مختصر نویسی متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

الکافی (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
 
|لینک= * [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/78614/%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%A7%D9%81%D9%8A/&from=search&&query=%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%A7%D9%81%D9%8A&field=title&count=20&resTypes=200&execute=true#!resource الکافی]
 
|لینک= * [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/78614/%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%A7%D9%81%D9%8A/&from=search&&query=%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%A7%D9%81%D9%8A&field=title&count=20&resTypes=200&execute=true#!resource الکافی]
 
}}
 
}}
کتاب '''«الکافی»''' یکى از مهمترین و معتبرترین کتب حدیثى [[شیعه]] اثر [[محمد بن یعقوب کلینی]] است. این کتاب اولین کتاب جامع روایی و یکی از مجموعه [[کتب اربعه]] حدیث شیعه است.
+
کتاب '''«الکافی»''' یکى از مهمترین و معتبرترین کتب حدیثى [[شیعه]] اثر [[محمد بن یعقوب کلینی]] (م، ۳۲۹ ق) است. این کتاب اولین کتاب جامع روایی و یکی از «[[کتب اربعه]]» حدیث شیعه است.
  
 
==مؤلف==
 
==مؤلف==
محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی معروف به [[شیخ کلینی|ثقةالاسلام کلینی]] (م ۳۲۸ هجری قمری)، از محدثان بزرگ [[شیعه]] است که در زمان [[غیبت صغری|غیبت صغرای]] [[امام مهدی]] (ع) به دنیا آمده و با برخی [[محدث|محدثان]] که بدون واسطه از [[امام حسن عسکری علیه السلام]] یا [[امام هادی علیه السلام]] حدیث شنیده‌اند، ملاقات کرده است. از کلینی بسیاری از محدثان بزرگ روایت نموده اند که از جمله می توان به [[جعفر بن محمد قولويه|ابن قولویه]] (مولف [[کامل الزیارات]])، [[هارون بن موسی تلعکبری|هارون بن موسی تلعكبری]]، ابوالفضل شیبانی و [[محمد بن ابراهیم نعمانی]] (صاحب [[الغیبة نعمانی]]) را نام برد. <ref>[[شیخ کلینی]]، همین دانشنامه</ref>
+
محمد بن یعقوب کلینی رازی معروف به [[شیخ کلینی|ثقةالاسلام کلینی]] (م، ۳۲۹ ق)، از محدثان بزرگ [[شیعه]] است. او با برخی [[محدث|محدثان]] که بدون واسطه از [[امام هادی علیه السلام|امام هادی]] یا [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکری]] (علیهماالسلام) [[حدیث]] شنیده‌اند، ملاقات کرده است. [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری]]، [[احمد ابن ادریس|احمد بن ادریس قمی]]، [[عبدالله بن جعفر حمیری]] و [[علی بن ابراهیم قمی]]، از مشایخ و اساتید او هستند.
  
کافی مهمترین اثر شیخ کلینی است و [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] مدت زمان تالیف آن را بیست سال گفته است.<ref>رجال نجاشی، ج1، ص377، شماره 1026</ref>
+
همچنین از شیخ کلینی، بسیاری از محدثان بزرگ روایت نموده اند که از جمله می توان [[جعفر بن محمد قولويه|ابن قولویه]] (صاحب [[کامل الزیارات]])، [[هارون بن موسی تلعکبری|هارون بن موسی تلعكبری]]، ابوالفضل شیبانی و [[محمد بن ابراهیم نعمانی]] (صاحب [[الغیبة نعمانی]]) را نام برد.<ref>[[شیخ کلینی]]، همین دانشنامه</ref>
کلینى از جمله کسانی است که کلیه علمای رجال، وی را با عبارات موکد توثیق نموده اند.
 
  
نجاشی درباره اش می نویسد: «أوثق الناس فی الحدیث و أثبتهم»، موثق ‌ترین و ثابت ‌ترین کسان در [[حدیث]] است. و همین جمله را [[علامه حلی]] و [[ابن داوود حلی|ابن ‌داوود]] تکرار می ‌کنند. لذا کلینی به ثقه الاسلام معروف گردید.<ref>[[علم الحدیث]]، ص 76.</ref>
+
کلینى از جمله کسانی است که کلیه علمای رجال، وی را با عبارات موکد توثیق نموده اند. [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] درباره اش می نویسد: «أوثق الناس فی الحدیث و أثبتهم»، موثق ‌ترین و ثابت ‌ترین کسان در حدیث است. لذا کلینی به «ثقة الاسلام» معروف گردید.<ref>[[علم الحدیث]]، ص 76.</ref> [[ابن طاووس حلی]] می گوید: توثیق و امانت کلینی مورد اتفاق همگان است.<ref>مقدمه الكافي.</ref>  
  
علامه [[بحرالعلوم]] در رجال خود پس از ذکر روایت نبوی (که خداوند در رأس هر صد سال کسی را که [[دین]] را از [[اندلس]] تجدید کند برمی انگیزد.) می نویسد: [[مجدالدین ابن اثیر|ابن اثیر]]<ref>منظور ابی السعادات مبارک بن محمد (م 606) صاحب جامع الاصول و برادر صاحب کامل التواریخ است.</ref> کلینی را مجدد مذهب [[امامیه]] در رأس قرن سوم شمرده است.  
+
کتاب «'''الکافی'''» مهمترین اثر شیخ کلینی است. برخی دیگر از آثار او عبارتند از: الرد علی القرامطه، تعبیر الرؤیا، رسائل الائمة الاطهار، کتاب الرجال.  
 
 
آن گاه اضافه می کند: سخن این دانشمند کلام حقی است که خداوند بر زبانش جاری ساخته. کسی که در کافی، به دقت، نظر و تأمل کند برایش روشنی این سخن آشکار می گردد و می داند که وی مصداق این حدیث است. زیرا کافی کتاب مفیدی است که در تمام کتب حدیث نظیر ندارد. هم از لحاظ کثرت احادیث و حسن ترتیب و هم به واسطه  ضبط در نقل. به علاوه که این کتاب در زمان [[غیبت صغری]] امام و پیش نظر سفراء آن حضرت در بیست سال انجام شده.<ref>رجال [[بحرالعلوم]]، ج 1؛ در روضات از مولی خلیلی قزوینی شارح کافی نقل می کند که محتمل است احادیثی را که کلینی به عنوان قال العالم در کافی ذکر فرموده مرادش حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف باشد. چنان که محدث نیشابوری حکایت عرضه داشتن کافی را بر امام و گفته ی حضرت که کافی (کاف لشیعتنا) نقل می کند.</ref>
 
 
 
[[ابن طاووس حلی]] می گوید: توثیق و امانت کلینی مورد اتفاق همگان است.<ref>مقدمه الكافي.</ref> [[ابن حجر عسقلانی]] می گوید: کلینی از رؤسا فضلاء شیعه است در ایام [[مقتدر (خلیفه عباسی)|مقتدر عباسی]].<ref>روضات الجنات في احوال العلماء والسادات، ص 525.</ref>
 
 
 
[[محمدتقی مجلسی|ملا محمدتقی مجلسی]] می گوید: حق این است که در میان علماء شیعه مانند کلینی نیامده است، و هر که در اخبار و ترتیب کتاب او دقت کند درمی یابد که او از جانب خداوند تبارک و تعالی مؤید بوده است.<ref>اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی (ره)، ترجمه سید جواد مصطفوی (ره)، انتشارات وفا، ج 1، مقدمه مترجم، ص 8.</ref>
 
  
 
==انگیزه تألیف==
 
==انگیزه تألیف==
مطابق با گفتار كلينى در مقدمه كتاب، يكى از [[شیعه|شيعيان]] و برادران دينيش به او نامه نوشته و يا پيغام داده است كه مردم زمان ما علم و دانش را رها كرده و در جهل و نادانى غوطه‏ ور شده‏ اند، نام خود را مسلمان گذاشته و از مقرّرات واقعى [[اسلام]] خبرى ندارند. تنها از روى عادت و تقليد از نياكان خود اعمالى را بنام دين انجام ميدهند و در اعمال مهم و غیر مهم به عقل خود اکتفا می کنند. و از او خواسته است که به عنوان شخص آگاه به احادیث برای خود او و برای مردم زمانش کتابی بنویسید که مرجع همگان قرار گیرد.  
+
مطابق با گفتار [[شیخ کلینی|شیخ كلينى]] در مقدمه كتاب، يكى از [[شیعه|شيعيان]] و برادران ديني اش -که احتمالا محمد بن احمد- صفوانی یا [[محمد بن ابراهیم النعمانى|محمد بن ابراهیم نعمانی]] بوده- به او نامه نوشته است كه مردم زمان ما علم و دانش را رها كرده و در جهل و نادانى غوطه‏ ور شده‏ اند، نام خود را مسلمان گذاشته و از مقرّرات واقعى [[اسلام]] خبرى ندارند. تنها از روى عادت و تقليد از نياكان خود اعمالى را بنام دين انجام مي دهند و در اعمال مهم و غیر مهم به عقل خود اکتفا می کنند. و از او خواسته است که به عنوان شخص آگاه به [[احادیث]]، برای خود او و برای مردم زمانش کتابی بنویسید که مرجع همگان قرار گیرد: «وقلتَ انک تحبّ ان یکون عندک کتاب کافٍ یجمع فیه علم الدین».<ref>[[روضات الجنات]]، فهرست مرکزی دانشگاه، 1463/5.</ref> 
  
شیخ کلینی در پاسخ او می گوید:
+
شیخ کلینی در پاسخ او می گوید: «و تو يادآور شدى كه مطالبى برايت مشكل شده كه بواسطه اختلاف روايات وارده در آنها حقيقت آنها را نمي فهمى و دانسته‏ اى كه اختلاف روايت مربوط باختلاف علل و اسباب آن است و بدانشمند مورد اعتمادى كه در اين قسمت وارد باشد دسترسى ندارى تا با او مذاكره و گفتگو كنى و گفتى كه مي خواهم كتابى داشته باشم كه تمام‏ قسمتهاى علم [[دین|دين]] در آن باشد كه دانش‌جو را بى‏ نياز كند و مرجع هدايت خواه باشد و كسى كه علم دين و عمل به اخبار صحيح [[ائمه اطهار|امامان]] صادق و سنتهاى ثابته مورد عمل را خواهد از آن كتاب برگيرد و واجبات خدا و [[سنت]] پيغمبر (ص) را از روى آن كتاب انجام دهد و گفتى كه اگر چنين كتابى باشد اميدوارم خداى تعالى به وسيله آن و به يارى و توفيق خويش برادران و هم مذهبان ما را اصلاح كند و به هدايتشان متوجه كند. پس بدان اى برادر كسي را نمي رسد كه به نظر خويش روايات مختلفه‏ اى را كه از امامان عليهم السّلام رسيده است تشخيص دهد مگر به دستور خود امام عليه السّلام؛ و آن به يكى از سه راه است: 1- روايت را با [[قرآن]] بسنجيد و آن را كه مطابق قرآن است بگيريد و آن را كه مخالف است رد كنيد. 2- روايتى كه مطابق گفتار [[عامه]] است رها كنيد، زيرا هدايت در مخالفت ايشان است. 3- روايتى كه مورد اتفاق است بگيريد، زيرا در مورد اتفاق ترديدى نيست. و ما با اين دستور فقط مقدار كمى از روايات را تشخيص مي دهيم و (نسبت به باقى روايات مختلف) راهى وسيعتر و بااحتياطتر از اين نمي دانيم كه علم آنها را به خود امام رد كنيم و دستور آسانى كه امام عليه السّلام داده است بپذيريم كه فرموده است: هر كدام از دو روايت مختلف را كه گردن نهيد، براى شما جايز است. خدا را شكر كه تأليف كتابى را كه خواستى ميسر كرد...».<ref>أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص9</ref>
 
 
و تو يادآور شدى كه مطالبى برايت مشكل شده كه بواسطه اختلاف روايات وارده در آنها حقيقت آنها را نمي فهمى و دانسته‏ اى كه اختلاف روايت مربوط باختلاف علل و اسباب آنست و بدانشمند مورد اعتمادى كه در اين قسمت وارد باشد دسترسى ندارى تا با او مذاكره و گفتگو كنى و گفتى كه ميخواهم كتابى داشته باشم كه تمام‏ قسمتهاى علم [[دین|دين]] در آن باشد كه دانشجو را بى‏ نياز كند و مرجع هدايت خواه باشد و كسى كه علم دين و عمل باخبار صحيح [[ائمه اطهار|امامان]] صادق و سنتهاى ثابته مورد عمل را خواهد از آن كتاب برگيرد و واجبات خدا و [[سنت]] پيغمبر (ص) را از روى آن كتاب انجام دهد و گفتى كه اگر چنين كتابى باشد اميدوارم خداى تعالى به وسيله آن و به يارى و توفيق خويش برادران و هم مذهبان ما را اصلاح كند و بهدايتشان متوجه كند. پس بدان اى برادر- كه خدايت هدايت كند- كسي را نميرسد كه بنظر خويش روايات مختلفه‏ اى را كه از امامان عليهم السّلام رسيده است تشخيص دهد مگر بدستور خود امام عليه السّلام. و آن به يكى از سه راه است:
 
 
 
1- روايت را با [[قرآن]] بسنجيد آن را كه مطابق قرآنست بگيريد و آن را كه مخالف است رد كنيد.
 
 
 
2- روايتى كه مطابق گفتار [[عامه]] است رها كنيد زيرا هدايت در مخالفت ايشانست.
 
 
 
3- روايتى كه مورد اتفاقست بگيريد زيرا در مورد اتفاق ترديدى نيست.  
 
 
 
و ما با اين دستور فقط مقدار كمى از روايات را تشخيص ميدهيم و (نسبت بباقى روايات مختلف) راهى وسيعتر و بااحتياطتر از اين نميدانيم كه علم آنها را بخود امام رد كنيم و دستور آسانى كه امام عليه السّلام داده است بپذيريم كه فرموده است: هر كدام از دو روايت مختلف را كه گردن نهيد براى شما جايز است. خدا را شكر كه تأليف كتابى را كه خواستى ميسر كرد. اميدوارم چنان كه خواستى باشد. اگر در آن كوتاهى رفته باشد در نيت ما كه خيرخواهى است كوتاهى نبوده. زيرا خير خواهى برادران و هم مذهبان بر ما واجب است بعلاوه ما اميدواريم كه با مردم اين زمان و آنها كه تا پايان دنيا از اين كتاب استفاده و بآن عمل مي كنند در ثواب شريك باشيم‏.<ref>أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص9</ref>
 
 
 
==وجه تسمیه الکافی==
 
 
 
با مطالعه مقدمه کافی روشن می ‌شود که مرحوم کلینی این کتاب را به تقاضای یکی از دوستان و مریدان خود که احتمالا محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعه صفوانی یا [[محمد بن ابراهیم النعمانى|محمد بن ابراهیم نعمانی]] بوده، نوشته است. او از شیخ کلینی درخواست می ‌کند با نوشتن کتاب جامع مذهبی خود گامی در جهت رفع نابسامانی ‌های موجود بردارد. آنجا که گوید: «وقلت انک تحب ان یکون عندک کتاب کافٍ یجمع فیه علم الدین»،<ref>[[روضات الجنات]]، فهرست مرکزی دانشگاه، 1463/5.</ref> گفتی که مایلی نزدت کتابی باشد که با جامعیت در علوم دین، کافی باشد.
 
  
 
==محتوای کتاب==
 
==محتوای کتاب==
  
الکافی از سه بخش جداگانه تشکیل شده است:
+
«الکافی» از سه بخش جداگانه تشکیل شده است:
 
 
*اصول، شامل روایات [[عقاید|اعتقادی]]؛
 
*فروع، حاوی روایات [[فقه|فقهی]]؛
 
*روضه، شامل احادیث متفرقه؛
 
  
مؤلف گرانقدر در بخش اول کتاب، طىِ هشت فصل که خود آن ها را کتاب نامیده است، به تبیین اصول اعتقادى [[شیعه]] و برخى مطالب دیگر که با مسائل اعتقادى ارتباط دارد، پرداخته است. وى هر عنوان را به ابواب مختلفى تقسیم کرده و در هر باب روایات متعددى را نقل کرده است. برخى از این عنوان ها مانند باب الکفر و الإیمان بیش از دویست باب دارند. البته تعداد ذکر شده در هر باب بسیار متغیر است؛ گاه در یک باب، تنها یک روایت ذکر شده در حالى که در بعضى ابواب، ده ها روایت آمده است.
+
*[[اصول کافی|اصول]]، شامل [[احادیث]] اعتقادی؛ مؤلف گرانقدر در بخش اول کتاب، طى هشت فصل (کتاببه تبیین اصول اعتقادى [[شیعه]] و برخى مطالب دیگر که با مسائل اعتقادى ارتباط دارد، پرداخته است.
 +
*فروع کافی، حاوی احادیث [[فقه|فقهی]]؛
 +
*روضه کافی، شامل احادیث متفرقه؛
  
 
'''اصول کافی:'''
 
'''اصول کافی:'''
سطر ۷۹: سطر ۵۶:
 
*کتاب التوحید نیز به موضوعاتى چون: «حدوث عالم و پدید آورنده آن»، «پایین ترین درجات شناخت خدا»، «نهى از سخن گفتن در کیفیت او»، «باطل کردن نظریه دیدن خدا»، «صفات ذات خدا»، «اراده و دیگر صفات فعل خدا»، «معانى اسماء الهى»، «مشیت و اراده»، «سعادت و شقاوت»، «جبر و قدر و امر بین الامرین» پرداخته شده است.
 
*کتاب التوحید نیز به موضوعاتى چون: «حدوث عالم و پدید آورنده آن»، «پایین ترین درجات شناخت خدا»، «نهى از سخن گفتن در کیفیت او»، «باطل کردن نظریه دیدن خدا»، «صفات ذات خدا»، «اراده و دیگر صفات فعل خدا»، «معانى اسماء الهى»، «مشیت و اراده»، «سعادت و شقاوت»، «جبر و قدر و امر بین الامرین» پرداخته شده است.
  
*کتاب الحجة که پس از ایمان و کفر، گسترده ترین بخش کتاب اصول کافى است، روایات زیادى در بیش از یکصد و سى باب، نقل شده که به سرفصل های آن به صورت کلى اشاره مى  شود:
+
*کتاب الحجة که پس از کتاب ایمان و کفر، گسترده ترین بخش کتاب اصول کافى است، روایات زیادى در بیش از یکصد و سى باب، نقل شده که به سرفصل های آن به صورت کلى اشاره مى  شود:
  
 
#نیاز به حجت
 
#نیاز به حجت
#طبقات انبیاى رسل، [[ائمه  اطهار]]
+
#طبقات انبیاى رسل و [[ائمه  اطهار]]
 
#تفاوت میان رسول، نبى و محدث
 
#تفاوت میان رسول، نبى و محدث
 
#شناخت امام و لزوم اطاعت از او
 
#شناخت امام و لزوم اطاعت از او
سطر ۹۳: سطر ۷۰:
 
#گزیده  هایى از تاریخ زندگانى معصومان.
 
#گزیده  هایى از تاریخ زندگانى معصومان.
  
*کتاب الایمان و الکفر، گسترده ترین بخش اصول کافى و مشتمل بر بیش از دویست باب است. مباحث اصلى این کتاب عبارت  اند از: «خلقت مؤمن و کافر»، «معنى اسلام و ایمان»، «صفات مؤمن و حقایق ایمان»، «اصول و فروع کفر»، «گناهان و آثار، درجات و انواع آن ها» و «انواع کفر».
+
*کتاب الایمان و الکفر، گسترده ترین بخش اصول کافى و مشتمل بر بیش از دویست باب است. مباحث اصلى این کتاب عبارت  اند از: «خلقت مؤمن و کافر»، «معنى اسلام و ایمان»، «صفات مؤمن و حقایق ایمان»، «اصول و فروع کفر»، «گناهان و آثار، درجات و انواع آن ها» و «انواع کفر».
  
 
*کتاب الدعاء در دو بخش تنظیم شده است: قسم اول در بیان فضیلت [[دعا]] و آداب آن است. در این بخش، ابتدا به «آثار دعا»، «تغییر قضاى الهى به وسیله دعا»، «شفاى همه دردها» و استجابت آن پرداخته شده، سپس آداب دعا همانند: «تقدم در دعا»، «رو به [[قبله]] نشستن و یاد خدا در هنگام [[دعا]]»، «دعاى پنهان»، «اوقات مناسب دعا» و «اجتماع افراد در دعا» تبیین شده است. در بخش دوم، متن برخى ادعیه و اذکار کوتاه که به صورت مطلق یا ویژه برخى از حالات است، گردآورى شده است. نظیر: دعا هنگام بیدار شدن و خروج از منزل، به دنبال [[نماز]]ها، هنگام بیمارى  ها، و یا هنگام قرائت [[قرآن]].
 
*کتاب الدعاء در دو بخش تنظیم شده است: قسم اول در بیان فضیلت [[دعا]] و آداب آن است. در این بخش، ابتدا به «آثار دعا»، «تغییر قضاى الهى به وسیله دعا»، «شفاى همه دردها» و استجابت آن پرداخته شده، سپس آداب دعا همانند: «تقدم در دعا»، «رو به [[قبله]] نشستن و یاد خدا در هنگام [[دعا]]»، «دعاى پنهان»، «اوقات مناسب دعا» و «اجتماع افراد در دعا» تبیین شده است. در بخش دوم، متن برخى ادعیه و اذکار کوتاه که به صورت مطلق یا ویژه برخى از حالات است، گردآورى شده است. نظیر: دعا هنگام بیدار شدن و خروج از منزل، به دنبال [[نماز]]ها، هنگام بیمارى  ها، و یا هنگام قرائت [[قرآن]].
سطر ۱۳۲: سطر ۱۰۹:
 
#کتاب الایمان والنذور والکفارات.
 
#کتاب الایمان والنذور والکفارات.
  
