طاووس یمانی: تفاوت بین نسخهها
(←منابع) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | {{ | + | '''«طاووس بن کیسان یمانی»''' (۱۰۶-۳۳ ق)، مفسر، [[فقیه]]، [[محدث]]، قارى و [[تصوف|صوفى]] زاهد و از بزرگان [[تابعین]] در قرن اول و دوم هجری است. طاووس یمانی از اصحاب [[امام سجاد]] (علیهالسلام) و از راویان [[ابن عباس]] بوده و برخی او را [[شیعه]] دانستهاند. وی در وعظ خلفا و سلاطین عصر خود -از جمله [[هشام بن عبدالملک]]- بسیار با صلابت و بىباک بود. |
| + | {{شناسنامه عالم | ||
| + | ||نام کامل = طاووس بن کیسان یمانی | ||
| + | ||تصویر= | ||
| + | ||زادروز = ۳۳ قمری | ||
| + | |زادگاه = [[یمن]] | ||
| + | |وفات = ۱۰۶ قمری | ||
| + | |مدفن = [[مکه]] | ||
| + | |اساتید = [[ابن عباس]]، [[ابوهریره]]،... | ||
| + | |شاگردان = مجاهد، عمرو بن دینار،... | ||
| + | |آثار = | ||
| + | }} | ||
| + | ==زندگینامه== | ||
| − | + | ابوعبدالرحمان طاووس بن کیسان خولانی همدانی یمانی در سال ۳۳ هجری در [[یمن]] به دنیا آمد، ولی اصلش [[ایران|ایرانى]] است. ابنجوزى اسم او را ذکوان و لقب او را طاووس آورده و گوید از آنجا که او طاووس القراء بود به طاووس مشهور شد. | |
| − | + | [[ابن قتیبه دینوری]] در «المعارف» به [[شیعه|تشیع]] وى تصریح کرده و صاحب «[[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]» او را در عداد فقهاى [[شیعه]] شمرده و شرح حال و ستایشهایی از او نقل کرده است.<ref>خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۱۴۰.</ref> اما [[محدث نورى]] در «[[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک الوسائل]]» آن را رد کرده و گوید که از هیچ یک از علما مطلبى دال بر شیعه بودن وى نقل نشده، بلکه از فقهای [[اهل سنت]] و صوفیان معروف بوده است.<ref>به نقل از: شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۵، ص۳۳۸.</ref> | |
| − | ( | + | او یکی از شخصیتها و پارسایان و عارف مسلکان معروف عصر [[امام سجاد]] (علیهالسّلام) و [[امام باقر]] (علیهالسّلام) بود. [[شیخ طوسى]] او را از جمله اصحاب امام سجاد علیه السلام ذکر کرده، زیرا که وى راوى بعضى از [[دعا|ادعیه]] آن حضرت است. همچنین، مجاهد و عمرو بن دینار از وى [[حدیث]] روایت کردهاند. روایات مختلفی از طاووس یمانی در کتب [[تفسیر|تفسیری]] نقل شده است. [[ابونعیم اصفهانی]] در «[[حلیة الأولیاء (کتاب)|حلیة الاولیاء]]» [[حدیث غدیر]] را از طاووس بن کیسان نقل کرده است.<ref>ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳.</ref> |
| − | + | طاووس در وعظ خلفا و سلاطین بسیار بىباک بود؛ اما نسبت به [[اهل بیت]] (علیهم السّلام) مواضع شایستهای داشت؛ از جمله آنکه وقتی [[امام سجاد]] (علیه السّلام) در مسجد الحرام به سجده افتاده بود، به حضرت نزدیک شده و سر ایشان را بلند کرده بر زانوی خود نهاد و آن قدر گریست که اشکهایش بر گونه امام فرو ریخت. در این هنگام امام سر برداشته، نشست و فرمود: چه کسی مرا از یاد پروردگارم باز داشت. | |
| + | گفت: من، طاووس. ای پسر رسول خدا! این بیتابی برای چیست؟!<ref>ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۲۹۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۸۲.</ref> همچنین برخورد دیگری با امام (علیهالسّلام) در حجر اسماعیل دارد،<ref>مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۱۴۳.</ref> که بر مقام ویژه او نزد امام و قرب و منزلت وی نسبت به ایشان دلالت میکند. به طور کلی یمنیها و به ویژه قبیله همدان به دوستی اهل بیت مشهورند. | ||
| − | + | طاووس موضعگیریها و نظریاتی مخصوص به خود داشت که خالی از نکتهسنجی و ظرافت نیست؛ از جمله اینکه خوش نداشت که بگوید: [[حجة الوداع]]، میگفت: حجّة الاسلام.<ref>ابن منیع بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات، ج۲، ص۱۸۹، سطر ۱۸.</ref> همچنین از او نقل شده: «کسی که سرپرستی یتیمان را به عهده نگرفته یا در میان مردم درباره اموال ایشان قضاوت نکرده یا بر آنان حکومت نکرده است، با سختیها و دشواریها دست و پنجه نرم نکرده است».<ref>ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۱۳.</ref> (یعنی خود را دچار آزمایش نکرده است). | |
| − | [[ | + | گفتهاند که طاووس یمانی چهل مرتبه [[حج]] کرد و چهل سال [[نماز صبح]] را با [[وضو|وضوى]] [[نماز عشاء]] خواند. |
| + | '''وفات:''' | ||
| + | |||
| + | طاووس یمانی سرانجام در مراسم [[حج]] سال ۱۰۶ قمری در [[يوم الترويه|روز ترویه]] درگذشت و [[هشام بن عبدالملک]] بر جنازهاش [[نماز میت|نماز]] گزارد. روز وفات وی، روز نمایانی بود؛ عبداللّه بن [[حسن مثنی]] که گوشه [[تابوت]] او را بر دوش نهاده بود، از فزونی جمعیت، عبای او پاره شد.<ref>ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۵۰۹، شماره ۳۰۶.</ref> | ||
| + | |||
| + | ==طاووس یمانی در نظر عالمان== | ||
| + | تعداد زیادی از دانشمندان [[شیعه]] و [[سنی]] از طاووس یمانی به نیکی یاد کردهاند. | ||
| + | |||
| + | *ابن عُیینه گوید: سه نفر، از سلاطین زمان خود به دور بودند و بیزاری میجستند: [[ابوذر غفاری]]، طاووس یمانی و [[سفیان ثوری]]. | ||
| + | *عمرو بن دینار میگوید: «هیچگاه فردی همچون طاووس ندیدهام».<ref>ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۵۰۹، شماره ۳۰۶؛ ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۹.</ref> | ||
| + | *ابن جریج از طریق عطاء به نقل از [[ابن عباس]] روایت کرده است که گفت: «به گمانم طاووس از [[بهشت|بهشتیان]] باشد!». | ||
| + | *ابن حبان میگوید: «او از عُبّاد [[یمن]] و از بزرگان [[تابعان]] است. وی چهل بار [[حج]] گزارد و مستجاب الدعوه بود». | ||
| + | *[[ابونعیم اصفهانی]] میگوید: «او جزو طبقه اول یمنیان است که [[پیامبر]] (صلیاللهعلیهوآله) درباره ایشان فرمود: «الایمان یمان؛ ایمان در [[یمن]] است». وی پنجاه نفر از [[صحابه]] و دانشمندان و شخصیتهای زمان خویش را ملاقات کرده است؛ بیشتر روایات او از ابن عباس است؛ و پیشگامان برگزیده تابعان از او روایت کردهاند».<ref>ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳.</ref> | ||
| + | *[[ابن شهرآشوب]] او را از اصحاب [[امام سجاد|امام زینالعابدین]] (علیهالسّلام) شمرده و فقیهی والا معرفی کرده است.<ref>ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۱۲؛ طوسی، محمد بن حسن، رجال شیخ طوسی، ج۱، ص۱۱۶.</ref> | ||
| + | |||
| + | ==مناظرات طاووس یمانی== | ||
| + | '''مناظره طاووس و هشام بن عبدالملک:''' | ||
| + | |||
| + | [[ابن خلکان]] میگوید: «[[هشام بن عبدالملک]] برای انجام [[حج]] به [[مکه]] آمد. چون وارد حرم شد گفت: مردی از [[صحابه]] را نزد من آورید. گفتند: جملگی مردهاند. گفت: پس از [[تابعان]] کسی را بیاورید. طاووس یمانی را آوردند. او بدون اعتنا بر هشام -که با [[غرور]] روی کرسی نشسته بود- وارد شد، کفشهای خود را در کنار بساط او بیرون آورد و به او به عنوان [[امیرالمؤمنین]] سلام نداد و او را با [[کنیه]] یاد نکرد و بدون اجازه او در کنارش نشست و گفت: حالت چطور است ای هشام؟! هشام از این کار طاووس بسیار خشمگین شد و گفت ای طاووس! چه چیزی تو را بر چنین کرداری واداشت؟ گفت: چه کاری؟ هشام گفت: تو کفشهایت را کنار بساط من درآوردی و به من [[سلام]] مرسوم ندادی و امیرالمؤمنین نگفتی! و بدون اجازه من در کنارم نشستی و مرا با کنیه یاد نکردی و گفتی: ای هشام چطوری؟ معلوم می شود تو مرا خلیفه نمی دانی؟! | ||
| + | |||
| + | طاووس گفت: اینکه کفشهایم را کنار بساط تو بیرون آوردم -به این دلیل بود که- من روزانه پنج بار کفشهایم را در مقابل پروردگار در میآورم و او نه مرا عتاب میکند و نه بر من خشم میگیرد. | ||
| + | و اما اینکه گفتی چرا بر من با عنوان [[امیرالمؤمنین]] سلام نکردی؟ از آنرو که همه مؤمنان به امیری تو راضی نیستند و من ترسیدم با گفتن چنین سلامی [[دروغ]] گفته باشم. | ||
| + | و اما اینکه گفتی چرا مرا با کنیه خطاب نکردی؟ از آن جهت بود که خداوند عزّوجلّ در [[قرآن]]، پیامبران خود را با نام صدا (نه کنیه) میکند و میفرماید: «یا موسی»<ref>[[سوره قصص]]/ ۳۰.</ref> «یا داوود»<ref>[[سوره ص]]/ ۲۶.</ref>، «یا یحیی»<ref>[[سوره مریم]]/ ۱۲.</ref> و...؛ ولی نسبت به کفار و دشمنان خود، با کنیه مخاطب ساخته میفرماید: {{متن قرآن|«تَبَّتْ یَدا اَبِی لَهَبٍ»}}.<ref>[[سوره مسد]]/ ۱.</ref> | ||
| + | و اما اینکه گفتی: کنار من نشستی، برای آن بود که از مولایم امیرمؤمنان [[علی بن ابیطالب]] (علیهالسّلام) شنیدم که فرمود: «هر گاه خواستی به فردی از جهنمیان بنگری، به کسی بنگر که خود نشسته و عدهای در اطراف او ایستادهاند!». تو با او چه فرقی می کنی که تو باید نشسته باشی و او ایستاده باشد... . به هر حال، هشام را ساکت کرد، آنگاه هشام گفت: مرا پندی ده! گفت: از امیرمؤمنان علی (علیهالسّلام) شنیدم که میفرمود: «در [[دوزخ]] مارهایی است همچون ستونهای تناور و عقربهایی بهسان قاطر. هر امیری را که ظالم باشد و در حق زیر دستانش [[عدالت]] نورزد، میگزند». این را گفت و آنگاه برخاست و از مجلس بیرون رفت!».<ref>ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۵۱۰.</ref> | ||
| + | |||
| + | همچنین نقل شده، در جمعی که طاووس در آن حضور داشت، پسر [[سلیمان بن عبدالملک]] آمد و در کنار طاووس نشست، ولی طاووس به او توجهی نکرد. به او گفتند: فرزند امیرالمؤمنین کنار تو نشست و تو به او بیاعتنایی کردی!؟ گفت: خواستم به او بیاموزم که خداوند بندگانی هم دارد که برای آنچه در دست او -یعنی پسر خلیفه- است ارزشی قائل نیستند».<ref>ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۱۶.</ref> علاوه بر اینها او در برابر خود سلیمان بن عبدالملک نیز موضعی خردمندانه دارد که نشاندهنده استواری و صداقت او در راه [[دین]] خداست.<ref>ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۱۵.</ref> | ||
| + | |||
| + | '''سؤالات طاووس از امام باقر علیهالسلام:''' | ||
| + | |||
| + | [[ابو بصیر]] میگوید: با جمعی از یاران در محضر [[امام باقر]] (علیهالسّلام)، در کنار [[کعبه]] نشسته بودیم؛ در این هنگام طاووس یمانی با جمعی از اصحابش به محضر امام باقر (علیهالسّلام) آمد و عرض کرد: «آیا اجازه میدهی چند سؤال کنم»؟ امام باقر فرمود بپرس. | ||
| + | |||
| + | ۱.طاووس: به من خبر بده در چه زمان یک سوم انسانها مردند؟ | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): ای شیخ! اشتباه کردی. به جای این که بگویی در چه زمانی یک چهارم انسانها مردند، گفتی یک سوم. اما پاسخ سؤال این است: در آن هنگام که قابیل برادرش را کشت، چهار نفر در زمین وجود داشتند که عبارتند از: [[آدم]] و [[حوّا]] و هابیل و قابیل. با کشته شدن هابیل، به دست قابیل، یک چهارم آنها نابود شدند. | ||
| + | |||
| + | ۲.طاووس: آری من اشتباه کردم و تو درست فرمودی. اینک بفرما از آن دو نفر (قابیل و هابیل) کدام یک پدر انسانهای بعد شدند. قاتل یا مقتول؟ امام باقر (علیهالسّلام): هیچ کدام؛ پدر انسانهای بعد، شیث بن آدم (علیهالسّلام) بود. | ||
| + | |||
| + | ۳. طاووس: چرا آدم، آدم نامیده شد؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا طینت او از ادیم (روی) زمین برداشته شد. | ||
| + | |||
| + | ۴. طاووس: چرا حوّا را حوّا نامیدند؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا او از دنده حیّ (انسان زنده) یعنی دنده آدم آفریده شد. | ||
| + | |||
| + | ۵. طاووس: چرا [[ابلیس]] را ابلیس نامیدند؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا او از رحمت خدا مایوس شد و قطع امید کرد. (واژه ابلیس از «بَلَسْ» به معنای ناامیدی از رحمت خداست). | ||
| + | |||
| + | ۶. طاووس: چرا به [[جن|جنّ]]، جنّ میگویند؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا جنیان پوشیدهاند و دیده نمیشوند. (واژه جنّ به معنای مخفی و پوشیده است). | ||
| + | |||
| + | ۷. طاووس: مرا از اول دروغی که از صاحبش سر زد خبر بدهید. | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن دروغ از ابلیس بود که (در برابر فرمان خدا به [[سجده]] کردن آدم سرکشی کرد و) گفت: من بهتر از آدم هستم، زیرا مرا از آتش (درخشنده) آفریدهای و آدم را از گِل (تیره). | ||
| + | |||
| + | ۸. طاووس: آن قوم که گواهی به حق دادند ولی دروغگو بودند چه کسانی هستند؟ | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن قوم منافقانند که به [[رسول خدا]] (صلّیاللهعلیهوآله) گفتند: «گواهی میدهیم که تو رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآله) هستی، ولی خداوند گواهی میدهد که منافقان دروغگو هستند، (و به گفته خود اعتقاد ندارند.).<ref>[[سوره منافقون]]، آیه۱.</ref> | ||
| + | |||
| + | ۹. طاووس: آن پرندهای که یک بار پرید، ولی قبل از آن و بعد از آن دیگر نپرید، و خداوند آن را در [[قرآن]] یاد کرده چه بود؟ | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن پرنده قسمتی از [[طور سينا|کوه طور]] بود که خداوند آن را به پرواز در آورد، | ||
| + | به طوری که در فضا قرار گرفت و بر [[بنی اسرائیل]] سایه افکند. انواع [[عذاب]] در آن وجود داشت، تا این که بنی اسرائیل، [[تورات]] را پذیرفتند.<ref>[[سوره اعراف]]، آیه۱۷۱.</ref> | ||
| + | |||
| + | ۱۰. طاووس: آن رسولی که نه از انسانها بود و نه از جنیان و نه از [[فرشتگان]] بود، و خداوند در قرآنش از آن یاد کرده چه بود؟ | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن، کلاغ بود که خداوند او را نزد قابیل فرستاد تا به او بفهماند که چگونه جنازه برادرش هابیل را [[دفن]] کند.<ref>[[سوره مائده]]، آیه۳۱.</ref> | ||
| + | |||
| + | ۱۱. طاووس: آن موجودی که نه از [[جن]] و نه از [[انسان]] و نه از فرشتگان بود و قوم خود را ترسانید و خداوند در قرآنش از او یاد کرده، چه بوده است؟ | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن موجود، مورچه بود که به قوم خود گفت: «وارد لانههای خود شوید. تا [[حضرت سلیمان|سلیمان]] و لشگریانش از روی ناآگاهی، شما را پایمال نکنند».<ref>[[سوره نحل]]، آیه۱۸.</ref> | ||
| + | |||
| + | ۱۲. طاووس: به من خبر بده از آن موجودی که از انسان و جن و فرشتگان نبود و به او نسبت دروغ دادند، و خداوند در قرآن از او یاد کرده است. | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن حیوان، گرگی بود که برادران [[حضرت یوسف|یوسف]] (علیهالسّلام) به او نسبت دروغ دادند و گفتند «گرگ یوسف را خورد».<ref>[[سوره یوسف]]، آیه۱۷.</ref> | ||
| + | |||
| + | ۱۳. طاووس: به من خبر بده از چیزی که اندکش [[حلال]] و بسیارش [[حرام]] است و خداوند از آن در قرآن یاد کرده است. | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن چیز، نهی [[طالوت]] بوده که به لشگر خود گفت: «از آب این نهر جز اندکی (به اندازه یک کف دست) نیاشامید».<ref>[[سوره بقره]]، آیه۲۴۹.</ref> | ||
| + | |||
| + | ۱۴. طاووس: [[نماز|صلاتی]] که نداشتن [[وضو]]، و [[روزه|روزهای]] که خوردن و نوشیدن به آن صدمه نمیزند کدام است؟ | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): صلات بی وضو، [[صلوات]] بر [[پیامبر اکرم]] (صلّیاللهعلیهوآله) است، و روزهای که خوردن و نوشیدن به آن صدمه نمیزند، روزه سکوت [[حضرت مریم]] (علیهاالسلام) است که گفت: «من برای خداوند [[نذر]] کردهام که روزه بگیرم بدین ترتیب که با کسی سخن نگویم».<ref>[[سوره مریم]]، آیه۲۶.</ref> | ||
| + | |||
| + | ۱۵. طاووس: آن چیزی که کم و زیاد میشود؟ و آن چیزی که زیاد میشود ولی کم نمیگردد؟ و آن چیزی که کم میشود ولی زیاد نمیشود چیست؟ | ||
| + | امام باقر (علیهالسّلام): آن موجودی که کم و زیاد میشود، ماه است. و آن چیزی که زیاد میشود و کم نمیشود، آب دریا است. و آن چیزی که کم میشود و زیاد نمیگردد، عمر است. | ||
| + | |||
| + | به این ترتیب امام باقر (علیهالسّلام) به پانزده سؤال پیچیده و معماگونه طاووس یمانی پاسخ فرمود و حاضران را از جواب خود مات و مبهوت ساخت."مناظره امام باقر با طاووس یمانی"، سایت اندیشه قم. | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * [[انجمن مفاخر فرهنگی]]، [[ | + | *تفسیر و مفسران، محمدهادی معرفت، ج۱، ص۳۱۱-۳۱۶. |
| − | + | *"گفتگوی طاووس یمانی با هشام بن عبدالملک"، دائرةالمعارف طهور. | |
| − | [[رده: | + | *"مناظره امام باقر با طاووس یمانی"، سایت اندیشه قم. |
| − | [[رده: | + | *سرای دیگر، سیدعبدالحسین دستغیب، ص۴۹-۵۲. |
| − | [[رده: | + | *[[اثرآفرینان]]، [[انجمن مفاخر فرهنگی]]، ج۴، ص۸۶. |
| − | [[رده: | + | [[رده:علمای قرن دوم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:تابعین]][[رده:اصحاب امام سجاد علیه السلام]][[رده:مفسرین قرآن]][[رده:فقیهان]][[رده:محدثان]] |
نسخهٔ کنونی تا ۷ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۰
«طاووس بن کیسان یمانی» (۱۰۶-۳۳ ق)، مفسر، فقیه، محدث، قارى و صوفى زاهد و از بزرگان تابعین در قرن اول و دوم هجری است. طاووس یمانی از اصحاب امام سجاد (علیهالسلام) و از راویان ابن عباس بوده و برخی او را شیعه دانستهاند. وی در وعظ خلفا و سلاطین عصر خود -از جمله هشام بن عبدالملک- بسیار با صلابت و بىباک بود.
| نام کامل | طاووس بن کیسان یمانی |
| زادروز | ۳۳ قمری |
| زادگاه | یمن |
| وفات | ۱۰۶ قمری |
| مدفن | مکه |
| اساتید | |
| شاگردان |
مجاهد، عمرو بن دینار،... |
|
| |
زندگینامه
ابوعبدالرحمان طاووس بن کیسان خولانی همدانی یمانی در سال ۳۳ هجری در یمن به دنیا آمد، ولی اصلش ایرانى است. ابنجوزى اسم او را ذکوان و لقب او را طاووس آورده و گوید از آنجا که او طاووس القراء بود به طاووس مشهور شد.
ابن قتیبه دینوری در «المعارف» به تشیع وى تصریح کرده و صاحب «روضات الجنات» او را در عداد فقهاى شیعه شمرده و شرح حال و ستایشهایی از او نقل کرده است.[۱] اما محدث نورى در «مستدرک الوسائل» آن را رد کرده و گوید که از هیچ یک از علما مطلبى دال بر شیعه بودن وى نقل نشده، بلکه از فقهای اهل سنت و صوفیان معروف بوده است.[۲]
او یکی از شخصیتها و پارسایان و عارف مسلکان معروف عصر امام سجاد (علیهالسّلام) و امام باقر (علیهالسّلام) بود. شیخ طوسى او را از جمله اصحاب امام سجاد علیه السلام ذکر کرده، زیرا که وى راوى بعضى از ادعیه آن حضرت است. همچنین، مجاهد و عمرو بن دینار از وى حدیث روایت کردهاند. روایات مختلفی از طاووس یمانی در کتب تفسیری نقل شده است. ابونعیم اصفهانی در «حلیة الاولیاء» حدیث غدیر را از طاووس بن کیسان نقل کرده است.[۳]
طاووس در وعظ خلفا و سلاطین بسیار بىباک بود؛ اما نسبت به اهل بیت (علیهم السّلام) مواضع شایستهای داشت؛ از جمله آنکه وقتی امام سجاد (علیه السّلام) در مسجد الحرام به سجده افتاده بود، به حضرت نزدیک شده و سر ایشان را بلند کرده بر زانوی خود نهاد و آن قدر گریست که اشکهایش بر گونه امام فرو ریخت. در این هنگام امام سر برداشته، نشست و فرمود: چه کسی مرا از یاد پروردگارم باز داشت. گفت: من، طاووس. ای پسر رسول خدا! این بیتابی برای چیست؟![۴] همچنین برخورد دیگری با امام (علیهالسّلام) در حجر اسماعیل دارد،[۵] که بر مقام ویژه او نزد امام و قرب و منزلت وی نسبت به ایشان دلالت میکند. به طور کلی یمنیها و به ویژه قبیله همدان به دوستی اهل بیت مشهورند.
طاووس موضعگیریها و نظریاتی مخصوص به خود داشت که خالی از نکتهسنجی و ظرافت نیست؛ از جمله اینکه خوش نداشت که بگوید: حجة الوداع، میگفت: حجّة الاسلام.[۶] همچنین از او نقل شده: «کسی که سرپرستی یتیمان را به عهده نگرفته یا در میان مردم درباره اموال ایشان قضاوت نکرده یا بر آنان حکومت نکرده است، با سختیها و دشواریها دست و پنجه نرم نکرده است».[۷] (یعنی خود را دچار آزمایش نکرده است).
گفتهاند که طاووس یمانی چهل مرتبه حج کرد و چهل سال نماز صبح را با وضوى نماز عشاء خواند.
وفات:
طاووس یمانی سرانجام در مراسم حج سال ۱۰۶ قمری در روز ترویه درگذشت و هشام بن عبدالملک بر جنازهاش نماز گزارد. روز وفات وی، روز نمایانی بود؛ عبداللّه بن حسن مثنی که گوشه تابوت او را بر دوش نهاده بود، از فزونی جمعیت، عبای او پاره شد.[۸]
طاووس یمانی در نظر عالمان
تعداد زیادی از دانشمندان شیعه و سنی از طاووس یمانی به نیکی یاد کردهاند.
- ابن عُیینه گوید: سه نفر، از سلاطین زمان خود به دور بودند و بیزاری میجستند: ابوذر غفاری، طاووس یمانی و سفیان ثوری.
- عمرو بن دینار میگوید: «هیچگاه فردی همچون طاووس ندیدهام».[۹]
- ابن جریج از طریق عطاء به نقل از ابن عباس روایت کرده است که گفت: «به گمانم طاووس از بهشتیان باشد!».
- ابن حبان میگوید: «او از عُبّاد یمن و از بزرگان تابعان است. وی چهل بار حج گزارد و مستجاب الدعوه بود».
- ابونعیم اصفهانی میگوید: «او جزو طبقه اول یمنیان است که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) درباره ایشان فرمود: «الایمان یمان؛ ایمان در یمن است». وی پنجاه نفر از صحابه و دانشمندان و شخصیتهای زمان خویش را ملاقات کرده است؛ بیشتر روایات او از ابن عباس است؛ و پیشگامان برگزیده تابعان از او روایت کردهاند».[۱۰]
- ابن شهرآشوب او را از اصحاب امام زینالعابدین (علیهالسّلام) شمرده و فقیهی والا معرفی کرده است.[۱۱]
مناظرات طاووس یمانی
مناظره طاووس و هشام بن عبدالملک:
ابن خلکان میگوید: «هشام بن عبدالملک برای انجام حج به مکه آمد. چون وارد حرم شد گفت: مردی از صحابه را نزد من آورید. گفتند: جملگی مردهاند. گفت: پس از تابعان کسی را بیاورید. طاووس یمانی را آوردند. او بدون اعتنا بر هشام -که با غرور روی کرسی نشسته بود- وارد شد، کفشهای خود را در کنار بساط او بیرون آورد و به او به عنوان امیرالمؤمنین سلام نداد و او را با کنیه یاد نکرد و بدون اجازه او در کنارش نشست و گفت: حالت چطور است ای هشام؟! هشام از این کار طاووس بسیار خشمگین شد و گفت ای طاووس! چه چیزی تو را بر چنین کرداری واداشت؟ گفت: چه کاری؟ هشام گفت: تو کفشهایت را کنار بساط من درآوردی و به من سلام مرسوم ندادی و امیرالمؤمنین نگفتی! و بدون اجازه من در کنارم نشستی و مرا با کنیه یاد نکردی و گفتی: ای هشام چطوری؟ معلوم می شود تو مرا خلیفه نمی دانی؟!
طاووس گفت: اینکه کفشهایم را کنار بساط تو بیرون آوردم -به این دلیل بود که- من روزانه پنج بار کفشهایم را در مقابل پروردگار در میآورم و او نه مرا عتاب میکند و نه بر من خشم میگیرد. و اما اینکه گفتی چرا بر من با عنوان امیرالمؤمنین سلام نکردی؟ از آنرو که همه مؤمنان به امیری تو راضی نیستند و من ترسیدم با گفتن چنین سلامی دروغ گفته باشم. و اما اینکه گفتی چرا مرا با کنیه خطاب نکردی؟ از آن جهت بود که خداوند عزّوجلّ در قرآن، پیامبران خود را با نام صدا (نه کنیه) میکند و میفرماید: «یا موسی»[۱۲] «یا داوود»[۱۳]، «یا یحیی»[۱۴] و...؛ ولی نسبت به کفار و دشمنان خود، با کنیه مخاطب ساخته میفرماید: «تَبَّتْ یَدا اَبِی لَهَبٍ».[۱۵] و اما اینکه گفتی: کنار من نشستی، برای آن بود که از مولایم امیرمؤمنان علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) شنیدم که فرمود: «هر گاه خواستی به فردی از جهنمیان بنگری، به کسی بنگر که خود نشسته و عدهای در اطراف او ایستادهاند!». تو با او چه فرقی می کنی که تو باید نشسته باشی و او ایستاده باشد... . به هر حال، هشام را ساکت کرد، آنگاه هشام گفت: مرا پندی ده! گفت: از امیرمؤمنان علی (علیهالسّلام) شنیدم که میفرمود: «در دوزخ مارهایی است همچون ستونهای تناور و عقربهایی بهسان قاطر. هر امیری را که ظالم باشد و در حق زیر دستانش عدالت نورزد، میگزند». این را گفت و آنگاه برخاست و از مجلس بیرون رفت!».[۱۶]
همچنین نقل شده، در جمعی که طاووس در آن حضور داشت، پسر سلیمان بن عبدالملک آمد و در کنار طاووس نشست، ولی طاووس به او توجهی نکرد. به او گفتند: فرزند امیرالمؤمنین کنار تو نشست و تو به او بیاعتنایی کردی!؟ گفت: خواستم به او بیاموزم که خداوند بندگانی هم دارد که برای آنچه در دست او -یعنی پسر خلیفه- است ارزشی قائل نیستند».[۱۷] علاوه بر اینها او در برابر خود سلیمان بن عبدالملک نیز موضعی خردمندانه دارد که نشاندهنده استواری و صداقت او در راه دین خداست.[۱۸]
سؤالات طاووس از امام باقر علیهالسلام:
ابو بصیر میگوید: با جمعی از یاران در محضر امام باقر (علیهالسّلام)، در کنار کعبه نشسته بودیم؛ در این هنگام طاووس یمانی با جمعی از اصحابش به محضر امام باقر (علیهالسّلام) آمد و عرض کرد: «آیا اجازه میدهی چند سؤال کنم»؟ امام باقر فرمود بپرس.
۱.طاووس: به من خبر بده در چه زمان یک سوم انسانها مردند؟ امام باقر (علیهالسّلام): ای شیخ! اشتباه کردی. به جای این که بگویی در چه زمانی یک چهارم انسانها مردند، گفتی یک سوم. اما پاسخ سؤال این است: در آن هنگام که قابیل برادرش را کشت، چهار نفر در زمین وجود داشتند که عبارتند از: آدم و حوّا و هابیل و قابیل. با کشته شدن هابیل، به دست قابیل، یک چهارم آنها نابود شدند.
۲.طاووس: آری من اشتباه کردم و تو درست فرمودی. اینک بفرما از آن دو نفر (قابیل و هابیل) کدام یک پدر انسانهای بعد شدند. قاتل یا مقتول؟ امام باقر (علیهالسّلام): هیچ کدام؛ پدر انسانهای بعد، شیث بن آدم (علیهالسّلام) بود.
۳. طاووس: چرا آدم، آدم نامیده شد؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا طینت او از ادیم (روی) زمین برداشته شد.
۴. طاووس: چرا حوّا را حوّا نامیدند؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا او از دنده حیّ (انسان زنده) یعنی دنده آدم آفریده شد.
۵. طاووس: چرا ابلیس را ابلیس نامیدند؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا او از رحمت خدا مایوس شد و قطع امید کرد. (واژه ابلیس از «بَلَسْ» به معنای ناامیدی از رحمت خداست).
۶. طاووس: چرا به جنّ، جنّ میگویند؟ امام باقر (علیهالسّلام): زیرا جنیان پوشیدهاند و دیده نمیشوند. (واژه جنّ به معنای مخفی و پوشیده است).
۷. طاووس: مرا از اول دروغی که از صاحبش سر زد خبر بدهید. امام باقر (علیهالسّلام): آن دروغ از ابلیس بود که (در برابر فرمان خدا به سجده کردن آدم سرکشی کرد و) گفت: من بهتر از آدم هستم، زیرا مرا از آتش (درخشنده) آفریدهای و آدم را از گِل (تیره).
۸. طاووس: آن قوم که گواهی به حق دادند ولی دروغگو بودند چه کسانی هستند؟ امام باقر (علیهالسّلام): آن قوم منافقانند که به رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآله) گفتند: «گواهی میدهیم که تو رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآله) هستی، ولی خداوند گواهی میدهد که منافقان دروغگو هستند، (و به گفته خود اعتقاد ندارند.).[۱۹]
۹. طاووس: آن پرندهای که یک بار پرید، ولی قبل از آن و بعد از آن دیگر نپرید، و خداوند آن را در قرآن یاد کرده چه بود؟ امام باقر (علیهالسّلام): آن پرنده قسمتی از کوه طور بود که خداوند آن را به پرواز در آورد، به طوری که در فضا قرار گرفت و بر بنی اسرائیل سایه افکند. انواع عذاب در آن وجود داشت، تا این که بنی اسرائیل، تورات را پذیرفتند.[۲۰]
۱۰. طاووس: آن رسولی که نه از انسانها بود و نه از جنیان و نه از فرشتگان بود، و خداوند در قرآنش از آن یاد کرده چه بود؟ امام باقر (علیهالسّلام): آن، کلاغ بود که خداوند او را نزد قابیل فرستاد تا به او بفهماند که چگونه جنازه برادرش هابیل را دفن کند.[۲۱]
۱۱. طاووس: آن موجودی که نه از جن و نه از انسان و نه از فرشتگان بود و قوم خود را ترسانید و خداوند در قرآنش از او یاد کرده، چه بوده است؟ امام باقر (علیهالسّلام): آن موجود، مورچه بود که به قوم خود گفت: «وارد لانههای خود شوید. تا سلیمان و لشگریانش از روی ناآگاهی، شما را پایمال نکنند».[۲۲]
۱۲. طاووس: به من خبر بده از آن موجودی که از انسان و جن و فرشتگان نبود و به او نسبت دروغ دادند، و خداوند در قرآن از او یاد کرده است. امام باقر (علیهالسّلام): آن حیوان، گرگی بود که برادران یوسف (علیهالسّلام) به او نسبت دروغ دادند و گفتند «گرگ یوسف را خورد».[۲۳]
۱۳. طاووس: به من خبر بده از چیزی که اندکش حلال و بسیارش حرام است و خداوند از آن در قرآن یاد کرده است. امام باقر (علیهالسّلام): آن چیز، نهی طالوت بوده که به لشگر خود گفت: «از آب این نهر جز اندکی (به اندازه یک کف دست) نیاشامید».[۲۴]
۱۴. طاووس: صلاتی که نداشتن وضو، و روزهای که خوردن و نوشیدن به آن صدمه نمیزند کدام است؟ امام باقر (علیهالسّلام): صلات بی وضو، صلوات بر پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآله) است، و روزهای که خوردن و نوشیدن به آن صدمه نمیزند، روزه سکوت حضرت مریم (علیهاالسلام) است که گفت: «من برای خداوند نذر کردهام که روزه بگیرم بدین ترتیب که با کسی سخن نگویم».[۲۵]
۱۵. طاووس: آن چیزی که کم و زیاد میشود؟ و آن چیزی که زیاد میشود ولی کم نمیگردد؟ و آن چیزی که کم میشود ولی زیاد نمیشود چیست؟ امام باقر (علیهالسّلام): آن موجودی که کم و زیاد میشود، ماه است. و آن چیزی که زیاد میشود و کم نمیشود، آب دریا است. و آن چیزی که کم میشود و زیاد نمیگردد، عمر است.
به این ترتیب امام باقر (علیهالسّلام) به پانزده سؤال پیچیده و معماگونه طاووس یمانی پاسخ فرمود و حاضران را از جواب خود مات و مبهوت ساخت."مناظره امام باقر با طاووس یمانی"، سایت اندیشه قم.
پانویس
- ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۱۴۰.
- ↑ به نقل از: شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۵، ص۳۳۸.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳.
- ↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۲۹۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۶، ص۸۲.
- ↑ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۱۴۳.
- ↑ ابن منیع بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات، ج۲، ص۱۸۹، سطر ۱۸.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۱۳.
- ↑ ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۵۰۹، شماره ۳۰۶.
- ↑ ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۵۰۹، شماره ۳۰۶؛ ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۹.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳.
- ↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۱۲؛ طوسی، محمد بن حسن، رجال شیخ طوسی، ج۱، ص۱۱۶.
- ↑ سوره قصص/ ۳۰.
- ↑ سوره ص/ ۲۶.
- ↑ سوره مریم/ ۱۲.
- ↑ سوره مسد/ ۱.
- ↑ ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۵۱۰.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۱۶.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج۴، ص۱۵.
- ↑ سوره منافقون، آیه۱.
- ↑ سوره اعراف، آیه۱۷۱.
- ↑ سوره مائده، آیه۳۱.
- ↑ سوره نحل، آیه۱۸.
- ↑ سوره یوسف، آیه۱۷.
- ↑ سوره بقره، آیه۲۴۹.
- ↑ سوره مریم، آیه۲۶.
منابع
- تفسیر و مفسران، محمدهادی معرفت، ج۱، ص۳۱۱-۳۱۶.
- "گفتگوی طاووس یمانی با هشام بن عبدالملک"، دائرةالمعارف طهور.
- "مناظره امام باقر با طاووس یمانی"، سایت اندیشه قم.
- سرای دیگر، سیدعبدالحسین دستغیب، ص۴۹-۵۲.
- اثرآفرینان، انجمن مفاخر فرهنگی، ج۴، ص۸۶.




