جامع (اسم الله)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


جامع از ريشه «جمع» و به معناى به هم ضميمه كردن، نزديك كردن و گردآوردن چيزهايى در كنار هم است.[۱] جامع در وصف خدا، گاهى ذاتى و به معناى جامع فضايل و صفات نيكو و گاهى فعلى است كه دلالت دارد خداوند متعال به حق، جامع متفرقات و همانندها و اشياى ضدّ است.[۲]

  • «رَبَّنا اِنَّكَ جامِعُ النّاسِ لِيَوم لارَيبَ فيهِ اِنَّ اللّهَ لا‌يُخلِفُ الميعاد». (سوره آل عمران(3)‌/9)
  • «...اِنَّ اللّهَ جامِعُ المُنفِقينَ والكفِرينَ فى جَهَنَّمَ جَميعا». (سوره نساء(4)‌/140)

پانویس[ویرایش]

  1. مفردات، ص‌201، «جمع».
  2. الأسنى فى شرح اسماء اللّه الحسنى، ج‌1، ص‌480.


منابع[ویرایش]

فرهنگ قرآن، ج9.

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.