مستعان (اسم الله): تفاوت بین نسخهها
(افزودن الگوی قرآن) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
لفظ «المُستَعان» در [[قرآن کریم]] دو بار آمده و در هر دو مورد وصف [[خدا]] قرار گرفته است: | لفظ «المُستَعان» در [[قرآن کریم]] دو بار آمده و در هر دو مورد وصف [[خدا]] قرار گرفته است: | ||
| − | *۱. {{متن قرآن| | + | *۱. «{{متن قرآن|وَ جاؤوا على قَمِيصِهِ بِدَم كَذِب قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَميلٌ وَ اللّهُ المُسْتَعانُ على ما تَصِفُونَ}}<ref>[[آیه 18 سوره يوسف|سوره يوسف، آیه ۱۸.]]</ref>؛ شبانگاه برادران يوسف با پيراهن خون آلود يوسف نزد يعقوب آمدند، يعقوب گفت نفس شما كارى را درنظرتان زيبا جلوه داده است، براى من صبر جميل، بهتر است، و از خدا استعانت مى شود بر آنچه شما بيان مى كنيد». |
| − | *۲. {{متن قرآن| | + | *۲. «{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ احْكُمْ بِالحَقِّ وَ ربُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ}}<ref>[[آیه 112 سوره انبياء|سوره انبياء، آیه ۱۱۲.]]</ref>؛ گفت پروردگارم به حق داورى كن، پروردگار ما رحمان و از او استعانت مى شود بر آنچه مى گوييد». |
| − | «مستعان» اسم مفعول از فعل «استعان» به معنى كمک خواستن است، چنان كه مى فرمايد: {{متن قرآن| | + | «مستعان» اسم مفعول از فعل «استعان» به معنى كمک خواستن است، چنان كه مى فرمايد: «{{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِوَالصَّلوةِ ...}}<ref>[[آیه 45 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۴۵.]]</ref>؛ با پايدارى و نماز كمك بگيريد. |
«مستعان» اسمى است براى [[الله|خداوند]] تعالى، براى اين كه هيچ كس، [[انسان]] را كمك نمىكند، مگر اين كه او را از هدفش دور مىگرداند و فقط خداوند است كه شايسته كمك گرفتن مىباشد. | «مستعان» اسمى است براى [[الله|خداوند]] تعالى، براى اين كه هيچ كس، [[انسان]] را كمك نمىكند، مگر اين كه او را از هدفش دور مىگرداند و فقط خداوند است كه شايسته كمك گرفتن مىباشد. | ||
| − | البته در اين كه فقط بايد از خدا كمك گرفت سخنى نيست و اين حقيقت در جمله: {{متن قرآن|«وَ إِيّاكَ نَسْتَعين»}} | + | البته در اين كه فقط بايد از خدا كمك گرفت سخنى نيست و اين حقيقت در جمله: {{متن قرآن|«وَ إِيّاكَ نَسْتَعين»}}<ref>[[آیه 5 سوره فاتحه|سوره حمد، آیه ۵.]]</ref> نهفته است، مقدم داشتن مفعول (إِيّاكَ) بر فعل (نَسْتَعين) به خاطر افاده همين حصر است؛ يك فرد موحّد تنها خدا را [[عبادت]] مى كند و تنها از او كمك مى طلبد. ولى اعتراف به حصر استعانت به خدا به معنى حذف اسباب و علل طبيعى و وسايط معنوى كه خداوند آنها را سبب قرار داده، نيست. به گواه اين كه همان خدايى كه خود را تنها مستعان مى خواند، در [[آيه]] ديگر دستور مى دهد از [[صبر]] و [[نماز]] استعانت بجوييم و «[[ذوالقرنين]]» اين مرد خدا براى ساختن سد مى گويد: «{{متن قرآن|...ما مَكنّى فيهِ رَبِّى خَيْرٌ فَأَعينونى بِقُوَّة اجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً»}}<ref>[[آیه 95 سوره كهف|سوره كهف، آیه ۹۵.]]</ref>؛ آنچه پروردگارم را از آن متمكن ساخته است بهتر است، مرا به نيروى خويش كمك كنيد تا ميان شما و آنها سدى بسازم. |
گروهی ناآگاه ([[وهابیت|وهابیون]])، به ظاهر آيات حصر استعانت در خدا استناد كرده، هر نوع استعانت از ارواح مقدسه را [[شرک]] انگاشته اند؛ گرچه همين گروه وقتى به اسباب طبيعى مى رسند، بدون تأمل از آنها كمك مى گيرند، در حالى كه اگر استعانت منحصر به خدا است، اسباب طبيعى و غير طبيعى تفاوتى نخواهد داشت، از اين جهت يك فرد موحّد با حصر استعانت به خدا، از اسباب طبيعى و ارواح مقدسه كمك مى گيرد، زيرا كمك كننده واقعى را خدا مى داند، و به اينها از دريچه سببيت و وابستگى به خدا مى نگرد. | گروهی ناآگاه ([[وهابیت|وهابیون]])، به ظاهر آيات حصر استعانت در خدا استناد كرده، هر نوع استعانت از ارواح مقدسه را [[شرک]] انگاشته اند؛ گرچه همين گروه وقتى به اسباب طبيعى مى رسند، بدون تأمل از آنها كمك مى گيرند، در حالى كه اگر استعانت منحصر به خدا است، اسباب طبيعى و غير طبيعى تفاوتى نخواهد داشت، از اين جهت يك فرد موحّد با حصر استعانت به خدا، از اسباب طبيعى و ارواح مقدسه كمك مى گيرد، زيرا كمك كننده واقعى را خدا مى داند، و به اينها از دريچه سببيت و وابستگى به خدا مى نگرد. | ||
نسخهٔ ۳ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۳۱
لفظ «المُستَعان» در قرآن کریم دو بار آمده و در هر دو مورد وصف خدا قرار گرفته است:
- ۱. «وَ جاؤوا على قَمِيصِهِ بِدَم كَذِب قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَميلٌ وَ اللّهُ المُسْتَعانُ على ما تَصِفُونَ[۱]؛ شبانگاه برادران يوسف با پيراهن خون آلود يوسف نزد يعقوب آمدند، يعقوب گفت نفس شما كارى را درنظرتان زيبا جلوه داده است، براى من صبر جميل، بهتر است، و از خدا استعانت مى شود بر آنچه شما بيان مى كنيد».
- ۲. «قَالَ رَبِّ احْكُمْ بِالحَقِّ وَ ربُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ[۲]؛ گفت پروردگارم به حق داورى كن، پروردگار ما رحمان و از او استعانت مى شود بر آنچه مى گوييد».
«مستعان» اسم مفعول از فعل «استعان» به معنى كمک خواستن است، چنان كه مى فرمايد: «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِوَالصَّلوةِ ...[۳]؛ با پايدارى و نماز كمك بگيريد.
«مستعان» اسمى است براى خداوند تعالى، براى اين كه هيچ كس، انسان را كمك نمىكند، مگر اين كه او را از هدفش دور مىگرداند و فقط خداوند است كه شايسته كمك گرفتن مىباشد.
البته در اين كه فقط بايد از خدا كمك گرفت سخنى نيست و اين حقيقت در جمله: «وَ إِيّاكَ نَسْتَعين»[۴] نهفته است، مقدم داشتن مفعول (إِيّاكَ) بر فعل (نَسْتَعين) به خاطر افاده همين حصر است؛ يك فرد موحّد تنها خدا را عبادت مى كند و تنها از او كمك مى طلبد. ولى اعتراف به حصر استعانت به خدا به معنى حذف اسباب و علل طبيعى و وسايط معنوى كه خداوند آنها را سبب قرار داده، نيست. به گواه اين كه همان خدايى كه خود را تنها مستعان مى خواند، در آيه ديگر دستور مى دهد از صبر و نماز استعانت بجوييم و «ذوالقرنين» اين مرد خدا براى ساختن سد مى گويد: «...ما مَكنّى فيهِ رَبِّى خَيْرٌ فَأَعينونى بِقُوَّة اجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً»[۵]؛ آنچه پروردگارم را از آن متمكن ساخته است بهتر است، مرا به نيروى خويش كمك كنيد تا ميان شما و آنها سدى بسازم.
گروهی ناآگاه (وهابیون)، به ظاهر آيات حصر استعانت در خدا استناد كرده، هر نوع استعانت از ارواح مقدسه را شرک انگاشته اند؛ گرچه همين گروه وقتى به اسباب طبيعى مى رسند، بدون تأمل از آنها كمك مى گيرند، در حالى كه اگر استعانت منحصر به خدا است، اسباب طبيعى و غير طبيعى تفاوتى نخواهد داشت، از اين جهت يك فرد موحّد با حصر استعانت به خدا، از اسباب طبيعى و ارواح مقدسه كمك مى گيرد، زيرا كمك كننده واقعى را خدا مى داند، و به اينها از دريچه سببيت و وابستگى به خدا مى نگرد.
نمايش اين اسم در زندگى ما اين است كه اگر درمانده و ناتوانى از ما كمك خواست، از يارى كردن او دريغ نكنيم.
منابع
- منشور جاوید، جعفر سبحانی، ص۳۶۳-۳۶۴، پایگاه اطلاعرسانی آیتالله سبحانی.
- ترجمه شرح الاسماء الحسنى، از علامه سيد حسين همدانى دورودآبادى.




