اعلى (اسم الله)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

اعلى توصيف شده و آن را دليل بر امكان اعاده انسان‌ها گرفته است، زيرا كسى كه بر چنين آفرينش تواناست، بر اعاده انسان نيز توانا خواهد بود.

سرانجام بايد دانست اعلى مأخوذ از «علوّ» به معنى رفعت و بلندى است، ابن فارس مى گويد: «علو» يك معنى بيش ندارد و آن دليل بر ارتفاع و بلندى است، طبعاً مقصود از اعلى آن گاه كه به عنوان صفت ذكر مى شود، بلندى از نظر رتبه و درجه وجود است، زيرا مفروض اين است كه او مبدأ آفرينش و محيط بر آن مى باشد، قهراً وجود بى حدّ او بالاتر و برتر از وجود محدود خواهد بود; از اين جهت صاحب اين اسم بايد از هر اسمى كه لايق مقام او نيست، تنزيه شود چنان كه فرمود:(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلى) يعنى چون ذات او اعلى است، طبعاً بايد اسم او نيز از هر نقصى تنزيه شود.

و به ديگر سخن: چون وجود او اعلى است، بايد اسم و صفت او نيز با او هماهنگ باشد، زيرا اسم از واقعيتى در مسمى حكايت مى كند و موجود اعلى نمى تواند اسمى داشته باشد كه با كمال او هماهنگ نباشد. از اين جهت، هر صفت كمالى كه در جهان تصور مى شود مانند حيات، قدرت، علم، ملک و جود و كرم خدا سهم برتر و بالاتر را دارد و ديگران سهم كمتر و غير برتر.

صدوق(1) در تفسير اعلى دو احتمال داده است، يكى اين كه به معنى قاهر باشد، و مى گويد شاهد آن آيه زير است:

(...لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الأَعلى). (سوره طه/68)

«اى موسى مترس تو قاهر و غالبى».

احتمال ديگر اين كه مقصود متعالى بودن خدا از داشتن شبيه و نظير

اعلی در قرآن[ویرایش]

لفظ اعلى در قرآن نه بار و در دو مورد به عنوان صفت خدا وارد شده است، چنان كه مى فرمايد:

(سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلى). (سوره اعلى/1)

«نام خدايت را كه برتر است، تنزيه كن».

و نيز مى فرمايد:

(وَ ما لأَحَد عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَة تُجْزى* إِلاّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأَعْلى).(سوره ليل/19ـ20)

«و در نزد پرهيزگارى كه زكات مال خويش را مى دهد، كسى نعمتى ندارد كه پاداش داده شود(و زكات را در مقابل آن بپردازد) او زكات را به خاطر خشنودى پروردگار والاى خويش مى پردازد و به زودى راضى مى شود».

و در برخى از آيات به عنوان صفت مثل وارد شده است، چنان كه مى فرمايد:

(لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوءِ وَ للّهِ المَثَلُ الأَعْلى وَهُوَ الْعَزِيزُ الحَكيم). (سوره نحل/60)

«براى كسانى كه به روز رستاخيز ايمان نمى آورند صفات بد (كه به اختيار كسب كرده اند) مى باشد، ولى براى خدا صفات برتر است و او عزيز و حكيم است».(1)

در اين آيه خلقت آسمان و زمين كه بيانگر صفات كمال است، مَثَل 1 . مثل در اين آيه و امثال آن به معناى توصيف و بيان چگونگى موجودات است و اگر به مثل، مثل مى گويند چون بيانگر حال موردى است كه بر آن تطبيق مى شود، ولذا آن جا كه مشركان پيامبر را مسحور خواندند وگفتند: (إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّ رَجلاً مَسحوراً) (سوره فرقان/8) خدا توصيف آنها را با لفظ ضرب المثل مى خواند و مى فرمايد: (أُنظُرْ كَيْفَ ضَربُوا لَكَ الأَمْثال) بنگر چگونه تو را توصيف مى كنند، بنابراين ضرب المثل در اين آيه غير از ضرب المثل در محاورات ماست.[۱]


منابع[ویرایش]

  1. کتاب منشور جاوید-صفحه۱۳۶و۱۳۷ از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سبحانی
اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.