یادآورى مى شود، در فروع کافى برخى از عنوان ها که معمولاً در کتب فقهى به صورت مستقل آورده مى شوند به مناسبت، ضمن عنوان هاى یاد شده آمده اند. مثلاً اجاره، بیع، رهن، عاریه، ودیعه، و امثال آن، در عنوان المعیشة، [[امر به معروف]]، در عنوان الجهاد و نیز [[زیارتنامه|زیارت نامه]] ها در عنوان الحج آمده است.  
+
یادآورى مى شود، در فروع کافى برخى از عنوان ها که معمولاً در کتب فقهى به صورت مستقل آورده مى شوند، به مناسبت، ضمن عنوان هاى یاد شده آمده اند. مثلاً اجاره، بیع، رهن، عاریه، ودیعه، و امثال آن در عنوان المعیشة، امر به معروف در عنوان الجهاد و نیز زیارت نامه ها در عنوان الحج آمده است.  
  
 
'''روضه الکافی:'''
 
'''روضه الکافی:'''
سطر ۱۴۶: سطر ۱۲۳:
 
#فضیلت [[شیعه]] و وظایف آن
 
#فضیلت [[شیعه]] و وظایف آن
 
#برخى مسائل [[تاریخ اسلام|تاریخ صدر اسلام]] و زمان خلافت [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان]]
 
#برخى مسائل [[تاریخ اسلام|تاریخ صدر اسلام]] و زمان خلافت [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان]]
#[[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|مهدى]] علیه السلام و صفات او و نیز اصحاب و ویژگى هاى زمان حضور او
+
#[[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت مهدى]] علیه السلام و صفات او و نیز اصحاب و ویژگى هاى زمان حضور او
#تاریخ زندگى برخى اصحاب و اشخاص، نظیر [[ابوذر غفاری|ابوذر]]، ثمامة بن أثال، زید بن على، [[سلمان فارسی|سلمان]]، [[جعفر طیار|جعفر بن ابى طالب]].
+
#تاریخ زندگى برخى اصحاب و اشخاص نظیر: [[ابوذر غفاری|ابوذر]]، ثمامة بن أثال، [[زید بن علی بن الحسین|زید بن على]]، [[سلمان فارسی|سلمان]]، [[جعفر طیار|جعفر بن ابى طالب]].
  
===آیا روضه، جزء «الکافی» است؟===
+
البته بعضى، بخش «روضه» را از آثار کلینی و جزء کتاب «الکافی» نمی دانند، بلکه آن را به «[[ابن ادریس حلی|ابن ادریس]]»، صاحب «[[السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى (کتاب)|سرائر]]» نسبت می دهند؛ در مقابل، اشخاص زیادی این بخش را جزء الکافى و از آنِ کلینى دانسته اند.<ref>برای پیگیری این بحث، می توان به کتاب الکلینی و الکافی، صفحه 408 تا 415 و نیز کتاب الکلینی و کتابه الکافی، صفحه 132 تا 140 مراجعه کرد.</ref> [[ملا خلیل قزوینی]] در آغاز شرح فارسی خود بر کافی (که موسوم است به الصافی) در انتساب روضه به کلینی تشکیک می کند. زیرا احادیث روضه از لحاظ محکمی و اتقان در نقل، به مانند دو بخش دیگر کافی (اصول و فروع) نیست. ولی [[محدث نوری|حاجی نوری]] در خاتمه «[[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک]]» سخن وی را رد می کند.
  
بعضى، بخش روضه را از آثار کلینی نمی دانند، بلکه آن را به «[[ابن ادریس حلی|ابن ادریس]]»، صاحب «[[السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى (کتاب)|سرائر]]» نسبت می دهند؛ بنابراین، روضه را جزء کتاب کافی به حساب نمی آورند. در مقابل، اشخاص زیادی این بخش را جزء کافى و از آنِ کلینى دانسته اند. برای پیگیری این بحث، می توان به کتاب الکلینی و الکافی، صفحه 408 تا 415 و نیز کتاب الکلینی و کتابه الکافی، صفحه 132 تا 140 مراجعه کرد. [[ملا خلیل قزوینی]] در آغاز شرح فارسی خود بر کافی (که موسوم است به الصافی) در انتساب روضه به کلینی تشکیک می کند. چه احادیث روضه از لحاظ محکمی و اتقان در نقل، به مانند دو بخش دیگر کافی (اصول و فروع) نیست. ولی [[محدث نوری|حاجی نوری]] در خاتمه [[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک]] سخن وی را رد می کند.
+
بهترین دلیلی که روضه از آن کلینی است، سخن [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] و [[شیخ طوسی]] و [[ابن شهر آشوب]] است که روضه را در شمار کتب کافی و از آنِ کلینی دانسته اند.<ref>کتاب الروضه من اخر کتاب الکافی (فهرست شیخ)... له الکافی منها... الروضه (معالم العلماء) صنف الکتاب المعروف بالکلینی یسمی الکافی فی عشرین سنه شرح کتبه... کتاب الروضه (رجال نجاشی ، ص 292).</ref> و دلیل دیگر، وجود روضه در نسخه های الکافی موجود است.
  
بهترین دلیلی که روضه از آن کلینی است سخن [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] و [[شیخ طوسی]] و [[ابن شهر آشوب]] است که روضه را در شمار کتب کافی و از آن کلینی دانسته اند.<ref>کتاب الروضه من اخر کتاب الکافی (فهرست شیخ)... له الکافی منها... الروضه (معالم العلماء) صنف الکتاب المعروف بالکلینی یسمی الکافی فی عشرین سنه شرح کتبه... کتاب الروضه (رجال نجاشی ، ص 292).</ref> و دیگری وجود روضه است در نسخه های کافی موجود است.
+
آری چنان که اشاره شد، روایات روضه از لحاظ محکمی متن و [[سند حدیث|سند]] همسان فروع کافی نیست. و این از آن جهت است که اهتمامی را که دانشمندان در صحت و وثاقت [[سند حدیث|سند]] احادیث [[احكام|احکام]] داشته و دارند، در احادیث فضائل و خطب که بیشتر جنبه وعظ و ارشاد دارد، ندارند. زیرا طبق قاعده ی (تسامح در ادلّه سنن) که [[فقها]] از احادیث «من بلغ»<ref>حدیث من بلغ بدین سان نقل شده: من بلغه ثواب من الله علی عمل فعمل ذلک العمل التماس ذلک الثواب اوتیته و ان لم یکن الحدیث کما بلغه. یعنی خداوند به کسی که حدیثی راجع به ثواب عملی شنیده و برای درک ثواب مزبور آن عمل را به جا آورده ثواب آن کار را می دهد گرچه حدیث چنان که شنیده نباشد (علم الحدیث، ص 127، چاپ دوم، نقل از کافی).</ref> استفاده کرده اند، در نقل روایاتی که متضمن حکم [[استحباب|استحبابی]] و کراهتی یا درباره ی فضائل و مناقب و نیز [[موعظه|مواعظ]] و حکم است، تسامح رواست.
 
 
آری چنان که اشاره شد روایات روضه از لحاظ محکمی متن و [[سند حدیث|سند]] همسان فروع نیست. و این از آن جهت است که اهتمامی را که دانشمندان در صحت و وثاقت سند احادیث [[احكام|احکام]] داشته و دارند در احادیث فضائل و خطب که بیشتر جنبه وعظ و ارشاد دارد، ندارند. زیرا طبق قاعده ی (تسامح در ادله ی سنن) که [[فقها]] از احادیث «من بلغ»<ref>حدیث من بلغ بدین سان نقل شده: من بلغه ثواب من الله علی عمل فعمل ذلک العمل التماس ذلک الثواب اوتیته و ان لم یکن الحدیث کما بلغه. یعنی خداوند به کسی که حدیثی راجع به ثواب عملی شنیده و برای درک ثواب مزبور آن عمل را به جا آورده ثواب آن کار را می دهد گرچه حدیث چنان که شنیده نباشد (علم الحدیث، ص 127، چاپ دوم، نقل از کافی).</ref> استفاده کرده اند، در نقل روایاتی که متضمن حکم [[استحباب|استحبابی]] و کراهی یا درباره ی فضائل و مناقب و نیز [[موعظه|مواعظ]] و حکم است، تسامح رواست.
 
  
 
==سلسله روایی کلینی==
 
==سلسله روایی کلینی==
  
از طریق سلسله [[سند حدیث|اسناد]] روایات کافی، فهرست نسبتاً مفصلی از مشایخ [[حدیث]] کلینی به دست می ‌آید که تعدادشان به بیش از سی نفر می ‌رسد. این تعداد [[مشایخ]] به معنای انعکاس روایات قابل توجهی از هر یک در مجموعه کافی نیست؛ بلکه کلینی عمده قریب به اتفاق روایاتش را از هشت نفر زیر نقل کرده ‌است:
+
از طریق سلسله [[سند حدیث|اسناد]] روایات «الکافی»، فهرست نسبتاً مفصلی از [[مشایخ]] [[حدیث]] شیخ کلینی به دست می ‌آید که تعدادشان به بیش از سی نفر می ‌رسد. این تعداد مشایخ، به معنای انعکاس روایات قابل توجهی از هر یک در مجموعه الکافی نیست؛ بلکه کلینی عمده قریب به اتفاق روایاتش را از هشت نفر زیر نقل کرده ‌است:
  
 
*[[علی بن ابراهیم قمی]] با 7068 روایت.
 
*[[علی بن ابراهیم قمی]] با 7068 روایت.
سطر ۱۷۲: سطر ۱۴۷:
 
==تعداد روایات الکافی==
 
==تعداد روایات الکافی==
  
تعداد روایات کتاب کافى را با رقم  هاى مختلف گفته  اند: یوسف بحرانى در لؤلؤة البحرین، 16199، دکتر حسین على محفوظ در مقدمه کافى، 15176، [[علامه مجلسى]]، 16121 و برخى از معاصران مثل شیخ عبدالرسول الغفار، 15503 حدیث شمارش کرده اند.<ref>الکلینى والکافى، ص 402.</ref>
+
تعداد روایات کتاب «الکافى» را با رقم  هاى مختلف گفته  اند: [[شیخ یوسف بحرانی|شیخ یوسف بحرانى]] در «لؤلؤة البحرین»، 16199 [[حدیث]]، دکتر حسین على محفوظ در مقدمه کافى، 15176 حدیث، [[علامه مجلسى]]، 16121 حدیث و برخى از معاصران مثل شیخ عبدالرسول الغفار، 15503 حدیث شمارش کرده اند.<ref>الکلینى والکافى، ص 402.</ref>
  
