آل فرعون: تفاوت بین نسخهها
| (۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} | {{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} | ||
| + | {{خوب}} | ||
| − | + | '''«آل فرعون»''' قوم، پیروان و همکیشان [[فرعون]] هستند،<ref>جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۳۸۵.</ref> که نسبت به [[حضرت موسی]] علیهالسلام انکار و عناد داشتند و بر [[بنی اسرائیل|بنیاسرائیل]] ستم میورزیدند. [[اخلاق]] و رفتار ناهنجار آل فرعون در [[قرآن|قرآن کریم]] به تفصیل بیان شده است. | |
| − | + | ==واژهشناسی== | |
| − | قرآن | + | واژه «آلفرعون» ۱۳ بار در [[قرآن]] آمده که در یک مورد از مأموریت [[حضرت موسی علیه السلام|موسی]] علیه السلام به سوی آنان و در موارد دیگر از [[کفر]]، تکذیب، شکنجهگری و در نهایت [[عذاب]] آنان در دنیا، [[برزخ]] و [[آخرت]] سخن رفته است. با توجه به گوناگونی معانی «[[آل]]»، مفسران در گستره شمول آلفرعون بر یک رأی نیستند؛ ولی با توجه به کارکرد این واژه گویا مقصود، نزدیکان و پیروان و همفکران [[فرعون]] باشند؛ چنانکه [[قارون]] از [[بنی اسرائیل|بنیاسرائیل]] [= قوم موسی] است ([[آیه 76 سوره قصص|آیه ۷۶ سوره قصص]]) و در ردیف فرعون، [[هامان]] و در حقیقت آلفرعون قرار گرفته ([[آیه 39 سوره عنکبوت|آیه ۳۹ سوره عنکبوت]]، ؛ [[آیه 24 سوره غافر|آیه سوره ۲۴ غافر]]) و [[آسیه]] همسر فرعون، از آل او به شمار نرفته؛ بلکه مَثَل اهل [[ایمان]] معرفی شده است. ([[آیه 11 سوره تحریم|آیه ۱۱ سوره تحریم]]) |
| − | در تورات | + | قرآن از کسانی که بر گِرد فرعون، کارگزار و هم رأی وی بودهاند، با تعابیر قوم ۲۷ بار، ملأ ۱۳ بار، رکن ۱ بار، جُند و جنود ۶ بار یاد کرده که با آلفرعون، تقارب مفهومی و مصداقی دارند؛ به طور مثال، انطباق قوم فرعون بر آلفرعون، با کنار هم نهادن آیاتی نظیر {{متن قرآن|«يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ...»}}<ref>[[آیه 98 سوره هود|سوره هود، آیه ۹۸.]]</ref> و {{متن قرآن|«وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ ...»}}<ref>[[آیه 50 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۵۰.]]</ref> بدست میآید؛ چنانکه قرآن کشتار پسران بنیاسرائیل و ستم به آنان را گاهی به فرعون ([[آیه 4 سوره قصص|آیه ۴ سوره سوره قصص]])، گاهی به آل فرعون ([[آیه 49 سوره بقره|آیه ۴۹ سوره بقره]]) و گاه به قوم فرعون ([[آیه 127 سوره اعراف|آیه ۱۲۷ سوره اعراف]]) نسبت داده و ارسال حضرت موسی را به سوی فرعون و قوم وی ([[آیه ۱۲ سوره نمل]]) فرعون و ملأ ([[آیه 103 سوره اعراف|آیه ۱۰۳ سوره اعراف]]) و آلفرعون ([[آیه 41 سوره قمر|آیه ۴۱ سوره قمر]]) دانسته است. |
| + | |||
| + | در [[تورات]] از اطرافیان و کارگزاران فرعون و ستم آنها بر بنیاسرائیل و نیز از نزول عذاب و نابودی آنان در رود نیل سخن رفته است.<ref>کتاب مقدّس، خروج: ۵ تا ۱۴؛ قاموس کتاب، ص۶۴۹ و ۶۵۰.</ref> | ||
==توجه قرآن به سرگذشت آلفرعون== | ==توجه قرآن به سرگذشت آلفرعون== | ||
| − | نگاهی به آیات و سورههای | + | نگاهی به آیات و سورههای [[قرآن|قرآن کریم]]، اهتمام فراوانِ قرآن به تبیین داستان «آلفرعون» از زوایای گوناگون را نشان میدهد. در احوال دیگر [[پیامبران]]، محاجه آنان با قومشان دیده میشود؛ مانند مناظره [[حضرت ابراهیم علیه السلام|حضرت ابراهیم]] علیه السلام با قوم خود ([[آیه 74 سوره انعام|آیه 74 تا 82]]) و محاجه [[حضرت لوط علیه السلام|حضرت لوط]] علیه السلام ([[آیه 160 سوره شعراء|آیه ۱۶۰ سوره شعراء]])؛ یا گفتگوی آنان با سران قومشان چون [[حضرت نوح]]، [[حضرت هود]]، [[حضرت صالح]] و [[حضرت شعیب]] علیهم السلام ([[آیه 25 سوره هود|آیه ۲۵و۹۵ سوره هود]] ؛ [[آیه 59 سوره اعراف|آیه ۵۹و۹۳ سوره اعراف]]) یا محاجّه ابراهیم با طاغوت زمان خود [[نمرود]] ([[آیه 258 سوره بقره|آیه ۲۵۸ سوره بقره]]). اما در محاجههای [[حضرت موسی]] علیه السلام و [[فرعون]]، حضور اطرافیان فرعون (ملأ) در کنار فرعون موضوعیت ویژه مییابد و از اعمال و سرنوشت آنان نیز در مواضع گوناگون و یا تأثیر آلفرعون بر تصمیمگیریهای فرعون سخن میرود. |
| − | + | هنگامی که حضرت موسی برای انجام مأموریت خود نزد فرعون میآید، بیدرنگ سخن سران قوم فرعون را با یکدیگر نقل میکند ([[آیه 109 سوره اعراف|آیه ۱۰۹ سوره اعراف]]) بیآن که از فرعون سخنی به میان آید. گویا آنان در مجلسی مشورتی بودهاند تا پس از مشاوره، آنچه را تشخیص میدهند به فرعون بازگویند. آنچه آنان تشخیص دادند، مهلت موسی و [[حضرت هارون علیه السلام|هارون]] و گردآوردن ساحران از شهرهای دور و نزدیک بود.<ref>المیزان، ج۸، ص۲۱۴.</ref> ([[سوره اعراف]]/۷، ۱۰۹-۱۱۲) قرآن در جایی دیگر از مشورت فرعون با سران قوم خود درباره موسی سخن میگوید ([[سوره شعراء]]/۲۶، ۳۴ و ۳۵) و هنگام طرح توطئه کشتن موسی نیز سخن از سرانی است که به این نتیجه رسیدهاند: {{متن قرآن|«وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَا مُوسَىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ»}}<ref>[[آیه 20 سوره قصص|سوره قصص، آیه ۲۰.]]</ref>. | |
| − | [[ابن عاشور]]، علت تخصیص آلفرعون را به ذکر در | + | از دلایل موضوعیت یافتن سرگذشت آل فرعون در [[قرآن]]، شاید این است که بسیاری از اصول و سنّتهایی که خداوند در سراسر قرآن، به صورت کلی بیان فرموده، در داستان آل فرعون به صورت عینی تبیین شده؛ چنانکه قرآن آنان را [[عبرت]] آیندگان قرار داده است: {{متن قرآن|«فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ»}}<ref>[[آیه 56 سوره زخرف|سوره زخرف، آیه ۵۶.]]</ref>. |
| + | |||
| + | [[ابن عاشور]]، علت تخصیص آلفرعون را به ذکر در قرآن، سرنوشت نهایی آنان دانسته و گفته است: فقط نابودی این امت نزد [[اهل کتاب|اهل کتاب]] روشن است؛ برخلاف هلاکت [[قوم عاد]] و [[ثمود]] که نزد عرب از شهرت بیشتری برخوردار بوده؛ از اینرو سرگذشت آنان مورد توجه قرآن قرار گرفته است.<ref>التحریر والتنویر، ج۳، ص۱۷۵.</ref> | ||
==اخلاق و رفتار آلفرعون== | ==اخلاق و رفتار آلفرعون== | ||
| − | اخلاق زشت و رفتار ناهنجار آلفرعون در | + | [[قرآن]]، سه بار از دأب آلفرعون و پیشینیان آنان سخن گفته است. واژه دأب در اصل، استمرار و اصرار در کاری تا حد خستگی است؛ سپس معنای آن به شأن، امر و عادت منتقل شده است.<ref>جامعالبیان، مج۳، ج۳، ص۲۵۹.</ref> [[اخلاق]] زشت و رفتار ناهنجار آلفرعون در قرآن گزارش و زوایای آن به تفصیل تبیین شده است و نقش اینگونه، رفتارها در انحطاط و سرانجامِ شوم این قوم از علل اهتمام قرآن به بررسی و تبیین اعمال و سرنوشت آنان است. برخی از اوصاف فرعونیان که در قرآن گزارش شده، بدین قرار است: |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | === | + | ===سوء ادب=== |
| − | {{متن قرآن| | + | این حالت در گفتگوی آنان با پیامبرشان مشهود است: {{متن قرآن|«وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ»}}<ref>[[آیه 134 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۳۴.]]</ref>؛ و هنگامی که بر آل فرعون عذاب فرود آمد، گفتند: ای [[حضرت موسی علیه السلام|موسی]]! پروردگارت را به عهدی که نزد تو دارد برای ما بخوان. این سخن به دلیل وصف خداوند به پروردگار موسی و نه پروردگار خودشان، آن هم در حالت خطر، حاکی از سوء [[ادب]] آنان است.<ref>الفرقان، ج۸ و ۹، ص۲۶۶.</ref> |
| − | + | ===انکار و عناد=== | |
| − | === | + | {{متن قرآن|«{{آیه|27|13}} 💠<ref>[[آیه 13 سوره نمل|سوره نمل، آیه ۱۳.]]</ref> {{آیه|27|14}}<ref>[[آیه 14 سوره نمل|همان، آیه ۱۴.]]</ref>»}}؛ پس هنگامی که آیات روشنگر ما به سوی آنان آمد، گفتند: این سحری آشکار است و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت، آن را از روی ستم و [[تکبر]] انکار کردند؛ پس ببین که فرجام فسادگران چگونه بود. این گروه به موقعیت والای موسی و قدرتمندی خدای وی نیز معتقد بودند؛ با این حال در [[لجاجت]] با وی کوتاهی نمیکردند. ([[سوره اعراف]]/۷، ۱۳۴) |
| + | ===خودپسندی=== | ||
| − | + | {{متن قرآن|«فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یطَّیرُوا بِمُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ ...»}}<ref name=":۰">[[آیه 131 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۳۱.]]</ref>؛ اگر فراوانی و نعمت به آنان میرسید، آن را حق خود دانسته، نه اینکه از جانب خدا بدانند و میگفتند: فراوانی نعمت که هماره در بلاد ما بوده، حق ما است و آن را از جانب خدا نمیدانستند تا سپاس آن را به جای آورند<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۷۱۹.</ref> و هرگاه به ایشان عذابهایی مانند خشکسالی نازل میشد، موسی و قوم وی را به بد یُمنی متّهم میکردند.<ref>کشفالاسرار، ج۳، ص۷۱۰.</ref>خداوند در پاسخ آنان میفرماید: {{متن قرآن|«أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰکنَّ أَکثَرَهُمْ لَا یعْلَمُونَ»}}<ref name=":۰" />. خدا است که شومی و [[برکت]] میآورد و اگر میاندیشیدند، خیر یا ایمنی از شر را پیش از وقوع آن میطلبیدند<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۷۱۹.</ref> و درمییافتند امر شومی که به آنان خواهد رسید، همان عِقابی است که بدان وعده داده شدهاند و خداوند آن را در روز [[قیامت]] و نه در دنیا بر سر آنان خواهد آورد.<ref>همان.</ref> | |
| − | === | + | ===کاخسازی و خوشنشینی=== |
| − | + | از آیه ۱۳۷ [[سوره اعراف]] برمیآید که آلفرعون دارای قصرها و بناهای برافراشتهای بودند که خداوند آنها را ویران کرد:<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۷۱۹.</ref> {{متن قرآن|«{{آیه|7|137}}»}}<ref name=":۰" />. | |
| − | === | + | ===اختناق و مبارزه با توحید=== |
| − | + | {{متن قرآن|«{{آیه|40|28}}»}}<ref>[[آیه 28 سوره غافر|سوره غافر، آیه ۲۸.]]</ref> و مردی مؤمن از آلفرعون که [[ایمان]] خود را نهان میداشت، گفت: آیا مردی را میکُشید [به این گناه] که میگوید: پروردگار من خدا است؟ کتمان ایمان [[مؤمن آل فرعون|مؤمن آلفرعون]] و عزم آلفرعون به قتل [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسی]]، از سختگیری فرعونیان درباره عقاید [[توحید|توحیدی]] دیگران حکایت دارد.<ref>فرهنگ قرآن، ج۱، ص۲۴۵.</ref> | |
| + | ===بتپرستی=== | ||
| − | + | فرعونیان رها شدن خدایان دروغین (و عبادت نشدنشان) را یکی از آثار تبلیغ موسی علیه السلام برمیشمرند و فرعون را به برخورد جدی با موسی علیه السلام تحریک میکردند: {{متن قرآن|«{{آیه|7|127}}»}}<ref>[[آیه 127 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۲۷.]]</ref>. | |
| − | + | ===استضعاف و استکبار=== | |
| − | به گفته برخی | + | {{متن قرآن|«{{آیه|7|137}}»}}<ref name=":۰" /> و [پس از نابودی آلفرعون] به آن گروهی که پیوسته تضعیف میشدند، [بخشهای] باختری و خاوری سرزمین [<nowiki/>[[فلسطین]]] را میراث دادیم. ([[سوره اعراف]]/۷، ۱۳۷) به گفته برخی مفسران، فرعون [[بنی اسرائیل|بنیاسرائیل]] را میآزرد و مملوک خویش میکرد و آنان را به گروههایی تقسیم و هر گروه را به کاری برای خود چون بنّایی، زراعت و صناعت وامیداشت و افراد ناتوان را به پرداخت [[جزیه]] ملزم میکرد.<ref>جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۳۸۷.</ref>قرآن در آیه دیگر، گروهی از آلفرعون را مستکبرانی معرفی کرده که در آتش [[دوزخ]] اند و توانایی برداشتن عذاب از ضعیفان پیرو خود را ندارند: {{متن قرآن|«{{آیه|40|27}} 💠<ref>[[آیه 27 سوره غافر|سوره غافر، آیه ۴۷.]]</ref> {{آیه|40|28}}<ref>[[آیه 28 سوره غافر|همان، آیه ۴۸.]]</ref>»}}. |
| − | + | ===شکنجه و نسلکشی=== | |
| − | + | {{متن قرآن|«{{آیه|2|49}}»}}<ref>[[آیه 49 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۴۹.]]</ref> و [یاد کنید] آنگاه که شما را از چنگ فرعونیان رهانیدیم؛ شما را سخت شکنجه میکردند؛ پسران شما را سر میبریدند و زنان شما را زنده میگذاشتند و در آن آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان بود. | |
| − | + | آیات ۱۴۱ [[سوره اعراف]] و ۶ [[سوره ابراهیم]] نیز به همین مطلب اشاره دارد. [[فخر رازى|فخر رازی]] درباره زیانهای ذبح پسران و زنده نگهداشتن دختران بنیاسرائیل به مواردی مانند کمی مردان، انقطاع نسل، عذاب روحی مادران و بهرهگیری جنسی از زنهای آنان که نهایت ذلّت یک قوم است،<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۶۸.</ref> اشاره میکند. | |
| − | + | ===پیمانشکنی=== | |
| − | + | آلفرعون هرگاه گرفتار [[عذاب]] میشدند، با موسی پیمان میبستند که [[ایمان]] آورند و بنیاسرائیل را رها سازند و چون عذاب از آنان برداشته میشد، پیمان میشکستند: {{متن قرآن|«{{آیه|7|134}} 💠<ref>[[آیه 134 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۳۴.]]</ref> {{آیه|7|135}}<ref>[[آیه 135 سوره اعراف|همان، آیه ۱۳۵.]]</ref>»}} و آیه ۵۰ [[سوره زخرف]] نیز از [[پیمان شکنی|پیمانشکنی]] آنان خبر میدهد: {{متن قرآن|«{{آیه|43|50}}»}}<ref>[[آیه 50 سوره زخرف|سوره زخرف، آیه ۵۰.]]</ref>. فعل مضارع در آیات پیشین، به تکرار و استمرار پیمانشکنیهای آنان اشاره دارد. | |
| − | + | ===تهمت=== | |
| − | |||
| − | === | ||
از دیگر رفتار فرعونیان متّهم ساختن موسی به انواع تهمتها است: | از دیگر رفتار فرعونیان متّهم ساختن موسی به انواع تهمتها است: | ||
| − | * الف. تهمت سحر: {{متن قرآن| | + | *الف. [[تهمت]] سحر: {{متن قرآن|«{{آیه|43|49}}»}}<ref>[[آیه 49 سوره زخرف|همان، آیه ۴۹.]]</ref>؛ ملأ فرعون گفتند: موسی جادوگر است: {{متن قرآن|«{{آیه|7|109}}»}}<ref>[[آیه 109 سوره زمر|سوره زمر، آیه ۱۰۹.]]</ref>. |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | *ب. تهمت به فسادگری: سران قوم فرعون، [[حضرت موسی]] علیه السلام را به افساد در زمین متهم کردند: {{متن قرآن|«وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوْمَهُ لِیفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ»}}{{متن قرآن|«{{آیه|7|109}}»}}<ref>[[آیه 109 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۰۹.]]</ref> و ([[سوره اعراف]]/۷، ۱۲۷) در همین جهت میگفتند که موسی قصد دارد مردم را از سرزمینشان بیرون کند: {{متن قرآن|«{{آیه|7|110}}»}}<ref>[[آیه 110 سوره اعراف|همان، آیه ۱۱۰.]]</ref>. | |
| − | + | *ج. فال بد زدن: هنگامی که آلفرعون بر اثر رفتارشان دچار خشکسالی شدند، به موسی و پیروانش فال بد زدند: {{متن قرآن|«{{آیه|7|131}}»}}<ref>[[آیه 131 سوره اعراف|همان، آیه ۱۳۱.]]</ref>. | |
| − | == | + | ===تمسخر و تکذیب=== |
| − | + | هنگامی که موسی علیه السلام با [[معجزه|معجزهها]] نزد فرعونیان آمد، به [[تمسخر]] میخندیدند: {{متن قرآن|«{{آیه|43|47}}»}}<ref>[[آیه 47 سوره زخرف|سوره زخرف، آیه ۲۳.]]</ref>، {{متن قرآن|«{{آیه|7|132}}»}}<ref>[[آیه 132 سوره زمر|سوره زمر، آیه ۱۳۲.]]</ref>؛ و گفتند هر آیهای که بیاوری تا ما را بدان افسون کنی، ما به تو ایمان آورنده نیستیم. این سخن، برای نا امید ساختن موسی از ایمان آنان است. کاربرد لفظ «آیه» و نیز تصریح به این نکته که غرض موسی از آوردن نشانه، سحرکردن آنان است نیز استهزای موسی است.<ref>المیزان، ج۸، ص۲۲۷.</ref> نیز [[سوره زخرف]]/۴۳، ۴۹؛ [[سوره اعراف]]/۷، ۱۰۹. | |
| − | + | ===دعوت به آتش=== | |
| − | + | آل فرعون از پیشوایان دعوتکننده به آتش اند: {{متن قرآن|«{{آیه|28|41}}»}}<ref>[[آیه 41 سوره قصص|سوره قصص، آیه ۴۱.]]</ref> و بسیاری از ضعیفان قوم فرعون، پیروی از چنین پیشوایانی را موجب عذاب خود میدانند. ([[سوره غافر]]/۴۰، ۴۷ و ۴۸) | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==گروههای همسو با آلفرعون== | ==گروههای همسو با آلفرعون== | ||
| − | کسانی نیز هر چند از آلفرعون نبودهاند، به آنان در سرکشی و انکار یاری میرساندند. یک گروه ساحرانی بودند که در حساسترین لحظهها، متوجه خطای خود شده به خدا ایمان آوردند. ([[سوره اعراف]]/ | + | کسانی نیز هر چند از آلفرعون نبودهاند، به آنان در سرکشی و انکار یاری میرساندند. یک گروه ساحرانی بودند که در حساسترین لحظهها، متوجه خطای خود شده به خدا [[ایمان]] آوردند. ([[سوره اعراف]]/۷، ۱۲۰ و ۱۲۱؛ [[سوره طه]]/۲۰، ۷۰؛ [[سوره شعراء]]/۲۶، ۴۶ و ۴۷) |
| − | به گفته علامه | + | گروه دیگر، بزرگان [[بنیاسرائیل]] بودند: {{متن قرآن|«{{آیه|10|83}}»}}<ref>[[آیه 83 سوره یونس|سوره یونس، آیه ۸۳.]]</ref>؛ سرانجام [کسی] به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی از قوم وی در حالی که بیم داشتند فرعون و سران آنان، ایشان را آزار بیازارند. به گفته [[علامه طباطبایی]]، ضمیر در «قومه» به موسی بازمیگردد و مقصود از ذریه، قوم [[حضرت موسی علیه السلام|موسی]] و نیز بعضی از ضعفای بنیاسرائیل در برابر بزرگان این قوم است؛ هر چند بنیاسرائیل، همگی در بند قبطیان بودهاند، عادت صاحبان قدرت و ثروت در این گونه موارد، حفظ موقعیت اجتماعی خود و تقرب به جبّاران است. |
| − | بزرگان بنیاسرائیل نیز از اظهار ایمان به موسی ناتوان بودهاند. داستان بنیاسرائیل در [[قرآن]] بهترین گواه برای نشان دادن عدم ایمان شمار بسیاری از مخالفان موسی<ref>المیزان، | + | بزرگان بنیاسرائیل نیز از اظهار ایمان به موسی ناتوان بودهاند. داستان بنیاسرائیل در [[قرآن]] بهترین گواه برای نشان دادن عدم ایمان شمار بسیاری از مخالفان موسی<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۲.</ref> و [[پیامبران]] پس از او در میان بنیاسرائیل است؛ چنانکه [[قارون]] نیز با ستم بر قوم موسی و همراهی با آلفرعون وصف شده است: {{متن قرآن|«{{آیه|28|76}}»}}<ref>[[آیه 76 سوره قصص|سوره قصص، آیه ۷۶.]]</ref>. |
| − | ==مؤمن | + | ==مؤمن آلفرعون== |
| − | قرآن در برابر تبیین استکبار و فساد آل فرعون، از مؤمن آلفرعون یاد و سخنان حکمتآمیز وی را به تفصیل بیان میکند. ([[سوره غافر]]/ | + | [[قرآن]] در برابر تبیین استکبار و [[فساد]] آل فرعون، از [[مؤمن آلفرعون]] یاد نموده و سخنان حکمتآمیز وی را به تفصیل بیان میکند. ([[سوره غافر]]/۴۰، ۲۸-۳۴ و ۳۸-۴۴) برخلاف نظر برخی مفسران، این شخص از قبطیان بوده است نه از [[بنیاسرائیل]]؛<ref>مجمعالبیان، ج۸، ص۸۱۱.</ref> چنانکه به آل فرعون با «یا قومِ» خطاب میکند و آنان را دارای ملک و حکومت میداند: {{متن قرآن|«{{آیه|40|29}}»}}<ref>[[آیه 29 سوره غافر|سوره غافر، آیه ۲۹.]]</ref>؛ ای قوم من! امروز فرمانروایی از آن شما است [و] بر این سرزمین چیرهاید [ولی] چه کسی ما را از بلای خدا اگر به ما برسد حمایت خواهد کرد؟ |
| − | با توجه به اینکه بنیاسرائیل در آن زمان از ملک برخوردار نبودهاند، گوینده این سخن (مؤمن آلفرعون) نمیتواند از قوم بنیاسرائیل باشد. قرآن نیز وی را به صراحت {{متن قرآن| | + | با توجه به اینکه بنیاسرائیل در آن زمان از ملک برخوردار نبودهاند، گوینده این سخن (مؤمن آلفرعون) نمیتواند از قوم بنیاسرائیل باشد. قرآن نیز وی را به صراحت {{متن قرآن|«{{آیه|40|28}}»}}<ref>[[آیه 28 سوره غافر|همان، آیه ۲۸.]]</ref> خوانده است. |
| − | ==نفرین موسی بر | + | ==نفرین موسی بر آلفرعون== |
| − | استمرار | + | استمرار تبهکاری آلفرعون، [[حضرت موسی علیه السلام|موسی]] علیه السلام را واداشت که برای آنان آرزوی نابودی کند. حضرت موسی نخست، [[بنیاسرائیل]] را امیدوار به نابودی فرعونیان و جانشینی آنان کرد: {{متن قرآن|«{{آیه|7|129}}»}}<ref>[[آیه 129 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۲۹.]]</ref> و پس از ناامیدی از هدایت آنان، نفرینشان کرد:<ref>کشفالاسرار، ج۳، ص۷۱۲.</ref> {{متن قرآن|«{{آیه|10|88}}»}}<ref>[[آیه 88 سوره یونس|سوره یونس، آیه ۸۸.]]</ref>؛ و موسی گفت: پروردگارا! تو به [[فرعون]] و سران قوم وی در زندگی دنیا، زیور و اموال دادهای. پروردگارا! تا [پیروان خود] را از راه تو گمراه کنند. پروردگارا! اموالشان را نابود و آنان را سختدل گردان که [[ایمان]] نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند. |
| − | تکرار «رَبَّنا» در این آیه، بیانگر شدّت نفرین موسی علیه السلام در حق آنان است. نفرین موسی و برادرش هارون که دعای وی را آمین میگفت،<ref>مجمعالبیان، | + | تکرار «رَبَّنا» در این آیه، بیانگر شدّت نفرین موسی علیه السلام در حق آنان است. نفرین موسی و برادرش [[حضرت هارون علیه السلام|هارون]] که دعای وی را [[آمین]] میگفت،<ref>مجمعالبیان، ج۵، ص۱۹۶.</ref> در حق فرعونیان مستجاب شد. ([[سوره یونس]]/۱۰، ۸۹) خداوند، موسی علیه السلام را به بیرون بردن شبانه بنیاسرائیل از [[مصر]] فرمان داد. فرعون و لشکریانش بامدادان به تعقیب آنان پرداختند و این مقدمه نابودی آنان بود.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۸.</ref> |
==عذاب آلفرعون== | ==عذاب آلفرعون== | ||
| − | + | ===عذاب در دنیا=== | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | {{متن قرآن|«{{آیه|7|130}}»}}<ref>[[آیه 130 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۳۰.]]</ref>؛ [[سوره زخرف]]/۴۳، ۴۸). {{متن قرآن|«{{آیه|7|133}}»}}<ref>[[آیه 133 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۳۳.]]</ref>؛ پس بر آنان، طوفان و ملخ و کنه ریز و قورباغهها و خون را [به صورت نشانههایی آشکار] فرستادیم. | |
| − | وی در نهایت شواهدی را نقل میکند که منظور از طوفان، باران شدید است.<ref>جامعالبیان، | + | درباره مقصود آیه از طوفان، اقوال متعددی از جمله باران، سیل شدید،<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۷۱۹.</ref> [[مرگ]]<ref>جامعالبیان، مج۶، ج۹، ص۴۱.</ref> و طاعون نقل شده است.<ref>همان، ص۴۲.</ref> [[محمد بن جریر طبری|طبری]] میگوید: سخن درست نزد من با توجه به آنچه از ابن عباس با استناد به آیه {{متن قرآن|«{{آیه|68|19}}»}}<ref>[[آیه 19 سوره قلم|سوره قلم، آیه ۱۹.]]</ref> ([[سوره قلم]]/۶۸، ۱۹) نقل شده، این است: طوفان امری است که آنان را از سوی خدا محاصره کرد و میتواند باران شدید یا مرگ پیاپی و سریع باشد. وی در نهایت شواهدی را نقل میکند که منظور از طوفان، باران شدید است.<ref>جامعالبیان، مج۶، ج۹، ص۴۴ و ۴۵.</ref> ملخ نیز محصول آنان را میخورْد.<ref>الفرقان، ج۸ و ۹، ص۲۶۳.</ref> کنه ریز، خون آنان را میمکید<ref>الفرقان، ج۸ و ۹، ص۲۶۳.</ref> و قورباغه در بستر و ظروف و جامههای آنان آشیانه کرده بود.<ref>ماوردی، ج۲، ص۲۵۲.</ref> نزول خون بر آنان نیز سبب آلودگی آنان شد<ref>فرهنگ قرآن، ج۱، ص۲۴۶.</ref> و نیز گفته شده که اگر کسی از آل فرعون، مشتی آب برای نوشیدنی برمیگرفت، آب را در دستان خود خون تازه مییافت؛ بیآنکه چنین مشکلی برای بنیاسرائیل پیش آید.<ref>ماوردی، ج۲، ص۲۵۲ و ۲۵۳.</ref> |
| − | تعبیر | + | تعبیر «آیات مُفَصَّلات» در [[سوره اعراف]]/۷، ۱۳۳، اشاره به تفکیک نشانههای مزبور و عدم نزول آنها به صورت همزمان است.<ref>همان، ص۲۵۳.</ref> نزول پی در پی این امور، الهی بودن و اتفاقی نبودن آنها را به [[بنیاسرائیل]] میرساند تا آنها را تصادف نپندارند؛ بلکه هشدارهایی جدی از سوی خدای تعالی بشمارند و با دست برداشتن از [[لجاجت]] و انکار، برای آنچه انتظار آن را میکشیدند، چاره واقعی بیندیشند؛<ref>المیزان، ج۸، ص۲۲۷.</ref> اما آنان با نزول هر یک از عذابهای پنجگانه پیشین، از [[حضرت موسی علیه السلام|موسی]] میخواستند که دست به [[دعا]] بردارد تا عذاب از آنان برطرف شود و چون عذاب از آنان برداشته میشد، اعمال تباه خود را از سر میگرفتند. ([[سوره اعراف]]/۷، ۱۳۴)<ref>همان.</ref> |
| − | خداوند بر شدت عذاب آلفرعون بارها تأکید کرده است: {{متن قرآن| | + | خداوند بر شدت عذاب آلفرعون بارها تأکید کرده است: {{متن قرآن|«{{آیه|69|10}}»}}<ref>[[آیه 10 سوره حاقه|سوره حاقه، آیه ۱۰.]]</ref>؛ {{متن قرآن|«{{آیه|54|42}}»}}<ref>[[آیه 42 سوره قمر|سوره قمر، آیه ۴۲.]]</ref>. |
| − | + | [[فخر رازى|فخر رازی]] دلیل کاربرد واژه أخذ در این آیه را همانندی آلفرعون با سرکشان میداند.<ref>التفسیرالکبیر، ج۲۴، ص۲۵۴.</ref> {{متن قرآن|«{{آیه|28|40}}»}}<ref>[[آیه 40 سوره قصص|سوره قصص، آیه ۴۰.]]</ref>؛ پس او و سپاهیانش را فروگرفتیم و آنان را در دریا افکندیم. نیز [[سوره ذاریات]]/۵۱، ۴۰ و [[سوره طه]]/۲۰، ۷۸ که به گفته [[علامه طباطبایی]] در این دو کلام، اشارهای گویا به عظمت و قدرت الهی در مجازات آل فرعون نهفته شده.<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۸ و ج۱۴، ص۱۸۴.</ref> در آیه {{متن قرآن|«{{آیه|89|13}}»}}<ref>[[آیه 13 سوره فجر|سوره فجر، آیه ۱۳.]]</ref> نواختن تازیانه عذاب، کنایه از عذاب پیاپی و شدید و تنوینِ عذاب، مفید معنای تفخیم و خارج از وصف بودن آن است.<ref>همان، ج۲۰، ص۲۸۱.</ref> | |
| − | + | ===عذاب در برزخ=== | |
| − | + | به جز قوم [[حضرت نوح علیه السلام|نوح]] که به عذاب [[برزخ|برزخی]] آنها اشاره کوتاه شده، ([[سوره نوح]]/۷۱، ۲۵) یگانه گروهی که در [[قرآن]] به صراحت از فعلیّت عذاب برزخی آنان سخن به میان آمده، آلفرعون است: {{متن قرآن|«{{آیه|40|45}} 💠<ref>[[آیه 45 سوره غافر|سوره غافر، آیه ۴۵.]]</ref> {{آیه|40|46}}<ref>[[آیه 46 سوره غافر|همان، آیه ۴۶.]]</ref>»}}؛ و فرعونیان را عذاب سخت فرو گرفت. [اکنون] صبح و شام بر آتش عرضه میشوند. | |
| − | به | + | در همین آیه، بیدرنگ به عذاب آخرتی آنان جدا از عذاب برزخی اشاره شده است. ([[سوره غافر]]/۴۰، ۴۵ و ۴۶) «سوء العذاب» در آیه پیشین، یادآور «سوء العذاب» در {{متن قرآن|«{{آیه|2|49}}»}}<ref>[[آیه 49 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۴۹.]]</ref> است. بنابر روایتی از [[امام صادق]] علیه السلام آیه ۴۶ [[سوره غافر]] به برزخ مربوط است؛ زیرا در [[آخرت]]، صبح و شامی وجود ندارد.<ref>مجمعالبیان، ج۸، ص۸۱۸.</ref> |
| − | + | ===عذاب در آخرت=== | |
| − | + | {{متن قرآن|«{{آیه|40|46}}»}}<ref>[[آیه 46 سوره غافر|سوره غافر، آیه ۴۶.]]</ref>؛ و روزی که [[رستاخیز]] برپا شود، [فریاد رسد که] فرعونیان را در سختترین [انواع] عذاب درآورید. همچنین آنان از پیشوایان دعوت کننده به سوی آتش به شمار میآیند: {{متن قرآن|«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ»}}. ([[سوره قصص]]/۲۸، ۴۱) | |
| − | + | آیات ۴۷ و ۴۸ [[سوره غافر]] از محاجّه فرعونیان در [[جهنم]] خبر میدهد. خداوند در این دنیا غیر از عذاب غرق شدن در دریا، [[لعن|لعنت]] خود را هم در پی آن قرار داد؛ بلکه لعنت در پی لعنت را نصیب آنان کرد: {{متن قرآن|«{{آیه|39|23}}»}}<ref>[[آیه 23 سوره زمر|سوره زمر، آیه ۲۳.]]</ref>. ([[سوره قصص]]/۲۸، ۴۲) | |
| − | + | [[علامه طباطبایی]] در توضیح مقبوح بودن آلفرعون میگوید: روز قیامت، یاریِ هیچ یاری کنندهای به آنان نمیرسد و حالتی را خواهند یافت که نفوس از آنان مشمئز خواهد گردید و کسی نزدیک آنان نخواهد شد.<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۹.</ref> | |
| − | + | ==سرانجام آلفرعون== | |
| − | |||
| − | == | ||
| − | |||
| − | |||
| + | [[خداوند]] سرانجام، آلفرعون را از باغها و چشمهسارها بیرون راند و گنجینهها و جایگاههای نیکو و پر از نعمت را از آنان ستاند و [[بنیاسرائیل]] را وارث آن جایگاههای نیکو و پرنعمت کرد:<ref>مجمعالبیان، ج۷، ص۳۰۰.</ref> {{متن قرآن|«{{آیه|17|23}} 💠<ref>[[آیه 23 سوره اسراء|سوره اسراء، آیه ۲۳.]]</ref> {{آیه|17|24}}<ref>[[آیه 24 سوره اسراء|همان، آیه ۲۴.]]</ref>»}} ([[سوره شعراء]]/۲۶، ۵۷-۵۹) و خدا آنان را [[عبرت]] و موعظهای برای آیندگان قرار داد: {{متن قرآن|«{{آیه|39|23}}»}}<ref>[[آیه 23 سوره زمر|سوره زمر، آیه ۲۳.]]</ref>. ([[سوره زخرف]]/۴۳، ۵۶) | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
| − | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * [http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,4715 | + | *[http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,4715 "آلفرعون"، دانشنامه موضوعی قرآن، ابوالفضل خوشمنش]، تاریخ بازیابی: ۶ شهریور ۱۳۹۲. |
| − | + | {{قرآن}} | |
| − | [[رده: | + | {{سنجش کیفی |
| − | [[رده:اقوام در قرآن]] | + | |سنجش=شده |
| + | |شناسه= متوسط | ||
| + | |عنوان بندی مناسب= خوب | ||
| + | |کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب | ||
| + | |رعایت سطح مخاطب عام= خوب | ||
| + | |رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب | ||
| + | |جامعیت= خوب | ||
| + | |رعایت اختصار= خوب | ||
| + | |سیر منطقی= خوب | ||
| + | |کیفیت پژوهش= خوب | ||
| + | |رده= دارد | ||
| + | }} | ||
| + | [[رده:واژگان قرآنی]][[رده:اقوام در قرآن]] | ||
| + | [[رده: مقاله های مهم]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۵۹
این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.
(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)
«آل فرعون» قوم، پیروان و همکیشان فرعون هستند،[۱] که نسبت به حضرت موسی علیهالسلام انکار و عناد داشتند و بر بنیاسرائیل ستم میورزیدند. اخلاق و رفتار ناهنجار آل فرعون در قرآن کریم به تفصیل بیان شده است.
محتویات
واژهشناسی
واژه «آلفرعون» ۱۳ بار در قرآن آمده که در یک مورد از مأموریت موسی علیه السلام به سوی آنان و در موارد دیگر از کفر، تکذیب، شکنجهگری و در نهایت عذاب آنان در دنیا، برزخ و آخرت سخن رفته است. با توجه به گوناگونی معانی «آل»، مفسران در گستره شمول آلفرعون بر یک رأی نیستند؛ ولی با توجه به کارکرد این واژه گویا مقصود، نزدیکان و پیروان و همفکران فرعون باشند؛ چنانکه قارون از بنیاسرائیل [= قوم موسی] است (آیه ۷۶ سوره قصص) و در ردیف فرعون، هامان و در حقیقت آلفرعون قرار گرفته (آیه ۳۹ سوره عنکبوت، ؛ آیه سوره ۲۴ غافر) و آسیه همسر فرعون، از آل او به شمار نرفته؛ بلکه مَثَل اهل ایمان معرفی شده است. (آیه ۱۱ سوره تحریم)
قرآن از کسانی که بر گِرد فرعون، کارگزار و هم رأی وی بودهاند، با تعابیر قوم ۲۷ بار، ملأ ۱۳ بار، رکن ۱ بار، جُند و جنود ۶ بار یاد کرده که با آلفرعون، تقارب مفهومی و مصداقی دارند؛ به طور مثال، انطباق قوم فرعون بر آلفرعون، با کنار هم نهادن آیاتی نظیر «يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ...»[۲] و «وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ ...»[۳] بدست میآید؛ چنانکه قرآن کشتار پسران بنیاسرائیل و ستم به آنان را گاهی به فرعون (آیه ۴ سوره سوره قصص)، گاهی به آل فرعون (آیه ۴۹ سوره بقره) و گاه به قوم فرعون (آیه ۱۲۷ سوره اعراف) نسبت داده و ارسال حضرت موسی را به سوی فرعون و قوم وی (آیه ۱۲ سوره نمل) فرعون و ملأ (آیه ۱۰۳ سوره اعراف) و آلفرعون (آیه ۴۱ سوره قمر) دانسته است.
در تورات از اطرافیان و کارگزاران فرعون و ستم آنها بر بنیاسرائیل و نیز از نزول عذاب و نابودی آنان در رود نیل سخن رفته است.[۴]
توجه قرآن به سرگذشت آلفرعون
نگاهی به آیات و سورههای قرآن کریم، اهتمام فراوانِ قرآن به تبیین داستان «آلفرعون» از زوایای گوناگون را نشان میدهد. در احوال دیگر پیامبران، محاجه آنان با قومشان دیده میشود؛ مانند مناظره حضرت ابراهیم علیه السلام با قوم خود (آیه 74 تا 82) و محاجه حضرت لوط علیه السلام (آیه ۱۶۰ سوره شعراء)؛ یا گفتگوی آنان با سران قومشان چون حضرت نوح، حضرت هود، حضرت صالح و حضرت شعیب علیهم السلام (آیه ۲۵و۹۵ سوره هود ؛ آیه ۵۹و۹۳ سوره اعراف) یا محاجّه ابراهیم با طاغوت زمان خود نمرود (آیه ۲۵۸ سوره بقره). اما در محاجههای حضرت موسی علیه السلام و فرعون، حضور اطرافیان فرعون (ملأ) در کنار فرعون موضوعیت ویژه مییابد و از اعمال و سرنوشت آنان نیز در مواضع گوناگون و یا تأثیر آلفرعون بر تصمیمگیریهای فرعون سخن میرود.
هنگامی که حضرت موسی برای انجام مأموریت خود نزد فرعون میآید، بیدرنگ سخن سران قوم فرعون را با یکدیگر نقل میکند (آیه ۱۰۹ سوره اعراف) بیآن که از فرعون سخنی به میان آید. گویا آنان در مجلسی مشورتی بودهاند تا پس از مشاوره، آنچه را تشخیص میدهند به فرعون بازگویند. آنچه آنان تشخیص دادند، مهلت موسی و هارون و گردآوردن ساحران از شهرهای دور و نزدیک بود.[۵] (سوره اعراف/۷، ۱۰۹-۱۱۲) قرآن در جایی دیگر از مشورت فرعون با سران قوم خود درباره موسی سخن میگوید (سوره شعراء/۲۶، ۳۴ و ۳۵) و هنگام طرح توطئه کشتن موسی نیز سخن از سرانی است که به این نتیجه رسیدهاند: «وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَا مُوسَىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ»[۶].
از دلایل موضوعیت یافتن سرگذشت آل فرعون در قرآن، شاید این است که بسیاری از اصول و سنّتهایی که خداوند در سراسر قرآن، به صورت کلی بیان فرموده، در داستان آل فرعون به صورت عینی تبیین شده؛ چنانکه قرآن آنان را عبرت آیندگان قرار داده است: «فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ»[۷].
ابن عاشور، علت تخصیص آلفرعون را به ذکر در قرآن، سرنوشت نهایی آنان دانسته و گفته است: فقط نابودی این امت نزد اهل کتاب روشن است؛ برخلاف هلاکت قوم عاد و ثمود که نزد عرب از شهرت بیشتری برخوردار بوده؛ از اینرو سرگذشت آنان مورد توجه قرآن قرار گرفته است.[۸]
اخلاق و رفتار آلفرعون
قرآن، سه بار از دأب آلفرعون و پیشینیان آنان سخن گفته است. واژه دأب در اصل، استمرار و اصرار در کاری تا حد خستگی است؛ سپس معنای آن به شأن، امر و عادت منتقل شده است.[۹] اخلاق زشت و رفتار ناهنجار آلفرعون در قرآن گزارش و زوایای آن به تفصیل تبیین شده است و نقش اینگونه، رفتارها در انحطاط و سرانجامِ شوم این قوم از علل اهتمام قرآن به بررسی و تبیین اعمال و سرنوشت آنان است. برخی از اوصاف فرعونیان که در قرآن گزارش شده، بدین قرار است:
سوء ادب
این حالت در گفتگوی آنان با پیامبرشان مشهود است: «وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ»[۱۰]؛ و هنگامی که بر آل فرعون عذاب فرود آمد، گفتند: ای موسی! پروردگارت را به عهدی که نزد تو دارد برای ما بخوان. این سخن به دلیل وصف خداوند به پروردگار موسی و نه پروردگار خودشان، آن هم در حالت خطر، حاکی از سوء ادب آنان است.[۱۱]
انکار و عناد
«فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِينٌ 💠[۱۲] وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ۚ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ[۱۳]»؛ پس هنگامی که آیات روشنگر ما به سوی آنان آمد، گفتند: این سحری آشکار است و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت، آن را از روی ستم و تکبر انکار کردند؛ پس ببین که فرجام فسادگران چگونه بود. این گروه به موقعیت والای موسی و قدرتمندی خدای وی نیز معتقد بودند؛ با این حال در لجاجت با وی کوتاهی نمیکردند. (سوره اعراف/۷، ۱۳۴)
خودپسندی
«فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یطَّیرُوا بِمُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ ...»[۱۴]؛ اگر فراوانی و نعمت به آنان میرسید، آن را حق خود دانسته، نه اینکه از جانب خدا بدانند و میگفتند: فراوانی نعمت که هماره در بلاد ما بوده، حق ما است و آن را از جانب خدا نمیدانستند تا سپاس آن را به جای آورند[۱۵] و هرگاه به ایشان عذابهایی مانند خشکسالی نازل میشد، موسی و قوم وی را به بد یُمنی متّهم میکردند.[۱۶]خداوند در پاسخ آنان میفرماید: «أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰکنَّ أَکثَرَهُمْ لَا یعْلَمُونَ»[۱۴]. خدا است که شومی و برکت میآورد و اگر میاندیشیدند، خیر یا ایمنی از شر را پیش از وقوع آن میطلبیدند[۱۷] و درمییافتند امر شومی که به آنان خواهد رسید، همان عِقابی است که بدان وعده داده شدهاند و خداوند آن را در روز قیامت و نه در دنیا بر سر آنان خواهد آورد.[۱۸]
کاخسازی و خوشنشینی
از آیه ۱۳۷ سوره اعراف برمیآید که آلفرعون دارای قصرها و بناهای برافراشتهای بودند که خداوند آنها را ویران کرد:[۱۹] «وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ۖ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا ۖ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ»[۱۴].
اختناق و مبارزه با توحید
«وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ ۖ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»[۲۰] و مردی مؤمن از آلفرعون که ایمان خود را نهان میداشت، گفت: آیا مردی را میکُشید [به این گناه] که میگوید: پروردگار من خدا است؟ کتمان ایمان مؤمن آلفرعون و عزم آلفرعون به قتل حضرت موسی، از سختگیری فرعونیان درباره عقاید توحیدی دیگران حکایت دارد.[۲۱]
بتپرستی
فرعونیان رها شدن خدایان دروغین (و عبادت نشدنشان) را یکی از آثار تبلیغ موسی علیه السلام برمیشمرند و فرعون را به برخورد جدی با موسی علیه السلام تحریک میکردند: «وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ ۚ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ»[۲۲].
استضعاف و استکبار
«وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ۖ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا ۖ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ»[۱۴] و [پس از نابودی آلفرعون] به آن گروهی که پیوسته تضعیف میشدند، [بخشهای] باختری و خاوری سرزمین [فلسطین] را میراث دادیم. (سوره اعراف/۷، ۱۳۷) به گفته برخی مفسران، فرعون بنیاسرائیل را میآزرد و مملوک خویش میکرد و آنان را به گروههایی تقسیم و هر گروه را به کاری برای خود چون بنّایی، زراعت و صناعت وامیداشت و افراد ناتوان را به پرداخت جزیه ملزم میکرد.[۲۳]قرآن در آیه دیگر، گروهی از آلفرعون را مستکبرانی معرفی کرده که در آتش دوزخ اند و توانایی برداشتن عذاب از ضعیفان پیرو خود را ندارند: «وَقَالَ مُوسَىٰ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ 💠[۲۴] وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ ۖ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ[۲۵]».
شکنجه و نسلکشی
«وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ ۚ وَفِي ذَٰلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ»[۲۶] و [یاد کنید] آنگاه که شما را از چنگ فرعونیان رهانیدیم؛ شما را سخت شکنجه میکردند؛ پسران شما را سر میبریدند و زنان شما را زنده میگذاشتند و در آن آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان بود.
آیات ۱۴۱ سوره اعراف و ۶ سوره ابراهیم نیز به همین مطلب اشاره دارد. فخر رازی درباره زیانهای ذبح پسران و زنده نگهداشتن دختران بنیاسرائیل به مواردی مانند کمی مردان، انقطاع نسل، عذاب روحی مادران و بهرهگیری جنسی از زنهای آنان که نهایت ذلّت یک قوم است،[۲۷] اشاره میکند.
پیمانشکنی
آلفرعون هرگاه گرفتار عذاب میشدند، با موسی پیمان میبستند که ایمان آورند و بنیاسرائیل را رها سازند و چون عذاب از آنان برداشته میشد، پیمان میشکستند: «وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ ۖ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ 💠[۲۸] فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَىٰ أَجَلٍ هُمْ بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ[۲۹]» و آیه ۵۰ سوره زخرف نیز از پیمانشکنی آنان خبر میدهد: «فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ»[۳۰]. فعل مضارع در آیات پیشین، به تکرار و استمرار پیمانشکنیهای آنان اشاره دارد.
تهمت
از دیگر رفتار فرعونیان متّهم ساختن موسی به انواع تهمتها است:
- الف. تهمت سحر: «وَقَالُوا يَا أَيُّهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ»[۳۱]؛ ملأ فرعون گفتند: موسی جادوگر است: «قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ»[۳۲].
- ب. تهمت به فسادگری: سران قوم فرعون، حضرت موسی علیه السلام را به افساد در زمین متهم کردند: «وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوْمَهُ لِیفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ»«قَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ»[۳۳] و (سوره اعراف/۷، ۱۲۷) در همین جهت میگفتند که موسی قصد دارد مردم را از سرزمینشان بیرون کند: «يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ ۖ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ»[۳۴].
- ج. فال بد زدن: هنگامی که آلفرعون بر اثر رفتارشان دچار خشکسالی شدند، به موسی و پیروانش فال بد زدند: «فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ ۗ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ»[۳۵].
تمسخر و تکذیب
هنگامی که موسی علیه السلام با معجزهها نزد فرعونیان آمد، به تمسخر میخندیدند: «فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآيَاتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَضْحَكُونَ»[۳۶]، «وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ»[۳۷]؛ و گفتند هر آیهای که بیاوری تا ما را بدان افسون کنی، ما به تو ایمان آورنده نیستیم. این سخن، برای نا امید ساختن موسی از ایمان آنان است. کاربرد لفظ «آیه» و نیز تصریح به این نکته که غرض موسی از آوردن نشانه، سحرکردن آنان است نیز استهزای موسی است.[۳۸] نیز سوره زخرف/۴۳، ۴۹؛ سوره اعراف/۷، ۱۰۹.
دعوت به آتش
آل فرعون از پیشوایان دعوتکننده به آتش اند: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ»[۳۹] و بسیاری از ضعیفان قوم فرعون، پیروی از چنین پیشوایانی را موجب عذاب خود میدانند. (سوره غافر/۴۰، ۴۷ و ۴۸)
گروههای همسو با آلفرعون
کسانی نیز هر چند از آلفرعون نبودهاند، به آنان در سرکشی و انکار یاری میرساندند. یک گروه ساحرانی بودند که در حساسترین لحظهها، متوجه خطای خود شده به خدا ایمان آوردند. (سوره اعراف/۷، ۱۲۰ و ۱۲۱؛ سوره طه/۲۰، ۷۰؛ سوره شعراء/۲۶، ۴۶ و ۴۷)
گروه دیگر، بزرگان بنیاسرائیل بودند: «فَمَا آمَنَ لِمُوسَىٰ إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَىٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ ۚ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ»[۴۰]؛ سرانجام [کسی] به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی از قوم وی در حالی که بیم داشتند فرعون و سران آنان، ایشان را آزار بیازارند. به گفته علامه طباطبایی، ضمیر در «قومه» به موسی بازمیگردد و مقصود از ذریه، قوم موسی و نیز بعضی از ضعفای بنیاسرائیل در برابر بزرگان این قوم است؛ هر چند بنیاسرائیل، همگی در بند قبطیان بودهاند، عادت صاحبان قدرت و ثروت در این گونه موارد، حفظ موقعیت اجتماعی خود و تقرب به جبّاران است.
بزرگان بنیاسرائیل نیز از اظهار ایمان به موسی ناتوان بودهاند. داستان بنیاسرائیل در قرآن بهترین گواه برای نشان دادن عدم ایمان شمار بسیاری از مخالفان موسی[۴۱] و پیامبران پس از او در میان بنیاسرائیل است؛ چنانکه قارون نیز با ستم بر قوم موسی و همراهی با آلفرعون وصف شده است: «إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ ۖ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ»[۴۲].
مؤمن آلفرعون
قرآن در برابر تبیین استکبار و فساد آل فرعون، از مؤمن آلفرعون یاد نموده و سخنان حکمتآمیز وی را به تفصیل بیان میکند. (سوره غافر/۴۰، ۲۸-۳۴ و ۳۸-۴۴) برخلاف نظر برخی مفسران، این شخص از قبطیان بوده است نه از بنیاسرائیل؛[۴۳] چنانکه به آل فرعون با «یا قومِ» خطاب میکند و آنان را دارای ملک و حکومت میداند: «يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنَا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءَنَا ۚ قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ»[۴۴]؛ ای قوم من! امروز فرمانروایی از آن شما است [و] بر این سرزمین چیرهاید [ولی] چه کسی ما را از بلای خدا اگر به ما برسد حمایت خواهد کرد؟
با توجه به اینکه بنیاسرائیل در آن زمان از ملک برخوردار نبودهاند، گوینده این سخن (مؤمن آلفرعون) نمیتواند از قوم بنیاسرائیل باشد. قرآن نیز وی را به صراحت «وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ ۖ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»[۴۵] خوانده است.
نفرین موسی بر آلفرعون
استمرار تبهکاری آلفرعون، موسی علیه السلام را واداشت که برای آنان آرزوی نابودی کند. حضرت موسی نخست، بنیاسرائیل را امیدوار به نابودی فرعونیان و جانشینی آنان کرد: «قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا ۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ»[۴۶] و پس از ناامیدی از هدایت آنان، نفرینشان کرد:[۴۷] «وَقَالَ مُوسَىٰ رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ ۖ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ»[۴۸]؛ و موسی گفت: پروردگارا! تو به فرعون و سران قوم وی در زندگی دنیا، زیور و اموال دادهای. پروردگارا! تا [پیروان خود] را از راه تو گمراه کنند. پروردگارا! اموالشان را نابود و آنان را سختدل گردان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند.
تکرار «رَبَّنا» در این آیه، بیانگر شدّت نفرین موسی علیه السلام در حق آنان است. نفرین موسی و برادرش هارون که دعای وی را آمین میگفت،[۴۹] در حق فرعونیان مستجاب شد. (سوره یونس/۱۰، ۸۹) خداوند، موسی علیه السلام را به بیرون بردن شبانه بنیاسرائیل از مصر فرمان داد. فرعون و لشکریانش بامدادان به تعقیب آنان پرداختند و این مقدمه نابودی آنان بود.[۵۰]
عذاب آلفرعون
عذاب در دنیا
«وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»[۵۱]؛ سوره زخرف/۴۳، ۴۸). «فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ»[۵۲]؛ پس بر آنان، طوفان و ملخ و کنه ریز و قورباغهها و خون را [به صورت نشانههایی آشکار] فرستادیم.
درباره مقصود آیه از طوفان، اقوال متعددی از جمله باران، سیل شدید،[۵۳] مرگ[۵۴] و طاعون نقل شده است.[۵۵] طبری میگوید: سخن درست نزد من با توجه به آنچه از ابن عباس با استناد به آیه «فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ»[۵۶] (سوره قلم/۶۸، ۱۹) نقل شده، این است: طوفان امری است که آنان را از سوی خدا محاصره کرد و میتواند باران شدید یا مرگ پیاپی و سریع باشد. وی در نهایت شواهدی را نقل میکند که منظور از طوفان، باران شدید است.[۵۷] ملخ نیز محصول آنان را میخورْد.[۵۸] کنه ریز، خون آنان را میمکید[۵۹] و قورباغه در بستر و ظروف و جامههای آنان آشیانه کرده بود.[۶۰] نزول خون بر آنان نیز سبب آلودگی آنان شد[۶۱] و نیز گفته شده که اگر کسی از آل فرعون، مشتی آب برای نوشیدنی برمیگرفت، آب را در دستان خود خون تازه مییافت؛ بیآنکه چنین مشکلی برای بنیاسرائیل پیش آید.[۶۲]
تعبیر «آیات مُفَصَّلات» در سوره اعراف/۷، ۱۳۳، اشاره به تفکیک نشانههای مزبور و عدم نزول آنها به صورت همزمان است.[۶۳] نزول پی در پی این امور، الهی بودن و اتفاقی نبودن آنها را به بنیاسرائیل میرساند تا آنها را تصادف نپندارند؛ بلکه هشدارهایی جدی از سوی خدای تعالی بشمارند و با دست برداشتن از لجاجت و انکار، برای آنچه انتظار آن را میکشیدند، چاره واقعی بیندیشند؛[۶۴] اما آنان با نزول هر یک از عذابهای پنجگانه پیشین، از موسی میخواستند که دست به دعا بردارد تا عذاب از آنان برطرف شود و چون عذاب از آنان برداشته میشد، اعمال تباه خود را از سر میگرفتند. (سوره اعراف/۷، ۱۳۴)[۶۵]
خداوند بر شدت عذاب آلفرعون بارها تأکید کرده است: «فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِيَةً»[۶۶]؛ «كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ»[۶۷].
فخر رازی دلیل کاربرد واژه أخذ در این آیه را همانندی آلفرعون با سرکشان میداند.[۶۸] «فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ ۖ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ»[۶۹]؛ پس او و سپاهیانش را فروگرفتیم و آنان را در دریا افکندیم. نیز سوره ذاریات/۵۱، ۴۰ و سوره طه/۲۰، ۷۸ که به گفته علامه طباطبایی در این دو کلام، اشارهای گویا به عظمت و قدرت الهی در مجازات آل فرعون نهفته شده.[۷۰] در آیه «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ»[۷۱] نواختن تازیانه عذاب، کنایه از عذاب پیاپی و شدید و تنوینِ عذاب، مفید معنای تفخیم و خارج از وصف بودن آن است.[۷۲]
عذاب در برزخ
به جز قوم نوح که به عذاب برزخی آنها اشاره کوتاه شده، (سوره نوح/۷۱، ۲۵) یگانه گروهی که در قرآن به صراحت از فعلیّت عذاب برزخی آنان سخن به میان آمده، آلفرعون است: «فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا ۖ وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ 💠[۷۳] النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ[۷۴]»؛ و فرعونیان را عذاب سخت فرو گرفت. [اکنون] صبح و شام بر آتش عرضه میشوند.
در همین آیه، بیدرنگ به عذاب آخرتی آنان جدا از عذاب برزخی اشاره شده است. (سوره غافر/۴۰، ۴۵ و ۴۶) «سوء العذاب» در آیه پیشین، یادآور «سوء العذاب» در «وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ ۚ وَفِي ذَٰلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ»[۷۵] است. بنابر روایتی از امام صادق علیه السلام آیه ۴۶ سوره غافر به برزخ مربوط است؛ زیرا در آخرت، صبح و شامی وجود ندارد.[۷۶]
عذاب در آخرت
«النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ»[۷۷]؛ و روزی که رستاخیز برپا شود، [فریاد رسد که] فرعونیان را در سختترین [انواع] عذاب درآورید. همچنین آنان از پیشوایان دعوت کننده به سوی آتش به شمار میآیند: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ». (سوره قصص/۲۸، ۴۱)
آیات ۴۷ و ۴۸ سوره غافر از محاجّه فرعونیان در جهنم خبر میدهد. خداوند در این دنیا غیر از عذاب غرق شدن در دریا، لعنت خود را هم در پی آن قرار داد؛ بلکه لعنت در پی لعنت را نصیب آنان کرد: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ»[۷۸]. (سوره قصص/۲۸، ۴۲)
علامه طباطبایی در توضیح مقبوح بودن آلفرعون میگوید: روز قیامت، یاریِ هیچ یاری کنندهای به آنان نمیرسد و حالتی را خواهند یافت که نفوس از آنان مشمئز خواهد گردید و کسی نزدیک آنان نخواهد شد.[۷۹]
سرانجام آلفرعون
خداوند سرانجام، آلفرعون را از باغها و چشمهسارها بیرون راند و گنجینهها و جایگاههای نیکو و پر از نعمت را از آنان ستاند و بنیاسرائیل را وارث آن جایگاههای نیکو و پرنعمت کرد:[۸۰] «وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا 💠[۸۱] وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا[۸۲]» (سوره شعراء/۲۶، ۵۷-۵۹) و خدا آنان را عبرت و موعظهای برای آیندگان قرار داد: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ»[۸۳]. (سوره زخرف/۴۳، ۵۶)
پانویس
- ↑ جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۳۸۵.
- ↑ سوره هود، آیه ۹۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۵۰.
- ↑ کتاب مقدّس، خروج: ۵ تا ۱۴؛ قاموس کتاب، ص۶۴۹ و ۶۵۰.
- ↑ المیزان، ج۸، ص۲۱۴.
- ↑ سوره قصص، آیه ۲۰.
- ↑ سوره زخرف، آیه ۵۶.
- ↑ التحریر والتنویر، ج۳، ص۱۷۵.
- ↑ جامعالبیان، مج۳، ج۳، ص۲۵۹.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۳۴.
- ↑ الفرقان، ج۸ و ۹، ص۲۶۶.
- ↑ سوره نمل، آیه ۱۳.
- ↑ همان، آیه ۱۴.
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ سوره اعراف، آیه ۱۳۱.
- ↑ مجمعالبیان، ج۴، ص۷۱۹.
- ↑ کشفالاسرار، ج۳، ص۷۱۰.
- ↑ مجمعالبیان، ج۴، ص۷۱۹.
- ↑ همان.
- ↑ مجمعالبیان، ج۴، ص۷۱۹.
- ↑ سوره غافر، آیه ۲۸.
- ↑ فرهنگ قرآن، ج۱، ص۲۴۵.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۲۷.
- ↑ جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۳۸۷.
- ↑ سوره غافر، آیه ۴۷.
- ↑ همان، آیه ۴۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۴۹.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۱، ص۶۸.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۳۴.
- ↑ همان، آیه ۱۳۵.
- ↑ سوره زخرف، آیه ۵۰.
- ↑ همان، آیه ۴۹.
- ↑ سوره زمر، آیه ۱۰۹.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۰۹.
- ↑ همان، آیه ۱۱۰.
- ↑ همان، آیه ۱۳۱.
- ↑ سوره زخرف، آیه ۲۳.
- ↑ سوره زمر، آیه ۱۳۲.
- ↑ المیزان، ج۸، ص۲۲۷.
- ↑ سوره قصص، آیه ۴۱.
- ↑ سوره یونس، آیه ۸۳.
- ↑ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۲.
- ↑ سوره قصص، آیه ۷۶.
- ↑ مجمعالبیان، ج۸، ص۸۱۱.
- ↑ سوره غافر، آیه ۲۹.
- ↑ همان، آیه ۲۸.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۲۹.
- ↑ کشفالاسرار، ج۳، ص۷۱۲.
- ↑ سوره یونس، آیه ۸۸.
- ↑ مجمعالبیان، ج۵، ص۱۹۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۸.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۳۰.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۳۳.
- ↑ مجمع البیان، ج۴، ص۷۱۹.
- ↑ جامعالبیان، مج۶، ج۹، ص۴۱.
- ↑ همان، ص۴۲.
- ↑ سوره قلم، آیه ۱۹.
- ↑ جامعالبیان، مج۶، ج۹، ص۴۴ و ۴۵.
- ↑ الفرقان، ج۸ و ۹، ص۲۶۳.
- ↑ الفرقان، ج۸ و ۹، ص۲۶۳.
- ↑ ماوردی، ج۲، ص۲۵۲.
- ↑ فرهنگ قرآن، ج۱، ص۲۴۶.
- ↑ ماوردی، ج۲، ص۲۵۲ و ۲۵۳.
- ↑ همان، ص۲۵۳.
- ↑ المیزان، ج۸، ص۲۲۷.
- ↑ همان.
- ↑ سوره حاقه، آیه ۱۰.
- ↑ سوره قمر، آیه ۴۲.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج۲۴، ص۲۵۴.
- ↑ سوره قصص، آیه ۴۰.
- ↑ المیزان، ج۱۶، ص۳۸ و ج۱۴، ص۱۸۴.
- ↑ سوره فجر، آیه ۱۳.
- ↑ همان، ج۲۰، ص۲۸۱.
- ↑ سوره غافر، آیه ۴۵.
- ↑ همان، آیه ۴۶.
- ↑ سوره بقره، آیه ۴۹.
- ↑ مجمعالبیان، ج۸، ص۸۱۸.
- ↑ سوره غافر، آیه ۴۶.
- ↑ سوره زمر، آیه ۲۳.
- ↑ المیزان، ج۱۶، ص۳۹.
- ↑ مجمعالبیان، ج۷، ص۳۰۰.
- ↑ سوره اسراء، آیه ۲۳.
- ↑ همان، آیه ۲۴.
- ↑ سوره زمر، آیه ۲۳.
منابع
- "آلفرعون"، دانشنامه موضوعی قرآن، ابوالفضل خوشمنش، تاریخ بازیابی: ۶ شهریور ۱۳۹۲.




