حضرت الیاس علیه السلام: تفاوت بین نسخهها
(رده اولویت مقاله) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | {{ | + | {{خوب}} |
| − | حضرت | + | '''«حضرت الیاس علیهالسلام»''' از [[انبیاء بنی اسرائیل|انبیای بنیاسرائیل]] و از نسل [[حضرت هارون علیه السلام|حضرت هارون]] علیهالسلام است. نام وی دو بار در [[قرآن|قرآن کریم]] ذکر گردیده و از صالحین معرفی شده است. [[الیسع|حضرت اَلْیسَع]] علیهالسلام، وصیّ و پیامبر بعد از الیاس بود. |
| − | ==وجه | + | ==وجه تسمیه الیاس== |
| − | لغت | + | لغت «الیاس» یک لغت عبری است و بیشتر لغویان آن را همان «ایلیا»ى عبرى به معناى «یَهُوه خداى من است» به معنی «بزرگوار من خداست» دانسته اند و گفتهاند: چون این واژه یونانى است، به پایان آن حرف «س» افزوده شده است؛ مانند: «هرمس».<ref> واژههاى دخیل، آرتور جفری، ص ۱۲۷.</ref> |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==حضرت الیاس در قرآن== | ==حضرت الیاس در قرآن== | ||
| − | حضرت | + | حضرت الیاس از انبیای [[بنی اسرائیل]] است که در [[قرآن کریم]] دو بار از او یاد شده: |
| − | * {{متن قرآن| | + | *«{{متن قرآن|{{آیه|6|85}}}}<ref>[[آیه 85 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۸۵.]]</ref>؛ و [[حضرت زکریا علیه السلام|زکریا]] و [[حضرت یحیی علیه السلام|یحیى]] و [[حضرت عیسی علیه السلام|عیسى]] و '''الیاس''' را که همه از شایستگان بودند». |
| − | * {{متن قرآن| | + | *«{{متن قرآن|{{آیه|37|123}}}}<ref>[[آیه 123 سوره صافات|سوره صافات، آیه ۱۲۳.]]</ref>؛ و به راستى الیاس از فرستادگان (ما) بود». |
| − | |||
| − | + | *«{{متن قرآن|{{آیه|37|130}}}}<ref>[[آیه 130 سوره صافات|همان، آیه ۱۳۰.]]</ref>؛ درود بر الیاسین». [[ابن عباس]] گوید: مراد از «[[آل یاسین|آل یاسین]]»، آل [[پیامبر اسلام|محمد]] صلی الله علیه و آله است و «یاسین» یکى از نام هاى [[پیامبر اسلام|پیامبر]] است.<ref> ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۱، ص۴۳.</ref> | |
| − | + | خداوند در [[سوره الصافات]] در ده [[آیه|آیه]] (آیات ۱۲۳ الى ۱۳۲)، شرح حال حضرت الیاس را بیان فرموده است. از جمله عباد خاص که خداوند از آنان قدردانى فرموده، الیاس پیامبر از نواده هاى [[حضرت هارون علیه السلام|حضرت هارون]] بوده و در شهر بَعْلُبَک (در [[لبنان]]) به [[رسالت]] اعزام شده است. | |
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«{{آیه|37|124}}»}}<ref name=":۰">[[آیه 124 سوره صافات|سوره صافات، آیه ۱۲۴.]]</ref>: در این آیه خطاب به [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] صلى اللّه علیه و آله می فرماید: بیاد آور که الیاس به قوم [[بت پرستی|بت پرست]] خود خطاب نموده و دعوت به خداپرستى مى نمود و آنان را تهدید نموده که به چه جهت از نعمت آفرینش [[کفران نعمت|کفران]] مى نمائید و از عقوبت آفریدگار جهان باید در حذر باشید. |
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«{{آیه|37|125}}»}}<ref>[[آیه 125 سوره صافات|همان، آیه ۱۲۵.]]</ref>: چگونه بت بزرگ مشخصى را به نام [[بعل]] که ساکنان این سرزمین پرستش مى نمایند و از آفریدگار جهان که ریز و کلان موجودات صحنه هستى را از عدم آفریده اعراض مى نمائید. |
