معالم التنزيل فى تفسير القرآن (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۲۷: سطر ۲۷:
 
'''تفسیر بغوى''' با نام «معالم التنزیل» از مشهورترین و گرانقدرترین [[تفسیر قرآن|تفاسیر]] نقلى (مأثور) [[اهل سنت]] محسوب مى‌گردد.  
 
'''تفسیر بغوى''' با نام «معالم التنزیل» از مشهورترین و گرانقدرترین [[تفسیر قرآن|تفاسیر]] نقلى (مأثور) [[اهل سنت]] محسوب مى‌گردد.  
  
== معرفی تفسیر ==
+
==معرفی تفسیر==
پالوده بودن از [[احادیث]] موضوع و [[اسرائیلیات|اسرائیلیات]] غریب و آراى بدعت آمیز (نسبت به برخى تفاسیر پیش از خود) را از ویژگیهاى مهم تفسیر بغوى بر شمرده‌اند. در این تفسیر که به زبان عربى است به بیان [[احکام شرعى]] ذیل [[آیات الاحکام|آیات احکام]] و به داستانهاى شگفت و اخبار عجیب گذشتگان به اشاراتى بسیار روشن و شیوا پرداخته است. از تفسیر «[[الکشف و البیان عن تفسیر القرآن (کتاب)|الکشف و البیان]]» ثعلبى بسیار متأثر بوده (بلکه اصل این تفسیر و محور آن بوده است) و به نقل مأثورات کفایت نکرده بلکه وجوه معانى، قراءات، لغات، اعراب، تفسیر، تأویل، احکام و فقه، حکم و اشارات و نقدهایى بر آراى بدعت آمیز و احادیث جعلى تفسیر ثعلبى، در آن یافت مى‌شود.
+
پالوده بودن از [[احادیث]] موضوع و [[اسرائیلیات|اسرائیلیات]] غریب و آراى بدعت آمیز (نسبت به برخى تفاسیر پیش از خود) را از ویژگیهاى مهم تفسیر بغوى بر شمرده‌اند. در این تفسیر که به زبان عربى است به بیان [[احکام شرعی|احکام شرعى]] ذیل [[آیات الاحکام|آیات احکام]] و به داستانهاى شگفت و اخبار عجیب گذشتگان به اشاراتى بسیار روشن و شیوا پرداخته است. از تفسیر «[[الكشف و البيان عن تفسير القرآن (کتاب)|الکشف و البیان]]» ثعلبى بسیار متأثر بوده (بلکه اصل این تفسیر و محور آن بوده است) و به نقل مأثورات کفایت نکرده بلکه وجوه معانى، قراءات، لغات، اعراب، تفسیر، تأویل، احکام و فقه، حکم و اشارات و نقدهایى بر آراى بدعت آمیز و احادیث جعلى تفسیر ثعلبى، در آن یافت مى‌شود.
  
 
از [[ابن تیمیه]] پرسیدند: از تفاسیر [[زمخشرى]] و قرطبى و بغوى کدامیک به کتاب خدا و [[سنت|سنت پیامبر]] (ص) نزدیک‌تر است؟ پاسخ داد: سالمترین آنها از جهت [[بدعت]] و احادیث ضعیف، تفسیر بغوى است که گر چه خلاصه تفسیر ثعلبى است، بغوى احادیث جعلى و بدعت آمیز آن را حذف کرده است.
 
از [[ابن تیمیه]] پرسیدند: از تفاسیر [[زمخشرى]] و قرطبى و بغوى کدامیک به کتاب خدا و [[سنت|سنت پیامبر]] (ص) نزدیک‌تر است؟ پاسخ داد: سالمترین آنها از جهت [[بدعت]] و احادیث ضعیف، تفسیر بغوى است که گر چه خلاصه تفسیر ثعلبى است، بغوى احادیث جعلى و بدعت آمیز آن را حذف کرده است.
سطر ۶۱: سطر ۶۱:
 
مباحث [[نحو|نحوى]] و ادبى تفسیر مختصرى از تفسیر ثعلبى و واحدى است. بغوى را امام [[محدث]] نیز گفته‌اند یعنى عالم به روایت و درایت آن است، اکثر [[حدیث مرفوع‌‌|احادیث مرفوعه]] را در تفسیر خود مسند کرده است، و سعى دارد روایات ضعیف و موضوع و باطل را که پیش از او ثعلبى آورده است، نقل ننماید. با اینحال روایت ضعیف هم نقل کرده است، گاهى به ضعفش اشاره دارد، مانند حدیث شماره ۳۸- ۴۳۹- ۹۱۷ و... و گاهى به ضعف حدیث اشاره نمى‌کند مانند حدیث شماره ۱۷- ۴۳- ۸۰- ۱۱۹- ۱۶۰- و... روایت موضوع و باطل هم در تفسیر وى راه پیدا کرده است، مانند حدیث شماره ۵۸۰- ۷۲۶- ۸۹۱ و... که اکثر در اسباب نزول است.
 
مباحث [[نحو|نحوى]] و ادبى تفسیر مختصرى از تفسیر ثعلبى و واحدى است. بغوى را امام [[محدث]] نیز گفته‌اند یعنى عالم به روایت و درایت آن است، اکثر [[حدیث مرفوع‌‌|احادیث مرفوعه]] را در تفسیر خود مسند کرده است، و سعى دارد روایات ضعیف و موضوع و باطل را که پیش از او ثعلبى آورده است، نقل ننماید. با اینحال روایت ضعیف هم نقل کرده است، گاهى به ضعفش اشاره دارد، مانند حدیث شماره ۳۸- ۴۳۹- ۹۱۷ و... و گاهى به ضعف حدیث اشاره نمى‌کند مانند حدیث شماره ۱۷- ۴۳- ۸۰- ۱۱۹- ۱۶۰- و... روایت موضوع و باطل هم در تفسیر وى راه پیدا کرده است، مانند حدیث شماره ۵۸۰- ۷۲۶- ۸۹۱ و... که اکثر در اسباب نزول است.
  
