مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابقى (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۲: سطر ۲:
 
'''«أبقی»''' به معنای باقی‌ترین و پایدارترین، از صفات [[خداوند]] متعال است.
 
'''«أبقی»''' به معنای باقی‌ترین و پایدارترین، از صفات [[خداوند]] متعال است.
  
−
در [[قرآن]] کلماتی هست که از لحاظ حروف، حرکات، علامات و ضوابط عیناً یکسانند؛ ولی از نظر هویت صرفی یا معانی [[تفسیر قرآن|تفسیری]] و… متفاوتند؛ به این الفاظ «کلمات همشکل قرآن» اطلاق شده است. مثلا لفظ «أبْقی» در آیه {{متن قرآن|«وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَىٰ»}}<ref>سوره نجم، ۵۱.</ref> فعل ماضی است؛ ولی در آیه {{متن قرآن|«…وَلَتَعْلَمُنَّ أَیُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَ أَبْقَىٰ»}}<ref>آیه 71 سوره طه، ۷۱.</ref> اسم تفضیل است.<ref> محمود روحانی، المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم، ج ۱، ص ۱۲۸. </ref>  
+
در [[قرآن]] کلماتی هست که از لحاظ حروف، حرکات، علامات و ضوابط عیناً یکسانند؛ ولی از نظر هویت صرفی یا معانی [[تفسیر قرآن|تفسیری]] و… متفاوتند؛ به این الفاظ «کلمات همشکل قرآن» اطلاق شده است. مثلا لفظ «أبْقی» در آیه {{متن قرآن|«{{آیه|53|51}}»}}<ref>[[آیه 51 سوره نجم|سوره نجم، آیه ۵۱.]]</ref>؛ فعل ماضی است؛ ولی در آیه {{متن قرآن|«{{آیه|20|71}}»}}<ref name=":۰">[[آیه 71 سوره طه|سوره طاها، آیه ۷۱.]]</ref>؛ اسم تفضیل است.<ref> محمود روحانی، المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم، ج ۱، ص ۱۲۸. </ref>  
  
−
لفظ «الأبقى» در قرآن هفت بار آمده و به وسیله آن [[عذاب]] و [[آخرت]] و [[رزق]] خدا و آنچه که پیش او است، توصیف شده و فقط در یک آیه به عنوان وصف خداوند آمده است، چنان که مى فرماید: {{متن قرآن|«إِنّا آمَنّا بِرَبِّنا لِیغْفِرَ لَنا خَطایانا وَما أَکرهْتَنا علَیه مِن السّحر وَ اللّهُ خیرٌ و أَبْقى»}}.<ref>سوره طه، ۷۳.</ref> (ساحران به [[فرعون]] گفتند) ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا از خطاها و سحرى که ما را بر آن وادار کردى ببخشد، و خدا بهتر و پایدارتر است.
+
لفظ «الأبقى» در قرآن هفت بار آمده و به وسیله آن [[عذاب]] و [[آخرت]] و [[رزق]] خدا و آنچه که پیش او است، توصیف شده و فقط در یک آیه به عنوان وصف خداوند آمده است، چنان که مى فرماید: «{{متن قرآن|{{آیه|20|73}}}}<ref>[[آیه 73 سوره طه|سوره طاها، آیه ۷۳.]]</ref>؛ (ساحران به [[فرعون]] گفتند) ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا از خطاها و سحرى که ما را بر آن وادار کردى ببخشد، و خدا بهتر و پایدارتر است».
  
−
در حقیقت جمله «خیرٌ و أبقى» پاسخ به تهدید فرعون است آنجا که گفت: {{متن قرآن|«وَ لأُصَلِّبَنَّکمْ فى جُذُوعِ النَخْلِ وَ لتعْلَمُنَّ أیّنا أَشدّ عَذاباً وَ أَبقى»}}.<ref>سوره طه، ۷۱.</ref> (فرعون گفت) شماها را از شاخه هاى درخت خرما مى آویزم تا بدانید کدام یک از نظر کیفر سخت و پاینده تر است.
+
در حقیقت جمله «خیرٌ و أبقى» پاسخ به تهدید فرعون است آنجا که گفت: «{{متن قرآن|{{آیه|20|71}}}}<ref name=":۰" />؛ (فرعون گفت) شماها را از شاخه هاى درخت خرما مى آویزم تا بدانید کدام یک از نظر کیفر سخت و پاینده تر است».
  
−
در حقیقت جمله هاى {{متن قرآن|«وَ اللّه خیرٌ و أبقى»}} مقابله با جمله هاى فرعون است که گفت: {{متن قرآن|«أَیّنا أَشدّ عذاباً و أبقى»}}.  
+
در حقیقت جمله هاى {{متن قرآن|«وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ»}} مقابله با جمله هاى فرعون است که گفت: {{متن قرآن|«أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَىٰ»}}.  
  
 
اکنون سخن در متعلق «خیرٌ» و «أبقى» است، ممکن است متعلق هر دو ثواب باشد؛ ثواب خدا بهتر و پایدارتر است. و ممکن است متعلق «خیرٌ»، ثواب و متعلق «أبقى» عقاب باشد، یعنى ثواب خدا نیک و عقاب او پایدارتر است. و احتمال سوم این است که هر دو مطلق «اللّه» باشد، یعنى خدا از هر خیرى نیک تر و از هر باقى پایدارتر است، واین به خاطر این است که فرعون خود را «أبقى» نامید، درحالى که ساحران پس از [[ایمان]]، خدا را شایسته این وصف دانستند.
 
اکنون سخن در متعلق «خیرٌ» و «أبقى» است، ممکن است متعلق هر دو ثواب باشد؛ ثواب خدا بهتر و پایدارتر است. و ممکن است متعلق «خیرٌ»، ثواب و متعلق «أبقى» عقاب باشد، یعنى ثواب خدا نیک و عقاب او پایدارتر است. و احتمال سوم این است که هر دو مطلق «اللّه» باشد، یعنى خدا از هر خیرى نیک تر و از هر باقى پایدارتر است، واین به خاطر این است که فرعون خود را «أبقى» نامید، درحالى که ساحران پس از [[ایمان]]، خدا را شایسته این وصف دانستند.

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۲

«أبقی» به معنای باقی‌ترین و پایدارترین، از صفات خداوند متعال است.

در قرآن کلماتی هست که از لحاظ حروف، حرکات، علامات و ضوابط عیناً یکسانند؛ ولی از نظر هویت صرفی یا معانی تفسیری و… متفاوتند؛ به این الفاظ «کلمات همشکل قرآن» اطلاق شده است. مثلا لفظ «أبْقی» در آیه «وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَىٰ»[۱]؛ فعل ماضی است؛ ولی در آیه «قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ ۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَىٰ»[۲]؛ اسم تفضیل است.[۳]

لفظ «الأبقى» در قرآن هفت بار آمده و به وسیله آن عذاب و آخرت و رزق خدا و آنچه که پیش او است، توصیف شده و فقط در یک آیه به عنوان وصف خداوند آمده است، چنان که مى فرماید: «إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ ۗ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ[۴]؛ (ساحران به فرعون گفتند) ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا از خطاها و سحرى که ما را بر آن وادار کردى ببخشد، و خدا بهتر و پایدارتر است».

در حقیقت جمله «خیرٌ و أبقى» پاسخ به تهدید فرعون است آنجا که گفت: «قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ ۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَىٰ[۲]؛ (فرعون گفت) شماها را از شاخه هاى درخت خرما مى آویزم تا بدانید کدام یک از نظر کیفر سخت و پاینده تر است».

در حقیقت جمله هاى «وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ» مقابله با جمله هاى فرعون است که گفت: «أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَىٰ».

اکنون سخن در متعلق «خیرٌ» و «أبقى» است، ممکن است متعلق هر دو ثواب باشد؛ ثواب خدا بهتر و پایدارتر است. و ممکن است متعلق «خیرٌ»، ثواب و متعلق «أبقى» عقاب باشد، یعنى ثواب خدا نیک و عقاب او پایدارتر است. و احتمال سوم این است که هر دو مطلق «اللّه» باشد، یعنى خدا از هر خیرى نیک تر و از هر باقى پایدارتر است، واین به خاطر این است که فرعون خود را «أبقى» نامید، درحالى که ساحران پس از ایمان، خدا را شایسته این وصف دانستند.

پانویس‌ها

  1. ↑ سوره نجم، آیه ۵۱.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ سوره طاها، آیه ۷۱.
  3. ↑ محمود روحانی، المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم، ج ۱، ص ۱۲۸.
  4. ↑ سوره طاها، آیه ۷۳.

منابع

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.


قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه