ولادت پیامبر اسلام: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | {{تقویم|روز= 17 ربیع الاول|سال= سال | + | {{تقویم|روز= 17 ربیع الاول|سال= سال ۱ عامالفیل}} |
| − | '''[[پیامبر اسلام|حضرت محمد صلی الله علیه | + | '''«[[پیامبر اسلام|حضرت محمد صلی الله علیه وآله]]»''' - فرزند [[عبدالله بن عبدالمطلب]] و [[آمنه|آمنه بنت وهب]] - به اعتقاد [[شیعه]] در ۱۷ [[ربیع الاول|ربیعالاول]] سال [[عام الفیل]] در [[مکه|مکه]] دیده به جهان گشود. [[اهل سنت]] روز ۱۲ ربیعالاول این سال را روز ولادت آن حضرت میدانند. |
[[پرونده:(مولد النبی).png|بندانگشتی|تصویری از محل تولد پیامبر اکرم در مکه]] | [[پرونده:(مولد النبی).png|بندانگشتی|تصویری از محل تولد پیامبر اکرم در مکه]] | ||
| − | == زمان میلاد پیامبر == | + | ==زمان میلاد پیامبر== |
| − | قول مشهور میان شیعیان آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز جمعه مصادف با ۱۷ [[ربیع الاول]] سال [[عام الفیل]]، برابر با سال ۵۷۰ میلادى به دنیا آمد و نظر مشهور اهل سنت این است که تولد ایشان روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال بوده است.<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، | + | قول مشهور میان [[شیعه|شیعیان]] آن است که [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در روز [[جمعه]] مصادف با ۱۷ [[ربیع الاول]] سال [[عام الفیل]]، برابر با سال ۵۷۰ میلادى به دنیا آمد و نظر مشهور [[اهل سنت]] این است که تولد ایشان روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال بوده است.<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، ص۱۴۸</ref> |
| − | اینکه سال تولد پیامبر صلی الله علیه و آله را "[[عام الفیل]]" مى نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر صلی الله علیه و آله یعنى در نخستین روز [[ماه محرم|محرم]] سال ۵۷۰ میلادى فیل سواران "[[ابرهه]]" به مکه هجوم آورده و قصد نابودى کعبه و [[مسجدالحرام]] را نمودند ولى با [[معجزه]] الهى سرکوب شدند.<ref>برای تفصیل رجوع کنید: تاریخ ابن خلدون، | + | اینکه سال تولد پیامبر صلی الله علیه و آله را "[[عام الفیل]]" مى نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر صلی الله علیه و آله -یعنى در نخستین روز [[ماه محرم|محرم]] سال ۵۷۰ میلادى- فیل سواران "[[ابرهه]]" به [[مکه]] هجوم آورده و قصد نابودى [[کعبه]] و [[مسجدالحرام]] را نمودند ولى با [[معجزه]] الهى سرکوب شدند.<ref>برای تفصیل رجوع کنید: تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص ۶۹ تا ۷۲</ref> |
| − | == یتیمی پیامبر در کودکی == | + | ==یتیمی پیامبر در کودکی== |
| − | + | [[عبدالله بن عبدالمطلب]]، پدر [[پیامبر اسلام|حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله پیش از تولد او در حالى که همسرش [[آمنه بنت وهب|آمنه]] به چنین فرزندى حامله بود، به همراه سایر بازرگانان [[قریش|قریش]] جهت سفر تجارى عازم [[شام]] گردید و در بازگشت از شام در [[یثرب]] ([[مدینه]] منوره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و توفیق دیدار نوزاد خویش را نیافت. وفات عبدالله دو ماه و به روایتى هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود. | |
| − | اما آمنه مادر گرامى [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله که به [[تقوا]]، عفت و پاکیزگى در میان بانوان [[قریش|قریش]] معروف بود، پس از تولد | + | اما آمنه مادر گرامى [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله که به [[تقوا]]، [[عفت]] و پاکیزگى در میان بانوان [[قریش|قریش]] معروف بود، پس از تولد فرزندش چندان در این دنیاى فانى زندگى نکرد. وى دو سال و چهار ماه و به روایتى شش سال پس از میلاد [[پیامبر اسلام|محمد]] صلی الله علیه و آله در بازگشت از یثرب در مکانى به نام "ابوا" بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد. |
| − | رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از تولد در کفالت جدش [[عبدالمطلب]] بزرگ و سید قریش [[مکه]] قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیردادن نور دیده اش محمد صلی الله علیه و آله در آغاز وى را به "ثویبه" آزاد شده [[ابولهب]] سپرد ولى پس از مدتى وى را به "[[حلیمه]]" دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه در ظاهر | + | رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از تولد در کفالت جدش [[عبدالمطلب]] بزرگ و سید قریش [[مکه]] قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیردادن نور دیده اش محمد صلی الله علیه و آله در آغاز وى را به "ثویبه" آزاد شده [[ابولهب]] سپرد ولى پس از مدتى وى را به "[[حلیمه]]" دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه در ظاهر اگرچه دایه وى بود، ولى در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادرى کرد.<ref>واردی، روزشمار تاریخ اسلام، جلد ۳، ذیل عنوان "هفدهم ربیع الاول اول عام الفیل"</ref> |
| − | [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله از دوران کودکى داراى دو نام بود. یکى "محمد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب براى وى برگزید و دیگرى "[[احمد]]" که مادر ارجمندش آمنه آن را انتخاب کرده بود. | + | [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله از دوران کودکى داراى دو نام بود. یکى "[[محمد]]" که جد بزرگوارش عبدالمطلب براى وى برگزید و دیگرى "[[احمد]]" که مادر ارجمندش [[آمنه]] آن را انتخاب کرده بود. |
==ولادت پیامبر از زبان آمنه== | ==ولادت پیامبر از زبان آمنه== | ||
| − | آمنه | + | [[آمنه]] درباره چگونگی ولادت فرزندش [[پیامبر اسلام|حضرت محمد]] صلی الله علیه وآله می گوید: |
| − | سپس هاتفی | + | وقتی زمان زایمانم نزدیک شد، دیدم بال پرندهای سفید بر قلبم کشیده شد و همه ترس و نگرانی ها از من دور گردید، نوشیدنی سفید رنگی برای من آوردند و من که تشنه بودم، از آن نوشیدم. نوری مرا دربر گرفت. سپس بانوانی بلندقامت با من سخن گفتند ولی گفتار آنان همانند گفتار انسان ها نبود. ناگهان دیدم پارچه ابریشمی سفیدی بین آسمان و زمین را پوشانده است و هاتفی می گوید: «از گرامی ترین مردم، او را بگیرید. مردانی را دیدم که در آسمان ایستاده بودند و در دستان آنان جامهای آب بود. به شرق و غرب زمین نگاه کردم و پرچمی از سندس (پارچه بافته شده از حریر) دیدم که بر ستونی از یاقوت بین آسمان و زمین در پشت [[کعبه]] برافراشته بود. پس از آن [[محمد]](ص) به دنیا آمد در حالی که انگشتان خود را به آسمان بلند کرده بود. ابر سفیدی از آسمان پایین آمد و او را دربرگرفت. گویندهای گفت: «محمد را در شرق و غرب زمین و دریاها گردش دهید تا همگان او را به نام و صورت عنوان بشناسند سپس او را بازگرداندند و دیدمش که در پارچهای سفیدتر از شیر پیچیده شده بود و زیر او پارچهای بود از ابریشم سبز. سه کلید از جنس مروارید تازه با او بود. هاتفی می گفت: «کلیدهای یاری (نصرت)، رحمت و [[نبوت]] همیشه با اوست». پس از آن، ابر دیگری او را فراگرفت و مدتی بیش از بار اول او را با خود برد. شنیدم که گویندهای می گفت: «محمد را در شرق و غرب بگردانید و او را بر جنیان و آدمیان، پرندگان و درندگان نمایش دهید و به او عطا کنید. صفای [[آدم]]، نازک دلی [[حضرت نوح علیه السلام|نوح]]، دوستی [[حضرت ابراهیم علیه السلام|ابراهیم]]، زبان [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعیل]]، کمال [[حضرت یوسف علیه السلام|یوسف]]، شادی [[حضرت یعقوب علیه السلام|یعقوب]]، صدای [[حضرت داوود علیه السلام|داود]]، زهد [[حضرت یحیی علیه السلام|یحیی]] و کرم [[حضرت عیسی علیه السلام|عیسی]] را». |
| − | این فرشته همان رضوان (نگاهبان بهشت) بود. رفت و پس از مدتی بازگشت و به محمد گفت: «بر تو بشارت باد ای سایه سربلندی دنیا و | + | سپس هاتفی گفت: «همه دنیا در اختیار و قدرت محمد درآمد.» سپس سه نفر را دیدم که صورت آنان همانند خورشید می درخشید؛ در دست یکی از آنان جامی نقره ای با مشک بود و در دست دومی ظرف زمردین چهار گوشهای بود که در هر گوشه آن مروارید سفیدی قرار داشت. در این وقت هاتفی گفت: «این دنیاست؛ ای حبیب خدا، آن را بگیر.» محمد(ص) وسط آن را گرفت. گویندهای گفت: «محمد کعبه را گرفت». در دست سومی پارچه ابریشمین سفیدی بود که آن را گشود و از آن مهری خارج کرد که چشم بیننده را به خود جلب می کرد. پس از آن هفت بار از آب همان جام شست و کتف محمد را با آن مُهر کرد و آب دهان خود را در دهان مبارک کودک نهاد و او را به سخن گفتن واداشت و چیزهایی گفت که من نفهمیدم، مگر این چند جمله را: «در پناه خدا باشی. من قلب تو را از [[ایمان]] و [[علم]] و [[یقین]] و [[عقل]] و [[شجاعت]] انباشتم. تو برترین انسان هستی. آن که از تو پیروی کند، سعادتمند است و آن که فرمان تو را نبرد بدبخت». |
| + | |||
| + | این [[فرشته]] همان رضوان (نگاهبان [[بهشت]]) بود. رفت و پس از مدتی بازگشت و به محمد گفت: «بر تو بشارت باد ای سایه سربلندی دنیا و [[آخرت]]». سپس نوری از سر محمد تا آسمان درخشید و من کاخهای سرزمین [[شام]] را دیدم و در اطراف خود انبوهی از مرغان زیبا را که بالهایشان را گشاده بودند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۵، ص۲۷۲</ref> | ||
| − | عبدالمطلب می گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم. سیمای محمد همانند ماه تمام می درخشید. | + | [[عبدالمطلب]] می گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم. سیمای محمد همانند ماه تمام می درخشید. |
| − | == حوادث هنگام میلاد پیامبر == | + | ==حوادث هنگام میلاد پیامبر== |
| − | روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایوان کسرى شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ دریاچه ساوه خشک گردید؛ بت هاى [[مکه]] سرنگون شدند؛ نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ ها را روشن کرد؛ انوشیروان، پادشاه ساسانى [[ایران|ایران]] و موبدان بزرگ دربار وى، خواب هاى وحشتناکى | + | روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده [[حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله ایوان کسرى ([[مداین|مدائن]]) شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ دریاچه ساوه خشک گردید؛ بت هاى [[مکه]] سرنگون شدند؛ نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ ها را روشن کرد؛ انوشیروان، پادشاه ساسانى [[ایران|ایران]] و موبدان بزرگ دربار وى، خواب هاى وحشتناکى دیدند. آن حضرت ختنه شده و ناف بریده به دنیا آمد و پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکبَرُ وَ الْحَمْدُلِلّهِ کثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکرَةً وَ أصیلاً.<ref>واردی، روزشمار تاریخ اسلام، جلد ۳، ذیل عنوان "هفدهم ربیع الاول اول عام الفیل"</ref> |
| − | |||
| − | |||
| + | از [[امام صادق]] علیهالسلام روایت شده که [[ابلیس|ابلیس]] پس از رانده شدن از رحمت الهى مى توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهاى آسمانى را گوش دهد تا این که [[حضرت عیسى]] علیهالسلام دیده به جهان گشود، از آن پس ابلیس از سه آسمان فوقانى ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایین تر رفت و آمد مى کرد. ولى چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله به دنیا آمد، ابلیس از تمام آسمان ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او، تمامى [[شیطان|شیاطین]] نیز با تیرهاى شهاب از آسمان رانده شدند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۵، ص۲۵۷</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| − | + | ==منابع== | |
| + | *روزشمار تاریخ اسلام، سید تقی واردی، جلد ۳ (ماههای ربیع الاول و ربیع الثانی) | ||
| + | *[[فروغ ابدیت]]، جعفر سبحانى، جلد ۱. | ||
| + | *[[بحارالأنوار (کتاب)|بحار الأنوار]]، محمدباقر مجلسى، بيروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق. | ||
==پیوندها== | ==پیوندها== | ||
*[[پیامبر اسلام]] | *[[پیامبر اسلام]] | ||
| سطر ۴۲: | سطر ۴۶: | ||
*[[نامگذاری پیامبر اکرم]] | *[[نامگذاری پیامبر اکرم]] | ||
*[[عام الفیل]] | *[[عام الفیل]] | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
'''منابع بیشتر:''' | '''منابع بیشتر:''' | ||
| − | |||
| + | * [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/31855/%D9%81%D9%8A%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%8A-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%8A%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%85/preview/31084/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A/&sa=false&#!page=91 وقایع الایام، شیخ عباس قمی، ۱۷ ربیع الاول]. | ||
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}} | {{شناختنامه رسول خدا (ص)}} | ||
| − | + | {{مناسبت های شیعه}} | |
| + | [[رده:سال ۱ عامالفیل]] | ||
[[رده:وقایع ماه ربیع الاول]] | [[رده:وقایع ماه ربیع الاول]] | ||
| − | [[رده: | + | [[رده:پیامبر اکرم]] |
| + | [[رده:ولادت پیامبر]] | ||
[[رده:تاریخ پیامبر اسلام]] | [[رده:تاریخ پیامبر اسلام]] | ||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۲
|
تقویم هجری قمری |
| روز واقعه:17 ربیع الاول |
| سال ۱ عامالفیل |
«حضرت محمد صلی الله علیه وآله» - فرزند عبدالله بن عبدالمطلب و آمنه بنت وهب - به اعتقاد شیعه در ۱۷ ربیعالاول سال عام الفیل در مکه دیده به جهان گشود. اهل سنت روز ۱۲ ربیعالاول این سال را روز ولادت آن حضرت میدانند.
محتویات
زمان میلاد پیامبر
قول مشهور میان شیعیان آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز جمعه مصادف با ۱۷ ربیع الاول سال عام الفیل، برابر با سال ۵۷۰ میلادى به دنیا آمد و نظر مشهور اهل سنت این است که تولد ایشان روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال بوده است.[۱]
اینکه سال تولد پیامبر صلی الله علیه و آله را "عام الفیل" مى نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر صلی الله علیه و آله -یعنى در نخستین روز محرم سال ۵۷۰ میلادى- فیل سواران "ابرهه" به مکه هجوم آورده و قصد نابودى کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولى با معجزه الهى سرکوب شدند.[۲]
یتیمی پیامبر در کودکی
عبدالله بن عبدالمطلب، پدر حضرت محمد صلی الله علیه و آله پیش از تولد او در حالى که همسرش آمنه به چنین فرزندى حامله بود، به همراه سایر بازرگانان قریش جهت سفر تجارى عازم شام گردید و در بازگشت از شام در یثرب (مدینه منوره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و توفیق دیدار نوزاد خویش را نیافت. وفات عبدالله دو ماه و به روایتى هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود.
اما آمنه مادر گرامى رسول خدا صلی الله علیه و آله که به تقوا، عفت و پاکیزگى در میان بانوان قریش معروف بود، پس از تولد فرزندش چندان در این دنیاى فانى زندگى نکرد. وى دو سال و چهار ماه و به روایتى شش سال پس از میلاد محمد صلی الله علیه و آله در بازگشت از یثرب در مکانى به نام "ابوا" بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از تولد در کفالت جدش عبدالمطلب بزرگ و سید قریش مکه قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیردادن نور دیده اش محمد صلی الله علیه و آله در آغاز وى را به "ثویبه" آزاد شده ابولهب سپرد ولى پس از مدتى وى را به "حلیمه" دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه در ظاهر اگرچه دایه وى بود، ولى در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادرى کرد.[۳]
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از دوران کودکى داراى دو نام بود. یکى "محمد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب براى وى برگزید و دیگرى "احمد" که مادر ارجمندش آمنه آن را انتخاب کرده بود.
ولادت پیامبر از زبان آمنه
آمنه درباره چگونگی ولادت فرزندش حضرت محمد صلی الله علیه وآله می گوید:
وقتی زمان زایمانم نزدیک شد، دیدم بال پرندهای سفید بر قلبم کشیده شد و همه ترس و نگرانی ها از من دور گردید، نوشیدنی سفید رنگی برای من آوردند و من که تشنه بودم، از آن نوشیدم. نوری مرا دربر گرفت. سپس بانوانی بلندقامت با من سخن گفتند ولی گفتار آنان همانند گفتار انسان ها نبود. ناگهان دیدم پارچه ابریشمی سفیدی بین آسمان و زمین را پوشانده است و هاتفی می گوید: «از گرامی ترین مردم، او را بگیرید. مردانی را دیدم که در آسمان ایستاده بودند و در دستان آنان جامهای آب بود. به شرق و غرب زمین نگاه کردم و پرچمی از سندس (پارچه بافته شده از حریر) دیدم که بر ستونی از یاقوت بین آسمان و زمین در پشت کعبه برافراشته بود. پس از آن محمد(ص) به دنیا آمد در حالی که انگشتان خود را به آسمان بلند کرده بود. ابر سفیدی از آسمان پایین آمد و او را دربرگرفت. گویندهای گفت: «محمد را در شرق و غرب زمین و دریاها گردش دهید تا همگان او را به نام و صورت عنوان بشناسند سپس او را بازگرداندند و دیدمش که در پارچهای سفیدتر از شیر پیچیده شده بود و زیر او پارچهای بود از ابریشم سبز. سه کلید از جنس مروارید تازه با او بود. هاتفی می گفت: «کلیدهای یاری (نصرت)، رحمت و نبوت همیشه با اوست». پس از آن، ابر دیگری او را فراگرفت و مدتی بیش از بار اول او را با خود برد. شنیدم که گویندهای می گفت: «محمد را در شرق و غرب بگردانید و او را بر جنیان و آدمیان، پرندگان و درندگان نمایش دهید و به او عطا کنید. صفای آدم، نازک دلی نوح، دوستی ابراهیم، زبان اسماعیل، کمال یوسف، شادی یعقوب، صدای داود، زهد یحیی و کرم عیسی را».
سپس هاتفی گفت: «همه دنیا در اختیار و قدرت محمد درآمد.» سپس سه نفر را دیدم که صورت آنان همانند خورشید می درخشید؛ در دست یکی از آنان جامی نقره ای با مشک بود و در دست دومی ظرف زمردین چهار گوشهای بود که در هر گوشه آن مروارید سفیدی قرار داشت. در این وقت هاتفی گفت: «این دنیاست؛ ای حبیب خدا، آن را بگیر.» محمد(ص) وسط آن را گرفت. گویندهای گفت: «محمد کعبه را گرفت». در دست سومی پارچه ابریشمین سفیدی بود که آن را گشود و از آن مهری خارج کرد که چشم بیننده را به خود جلب می کرد. پس از آن هفت بار از آب همان جام شست و کتف محمد را با آن مُهر کرد و آب دهان خود را در دهان مبارک کودک نهاد و او را به سخن گفتن واداشت و چیزهایی گفت که من نفهمیدم، مگر این چند جمله را: «در پناه خدا باشی. من قلب تو را از ایمان و علم و یقین و عقل و شجاعت انباشتم. تو برترین انسان هستی. آن که از تو پیروی کند، سعادتمند است و آن که فرمان تو را نبرد بدبخت».
این فرشته همان رضوان (نگاهبان بهشت) بود. رفت و پس از مدتی بازگشت و به محمد گفت: «بر تو بشارت باد ای سایه سربلندی دنیا و آخرت». سپس نوری از سر محمد تا آسمان درخشید و من کاخهای سرزمین شام را دیدم و در اطراف خود انبوهی از مرغان زیبا را که بالهایشان را گشاده بودند.[۴]
عبدالمطلب می گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم. سیمای محمد همانند ماه تمام می درخشید.
حوادث هنگام میلاد پیامبر
روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایوان کسرى (مدائن) شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ دریاچه ساوه خشک گردید؛ بت هاى مکه سرنگون شدند؛ نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ ها را روشن کرد؛ انوشیروان، پادشاه ساسانى ایران و موبدان بزرگ دربار وى، خواب هاى وحشتناکى دیدند. آن حضرت ختنه شده و ناف بریده به دنیا آمد و پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکبَرُ وَ الْحَمْدُلِلّهِ کثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکرَةً وَ أصیلاً.[۵]
از امام صادق علیهالسلام روایت شده که ابلیس پس از رانده شدن از رحمت الهى مى توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهاى آسمانى را گوش دهد تا این که حضرت عیسى علیهالسلام دیده به جهان گشود، از آن پس ابلیس از سه آسمان فوقانى ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایین تر رفت و آمد مى کرد. ولى چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله به دنیا آمد، ابلیس از تمام آسمان ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او، تمامى شیاطین نیز با تیرهاى شهاب از آسمان رانده شدند.[۶]
پانویس
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، ص۱۴۸
- ↑ برای تفصیل رجوع کنید: تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص ۶۹ تا ۷۲
- ↑ واردی، روزشمار تاریخ اسلام، جلد ۳، ذیل عنوان "هفدهم ربیع الاول اول عام الفیل"
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۵، ص۲۷۲
- ↑ واردی، روزشمار تاریخ اسلام، جلد ۳، ذیل عنوان "هفدهم ربیع الاول اول عام الفیل"
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۵، ص۲۵۷
منابع
- روزشمار تاریخ اسلام، سید تقی واردی، جلد ۳ (ماههای ربیع الاول و ربیع الثانی)
- فروغ ابدیت، جعفر سبحانى، جلد ۱.
- بحار الأنوار، محمدباقر مجلسى، بيروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.
پیوندها
- پیامبر اسلام
- معجزات مقارن ولادت پیامبر
- بشارت انبیاء به آمدن پیامبر اسلام
- نامگذاری پیامبر اکرم
- عام الفیل
منابع بیشتر:





