حسن بصری

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نام کامل ابوسعید حسن بن ابی‌الحسن یسار بصری
زادروز ۲۱ق؛ دربارهٔ سال تولد اختلاف است
زادگاه مدینه
وفات ۱ رجب ۱۱۰ق
مدفن بصره

Line.png

اساتید

انس بن مالک، عبدالله بن عباس، جابر بن عبدالله انصاری، حذیفه بن یمان، عمران بن حصین، احنف بن قیس

شاگردان

واصل بن عطاء، عمرو بن عبید، قتادة بن دعامة، ایوب سختیانی، مالک بن دینار، حبیب عجمی

آثار

تفسیر القرآن (منسوب)، رسالة فی القدر، شروط الامامة (منسوب)

شناخته‌شده برای

از بزرگان تابعین، فقیه و واعظ بصره، ملقب به «امام التابعین»


حسن بصری با نام کامل ابوسعید حسن بن ابی‌الحسن یسار بصری (۲۱–۱۱۰ق)، از نامدارترین تابعین، فقیهان، مفسران و واعظان سدهٔ نخست و آغاز سدهٔ دوم هجری بود. او در مدینه زاده شد و در بصره پرورش یافت و بیشتر عمر خود را در دورهٔ امویان گذراند. ریاست حلقهٔ علمی بصره را داشت و شاگردانی چون واصل بن عطاء، عمرو بن عبید و قتادة بن دعامة را تربیت کرد. مواعظ او در زهد، تقوا و نکوهش دنیاگرایی شهرت داشت و از او با لقب‌هایی چون «امام التابعین» و «سید التابعین» یاد کرده‌اند.[۱]

دربارهٔ گرایش کلامی حسن بصری و نسبت او با اهل بیت (علیهم‌السلام) دیدگاه‌ها یکسان نیست. او را به معتزله، مرجئه و اهل حدیث نسبت داده‌اند و در منابع شیعی، گاه به سبب مواضع سیاسی و کلامی نکوهش و گاه به دلیل علم، تقوا و روایاتش ستوده شده است.[۲]

نسب، ولادت و خاندان

حسن در سال ۲۱ق در مدینه زاده شد. دربارهٔ سال تولد او اختلاف است؛ برخی ۲۲ق را نیز نوشته‌اند، اما گزارش مشهور ۲۱ق است. او هنگام کشته شدن عثمان در ۳۵ق چهارده سال داشت و این با تاریخ ۲۱ق سازگار است.[۳] دوران کودکی او را در وادی‌القری نوشته‌اند و در شانزده‌سالگی به بصره رفت.[۴]

پدرش یسار (یا فیروز) از اهالی میسان بود که در فتوحات اسلامی به اسارت درآمد و در مدینه به ولای یکی از انصار درآمد. به همین سبب، حسن را «انصاری» نیز خوانده‌اند.[۵] مادرش خَیره، معروف به ام‌الحسن، از موالی ام سلمه، همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله)، بود و به آموزش قرآن و وعظ زنان می‌پرداخت.[۶] برخی منابع، تربیت دینی حسن و گرایش او به وعظ را متأثر از مادرش دانسته‌اند.[۷] از همسر و فرزندان او آگاهی چندانی در دست نیست.

تحصیل، مشایخ و جایگاه حدیثی

حسن در محضر صحابه به فراگیری قرآن، حدیث و تفسیر پرداخت. انس بن مالک، عبدالله بن عباس، جابر بن عبدالله انصاری، حذیفه بن یمان، عمران بن حصین و احنف بن قیس از مشایخ او بودند. بنا بر برخی گزارش‌ها، او از ابوهریره و سمرة بن جندب نیز حدیث شنید، هرچند دربارهٔ سماع مستقیم او از ابوهریره اختلاف است.[۸]

برخی منابع نوشته‌اند که او تا ۳۰۰ تن از صحابه را درک کرد و با ۷۰ تن از بدریان مصاحبت داشت. این آمار در منابع مختلف یکسان نیست و باید با احتیاط خوانده شود.[۹] حسن از پرروایت‌ترین تابعین شمرده می‌شود. در منابع اهل سنت او را ثقه و حجت دانسته‌اند، اما به تدلیس، ارسال و نقل به معنا در روایاتش نیز اشاره کرده‌اند.[۱۰]

در منابع حدیثی شیعه نیز روایاتی از او نقل شده است؛ از جمله در الکافی و امالی شیخ صدوق.[۱۱] این روایات نشان می‌دهد که او در انتقال بخشی از سنت نبوی و سخنان امام علی علیه‌السلام و امام حسن مجتبی علیه‌السلام نقش داشته است.[۱۲]

فقه و تفسیر

حسن بصری از فقیهان و مفتیان برجستهٔ بصره بود و آرای فقهی او در آثار بعدی گردآوری شد.[۱۳] از جمله دیدگاه‌های منسوب به او، عدم جواز وضو با نبیذ، جواز حج تمتع، عدم حبس بدهکار ناتوان، جواز طلاق در صورت ناتوانی شوهر از تأمین هزینهٔ زندگی و پایان یافتن عده با تولد یا سقط جنین است.[۱۴]

در تفسیر، از قرآن، حدیث، اقوال صحابه و سخنان تابعین بهره می‌گرفت. سخنان تفسیری او را در تفسیر طبری، تفسیر ابن کثیر و آثاری چون الرسالة القشیریة نقل کرده‌اند.[۱۵] برخی پژوهشگران، وجود اسرائیلیات و اقوال اهل کتاب را در تفاسیر منسوب به او یادآور شده‌اند.[۱۶]

زهد، وعظ و سلوک

حسن بصری بیش از هر چیز به وعظ و خطابه شهرت داشت. مواعظ او بر تقوا، زهد، محاسبهٔ نفس، یاد مرگ، نکوهش دنیاگرایی و انتقاد از ستمگران تأکید داشت. پایبندی عملی او به آنچه می‌گفت، از عوامل اثرگذاری سخنانش دانسته شده است.[۱۷] حجاج بن یوسف، با وجود دشمنی با او، وی را از تواناترین خطیبان عرب شمرده است.[۱۸]

او در مسجد جامع بصره حلقهٔ درس داشت و در آن دربارهٔ حدیث، فقه، عقاید و علوم قرآنی گفت‌وگو می‌کرد. در خانهٔ او نیز مجلسی برای بحث دربارهٔ زهد و عبادت برپا می‌شد. مالک بن دینار، ثابت بنانی، ایوب سختیانی، حبیب عجمی و قتادة بن دعامة از حاضران این مجالس بودند.[۱۹]

در شیوهٔ سلوک او بر محاسبهٔ نفس، حزن، بهره‌گیری از نعمت‌های حلال، پرهیز از افراط در زهد و تجمل‌گرایی و توجه به وظایف اجتماعی تأکید شده است. او رابطهٔ مرید و مرادی، تظاهر به شوریدگی و ارتزاق از راه دین را نکوهش می‌کرد.[۲۰]

مواضع سیاسی

حسن بصری بیشتر عمر خود را در دورهٔ امویان گذراند. در سال ۴۳ق در دستگاه ربیع بن زیاد حارثی، والی خراسان، به کتابت و منشی‌گری پرداخت. بنا بر گزارشی، او سه سال در جنگ‌های کابل، اندقان و زابلستان در سپاه عبدالرحمن بن سمره شرکت کرد.[۲۱] او با عمر بن عبدالعزیز رابطه‌ای خیرخواهانه داشت و نامه‌هایی دربارهٔ عدالت و زهد برای او نوشت. بنا بر گزارشی، مدتی نیز منصب قضا را بر عهده گرفت.[۲۲]

در برابر، از حجاج بن یوسف و کارگزاران ستمگر اموی انتقاد می‌کرد، اما با شورش‌های مسلحانه علیه حکومت همراهی نمی‌کرد. دربارهٔ همراهی او با قیام ابن اشعث گزارش‌ها متعارض است؛ برخی از همراهی و برخی از نهی او سخن گفته‌اند. او یارانش را از پیوستن به قیام یزید بن مهلب نیز بازمی‌داشت.[۲۳]

برخی عالمان شیعه این رویکرد محافظه‌کارانه را نقد کرده‌اند.[۲۴] در برابر، شوشتری و کاشانی برخی مواضع او را ناشی از تقیه و شرایط خفقان اموی دانسته‌اند.[۲۵]

دیدگاه‌های کلامی

دربارهٔ گرایش کلامی حسن بصری اتفاق نظر نیست. او را به معتزله، مرجئه، قدریه و اهل حدیث نسبت داده‌اند.[۲۶] در مسئلهٔ قدر، از اختیار و مسئولیت انسان دفاع می‌کرد و با جبرگرایی مخالف بود. به همین سبب، مخالفان او را «رئیس قدریه» خواندند. او در نامه‌ای به عبدالملک بن مروان، دیدگاه خود را در باب قدر توضیح داد.[۲۷]

دربارهٔ پیدایش معتزله گزارش مشهوری هست: واصل بن عطاء که از شاگردان حسن بود، در پاسخ به پرسش دربارهٔ حکم مرتکب کبیره، نظریهٔ «منزلة بین المنزلتین» را مطرح کرد و از حلقهٔ حسن جدا شد. او و عمرو بن عبید سپس مکتب معتزله را بنیان گذاشتند. معتزله حسن را از پیشگامان خود شمردند، اما اصول پنج‌گانهٔ آنان در زمان او صورت‌بندی نشده بود و انتساب او به معتزله محل اختلاف است.[۲۸]

دربارهٔ نسبت او با مرجئه نیز اختلاف است. برخی پژوهشگران با استناد به خودداری او از داوری دربارهٔ امام علی علیه‌السلام و عثمان، او را از بنیان‌گذاران مرجئه دانسته‌اند. در برابر، گزارش‌هایی از نکوهش معاویه، یزید و حجاج از سوی او و مخالفتش با برخی مبانی مرجئه دربارهٔ ایمان وجود دارد.[۲۹]

در سنت صوفیه، حسن بصری یکی از مشایخ نخستین و از زاهدان مشهور بصره به شمار می‌آید. در منابع کهن، او را در شمار «زهاد ثمانیه» (زاهدان هشتگانه) نیز آورده‌اند. سخنانش در حلیة الأولیاء، الرسالة القشیریة و تذکرة الأولیاء نقل شده است.[۳۰]

حسن بصری و اهل بیت (علیهم‌السلام)

دربارهٔ نسبت حسن بصری با امام علی علیه‌السلام و اهل بیت (علیهم‌السلام) گزارش‌ها یکسان نیست. در منابع شیعی، دیدگاه‌ها دربارهٔ او دوگانه است: برخی او را به سبب مواضع سیاسی و کلامی‌اش نکوهیده‌اند و برخی از علم، تقوا و روایات او دفاع کرده‌اند.

بسیاری از سلسله‌های صوفیه حسن را در شجرهٔ طریقت خود جای داده و او را شاگرد و تربیت‌یافتهٔ امام علی (علیه‌السلام) و دریافت‌کنندهٔ خرقه از آن حضرت دانسته‌اند. این انتساب از سوی ابن خلدون و شاه ولی‌الله دهلوی رد شده و برخی پژوهشگران نیز آن را اثبات‌نشده دانسته‌اند.[۳۱]

در منابع رجالی متقدم شیعه، حسن بصری در شمار اصحاب امامان (علیهم‌السلام) نیامده است. در میان چهار کتاب رجالی متقدم شیعه، نام او تنها در اختیار معرفة الرجال (رجال کشی) دیده می‌شود. در این کتاب، فضل بن شاذان او را «رئیس قدریه» خوانده و گفته است که حسن با هر فرقه‌ای بر وفق میل آنان سخن می‌گفت و در پی ریاست بود.[۳۲] علامه مجلسی در عین الحیاة و فیض کاشانی در المحجة البیضاء او را نکوهیده‌اند. محمدطاهر قمی و آقا محمدعلی کرمانشاهی نیز از منتقدان اویند.[۳۳]

در الاحتجاج طبرسی، مناظره‌ای از امام سجاد علیه‌السلام با حسن بصری در منا نقل شده است. امام با پرسش‌هایی دربارهٔ رضایت او از کردار خویش، امیدش به آینده و مسئولیت‌پذیری، ناسازگاری میان وعظ و عمل او را آشکار کرد. به گزارش این منبع، حسن پس از آن از وعظ ایستاد.[۳۴]

در برابر، شیخ صدوق در الامالی روایتی در فضیلت امام علی (علیه‌السلام) از او نقل کرده و سید مرتضی او را دانشمندی بسیاردان، سخنوری بلیغ و پیشوا خوانده است. شیخ طوسی روش تفسیری او را ستوده و قاضی نورالله شوشتری و ملا فتح‌الله کاشانی برخی مواضع او را ناشی از تقیه دانسته‌اند. محمدهادی معرفت نیز اتهامات واردشده به او را مردود شمرده است.[۳۵]

برخی عالمان شیعه، از جمله خوانساری و مامقانی، با استناد به گزارشی از سلیم بن قیس، احتمال داده‌اند که حسن در اواخر عمر از مواضع پیشین خود پشیمان شده و به تشیع گرایش یافته باشد؛ اما این دیدگاه مورد اتفاق نیست.[۳۶]

در برخی نقل‌ها، سخنان امام علی (علیه‌السلام) از طریق حسن بدون ذکر نام آن حضرت و با تعابیری مانند «یکی از صالحان» آمده است. برخی پژوهشگران این شیوه را ناشی از فضای سیاسی دورهٔ اموی و تقیه دانسته‌اند.[۳۷]

آثار

آثاری به حسن بصری نسبت داده شده است: تفسیر القرآن، رسالة فی القدر (نامه به عبدالملک بن مروان)، شروط الامامة، الاسماء الادریسیة، کتاب الاخلاص و نزول القرآن.[۳۸] تفسیر منسوب به او با عنوان «تفسیر الحسن البصری» در دو جلد در قاهره منتشر شده است.[۳۹] مواعظ و نامه‌های او نیز در آثار بعدی، از جمله «آداب الحسن البصری» ابن جوزی، گردآوری شده است.[۴۰]

وفات

حسن بصری در ۱ رجب سال ۱۱۰ق در بصره درگذشت. سن او را ۸۹ سال نوشته‌اند. برخی منابع سال ۱۰۹ یا ۱۱۱ق را نیز آورده‌اند.[۴۱] پیکرش را در بصره به خاک سپردند و آرامگاه او از سده‌های نخست شناخته شده بود.[۴۲]

جایگاه و میراث

حسن بصری یکی از تأثیرگذارترین عالمان سدهٔ نخست هجری است. حلقهٔ او محل پرورش فقیهان، محدثان، متکلمان و زاهدان بود. واصل بن عطاء و عمرو بن عبید به بنیان‌گذاری معتزله راه یافتند و مالک بن دینار و حبیب عجمی از چهره‌های زهد و تصوف شدند.[۴۳]

در سنت اهل سنت، او را «امام التابعین»، «سید التابعین» و «شیخ الاسلام» خوانده‌اند و روایاتش در صحاح و جوامع حدیثی آمده است.[۴۴] در سنت شیعی، چهرهٔ او دوگانه است: از یک سو به سبب علم، زهد و روایاتش ستوده و از سوی دیگر به سبب مواضع سیاسی و کلامی و نسبتش با اهل بیت (علیهم‌السلام) نکوهش شده است. داوری نهایی دربارهٔ او، با توجه به تعارض منابع، به خواننده واگذار می‌شود.

پانویس

  1. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۵۷؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳؛ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۳۱.
  2. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۱؛ کشی، اختیار معرفة الرجال، ص۹۷-۹۸؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۳۵۲-۳۵۳؛ سید مرتضی، امالی المرتضی، ج۱، ص۱۵۳.
  3. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۵۷.
  4. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۵۷.
  5. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۵۷؛ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۴۷.
  6. ↑ وکیع، اخبار القضاة، ج۲، ص۳-۵؛ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۴۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۷۶.
  7. ↑ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۲، ص۲۵۰-۲۵۱.
  8. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۵۷-۱۵۸؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۷-۵۶۸؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۲، ص۳۰۶؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۲، ص۲۴۶.
  9. ↑ ابن مرتضی، طبقات المعتزلة، ص۲۴.
  10. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۵۸؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۵۷۲، ۵۸۳ و ۵۸۸؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۲، ص۳۰۶.
  11. ↑ کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۲۱؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۳۵۲-۳۵۳.
  12. ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۵۶؛ ابن جوزی، آداب الحسن البصری، ص۳۰ و ۷۵-۷۶.
  13. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۶۲ و ۱۶۵؛ قلعه‌جی، موسوعة فقه الحسن البصری، ج۱، ص۱۸.
  14. ↑ قلعه‌جی، موسوعة فقه الحسن البصری، ج۱، ص۳۱۲ و ۳۱۸ و ۲۷۱ و ۲۷۷.
  15. ↑ طبری، جامع البیان، ج۱۲، ص۳۹۹-۴۰۰؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۲۴۳؛ قشیری، الرسالة القشیریة، ص۴۴۶.
  16. ↑ ثبوت، حسن بصری: گنجینه‌دار علم و عرفان، ص۷۴.
  17. ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۴۷؛ ابن جوزی، آداب الحسن البصری، ص۳۰.
  18. ↑ جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۱۶۳، ۳۵۴ و ۳۹۸؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ص۱۶۰.
  19. ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۵۷۹؛ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۳۵۴.
  20. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۷۱-۱۷۳؛ جاحظ، البیان و التبیین، ج۳، ص۱۲۰؛ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۳۲-۱۳۳ و ۱۵۱-۱۵۲.
  21. ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۹۴؛ وکیع، اخبار القضاة، ج۲، ص۱۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۵۷ و ۱۷۵.
  22. ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۳۴-۱۴۰؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ص۱۵۴-۱۵۶.
  23. ↑ ابن جوزی، الرد علی المتعصب العنید، ص۶۴، ۷۲ و ۱۱۶؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۷۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۶۴.
  24. ↑ مجلسی، عین الحیاة، ج۲، ص۴۵۹-۴۶۰؛ قمی، تحفة الاخیار، ص۱۴۶-۱۵۰.
  25. ↑ شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۷ و ۳۸؛ کاشانی، منهج الصادقین، ج۱، ص۳۳۹-۳۴۰.
  26. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۱؛ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ص۱۸۲.
  27. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۶۷؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۱؛ ابن ندیم، الفهرست، ص۲۰۲.
  28. ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۱؛ ابن مرتضی، طبقات المعتزلة، ص۲۴.
  29. ↑ بدوی، تاریخ التصوف الاسلامی، ص۱۸۲؛ ابن جوزی، آداب الحسن البصری، ص۷۳ و ۱۰۸-۱۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ج۲، ص۱۹۹؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۳۰.
  30. ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۳۱-۱۶۱؛ قشیری، الرسالة القشیریة، ص۴۴۶؛ عطار نیشابوری، تذکرة الأولیاء، ص۳۰-۳۱؛ کشی، اختیار معرفة الرجال، ص۹۷-۹۸.
  31. ↑ عطار نیشابوری، تذکرة الأولیاء، ص۳۱؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۴۰۳؛ دهلوی، قرة العینین، ص۲۴۱.
  32. ↑ کشی، اختیار معرفة الرجال، ص۹۷-۹۸.
  33. ↑ مجلسی، عین الحیاة، ج۲، ص۴۵۹-۴۶۰؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۱، ص۸۷؛ قمی، تحفة الاخیار، ص۱۴۶-۱۵۰؛ کرمانشاهی، خیراتیه، ج۱، ص۶۷.
  34. ↑ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۴۰۲-۴۰۴.
  35. ↑ شیخ صدوق، الامالی، ص۳۵۲-۳۵۳؛ سید مرتضی، امالی المرتضی، ج۱، ص۱۵۳ و ۱۶۱-۱۶۲؛ شیخ طوسی، التبیان، ج۱، ص۶؛ شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۷ و ۳۸؛ کاشانی، منهج الصادقین، ج۱، ص۳۳۹-۳۴۰؛ معرفت، التفسیر و المفسرون، ج۱، ص۳۷۱-۳۸۵.
  36. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ج۳، ص۳۴؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج۱۹، ص۱۰ و ۱۳-۱۶؛ سلیم بن قیس، کتاب سلیم، ج۲، ص۵۵۹.
  37. ↑ ابن جوزی، آداب الحسن البصری، ص۴۳؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۲، ص۱۴۴؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج۱۹، ص۱۰.
  38. ↑ ابن ندیم، الفهرست، ص۳۶، ۴۰ و ۲۰۲؛ شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۳۸.
  39. ↑ بصری، تفسیر الحسن البصری، قاهره، ۱۹۹۲م.
  40. ↑ ابن جوزی، آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، ۱۴۲۶ق.
  41. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۷۷؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۵۸۸؛ قمی، وقایع الایام، ص۴۳۵.
  42. ↑ مقدسی، احسن التقاسیم، ص۱۳۰.
  43. ↑ ابن مرتضی، طبقات المعتزلة، ص۲۴؛ ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۱۳۱-۱۶۱.
  44. ↑ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۲، ص۲۴۶.


منابع

  • ابن جوزی، عبدالرحمن؛ آداب الحسن البصری و زهره و موعظه، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
  • ابن جوزی، عبدالرحمن؛ الرد علی المتعصب العنید، ریاض: ۱۴۰۳ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد؛ تهذیب التهذیب، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ ج۲.
  • ابن خلدون، عبدالرحمن؛ تاریخ ابن خلدون، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۸ق؛ ج۱.
  • ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار صادر، ۱۹۶۸م؛ ج۷ و ۸.
  • ابن کثیر، اسماعیل؛ البدایة و النهایة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۷ق؛ ج۸.
  • ابن کثیر، اسماعیل؛ تفسیر القرآن العظیم، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق؛ ج۱.
  • ابن مرتضی، احمد؛ طبقات المعتزلة، تحقیق سوزانا دیوالد ویلفر، بیروت: دار مکتبة الحیاة، ۱۳۸۰ق.
  • ابن ندیم، محمد؛ الفهرست، تهران: ۱۳۵۰ش.
  • ابونعیم اصفهانی، احمد؛ حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۵ق؛ ج۲.
  • بدوی، عبدالرحمن؛ تاریخ التصوف الاسلامی، کویت: ۱۹۷۸م.
  • بصری، حسن؛ تفسیر الحسن البصری، قاهره: ۱۹۹۲م.
  • بلاذری، احمد؛ فتوح البلدان، بیروت: دار الهلال، ۱۴۰۷ق.
  • ثبوت، اکبر؛ حسن بصری: گنجینه‌دار علم و عرفان، تهران: ۱۳۸۶ش.
  • جاحظ، عمرو؛ البیان و التبیین، تحقیق عبدالسلام هارون، قاهره: ۱۳۶۷ق.
  • خوانساری، محمدباقر؛ روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، قم: اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق؛ ج۳.
  • دهلوی، شاه ولی‌الله؛ قرة العینین فی تفضیل الشیخین، ۱۳۱۰ق.
  • ذهبی، محمد؛ سیر أعلام النبلاء، تحقیق شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ دهم، ۱۴۱۴ق؛ ج۴.
  • سبط ابن جوزی، یوسف؛ تذکرة الخواص، قم: ۱۴۲۶ق؛ ج۲.
  • سلیم بن قیس؛ کتاب سلیم بن قیس، تحقیق محمدباقر انصاری زنجانی، قم: ۱۳۸۴ش؛ ج۲.
  • سید مرتضی، علی؛ امالی المرتضی، قاهره: دار الفکر العربی، ۱۳۷۳ق؛ ج۱.
  • شهرستانی، محمد؛ الملل و النحل، تحقیق محمد سید گیلانی، بیروت: دار المعرفة، ۱۳۷۵ق؛ ج۱.
  • شوشتری، نورالله؛ مجالس المؤمنین، تهران: کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۵۴ش؛ ج۲.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی؛ الامالی، بیروت: مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد؛ التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دار إحیاء التراث العربی؛ ج۱.
  • صفدی، خلیل؛ الوافی بالوفیات، بیروت: ۱۴۰۱ق؛ ج۱۲.
  • طبرسی، احمد؛ الاحتجاج، مشهد: نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق؛ ج۱.
  • طبری، محمد؛ جامع البیان، بیروت: دار المعرفة، ۱۳۷۳ق؛ ج۱۲.
  • عطار نیشابوری، فریدالدین؛ تذکرة الأولیاء، تحقیق محمد قزوینی، تهران: ۱۳۷۸ش.
  • فیض کاشانی، محسن؛ المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۳ق؛ ج۱.
  • قشیری، عبدالکریم؛ الرسالة القشیریة، تحقیق معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه‌جی، بیروت: ۱۴۰۸ق.
  • قلعه‌جی، محمدرواس؛ موسوعة فقه الحسن البصری، بیروت: دار النفائس، ۱۴۰۹ق؛ ج۱.
  • قمی، عباس؛ وقایع الایام، قم: نور مطاف، ۱۳۸۹ش.
  • قمی، محمدطاهر؛ تحفة الاخیار، چاپ داود الهامی، قم: ۱۳۶۹ش.
  • کاشانی، فتح‌الله؛ منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، تهران: کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۸ش؛ ج۱.
  • کرمانشاهی، محمدعلی؛ خیراتیه در ابطال طریقه صوفیه، چاپ مهدی رجائی، قم: ۱۴۱۲ق.
  • کشی، محمد؛ اختیار معرفة الرجال، تحقیق حسن مصطفوی، مشهد: دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • کلینی، محمد؛ الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق؛ ج۵.
  • مامقانی، عبدالله؛ تنقیح المقال فی علم الرجال، قم: مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۲۳ق؛ ج۱۹.
  • مجلسی، محمدباقر؛ بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ ج۴۲.
  • مجلسی، محمدباقر؛ عین الحیاة، قم: چاپ مهدی رجایی، ۱۳۸۲ش؛ ج۲.
  • معرفت، محمدهادی؛ التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، مشهد: الجامعة الرضویة للعلوم الإسلامیة، ۱۴۱۸ق؛ ج۱.
  • مقدسی، محمد؛ احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، لیدن: ۱۸۷۷م.
  • وکیع، محمد؛ اخبار القضاة، بیروت: عالم الکتب.
  • ویکی شیعه؛ «حسن بصری»؛ تاریخ دسترسی: ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
  • یعقوبی، احمد؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، ۱۴۱۵ق؛ ج۲.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه