حدیث: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{عالی}} | {{عالی}} | ||
| − | «حدیث» اصطلاحی در فرهنگ [[اسلام|اسلامی]] و علوم دینی است که بیانگر سخنان نقل شده از زبان [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] (صلی الله علیه وآله) و دیگر [[ائمه اطهار|معصومین]] ( | + | '''«حدیث»''' اصطلاحی در فرهنگ [[اسلام|اسلامی]] و علوم دینی است که بیانگر سخنان نقل شده از زبان [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] (صلی الله علیه وآله) و دیگر [[ائمه اطهار|معصومین]] (علیهمالسلام) یا حاکی از رفتار و سلوک ایشان میباشد. بین [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در تعریف حدیث، [[تدوین حدیث]] و برخی امور دیگر حدیثی، تفاوتهایی وجود دارد. |
==معنای لغوی حدیث== | ==معنای لغوی حدیث== | ||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
'''معنای اصطلاحی حدیث نزد شیعه:''' | '''معنای اصطلاحی حدیث نزد شیعه:''' | ||
| − | حدیث در اصطلاح علماى [[شیعه]] عبارت است از کلامى که قول، فعل یا تقریر<ref>تقریر یعنی شخصی عملی را در حضور معصوم انجام دهد و آن جناب به زبان یا به سکوت خود، آن را امضا فرماید.</ref> [[معصوم]] را گزارش کند<ref>رجوع کنید به شیخ بهائى، ص ۴۱۲؛ میرزاى قمى، ج ۱، ص ۴۰۹؛ مامقانى، ج ۱، ص ۵۷</ref> و اطلاق آن بر آنچه از غیر معصوم رسیده از باب مَجاز است.<ref>رجوع کنید به شیخ بهائى، همانجا؛ صدر، ص ۸۱</ref> قسمت اخیر در اصطلاح، «تقریر» معصوم نامیده می شود. تقریر امام از آن جهت حجت است که معصوم، عمل منکری را تقریر و امضا نمی کند، مگر به عنوان [[تقیه]] که برای امام جایز است | + | حدیث در اصطلاح علماى [[شیعه]] عبارت است از کلامى که قول، فعل یا تقریر<ref>تقریر یعنی شخصی عملی را در حضور معصوم انجام دهد و آن جناب به زبان یا به سکوت خود، آن را امضا فرماید.</ref> [[معصوم]] را گزارش کند<ref>رجوع کنید به شیخ بهائى، ص ۴۱۲؛ میرزاى قمى، ج ۱، ص ۴۰۹؛ مامقانى، ج ۱، ص ۵۷</ref> و اطلاق آن بر آنچه از غیر معصوم رسیده از باب مَجاز است.<ref>رجوع کنید به شیخ بهائى، همانجا؛ صدر، ص ۸۱</ref> قسمت اخیر در اصطلاح، «تقریر» معصوم نامیده می شود. تقریر [[امام]] از آن جهت حجت است که معصوم، عمل منکری را تقریر و امضا نمی کند، مگر به عنوان [[تقیه]] که برای امام جایز است. |
'''معنای اصطلاحی حدیث نزد اهل سنت:''' | '''معنای اصطلاحی حدیث نزد اهل سنت:''' | ||
| − | حدیث در اصطلاح [[اهلسنّت]] عبارت است از آنچه به [[پیامبر اکرم]] نسبت داده شود،<ref>ابنحجر عسقلانى، ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، ج ۱، ص ۱۷۳</ref> از قول و فعل و تقریر<ref>ابنتیمیه، ص ۵؛ سخاوى، ج ۱، ص ۲۱؛ سیوطى، همانجا؛ انصارى، ص ۴۱</ref> و صفاتِ خَلقى و خُلقى و حتى حرکات و سکنات آن حضرت در خواب و بیدارى.<ref>سخاوى، همانجا</ref> به سیره، فضائل و ویژگیهاى پیامبر اکرم در پیش از [[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|بعثت]] نیز حدیث اطلاق شده است.<ref>رجوع کنید به ابنتیمیه، ص ۷ـ۸</ref> عدهاى حدیث را شامل قول، فعل و تقریرِ [[صحابه]] و [[تابعین]]<ref>رجوع کنید به سیوطى؛ انصارى، همانجاها</ref> و علما و صُلحا<ref>براى نمونه رجوع کنید به شهیدثانى، ص ۵۴</ref> نیز دانستهاند. ظاهرا وجه نامگذاری حدیث از آن جهت است که در مقابل [[قرآن]] (<small>که هر دو بیان احکام الهی است</small>) قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قایل به قدم قرآن میباشند و از این رو، احکامی را که از شخص | + | حدیث در اصطلاح [[اهلسنّت|اهل سنّت]] عبارت است از آنچه به [[پیامبر اکرم]] (صلی الله علیه وآله) نسبت داده شود،<ref>ابنحجر عسقلانى، ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، ج ۱، ص ۱۷۳</ref> از قول و فعل و تقریر<ref>ابنتیمیه، ص ۵؛ سخاوى، ج ۱، ص ۲۱؛ سیوطى، همانجا؛ انصارى، ص ۴۱</ref> و صفاتِ خَلقى و خُلقى و حتى حرکات و سکنات آن حضرت در خواب و بیدارى.<ref>سخاوى، همانجا</ref> به سیره، فضائل و ویژگیهاى پیامبر اکرم در پیش از [[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|بعثت]] نیز حدیث اطلاق شده است.<ref>رجوع کنید به ابنتیمیه، ص ۷ـ۸</ref> عدهاى حدیث را شامل قول، فعل و تقریرِ [[صحابه]] و [[تابعین]]<ref>رجوع کنید به سیوطى؛ انصارى، همانجاها</ref> و علما و صُلحا<ref>براى نمونه رجوع کنید به شهیدثانى، ص ۵۴</ref> نیز دانستهاند. ظاهرا وجه نامگذاری حدیث از آن جهت است که در مقابل [[قرآن]] (<small>که هر دو بیان احکام الهی است</small>) قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قایل به قدم قرآن میباشند و از این رو، احکامی را که از شخص پیامبر صادر شده است (حدیث) در مقابل قرآن (قدیم) نامیدهاند.<ref>فتح الباری، ج۱</ref> |
==اصطلاحات مرتبط با حدیث== | ==اصطلاحات مرتبط با حدیث== | ||
| سطر ۲۰: | سطر ۲۰: | ||
'''خبر:''' | '''خبر:''' | ||
| − | + | «خبر» در لغت به معنی مُخبر به (یعنی چیزی که از آن اخبار شده) می باشد. ولی در اصطلاح این فن مرادف حدیث استعمال شده است».<ref>درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم</ref> | |
'''سنت:''' | '''سنت:''' | ||
| − | [[سنت]] در لغت به معنی طریقه یا طریقه پسندیده است و در اینجا مراد از سنّت، همان گفتار، کردار و تقریر [[معصوم]] است. بنابر این، سنت در مقابل [[قرآن|کتاب الله]]، به نفس قول و فعل و تقریر، و به عبارت دیگر به آنچه طریقه معصوم و منتسب به اوست گفته می شود، لذا پاره ای از کتب حدیثی مهم [[اهل سنت|عامه]]، «سنن» نامیده شده، مانند: [[سنن نسائی (کتاب)|سنن نسایی]]، [[سنن ابن ماجه (کتاب)|سنن ابن ماجه]]، سنن بیهقی.<ref>درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم</ref> | + | «[[سنت]]» در لغت به معنی طریقه یا طریقه پسندیده است و در اینجا مراد از سنّت، همان گفتار، کردار و تقریر [[معصوم]] است. بنابر این، سنت در مقابل [[قرآن|کتاب الله]]، به نفس قول و فعل و تقریر، و به عبارت دیگر به آنچه طریقه معصوم و منتسب به اوست گفته می شود، لذا پاره ای از کتب حدیثی مهم [[اهل سنت|عامه]]، «سنن» نامیده شده، مانند: [[سنن نسائی (کتاب)|سنن نسایی]]، [[سنن ابن ماجه (کتاب)|سنن ابن ماجه]]، سنن بیهقی.<ref>درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم</ref> |
'''روایت:''' | '''روایت:''' | ||
| − | + | «روایت» را نیز به معنی حدیث گفته اند. صاحب «[[مجمع البحرین]]» فرموده است: روایت، خبری است که به طریق نقل به معصوم برسد. منتها روایت، در نقل [[شعر]] و قرائت قراء [[قرآن]] و مقالات ادب عربی نیز اطلاق شده است.<ref>درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم</ref> | |
'''اثر:''' | '''اثر:''' | ||
| − | + | «اثر» را در کتب لغت مرادف با حدیث و روایت و خبر بر شمرده اند، ولی بعضی اثر را به آنچه از [[صحابی|صحابه]] نقل شود، اختصاص داده اند. علامه قاسمی در «قواعد التحدیث»، اصطلاح مزبور را به [[محدثان]] [[خراسان]] نسبت می دهد.<ref>درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم</ref> | |
==اجزاء حدیث== | ==اجزاء حدیث== | ||
| سطر ۵۵: | سطر ۵۵: | ||
==منابع حدیثی== | ==منابع حدیثی== | ||
| − | در عصر | + | در عصر نبوی، [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیهالسلام و عدهای از [[صحابه]]، احادیث [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (صلی الله علیه وآله) را مینوشتند. پس از [[رحلت پیامبر اسلام|رحلت پیامبر]] (صلی الله علیه وآله) اوضاع [[تدوین حدیث|کتابت حدیث]] در بین [[اهل سنت]] با [[شیعه]] تفاوت زیادی پیدا کرد. [[ابوبکر|ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب|عمر خطاب]] و به دنبال آنها [[عثمان بن عفان|عثمان]] و تا زمان [[عمر بن عبدالعزیز]]، سیاست رسمی حکومت، مخالفت با نقل و کتابت و [[تدوین حدیث|تدوین احادیث]] پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود، تا جایی که تعداد زیادی از مکتوبات حدیثی را سوزاندند. |
| − | عمر بن عبدالعزیز سیاست رسمی را تغییر داد و تدوین کتابهای روایی آغاز گشت، اما منع تدوین | + | عمر بن عبدالعزیز سیاست رسمی را تغییر داد و تدوین کتابهای روایی آغاز گشت، اما منع تدوین حدیث، آثار مخرب خود در اصالت منابع بعدی را به جای گذاشت. البته شیعیان از همان دوران رسول خدا و پس از ایشان در زمان [[ائمه اطهار|ائمه معصومین]] (علیهم السلام) تا [[غیبت صغری]] احادیث را مینوشتند. به مرور زمان در میان اهل سنت و شیعیان کتابهای حدیث و جوامع بزرگ روایی با ویژگی های خاص خود شکل گرفتند. |
'''منابع مهم روایی اهل سنت:''' | '''منابع مهم روایی اهل سنت:''' | ||
| سطر ۶۲: | سطر ۶۲: | ||
مهمترین نگاشته های حدیثی اهل سنت، شش کتاب است که به [[صحاح سته]] معروف هستند. این کتب عبارتند از: [[صحیح بخاری]], [[صحیح مسلم]], [[سنن ابی داود]], [[سنن ترمذی]], [[سنن ابن ماجه]], [[سنن نسائی]]. | مهمترین نگاشته های حدیثی اهل سنت، شش کتاب است که به [[صحاح سته]] معروف هستند. این کتب عبارتند از: [[صحیح بخاری]], [[صحیح مسلم]], [[سنن ابی داود]], [[سنن ترمذی]], [[سنن ابن ماجه]], [[سنن نسائی]]. | ||
| − | سه کتاب مهم دیگر در میان اهل سنت که بعد از صحاح سته قرار می گیرند عبارتند از: [[موطأ مالک]], [[مسند ابن حنبل]], [[سنن دارمی]].<ref>آشنایی با تاریخ و منابع حدیث, محمد کاظم طباطبایی, ص۷۹</ref> | + | سه کتاب مهم دیگر در میان اهل سنت که بعد از صحاح سته قرار می گیرند عبارتند از: [[موطأ مالک]], [[مسند احمد بن حنبل (کتاب)|مسند ابن حنبل]], [[سنن دارمی]].<ref>آشنایی با تاریخ و منابع حدیث, محمد کاظم طباطبایی, ص۷۹</ref> |
'''منابع مهم روایی شیعه:''' | '''منابع مهم روایی شیعه:''' | ||
| سطر ۷۹: | سطر ۷۹: | ||
*[[بحارالانوار]] اثر [[علامه مجلسی]] | *[[بحارالانوار]] اثر [[علامه مجلسی]] | ||
| − | == | + | ==طبقهبندی احادیث== |
| − | تا زمانی که هدف از نوشتن حدیث، | + | تا زمانی که هدف از نوشتن حدیث، صِرف ثبت و ضبط آن باشد، اهمیتی ندارد که این احادیث با چه منطقی ثبت شده باشند؛ این ویژگی در باره نخستین اصول حدیثی که همین هدف را دنبال می کردند، کاملا وجود دارد. اما بزرگ شدن حجم نوشته های حدیثی و تعدد چنین نوشته هایی، به تدریج نگرانی هایی را از نظر دسترسی به احادیث ثبت شده ایجاد می کرد؛ این نگرانی هم برای خود [[محدث|محدثان]] وجود داشت که لازم بود دائما با این احادیث ممارست داشته باشند و هم برای عالمان دیگر به خصوص فقیهان و واعظان لطفی نداشت که نتوانند از ثمره کار محدثان برای اهداف خود بهره گیرند. این بود که از اواسط سده ۲ قمری، مسئله طبقه بندی احادیث و پیش بینی کردن روشی برای بازیابی آنها به موضوعی مهم در حیطه حدیث مبدل شده بود. این تلاشها منجر به گونه های مختلف طبقه بندی احادیث شد: |
'''طبقه بندی موضوعی:''' | '''طبقه بندی موضوعی:''' | ||
| − | در این | + | در این روش، طبقه بندی احادیث بر اساس موضوعات مطرح شده در آنها انجام می شود. بیشتر جوامع بزرگ روایی بر چنین مبنایی طبقه بندی شده اند. |
'''طبقه بندی سندی:''' | '''طبقه بندی سندی:''' | ||
| − | [[مسند|مسانید]] که از سده | + | [[مسند|مسانید]] که از سده ۳ قمری تألیف آنها آغاز شده بود، نوشته هایی بودند که نه به ترتیب موضوعی، بلکه به ترتیب [[صحابه]] ای مرتب شده بودند که نخستین ناقل حدیث از [[پیامبر]] (صلی الله علیه وآله) شمرده می شدند. مرتب کردن احادیث یک کتاب بر اساس [[چهارده معصوم]] نیز شیوه ای نزدیک به شیوه یاد شده است. |
'''ترتیب الفبایی مطلع:''' | '''ترتیب الفبایی مطلع:''' | ||
| سطر ۹۴: | سطر ۹۴: | ||
در طی سده های متمادی، شیوه دیگری برای بازیابی زمینه پیدایش طیفی از کتب شده است؛ در این شیوه، مطلع متن حدیث مبنای طبقه بندی بود و هدف ارائه احادیث با ترتیب الفبایی مطلع آنها بود. | در طی سده های متمادی، شیوه دیگری برای بازیابی زمینه پیدایش طیفی از کتب شده است؛ در این شیوه، مطلع متن حدیث مبنای طبقه بندی بود و هدف ارائه احادیث با ترتیب الفبایی مطلع آنها بود. | ||
==تقسیمات حدیث== | ==تقسیمات حدیث== | ||
| − | در علوم حدیث دسته بندیهای متنوعی برای فهم بهتر [[سند حدیث|سند]] یا متن روایات به کار میرود. این تقسیمات عبارتند از: | + | در [[علوم حدیث]] دسته بندیهای متنوعی برای فهم بهتر [[سند حدیث|سند]] یا متن روایات به کار میرود. این تقسیمات عبارتند از: |
*تقسیم بر اساس تعداد راویان سند: [[خبر واحد]]، [[خبر مستفیض|خبر مُسْتَفیض]] و [[خبر متواتر]] | *تقسیم بر اساس تعداد راویان سند: [[خبر واحد]]، [[خبر مستفیض|خبر مُسْتَفیض]] و [[خبر متواتر]] | ||
| سطر ۱۰۰: | سطر ۱۰۰: | ||
*تقسیم بر اساس اتصال یا قطع سند: [[حدیث مسند|مُسنَد]]، [[حدیث متصل|مُتَّصِل]]، [[حدیث مرفوع|مرفوع]]، [[حدیث موقوف|موقوف]]، [[حدیث مقطوع|مَقطوع]]، [[حدیث مرسل|مُرْسَل]]، [[حدیث منقطع|مُنْقَطِع]], [[حدیث معضل|مُعْضَل یا مشکل]]، [[حدیث مضمر|مُضْمَر]]، [[حدیث معلّق|مُعَلَّق]]، [[حدیث معنعن|مُعَنْعَن]]، [[حدیث مهمل|مُهْمَل]] | *تقسیم بر اساس اتصال یا قطع سند: [[حدیث مسند|مُسنَد]]، [[حدیث متصل|مُتَّصِل]]، [[حدیث مرفوع|مرفوع]]، [[حدیث موقوف|موقوف]]، [[حدیث مقطوع|مَقطوع]]، [[حدیث مرسل|مُرْسَل]]، [[حدیث منقطع|مُنْقَطِع]], [[حدیث معضل|مُعْضَل یا مشکل]]، [[حدیث مضمر|مُضْمَر]]، [[حدیث معلّق|مُعَلَّق]]، [[حدیث معنعن|مُعَنْعَن]]، [[حدیث مهمل|مُهْمَل]] | ||
| − | *تقسیم بر اساس متن: [[نَصّ و ظاهر | + | *تقسیم بر اساس متن: [[نَصّ و ظاهر]]، [[مطلق و مقید|مُطلَق و مُقَید]]، [[عام و خاص]]، [[مجمل و مبین|مُجْمَل و مُبَین]]، مُکاتَب و مکاتِبه، [[حدیث مشهور|مشهور]]، متروک، مطروح، مُؤَوَّل، [[حدیث قدسی]]، [[حدیث شاذ|شاذ]]، [[حدیث مقلوب|مقلوب]]، متشابه |
*تقسیم بر اساس عمل به روایت: حجت و لاحجت، [[حدیث مقبول|مقبول]]، ناسخ و منسوخ. | *تقسیم بر اساس عمل به روایت: حجت و لاحجت، [[حدیث مقبول|مقبول]]، ناسخ و منسوخ. | ||
| سطر ۱۰۹: | سطر ۱۰۹: | ||
عالمان حدیث برای حل این دو مشکل، از دو [[علم رجال]] و [[علم درایه|درایه]] بهره میبرند و به این وسیله حدیث سره از ناسره را بازمیشناسند. | عالمان حدیث برای حل این دو مشکل، از دو [[علم رجال]] و [[علم درایه|درایه]] بهره میبرند و به این وسیله حدیث سره از ناسره را بازمیشناسند. | ||
| − | == | + | ==نقل به معنای حدیث== |
| − | پدیدۀ نقل به | + | پدیدۀ نقل به معنای حدیث که یک حقیقت تأیید شده در تاریخ حدیث است، یعنی برخی از راویان حدیث ـ به ویژه در دورۀ متقدم حدیث، پیش از تدوین آثار حدیثی ـ در مواردی شنیدههای خود از [[معصوم]] را در قالب معانی حفظ میکردند و به هنگام انتقال در قالب الفاظی بیان میکردند که انتخاب واژگان و ترکیب نحوی آن مربوط به خود ایشان بود، البته با این تأکید که راوی مطمئن بود مطلب را به درستی منتقل میکند.<ref>مثلاً نک: دارمی، ۱/۱۰۴-۱۰۶؛ کلینی، ۱/۵۱-۵۲؛ قرطبی، ۱/۴۱۲</ref> |
کمتر میتوان در باب واحد، احادیثی را منقول از راویان موازی بازجست که در آنها الفاظ عیناً با یکدیگر انطباق داشته باشند و میتوان بر این پایه مدعی شد که نسبت نقل به معنا در مقایسه با نقل عین الفاظ، نسبتی قابل توجه است. | کمتر میتوان در باب واحد، احادیثی را منقول از راویان موازی بازجست که در آنها الفاظ عیناً با یکدیگر انطباق داشته باشند و میتوان بر این پایه مدعی شد که نسبت نقل به معنا در مقایسه با نقل عین الفاظ، نسبتی قابل توجه است. | ||
| سطر ۱۱۶: | سطر ۱۱۶: | ||
<div class="reflist۴" style="height: ۳۰۰px; overflow: auto; padding: ۳px"> | <div class="reflist۴" style="height: ۳۰۰px; overflow: auto; padding: ۳px"> | ||
{{پانویس|اندازه=ریز|۳}} | {{پانویس|اندازه=ریز|۳}} | ||
| − | == منابع == | + | ==منابع== |
| − | * [[دائرة المعارف بزرگ اسلامی (کتاب)|دایرة المعارف بزرگ اسلامی]]. | + | |
| − | * [[درایة الحدیث (شانهچی) (کتاب)|درایةالحدیث]]، کاظم مدیر | + | *[[دائرة المعارف بزرگ اسلامی (کتاب)|دایرة المعارف بزرگ اسلامی]]. |
| − | * آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، محمدکاظم طباطبایی، قم: نشر هاجر، ۱۳۸۵. | + | *[[درایة الحدیث (شانهچی) (کتاب)|درایةالحدیث]]، کاظم مدیر شانهچی. |
| + | *آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، محمدکاظم طباطبایی، قم: نشر هاجر، ۱۳۸۵. | ||
| + | |||
==مطالب مرتبط== | ==مطالب مرتبط== | ||
| − | * | + | |
| − | + | *[[مصطلح الحدیث]] ([[درایه الحدیث|درایة الحدیث]]) | |
*[[خبر متواتر]] | *[[خبر متواتر]] | ||
*[[خبر واحد]] | *[[خبر واحد]] | ||
| سطر ۱۳۳: | سطر ۱۳۵: | ||
*[[تحمل حدیث]]</div> | *[[تحمل حدیث]]</div> | ||
{{حدیث}} | {{حدیث}} | ||
| + | {{اصطلاحات حدیثی}} | ||
| + | [[رده:واژگان قرآنی]] | ||
| + | [[رده:اسلام]] | ||
[[رده:حدیث]] | [[رده:حدیث]] | ||
| − | |||
{{سنجش کیفی | {{سنجش کیفی | ||
|سنجش=شده | |سنجش=شده | ||
| سطر ۱۴۸: | سطر ۱۵۲: | ||
|رده= ندارد | |رده= ندارد | ||
}} | }} | ||
| − | |||
<references /> | <references /> | ||
| + | [[رده:اصطلاحات حدیثی]] | ||
| + | [[رده:مقاله های مهم]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۷
«حدیث» اصطلاحی در فرهنگ اسلامی و علوم دینی است که بیانگر سخنان نقل شده از زبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و دیگر معصومین (علیهمالسلام) یا حاکی از رفتار و سلوک ایشان میباشد. بین شیعه و اهل سنت در تعریف حدیث، تدوین حدیث و برخی امور دیگر حدیثی، تفاوتهایی وجود دارد.
محتویات
معنای لغوی حدیث
«حدیث» در لغت به معناى چیز تازه[۱] و ضد قدیم[۲] است. و به کلام و خبر نیز حدیث می گویند، خواه کم باشد خواه زیاد.[۳] و به تعریف جامعتر، هر سخنى است که انسان از طریق شنیدن یا وحى، در خواب یا بیدارى، با آن مواجه شود.[۴] سخن و کلام را از آنرو حدیث نامیدهاند که اجزاى آن بهتدریج و پیدرپى پدیدار میشوند.[۵] جمع حدیث، برخلاف قاعده، احادیث است،[۶] زیرا مفرد احادیث، اُحدوثه است که مترادف است با حدیث.[۷]
واژه حدیث در قرآن، ۲۳ بار به صورت مفرد و ۵ بار به صورت جمع آمده است. کاربرد واژه حدیث به صورت مفرد و جمع در قرآن برای اشاره به سرگذشت پیشینیان و در موارد متعددى به معناى مطلق کلام و خبر به کار رفته است.[۸]
معنای اصطلاحی حدیث
معنای اصطلاحی حدیث نزد شیعه:
حدیث در اصطلاح علماى شیعه عبارت است از کلامى که قول، فعل یا تقریر[۹] معصوم را گزارش کند[۱۰] و اطلاق آن بر آنچه از غیر معصوم رسیده از باب مَجاز است.[۱۱] قسمت اخیر در اصطلاح، «تقریر» معصوم نامیده می شود. تقریر امام از آن جهت حجت است که معصوم، عمل منکری را تقریر و امضا نمی کند، مگر به عنوان تقیه که برای امام جایز است.
معنای اصطلاحی حدیث نزد اهل سنت:
حدیث در اصطلاح اهل سنّت عبارت است از آنچه به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نسبت داده شود،[۱۲] از قول و فعل و تقریر[۱۳] و صفاتِ خَلقى و خُلقى و حتى حرکات و سکنات آن حضرت در خواب و بیدارى.[۱۴] به سیره، فضائل و ویژگیهاى پیامبر اکرم در پیش از بعثت نیز حدیث اطلاق شده است.[۱۵] عدهاى حدیث را شامل قول، فعل و تقریرِ صحابه و تابعین[۱۶] و علما و صُلحا[۱۷] نیز دانستهاند. ظاهرا وجه نامگذاری حدیث از آن جهت است که در مقابل قرآن (که هر دو بیان احکام الهی است) قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قایل به قدم قرآن میباشند و از این رو، احکامی را که از شخص پیامبر صادر شده است (حدیث) در مقابل قرآن (قدیم) نامیدهاند.[۱۸]
اصطلاحات مرتبط با حدیث
خبر:
«خبر» در لغت به معنی مُخبر به (یعنی چیزی که از آن اخبار شده) می باشد. ولی در اصطلاح این فن مرادف حدیث استعمال شده است».[۱۹]
سنت:
«سنت» در لغت به معنی طریقه یا طریقه پسندیده است و در اینجا مراد از سنّت، همان گفتار، کردار و تقریر معصوم است. بنابر این، سنت در مقابل کتاب الله، به نفس قول و فعل و تقریر، و به عبارت دیگر به آنچه طریقه معصوم و منتسب به اوست گفته می شود، لذا پاره ای از کتب حدیثی مهم عامه، «سنن» نامیده شده، مانند: سنن نسایی، سنن ابن ماجه، سنن بیهقی.[۲۰]
روایت:
«روایت» را نیز به معنی حدیث گفته اند. صاحب «مجمع البحرین» فرموده است: روایت، خبری است که به طریق نقل به معصوم برسد. منتها روایت، در نقل شعر و قرائت قراء قرآن و مقالات ادب عربی نیز اطلاق شده است.[۲۱]
اثر:
«اثر» را در کتب لغت مرادف با حدیث و روایت و خبر بر شمرده اند، ولی بعضی اثر را به آنچه از صحابه نقل شود، اختصاص داده اند. علامه قاسمی در «قواعد التحدیث»، اصطلاح مزبور را به محدثان خراسان نسبت می دهد.[۲۲]
اجزاء حدیث
متن حدیث:
متن حدیث در اصطلاح عبارت است از الفاظ حدیث که معنا را افاده میکند.[۲۳]
سند حدیث:
به زنجیره راویان متن حدیث سند می گویند.
علوم مرتبط با حدیث
به دلیل اهمیت بالای حدیث برای مسلمانان، علوم مختلفی ناظر به بررسی محتوایی و سندی احادیث پدید آمده است که تحت عنوان علوم حدیث دسته بندی میشوند. علوم مرتبط با حدیث عبارتند از:
- درایة الحدیث، که از آن به اصول الحدیث یا مصطلح الحدیث نیز یاد می شود.
- علم رجال
- فقه الحدیث
منابع حدیثی
در عصر نبوی، حضرت علی علیهالسلام و عدهای از صحابه، احادیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) را مینوشتند. پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله) اوضاع کتابت حدیث در بین اهل سنت با شیعه تفاوت زیادی پیدا کرد. ابوبکر و عمر خطاب و به دنبال آنها عثمان و تا زمان عمر بن عبدالعزیز، سیاست رسمی حکومت، مخالفت با نقل و کتابت و تدوین احادیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود، تا جایی که تعداد زیادی از مکتوبات حدیثی را سوزاندند. عمر بن عبدالعزیز سیاست رسمی را تغییر داد و تدوین کتابهای روایی آغاز گشت، اما منع تدوین حدیث، آثار مخرب خود در اصالت منابع بعدی را به جای گذاشت. البته شیعیان از همان دوران رسول خدا و پس از ایشان در زمان ائمه معصومین (علیهم السلام) تا غیبت صغری احادیث را مینوشتند. به مرور زمان در میان اهل سنت و شیعیان کتابهای حدیث و جوامع بزرگ روایی با ویژگی های خاص خود شکل گرفتند.
منابع مهم روایی اهل سنت:
مهمترین نگاشته های حدیثی اهل سنت، شش کتاب است که به صحاح سته معروف هستند. این کتب عبارتند از: صحیح بخاری, صحیح مسلم, سنن ابی داود, سنن ترمذی, سنن ابن ماجه, سنن نسائی.
سه کتاب مهم دیگر در میان اهل سنت که بعد از صحاح سته قرار می گیرند عبارتند از: موطأ مالک, مسند ابن حنبل, سنن دارمی.[۲۴]
منابع مهم روایی شیعه:
اصول اربعمائه اولین مجموعه های حدیثی در بین شیعیان بودند که برخی از آنها در حال حاضر موجود است. همچنین کتاب المحاسن تألیف احمد بن محمد بن خالد برقی و تحف العقول تألیف ابن شعبه حرانی از اولین مجموعه های حدیثی شیعه به شمار می آیند. و اما مهمترین جوامع حدیثی شیعه که بین سالهای ۳۰۰ تا ۴۵۰ هجری قمری تألیف شد و به کتب اربعه معروف است عبارتند از:
- الکافی اثر محمد بن یعقوب کلینی
- من لا یحضره الفقیه اثر شیخ صدوق
- تهذیب الاحکام اثر شیخ طوسی
- الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار اثر شیخ طوسی
علاوه بر کتب مذکور، «جوامع روایی متأخر شیعه» نیز عبارتند از:
- وسائل الشیعه اثر شیخ حر عاملی
- الوافی اثر فیض کاشانی
- بحارالانوار اثر علامه مجلسی
طبقهبندی احادیث
تا زمانی که هدف از نوشتن حدیث، صِرف ثبت و ضبط آن باشد، اهمیتی ندارد که این احادیث با چه منطقی ثبت شده باشند؛ این ویژگی در باره نخستین اصول حدیثی که همین هدف را دنبال می کردند، کاملا وجود دارد. اما بزرگ شدن حجم نوشته های حدیثی و تعدد چنین نوشته هایی، به تدریج نگرانی هایی را از نظر دسترسی به احادیث ثبت شده ایجاد می کرد؛ این نگرانی هم برای خود محدثان وجود داشت که لازم بود دائما با این احادیث ممارست داشته باشند و هم برای عالمان دیگر به خصوص فقیهان و واعظان لطفی نداشت که نتوانند از ثمره کار محدثان برای اهداف خود بهره گیرند. این بود که از اواسط سده ۲ قمری، مسئله طبقه بندی احادیث و پیش بینی کردن روشی برای بازیابی آنها به موضوعی مهم در حیطه حدیث مبدل شده بود. این تلاشها منجر به گونه های مختلف طبقه بندی احادیث شد:
طبقه بندی موضوعی:
در این روش، طبقه بندی احادیث بر اساس موضوعات مطرح شده در آنها انجام می شود. بیشتر جوامع بزرگ روایی بر چنین مبنایی طبقه بندی شده اند.
طبقه بندی سندی:
مسانید که از سده ۳ قمری تألیف آنها آغاز شده بود، نوشته هایی بودند که نه به ترتیب موضوعی، بلکه به ترتیب صحابه ای مرتب شده بودند که نخستین ناقل حدیث از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شمرده می شدند. مرتب کردن احادیث یک کتاب بر اساس چهارده معصوم نیز شیوه ای نزدیک به شیوه یاد شده است.
ترتیب الفبایی مطلع:
در طی سده های متمادی، شیوه دیگری برای بازیابی زمینه پیدایش طیفی از کتب شده است؛ در این شیوه، مطلع متن حدیث مبنای طبقه بندی بود و هدف ارائه احادیث با ترتیب الفبایی مطلع آنها بود.
تقسیمات حدیث
در علوم حدیث دسته بندیهای متنوعی برای فهم بهتر سند یا متن روایات به کار میرود. این تقسیمات عبارتند از:
- تقسیم بر اساس تعداد راویان سند: خبر واحد، خبر مُسْتَفیض و خبر متواتر
- تقسیم بر اساس اعتبار سند: صحیح، حَسَن، موثوق، قوی، ضعیف و اقسام آن (مُدْرَج، مشترک، مُصَحَّف، مؤتلف و مختلف)
- تقسیم بر اساس اتصال یا قطع سند: مُسنَد، مُتَّصِل، مرفوع، موقوف، مَقطوع، مُرْسَل، مُنْقَطِع, مُعْضَل یا مشکل، مُضْمَر، مُعَلَّق، مُعَنْعَن، مُهْمَل
- تقسیم بر اساس متن: نَصّ و ظاهر، مُطلَق و مُقَید، عام و خاص، مُجْمَل و مُبَین، مُکاتَب و مکاتِبه، مشهور، متروک، مطروح، مُؤَوَّل، حدیث قدسی، شاذ، مقلوب، متشابه
- تقسیم بر اساس عمل به روایت: حجت و لاحجت، مقبول، ناسخ و منسوخ.
جعل حدیث
به موازات آنکه حدیث به عنوان منبعی برای فهم دین در قرنهای اول و دوم هجری موقعیت خود را به دست آورد، سوءاستفاده از این موقعیت نیز آغاز شد و کسانی دست اندرکار جعل حدیث شدند. پدیده جعل حدیث در همان زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) آغاز شد تا آنجا که پیامبر خود نسبت به این پدیده شوم واکنش نشان داد. در منابع حدیثی، چندین حدیث وجود دارد که در آن از زبان خود پیامبر (صلی الله علیه وآله) مردم به نقل احادیث آن حضرت ترغیب گردیده، و از دروغ بستن بر ایشان برحذر داشته شدهاند.
امام علی (علیه السلام) نیز در خطبهای در واکنش نسبت به رواج «احادیث بدعت آمیز» یادآور شد که «در دست مردم (از احادیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) حق و باطل و راست و دروغ است» و سپس ناقلان حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) را ۴ گروه دانسته است: منافقانی که عامدانه بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) دروغ میبندند، کسانی که سخنی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدهاند، اما آن را به درستی حفظ نکرده و دچار وهم شدهاند، کسانی که امر و نهیی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدهاند، ولی ناسخ آن را از آن حضرت درنیافتهاند، و چهارم کسانی که با امانت حدیث آن حضرت را حفظ نموده و به دیگران انتقال دادهاند.[۲۵]
عالمان حدیث برای حل این دو مشکل، از دو علم رجال و درایه بهره میبرند و به این وسیله حدیث سره از ناسره را بازمیشناسند.
نقل به معنای حدیث
پدیدۀ نقل به معنای حدیث که یک حقیقت تأیید شده در تاریخ حدیث است، یعنی برخی از راویان حدیث ـ به ویژه در دورۀ متقدم حدیث، پیش از تدوین آثار حدیثی ـ در مواردی شنیدههای خود از معصوم را در قالب معانی حفظ میکردند و به هنگام انتقال در قالب الفاظی بیان میکردند که انتخاب واژگان و ترکیب نحوی آن مربوط به خود ایشان بود، البته با این تأکید که راوی مطمئن بود مطلب را به درستی منتقل میکند.[۲۶]
کمتر میتوان در باب واحد، احادیثی را منقول از راویان موازی بازجست که در آنها الفاظ عیناً با یکدیگر انطباق داشته باشند و میتوان بر این پایه مدعی شد که نسبت نقل به معنا در مقایسه با نقل عین الفاظ، نسبتی قابل توجه است.
پانویس
- ↑ العین, خلیلبن احمد، ج ۲، ص ۱۷۷، ذیل «حدث»
- ↑ المنهل الروی,ابنجماعه، ص ۳۰
- ↑ تهذیب اللغه ازهرى، ج ۴، ص ۴۰۵، ذیل «حدث»
- ↑ المفردات، راغب اصفهانى، ذیل «حدث»
- ↑ المنهل الروی، ابنجماعه، ص ۳۰
- ↑ رجوع کنید به لسان العرب, ابنمنظور، ذیل «حدث»
- ↑ رجوع کنید به تهذیب اللغه ازهرى، ج ۴، ص ۴۰۵، ذیل «حدث»
- ↑ براى نمونه رجوع کنید به تحریم: ۳؛ طه: ۹؛ طور: ۳۴؛ نجم: ۵۹؛ نساء: ۷۸، ۱۴۰
- ↑ تقریر یعنی شخصی عملی را در حضور معصوم انجام دهد و آن جناب به زبان یا به سکوت خود، آن را امضا فرماید.
- ↑ رجوع کنید به شیخ بهائى، ص ۴۱۲؛ میرزاى قمى، ج ۱، ص ۴۰۹؛ مامقانى، ج ۱، ص ۵۷
- ↑ رجوع کنید به شیخ بهائى، همانجا؛ صدر، ص ۸۱
- ↑ ابنحجر عسقلانى، ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، ج ۱، ص ۱۷۳
- ↑ ابنتیمیه، ص ۵؛ سخاوى، ج ۱، ص ۲۱؛ سیوطى، همانجا؛ انصارى، ص ۴۱
- ↑ سخاوى، همانجا
- ↑ رجوع کنید به ابنتیمیه، ص ۷ـ۸
- ↑ رجوع کنید به سیوطى؛ انصارى، همانجاها
- ↑ براى نمونه رجوع کنید به شهیدثانى، ص ۵۴
- ↑ فتح الباری، ج۱
- ↑ درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم
- ↑ درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم
- ↑ درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم
- ↑ درایة الحدیث , مدیرشانچی، کاظم
- ↑ سیوطی، تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، ج۱، ص۲۳، چاپ احمد عمر هاشم، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
- ↑ آشنایی با تاریخ و منابع حدیث, محمد کاظم طباطبایی, ص۷۹
- ↑ نهج البلاغة، همانجا
- ↑ مثلاً نک: دارمی، ۱/۱۰۴-۱۰۶؛ کلینی، ۱/۵۱-۵۲؛ قرطبی، ۱/۴۱۲
منابع
- دایرة المعارف بزرگ اسلامی.
- درایةالحدیث، کاظم مدیر شانهچی.
- آشنایی با تاریخ و منابع حدیث، محمدکاظم طباطبایی، قم: نشر هاجر، ۱۳۸۵.
مطالب مرتبط