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«{{آیه|37|126}}»}}<ref>[[آیه 126 سوره صافات|همان، آیه ۱۲۶.]]</ref>: در صورتى که آفریدگار جهان سلسله [[بشر]] را از [[حضرت آدم علیه السلام|آدم]] أبوالبشر و همه افراد اجداد و نیاکان و پیشینیان شما را از طریق توالد و تناسل آفریده و هر لحظه درباره تأمین وسایل زندگى هر یک از افراد بشر تدبیر مى نماید و از هرگونه نعمت و آسایش بشر را بهره مند فرموده و ربوبیت و تدبیر آفریدگار اختصاص به قومى ندارد، همچنان که درباره [[بت پرستی|بت پرستى]] هر قوم و قبیله اى براى خود بت و معبودى اتخاذ مى نمایند و به آنها اختصاص خواهد داشت. |
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«{{آیه|37|127}}»}}<ref>[[آیه 127 سوره صافات|همان، آیه ۱۲۷.]]</ref>: پس از مساعى الیاس و دعوت قوم خود به خداپرستى، او را تکذیب نمودند و در نتیجه انکار و مبارزه آنان با دعوت الیاس، براى اجراى عقوبت در صحنه [[قیامت]] احضار خواهند شد. |
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«{{آیه|37|128}}»}}<ref>[[آیه 128 سوره صافات|همان، آیه ۱۲۸.]]</ref>: آیه مبنى بر استثناء از حکم بیگانگان است که در صحنه قیامت براى رسیدگى و اجراى عقوبت احضار خواهند شد و این حکم اختصاص به کفار دارد و درباره أهل [[توحید]] که به دعوت رسولان پاسخ مثبت داده و از مکتب خداپرستى پیروى نموده اند، در صحنه [[قیامت|قیامت]] محشور مى شوند ولى در صف أهل توحید که پیشواى آنان رسولان آنان است، خواهد بود. |
| − | + | {{متن قرآن|«{{آیه|37|129}}»}}<ref>[[آیه 129 سوره صافات|همان، آیه ۱۲۹.]]</ref>: از جمله بقاء آثار وجودى الیاس رسول آن است که در آیات قرآنى ذکر نام و اشاره اى به آثار خیر و مساعى او درباره دعوت مردم به توحید یادآورى شده است.<ref> انوار درخشان، سید محمدحسین حسینى همدانى، ج۱۴، ص۶۵.</ref> | |
==حضرت الیاس در روایات== | ==حضرت الیاس در روایات== | ||
| − | * | + | *[[مفضل بن عمر]] مى گوید: به خانه [[امام صادق]] علیه السلام آمدیم و ایشان را مشاهده کردیم که به [[زبان سریانی|زبان سریانى]] جملاتى را بیان نموده و اشک مى ریزند. هنگامى که از ایشان علت را پرسیدیم فرمودند: الیاس پیامبر را به خاطر آوردم، او یکى از بندگان صالح [[بنى اسرائیل]] بود که در [[مناجات]] خویش با خداوند مى گفت: پروردگارا آیا بعد از آن که روزها را به تشنگى و شب ها را به بیدارى گذرانده و گونه خویش را بر خاک آستانت مالیدم، باز هم مرا به عذابت مبتلا خواهى نمود. خداوند نیز به او [[وحى]] فرستاد که مطمئن باشد هیچ گاه به [[عذاب]] خویش گرفتارش نخواهد کرد. الیاس مجدداً مناجات خویش را تکرار نمود و ذات بارى تعالى به او خطاب کرد که: اى بنده من، وقتى ما وعده نمودیم حتما بدان جامه عمل خواهیم پوشانید. قسمتى از مناجات الیاس این گونه است: {{متن حدیث|«أتُراک معذّبى بنارک و قد أظمأتُ لک هواجرى؟ أتُراک معذّبى و قد غفرتُ لک فی التراب وجهى؟ أتُراک معذّبى و قد اجتنبتُ لک المعاصى؟ أتُراک معذّبى و قد أصهرتُ لک لیلى؟»}}.<ref>داستان پیامبران یا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم، یوسف عزیزی، ص۴۵۱.</ref> |
| − | |||
| − | خداوند | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | *از [[ابن عباس]] روایت شده: هنگامی که [[یوشع بن نون]] بعد از [[حضرت موسی]] علیه السلام بر سرزمین [[شام]] مسلط شد، آن را بین طوایف سبطیها(ی دوازده گانه) تقسیم نمود، یکی از آن گروه ها -که الیاس علیه السلام در میانشان بود- در سرزمین بَعْلُبَک (یکی از شهرهای [[لبنان]]) سکونت نمودند. خداوند الیاس را به عنوان پیامبر، برای هدایت مردم بَعْلُبک فرستاد، الیاس به آن شهر وارد شد و مردم آنجا را از [[بت پرستی|بت پرستی]] برحذر داشت و آنها را به سوی خدای یکتا فراخواند. بَعْلُبک در آن عصر، شاهی به نام «لاجب» داشت که مردم را به پرستش بت فرامی خواند که نام آن «[[بعل|بَعْل]]» بود. طبق سخن خدا در [[قرآن]] (آیات ۱۲۴ تا ۱۲۸ [[سوره صافات]]) «مردم بَعْلُبک، سخن الیاس را تکذیب کردند و از دعوت او اطاعت ننمودند.» ... الیاس علیه السلام از دست آنها گریخت و به پشت کوهها و درون غارها رفت و در آن جا هفت سال مخفیانه زندگی کرد... حضرت الیاس پس از نابودی طاغوتیان، وصیت های خود را به وصی و شاگرد خود «[[الیسع|اَلْیسَع]]» نمود و سپس به سوی آسمان عروج کرد، و لباس [[نبوت]] را از طرف خدا به اَلْیسَع علیه السلام پوشانید و او به هدایت [[بنی اسرائیل|بنی اسرائیل]] پرداخت. بنی اسرائیل از او اطاعت کرده و احترام شایانی به او نمودند.<ref> بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۳، ص ۳۹۳ ـ ۳۹۶.</ref> | |
| + | *در روایت دیگری که از ابن عباس نقل شده آمده است: الیاس پیغمبر (از کوه) به زیر آمد و شش ماه نزد مادر [[حضرت یونس علیه السلام|حضرت یونس]] پنهان شد، سپس بجاى خویش برگشت. طولى نکشید پسربچه آن زن که از شیر بازش گرفته بود، مُرد و داغش بر دل مادر گران آمد، پس از کوهها بالا رفت تا «الیاس» را پیدا کرد، گفت: پسرم ناگهان مرد و به دلم إلهام شد که ترا شفیع قرار دهم تا خدا زندهاش فرماید، پرسید: کى مرده؟ گفت: امروز، هفتم است. الیاس همراه زن حرکت کرد و هفت روز راه رفت تا به منزل وى رسید، آنگاه دست به دعا برداشت و کوشید تا خدا بچه را به قدرت خویش زنده کرد و الیاس برگشت. چون پسر (یعنى همان [[حضرت یونس|یونس]]) چهل ساله شد خداوند او را منصب پیامبری داد و براى دعوت قومش مبعوث کرد، چنانکه در [[قرآن]] مىفرماید: «او را به سوى یکصد هزار یا بیشتر فرستادیم ([[سوره صافات|صافات]]، ۱۴۷).<ref>شیخ حر عاملی، الإیقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، ص۲۲۹</ref> | ||
| − | + | ==الیاس و ادریس== | |
| − | + | برخی از مفسران در آیههای «و زَکرِیا و یحیی و عیسی و اِلیاسَ کلٌّ مِنَ الصّلِحین»<ref>سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> و «و اِنَّ اِلیاسَ لَمِنَ المُرسَلین»<ref>سوره صافات، آیه ۱۲۳.</ref> «الیاس» را همان «[[حضرت ادریس علیه السلام|ادریس]]» دانستهاند و ویژگیها و داستانهایی که برای ادریس بیان شده است را در ذیل این آیات برای «الیاس» آوردهاند.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۵۱۰.</ref> | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | [[علامه حسن زاده آملی]] در این مورد می گوید: إلیاس همان إدریس است، زیرا آن حضرت را ظهور و غیبت بوده است و دوباره مبعوث شده است، یک بار پیش از غیبت که إدریس نبى بود، قوله تعالى: {{متن قرآن|«{{آیه|19|56}}»}}<ref>[[آیه 56 سوره مریم|سوره مریم، آیه ۵۶.]]</ref> و زمان غیبتش ۳۶۵ سال بوده است، و پس از آن به اسم الیاس رسول ظهور فرموده است، قوله سبحانه: {{متن قرآن|«{{آیه|37|124}}»}}<ref name=":۰" /><ref>حسن زاده آملی، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۶۴۲</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
| − | + | ==مطالب مرتبط== | |
| − | == | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | *[[حضرت ادریس علیه السلام|حضرت ادریس علیهالسلام]] | ||
| + | *[[حضرت الیسع علیه السلام|حضرت الیسع علیهالسلام]] | ||
{{پیامبران}} | {{پیامبران}} | ||
{{قرآن}} | {{قرآن}} | ||
| − | + | [[رده:شخصیت های قرآنی]] | |
| − | [[رده: | ||
[[رده:پیامبران]] | [[رده:پیامبران]] | ||
[[رده:مقاله های مهم]] | [[رده:مقاله های مهم]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۷
«حضرت الیاس علیهالسلام» از انبیای بنیاسرائیل و از نسل حضرت هارون علیهالسلام است. نام وی دو بار در قرآن کریم ذکر گردیده و از صالحین معرفی شده است. حضرت اَلْیسَع علیهالسلام، وصیّ و پیامبر بعد از الیاس بود.
محتویات
وجه تسمیه الیاس
لغت «الیاس» یک لغت عبری است و بیشتر لغویان آن را همان «ایلیا»ى عبرى به معناى «یَهُوه خداى من است» به معنی «بزرگوار من خداست» دانسته اند و گفتهاند: چون این واژه یونانى است، به پایان آن حرف «س» افزوده شده است؛ مانند: «هرمس».[۱]
حضرت الیاس در قرآن
حضرت الیاس از انبیای بنی اسرائیل است که در قرآن کریم دو بار از او یاد شده:
- «وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ ۖ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ[۲]؛ و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را که همه از شایستگان بودند».
- «وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ[۳]؛ و به راستى الیاس از فرستادگان (ما) بود».
- «سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ يَاسِينَ[۴]؛ درود بر الیاسین». ابن عباس گوید: مراد از «آل یاسین»، آل محمد صلی الله علیه و آله است و «یاسین» یکى از نام هاى پیامبر است.[۵]
خداوند در سوره الصافات در ده آیه (آیات ۱۲۳ الى ۱۳۲)، شرح حال حضرت الیاس را بیان فرموده است. از جمله عباد خاص که خداوند از آنان قدردانى فرموده، الیاس پیامبر از نواده هاى حضرت هارون بوده و در شهر بَعْلُبَک (در لبنان) به رسالت اعزام شده است.
«إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ»[۶]: در این آیه خطاب به رسول خدا صلى اللّه علیه و آله می فرماید: بیاد آور که الیاس به قوم بت پرست خود خطاب نموده و دعوت به خداپرستى مى نمود و آنان را تهدید نموده که به چه جهت از نعمت آفرینش کفران مى نمائید و از عقوبت آفریدگار جهان باید در حذر باشید.
«أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ»[۷]: چگونه بت بزرگ مشخصى را به نام بعل که ساکنان این سرزمین پرستش مى نمایند و از آفریدگار جهان که ریز و کلان موجودات صحنه هستى را از عدم آفریده اعراض مى نمائید.
«اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ»[۸]: در صورتى که آفریدگار جهان سلسله بشر را از آدم أبوالبشر و همه افراد اجداد و نیاکان و پیشینیان شما را از طریق توالد و تناسل آفریده و هر لحظه درباره تأمین وسایل زندگى هر یک از افراد بشر تدبیر مى نماید و از هرگونه نعمت و آسایش بشر را بهره مند فرموده و ربوبیت و تدبیر آفریدگار اختصاص به قومى ندارد، همچنان که درباره بت پرستى هر قوم و قبیله اى براى خود بت و معبودى اتخاذ مى نمایند و به آنها اختصاص خواهد داشت.
«فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ»[۹]: پس از مساعى الیاس و دعوت قوم خود به خداپرستى، او را تکذیب نمودند و در نتیجه انکار و مبارزه آنان با دعوت الیاس، براى اجراى عقوبت در صحنه قیامت احضار خواهند شد.
«إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ»[۱۰]: آیه مبنى بر استثناء از حکم بیگانگان است که در صحنه قیامت براى رسیدگى و اجراى عقوبت احضار خواهند شد و این حکم اختصاص به کفار دارد و درباره أهل توحید که به دعوت رسولان پاسخ مثبت داده و از مکتب خداپرستى پیروى نموده اند، در صحنه قیامت محشور مى شوند ولى در صف أهل توحید که پیشواى آنان رسولان آنان است، خواهد بود.
«وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ»[۱۱]: از جمله بقاء آثار وجودى الیاس رسول آن است که در آیات قرآنى ذکر نام و اشاره اى به آثار خیر و مساعى او درباره دعوت مردم به توحید یادآورى شده است.[۱۲]
حضرت الیاس در روایات
- مفضل بن عمر مى گوید: به خانه امام صادق علیه السلام آمدیم و ایشان را مشاهده کردیم که به زبان سریانى جملاتى را بیان نموده و اشک مى ریزند. هنگامى که از ایشان علت را پرسیدیم فرمودند: الیاس پیامبر را به خاطر آوردم، او یکى از بندگان صالح بنى اسرائیل بود که در مناجات خویش با خداوند مى گفت: پروردگارا آیا بعد از آن که روزها را به تشنگى و شب ها را به بیدارى گذرانده و گونه خویش را بر خاک آستانت مالیدم، باز هم مرا به عذابت مبتلا خواهى نمود. خداوند نیز به او وحى فرستاد که مطمئن باشد هیچ گاه به عذاب خویش گرفتارش نخواهد کرد. الیاس مجدداً مناجات خویش را تکرار نمود و ذات بارى تعالى به او خطاب کرد که: اى بنده من، وقتى ما وعده نمودیم حتما بدان جامه عمل خواهیم پوشانید. قسمتى از مناجات الیاس این گونه است: «أتُراک معذّبى بنارک و قد أظمأتُ لک هواجرى؟ أتُراک معذّبى و قد غفرتُ لک فی التراب وجهى؟ أتُراک معذّبى و قد اجتنبتُ لک المعاصى؟ أتُراک معذّبى و قد أصهرتُ لک لیلى؟».[۱۳]
- از ابن عباس روایت شده: هنگامی که یوشع بن نون بعد از حضرت موسی علیه السلام بر سرزمین شام مسلط شد، آن را بین طوایف سبطیها(ی دوازده گانه) تقسیم نمود، یکی از آن گروه ها -که الیاس علیه السلام در میانشان بود- در سرزمین بَعْلُبَک (یکی از شهرهای لبنان) سکونت نمودند. خداوند الیاس را به عنوان پیامبر، برای هدایت مردم بَعْلُبک فرستاد، الیاس به آن شهر وارد شد و مردم آنجا را از بت پرستی برحذر داشت و آنها را به سوی خدای یکتا فراخواند. بَعْلُبک در آن عصر، شاهی به نام «لاجب» داشت که مردم را به پرستش بت فرامی خواند که نام آن «بَعْل» بود. طبق سخن خدا در قرآن (آیات ۱۲۴ تا ۱۲۸ سوره صافات) «مردم بَعْلُبک، سخن الیاس را تکذیب کردند و از دعوت او اطاعت ننمودند.» ... الیاس علیه السلام از دست آنها گریخت و به پشت کوهها و درون غارها رفت و در آن جا هفت سال مخفیانه زندگی کرد... حضرت الیاس پس از نابودی طاغوتیان، وصیت های خود را به وصی و شاگرد خود «اَلْیسَع» نمود و سپس به سوی آسمان عروج کرد، و لباس نبوت را از طرف خدا به اَلْیسَع علیه السلام پوشانید و او به هدایت بنی اسرائیل پرداخت. بنی اسرائیل از او اطاعت کرده و احترام شایانی به او نمودند.[۱۴]
