سریع الحساب (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه جدید)
 
جز (مهدی موسوی صفحهٔ سریع الحساب را به سریع الحساب (اسم الله) منتقل کرد)
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
اسم شصت و هفتم: سريع الحساب
+
'''اسم شصت و هفتم: سریع الحساب؛'''
  
اين اسم در قرآن در هشت مورد و به عنوان وصف خدا آمده است.
+
این اسم در [[قرآن]] در هشت مورد و به عنوان وصف [[الله|خدا]] آمده است:
  
1. (أُولئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمّا كَسَبُوا وَ اللّهُ سَرِيعُ الحِساب).(بقره/202)
+
۱. {{متن قرآن|«أُولئِک لَهُمْ نَصِیبٌ مِمّا کسَبُوا وَ اللّهُ سَرِیعُ الحِساب»}}.([[سوره بقره|بقره]]/۲۰۲) «براى آنان از آنچه که کسب کرده اند نصیب و بهره اى است، خدا حسابرس سریع است».
  
«براى آنان از آنچه كه كسب كرده اند نصيب و بهره اى است، خدا حسابرس سريع است».
+
۲. {{متن قرآن|«...وَ مَنْ یکفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فانَّ اللّهَ سَرِیعُ الحِساب»}}.([[سوره آل عمران|آل عمران]]/۱۹) «هرکس به آیات الهى کفر ورزد، خدا حسابرس سریع است». و همچنین است آیات دیگر.
  
2. (...وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللّهِ فانَّ اللّهَ سَرِيعُ الحِساب).(آل عمران/19)
+
این اسم هرچند بیشتر در مورد رسیدگى به حساب مجرمان به کار رفته، امّا به آنها اختصاص ندارد، چنان که مى فرماید:
  
«هركس به آيات الهى كفر ورزد، خدا حسابرس سريع است». و همچنين است آيات ديگر.
+
{{متن قرآن|«أُولئِک لَهُمْ أَجرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الحِساب»}}.(آل عمران/۱۹۹) «پاداش آنان نزد پروردگارشان است، خداوند سریع الحساب است».
  
اين اسم هرچند بيشتر در مورد رسيدگى به حساب مجرمان به كار رفته امّا به آنها اختصاص ندارد، چنان كه مى فرمايد:
+
این اسم مرکب از دو کلمه است، یکى سریع که در مقابل «بطئى» به معنى تند است و دیگرى «الحساب» که به معنى شمارش است، چنان که مى فرماید:
  
(أُولئِكَ لَهُمْ أَجرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الحِساب).(آل عمران/199
+
{{متن قرآن|«الشَّمْس وَ القَمر بِحُسْبان»}}([[سوره الرحمن|رحمن]]/۵) «سیر خورشید و ماه روى حساب است».
  
«پاداش آنان نزد پروردگارشان است، خداوند سريع الحساب است».
+
و هدف از توصیف خدا به این اسم، این است که [[اراده الهی|اراده]] او در همه جا بدون توقف نافذ و مؤثر است. چنان که مى فرماید:
  
اين اسم مركب از دو كلمه است، يكى سريع كه در مقابل «بطى» به معنى تند است و ديگرى «الحساب» كه به معنى شمارش است، چنان كه مى فرمايد:
+
{{متن قرآن|«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکون»}}.([[سوره یس|یس]]/۸۲) «فرمان این است که هر موقع بخواهد به او مى گوید باش، آن نیز محقق مى شود».
  
(الشَّمْس وَ القَمر بِحُسْبان)(رحمن/5)
+
در این جا احتمال دیگرى هست و آن این که او در حسابرسى نیازى به مرور زمان ندارد، زیرا نسبت وجود او به گذشته و حال و آینده یکسان است و چیزى او را از چیزى به خود مشغول نمى سازد، در کمترین زمان حسابرسى او انجام مى گیرد.
  
«سيرخورشيد و ماه روى حساب است».
+
[[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان]] (علیه السلام) مى فرماید: «خدا به حساب همه بندگان بسان [[رزق|روزى]] دادن به آنان یک جا رسیدگى مى کند».
  
وهدف از توصيف خدا به اين اسم، اين است كه اراده او در همه جا بدون توقف نافذ و مؤثر است. چنان كه مى فرمايد:
+
و شاید یکى از علل «سریع الحساب» بودن خدا این است که افراد اعمال خود را در جلو دیدگان خود حاضر و مجسم مى بینند، عملى از او غایب نبوده و همگان خود را نشان مى دهند، از این جهت انکار ممکن نیست تا مایه کندى حساب شود و در این باره [[آیه|آیات]] فراوانى آمده که به برخى اشاره مى کنیم:
  
(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون).(يس/82)
+
۱. {{متن قرآن|«...وَ وَجَدوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یظْلِمُ رَبّک أَحداً»}}.([[سوره کهف|کهف]]/۴۹) «آنچه را انجام داده اند در برابر خود حاضر مى یابند، پروردگار تو به کسى ستم نمى کند».
  
«فرمان اين است كه هر موقع بخواهد به او مى گويد باش، آن نيز محقق مى شود».
+
۲. {{متن قرآن|«یومَ تَجِدُکلُّ نَفْس ما عَملَتْ مِنْ خیر مُحضراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء...»}}.(آل عمران/۳۰) «روزى که هر انسانى هر عملى را از خیر و شر انجام داده است، نزد خود حاضر مى یابد».
  
در اين جا احتمال ديگرى هست و آن اين كه او در حساب رسى نيازى به مرور زمان ندارد، زيرا نسبت وجود او به گذشته و حال و آينده يكسان است و چيزى او را از چيزى به خود مشغول نمى سازد، در كمترين زمان حساب رسى او انجام مى گيرد.
+
و یکى دیگر از علل سرعت حساب این است که علاوه بر حضور اعمال به صورت اخروى، صحیفه اعمال [[انسان]] همه چیز را ضبط مى کند چنان که مى فرماید:
  
امير مؤمنان (عليه السلام) مى فرمايد: « خدا به حساب همه بندگان بسان روزى دادن به آنان يك جا رسيدگى مى كند».
+
{{متن قرآن|«وَوُضِعَ الکتابُ فَتَرى المُجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمّا فیهِ وَ یقُولُونَ یا وَیلَتَنا مالِ هذَا الکتابِ لا یغادِرُ صَغیرَةً وَلا کبیرَةً إِلاّ أَحصاها...»}}.(کهف/۴۹) «[[نامه اعمال|نامه عمل]] عرضه مى شود و گنهکاران را خواهى دید که از آنچه که در آن است مى ترسند و مى گویند واى بر ما این نامه چیست که هیچ عمل کوچک و بزرگى از قلم نینداخته است و آن را به حساب آورده است».
  
وشايد يكى از علل سريع الحساب بودن خدا اين است كه افراد اعمال خود را در جلو ديدگان خود حاضر و مجسم مى بينند، عملى از او غايب نبوده و همگان خود را نشان مى دهند، از اين جهت انكار ممكن نيست تا مايه كندى حساب شود و در اين باره آيات فراوانى آمده كه به برخى اشاره مى كنيم:
+
با این شهود متعدد، براى بندگان خدا جاى شکى باقى نمى ماند و انسان با تمام ذرات وجود خود به صحت حساب و سرعت آن گواهى مى دهد. البته حساب مقدمه جزا است خواه به صورت کیفر یا به صورت پاداش، ولى در عین حال، حساب غیر نتیجه آن است، از این جهت باید گفت، واقعیت «سریع الحساب»، غیر «[[سریع العقاب|سریع العقاب]]» است؛ تو گویى تفاوت این دو بسان تفاوت مقدمه و ذى المقدمه است، هرچند علاوه بر این فرق، سریع الحساب، ممکن است مقدمه پاداش نیز باشد.<ref> [http://tohid.ir/fa/index/book?bookID=167&page=11#id270_p270 منشور جاوید جلد۲، جعفر سبحانی، صفحه ۲۷۰ تا ۲۷۲]. </ref>
 
 
1. (...وَ وَجَدوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبّك أَحداً).(كهف/49)
 
 
 
«آنچه را انجام داده اند در برابر خود حاضر مى يابند، پروردگار تو به كسى ستم نمى كند».
 
 
 
2. (يَومَ تَجِدُكُلُّ نَفْس ما عَملَتْ مِنْ خير مُحضراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء...).(آل عمران/30)
 
 
 
«روزى كه هر انسانى هر عملى را ازخير و شر انجام داده است، نزد خود حاضر مى يابد».
 
 
 
و يكى ديگر از علل سرعت حساب اين است كه علاوه بر حضور اعمال به صورت اخروى، صحيفه اعمال انسان همه چيز را ضبط مى كند چنان كه مى فرمايد:
 
 
 
(وَوُضِعَ الكِتابُ فَتَرى المُجْرِمينَ مُشْفِقينَ مِمّا فيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا مالِ هذَا الكِتابِ لا يُغادِرُصَغيرَةً وَلا كَبيرَةً إِلاّ أَحصاها...).(كهف/49)
 
 
 
«نامه عمل عرضه مى شود و گنهكاران را خواهى ديد كه از آنچه كه در آن است مى ترسند، و مى گويند واى بر ما اين نامه چيست كه هيچ عمل كوچك و بزرگى از قلم نينداخته است و آن را به حساب آورده است».
 
 
 
با اين شهود متعدد، براى بندگان خدا جاى شكى باقى نمى ماند و انسان با تمام ذرات وجود خود به صحت حساب و سرعت آن گواهى مى دهد.
 
 
 
البته حساب مقدمه جزا است خواه به صورت كيفر يا به صورت پاداش ولى در عين حال، حساب غير نتيجه آن است، از اين جهت بايد گفت، واقعيت «سريع الحساب»، غير «سريع العقاب» است تو گويى تفاوت اين دو بسان تفاوت مقدمه و ذى المقدمه است هرچند علاوه بر اين فرق، سريع الحساب، ممكن است مقدمه پاداش نيز باشد.<ref> [http://shia.ir/fa/persian/book?bookID=167&page=11#id270_p270 منشور جاوید جلد۲، جعفر سبحانی، صفحه۲۷۰ تا ۲۷۲،  پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سبحانی] </ref>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
<references/>
+
== منابع ==
 
+
* [http://tohid.ir/fa/index/book?bookID=167&page=11#id270_p270 منشور جاوید، جلد۲، جعفر سبحانی، پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سبحانی]
 
{{اسماء الله}}
 
{{اسماء الله}}
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۰۷

اسم شصت و هفتم: سریع الحساب؛

این اسم در قرآن در هشت مورد و به عنوان وصف خدا آمده است:

۱. «أُولئِک لَهُمْ نَصِیبٌ مِمّا کسَبُوا وَ اللّهُ سَرِیعُ الحِساب».(بقره/۲۰۲) «براى آنان از آنچه که کسب کرده اند نصیب و بهره اى است، خدا حسابرس سریع است».

۲. «...وَ مَنْ یکفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فانَّ اللّهَ سَرِیعُ الحِساب».(آل عمران/۱۹) «هرکس به آیات الهى کفر ورزد، خدا حسابرس سریع است». و همچنین است آیات دیگر.

این اسم هرچند بیشتر در مورد رسیدگى به حساب مجرمان به کار رفته، امّا به آنها اختصاص ندارد، چنان که مى فرماید:

«أُولئِک لَهُمْ أَجرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الحِساب».(آل عمران/۱۹۹) «پاداش آنان نزد پروردگارشان است، خداوند سریع الحساب است».

این اسم مرکب از دو کلمه است، یکى سریع که در مقابل «بطئى» به معنى تند است و دیگرى «الحساب» که به معنى شمارش است، چنان که مى فرماید:

«الشَّمْس وَ القَمر بِحُسْبان»(رحمن/۵) «سیر خورشید و ماه روى حساب است».

و هدف از توصیف خدا به این اسم، این است که اراده او در همه جا بدون توقف نافذ و مؤثر است. چنان که مى فرماید:

«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکون».(یس/۸۲) «فرمان این است که هر موقع بخواهد به او مى گوید باش، آن نیز محقق مى شود».

در این جا احتمال دیگرى هست و آن این که او در حسابرسى نیازى به مرور زمان ندارد، زیرا نسبت وجود او به گذشته و حال و آینده یکسان است و چیزى او را از چیزى به خود مشغول نمى سازد، در کمترین زمان حسابرسى او انجام مى گیرد.

امیرمؤمنان (علیه السلام) مى فرماید: «خدا به حساب همه بندگان بسان روزى دادن به آنان یک جا رسیدگى مى کند».

و شاید یکى از علل «سریع الحساب» بودن خدا این است که افراد اعمال خود را در جلو دیدگان خود حاضر و مجسم مى بینند، عملى از او غایب نبوده و همگان خود را نشان مى دهند، از این جهت انکار ممکن نیست تا مایه کندى حساب شود و در این باره آیات فراوانى آمده که به برخى اشاره مى کنیم:

۱. «...وَ وَجَدوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یظْلِمُ رَبّک أَحداً».(کهف/۴۹) «آنچه را انجام داده اند در برابر خود حاضر مى یابند، پروردگار تو به کسى ستم نمى کند».

۲. «یومَ تَجِدُکلُّ نَفْس ما عَملَتْ مِنْ خیر مُحضراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء...».(آل عمران/۳۰) «روزى که هر انسانى هر عملى را از خیر و شر انجام داده است، نزد خود حاضر مى یابد».

و یکى دیگر از علل سرعت حساب این است که علاوه بر حضور اعمال به صورت اخروى، صحیفه اعمال انسان همه چیز را ضبط مى کند چنان که مى فرماید:

«وَوُضِعَ الکتابُ فَتَرى المُجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمّا فیهِ وَ یقُولُونَ یا وَیلَتَنا مالِ هذَا الکتابِ لا یغادِرُ صَغیرَةً وَلا کبیرَةً إِلاّ أَحصاها...».(کهف/۴۹) «نامه عمل عرضه مى شود و گنهکاران را خواهى دید که از آنچه که در آن است مى ترسند و مى گویند واى بر ما این نامه چیست که هیچ عمل کوچک و بزرگى از قلم نینداخته است و آن را به حساب آورده است».

با این شهود متعدد، براى بندگان خدا جاى شکى باقى نمى ماند و انسان با تمام ذرات وجود خود به صحت حساب و سرعت آن گواهى مى دهد. البته حساب مقدمه جزا است خواه به صورت کیفر یا به صورت پاداش، ولى در عین حال، حساب غیر نتیجه آن است، از این جهت باید گفت، واقعیت «سریع الحساب»، غیر «سریع العقاب» است؛ تو گویى تفاوت این دو بسان تفاوت مقدمه و ذى المقدمه است، هرچند علاوه بر این فرق، سریع الحساب، ممکن است مقدمه پاداش نیز باشد.[۱]

پانویس

منابع

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.