دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۵، صفحه ۲۴-۳۰.

پیوست

سوره انفال/متن و ترجمه

سوره قبلی:

۷.الأعراف

۸.الأنفال سوره بعدی:

۹.التوبة

۱.سوره فاتحه ۲.سوره بقره ۳.سوره آل عمران ۴.سوره نساء ۵.سوره مائده ۶.سوره انعام ۷.سوره اعراف ۸.سوره انفال ۹.سوره توبه ۱۰.سوره یونس ۱۱.سوره هود ۱۲.سوره یوسف ۱۳.سوره رعد ۱۴.سوره ابراهیم ۱۵.سوره حجر ۱۶.سوره نحل ۱۷.سوره اسراء ۱۸.سوره کهف ۱۹.سوره مریم ۲۰.سوره طه ۲۱.سوره انبیاء ۲۲.سوره حج ۲۳.سوره مومنون ۲۴.سوره نور ۲۵.سوره فرقان ۲۶.سوره شعراء ۲۷.سوره نمل ۲۸.سوره قصص ۲۹.سوره عنکبوت ۳۰.سوره روم ۳۱.سوره لقمان ۳۲.سوره سجده ۳۳.سوره احزاب ۳۴.سوره سبأ ۳۵.سوره فاطر ۳۶.سوره یس ۳۷.سوره صافات ۳۸.سوره ص ۳۹.سوره زمر ۴۰.سوره غافر ۴۱.سوره فصلت ۴۲.سوره شوری ۴۳.سوره زخرف ۴۴.سوره دخان ۴۵.سوره جاثیه ۴۶.سوره احقاف ۴۷.سوره محمد ۴۸.سوره فتح ۴۹.سوره حجرات ۵۰.سوره ق ۵۱.سوره ذاریات ۵۲.سوره طور ۵۳.سوره نجم ۵۴.سوره قمر ۵۵.سوره الرحمن ۵۶.سوره واقعه ۵۷.سوره حدید ۵۸.سوره مجادله ۵۹.سوره حشر ۶۰.سوره ممتحنه ۶۱.سوره صف ۶۲.سوره جمعه ۶۳.سوره منافقون ۶۴.سوره تغابن ۶۵.سوره طلاق ۶۶.سوره تحریم ۶۷.سوره ملک ۶۸.سوره قلم ۶۹.سوره الحاقه ۷۰.سوره معارج ۷۱.سوره نوح ۷۲.سوره جن ۷۳.سوره مزمل ۷۴.سوره مدثر ۷۵.سوره قیامه ۷۶.سوره انسان ۷۷.سوره مرسلات ۷۸.سوره نبأ ۷۹.سوره نازعات ۸۰.سوره عبس ۸۱.سوره تکویر ۸۲.سوره انفطار ۸۳.سوره مطففین ۸۴.سوره انشقاق ۸۵.سوره بروج ۸۶.سوره طارق ۸۷.سوره اعلی ۸۸.سوره غاشیه ۸۹.سوره فجر ۹۰.سوره بلد ۹۱.سوره شمس ۹۲.سوره لیل ۹۳.سوره ضحی ۹۴.سوره انشراح ۹۵.سوره تین ۹۶.سوره علق ۹۷.سوره قدر ۹۸.سوره بینه ۹۹.سوره زلزال ۱۰۰.سوره عادیات ۱۰۱.سوره قارعه ۱۰۲.سوره تکاثر ۱۰۳.سوره عصر ۱۰۴.سوره همزه ۱۰۵.سوره فیل ۱۰۶.سوره قریش ۱۰۷.سوره ماعون ۱۰۸.سوره کوثر ۱۰۹.سوره کافرون ۱۱۰.سوره نصر ۱۱۱.سوره مسد ۱۱۲.سوره اخلاص ۱۱۳.سوره فلق ۱۱۴.سوره ناس

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن