سلام (اسم الله)
لفظ «سلام»، به صورت معرفه هفت بار و به صورت نكره سى و پنج بار در قرآن وارد شده و در يک مورد وصف خداوند قرار گرفته است، چنانكه مىفرمايد: «هُوَ اللّهُ الَّذِى لا إلهَ إِلاّ هُوَ المَلِكُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ العَزِيزُ الجَبّارُ المُتَكَبِّرُ سُبحانَ اللّهِ عَمّا يُشْرِكُونَ»؛[۱] «اوست خدايى كه جز او خدايى نيست، فرمانروا، منزه، پيراسته از عيب، ايمنى بخش، حاكم و مراقب، قدرتمند، عظيم الشأن، برتر، منزه است خدا از آنچه براى او شريك قرار مى دهند».
این اسم و صفت الهى به معناى سلامت از عیوب و آفات است؛ یعنى ذات احدیت از جمیع نقص ها و عیوب، سالم و مبرّا است.[۲]
ابن فارس مى گويد: «سلام» به معنى صحت و عافيت است، سلامتى اين است كه انسان از هر درد پيراسته باشد، اگر خدا خود را سلام مى خواند، مقصود اين است كه او از هر عيب و نقصى كه بندگانش به او نسبت مى دهند، منزه است.
و راغب اصفهانی مى گويد: سلامت، پيراستى از عيوب ظاهرى و باطنى است، قلب سليم روح و روانى است كه پيراسته از دغل باشد، و نيز يادآور مى شود كه سلامتى واقعى جز در بهشت در جاى ديگر نيست زيرا در آنجا بقايى است بدون فنا، غنايى است بدون فقر، عزتى است بدون ذلت، تندرستى است بدون بيمارى. در هر حال، «سلام» از اسماى الهى است، و مقصود اين است كه خدا از هر عيب و نقصى كه لازمه وجود مخلوق است، پيراسته است.[۳]
از آنجا كه لفظ «سلام» حاكى از سلامتى است، خدا در سه مورد به حضرت یحیی سلام فرستاده و مى فرمايد: «و سَلامٌ عَلَيْهِ يَومَ وُلِدَوَ يَومَ يَمُوتُ وَ يَومَ يُبْعَثُ حَيّاً»؛[۴] «درود بر او، روزى كه به دنيا آمد، و روزى كه مى ميرد و روزى كه زنده و مبعوث مى شود».
اكنون سؤال مى شود كه چرا از حالات مختلف انسان، اين سه حالت را مطرح كرده و خواهان سلامتى او در آنها شده است؟ پاسخ آن اين است كه وحشت زاترين حالات انسان همين سه حالت است؛ در مرحله نخست خود را در وضعيت جديدى مى بيند، در مرحله دوم با جهان جديدى آشنا مى شود كه آن را نديده بود، در مرحله سوم گروه عظيمى را در محشر مى بيند كه خود وحشت زاست، خدا حضرت يحيى را در هر سه مرحله سلامتى و امنيت بخشيده است.
تا اين جا روشن شد كه «سلام» از اسماى الهى است و مقصود از آن اين است كه خدا پيراسته از هر عيب و نقصى است كه دامنگير مخلوق مى شود، ولى احتمال دارد كه سلام از صفات فعل او باشد و مقصود اين است كه او سلامتى بخش است و موجودات را به صورت زيبا و كامل آفريده؛ چنانکه در برخى از آيات چنين مى فرمايد:
«...ما تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمانِ مِنْ تَفاوُت...»؛[۵] «در آفرينش رحمان تفاوتى نمى بينى (هر موجودى را به نحو مطلوب و كامل آفريده است)».
و در آيه ديگر مى فرمايد: «...رَبُّنَا الّذى أَعْطى كُلّ شَىء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»؛[۶] «پروردگار ما هر چيزى را آفريد آنگاه او را هدايت كرد».
در اين صورت، تفاوت «سلام» و «قُدّوس كه در سوره حشر آمده است روشن می شود و آن اين كه «قدّوس» صفت ذات است و حاكى از پيراستگى ذات از هر عيب و نقص مى باشد، در حالى كه سلام صفت فعل است و حاكى از آن است كه فعل او (آفرينش) از هر نقصى پيراسته است. و اگر ما هر دو را (طبق معنى اوّل) صفت ذات بگيريم، بايد بگوييم كه «قدّوس» در دلالت بر تنزيه، از معنى گسترده ترى برخوردار است.
نمايش اين اسم در زندگانى اين است كه انسان پيوسته از خدا بخواهد كه به او سلامتى دين و دنيا عطا فرمايد و از هر گناه آشكار و پنهان بپرهيزد، چنانكه مى فرمايد: «وَ ذَرُوا ظاهرَ الإِثم وَ باطنَه...».[۷][۸]
پانویس
منابع
- منشور جاوید، پایگاه اطلاعرسانی آیتالله سبحانی.
- فرهنگ قرآن، اکبر هاشمی، ج ۱۶، ص ۲۶۷.




