کریم (اسم الله): تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
اسم '''«كريم»''' در [[قرآن]] ۲۶ بار آمده و در دو مورد وصف [[خدا]] قرار گرفته است،<ref>اسماء و صفات الهى فقط در قرآن، ج ۲، ص ۱۲۲۳-۱۲۲۵.</ref> چنانكه مىفرمايد: | اسم '''«كريم»''' در [[قرآن]] ۲۶ بار آمده و در دو مورد وصف [[خدا]] قرار گرفته است،<ref>اسماء و صفات الهى فقط در قرآن، ج ۲، ص ۱۲۲۳-۱۲۲۵.</ref> چنانكه مىفرمايد: | ||
| − | *{{متن قرآن| | + | *«{{متن قرآن|...وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}<ref>[[آیه 40 سوره نمل|سوره نمل، آیه ۴۰.]]</ref>؛ اگر كسى كفر ورزد (ضررى به خدا نمى رساند) پروردگار من بى نياز و بزرگوار است». |
| − | *{{متن قرآن| | + | *«{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ}}<ref>[[آیه 6 سوره انفطار|سوره انفطار، آیه ۶.]]</ref>؛ اى انسان چه باعث شد در مورد پروردگار بزرگوارت مغرور شوى». |
اين اسم و صفت خداوندى، صفت مشبّهه به معناى خالى از پستى و نقايص، زياد بخشنده و نيكى كننده،<ref>شرح اسماءاللّه الحسنى، نيشابورى، ص ۲۶۹-۲۷۰.</ref> گرامى شدن، كرامت و بخشش داشتن است. | اين اسم و صفت خداوندى، صفت مشبّهه به معناى خالى از پستى و نقايص، زياد بخشنده و نيكى كننده،<ref>شرح اسماءاللّه الحسنى، نيشابورى، ص ۲۶۹-۲۷۰.</ref> گرامى شدن، كرامت و بخشش داشتن است. | ||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
ظاهر اين است كه كريم يك معنا بيش ندارد و آن شرافت -اعم از ذات يا صفات- است و اگر در نيكوكارى و جود و احسان بكار مى رود، به خاطر اين است كه از مظاهر كرامت در فعل است، و همچنين گذشت از دشمن به هنگام قدرت از آثار همين نوع كرامت است. | ظاهر اين است كه كريم يك معنا بيش ندارد و آن شرافت -اعم از ذات يا صفات- است و اگر در نيكوكارى و جود و احسان بكار مى رود، به خاطر اين است كه از مظاهر كرامت در فعل است، و همچنين گذشت از دشمن به هنگام قدرت از آثار همين نوع كرامت است. | ||
| − | آرى گاهى در قرآن، كافر به كريم توصيف شده است، ولى آن از باب بكار بردن لفظ در معنى ضدّ آن براى مبالغه در معنى موردنظر مى باشد. چنانكه مى فرمايد: {{متن قرآن| | + | آرى گاهى در قرآن، كافر به كريم توصيف شده است، ولى آن از باب بكار بردن لفظ در معنى ضدّ آن براى مبالغه در معنى موردنظر مى باشد. چنانكه مى فرمايد: «{{متن قرآن|ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ العَزيزُ الكَريم»}}<ref>[[آیه 49 سوره دخان|سوره دخان، آیه ۴۹.]]</ref>؛ بچش عذاب را چون كه تو همان انسان نيرومند و بزرگوارى»؛ مقصود اين است كه تو در دنيا خود را نيرومند و شريف مى پنداشتى، ولى اينك معلوم شد كه تو ذليل و زبونى. |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۰۲
اسم «كريم» در قرآن ۲۶ بار آمده و در دو مورد وصف خدا قرار گرفته است،[۱] چنانكه مىفرمايد:
- «...وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ[۲]؛ اگر كسى كفر ورزد (ضررى به خدا نمى رساند) پروردگار من بى نياز و بزرگوار است».
- «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ[۳]؛ اى انسان چه باعث شد در مورد پروردگار بزرگوارت مغرور شوى».
اين اسم و صفت خداوندى، صفت مشبّهه به معناى خالى از پستى و نقايص، زياد بخشنده و نيكى كننده،[۴] گرامى شدن، كرامت و بخشش داشتن است.
ابن فارس مى گويد: «كريم» حاكى از شرافت در ذات يا در صفات است. گاهى مى گويند: مرد كريم، اسب كريم و كرامت در اخلاق اين است كه از گناه كسى درگذرد؛ ابن قتیبه مى گويد: كريم كسى است كه از گناه كسى صرف نظر كند، و اگر خدا را كريم مى ناميم به خاطر اين است كه گناه بندگانش را ناديده مى گيرد.
راغب اصفهانی مى گويد: هرگاه خدا را به اسم «كريم» توصيف كنيم، كنايه از نيكى و احسان آشكار او است و هرگاه انسان را با آن توصيف كنيم، كنايه از خوى و كردار نيك او است.
ظاهر اين است كه كريم يك معنا بيش ندارد و آن شرافت -اعم از ذات يا صفات- است و اگر در نيكوكارى و جود و احسان بكار مى رود، به خاطر اين است كه از مظاهر كرامت در فعل است، و همچنين گذشت از دشمن به هنگام قدرت از آثار همين نوع كرامت است.
آرى گاهى در قرآن، كافر به كريم توصيف شده است، ولى آن از باب بكار بردن لفظ در معنى ضدّ آن براى مبالغه در معنى موردنظر مى باشد. چنانكه مى فرمايد: «ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ العَزيزُ الكَريم»[۵]؛ بچش عذاب را چون كه تو همان انسان نيرومند و بزرگوارى»؛ مقصود اين است كه تو در دنيا خود را نيرومند و شريف مى پنداشتى، ولى اينك معلوم شد كه تو ذليل و زبونى.
پانویس
- ↑ اسماء و صفات الهى فقط در قرآن، ج ۲، ص ۱۲۲۳-۱۲۲۵.
- ↑ سوره نمل، آیه ۴۰.
- ↑ سوره انفطار، آیه ۶.
- ↑ شرح اسماءاللّه الحسنى، نيشابورى، ص ۲۶۹-۲۷۰.
- ↑ سوره دخان، آیه ۴۹.
منابع
- منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج ۲، ص ۳۳۴-۳۳۵.
- فرهنگ قرآن، ج ۲۴، ص ۱۰۳.