بغوى را امام [[فقیه|فقیه]] نیز لقب داده‌اند از این جهت مباحث فقهى ذیل [[آیات الاحکام|آیات احکام]] را بر مسلک [[شافعی|شافعى]] را خوب بیان مى‌دارد، در برخى موارد اختصار را رعایت نموده است مانند بحث در سعى بین [[صفا و مروه]] آیه ۱۵۸ [[سوره بقره]] که ضمن ذکر مختصر اقوال به ادله آنها نیز مى‌پردازد. گاهى در مباحث فقهى مقدارى بسط مى‌دهد، مانند بحث [[قصاص]] ذیل آیه ۱۷۸ سوره بقره، بحث [[صوم]] ذیل آیه ۱۸۳ بقره، بحث خمر ذیل آیه ۲۱۹ بقره، بحث حیض آیه ۲۲۲ بقره، بحث [[ایلاء‌‌‌|ایلاء]] آیه ۲۲۶ بقره و... و گاهى بحث طولانى مطرح مى‌کند مانند بحث [[حج]] آیات ۱۹۳ تا ۲۰۳ بقره، بحث [[طلاق]] آیه ۲۲۸ تا ۲۳۷ بقره.
+
بغوى را امام [[فقیه|فقیه]] نیز لقب داده‌اند از این جهت مباحث فقهى ذیل [[آیات الاحکام|آیات احکام]] را بر مسلک [[شافعی|شافعى]] را خوب بیان مى‌دارد، در برخى موارد اختصار را رعایت نموده است مانند بحث در سعى بین [[صفا و مروه]] آیه ۱۵۸ [[سوره بقره]] که ضمن ذکر مختصر اقوال به ادله آنها نیز مى‌پردازد. گاهى در مباحث فقهى مقدارى بسط مى‌دهد، مانند بحث [[قصاص]] ذیل آیه ۱۷۸ سوره بقره، بحث [[صوم]] ذیل آیه ۱۸۳ بقره، بحث خمر ذیل آیه ۲۱۹ بقره، بحث حیض آیه ۲۲۲ بقره، بحث [[ايلاء‌‌‌|ایلاء]] آیه ۲۲۶ بقره و... و گاهى بحث طولانى مطرح مى‌کند مانند بحث [[حج]] آیات ۱۹۳ تا ۲۰۳ بقره، بحث [[طلاق]] آیه ۲۲۸ تا ۲۳۷ بقره.
  
 
بغوى را مقرئ نیز لقب داده‌اند، بدین جهت در تفسیر خود به ذکر قراءات مى‌پردازد و مشهور از آنها را مطرح کرده به وجوه آن مى‌پردازد، خود در مقدمه مى‌نویسد: «در تفسیر، قراءات مشهور را انتخاب و ذکر کرده‌ام، زیرا اتفاق بر جواز قرائت آنها وجود دارد.» سعى دارد بحث قرائت را به اختصار مطرح نماید، امّا گاهى طولانى مى‌شود مانند قرائت «صراط» در آیه ۶ [[سوره فاتحه]] و قرائت «سفهاء» در آیه ۱۳ بقره که نظر قراء اهل [[کوفه|کوفه]] و [[شام]] را بررسى مى‌کند.
 
بغوى را مقرئ نیز لقب داده‌اند، بدین جهت در تفسیر خود به ذکر قراءات مى‌پردازد و مشهور از آنها را مطرح کرده به وجوه آن مى‌پردازد، خود در مقدمه مى‌نویسد: «در تفسیر، قراءات مشهور را انتخاب و ذکر کرده‌ام، زیرا اتفاق بر جواز قرائت آنها وجود دارد.» سعى دارد بحث قرائت را به اختصار مطرح نماید، امّا گاهى طولانى مى‌شود مانند قرائت «صراط» در آیه ۶ [[سوره فاتحه]] و قرائت «سفهاء» در آیه ۱۳ بقره که نظر قراء اهل [[کوفه|کوفه]] و [[شام]] را بررسى مى‌کند.
  
بغوى در بحثهاى عقیدتى و کلامى به مثابه یکى از علماى [[اهل سنت]] عمل مى‌کند، اضطراب در کلمات وى بچشم مى‌خورد، در صفات خداوند گاهى مسلک سلف (عدم [[تأویل|تأویل]]) را برمى‌گزیند و گاهى مسلک متأخرین (تأویل) را انتخاب مى‌کند. ذیل آیه ۵۴ سوره اعراف «ثم استوى على العرش» در مقابل [[معتزله]] قرار مى‌گیرد و بیان «الاستواء غیر مجهول و الکیف غیر معقول و الایمان به واجب» را نقل مى‌کند و راه عدم تأویل و الکیف مجهول را پیش مى‌گیرد. و در آیه ۴۲ [[سوره قلم]] «یوم یکشف عن ساق» تأویل را انتخاب کرده مى‌گوید: «عن امر فظیع شدید». و در آیه ۲۲ [[سوره فجر|سوره الفجر]] «و جاء ربک» مى‌نویسد: «جاء امره و قضاؤه و قال الکلبى ینزل حکمه».
+
بغوى در بحثهاى عقیدتى و کلامى به مثابه یکى از علماى [[اهل سنت]] عمل مى‌کند، اضطراب در کلمات وى بچشم مى‌خورد، در صفات خداوند گاهى مسلک سلف (عدم [[تأویل|تأویل]]) را برمى‌گزیند و گاهى مسلک متأخرین (تأویل) را انتخاب مى‌کند. ذیل آیه ۵۴ سوره اعراف {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ»}} در مقابل [[معتزله]] قرار مى‌گیرد و بیان «الاستواء غیر مجهول و الکیف غیر معقول و الایمان به واجب» را نقل مى‌کند و راه عدم تأویل و الکیف مجهول را پیش مى‌گیرد. و در آیه ۴۲ [[سوره قلم]] {{متن قرآن|«يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ»}} تأویل را انتخاب کرده مى‌گوید: «عن امر فظیع شدید». و در آیه ۲۲ [[سوره فجر|سوره الفجر]] {{متن قرآن|«وَجَاءَ رَبُّكَ»}} مى‌نویسد: «جاء امره و قضاؤه و قال الکلبى ینزل حکمه».
  
بغوى را محقق نیز دانسته‌اند، به همین جهت گاهى مبادرت به ذکر اقوال متعدد در تفسیر آیه یا بیان معناى آن مى‌نماید، بدون اینکه بین آنها ترجیحى قائل شود و یا اختلاف و اضطراب آن اقوال را بازگو کند. اما گاهى نیز به ترجیح یکى از اقوال مى‌پردازد که این کمتر اتفاق مى‌افتد. مانند آیه ۳۴ سوره بقره «و اذ قلنا...» مى‌نویسد: «فیه قولان: الاصح...» و یا آیه ۷ [[سوره آل عمران]] «و ما یعلم تأویله...» مى‌نویسد: «و اختلف العلماء فى نظم هذه الآیة...».
+
بغوى را محقق نیز دانسته‌اند، به همین جهت گاهى مبادرت به ذکر اقوال متعدد در تفسیر آیه یا بیان معناى آن مى‌نماید، بدون اینکه بین آنها ترجیحى قائل شود و یا اختلاف و اضطراب آن اقوال را بازگو کند. اما گاهى نیز به ترجیح یکى از اقوال مى‌پردازد که این کمتر اتفاق مى‌افتد. مانند آیه ۳۴ سوره بقره {{متن قرآن|«وَإِذْ قُلْنَا...»}} مى‌نویسد: «فیه قولان: الاصح...» و یا آیه ۷ [[سوره آل عمران]] {{متن قرآن|«وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ...»}} مى‌نویسد: «و اختلف العلماء فى نظم هذه الآیة...».
بغوى سعى دارد که اسرائیلیات تفسیر ثعلبى و شاگردش واحدى را نقل ننماید امّا با اینحال تعدادى از اینگونه روایات و قصه‌هاى تاریخى در تفسیر او یافت شده است و کمتر به ضعف و جعلى بودن آنها مى‌پردازد. قصه‌هایى از قبیل شأن [[حضرت آدم علیه السلام|آدم]] و [[حضرت حوّا|حوا]] و نزول آنها از [[بهشت]] ذیل آیه ۳۶ سوره بقره «و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو...» و قصه غرق آل [[فرعون]] ذیل آیه ۵۰ سوره بقره «و اذ فرقنا بکم البحر...» که مبالغه و مطالب موهن زیادى دارد. و نیز قصه هاروت و ماروت ذیل آیه ۱۰۲ بقره و داستان طولانى قتل جالوت توسط داود، ذیل آیه ۲۵۹ سوره بقره.
+
بغوى سعى دارد که اسرائیلیات تفسیر ثعلبى و شاگردش واحدى را نقل ننماید امّا با اینحال تعدادى از اینگونه روایات و قصه‌هاى تاریخى در تفسیر او یافت شده است و کمتر به ضعف و جعلى بودن آنها مى‌پردازد. قصه‌هایى از قبیل شأن [[حضرت آدم علیه السلام|آدم]] و [[حضرت حوّا|حوا]] و نزول آنها از [[بهشت]] ذیل آیه ۳۶ سوره بقره {{متن قرآن|« وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ...»}} و قصه غرق آل [[فرعون]] ذیل آیه ۵۰ سوره بقره {{متن قرآن|«وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ...»}} که مبالغه و مطالب موهن زیادى دارد. و نیز قصه هاروت و ماروت ذیل آیه ۱۰۲ بقره و داستان طولانى قتل جالوت توسط داود، ذیل آیه ۲۵۹ سوره بقره.
  
 
بغوى به شیوه ثعلبى از آوردن روایات [[ائمه اطهار]] «علیه السلام» نیز دریغ نکرده است و هر جا روایتى، با شأن رفیع [[اهل البیت|اهل بیت]](ع) مناسبت داشته یا دلیل بر منقبت و فضیلتى براى آنان بوده، بى پروا آن را بیان کرده است. مانند آیه ۶۱ سوره آل عمران ([[آیه مباهله|آیه مباهله]]) که نام [[امام علی علیه السلام|حضرت على]] علیه السلام، [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمة الزهرا]] «سلام الله علیها» و «حسنین علیهما السلام» را ضمن بیان داستان مباهله، ذکر مى‌کند.
 
بغوى به شیوه ثعلبى از آوردن روایات [[ائمه اطهار]] «علیه السلام» نیز دریغ نکرده است و هر جا روایتى، با شأن رفیع [[اهل البیت|اهل بیت]](ع) مناسبت داشته یا دلیل بر منقبت و فضیلتى براى آنان بوده، بى پروا آن را بیان کرده است. مانند آیه ۶۱ سوره آل عمران ([[آیه مباهله|آیه مباهله]]) که نام [[امام علی علیه السلام|حضرت على]] علیه السلام، [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمة الزهرا]] «سلام الله علیها» و «حسنین علیهما السلام» را ضمن بیان داستان مباهله، ذکر مى‌کند.
  
عده‌اى در این موضوع در برخى چاپها، خواسته‌اند که برخى عبارتها را حذف نمایند ولى غافل از اینکه حذف آن آشکار خواهد شد. به عنوان نمونه، بغوى (به تبع ثعلبى) ذیل آیه ۲۱۴ [[سوره شعراء]] «و انذر عشیرتک الاقربین» روایت معروف و مفصلى را که مورخان و مفسران به طور [[متواتر]] و با سندهاى صحیح از طریق محمد بن اسحاق، سیره نویس معروف و پدر تاریخ اسلامى، روایت کرده‌اند، آورده است، بدین مضمون: «[[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) به على(ع) دستور داد تا فامیل و بستگان را دعوت کند و به آنان فرمود: هر که از شما مرا یارى کند، برادر، وصىّ و جانشین من خواهد بود. تنها على (ع) برخاست و گفت: یا رسول الله (ص) من همواره یاور تو هستم. آنگاه پیامبر( ص) رو به آنان کرد و فرمود: إنّ هذا أخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا» (تفسیر بغوى، ج ۳ ص ۴۸۱). این ذیل در چاپهاى مکرر حذف شده است، جز در چاپ دار احیاء التراث عربى- بیروت (۱۴۲۰ ه ۲۰۰۰ م) چاپ حاضر، ولى تحریف کنندگان غافل مانده و ندانسته‌اند که تفسیر خازن که برگرفته از تفسیر بغوى است، حدیث یاد شده را به طور کامل نقل کرده است (تفسیر خازن ج ۳ ص ۳۳۳).
+
عده‌اى در این موضوع در برخى چاپها، خواسته‌اند که برخى عبارتها را حذف نمایند ولى غافل از اینکه حذف آن آشکار خواهد شد. به عنوان نمونه، بغوى (به تبع ثعلبى) ذیل آیه ۲۱۴ [[سوره شعراء]] {{متن قرآن|«وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»}} روایت معروف و مفصلى را که مورخان و مفسران به طور [[متواتر]] و با سندهاى صحیح از طریق محمد بن اسحاق، سیره نویس معروف و پدر تاریخ اسلامى، روایت کرده‌اند، آورده است، بدین مضمون: «[[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) به على(ع) دستور داد تا فامیل و بستگان را دعوت کند و به آنان فرمود: هر که از شما مرا یارى کند، برادر، وصىّ و جانشین من خواهد بود. تنها على (ع) برخاست و گفت: یا رسول الله (ص) من همواره یاور تو هستم. آنگاه پیامبر( ص) رو به آنان کرد و فرمود: إنّ هذا أخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا» (تفسیر بغوى، ج ۳ ص ۴۸۱). این ذیل در چاپهاى مکرر حذف شده است، جز در چاپ دار احیاء التراث عربى- بیروت (۱۴۲۰ ه ۲۰۰۰ م) چاپ حاضر، ولى تحریف کنندگان غافل مانده و ندانسته‌اند که تفسیر خازن که برگرفته از تفسیر بغوى است، حدیث یاد شده را به طور کامل نقل کرده است (تفسیر خازن ج ۳ ص ۳۳۳).
  
 
==تحقیق اثر==
 
==تحقیق اثر==
سطر ۱۰۹: سطر ۱۰۹:
 
'''نقدى بر محقق:'''
 
'''نقدى بر محقق:'''
  
محقق در بحث احادیث جعلى و موضوع اشاره به برخى مصادیق مى‌نماید که از جمله آنها، مأثورات منقول ذیل آیه ۵۵ [[سوره مائده]] است، ایشان حدیث صدقه دادن انگشتر توسط [[امام علی علیه السلام|حضرت على]]( ع) را که صحابه، تابعین و مفسرین مختلف شیعه و سنى آن را نقل نموده‌اند، از موارد مجعول دانسته و براى اثبات سخن خود به نقل قولى از [[ابن تیمیه|ابن تیمیه]] که «انه من وضع الرافضة» و بیانى از دیگران اکتفا مى‌کند. وى هر گونه بیان مصداق را از جمله در آیه ۷ [[سوره رعد]] «ولکل قوم هاد» و آیه ۱۲ [[سوره الحاقه|سوره حاقه]] «و تعیها اذن واعیه» که حضرت على( ع) را به عنوان مصداق اعلاى آیه بیان مى‌دارد، جعلى خوانده است. ایشان فراموش نموده‌اند که یکى از راههاى تبیین و تفسیر آیات قرآن که از تفسیر لفظى فراتر است (و در مدار آن محسوب نمى‌گردد) بیان مصداق‌هاى آیات است که توسط پیامبر( ص)، صحابه، تابعین و مفسران پیشین انجام گرفته است و نیز برخى از این احادیث و منقولات، شأن و سبب نزول آیات بوده است. که ارزیابى آنها باید بدور از تعصبات مذهبى قرار گیرد. این بخش از سخنان عبد الرزاق مهدى بایسته نقدى متکى بر تحقیق در روایات و مأثوراتى است که در صدد بیان مصادیق آیات هستند و نیز مأثوراتى که اسباب نزول آیات را بیان داشته است. فقط به ذکر این نکته بسنده مى‌کنم، که ۲۴ حدیث از اهل سنت نقل شده که این آیه (۵۵ سوره مائده) درباره حضرت على( ع) نازل شده است. روایات مربوطه را از صحابه افرادى مانند، [[ابوذر غفاری|ابوذر]]، [[ابن عباس]]، [[انس بن مالک|انس بن مالک]]، [[عمار یاسر|عمار]]، [[جابر ابن عبدالله انصاری|جابر]]، سلمة بن کهیل، ابو رافع، [[عمرو بن عاص]] و حضرت على علیه السلام که اعلم، اعدل و اتقاى صحابه بوده نقل نموده‌اند، در بین [[ائمه اطهار|ائمه]]( ع)، [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]]( ع)، [[امام سجاد علیه السلام|امام سجاد]]( ع)، [[امام باقر علیه السلام|امام باقر]]( ع)، [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]]( ع) و [[امام هادی علیه السلام|امام هادى]]( ع) نیز این روایات را داشته‌اند. علماى اهل سنت نیز بر نقل آن بدون رد و جرح اتفاق داشته‌اند، مانند [[احمد بن حنبل|احمد]]، نسایى، طبرى، طبرانى، و عبد بن حمید، که اینها خود از ائمه تفسیر مأثور و از حفاظ و ائمه حدیث اهل سنت محسوب مى‌گردند. متکلمین نیز اینگونه روایت‌ها را تلقى به قبول نموده‌اند.
+
محقق در بحث احادیث جعلى و موضوع اشاره به برخى مصادیق مى‌نماید که از جمله آنها، مأثورات منقول ذیل آیه ۵۵ [[سوره مائده]] است، ایشان حدیث صدقه دادن انگشتر توسط [[امام علی علیه السلام|حضرت على]]( ع) را که صحابه، تابعین و مفسرین مختلف شیعه و سنى آن را نقل نموده‌اند، از موارد مجعول دانسته و براى اثبات سخن خود به نقل قولى از [[ابن تیمیه|ابن تیمیه]] که «انه من وضع الرافضة» و بیانى از دیگران اکتفا مى‌کند. وى هر گونه بیان مصداق را از جمله در آیه ۷ [[سوره رعد]] {{متن قرآن|«وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»}} و آیه ۱۲ [[سوره الحاقه|سوره حاقه]] {{متن قرآن|«وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ»}} که حضرت على( ع) را به عنوان مصداق اعلاى آیه بیان مى‌دارد، جعلى خوانده است. ایشان فراموش نموده‌اند که یکى از راههاى تبیین و تفسیر آیات قرآن که از تفسیر لفظى فراتر است (و در مدار آن محسوب نمى‌گردد) بیان مصداق‌هاى آیات است که توسط پیامبر( ص)، صحابه، تابعین و مفسران پیشین انجام گرفته است و نیز برخى از این احادیث و منقولات، شأن و سبب نزول آیات بوده است. که ارزیابى آنها باید بدور از تعصبات مذهبى قرار گیرد. این بخش از سخنان عبد الرزاق مهدى بایسته نقدى متکى بر تحقیق در روایات و مأثوراتى است که در صدد بیان مصادیق آیات هستند و نیز مأثوراتى که اسباب نزول آیات را بیان داشته است. فقط به ذکر این نکته بسنده مى‌کنم، که ۲۴ حدیث از اهل سنت نقل شده که این آیه (۵۵ سوره مائده) درباره حضرت على( ع) نازل شده است. روایات مربوطه را از صحابه افرادى مانند، [[ابوذر غفاری|ابوذر]]، [[ابن عباس]]، [[انس بن مالک|انس بن مالک]]، [[عمار یاسر|عمار]]، [[جابر ابن عبدالله انصاری|جابر]]، سلمة بن کهیل، ابو رافع، [[عمرو بن عاص]] و حضرت على علیه السلام که اعلم، اعدل و اتقاى صحابه بوده نقل نموده‌اند، در بین [[ائمه اطهار|ائمه]]( ع)، [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]]( ع)، [[امام سجاد علیه السلام|امام سجاد]]( ع)، [[امام باقر علیه السلام|امام باقر]]( ع)، [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]]( ع) و [[امام هادی علیه السلام|امام هادى]]( ع) نیز این روایات را داشته‌اند. علماى اهل سنت نیز بر نقل آن بدون رد و جرح اتفاق داشته‌اند، مانند [[احمد بن حنبل|احمد]]، نسایى، طبرى، طبرانى، و عبد بن حمید، که اینها خود از ائمه تفسیر مأثور و از حفاظ و ائمه حدیث اهل سنت محسوب مى‌گردند. متکلمین نیز اینگونه روایت‌ها را تلقى به قبول نموده‌اند.
  