- در روایت دیگری که از ابن عباس نقل شده آمده است: الیاس پیغمبر (از کوه) به زیر آمد و شش ماه نزد مادر حضرت یونس پنهان شد، سپس بجاى خویش برگشت. طولى نکشید پسربچه آن زن که از شیر بازش گرفته بود، مُرد و داغش بر دل مادر گران آمد، پس از کوهها بالا رفت تا «الیاس» را پیدا کرد، گفت: پسرم ناگهان مرد و به دلم إلهام شد که ترا شفیع قرار دهم تا خدا زندهاش فرماید، پرسید: کى مرده؟ گفت: امروز، هفتم است. الیاس همراه زن حرکت کرد و هفت روز راه رفت تا به منزل وى رسید، آنگاه دست به دعا برداشت و کوشید تا خدا بچه را به قدرت خویش زنده کرد و الیاس برگشت. چون پسر (یعنى همان یونس) چهل ساله شد خداوند او را منصب پیامبری داد و براى دعوت قومش مبعوث کرد، چنانکه در قرآن مىفرماید: «او را به سوى یکصد هزار یا بیشتر فرستادیم (صافات، ۱۴۷).[۱۵]
الیاس و ادریس
برخی از مفسران در آیههای «و زَکرِیا و یحیی و عیسی و اِلیاسَ کلٌّ مِنَ الصّلِحین»[۱۶] و «و اِنَّ اِلیاسَ لَمِنَ المُرسَلین»[۱۷] «الیاس» را همان «ادریس» دانستهاند و ویژگیها و داستانهایی که برای ادریس بیان شده است را در ذیل این آیات برای «الیاس» آوردهاند.[۱۸]
علامه حسن زاده آملی در این مورد می گوید: إلیاس همان إدریس است، زیرا آن حضرت را ظهور و غیبت بوده است و دوباره مبعوث شده است، یک بار پیش از غیبت که إدریس نبى بود، قوله تعالى: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا»[۱۹] و زمان غیبتش ۳۶۵ سال بوده است، و پس از آن به اسم الیاس رسول ظهور فرموده است، قوله سبحانه: «إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ»[۶][۲۰]
پانویس
- ↑ واژههاى دخیل، آرتور جفری، ص ۱۲۷.
- ↑ سوره انعام، آیه ۸۵.
- ↑ سوره صافات، آیه ۱۲۳.
- ↑ همان، آیه ۱۳۰.
- ↑ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۱، ص۴۳.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ سوره صافات، آیه ۱۲۴.
- ↑ همان، آیه ۱۲۵.
- ↑ همان، آیه ۱۲۶.
- ↑ همان، آیه ۱۲۷.
- ↑ همان، آیه ۱۲۸.
- ↑ همان، آیه ۱۲۹.
- ↑ انوار درخشان، سید محمدحسین حسینى همدانى، ج۱۴، ص۶۵.
- ↑ داستان پیامبران یا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم، یوسف عزیزی، ص۴۵۱.
- ↑ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۳، ص ۳۹۳ ـ ۳۹۶.
- ↑ شیخ حر عاملی، الإیقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، ص۲۲۹
- ↑ سوره انعام، آیه ۸۵.
- ↑ سوره صافات، آیه ۱۲۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۵۱۰.
- ↑ سوره مریم، آیه ۵۶.
- ↑ حسن زاده آملی، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۶۴۲
مطالب مرتبط
| پیامبران |
| پیامبران اولوالعزم |
| محمد (ص) * عیسی * موسی * نوح * ابراهیم |
| سایر پیامبران |
| آدم * ادریس * یعقوب * یوسف * یونس * اسحاق * اسماعیل * الیاس * ایوب * خضر * داوود * سلیمان * ذوالکفل * زکریا * شعیب * صالح * لوط * هارون * هود * یحیی * یسع * شعیا * اِرميا * جرجیس * حبقوق * يوشع بن نون |




