مختصر نویسی متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

الکافی (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
الکافی.jpg
نویسنده محمد بن یعقوب کلینی
موضوع احاديث شيعه.
زبان عربی
تعداد جلد 8
مصحح علي أكبر الغفاري

کتاب «الکافی» یکى از مهمترین و معتبرترین کتب حدیثى شیعه اثر محمد بن یعقوب کلینی است. این کتاب اولین کتاب جامع روایی و یکی از مجموعه کتب اربعه حدیث شیعه است.

مؤلف

محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی معروف به ثقةالاسلام کلینی (م ۳۲۸ هجری قمری)، از محدثان بزرگ شیعه است که در زمان غیبت صغرای امام مهدی (ع) به دنیا آمده و با برخی محدثان که بدون واسطه از امام حسن عسکری علیه السلام یا امام هادی علیه السلام حدیث شنیده‌اند، ملاقات کرده است. از کلینی بسیاری از محدثان بزرگ روایت نموده اند که از جمله می توان به ابن قولویه (مولف کامل الزیاراتهارون بن موسی تلعكبری، ابوالفضل شیبانی و محمد بن ابراهیم نعمانی (صاحب الغیبة نعمانی) را نام برد. [۱]

کافی مهمترین اثر شیخ کلینی است و نجاشی مدت زمان تالیف آن را بیست سال گفته است.[۲] کلینى از جمله کسانی است که کلیه علمای رجال، وی را با عبارات موکد توثیق نموده اند.

نجاشی درباره اش می نویسد: «أوثق الناس فی الحدیث و أثبتهم»، موثق ‌ترین و ثابت ‌ترین کسان در حدیث است. و همین جمله را علامه حلی و ابن ‌داوود تکرار می ‌کنند. لذا کلینی به ثقه الاسلام معروف گردید.[۳]

علامه بحرالعلوم در رجال خود پس از ذکر روایت نبوی (که خداوند در رأس هر صد سال کسی را که دین را از اندلس تجدید کند برمی انگیزد.) می نویسد: ابن اثیر[۴] کلینی را مجدد مذهب امامیه در رأس قرن سوم شمرده است.

آن گاه اضافه می کند: سخن این دانشمند کلام حقی است که خداوند بر زبانش جاری ساخته. کسی که در کافی، به دقت، نظر و تأمل کند برایش روشنی این سخن آشکار می گردد و می داند که وی مصداق این حدیث است. زیرا کافی کتاب مفیدی است که در تمام کتب حدیث نظیر ندارد. هم از لحاظ کثرت احادیث و حسن ترتیب و هم به واسطه ضبط در نقل. به علاوه که این کتاب در زمان غیبت صغری امام و پیش نظر سفراء آن حضرت در بیست سال انجام شده.[۵]

ابن طاووس حلی می گوید: توثیق و امانت کلینی مورد اتفاق همگان است.[۶] ابن حجر عسقلانی می گوید: کلینی از رؤسا فضلاء شیعه است در ایام مقتدر عباسی.[۷]

ملا محمدتقی مجلسی می گوید: حق این است که در میان علماء شیعه مانند کلینی نیامده است، و هر که در اخبار و ترتیب کتاب او دقت کند درمی یابد که او از جانب خداوند تبارک و تعالی مؤید بوده است.[۸]

انگیزه تألیف

مطابق با گفتار كلينى در مقدمه كتاب، يكى از شيعيان و برادران دينيش به او نامه نوشته و يا پيغام داده است كه مردم زمان ما علم و دانش را رها كرده و در جهل و نادانى غوطه‏ ور شده‏ اند، نام خود را مسلمان گذاشته و از مقرّرات واقعى اسلام خبرى ندارند. تنها از روى عادت و تقليد از نياكان خود اعمالى را بنام دين انجام ميدهند و در اعمال مهم و غیر مهم به عقل خود اکتفا می کنند. و از او خواسته است که به عنوان شخص آگاه به احادیث برای خود او و برای مردم زمانش کتابی بنویسید که مرجع همگان قرار گیرد.

شیخ کلینی در پاسخ او می گوید:

و تو يادآور شدى كه مطالبى برايت مشكل شده كه بواسطه اختلاف روايات وارده در آنها حقيقت آنها را نمي فهمى و دانسته‏ اى كه اختلاف روايت مربوط باختلاف علل و اسباب آنست و بدانشمند مورد اعتمادى كه در اين قسمت وارد باشد دسترسى ندارى تا با او مذاكره و گفتگو كنى و گفتى كه ميخواهم كتابى داشته باشم كه تمام‏ قسمتهاى علم دين در آن باشد كه دانشجو را بى‏ نياز كند و مرجع هدايت خواه باشد و كسى كه علم دين و عمل باخبار صحيح امامان صادق و سنتهاى ثابته مورد عمل را خواهد از آن كتاب برگيرد و واجبات خدا و سنت پيغمبر (ص) را از روى آن كتاب انجام دهد و گفتى كه اگر چنين كتابى باشد اميدوارم خداى تعالى به وسيله آن و به يارى و توفيق خويش برادران و هم مذهبان ما را اصلاح كند و بهدايتشان متوجه كند. پس بدان اى برادر- كه خدايت هدايت كند- كسي را نميرسد كه بنظر خويش روايات مختلفه‏ اى را كه از امامان عليهم السّلام رسيده است تشخيص دهد مگر بدستور خود امام عليه السّلام. و آن به يكى از سه راه است:

1- روايت را با قرآن بسنجيد آن را كه مطابق قرآنست بگيريد و آن را كه مخالف است رد كنيد.

2- روايتى كه مطابق گفتار عامه است رها كنيد زيرا هدايت در مخالفت ايشانست.

3- روايتى كه مورد اتفاقست بگيريد زيرا در مورد اتفاق ترديدى نيست.

و ما با اين دستور فقط مقدار كمى از روايات را تشخيص ميدهيم و (نسبت بباقى روايات مختلف) راهى وسيعتر و بااحتياطتر از اين نميدانيم كه علم آنها را بخود امام رد كنيم و دستور آسانى كه امام عليه السّلام داده است بپذيريم كه فرموده است: هر كدام از دو روايت مختلف را كه گردن نهيد براى شما جايز است. خدا را شكر كه تأليف كتابى را كه خواستى ميسر كرد. اميدوارم چنان كه خواستى باشد. اگر در آن كوتاهى رفته باشد در نيت ما كه خيرخواهى است كوتاهى نبوده. زيرا خير خواهى برادران و هم مذهبان بر ما واجب است بعلاوه ما اميدواريم كه با مردم اين زمان و آنها كه تا پايان دنيا از اين كتاب استفاده و بآن عمل مي كنند در ثواب شريك باشيم‏.[۹]

وجه تسمیه الکافی

با مطالعه مقدمه کافی روشن می ‌شود که مرحوم کلینی این کتاب را به تقاضای یکی از دوستان و مریدان خود که احتمالا محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعه صفوانی یا محمد بن ابراهیم نعمانی بوده، نوشته است. او از شیخ کلینی درخواست می ‌کند با نوشتن کتاب جامع مذهبی خود گامی در جهت رفع نابسامانی ‌های موجود بردارد. آنجا که گوید: «وقلت انک تحب ان یکون عندک کتاب کافٍ یجمع فیه علم الدین»،[۱۰] گفتی که مایلی نزدت کتابی باشد که با جامعیت در علوم دین، کافی باشد.

محتوای کتاب

الکافی از سه بخش جداگانه تشکیل شده است:

  • اصول، شامل روایات اعتقادی؛
  • فروع، حاوی روایات فقهی؛
  • روضه، شامل احادیث متفرقه؛

مؤلف گرانقدر در بخش اول کتاب، طىِ هشت فصل که خود آن ها را کتاب نامیده است، به تبیین اصول اعتقادى شیعه و برخى مطالب دیگر که با مسائل اعتقادى ارتباط دارد، پرداخته است. وى هر عنوان را به ابواب مختلفى تقسیم کرده و در هر باب روایات متعددى را نقل کرده است. برخى از این عنوان ها مانند باب الکفر و الإیمان بیش از دویست باب دارند. البته تعداد ذکر شده در هر باب بسیار متغیر است؛ گاه در یک باب، تنها یک روایت ذکر شده در حالى که در بعضى ابواب، ده ها روایت آمده است.

اصول کافی:

  • کتاب العقل والجهل که تنها یک باب دارد، مشتمل بر 36 روایت است. توصیه هاى امام کاظم علیه السلام به هشام، در این کتاب آمده است.
  • کتاب فضل العلم داراى ابواب پرشمارى است که مباحث برخى از آن ها عبارت اند از: «وجوب دانش پژوهى»، «آنان که از راه دانش نان مى خورند»، «صفت علم»، «فضیلتِ دانش و دانشوران»، «نگارش و فضیلت آن»، «صفت عالم»، «تقلید»، «حق عالم»، «بدعت و رأى و قیاس» «نهى از سخن بدون دانش»، «وجود همه نیازمندى هاى مردم در قرآن و سنت».
  • کتاب التوحید نیز به موضوعاتى چون: «حدوث عالم و پدید آورنده آن»، «پایین ترین درجات شناخت خدا»، «نهى از سخن گفتن در کیفیت او»، «باطل کردن نظریه دیدن خدا»، «صفات ذات خدا»، «اراده و دیگر صفات فعل خدا»، «معانى اسماء الهى»، «مشیت و اراده»، «سعادت و شقاوت»، «جبر و قدر و امر بین الامرین» پرداخته شده است.
  • کتاب الحجة که پس از ایمان و کفر، گسترده ترین بخش کتاب اصول کافى است، روایات زیادى در بیش از یکصد و سى باب، نقل شده که به سرفصل های آن به صورت کلى اشاره مى شود:
  1. نیاز به حجت
  2. طبقات انبیاى رسل، ائمه اطهار
  3. تفاوت میان رسول، نبى و محدث
  4. شناخت امام و لزوم اطاعت از او
  5. صفات ائمه (والیان امر، خازنان علم، نور الهى، ارکان زمین و...)
  6. عرضه اعمال بر ائمه
  7. ائمه، وارثان علم انبیا
  8. آنچه نزد ائمه است (علم کامل قرآن، کتب انبیا، صحیفه فاطمة، جفر، جامعه و...)
  9. دانش ائمه و افزونى جهات مختلف آن
  10. نصوص دالِ بر امامت یکایک ائمه دوازده گانه
  11. گزیده هایى از تاریخ زندگانى معصومان.
  • کتاب الایمان و الکفر، گسترده ترین بخش اصول کافى و مشتمل بر بیش از دویست باب است. مباحث اصلى این کتاب عبارت اند از: «خلقت مؤمن و کافر»، «معنى اسلام و ایمان»، «صفات مؤمن و حقایق ایمان»، «اصول و فروع کفر»، «گناهان و آثار، درجات و انواع آن ها» و «انواع کفر».
  • کتاب الدعاء در دو بخش تنظیم شده است: قسم اول در بیان فضیلت دعا و آداب آن است. در این بخش، ابتدا به «آثار دعا»، «تغییر قضاى الهى به وسیله دعا»، «شفاى همه دردها» و استجابت آن پرداخته شده، سپس آداب دعا همانند: «تقدم در دعا»، «رو به قبله نشستن و یاد خدا در هنگام دعا»، «دعاى پنهان»، «اوقات مناسب دعا» و «اجتماع افراد در دعا» تبیین شده است. در بخش دوم، متن برخى ادعیه و اذکار کوتاه که به صورت مطلق یا ویژه برخى از حالات است، گردآورى شده است. نظیر: دعا هنگام بیدار شدن و خروج از منزل، به دنبال نمازها، هنگام بیمارى ها، و یا هنگام قرائت قرآن.
  • کتاب فضل القرآن در چهارده باب، فضیلت حاملان قرآن، و نیز فضیلت تعلم، حفظ، قرائت و ترتیل آن را تبیین کرده است. همچنین مقدار فضیلت خواندن قرآن در هر روز نیز در این کتاب معین شده است.
  • در آخرین عنوان از بخش «اصول» کافى، (کتاب العشرة)، لزوم معاشرت، معاشرت نیک، معاشران خوب و بد و نیز برخى از آداب و وظایف معاشرت و روابط اجتماعى نظیر: سلام گفتن به یکدیگر، احترام بزرگسالان، احترام کریمان، رعایت امانت در جلسات، حق همسایه، حق همسر، نامه نگارى و... بررسى شده است.

فروع کافی:

بخش دوم کتاب کافی که «فروع الکافی» نام دارد دربردارنده روایات مربوط به مسائل فقهى است. فروع کافى بزرگترین بخش کتاب کافى به حساب مى آید. در این بخش عناوین زیر وجود دارد:

  1. کتاب الطهارة
  2. کتاب الحیض
  3. کتاب الجنائز
  4. کتاب الصلاة
  5. کتاب الزکاة والصدقه
  6. کتاب الصیام
  7. کتاب الحج
  8. کتاب الجهاد
  9. کتاب المعیشة
  10. کتاب النکاح
  11. کتاب العقیقه
  12. کتاب الطلاق
  13. کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه
  14. کتاب الصید
  15. کتاب الذبائح
  16. کتاب الاطعمه
  17. کتاب الاشربة
  18. کتاب الزى والتجمل والمروة
  19. کتاب الدواجن
  20. کتاب الوصایا
  21. کتاب المواریث
  22. کتاب الحدود
  23. کتاب الدیات
  24. کتاب الشهادات
  25. کتاب القضا والاحکام
  26. کتاب الایمان والنذور والکفارات.

یادآورى مى شود، در فروع کافى برخى از عنوان ها که معمولاً در کتب فقهى به صورت مستقل آورده مى شوند به مناسبت، ضمن عنوان هاى یاد شده آمده اند. مثلاً اجاره، بیع، رهن، عاریه، ودیعه، و امثال آن، در عنوان المعیشة، امر به معروف، در عنوان الجهاد و نیز زیارت نامه ها در عنوان الحج آمده است.

روضه الکافی:

در سومین بخش از کتاب الکافى که به نام «روضه» شهرت دارد، روایات مربوط به موضوعات مختلف و متنوع، بدون هیچ ترتیب و نظم خاصى گردآورى شده است. براى نمونه، به برخى از موضوعات آن اشاره مى شود:

  1. تأویل و تفسیر برخى آیات قرآن مجید
  2. توصیه ها و اندرزهاى ائمه اطهار علیهم السلام
  3. رؤیا و انواع آن
  4. دردها و درمان ها
  5. کیفیت آفرینش جهان هستى و برخى از پدیده هاى آن
  6. تاریخ بعضى از پیامبران بزرگ
  7. فضیلت شیعه و وظایف آن
  8. برخى مسائل تاریخ صدر اسلام و زمان خلافت امیرمؤمنان
  9. مهدى علیه السلام و صفات او و نیز اصحاب و ویژگى هاى زمان حضور او
  10. تاریخ زندگى برخى اصحاب و اشخاص، نظیر ابوذر، ثمامة بن أثال، زید بن على، سلمان، جعفر بن ابى طالب.

آیا روضه، جزء «الکافی» است؟

بعضى، بخش روضه را از آثار کلینی نمی دانند، بلکه آن را به «ابن ادریس»، صاحب «سرائر» نسبت می دهند؛ بنابراین، روضه را جزء کتاب کافی به حساب نمی آورند. در مقابل، اشخاص زیادی این بخش را جزء کافى و از آنِ کلینى دانسته اند. برای پیگیری این بحث، می توان به کتاب الکلینی و الکافی، صفحه 408 تا 415 و نیز کتاب الکلینی و کتابه الکافی، صفحه 132 تا 140 مراجعه کرد. ملا خلیل قزوینی در آغاز شرح فارسی خود بر کافی (که موسوم است به الصافی) در انتساب روضه به کلینی تشکیک می کند. چه احادیث روضه از لحاظ محکمی و اتقان در نقل، به مانند دو بخش دیگر کافی (اصول و فروع) نیست. ولی حاجی نوری در خاتمه مستدرک سخن وی را رد می کند.

بهترین دلیلی که روضه از آن کلینی است سخن نجاشی و شیخ طوسی و ابن شهر آشوب است که روضه را در شمار کتب کافی و از آن کلینی دانسته اند.[۱۱] و دیگری وجود روضه است در نسخه های کافی موجود است.

آری چنان که اشاره شد روایات روضه از لحاظ محکمی متن و سند همسان فروع نیست. و این از آن جهت است که اهتمامی را که دانشمندان در صحت و وثاقت سند احادیث احکام داشته و دارند در احادیث فضائل و خطب که بیشتر جنبه وعظ و ارشاد دارد، ندارند. زیرا طبق قاعده ی (تسامح در ادله ی سنن) که فقها از احادیث «من بلغ»[۱۲] استفاده کرده اند، در نقل روایاتی که متضمن حکم استحبابی و کراهی یا درباره ی فضائل و مناقب و نیز مواعظ و حکم است، تسامح رواست.

سلسله روایی کلینی

از طریق سلسله اسناد روایات کافی، فهرست نسبتاً مفصلی از مشایخ حدیث کلینی به دست می ‌آید که تعدادشان به بیش از سی نفر می ‌رسد. این تعداد مشایخ به معنای انعکاس روایات قابل توجهی از هر یک در مجموعه کافی نیست؛ بلکه کلینی عمده قریب به اتفاق روایاتش را از هشت نفر زیر نقل کرده ‌است:

تعداد روایات الکافی

تعداد روایات کتاب کافى را با رقم هاى مختلف گفته اند: یوسف بحرانى در لؤلؤة البحرین، 16199، دکتر حسین على محفوظ در مقدمه کافى، 15176، علامه مجلسى، 16121 و برخى از معاصران مثل شیخ عبدالرسول الغفار، 15503 حدیث شمارش کرده اند.[۱۳]

البته این اختلاف رقم ها ناشى از شیوه شمردن احادیث است. به این معنى که برخى روایتى را که با دو سند ذکر شده است، دو روایت، و بعضى آن را یک روایت به حساب آورده اند. گروهى روایات مرسله را نیز که با عبارت «وفى روایة اخرى» آمده است یک حدیث شمرده اند و برخى آن را در شمارش به حساب نیاورده اند. البته در موارد نادر هم مى تواند علت اختلاف، نبودنِ برخى روایات در برخى نسخه ها باشد.[۱۴]

همچنین ذکر شده که کافی به نقل عین الغزل از لؤلؤه البحرین، 16199 حدیث است که طبق اصطلاح متأخرین (که حدیث را به پنج قسم اصلی تقسیم کرده اند) بدین قرار می باشد: صحیح: 1118،[۱۵] موثق: 1118، قوی و حسن 322، ضعیف 9487. در روضات الجنات نیز همین تعداد را با اختلافی از لؤلؤه البحرین نقل می کند.[۱۶]

مزایا و ویژگى هاى کتاب کافی

  • نویسنده این کتاب، دوران نواب اربعه و بخشى از زمان امام حسن عسکری علیه السلام را درک کرده است.
  • نویسنده این کتاب، به جهت نزدیکى زمانى با نویسندگان اصول، توانسته روایاتى را با واسطه هاى کمتر نقل کند؛ از همین رو بخشى از روایات کافى با سه واسطه نقل شده است.[۱۷]
  • داراى عناوینى کوتاه و گویا است که محتواى روایات باب را نشان مى دهد.
  • روایات بدون دخل و تصرف نقل شده و توضیحات مصنف با روایت ها مشتبه نمى شود.
  • مصنف سعى مى کند حدیث درست تر و روشن تر را، در اول باب قرار داده و سپس احادیث مبهم و مجمل را ذکر کند.[۱۸]
  • یکی از امتیازات کافی این است که کلینی سلسله سند را تا به امام، در هر حدیث نقل می کند، و آن جا که صدر سند را حذف کرده است، جایی است که از کتاب دیگر نقل کرده و سلسله سند را به آن کتاب حواله می دهد. تمام سند حدیث در آن ذکر شده و از این جهت با تهذیب و استبصار و من لایحضره الفقیه متفاوت است.
  • روایاتى را نقل مى کند که با عنوان باب سازگار است و از نقل احادیث معارض خوددارى کرده است.
  • روایات را در غیر ابواب خود قرار نداده است.
  • از تنظیم و تبویب دقیق و منطقى برخوردار است؛ از عقل و جهل و سپس علم و آن گاه توحید شروع مى کند؛ در واقع برخى از مباحث معرفت شناسى را در مرحله نخست قرار داده و سپس به مباحث توحید و امامت مى رسد، آنگاه روایات اخلاقى را نقل کرده تا به فروع و احکام مى رسد و در پایان جُنگى متنوع از احادیث را جمع نموده است.
  • جامعیت کافى نسبت به مباحث عقیدتى، اخلاقى و فقهى از دیگر امتیازهاى آن است.

نظرات درباره کتاب کافی

شیخ کلینی در پاسخ کسی که از او درخواست نوشتن کتاب جامعی نموده ‌است، می گوید: «در کافی تمام آن چه متعلم در فنون علم دین، به آن نیاز دارد و قصد عمل به اخبار درست و سنن صحیح دارد، جمع شده ‌است».

شیخ حر عاملی این سخن کلینی را بیانی صریح در شهادت به صحت احادیث کافی ـ البته به اصطلاح قدما ـ می داند. (صحیح به اصطلاح قدما به معنی قطعیت صدور از معصوم با قرائن قطعی یا تواتر یا شهرت صحت اصول و منابع اصلی است.)

«شیخ مفید» که از معاصران کلینى به شمار مى رود، درباره کتاب کافى مى نویسد: کتاب کافى از برترین کتاب هاى شیعه و پرفایده ترین آن هاست.[۱۹] «شهید اول، محمد بن مکى»، در اجازه خود به ابن خازن، ضمن شمردن کتب حدیثى شیعه مى نویسد: همانند کتاب کافى، در حدیث شیعه نوشته نشده است.[۲۰]

«شهید ثانى» در اجازه خود به شیخ ابراهیم میسى، کافی را به همراه سه کتاب: من لایحضره الفقیه، تهذیب الأحکام و الاستبصار، از پایه هاى ایمان و ستون هاى اسلام مى شمارد.[۲۱]

علامه «محمد تقى مجلسى» نیز ادعا مى کند: همانند کافى در میان مسلمانان نگاشته نشده است.[۲۲]

و علامه «محمد باقر مجلسى» در کتاب مرآة العقول، شرح مبسوط وی بر کتاب کافى، مى نویسد: کتاب کافى از تمام کتب اصول، مضبوط‌تر و جامعتر است و بهترین و بزرگ ترین تألیف فرقه ناجیه (شیعه امامیه) است.[۲۳]

علامه «شیخ عبدالله مامقانى» مى نویسد: همانند کافى در اسلام نگاشته نشده و گفته مى شود این کتاب بر امام زمان عرضه شده و آن حضرت آن را پسندیده و فرموده است: «این کتاب براى شیعیان ما کافى است».[۲۴]

کتابشناس بزرگ، علامه «شیخ آقا بزرگ تهرانى» مى نویسد: «کافى برترینِ کتب اربعه است؛ مانند آن درباره روایات اهل بیت نگاشته نشده است».[۲۵]

آیت الله خویی در کتاب معجم رجال حدیث، از قول استادش مرحوم آیت الله نائینی، مناقشه در اسناد روایات کافی را حرفه و ترفند عاجزان و ناتوانان خوانده ‌است.[۲۶]

آیت الله سید محسن حکیم در مستمسک عروة الوثقی، کافی را یکی از کتب اربعه می داند که محور عمل شیعه می باشد.[۲۷]

محقق کرکی می گوید: این کتاب از احادیث شرعی و اسرار دینی مقداری جمع آوری نموده که در کتاب دیگری یافت نمی شود.

ملا محسن فیض کاشانی می گوید: کافی شریفترین و کاملترین و جامعترین کتاب است زیرا که در میان آن ها شامل اصول و خالی از عیب و فضول است.

محمد امین استرآبادی در کتاب فوائد المدنیه می گوید: ما از اساتید و علمای خود شنیده ایم که در اسلام کتابی تالیف نشده که برابر یا نزدیک کتاب کافی است.[۲۸]

پژوهش‌هاى انجام شده درباره الکافى

کتاب کافى از دوره هاى نخست، مورد توجه عالمان و حدیث پژوهان بوده، بنابراین کارهاى بسیارى درباره آن انجام شده است. شیخ آقا بزرگ تهرانى، در الذریعه، 27 شرح بر اصول، یا تمامى کتاب معرفى کرده؛[۲۹] چنان که ده حاشیه بر این کتاب شمرده است.[۳۰]

همچنین برخى دیگر از نویسندگان، کارهاى بسیارى را پیرامون کافى ذکر کرده اند که بیشتر آن ها تاکنون به چاپ نرسیده یا در دسترس نیستند.[۳۱]

از معروف ‌ترین شرح ‌ها و حاشیه ‌های این کتاب می ‌توان به مرآه ‌العقول علامه مجلسی، شرح اصول کافی تالیف امیر اسماعیل خاتون ‌آبادی، شرح اصول کافی از ملاصدرای شیرازی، شرح ملاخلیل قزوینی بر اصول کافی به زبان فارسی موسوم به صافی و شرح عربی همین دانشمند به نام شافی و الرواشح السماویه تالیف سید محمدباقر محقق داماد اشاره کرد.

گفتنی است، کنگره بین المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی، در حال حاضر، بخش قابل توجهی از آثار مربوط به کافی را که تاکنون منتشر نشده اند، در دست آماده سازی و انتشار دارد. در این جا برخى از آثاری را که پیرامون کتاب کافى منتشر شده، در چند بخش معرفى مى کنیم:

الف). شرح و حاشیه

  1. «التعلیقة على کتاب الکافی»، محمد باقر حسینى مشهور به میرداماد(م 1041 ق)، تحقیق: سید مهدى رجایى (قم، مطبعة خیام، 1403ق)، 22 + 404 ص. این تعلیقه، تا کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد و متن روایات نیز همراه تعلیقه چاپ شده است. همچنین شارح، کتابى دیگر به نام «الرواشح السماویة» دارد که در آن برخى قواعد علم حدیث را نگاشته و مقدمه کافى را شرح کرده، و به عبارتی جلد اول این تعلیقه محسوب مى شود.
  2. «شرح اصول الکافی»، صدرالدین الشیرازى (م 1050 ق)، (تهران، مکتبة محمودى 1391 ق) 492 ص. این شرح تا پایان کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد. در ضمن، این شرح با تصحیح محمد خواجوى در 2 جلد، توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى به چاپ رسیده است. همچنین خواجوى این شرح را ترجمه نموده و در 2 جلد، همان انتشارات به چاپ رسانده است.
  3. «جامع الاحادیث والأقوال»، نوشته شیخ قاسم بن محمدبن جواد بن الوندی متوفی بعد از سال 1100 هجری.
  4. «الدر المنظوم من کلام المعصوم»، نوشته شیخ علی بن محمد بن حسن بن زین الدین شهید ثانی درگذشت 1104 هجری، تحقیق: محمد حسین درایتی (قم، دارالحدیث، 1385 ش) 717 صفحه (1 ج)، وزیری.
  5. «مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول» نوشته علامه مجلسی، درگذشته به سال 1110 هجری. (تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1404ق / 1363 ش، دوم؛ 26 ج)
  6. «الوافی» نوشته فیض کاشانی متوفای 1091 هجری.
  7. حاشیه علامه مجلسی.
  8. «حاشیه ابوالحسن شریف فتونی عاملی» متوفای 1138 هجری.
  9. حاشیه سید میر ابوطالب بن میرزا بیک فندرسکی از افاضل اوائل قرن دوازدهم هجری.
  10. حاشیه شیخ زین الدین ابوالحسن علی بن شیخ حسن صاحب معالم.
  11. حاشیه شیخ محمد بن حسن بن زین الدین شهید ثانی معروف به شیخ محمد سبط عاملی درگذشت سال 1030 هجری.
  12. «الحاشیة على اُصول الکافی»، رفیع الدین محمد بن حیدر النائینى، تحقیق: محمد حسین درایتى (قم، دارالحدیث، 1383ش) 672 ص، وزیرى.
  13. «الحاشیة على اُصول الکافی»، سید بدرالدین بن أحمد الحسینى العاملی، تحقیق: على فاضلى (قم، دارالحدیث، 1383ش) 352 ص، وزیرى.
  14. «شرح الکافی، الاصول والروضة»، محمد صالح المازندرانى، التعلیق: میرزا ابوالحسن شعرانى (تهران، المکتبة الاسلامیة، 1342) 12 ج. این شرح، تنها اصول کافى و روضه را دربر دارد.
  15. «الشافی فی شرح الاصول الکافی»، 3 ج، عبدالحسین المظفر. (دوم: مطبعة الغری، نجف، 1389 ق - 1969 م)

ب). ترجمه

  1. «اصول کافی»، ترجمه و شرح: سید جواد مصطفوی (تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، 2 ج)؛ این ترجمه، همراه با متن احادیث است.
  2. «الروضة من الکافی»، ترجمه و شرح: سید هاشم رسولى محلاتى (تهران، انتشارات علمیه اسلامیه) 2 ج، 297 + 259 ص. در این کتاب، متن عربى احادیث نیز درج شده است.
  3. «الکافی»، ترجمه به انگلیسى، المؤسسة العالمیة للخدمات الاسلامیة. تاکنون 13 جلد از آن به همراه متن عربی منتشر شده است.
  4. «تحفة الاولیاء» نوشته محمد علی بن حاج محمد حسن اردکانی.
  5. «الصافی» شرح اصول کافی و شرح فروع کافی نوشته شیخ خلیل بن غازی قزوینی.

ج). تلخیص

  1. «گزیده کافى»، ترجمه و تحقیق: محمدباقر بهبودى (تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1363)، 6 جزء در سه مجلد. (ج 1: معارف و آداب؛ ج 2: طهارت، صلات؛ ج 3: زکات، روزه؛ ج 4: حج، معیشت؛ ج 5: ازدواج، آشامیدنى ها؛ ج 6: زیب و زینت، گل ها).
  2. «خلاصه اى از اصول کافى»، ترجمه: على اصغر خسروى شبسترى، (تهران، کتاب فروشى امیرى، 1351 ش)، 270 ص.
  3. «درخشان پرتوى از اصول کافى»، سید محمد حسینى همدانى (قم، مؤلف، 1406ق).
  4. محمد جعفر بن محمد صفی ناعسی فارسی این کتاب را خلاصه کرده است.

د). معجم و راهنما

  1. «المعجم المفهرس لالفاظ اصول الکافی»، الیاس کلانترى. (تهران، انتشارات کعبه)
  2. «المعجم المفهرس لالفاظ الاصول من الکافی»، على رضا برازش. (تهران، منظمة الاعلام الاسلامى، 1408 ق - 1988 م، اول) 2 ج، 2011 ص.
  3. «الهادى الى الفاظ اصول الکافی»، سید جواد مصطفوى. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1406 ق)، ج 1، ص 413 ص، تا حرف شین.
  4. «فهرس احادیث اصول الکافی»، مجمع البحوث الاسلامیة. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1409 ق)
  5. «فهرس احادیث الروضة من الکافی»، مجمع البحوث الاسلامیه. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1408 ق)
  6. «فهرس احادیث الفروع من الکافی»، مجمع البحوث الاسلامیة. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1410ق)
  7. «فهرس احادیث الکافی»، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى.

ز). اسناد و رجال کافى

  1. «تجرید اسانید الکافى و تنقیحها»، حاج میرزا مهدى صادقى. (قم، 1409 ق)
  2. «الموسوعة الرجالیة»، حسین طباطبایى بروجردى، 7 ج، تصحیح و تکمیل: میرزا حسن النورى. (مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، 1413 ق /1992 م) جلد یک از این مجموعه با عنوان: «ترتیب اسانید کتاب الکافی»، در 567 صفحه و جلد چهارم آن با عنوان «رجالُ أسانید او طبقات رجال الکافی»، در 468 صفحه، مربوط به کافى مى باشد.

ه). درباره کافى

  1. «دفاع عن الکافی»، ثامر هاشم حبیب العمیدى (مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، 1415 ق /1995 م) 2 ج، 768 + 789 ص.
  2. «الشیخ الکلینی البغدادی و کتابه الکافی»، ثامر هاشم حبیب العمیدی (مکتب الاعلام الاسلامى، قم، 1414 ق / 1372 ش)، 495 ص. در این کتاب شرحى مفصل از زندگانى شخصى و علمى کلینى، تلاش هاى علمى پیرامون کافى و روش کلینى در فروع ارائه شده است.
  3. «بین الکلینی و خصومه، موقف محمد ابو زهرة من الکلینی»، عبدالرسول الغفار (دارالمحجة البیضاء، بیروت، 1415 ق / 1995 م)، 96 ص. در این کتاب، ایرادهایى که محمد ابو زهره از نویسندگان مصرى، بر کتاب کافى داشته، مورد تجزیه، نقد و تحلیل قرار گرفته است.
  4. «بحوث حول روایات الکافی»، امین ترمس العاملی (مؤسسة دارالهجرة، قم، 1415 ق)، 200 ص.
  5. «دراسات فی الکافی للکلینی والصحیح للبخاری»، هاشم معروف الحسنى (1388 / 1968 م)، 365 ص. نویسنده در این کتاب، بحث هاى مقارن و مقایسه اى میان کافى و صحیح بخارى انجام داده و موضوعاتى را از دو کتاب برگزیده و داورى کرده است.
  6. «ثلاثیات الکلینی و قرب الاسناد»، امین ترمس العاملی (مؤسسة دارالحدیث الثقافیة، قم 1417 ق / 1375 ش)، 445 ص. در این اثر پس از مقدمه - که شرحى است از زندگانى کلینى و اصطلاحات ثلاثیات - روایات کلینى که با سه واسطه به معصوم مى رسد، گردآوری شده که مجموع آن 135 روایت است.
  7. «الکلینی والکافی»، الدکتور عبدالرسول الغفار (مؤسسة النشر الاسلامى، قم، 1416 ق)، 589 ص.

و). تحقیق

بر این کتاب تحقیقات فراوانی نگاشته شده است مانند:

  1. رموز التفاسیر الواقعة فی الکافی والروضة نوشته مولی خلیل بن غازی قزوینی.
  2. جامع الرواة نوشته حاج محمد اردبیلی از شاگردان علامه مجلسی.
  3. الفوائد الکاشفة نوشته محمد حسین طباطبایی تبریزی.
  4. البیان البدیع نوشته سید حسن صدر.
  5. رجال الکافی حاج سید حسین طباطبایی بروجردی.

پانویس

  1. شیخ کلینی، همین دانشنامه
  2. رجال نجاشی، ج1، ص377، شماره 1026
  3. علم الحدیث، ص 76.
  4. منظور ابی السعادات مبارک بن محمد (م 606) صاحب جامع الاصول و برادر صاحب کامل التواریخ است.
  5. رجال بحرالعلوم، ج 1؛ در روضات از مولی خلیلی قزوینی شارح کافی نقل می کند که محتمل است احادیثی را که کلینی به عنوان قال العالم در کافی ذکر فرموده مرادش حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف باشد. چنان که محدث نیشابوری حکایت عرضه داشتن کافی را بر امام و گفته ی حضرت که کافی (کاف لشیعتنا) نقل می کند.
  6. مقدمه الكافي.
  7. روضات الجنات في احوال العلماء والسادات، ص 525.
  8. اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی (ره)، ترجمه سید جواد مصطفوی (ره)، انتشارات وفا، ج 1، مقدمه مترجم، ص 8.
  9. أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص9
  10. روضات الجنات، فهرست مرکزی دانشگاه، 1463/5.
  11. کتاب الروضه من اخر کتاب الکافی (فهرست شیخ)... له الکافی منها... الروضه (معالم العلماء) صنف الکتاب المعروف بالکلینی یسمی الکافی فی عشرین سنه شرح کتبه... کتاب الروضه (رجال نجاشی ، ص 292).
  12. حدیث من بلغ بدین سان نقل شده: من بلغه ثواب من الله علی عمل فعمل ذلک العمل التماس ذلک الثواب اوتیته و ان لم یکن الحدیث کما بلغه. یعنی خداوند به کسی که حدیثی راجع به ثواب عملی شنیده و برای درک ثواب مزبور آن عمل را به جا آورده ثواب آن کار را می دهد گرچه حدیث چنان که شنیده نباشد (علم الحدیث، ص 127، چاپ دوم، نقل از کافی).
  13. الکلینى والکافى، ص 402.
  14. الکلینى والکافى، ص 399.
  15. در روضات الجنات، چاپ دوم سنگی، 5072 حدیث نوشته است که مسلماً اشتباه نسخه نویس است.
  16. خوشبختانه نسخه های کافی از نظر تعداد احادیث اختلافی ندارد.
  17. رجوع شود به: امین ترمس عاملى، ثلاثیات الکلینى و قرب الاسناد.
  18. اصول کافى، ج 1، ص 10، مقدمه مترجم: سید جواد مصطفوى.
  19. تصحیح الاعتقاد، ص 202.
  20. بحارالانوار، ج 107، ص 190.
  21. بحارالانوار، ج 108، ص 138.
  22. بحارالأنوار، ج 110، ص 70.
  23. مرآة العقول، ج 1، ص 3.
  24. تنقیح المقال، ج 3، ص 202.
  25. الذریعه، ج 17، ص 245.
  26. معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 99.
  27. مستمسک عروة الوثقی، فهرست رموز کتاب.
  28. مقدمه اصول کافی، سید جواد مصطفوی.
  29. الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 13، ص 94، 100؛ ج 14، ص 26 - 228؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66 – 67.
  30. الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 6، ص 181؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66.
  31. ثامر هاشم حبیب، الشیخ الکلینى البغدادى و کتاب الکافى، ص 158 – 177.

منابع

  • کافی، محمد مهدی خوش قلب، بر گرفته از «حیاة الشیخ محمد بن کلینی»، دکتر ثامر عمیدی
  • فرهنگ کتب حدیثی شیعه، سید محمود مدنی بجستانی
  • آشنایی با متون حدیث و نهج البلاغه، مهدی مهریزی
  • شیخ کلینی، ماهنامه پاسدار اسلام شماره 2، در دسترس در سایت حوزه
  • کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی (با اضافات)، محمد رضا ضمیری
  • شیخ کلینی، همین دانشنامه
  • أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، کتابفروشی اسلامیه

متن کتاب

الكافی