 
فقها در مسئله  «فعل کثیر در نماز» و بحث «آیا [[صدقه]] مستحبى، زکاة نامیده مى‌شود یا خیر؟» آنها را مطرح کرده‌اند. در صحت انطباق آیه بر روایات، بزرگان تفسیر و ادب مانند [[جارالله زمخشری|زمخشرى]]، طبرى و ابو حیان در تفسیر خود و راویان احادیث که خود از اهل لسان عرب مى‌باشند، مناقشه‌اى ننموده‌اند. بنابر این نمى‌توان ادعاى ضعف سند و جعلى بودن را پذیرفت و از اینگونه روایات چشم پوشى نمود.
 
فقها در مسئله  «فعل کثیر در نماز» و بحث «آیا [[صدقه]] مستحبى، زکاة نامیده مى‌شود یا خیر؟» آنها را مطرح کرده‌اند. در صحت انطباق آیه بر روایات، بزرگان تفسیر و ادب مانند [[جارالله زمخشری|زمخشرى]]، طبرى و ابو حیان در تفسیر خود و راویان احادیث که خود از اهل لسان عرب مى‌باشند، مناقشه‌اى ننموده‌اند. بنابر این نمى‌توان ادعاى ضعف سند و جعلى بودن را پذیرفت و از اینگونه روایات چشم پوشى نمود.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۶:۲۶

تفسير البغوي.jpg
نویسنده حسین بن مسعود بغوی
موضوع تفسیر اهل سنت
زبان عربی
تعداد جلد 5
تحقيق عبدالرزاق المهدي

تفسیر بغوى با نام «معالم التنزیل» از مشهورترین و گرانقدرترین تفاسیر نقلى (مأثور) اهل سنت محسوب مى‌گردد.

معرفی تفسیر

پالوده بودن از احادیث موضوع و اسرائیلیات غریب و آراى بدعت آمیز (نسبت به برخى تفاسیر پیش از خود) را از ویژگیهاى مهم تفسیر بغوى بر شمرده‌اند. در این تفسیر که به زبان عربى است به بیان احکام شرعى ذیل آیات احکام و به داستانهاى شگفت و اخبار عجیب گذشتگان به اشاراتى بسیار روشن و شیوا پرداخته است. از تفسیر «الکشف و البیان» ثعلبى بسیار متأثر بوده (بلکه اصل این تفسیر و محور آن بوده است) و به نقل مأثورات کفایت نکرده بلکه وجوه معانى، قراءات، لغات، اعراب، تفسیر، تأویل، احکام و فقه، حکم و اشارات و نقدهایى بر آراى بدعت آمیز و احادیث جعلى تفسیر ثعلبى، در آن یافت مى‌شود.

از ابن تیمیه پرسیدند: از تفاسیر زمخشرى و قرطبى و بغوى کدامیک به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) نزدیک‌تر است؟ پاسخ داد: سالمترین آنها از جهت بدعت و احادیث ضعیف، تفسیر بغوى است که گر چه خلاصه تفسیر ثعلبى است، بغوى احادیث جعلى و بدعت آمیز آن را حذف کرده است.

علاء الدین على بن محمد بغدادى معروف به خازن (متوفاى ۷۲۵ ه) که تفسیر بغوى را تلخیص کرده است، علت انتخاب خود را چنین بیان مى‌کند: «زیرا کتاب «معالم التنزیل» نوشته علامه جلیل، عالم کامل، احیا کننده سنت، قدوه و پیشواى امت، ابو محمد حسین بن مسعود بغوى، جزو بهترین و ارزشمندترین تألیفات در تفسیر بود. (این کتاب) جامع آراء صحیحه، عارى از شبهه و تحریف و آراسته به زیور احادیث نبویه و احکام شرعیه بود و در شیواترین عبارات و زیباترین اسلوب شکل گرفته بود... از این رو خواستم تا از گوهرهاى تابناک آن بهره فراوان ببرم...».

استاد عبد الرزاق مهدى، محقق داراحیاء التراث العربى- بیروت در مقدمه تفسیر بغوى مى‌نویسد: «این تفسیر از شیواترین کتب تفسیرى به شمار مى‌رود، نثر آن روان و منسجم است و متضمن احادیثى است که سند همه آنها صحیح یا حسن است.»

البته باید متذکر شد که احادیث جعلى و ضعیف نیز در این تفسیر به ندرت یافت مى‌شود، بدین جهت این تهذیب و تعریفها را باید به حالت غالبى در نظر گرفت. از این رو دکتر محمد حسین ذهبى در التفسیر و المفسرون مى‌نویسد: «روى هم رفته، این تفسیر، بهترین و سالمترین تفسیر نقلى است که در دسترس اهل علم قرار دارد.» باید اضافه نمود که این مقایسه‌ها در رابطه با تفاسیر نقلى اهل سنت صورت گرفته است.

بغوى مقدمه‌اى بر تفسیر خود نگاشته است که ضمن بیان روش و انگیزه تألیف، اسانیدى را که در نقل روایات، اقوال صحابه (غالبا ابن عباس) و تابعین، قرائتها، شأن نزول و مسائل تاریخى، داشته است بیان مى‌دارد، بهمین جهت در متن تفسیر مطالب فوق را بدون ذکر سند، مى‌آورد. و نیز بحثى در فضائل قرآن و تلاوت آن و وعید بر تفسیر به رأی، بیان داشته است.

منابع تفسیر

بغوى در تفسیر خود از منابع متعددى بهره برده است. در بخش روایى از تفسیر ثعلبى و کتب ائمه حدیث و صحابه و تابعین، در جانب معناى آیه و تحلیل لغوى الفاظ از لغویینى مانند خلیل بن احمد، سیبویه، اخفش و مبرد، و از شیعه مانند: محمد بن حنفیه، على بن الحسین زین العابدین علیه السلام، امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام را مد نظر داشته، روایاتى از ایشان نقل مى‌نماید.

از میان صوفیه که آنها را به «ارباب اللسان» و «اهل الاشاره» نام مى‌برد، مطالبى از شهر بن حوشب، ابراهیم بن ادهم، فضیل بن عیاض، سهل تسترى، جنید و امثال آنها را متذکر مى‌گردد.

از تفاسیر پیش از خود به جز تفسیر ابن نقاش معتزلى، ابو الحسن واحدى (صاحب تفسیر الوجیز و الوسیط و اسباب النزول)، یادى نمى‌نماید. بغوى از تفسیر ابن ابى حاتم رازى نیز استفاده فراوانى نموده است.

انگیزه تألیف

بغوى در مقدمه خود درباره انگیزه تألیف تفسیر مى‌نویسد: «عده‌اى از یاران و دوستان از من درخواست نوشتن تفسیرى بر قرآن نمودند، من به دو جهت پذیرفتم، ابتدا براى اینکه مشمول حدیث پیامبر (ص) گردم که ابو سعید خدرى از ایشان نقل مى‌کند: «ان رجالا یأتونکم من اقطار الارض یتفقهون فى الدین فاذا اتوکم فاستوصوا بهم خیرا». دوم اینکه به علماى گذشته در تدوین علم و ابقاء آن براى آیندگان تأسى کرده باشم، چیزى بر علوم آنها نیفزودم، امّا معارف آنها را با بیانى جدید براى نسلى جدید بازگو کرده، تا آن علوم باقى بماند. بدین جهت تفسیرى که تطویل ممل و خسته کننده و اختصار مخل به معنا، در آن نباشد، عرضه کردم.»

روش تفسیر

روش کلى وى در بیان و شرح آیات به مانند سایر مفسرین مى‌باشد، در ابتداى هر سوره، اطلاعات کلى از قبیل نام و وجه آن، محل نزول (مکى و مدنى بودن آن) و تعداد آیات آن، ارائه مى‌دهد. سپس وارد بخش تفسیر آیات مى‌گردد.

وى در تفسیر هر آیه، نخست به سراغ قرآن رفته است تا آیات مشابه و مفسر آن را بیابد، که این روش، اصیل‌ترین روش در فهم معانى قرآن است. سپس از احادیث نبوى و آنگاه از اقوال صحابه و تابعان استفاده کرده است. گاه سبب نزول آن را نیز بیان کرده و در صورت لزوم به ریشه‌یابى واژگان و اعراب و نکات بلاغى و ادبى مربوط به آیه پرداخته است، ولى با کمال اختصار و در عین حال با دقت و ظرافت لازم، از دفع شبهات وارده بر نظم قرآن و غیره نیز غفلت نورزیده است.

مباحث نحوى و ادبى تفسیر مختصرى از تفسیر ثعلبى و واحدى است. بغوى را امام محدث نیز گفته‌اند یعنى عالم به روایت و درایت آن است، اکثر احادیث مرفوعه را در تفسیر خود مسند کرده است، و سعى دارد روایات ضعیف و موضوع و باطل را که پیش از او ثعلبى آورده است، نقل ننماید. با اینحال روایت ضعیف هم نقل کرده است، گاهى به ضعفش اشاره دارد، مانند حدیث شماره ۳۸- ۴۳۹- ۹۱۷ و... و گاهى به ضعف حدیث اشاره نمى‌کند مانند حدیث شماره ۱۷- ۴۳- ۸۰- ۱۱۹- ۱۶۰- و... روایت موضوع و باطل هم در تفسیر وى راه پیدا کرده است، مانند حدیث شماره ۵۸۰- ۷۲۶- ۸۹۱ و... که اکثر در اسباب نزول است.

بغوى را امام فقیه نیز لقب داده‌اند از این جهت مباحث فقهى ذیل آیات احکام را بر مسلک شافعى را خوب بیان مى‌دارد، در برخى موارد اختصار را رعایت نموده است مانند بحث در سعى بین صفا و مروه آیه ۱۵۸ سوره بقره که ضمن ذکر مختصر اقوال به ادله آنها نیز مى‌پردازد. گاهى در مباحث فقهى مقدارى بسط مى‌دهد، مانند بحث قصاص ذیل آیه ۱۷۸ سوره بقره، بحث صوم ذیل آیه ۱۸۳ بقره، بحث خمر ذیل آیه ۲۱۹ بقره، بحث حیض آیه ۲۲۲ بقره، بحث ایلاء آیه ۲۲۶ بقره و... و گاهى بحث طولانى مطرح مى‌کند مانند بحث حج آیات ۱۹۳ تا ۲۰۳ بقره، بحث طلاق آیه ۲۲۸ تا ۲۳۷ بقره.

بغوى را مقرئ نیز لقب داده‌اند، بدین جهت در تفسیر خود به ذکر قراءات مى‌پردازد و مشهور از آنها را مطرح کرده به وجوه آن مى‌پردازد، خود در مقدمه مى‌نویسد: «در تفسیر، قراءات مشهور را انتخاب و ذکر کرده‌ام، زیرا اتفاق بر جواز قرائت آنها وجود دارد.» سعى دارد بحث قرائت را به اختصار مطرح نماید، امّا گاهى طولانى مى‌شود مانند قرائت «صراط» در آیه ۶ سوره فاتحه و قرائت «سفهاء» در آیه ۱۳ بقره که نظر قراء اهل کوفه و شام را بررسى مى‌کند.

بغوى در بحثهاى عقیدتى و کلامى به مثابه یکى از علماى اهل سنت عمل مى‌کند، اضطراب در کلمات وى بچشم مى‌خورد، در صفات خداوند گاهى مسلک سلف (عدم تأویل) را برمى‌گزیند و گاهى مسلک متأخرین (تأویل) را انتخاب مى‌کند. ذیل آیه ۵۴ سوره اعراف «ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ» در مقابل معتزله قرار مى‌گیرد و بیان «الاستواء غیر مجهول و الکیف غیر معقول و الایمان به واجب» را نقل مى‌کند و راه عدم تأویل و الکیف مجهول را پیش مى‌گیرد. و در آیه ۴۲ سوره قلم «يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ» تأویل را انتخاب کرده مى‌گوید: «عن امر فظیع شدید». و در آیه ۲۲ سوره الفجر «وَجَاءَ رَبُّكَ» مى‌نویسد: «جاء امره و قضاؤه و قال الکلبى ینزل حکمه».

بغوى را محقق نیز دانسته‌اند، به همین جهت گاهى مبادرت به ذکر اقوال متعدد در تفسیر آیه یا بیان معناى آن مى‌نماید، بدون اینکه بین آنها ترجیحى قائل شود و یا اختلاف و اضطراب آن اقوال را بازگو کند. اما گاهى نیز به ترجیح یکى از اقوال مى‌پردازد که این کمتر اتفاق مى‌افتد. مانند آیه ۳۴ سوره بقره «وَإِذْ قُلْنَا...» مى‌نویسد: «فیه قولان: الاصح...» و یا آیه ۷ سوره آل عمران «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ...» مى‌نویسد: «و اختلف العلماء فى نظم هذه الآیة...». بغوى سعى دارد که اسرائیلیات تفسیر ثعلبى و شاگردش واحدى را نقل ننماید امّا با اینحال تعدادى از اینگونه روایات و قصه‌هاى تاریخى در تفسیر او یافت شده است و کمتر به ضعف و جعلى بودن آنها مى‌پردازد. قصه‌هایى از قبیل شأن آدم و حوا و نزول آنها از بهشت ذیل آیه ۳۶ سوره بقره « وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ...» و قصه غرق آل فرعون ذیل آیه ۵۰ سوره بقره «وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ...» که مبالغه و مطالب موهن زیادى دارد. و نیز قصه هاروت و ماروت ذیل آیه ۱۰۲ بقره و داستان طولانى قتل جالوت توسط داود، ذیل آیه ۲۵۹ سوره بقره.

بغوى به شیوه ثعلبى از آوردن روایات ائمه اطهار «علیه السلام» نیز دریغ نکرده است و هر جا روایتى، با شأن رفیع اهل بیت(ع) مناسبت داشته یا دلیل بر منقبت و فضیلتى براى آنان بوده، بى پروا آن را بیان کرده است. مانند آیه ۶۱ سوره آل عمران (آیه مباهله) که نام حضرت على علیه السلام، فاطمة الزهرا «سلام الله علیها» و «حسنین علیهما السلام» را ضمن بیان داستان مباهله، ذکر مى‌کند.

عده‌اى در این موضوع در برخى چاپها، خواسته‌اند که برخى عبارتها را حذف نمایند ولى غافل از اینکه حذف آن آشکار خواهد شد. به عنوان نمونه، بغوى (به تبع ثعلبى) ذیل آیه ۲۱۴ سوره شعراء «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» روایت معروف و مفصلى را که مورخان و مفسران به طور متواتر و با سندهاى صحیح از طریق محمد بن اسحاق، سیره نویس معروف و پدر تاریخ اسلامى، روایت کرده‌اند، آورده است، بدین مضمون: «پیامبر (ص) به على(ع) دستور داد تا فامیل و بستگان را دعوت کند و به آنان فرمود: هر که از شما مرا یارى کند، برادر، وصىّ و جانشین من خواهد بود. تنها على (ع) برخاست و گفت: یا رسول الله (ص) من همواره یاور تو هستم. آنگاه پیامبر( ص) رو به آنان کرد و فرمود: إنّ هذا أخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا» (تفسیر بغوى، ج ۳ ص ۴۸۱). این ذیل در چاپهاى مکرر حذف شده است، جز در چاپ دار احیاء التراث عربى- بیروت (۱۴۲۰ ه ۲۰۰۰ م) چاپ حاضر، ولى تحریف کنندگان غافل مانده و ندانسته‌اند که تفسیر خازن که برگرفته از تفسیر بغوى است، حدیث یاد شده را به طور کامل نقل کرده است (تفسیر خازن ج ۳ ص ۳۳۳).

تحقیق اثر

تحقیق تفسیر بغوى توسط محقق عبد الرزاق المهدى انجام گرفته است. وى ضمن مقدمه‌اى مباحثى درباره: ۱- انواع تفاسیر (درباره شیوه‌هاى تفسیرى و تألیفات آنها، که به ۷ نوع شیوه پرداخته است.) ۲- علت و انگیزه تألیف تفسیر توسط بغوى. ۳- فوائدى مهم درباره تفسیر و مفسران که به اختلاف علماى گذشته در تفسیر، احادیث جعلى در تفاسیر و تقسیم اسرائیلیات، پرداخته است. در این بحث، به اختلاف علماى پیشین در تفسیر، جمع آن و نقد بسیارى از روشها اشاره دارد. نمونه‌اى از احادیث جعلى در کتب تفسیر را متذکر گشته به نقد آنها پرداخته است. و در بخش مفسران به مفسرین از صحابه و شاگردان آنها از تابعین پرداخته شرح حال مختصرى از هر یک از آنان ارائه مى‌دهد. پس از آن به بغوى و تفسیرش مى‌پردازد و ضمن بیان روش او و توضیح بخش‌هاى مختلف تفسیرش، شرح حال مختصرى از بغوى و آثار و اساتید و شاگردانش ارائه مى‌دهد. و در خاتمه به بررسى و توصیف نسخه‌هاى خطى که محور تحقیق وى (در کنار دو نسخه چاپى) بوده‌اند، مى‌پردازد.

عمده فعالیتهاى محقق در این تفسیر عبارتند از:

۱- مطابقت دو نسخه خطى با هم و مقایسه آنها با دو نسخه چاپى و اشاره به موارد اختلاف نسخه‌ها.

۲- تخریج احادیث

۳- بررسى اسانید روایات و صحت و ضعف آنها

۴- اشاره به شرح حال برخى راویان

۵- ذکر طرق دیگر حدیث که مفسر آن را بیان نداشته است

۶- شماره گذارى احادیث از ابتدا تا انتهاى تفسیر که به رقم ۲۴۴۰ حدیث رسیده است.

۷- اشاره به اسرائیلیات

۸- تخریج آیات شاهد

۹- تخریج شواهد شعرى

۱۰- شرح برخى‌مفردات غریب در شعر و نثر

۱۱- تهیه فهرست مصادر و مراجع

۱۲- مقدمه‌اى در موضوعات ذکر شده در ابتداى عنوان. محقق در تخریج اسانید از کتابهاى« شرح السنة» و« الانوار فى شمائل النبى المختار» بغوى و کتب روایى دیگر مانند صحیح بخارى استفاده کرده است. مقدمه محقق به سال ۱۴۱۹ ه / ۱۹۹۸ م در سوریه- دمشق، نگاشته شده است.

نقدى بر محقق:

محقق در بحث احادیث جعلى و موضوع اشاره به برخى مصادیق مى‌نماید که از جمله آنها، مأثورات منقول ذیل آیه ۵۵ سوره مائده است، ایشان حدیث صدقه دادن انگشتر توسط حضرت على( ع) را که صحابه، تابعین و مفسرین مختلف شیعه و سنى آن را نقل نموده‌اند، از موارد مجعول دانسته و براى اثبات سخن خود به نقل قولى از ابن تیمیه که «انه من وضع الرافضة» و بیانى از دیگران اکتفا مى‌کند. وى هر گونه بیان مصداق را از جمله در آیه ۷ سوره رعد «وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» و آیه ۱۲ سوره حاقه «وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ» که حضرت على( ع) را به عنوان مصداق اعلاى آیه بیان مى‌دارد، جعلى خوانده است. ایشان فراموش نموده‌اند که یکى از راههاى تبیین و تفسیر آیات قرآن که از تفسیر لفظى فراتر است (و در مدار آن محسوب نمى‌گردد) بیان مصداق‌هاى آیات است که توسط پیامبر( ص)، صحابه، تابعین و مفسران پیشین انجام گرفته است و نیز برخى از این احادیث و منقولات، شأن و سبب نزول آیات بوده است. که ارزیابى آنها باید بدور از تعصبات مذهبى قرار گیرد. این بخش از سخنان عبد الرزاق مهدى بایسته نقدى متکى بر تحقیق در روایات و مأثوراتى است که در صدد بیان مصادیق آیات هستند و نیز مأثوراتى که اسباب نزول آیات را بیان داشته است. فقط به ذکر این نکته بسنده مى‌کنم، که ۲۴ حدیث از اهل سنت نقل شده که این آیه (۵۵ سوره مائده) درباره حضرت على( ع) نازل شده است. روایات مربوطه را از صحابه افرادى مانند، ابوذر، ابن عباس، انس بن مالک، عمار، جابر، سلمة بن کهیل، ابو رافع، عمرو بن عاص و حضرت على علیه السلام که اعلم، اعدل و اتقاى صحابه بوده نقل نموده‌اند، در بین ائمه( ع)، امام حسین( ع)، امام سجاد( ع)، امام باقر( ع)، امام صادق( ع) و امام هادى( ع) نیز این روایات را داشته‌اند. علماى اهل سنت نیز بر نقل آن بدون رد و جرح اتفاق داشته‌اند، مانند احمد، نسایى، طبرى، طبرانى، و عبد بن حمید، که اینها خود از ائمه تفسیر مأثور و از حفاظ و ائمه حدیث اهل سنت محسوب مى‌گردند. متکلمین نیز اینگونه روایت‌ها را تلقى به قبول نموده‌اند.

فقها در مسئله «فعل کثیر در نماز» و بحث «آیا صدقه مستحبى، زکاة نامیده مى‌شود یا خیر؟» آنها را مطرح کرده‌اند. در صحت انطباق آیه بر روایات، بزرگان تفسیر و ادب مانند زمخشرى، طبرى و ابو حیان در تفسیر خود و راویان احادیث که خود از اهل لسان عرب مى‌باشند، مناقشه‌اى ننموده‌اند. بنابر این نمى‌توان ادعاى ضعف سند و جعلى بودن را پذیرفت و از اینگونه روایات چشم پوشى نمود.

نسخه شناسى

معالم التنزیل بارها همراه با تفسیر ابن کثیر و تفسیر خازن به طبع رسیده است. از جمله، چاپ سنگى آن در هند همراه با تفسیر ابن کثیر، بومباى، سال ۱۲۹۵ ق در ۱۰۰۶ صفحه و بار دوم در سال ۱۲۹۶ ق. همچنین در قاهره چاپخانه استقامت در سال ۱۳۳۱ در حاشیه تفسیر خازن- چاپ‌هاى مستقل آن از قبیل: ۱- المکتبة التجاریة الکبرى در سال ۱۹۵۵ م، ۲- مکتبة البابى الحلبى سال ۱۹۵۷ م در ۴ مجلد. ۳- بیروت دار المعرفة چاپ دوم به سال ۱۴۰۷ ق به تحقیق خالد عبد الرحمن العک و مروان سوار در ۴ مجلد. ۴- چاپ دیگر به سال ۱۹۷۰ م ۵- افست چاپ قاهره در بیروت، توسط دارالفکر به سال ۱۴۰۵ ق در پنج مجلد. ۶- نسخه حاضر توسط دار احیاء التراث العربى در کشور لبنان، بیروت با تحقیق عبد الرزاق المهدى در ۵ مجلد به قطع وزیرى، به عنوان چاپ اول به سال ۱۴۲۰ ق معادل ۲۰۰۰ میلادى.

این نسخه با تحقیق و پاورقى‌هاى محقق فوق انجام گرفته، آیات قرآن با شماره آنها، کاملا از متن تفسیر مجزا و مشخص مى‌باشند. شماره آیات مورد بحث و سوره در بالاى صفحه به همراه جزء کتاب راهنماى محققان خواهد بود. در انتهاى هر مجلد فهرستى بر اساس سوره‌هاى موجود در آن ارائه شده است، فهرست مصادر و مراجع نیز توسط محقق انتهاى مجلد پنجم گنجانده شده است. تصویرى از صفحات نسخه‌هاى خطى که منبأ و محور این نسخه بوده‌اند در ابتداى مجلد اول تفسیر نمایش داده شده است. مشخصات کامل دو نسخه خطى و سال کتابت آنها در مقدمه محقق بیان گشته و در پاورقى‌ها به جزئیات اختلاف آنها اشاره مى‌شود.

اضافه بر تفاسیرى که بعد از بغوى از این اثر استفاده نموده یا آن را تلخیص کرده‌اند، (این تفسیر توسط شیخ تاج الدین ابو نصر، عبد الوهاب بن محمد حسینى از علماى قرن نهم مختصر شده است.) تألیفاتى درباره آن انجام گرفته است، از قبیل:

۱- البغوى الفراء و تفسیره للقرآن الکریم، محمد ابراهیم شریف، قاهره، دانشکده دارالعلوم دانشگاه قاهره ۱۴۰۶ ه ۱۹۸۶ م در ۵۱۶ صفحه.

۲- البغوى و منهجه فى التفسیر، عفاف عبد الغفور حمید، مکه مکرمه، دانشکده شریعت، دانشگاه ام القرى، ۱۴۰۰ ه رساله فوق لیسانس، چاپ ارشاد بغداد.

۳- فهرست احادیث تفسیر بغوى، توسط یوسف عبد الرحمن المرعشلى، بیروت، دار النور الاسلامى، دار البشائر الاسلامیة، در ۲۵۶ صفحه.

منابع مقاله

۱- مقدمه محقق و مفسر جلد ۱ به همراه سایر مجلدات تفسیر

۲- دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى به کوشش بهاء الدین خرمشاهى ج ۱ ص ۳۷۸ و ۷۵۸

۳- المفسرون حیاتهم و منهجهم سید محمد على ایازى صفحه ۶۴۴

۴- تفسیر و مفسران آیت الله معرفت ج ۲ صفحه ۱۹۳

۵- التفسیر و المفسرون دکتر ذهبى ج ۱ ص ۲۳۴

۶- مناهج المفسرین دکتر منیع عبد الحلیم محمود صفحه ۱۳۱

۷- فصلنامه بینات سال دوم شماره ۷ پاییز ۱۳۷۴ صفحه ۷ فصلنامه مؤسسه معارف

اسلامى امام رضا علیه السلام

۸- تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایى ج ۶ صفحه ۲

منبع

نرم افزار جامع التفاسیر، بخش کتابشناسی.

***
تفسیر قرآن
درباره تفسیر قرآن: تفسیر قرآن -تاریخ تفسیر - روشهای تفسیری قرآن
اصطلاحات: اسباب نزول -اسرائیلیات -سیاق آیات
شاخه های تفسیر قرآن:

تفسیر روایی (تفاسیر روایی) • تفسیر اجتهادی (تفاسیر اجتهادی) • تفسیر فقهی ( تفاسیر فقهی) • تفسیر ادبی ( تفاسیر ادبی) • تفسیر تربیتی ( تفاسیر تربیتی) • تفسیر كلامی ( تفاسیر كلامی) • تفسیر فلسفی ( تفاسیر فلسفی ) • تفسیر عرفانی (تفاسیر عرفانی ) • تفسیر علمی (تفاسیر علمی)

روشهای تفسیری قرآن:
تفاسیر به تفکیک مذهب مولف: