عفوّ (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱۶: سطر ۱۶:
 
==منابع==
 
==منابع==
 
فرهنگ قرآن، جلد 20، صفحه 466.
 
فرهنگ قرآن، جلد 20، صفحه 466.
 +
 +
{{اسماء الله}}
  
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]

نسخهٔ ‏۲۴ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۶

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


عفوّ، از اسما و صفات خداوند متعال است و به معناى صرفنظر كردن از خطاهاى بندگان و گناهان ضعيفان است.[۱]

اين واژه در پنج مورد از قرآن مجيد آمده است:

  • «...اِنَّ اللّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُورا». (سوره نساء(4)، 43)
  • «...وكانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورا». (سوره نساء(4)، 99)
  • «...فَاِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَديرا». (سوره نساء(4)، 149)
  • «...لَيَنصُرَنَّهُ اللّهُ اِنَّ اللّهَ لَعَفُوٌّ غَفُور». (سوره حج(22)، 60)
  • «...اِنَّ اللّهَ لَعَفُوٌّ غَفور». (سوره مجادله(58)، 2)

پانویس

  1. التحقيق، ج8، ص183؛ الاسماء والصّفات، بيهقى، ج1، ص 103-104.


منابع

فرهنگ قرآن، جلد 20، صفحه 466.

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.