کبیر

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


اين اسم و صفت الهى، صفت مشبّهه به معناى برتر و بزرگتر از مشابهت با آفريده ها،[۱] كبريايى و عظمت و بزرگ قدر شدن است.

اين اسم و صفت الهى پنج بار در قرآن به صورت وصف «عَلىّ» و يك بار با صفت «متعال» آمده است.[۲]

  • «...إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا». (سوره نساء(4)/ 34)
  • «عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ». (سوره رعد)(13)/ 9)
  • «...وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ». (سوره حج(22)/ 62)
  • «...وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ». (سوره لقمان(31)/ 30)
  • «... وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ». (سوره سبأ(34)/ 23)
  • «...فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ». (سوره غافر(40)/ 12)

پانویس[ویرایش]

  1. الاسماء والصفات، بيهقى، ج 1، ص 73؛ شرح اسماء اللّه الحسنى، رازى، ص 268.
  2. اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج 2، ص 1217 - 1219.


منابع[ویرایش]

  • فرهنگ قرآن، جلد 24، ص 68.
اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.