البته این اختلاف رقم  ها ناشى از شیوه شمردن [[احادیث]] است. به این معنى که برخى روایتى را که با دو [[سند حدیث|سند]] ذکر شده است، دو روایت، و بعضى آن را یک روایت به حساب آورده اند. گروهى روایات [[حدیث مرسل|مرسله]] را نیز که با عبارت «وفى روایة اخرى» آمده است یک حدیث شمرده اند و برخى آن را در شمارش به حساب نیاورده اند. البته در موارد نادر هم مى  تواند علت اختلاف، نبودنِ برخى روایات در برخى نسخه  ها باشد.<ref>الکلینى والکافى، ص 399.</ref>
+
البته این اختلاف رقمها ناشى از شیوه شمردن احادیث است. به این معنى که برخى روایتى را که با دو [[سند حدیث|سند]] ذکر شده است، دو روایت، و بعضى آن را یک روایت به حساب آورده اند. گروهى روایات [[حدیث مرسل|مرسله]] را نیز که با عبارت «وفى روایة اخرى» آمده است یک حدیث شمرده اند و برخى آن را در شمارش به حساب نیاورده اند. البته در موارد نادر هم مى  تواند علت اختلاف، نبودنِ برخى روایات در برخى نسخه  ها باشد.<ref>الکلینى والکافى، ص 399.</ref>
  
همچنین ذکر شده که کافی به نقل عین الغزل از لؤلؤه البحرین، 16199 حدیث است که طبق اصطلاح متأخرین (که حدیث را به پنج قسم اصلی تقسیم کرده اند) بدین قرار می باشد: [[حدیث صحیح|صحیح]]: 1118،<ref>در روضات الجنات، چاپ دوم سنگی، 5072 حدیث نوشته است که مسلماً اشتباه نسخه نویس است.</ref> [[حدیث موثق|موثق]]: 1118، [[حدیث قوی|قوی]] و [[حدیث حسن|حسن]] 322، [[حدیث ضعیف|ضعیف]] 9487. در [[روضات الجنات]] نیز همین تعداد را با اختلافی از لؤلؤه البحرین نقل می کند.<ref>خوشبختانه نسخه های کافی از نظر تعداد احادیث اختلافی ندارد.</ref>
+
همچنین ذکر شده که کافی به نقل «عین الغزل» از «لؤلؤة البحرین»، 16199 حدیث است که طبق اصطلاح متأخرین (که حدیث را به پنج قسم اصلی تقسیم کرده اند) بدین قرار می باشد: [[حدیث صحیح|حدیث صحیح]]: 1118،<ref>در روضات الجنات، چاپ دوم سنگی، 5072 حدیث نوشته است که مسلماً اشتباه نسخه نویس است.</ref> [[حدیث موثق|حدیث موثق]]: 1118، [[حدیث قوی|حدیث قوی]] و [[حدیث حسن|حدیث حسن]] 322، [[حدیث ضعیف|حدیث ضعیف]] 9487. در [[روضات الجنات]] نیز همین تعداد را با اختلافی از لؤلؤة البحرین نقل می کند.<ref>خوشبختانه نسخه های کافی از نظر تعداد احادیث اختلافی ندارد.</ref>
  
==مزایا و ویژگى هاى کتاب کافی==
+
==مزایا و ویژگى‌هاى کتاب==
  
 
*نویسنده این کتاب، دوران [[نواب اربعه]] و بخشى از زمان [[امام حسن عسکری]] علیه السلام را درک کرده است.
 
*نویسنده این کتاب، دوران [[نواب اربعه]] و بخشى از زمان [[امام حسن عسکری]] علیه السلام را درک کرده است.
*نویسنده این کتاب، به جهت نزدیکى زمانى با نویسندگان [[اصول اربعمائه‌‌‌|اصول]]، توانسته روایاتى را با واسطه هاى کمتر نقل کند؛ از همین رو بخشى از روایات کافى با سه واسطه نقل شده است.<ref> رجوع شود به: امین ترمس عاملى، ثلاثیات الکلینى و قرب الاسناد. </ref>
+
*نویسنده این کتاب، به جهت نزدیکى زمانى با نویسندگان [[اصول اربعمائه‌‌‌|اصول]]، توانسته روایاتى را با واسطه هاى کمتر نقل کند؛ از همین رو بخشى از روایات کافى با سه واسطه نقل شده است.<ref> رجوع شود به: امین ترمس عاملى، ثلاثیات الکلینى و قرب الاسناد. </ref>
*داراى عناوینى کوتاه و گویا است که محتواى روایات باب را نشان مى  دهد.
+
*کتاب داراى عناوینى کوتاه و گویا است که محتواى روایات باب را نشان مى  دهد.
 
*روایات بدون دخل و تصرف نقل شده و توضیحات مصنف با روایت  ها مشتبه نمى  شود.
 
*روایات بدون دخل و تصرف نقل شده و توضیحات مصنف با روایت  ها مشتبه نمى  شود.
 
*مصنف سعى مى  کند [[حدیث]] درست تر و روشن تر را، در اول باب قرار داده و سپس احادیث مبهم و مجمل را ذکر کند.<ref>اصول کافى، ج 1، ص 10، مقدمه مترجم: سید جواد مصطفوى.</ref>
 
*مصنف سعى مى  کند [[حدیث]] درست تر و روشن تر را، در اول باب قرار داده و سپس احادیث مبهم و مجمل را ذکر کند.<ref>اصول کافى، ج 1، ص 10، مقدمه مترجم: سید جواد مصطفوى.</ref>
*یکی از امتیازات کافی این است که کلینی سلسله سند را تا به [[امام]]، در هر حدیث نقل می کند، و آن جا که صدر سند را حذف کرده است، جایی است که از کتاب دیگر نقل کرده و سلسله سند را به آن کتاب حواله می دهد. تمام سند حدیث در آن ذکر شده و از این جهت با [[تهذیب الأحکام (کتاب)|تهذیب]] و [[الاستبصار (کتاب)|استبصار]] و [[من لایحضره الفقیه (کتاب)|من لایحضره الفقیه]] متفاوت است.
+
*یکی از امتیازات کافی این است که کلینی سلسله [[سند حدیث|سند]] را تا به [[معصوم]]، در هر حدیث نقل می کند، و آنجا که صدر سند را حذف کرده است، جایی است که از کتاب دیگر نقل کرده و سلسله سند را به آن کتاب حواله می دهد. تمام سند حدیث در آن ذکر شده و از این جهت با کتب [[تهذیب الأحکام (کتاب)|تهذیب]] و [[الاستبصار (کتاب)|استبصار]] و [[من لایحضره الفقیه (کتاب)|من لایحضره الفقیه]] متفاوت است.
*روایاتى را نقل مى  کند که با عنوان باب سازگار است و از نقل احادیث معارض خوددارى کرده است.
+
*مؤلف روایاتى را نقل مى  کند که با عنوان باب سازگار است و از نقل احادیث معارض خوددارى کرده است.
*روایات را در غیر ابواب خود قرار نداده است.
+
*مؤلف روایات را در غیر ابواب خود قرار نداده است.
*از تنظیم و تبویب دقیق و منطقى برخوردار است؛ از عقل و جهل و سپس علم و آن گاه [[توحید]] شروع مى کند؛ در واقع برخى از مباحث [[معرفت شناسی|معرفت شناسى]] را در مرحله نخست قرار داده و سپس به مباحث توحید و [[امامت]] مى رسد، آنگاه روایات [[اخلاق|اخلاقى]] را نقل کرده تا به فروع و [[احکام]] مى رسد و در پایان جُنگى متنوع از [[احادیث]] را جمع نموده است.
+
*کتاب از تنظیم و تبویب دقیق و منطقى برخوردار است؛ از عقل و جهل و سپس علم و آن گاه [[توحید]] شروع مى کند؛ در واقع برخى از مباحث [[معرفت شناسی|معرفت شناسى]] را در مرحله نخست قرار داده و سپس به مباحث توحید و [[امامت]] مى رسد، آنگاه روایات [[اخلاق|اخلاقى]] را نقل کرده تا به فروع و [[احکام]] مى رسد و در پایان جُنگى متنوع از احادیث را جمع نموده است.
*جامعیت کافى نسبت به مباحث [[عقاید|عقیدتى]]، اخلاقى و [[فقه|فقهى]] از دیگر امتیازهاى آن است.
+
*جامعیت الکافى نسبت به مباحث عقیدتى، [[اخلاق|اخلاقى]] و [[فقه|فقهى]]، از دیگر امتیازهاى آن است.
 
 
==نظرات درباره کتاب کافی==
 
 
 
شیخ کلینی در پاسخ کسی که از او درخواست نوشتن کتاب جامعی نموده ‌است، می  گوید: «در کافی تمام آن چه متعلم در فنون علم [[دین]]، به آن نیاز دارد و قصد عمل به اخبار درست و [[سنت|سنن]] صحیح دارد، جمع شده ‌است».
 
 
 
[[شیخ حر عاملی]] این سخن کلینی را بیانی صریح در شهادت به صحت احادیث کافی ـ البته به اصطلاح قدما ـ می  داند. ([[حدیث صحیح|صحیح]] به اصطلاح قدما به معنی قطعیت صدور از [[معصوم]] با قرائن قطعی یا [[تواتر]] یا شهرت صحت [[اصول اربعمائه‌‌‌|اصول]] و منابع اصلی است.)
 
 
 
«[[شیخ مفید]]» که از معاصران کلینى به  شمار مى  رود، درباره کتاب کافى مى  نویسد: کتاب کافى از برترین کتاب  هاى شیعه و پرفایده  ترین آن هاست.<ref>تصحیح الاعتقاد، ص 202.</ref> «[[شهید اول]]، محمد بن مکى»، در [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] خود به [[ابن خازن]]، ضمن شمردن کتب حدیثى شیعه مى نویسد: همانند کتاب کافى، در حدیث شیعه نوشته نشده است.<ref>بحارالانوار، ج 107، ص 190.</ref>
 
  
«[[شهید ثانی|شهید ثانى]]» در اجازه خود به شیخ ابراهیم میسى، کافی را به همراه سه کتاب: [[من لایحضره الفقیه]]، [[تهذیب الأحکام]] و [[الاستبصار]]، از پایه  هاى [[ایمان]] و ستون  هاى [[اسلام]] مى  شمارد.<ref>بحارالانوار، ج 108، ص 138.</ref>
+
==الکافی در نظر عالمان==
  
علامه «[[محمدتقی مجلسی|محمد تقى مجلسى]]» نیز ادعا مى  کند: همانند کافى در میان مسلمانان نگاشته نشده است.<ref> [[بحارالأنوار]]، ج 110، ص 70.</ref>
+
* «[[شیخ مفید]]» درباره کتاب الکافى مى گوید: الکافى از برترین کتاب هاى شیعه و پرفایده  ترین آنهاست.<ref>تصحیح الاعتقاد، ص 202.</ref>
 +
* «[[شهید اول]]»، در [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] خود به [[ابن خازن]]، ضمن شمردن کتب حدیثى شیعه مى نویسد: همانند کتاب کافى در حدیث شیعه نوشته نشده است.<ref>بحارالانوار، ج 107، ص 190.</ref>
 +
* «[[شهید ثانی|شهید ثانى]]» در اجازه خود به شیخ ابراهیم میسى، کافی را به همراه سه کتاب: [[من لایحضره الفقیه]]، [[تهذیب الأحکام]] و [[الاستبصار]]، از پایه هاى [[ایمان]] و ستون هاى [[اسلام]] مى  شمارد.<ref>بحارالانوار، ج 108، ص 138.</ref>
 +
* «[[محقق کرکی]]» می گوید: این کتاب از [[احادیث]] شرعی و اسرار دینی مقداری جمع آوری نموده که در کتاب دیگری یافت نمی شود.
 +
* «[[محمدتقی مجلسی|محمدتقى مجلسى]]» نیز ادعا مى  کند: همانند کافى در میان مسلمانان نگاشته نشده است.<ref> [[بحارالأنوار]]، ج 110، ص 70.</ref> و هر که در اخبار و ترتیب کتاب کلینی دقت کند درمی یابد که او از جانب خداوند تبارک و تعالی مؤید بوده است.<ref>اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی (ره)، ترجمه سید جواد مصطفوی (ره)، انتشارات وفا، ج 1، مقدمه مترجم، ص 8.</ref>
 +
* «[[فیض کاشانی|فیض کاشانی]]» می گوید: کافی شریفترین و کاملترین و جامعترین کتاب است زیرا که در میان آن ها شامل اصول و خالی از عیب و فضول است.
 +
* «[[محمدامین استرآبادی|محمدامین استرآبادی]]» در کتاب [[الفوائد المدنیه (کتاب)|فوائد المدنیه]] می گوید: ما از اساتید و علمای خود شنیده ایم که در [[اسلام]] کتابی تالیف نشده که برابر یا نزدیک کتاب کافی است.<ref>مقدمه اصول کافی، سید جواد مصطفوی.</ref>
 +
* «[[علامه مجلسى|محمدباقر مجلسى]]» در کتاب [[مرآة العقول]]، شرح مبسوط وی بر کتاب کافى، مى نویسد: کتاب کافى از تمام کتب اصول، مضبوط‌تر و جامعتر است و بهترین و بزرگ ترین تألیف فرقه ناجیه ([[شیعه امامیه]]) است.<ref>[[مرآة العقول]]، ج 1، ص 3.</ref>
 +
* «[[بحرالعلوم|علامه بحرالعلوم]]» در رجال خود می نویسد: الکافی کتاب مفیدی است که در تمام کتب حدیث نظیر ندارد. هم از لحاظ کثرت احادیث و حسن ترتیب و هم به واسطه ضبط در نقل. به علاوه این کتاب در زمان [[غیبت صغری]] و پیش نظر سفراء آن حضرت در بیست سال انجام شده است.<ref>رجال بحرالعلوم، ج 1.</ref>
 +
* «[[شيخ عبدالله مامقانی|شیخ عبدالله مامقانى]]» مى  نویسد: همانند کافى در اسلام نگاشته نشده و گفته مى  شود این کتاب بر [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] عرضه شده و آن حضرت آن را پسندیده و فرموده است: «این کتاب براى شیعیان ما کافى است».<ref>[[تنقیح المقال]]، ج 3، ص 202.</ref>
 +
* «[[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانى]]» کتابشناس بزرگ مى  نویسد: «کافى برترینِ [[کتب اربعه]] است؛ مانند آن درباره روایات [[اهل البیت|اهل بیت]] نگاشته نشده است».<ref>[[الذریعه]]، ج 17، ص 245.</ref>
 +
* «[[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]]» در کتاب [[معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة (کتاب)|معجم رجال حدیث]]، از قول استادش [[میرزا محمدحسین نائینی|آیت الله نائینی]]، مناقشه در اسناد روایات کافی را حرفه و ترفند عاجزان و ناتوانان خوانده ‌است.<ref>[[معجم رجال الحدیث]]، ج 1، ص 99.</ref>
 +
* «[[سید محسن حکیم]]» در [[مستمسك العروة الوثقى (کتاب)|مستمسک عروة الوثقی]]، کافی را یکی از کتب اربعه می  داند که محور عمل شیعه می  باشد.<ref>مستمسک عروة الوثقی، فهرست رموز کتاب.</ref>
  
و علامه «[[علامه مجلسى|محمد باقر مجلسى]]» در کتاب [[مرآة العقول]]، شرح مبسوط وی بر کتاب کافى، مى  نویسد: کتاب کافى از تمام کتب اصول، مضبوط‌تر و جامعتر است و بهترین و بزرگ ترین تألیف فرقه ناجیه ([[شیعه امامیه]]) است.<ref>[[مرآة العقول]]، ج 1، ص 3.</ref>
+
==شرح و حاشیه و ترجمه کتاب==
  
علامه «[[شيخ عبدالله مامقانی|شیخ عبدالله مامقانى]]» مى  نویسد: همانند کافى در اسلام نگاشته نشده و گفته مى  شود این کتاب بر [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] عرضه شده و آن حضرت آن را پسندیده و فرموده است: «این کتاب براى شیعیان ما کافى است».<ref>[[تنقیح المقال]]، ج 3، ص 202.</ref>
+
کتاب الکافى از دوره هاى نخست، مورد توجه عالمان و حدیث پژوهان بوده، بنابراین کارهاى بسیارى درباره آن انجام شده است. [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانى]]، در [[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعه]]، 27 شرح بر اصول، یا تمامى الکافی معرفى کرده؛<ref> الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 13، ص 94، 100؛ ج 14، ص 26 - 228؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66 – 67.</ref> چنانکه ده [[حاشیه]] بر این کتاب شمرده است.<ref>الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 6، ص 181؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66.</ref>
 
 
کتابشناس بزرگ، علامه «[[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانى]]» مى  نویسد: «کافى برترینِ [[کتب اربعه]] است؛ مانند آن درباره روایات [[اهل البیت|اهل بیت]] نگاشته نشده است».<ref>[[الذریعه]]، ج 17، ص 245.</ref>
 
 
 
[[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]] در کتاب [[معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة (کتاب)|معجم رجال حدیث]]، از قول استادش مرحوم [[میرزا محمدحسین نائینی|آیت الله نائینی]]، مناقشه در اسناد روایات کافی را حرفه و ترفند عاجزان و ناتوانان خوانده ‌است.<ref>[[معجم رجال الحدیث]]، ج 1، ص 99.</ref>
 
 
 
آیت الله [[سید محسن حکیم]] در [[مستمسك العروة الوثقى (کتاب)|مستمسک عروة الوثقی]]، کافی را یکی از کتب اربعه می  داند که محور عمل شیعه می  باشد.<ref>مستمسک عروة الوثقی، فهرست رموز کتاب.</ref>
 
 
 
[[محقق کرکی]] می گوید: این کتاب از [[احادیث]] شرعی و اسرار دینی مقداری جمع آوری نموده که در کتاب دیگری یافت نمی شود.
 
 
 
[[فیض کاشانی|ملا محسن فیض کاشانی]] می گوید: کافی شریفترین و کاملترین و جامعترین کتاب است زیرا که در میان آن ها شامل اصول و خالی از عیب و فضول است.
 
 
 
[[محمدامین استرآبادی|محمد امین استرآبادی]] در کتاب [[فوائد المدنیه]] می گوید: ما از اساتید و علمای خود شنیده ایم که در [[اسلام]] کتابی تالیف نشده که برابر یا نزدیک کتاب کافی است.<ref>مقدمه اصول کافی، سید جواد مصطفوی.</ref> 
 
 
 
==پژوهش‌هاى انجام شده درباره الکافى==
 
 
 
کتاب کافى از دوره هاى نخست، مورد توجه عالمان و حدیث پژوهان بوده، بنابراین کارهاى بسیارى درباره آن انجام شده است. شیخ آقا بزرگ تهرانى، در [[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعه]]، 27 شرح بر اصول، یا تمامى کتاب معرفى کرده؛<ref> الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 13، ص 94، 100؛ ج 14، ص 26 - 228؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66 – 67.</ref> چنان که ده حاشیه بر این کتاب شمرده است.<ref>الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 6، ص 181؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66.</ref>
 
 
 
همچنین برخى دیگر از نویسندگان، کارهاى بسیارى را پیرامون کافى ذکر کرده اند که بیشتر آن ها تاکنون به چاپ نرسیده یا در دسترس نیستند.<ref>ثامر هاشم حبیب، الشیخ الکلینى البغدادى و کتاب الکافى، ص 158 – 177.</ref>
 
  
 
از معروف ‌ترین شرح ‌ها و حاشیه ‌های این کتاب می ‌توان به [[مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول (کتاب)|مرآه ‌العقول]] علامه مجلسی، شرح اصول کافی تالیف امیر اسماعیل خاتون ‌آبادی، شرح اصول کافی از [[ملاصدرا|ملاصدرای شیرازی]]، شرح [[ملا خلیل قزوینی|ملاخلیل قزوینی]] بر اصول کافی به زبان فارسی موسوم به صافی و شرح عربی همین دانشمند به نام شافی و [[الرواشح السماویه (کتاب)|الرواشح السماویه]] تالیف [[ميرداماد|سید محمدباقر محقق داماد]] اشاره کرد.
 
از معروف ‌ترین شرح ‌ها و حاشیه ‌های این کتاب می ‌توان به [[مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول (کتاب)|مرآه ‌العقول]] علامه مجلسی، شرح اصول کافی تالیف امیر اسماعیل خاتون ‌آبادی، شرح اصول کافی از [[ملاصدرا|ملاصدرای شیرازی]]، شرح [[ملا خلیل قزوینی|ملاخلیل قزوینی]] بر اصول کافی به زبان فارسی موسوم به صافی و شرح عربی همین دانشمند به نام شافی و [[الرواشح السماویه (کتاب)|الرواشح السماویه]] تالیف [[ميرداماد|سید محمدباقر محقق داماد]] اشاره کرد.
  
گفتنی است، کنگره بین المللی بزرگداشت [[ثقة الاسلام  کلینی]]، در حال حاضر، بخش قابل توجهی از آثار مربوط به کافی را که تاکنون منتشر نشده اند، در دست آماده سازی و انتشار دارد. در این جا برخى از آثاری را که پیرامون کتاب کافى منتشر شده، در چند بخش معرفى مى  کنیم:
+
در این جا برخى از آثاری را که پیرامون کتاب کافى منتشر شده، در چند بخش معرفى مى  کنیم:
  
 
'''الف). شرح و حاشیه'''
 
'''الف). شرح و حاشیه'''
  
#«التعلیقة على کتاب الکافی»، محمد باقر حسینى مشهور به میرداماد(م 1041 ق)، تحقیق: سید مهدى رجایى (قم، مطبعة خیام، 1403ق)، 22 + 404 ص. این تعلیقه، تا کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد و متن روایات نیز همراه تعلیقه چاپ شده است. همچنین شارح، کتابى دیگر به نام «الرواشح السماویة» دارد که در آن برخى قواعد علم حدیث را نگاشته و مقدمه کافى را شرح کرده، و به عبارتی جلد اول این تعلیقه محسوب مى  شود.
+
#«التعلیقة على کتاب الکافی»، میرداماد (م 1041 ق). این تعلیقه، تا کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد و متن روایات نیز همراه تعلیقه چاپ شده است. همچنین شارح، کتابى دیگر به نام «الرواشح السماویة» دارد که در آن برخى قواعد علم حدیث را نگاشته و مقدمه کافى را شرح کرده، و به عبارتی جلد اول این تعلیقه محسوب مى  شود.
 
#«شرح اصول الکافی»، [[ملاصدرا|صدرالدین الشیرازى]] (م 1050 ق)، (تهران، مکتبة محمودى 1391 ق) 492 ص. این شرح تا پایان کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد. در ضمن، این شرح با تصحیح محمد خواجوى در 2 جلد، توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى به چاپ رسیده است. همچنین خواجوى این شرح را ترجمه نموده و در 2 جلد، همان انتشارات به چاپ رسانده است.
 
#«شرح اصول الکافی»، [[ملاصدرا|صدرالدین الشیرازى]] (م 1050 ق)، (تهران، مکتبة محمودى 1391 ق) 492 ص. این شرح تا پایان کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد. در ضمن، این شرح با تصحیح محمد خواجوى در 2 جلد، توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى به چاپ رسیده است. همچنین خواجوى این شرح را ترجمه نموده و در 2 جلد، همان انتشارات به چاپ رسانده است.
 
#«جامع الاحادیث والأقوال»، نوشته شیخ قاسم بن محمدبن جواد بن الوندی متوفی بعد از سال 1100 هجری.
 
#«جامع الاحادیث والأقوال»، نوشته شیخ قاسم بن محمدبن جواد بن الوندی متوفی بعد از سال 1100 هجری.
سطر ۳۲۷: سطر ۲۸۸:
 
|رده= دارد
 
|رده= دارد
 
}}
 
}}
 
  
 
[[رده:منابع حدیثی]]
 
[[رده:منابع حدیثی]]

نسخهٔ ‏۱۶ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۰۳

الکافی.jpg
نویسنده محمد بن یعقوب کلینی
موضوع احاديث شيعه.
زبان عربی
تعداد جلد 8
مصحح علي أكبر الغفاري

کتاب «الکافی» یکى از مهمترین و معتبرترین کتب حدیثى شیعه اثر محمد بن یعقوب کلینی (م، ۳۲۹ ق) است. این کتاب اولین کتاب جامع روایی و یکی از «کتب اربعه» حدیث شیعه است.

مؤلف

محمد بن یعقوب کلینی رازی معروف به ثقةالاسلام کلینی (م، ۳۲۹ ق)، از محدثان بزرگ شیعه است. او با برخی محدثان که بدون واسطه از امام هادی یا امام حسن عسکری (علیهماالسلام) حدیث شنیده‌اند، ملاقات کرده است. احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن ادریس قمی، عبدالله بن جعفر حمیری و علی بن ابراهیم قمی، از مشایخ و اساتید او هستند.

همچنین از شیخ کلینی، بسیاری از محدثان بزرگ روایت نموده اند که از جمله می توان ابن قولویه (صاحب کامل الزیاراتهارون بن موسی تلعكبری، ابوالفضل شیبانی و محمد بن ابراهیم نعمانی (صاحب الغیبة نعمانی) را نام برد.[۱]

کلینى از جمله کسانی است که کلیه علمای رجال، وی را با عبارات موکد توثیق نموده اند. نجاشی درباره اش می نویسد: «أوثق الناس فی الحدیث و أثبتهم»، موثق ‌ترین و ثابت ‌ترین کسان در حدیث است. لذا کلینی به «ثقة الاسلام» معروف گردید.[۲] ابن طاووس حلی می گوید: توثیق و امانت کلینی مورد اتفاق همگان است.[۳]

کتاب «الکافی» مهمترین اثر شیخ کلینی است. برخی دیگر از آثار او عبارتند از: الرد علی القرامطه، تعبیر الرؤیا، رسائل الائمة الاطهار، کتاب الرجال.

انگیزه تألیف

مطابق با گفتار شیخ كلينى در مقدمه كتاب، يكى از شيعيان و برادران ديني اش -که احتمالا محمد بن احمد- صفوانی یا محمد بن ابراهیم نعمانی بوده- به او نامه نوشته است كه مردم زمان ما علم و دانش را رها كرده و در جهل و نادانى غوطه‏ ور شده‏ اند، نام خود را مسلمان گذاشته و از مقرّرات واقعى اسلام خبرى ندارند. تنها از روى عادت و تقليد از نياكان خود اعمالى را بنام دين انجام مي دهند و در اعمال مهم و غیر مهم به عقل خود اکتفا می کنند. و از او خواسته است که به عنوان شخص آگاه به احادیث، برای خود او و برای مردم زمانش کتابی بنویسید که مرجع همگان قرار گیرد: «وقلتَ انک تحبّ ان یکون عندک کتاب کافٍ یجمع فیه علم الدین».[۴]

شیخ کلینی در پاسخ او می گوید: «و تو يادآور شدى كه مطالبى برايت مشكل شده كه بواسطه اختلاف روايات وارده در آنها حقيقت آنها را نمي فهمى و دانسته‏ اى كه اختلاف روايت مربوط باختلاف علل و اسباب آن است و بدانشمند مورد اعتمادى كه در اين قسمت وارد باشد دسترسى ندارى تا با او مذاكره و گفتگو كنى و گفتى كه مي خواهم كتابى داشته باشم كه تمام‏ قسمتهاى علم دين در آن باشد كه دانش‌جو را بى‏ نياز كند و مرجع هدايت خواه باشد و كسى كه علم دين و عمل به اخبار صحيح امامان صادق و سنتهاى ثابته مورد عمل را خواهد از آن كتاب برگيرد و واجبات خدا و سنت پيغمبر (ص) را از روى آن كتاب انجام دهد و گفتى كه اگر چنين كتابى باشد اميدوارم خداى تعالى به وسيله آن و به يارى و توفيق خويش برادران و هم مذهبان ما را اصلاح كند و به هدايتشان متوجه كند. پس بدان اى برادر كسي را نمي رسد كه به نظر خويش روايات مختلفه‏ اى را كه از امامان عليهم السّلام رسيده است تشخيص دهد مگر به دستور خود امام عليه السّلام؛ و آن به يكى از سه راه است: 1- روايت را با قرآن بسنجيد و آن را كه مطابق قرآن است بگيريد و آن را كه مخالف است رد كنيد. 2- روايتى كه مطابق گفتار عامه است رها كنيد، زيرا هدايت در مخالفت ايشان است. 3- روايتى كه مورد اتفاق است بگيريد، زيرا در مورد اتفاق ترديدى نيست. و ما با اين دستور فقط مقدار كمى از روايات را تشخيص مي دهيم و (نسبت به باقى روايات مختلف) راهى وسيعتر و بااحتياطتر از اين نمي دانيم كه علم آنها را به خود امام رد كنيم و دستور آسانى كه امام عليه السّلام داده است بپذيريم كه فرموده است: هر كدام از دو روايت مختلف را كه گردن نهيد، براى شما جايز است. خدا را شكر كه تأليف كتابى را كه خواستى ميسر كرد...».[۵]

محتوای کتاب

«الکافی» از سه بخش جداگانه تشکیل شده است:

  • اصول، شامل احادیث اعتقادی؛ مؤلف گرانقدر در بخش اول کتاب، طى هشت فصل (کتاب)، به تبیین اصول اعتقادى شیعه و برخى مطالب دیگر که با مسائل اعتقادى ارتباط دارد، پرداخته است.
  • فروع کافی، حاوی احادیث فقهی؛
  • روضه کافی، شامل احادیث متفرقه؛

اصول کافی:

  • کتاب العقل والجهل که تنها یک باب دارد، مشتمل بر 36 روایت است. توصیه هاى امام کاظم علیه السلام به هشام، در این کتاب آمده است.
  • کتاب فضل العلم داراى ابواب پرشمارى است که مباحث برخى از آن ها عبارت اند از: «وجوب دانش پژوهى»، «آنان که از راه دانش نان مى خورند»، «صفت علم»، «فضیلتِ دانش و دانشوران»، «نگارش و فضیلت آن»، «صفت عالم»، «تقلید»، «حق عالم»، «بدعت و رأى و قیاس» «نهى از سخن بدون دانش»، «وجود همه نیازمندى هاى مردم در قرآن و سنت».
  • کتاب التوحید نیز به موضوعاتى چون: «حدوث عالم و پدید آورنده آن»، «پایین ترین درجات شناخت خدا»، «نهى از سخن گفتن در کیفیت او»، «باطل کردن نظریه دیدن خدا»، «صفات ذات خدا»، «اراده و دیگر صفات فعل خدا»، «معانى اسماء الهى»، «مشیت و اراده»، «سعادت و شقاوت»، «جبر و قدر و امر بین الامرین» پرداخته شده است.
  • کتاب الحجة که پس از کتاب ایمان و کفر، گسترده ترین بخش کتاب اصول کافى است، روایات زیادى در بیش از یکصد و سى باب، نقل شده که به سرفصل های آن به صورت کلى اشاره مى شود:
  1. نیاز به حجت
  2. طبقات انبیاى رسل و ائمه اطهار
  3. تفاوت میان رسول، نبى و محدث
  4. شناخت امام و لزوم اطاعت از او
  5. صفات ائمه (والیان امر، خازنان علم، نور الهى، ارکان زمین و...)
  6. عرضه اعمال بر ائمه
  7. ائمه، وارثان علم انبیا
  8. آنچه نزد ائمه است (علم کامل قرآن، کتب انبیا، صحیفه فاطمة، جفر، جامعه و...)
  9. دانش ائمه و افزونى جهات مختلف آن
  10. نصوص دالِ بر امامت یکایک ائمه دوازده گانه
  11. گزیده هایى از تاریخ زندگانى معصومان.
  • کتاب الایمان و الکفر، گسترده ترین بخش اصول کافى و مشتمل بر بیش از دویست باب است. مباحث اصلى این کتاب عبارت اند از: «خلقت مؤمن و کافر»، «معنى اسلام و ایمان»، «صفات مؤمن و حقایق ایمان»، «اصول و فروع کفر»، «گناهان و آثار، درجات و انواع آن ها» و «انواع کفر».
  • کتاب الدعاء در دو بخش تنظیم شده است: قسم اول در بیان فضیلت دعا و آداب آن است. در این بخش، ابتدا به «آثار دعا»، «تغییر قضاى الهى به وسیله دعا»، «شفاى همه دردها» و استجابت آن پرداخته شده، سپس آداب دعا همانند: «تقدم در دعا»، «رو به قبله نشستن و یاد خدا در هنگام دعا»، «دعاى پنهان»، «اوقات مناسب دعا» و «اجتماع افراد در دعا» تبیین شده است. در بخش دوم، متن برخى ادعیه و اذکار کوتاه که به صورت مطلق یا ویژه برخى از حالات است، گردآورى شده است. نظیر: دعا هنگام بیدار شدن و خروج از منزل، به دنبال نمازها، هنگام بیمارى ها، و یا هنگام قرائت قرآن.
  • کتاب فضل القرآن در چهارده باب، فضیلت حاملان قرآن، و نیز فضیلت تعلم، حفظ، قرائت و ترتیل آن را تبیین کرده است. همچنین مقدار فضیلت خواندن قرآن در هر روز نیز در این کتاب معین شده است.
  • در آخرین عنوان از بخش «اصول» کافى، (کتاب العشرة)، لزوم معاشرت، معاشرت نیک، معاشران خوب و بد و نیز برخى از آداب و وظایف معاشرت و روابط اجتماعى نظیر: سلام گفتن به یکدیگر، احترام بزرگسالان، احترام کریمان، رعایت امانت در جلسات، حق همسایه، حق همسر، نامه نگارى و... بررسى شده است.

فروع کافی:

بخش دوم کتاب کافی که «فروع الکافی» نام دارد دربردارنده روایات مربوط به مسائل فقهى است. فروع کافى بزرگترین بخش کتاب کافى به حساب مى آید. در این بخش عناوین زیر وجود دارد:

  1. کتاب الطهارة
  2. کتاب الحیض
  3. کتاب الجنائز
  4. کتاب الصلاة
  5. کتاب الزکاة والصدقه
  6. کتاب الصیام
  7. کتاب الحج
  8. کتاب الجهاد
  9. کتاب المعیشة
  10. کتاب النکاح
  11. کتاب العقیقه
  12. کتاب الطلاق
  13. کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه
  14. کتاب الصید
  15. کتاب الذبائح
  16. کتاب الاطعمه
  17. کتاب الاشربة
  18. کتاب الزى والتجمل والمروة
  19. کتاب الدواجن
  20. کتاب الوصایا
  21. کتاب المواریث
  22. کتاب الحدود
  23. کتاب الدیات
  24. کتاب الشهادات
  25. کتاب القضا والاحکام
  26. کتاب الایمان والنذور والکفارات.

یادآورى مى شود، در فروع کافى برخى از عنوان ها که معمولاً در کتب فقهى به صورت مستقل آورده مى شوند، به مناسبت، ضمن عنوان هاى یاد شده آمده اند. مثلاً اجاره، بیع، رهن، عاریه، ودیعه، و امثال آن در عنوان المعیشة، امر به معروف در عنوان الجهاد و نیز زیارت نامه ها در عنوان الحج آمده است.

روضه الکافی:

در سومین بخش از کتاب الکافى که به نام «روضه» شهرت دارد، روایات مربوط به موضوعات مختلف و متنوع، بدون هیچ ترتیب و نظم خاصى گردآورى شده است. براى نمونه، به برخى از موضوعات آن اشاره مى شود:

  1. تأویل و تفسیر برخى آیات قرآن مجید
  2. توصیه ها و اندرزهاى ائمه اطهار علیهم السلام
  3. رؤیا و انواع آن
  4. دردها و درمان ها
  5. کیفیت آفرینش جهان هستى و برخى از پدیده هاى آن
  6. تاریخ بعضى از پیامبران بزرگ
  7. فضیلت شیعه و وظایف آن
  8. برخى مسائل تاریخ صدر اسلام و زمان خلافت امیرمؤمنان
  9. حضرت مهدى علیه السلام و صفات او و نیز اصحاب و ویژگى هاى زمان حضور او
  10. تاریخ زندگى برخى اصحاب و اشخاص نظیر: ابوذر، ثمامة بن أثال، زید بن على، سلمان، جعفر بن ابى طالب.

البته بعضى، بخش «روضه» را از آثار کلینی و جزء کتاب «الکافی» نمی دانند، بلکه آن را به «ابن ادریس»، صاحب «سرائر» نسبت می دهند؛ در مقابل، اشخاص زیادی این بخش را جزء الکافى و از آنِ کلینى دانسته اند.[۶] ملا خلیل قزوینی در آغاز شرح فارسی خود بر کافی (که موسوم است به الصافی) در انتساب روضه به کلینی تشکیک می کند. زیرا احادیث روضه از لحاظ محکمی و اتقان در نقل، به مانند دو بخش دیگر کافی (اصول و فروع) نیست. ولی حاجی نوری در خاتمه «مستدرک» سخن وی را رد می کند.

بهترین دلیلی که روضه از آن کلینی است، سخن نجاشی و شیخ طوسی و ابن شهر آشوب است که روضه را در شمار کتب کافی و از آنِ کلینی دانسته اند.[۷] و دلیل دیگر، وجود روضه در نسخه های الکافی موجود است.

آری چنان که اشاره شد، روایات روضه از لحاظ محکمی متن و سند همسان فروع کافی نیست. و این از آن جهت است که اهتمامی را که دانشمندان در صحت و وثاقت سند احادیث احکام داشته و دارند، در احادیث فضائل و خطب که بیشتر جنبه وعظ و ارشاد دارد، ندارند. زیرا طبق قاعده ی (تسامح در ادلّه سنن) که فقها از احادیث «من بلغ»[۸] استفاده کرده اند، در نقل روایاتی که متضمن حکم استحبابی و کراهتی یا درباره ی فضائل و مناقب و نیز مواعظ و حکم است، تسامح رواست.

سلسله روایی کلینی

از طریق سلسله اسناد روایات «الکافی»، فهرست نسبتاً مفصلی از مشایخ حدیث شیخ کلینی به دست می ‌آید که تعدادشان به بیش از سی نفر می ‌رسد. این تعداد مشایخ، به معنای انعکاس روایات قابل توجهی از هر یک در مجموعه الکافی نیست؛ بلکه کلینی عمده قریب به اتفاق روایاتش را از هشت نفر زیر نقل کرده ‌است:

تعداد روایات الکافی

تعداد روایات کتاب «الکافى» را با رقم هاى مختلف گفته اند: شیخ یوسف بحرانى در «لؤلؤة البحرین»، 16199 حدیث، دکتر حسین على محفوظ در مقدمه کافى، 15176 حدیث، علامه مجلسى، 16121 حدیث و برخى از معاصران مثل شیخ عبدالرسول الغفار، 15503 حدیث شمارش کرده اند.[۹]

البته این اختلاف رقمها ناشى از شیوه شمردن احادیث است. به این معنى که برخى روایتى را که با دو سند ذکر شده است، دو روایت، و بعضى آن را یک روایت به حساب آورده اند. گروهى روایات مرسله را نیز که با عبارت «وفى روایة اخرى» آمده است یک حدیث شمرده اند و برخى آن را در شمارش به حساب نیاورده اند. البته در موارد نادر هم مى تواند علت اختلاف، نبودنِ برخى روایات در برخى نسخه ها باشد.[۱۰]

همچنین ذکر شده که کافی به نقل «عین الغزل» از «لؤلؤة البحرین»، 16199 حدیث است که طبق اصطلاح متأخرین (که حدیث را به پنج قسم اصلی تقسیم کرده اند) بدین قرار می باشد: حدیث صحیح: 1118،[۱۱] حدیث موثق: 1118، حدیث قوی و حدیث حسن 322، حدیث ضعیف 9487. در روضات الجنات نیز همین تعداد را با اختلافی از لؤلؤة البحرین نقل می کند.[۱۲]

مزایا و ویژگى‌هاى کتاب

  • نویسنده این کتاب، دوران نواب اربعه و بخشى از زمان امام حسن عسکری علیه السلام را درک کرده است.
  • نویسنده این کتاب، به جهت نزدیکى زمانى با نویسندگان اصول، توانسته روایاتى را با واسطه هاى کمتر نقل کند؛ از همین رو بخشى از روایات کافى با سه واسطه نقل شده است.[۱۳]
  • کتاب داراى عناوینى کوتاه و گویا است که محتواى روایات باب را نشان مى دهد.
  • روایات بدون دخل و تصرف نقل شده و توضیحات مصنف با روایت ها مشتبه نمى شود.
  • مصنف سعى مى کند حدیث درست تر و روشن تر را، در اول باب قرار داده و سپس احادیث مبهم و مجمل را ذکر کند.[۱۴]
  • یکی از امتیازات کافی این است که کلینی سلسله سند را تا به معصوم، در هر حدیث نقل می کند، و آنجا که صدر سند را حذف کرده است، جایی است که از کتاب دیگر نقل کرده و سلسله سند را به آن کتاب حواله می دهد. تمام سند حدیث در آن ذکر شده و از این جهت با کتب تهذیب و استبصار و من لایحضره الفقیه متفاوت است.
  • مؤلف روایاتى را نقل مى کند که با عنوان باب سازگار است و از نقل احادیث معارض خوددارى کرده است.
  • مؤلف روایات را در غیر ابواب خود قرار نداده است.
  • کتاب از تنظیم و تبویب دقیق و منطقى برخوردار است؛ از عقل و جهل و سپس علم و آن گاه توحید شروع مى کند؛ در واقع برخى از مباحث معرفت شناسى را در مرحله نخست قرار داده و سپس به مباحث توحید و امامت مى رسد، آنگاه روایات اخلاقى را نقل کرده تا به فروع و احکام مى رسد و در پایان جُنگى متنوع از احادیث را جمع نموده است.
  • جامعیت الکافى نسبت به مباحث عقیدتى، اخلاقى و فقهى، از دیگر امتیازهاى آن است.

الکافی در نظر عالمان

شرح و حاشیه و ترجمه کتاب

کتاب الکافى از دوره هاى نخست، مورد توجه عالمان و حدیث پژوهان بوده، بنابراین کارهاى بسیارى درباره آن انجام شده است. شیخ آقا بزرگ تهرانى، در الذریعه، 27 شرح بر اصول، یا تمامى الکافی معرفى کرده؛[۲۷] چنانکه ده حاشیه بر این کتاب شمرده است.[۲۸]

از معروف ‌ترین شرح ‌ها و حاشیه ‌های این کتاب می ‌توان به مرآه ‌العقول علامه مجلسی، شرح اصول کافی تالیف امیر اسماعیل خاتون ‌آبادی، شرح اصول کافی از ملاصدرای شیرازی، شرح ملاخلیل قزوینی بر اصول کافی به زبان فارسی موسوم به صافی و شرح عربی همین دانشمند به نام شافی و الرواشح السماویه تالیف سید محمدباقر محقق داماد اشاره کرد.

در این جا برخى از آثاری را که پیرامون کتاب کافى منتشر شده، در چند بخش معرفى مى کنیم:

الف). شرح و حاشیه

  1. «التعلیقة على کتاب الکافی»، میرداماد (م 1041 ق). این تعلیقه، تا کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد و متن روایات نیز همراه تعلیقه چاپ شده است. همچنین شارح، کتابى دیگر به نام «الرواشح السماویة» دارد که در آن برخى قواعد علم حدیث را نگاشته و مقدمه کافى را شرح کرده، و به عبارتی جلد اول این تعلیقه محسوب مى شود.
  2. «شرح اصول الکافی»، صدرالدین الشیرازى (م 1050 ق)، (تهران، مکتبة محمودى 1391 ق) 492 ص. این شرح تا پایان کتاب الحجة از اصول کافى ادامه دارد. در ضمن، این شرح با تصحیح محمد خواجوى در 2 جلد، توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى به چاپ رسیده است. همچنین خواجوى این شرح را ترجمه نموده و در 2 جلد، همان انتشارات به چاپ رسانده است.
  3. «جامع الاحادیث والأقوال»، نوشته شیخ قاسم بن محمدبن جواد بن الوندی متوفی بعد از سال 1100 هجری.
  4. «الدر المنظوم من کلام المعصوم»، نوشته شیخ علی بن محمد بن حسن بن زین الدین شهید ثانی درگذشت 1104 هجری، تحقیق: محمد حسین درایتی (قم، دارالحدیث، 1385 ش) 717 صفحه (1 ج)، وزیری.
  5. «مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول» نوشته علامه مجلسی، درگذشته به سال 1110 هجری. (تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1404ق / 1363 ش، دوم؛ 26 ج)
  6. «الوافی» نوشته فیض کاشانی متوفای 1091 هجری.
  7. حاشیه علامه مجلسی.
  8. «حاشیه ابوالحسن شریف فتونی عاملی» متوفای 1138 هجری.
  9. حاشیه سید میر ابوطالب بن میرزا بیک فندرسکی از افاضل اوائل قرن دوازدهم هجری.
  10. حاشیه شیخ زین الدین ابوالحسن علی بن شیخ حسن صاحب معالم.
  11. حاشیه شیخ محمد بن حسن بن زین الدین شهید ثانی معروف به شیخ محمد سبط عاملی درگذشت سال 1030 هجری.
  12. «الحاشیة على اُصول الکافی»، رفیع الدین محمد بن حیدر النائینى، تحقیق: محمد حسین درایتى (قم، دارالحدیث، 1383ش) 672 ص، وزیرى.
  13. «الحاشیة على اُصول الکافی»، سید بدرالدین بن أحمد الحسینى العاملی، تحقیق: على فاضلى (قم، دارالحدیث، 1383ش) 352 ص، وزیرى.
  14. «شرح الکافی، الاصول والروضة»، محمد صالح المازندرانى، التعلیق: میرزا ابوالحسن شعرانى (تهران، المکتبة الاسلامیة، 1342) 12 ج. این شرح، تنها اصول کافى و روضه را دربر دارد.
  15. «الشافی فی شرح الاصول الکافی»، 3 ج، عبدالحسین المظفر. (دوم: مطبعة الغری، نجف، 1389 ق - 1969 م)

ب). ترجمه

  1. «اصول کافی»، ترجمه و شرح: سید جواد مصطفوی (تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، 2 ج)؛ این ترجمه، همراه با متن احادیث است.
  2. «الروضة من الکافی»، ترجمه و شرح: سید هاشم رسولى محلاتى (تهران، انتشارات علمیه اسلامیه) 2 ج، 297 + 259 ص. در این کتاب، متن عربى احادیث نیز درج شده است.
  3. «الکافی»، ترجمه به انگلیسى، المؤسسة العالمیة للخدمات الاسلامیة. تاکنون 13 جلد از آن به همراه متن عربی منتشر شده است.
  4. «تحفة الاولیاء» نوشته محمد علی بن حاج محمد حسن اردکانی.
  5. «الصافی» شرح اصول کافی و شرح فروع کافی نوشته شیخ خلیل بن غازی قزوینی.

ج). تلخیص

  1. «گزیده کافى»، ترجمه و تحقیق: محمدباقر بهبودى (تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1363)، 6 جزء در سه مجلد. (ج 1: معارف و آداب؛ ج 2: طهارت، صلات؛ ج 3: زکات، روزه؛ ج 4: حج، معیشت؛ ج 5: ازدواج، آشامیدنى ها؛ ج 6: زیب و زینت، گل ها).
  2. «خلاصه اى از اصول کافى»، ترجمه: على اصغر خسروى شبسترى، (تهران، کتاب فروشى امیرى، 1351 ش)، 270 ص.
  3. «درخشان پرتوى از اصول کافى»، سید محمد حسینى همدانى (قم، مؤلف، 1406ق).
  4. محمد جعفر بن محمد صفی ناعسی فارسی این کتاب را خلاصه کرده است.

د). معجم و راهنما

  1. «المعجم المفهرس لالفاظ اصول الکافی»، الیاس کلانترى. (تهران، انتشارات کعبه)
  2. «المعجم المفهرس لالفاظ الاصول من الکافی»، على رضا برازش. (تهران، منظمة الاعلام الاسلامى، 1408 ق - 1988 م، اول) 2 ج، 2011 ص.
  3. «الهادى الى الفاظ اصول الکافی»، سید جواد مصطفوى. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1406 ق)، ج 1، ص 413 ص، تا حرف شین.
  4. «فهرس احادیث اصول الکافی»، مجمع البحوث الاسلامیة. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1409 ق)
  5. «فهرس احادیث الروضة من الکافی»، مجمع البحوث الاسلامیه. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1408 ق)
  6. «فهرس احادیث الفروع من الکافی»، مجمع البحوث الاسلامیة. (آستان قدس رضوى، مشهد، 1410ق)
  7. «فهرس احادیث الکافی»، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى.

ز). اسناد و رجال کافى

  1. «تجرید اسانید الکافى و تنقیحها»، حاج میرزا مهدى صادقى. (قم، 1409 ق)
  2. «الموسوعة الرجالیة»، حسین طباطبایى بروجردى، 7 ج، تصحیح و تکمیل: میرزا حسن النورى. (مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، 1413 ق /1992 م) جلد یک از این مجموعه با عنوان: «ترتیب اسانید کتاب الکافی»، در 567 صفحه و جلد چهارم آن با عنوان «رجالُ أسانید او طبقات رجال الکافی»، در 468 صفحه، مربوط به کافى مى باشد.

ه). درباره کافى

  1. «دفاع عن الکافی»، ثامر هاشم حبیب العمیدى (مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، 1415 ق /1995 م) 2 ج، 768 + 789 ص.
  2. «الشیخ الکلینی البغدادی و کتابه الکافی»، ثامر هاشم حبیب العمیدی (مکتب الاعلام الاسلامى، قم، 1414 ق / 1372 ش)، 495 ص. در این کتاب شرحى مفصل از زندگانى شخصى و علمى کلینى، تلاش هاى علمى پیرامون کافى و روش کلینى در فروع ارائه شده است.
  3. «بین الکلینی و خصومه، موقف محمد ابو زهرة من الکلینی»، عبدالرسول الغفار (دارالمحجة البیضاء، بیروت، 1415 ق / 1995 م)، 96 ص. در این کتاب، ایرادهایى که محمد ابو زهره از نویسندگان مصرى، بر کتاب کافى داشته، مورد تجزیه، نقد و تحلیل قرار گرفته است.
  4. «بحوث حول روایات الکافی»، امین ترمس العاملی (مؤسسة دارالهجرة، قم، 1415 ق)، 200 ص.
  5. «دراسات فی الکافی للکلینی والصحیح للبخاری»، هاشم معروف الحسنى (1388 / 1968 م)، 365 ص. نویسنده در این کتاب، بحث هاى مقارن و مقایسه اى میان کافى و صحیح بخارى انجام داده و موضوعاتى را از دو کتاب برگزیده و داورى کرده است.
  6. «ثلاثیات الکلینی و قرب الاسناد»، امین ترمس العاملی (مؤسسة دارالحدیث الثقافیة، قم 1417 ق / 1375 ش)، 445 ص. در این اثر پس از مقدمه - که شرحى است از زندگانى کلینى و اصطلاحات ثلاثیات - روایات کلینى که با سه واسطه به معصوم مى رسد، گردآوری شده که مجموع آن 135 روایت است.
  7. «الکلینی والکافی»، الدکتور عبدالرسول الغفار (مؤسسة النشر الاسلامى، قم، 1416 ق)، 589 ص.

و). تحقیق

بر این کتاب تحقیقات فراوانی نگاشته شده است مانند:

  1. رموز التفاسیر الواقعة فی الکافی والروضة نوشته مولی خلیل بن غازی قزوینی.
  2. جامع الرواة نوشته حاج محمد اردبیلی از شاگردان علامه مجلسی.
  3. الفوائد الکاشفة نوشته محمد حسین طباطبایی تبریزی.
  4. البیان البدیع نوشته سید حسن صدر.
  5. رجال الکافی حاج سید حسین طباطبایی بروجردی.

پانویس

  1. شیخ کلینی، همین دانشنامه
  2. علم الحدیث، ص 76.
  3. مقدمه الكافي.
  4. روضات الجنات، فهرست مرکزی دانشگاه، 1463/5.
  5. أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص9
  6. برای پیگیری این بحث، می توان به کتاب الکلینی و الکافی، صفحه 408 تا 415 و نیز کتاب الکلینی و کتابه الکافی، صفحه 132 تا 140 مراجعه کرد.
  7. کتاب الروضه من اخر کتاب الکافی (فهرست شیخ)... له الکافی منها... الروضه (معالم العلماء) صنف الکتاب المعروف بالکلینی یسمی الکافی فی عشرین سنه شرح کتبه... کتاب الروضه (رجال نجاشی ، ص 292).
  8. حدیث من بلغ بدین سان نقل شده: من بلغه ثواب من الله علی عمل فعمل ذلک العمل التماس ذلک الثواب اوتیته و ان لم یکن الحدیث کما بلغه. یعنی خداوند به کسی که حدیثی راجع به ثواب عملی شنیده و برای درک ثواب مزبور آن عمل را به جا آورده ثواب آن کار را می دهد گرچه حدیث چنان که شنیده نباشد (علم الحدیث، ص 127، چاپ دوم، نقل از کافی).
  9. الکلینى والکافى، ص 402.
  10. الکلینى والکافى، ص 399.
  11. در روضات الجنات، چاپ دوم سنگی، 5072 حدیث نوشته است که مسلماً اشتباه نسخه نویس است.
  12. خوشبختانه نسخه های کافی از نظر تعداد احادیث اختلافی ندارد.
  13. رجوع شود به: امین ترمس عاملى، ثلاثیات الکلینى و قرب الاسناد.
  14. اصول کافى، ج 1، ص 10، مقدمه مترجم: سید جواد مصطفوى.
  15. تصحیح الاعتقاد، ص 202.
  16. بحارالانوار، ج 107، ص 190.
  17. بحارالانوار، ج 108، ص 138.
  18. بحارالأنوار، ج 110، ص 70.
  19. اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی (ره)، ترجمه سید جواد مصطفوی (ره)، انتشارات وفا، ج 1، مقدمه مترجم، ص 8.
  20. مقدمه اصول کافی، سید جواد مصطفوی.
  21. مرآة العقول، ج 1، ص 3.
  22. رجال بحرالعلوم، ج 1.
  23. تنقیح المقال، ج 3، ص 202.
  24. الذریعه، ج 17، ص 245.
  25. معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 99.
  26. مستمسک عروة الوثقی، فهرست رموز کتاب.
  27. الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 13، ص 94، 100؛ ج 14، ص 26 - 228؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66 – 67.
  28. الذریعة الى تصانیف الشیعه، ج 6، ص 181؛ المعجم المفهرس لالفاظ بحارالأنوار، ج 1، ص 66.

منابع

  • کافی، محمد مهدی خوش قلب، بر گرفته از «حیاة الشیخ محمد بن کلینی»، دکتر ثامر عمیدی
  • فرهنگ کتب حدیثی شیعه، سید محمود مدنی بجستانی
  • آشنایی با متون حدیث و نهج البلاغه، مهدی مهریزی
  • شیخ کلینی، ماهنامه پاسدار اسلام شماره 2، در دسترس در سایت حوزه
  • کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی (با اضافات)، محمد رضا ضمیری
  • شیخ کلینی، همین دانشنامه
  • أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، کتابفروشی اسلامیه

متن کتاب

الكافی