تفسیر فقهی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
«تفسير فقهی» يكی از گرايشهای تفسيری [[قرآن‌|قرآن‌ کریم]] است‌ كه‌ به‌ دسته‌بندی و تحليل‌ و [[تفسیر قرآن|تفسير]] آياتی می پردازد كه‌ با [[احکام شرعی|احكام‌ فقهی]] ارتباط‌ می‌يابد. در تفاسیر فقهی، بیشتر همت مفسران، بر شناخت و دریافت احكام فقهی الهی از آیات قرآن است كه شامل حدود پانصد [[آیه]] با عنوان «[[آیات الاحکام|آیات الاحكام]]» می‌باشد.  
+
«تفسیر فقهی» یکی از گرایشهای تفسیری [[قرآن‌|قرآن‌ کریم]] است‌ که‌ به‌ دسته‌بندی و تحلیل‌ و [[تفسیر قرآن|تفسیر]] آیاتی می‌پردازد که‌ با [[احکام شرعی|احکام‌ فقهی]] ارتباط‌ می‌یابد. در تفاسیر فقهی، بیشتر همت مفسران، بر شناخت و دریافت احکام شرعی الهی از آیات قرآن است که شامل حدود پانصد [[آیه]] با عنوان «[[آیات الاحکام|آیات الاحکام]]» می‌باشد.  
  
==تعریف تفسير فقهی==
+
==تعریف تفسیر فقهی==
یکی از انواع [[تفسیر قرآن]]، «تفسیر فقهی» است که فقها و مفسران [[شیعه]] و [[سنی]] برای فهم [[احکام شرعی]] از [[قرآن کریم]]، از قرن‌های اولیه [[اسلام]] تاکنون، از این روش استفاده کرده‌اند. بدون‌ شك‌ دو دانش‌ تفسير و [[فقه‌]] در يك‌ بستر تاريخی به‌ وجود آمدند<ref>رجوع کنید به شهابی، ج‌1، ص‌478.</ref> و از اين رو در اصول‌ و شيوه‌های فهم‌ و منابع‌ با يكديگر در ارتباط‌اند، زيرا در اعتقاد اسلامی اولين‌ و مهمترين‌ منبع‌ تشريع‌ و استنباط‌ احكام‌ قرآن‌ است‌.
+
یکی از انواع [[تفسیر قرآن]]، «تفسیر فقهی» است که فقها و مفسران [[شیعه]] و [[سنی]] برای فهم [[احکام شرعی]] از [[قرآن کریم]]، از قرن‌های اولیه [[اسلام]] تاکنون، از این روش استفاده کرده‌اند. بدون‌ شک‌ دو دانش‌ تفسیر و [[فقه‌]] در یک‌ بستر تاریخی به‌ وجود آمدند<ref>رجوع کنید به شهابی، ج‌۱، ص‌۴۷۸.</ref> و از این رو در اصول‌ و شیوه‌های فهم‌ و منابع‌ با یکدیگر در ارتباط‌اند، زیرا در اعتقاد اسلامی اولین‌ و مهمترین‌ منبع‌ تشریع‌ و استنباط‌ احکام‌ قرآن‌ است‌.
  
 
مفسر در تفسیر فقهی به عناصر زیر توجه بیشتری می‌کند:
 
مفسر در تفسیر فقهی به عناصر زیر توجه بیشتری می‌کند:
  
الف) به تفسیر آیاتی می‌پردازد که احکام فقهی در مورد زندگی بشر دارد و تکلیف انسان را به صورت [[واجب]]، [[مستحب]]، [[حرام]]، [[مکروه]] و مباح در ابواب عبادات و معاملات و... بیان می‌کند.
+
* الف) به تفسیر آیاتی می‌پردازد که احکام فقهی در مورد زندگی بشر دارد و تکلیف انسان را به صورت [[واجب]]، [[مستحب]]، [[حرام]]، [[مکروه]] و مباح در ابواب عبادات و معاملات و... بیان می‌کند.
 +
* ب) همت مفسر در تفسیر فقهی، به استنباط احکام شرعی فرعی عملی از آیات قرآن است.
 +
* ج) معمولاً مفسر آیات الاحکام، شخصی [[اجتهاد|مجتهد]] در [[فقه]] است. و مفسر در این گرایش با روش فقهی، مسایل را تجزیه و تحلیل می‌کند و در این راه از [[قرآن|کتاب]]، [[سنت]]، [[عقل]] و [[اجماع]] بهره می‌برد.
  
ب) همت مفسر به استنباط احکام شرعی فرعی عملی از آیات قرآن است.
+
به‌ نظر آیت الله معرفت‌ اگر از زاویه خاص‌ سیاسی و اجتماعی که‌ گذشتگان‌ از آن‌ غافل‌ مانده‌اند به‌ [[قرآن‌]] توجه‌ شود، شمار [[آیات الاحکام|آیات‌ فقهی]] متجاوز از دوهزار [[آیه]] خواهد بود، اما بنابر قول‌ مشهور [[شیعه‌]]،<ref>برای نمونه‌ رجوع کنید به علامه‌ حلی، ج‌۱، ص‌۵۲۶.</ref><ref>فاضل‌ مقداد، ج‌۱، ص‌۵.</ref><ref>شهید ثانی، ج‌۳، ص‌۶۳ـ۶۴.</ref> تعداد این‌ قسم‌ از آیات‌ ([[آیات الاحکام|آیات الاحکام]])، حدود پانصد مورد است‌. این‌ آیات‌ که‌ بیانگر احکام‌ عملی و تکالیف‌ فقهی مسلمانان‌ است‌، موضوعات‌ متنوعی نظیر احکام‌ خانواده‌ و احکام‌ اجتماعی و اقتصادی را دربردارد.<ref>برای تفصیل‌ بیشتر درباره دسته‌بندی آیات‌ احکام‌ رجوع کنید به مسعودی، ص‌۵۵ـ۶۱.</ref>
 
 
ج) معمولاً مفسر آیات الاحکام، شخصی [[اجتهاد|مجتهد]] در [[فقه]] است. معمولاً مفسر در این گرایش با روش فقهی، مسایل را تجزیه و تحلیل می‌کند و در این راه از [[قرآن|کتاب]]، [[سنت]]، [[عقل]] و [[اجماع]] بهره می‌برد.
 
 
 
به‌ نظر آیت الله معرفت‌ اگر از زاويه خاص‌ سياسی و اجتماعی كه‌ گذشتگان‌ از آن‌ غافل‌ مانده‌اند به‌ [[قرآن‌]] توجه‌ شود، شمار [[آیات الاحکام|آيات‌ فقهی]] متجاوز از دوهزار [[آیه]] خواهد بود، اما بنابر قول‌ مشهور [[شيعه‌]]،<ref>برای نمونه‌ رجوع کنید به علامه‌ حلی، ج‌1، ص‌526.</ref><ref>فاضل‌ مقداد، ج‌1، ص‌5.</ref><ref>شهيد ثانی، ج‌3، ص‌63ـ64.</ref> تعداد اين‌ قسم‌ از آيات‌ ([[آیات الاحکام|آیات الاحكام]])، حدود پانصد مورد است‌. اين‌ آيات‌ كه‌ بيانگر احكام‌ عملی و تكاليف‌ فقهی مسلمانان‌ است‌، موضوعات‌ متنوعی نظير احكام‌ خانواده‌ و احكام‌ اجتماعی و اقتصادی را دربردارد.<ref>برای تفصيل‌ بيشتر درباره دسته‌بندی آيات‌ احكام‌ رجوع کنید به مسعودی، ص‌55ـ61.</ref>
 
  
 
==سیر نگارش تفاسیر فقهی==
 
==سیر نگارش تفاسیر فقهی==
در [[قرآن‌]] احكام‌ عملی معمولاً به‌ صورت‌ كلی بيان‌ شده‌ است‌. در بسياری از آيات‌ نيز حكم‌ با الفاظی بيان‌ می شود كه‌ دلالت‌ آن‌ قطعی و ظاهر نيست‌ و راه‌ را برای [[اجتهاد]] و دخالت‌ ذهن‌ هموار می سازد. علاوه‌ بر اين‌، گاهی تأثير رأی لغوی و نحويِ مفسر يا [[فقیه|فقيه‌]] و نظر او درباره برخی از مباحث‌ [[اصول‌ فقه‌]]، مانند [[عام و خاص|عموم‌ و خصوص‌]] يا [[مطلق و مقید|اطلاق‌ و تقييد]] و همچنين‌ مسئله صحت‌ و سقم‌ و درجه اعتبار روايات‌، باعث‌ ايجاد اختلاف‌ در استنباط‌ احكام‌ می شود.<ref>رجوع کنید به آل‌ جعفر، ص‌157.</ref> اين‌ اختلافات‌ از همان‌ ابتدا با وفات‌ [[پیامبر اسلام|پيامبر]] صلی الله علیه وآله آغاز شد، چنانكه‌ گاهی [[صحابه|صحابه‌]] نيز در فهم‌ يك‌ [[آيه|آيه‌]] و [[احكام‌]] ناشی از آن‌ اختلاف‌نظر پيدا می كردند.<ref>برای نمونه‌ رجوع کنید به خضری، ص‌97ـ105.</ref><ref>ذهبی، ج‌2، ص‌415.</ref>
+
در [[قرآن‌]] احکام‌ عملی معمولاً به‌ صورت‌ کلی بیان‌ شده‌ است‌. در بسیاری از آیات‌ نیز حکم‌ با الفاظی بیان‌ می شود که‌ دلالت‌ آن‌ قطعی و ظاهر نیست‌ و راه‌ را برای [[اجتهاد]] و دخالت‌ ذهن‌ هموار می سازد. علاوه‌ بر این‌، گاهی تأثیر رأی لغوی و نحوی مفسر یا [[فقیه|فقیه‌]] و نظر او درباره برخی از مباحث‌ [[اصول‌ فقه‌]]، مانند [[عام و خاص|عموم‌ و خصوص‌]] یا [[مطلق و مقید|اطلاق‌ و تقیید]] و همچنین‌ مسئله صحت‌ و سقم‌ و درجه اعتبار روایات‌، باعث‌ ایجاد اختلاف‌ در استنباط‌ احکام‌ می شود.<ref>رجوع کنید به آل‌ جعفر، ص‌۱۵۷.</ref> این‌ اختلافات‌ از همان‌ ابتدا با وفات‌ [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه وآله آغاز شد، چنانکه‌ گاهی [[صحابه|صحابه‌]] نیز در فهم‌ یک‌ [[آیه|آیه‌]] و [[احکام شرعی|احکام‌]] ناشی از آن‌ اختلاف‌نظر پیدا می کردند.<ref>برای نمونه‌ رجوع کنید به خضری، ص‌۹۷ـ۱۰۵.</ref><ref>ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۵.</ref>
 
 
اين‌ وضع‌ تا زمان‌ شكل‌گيری رسمی مذاهب‌ فقهی ادامه‌ يافت‌، ضمن‌ اين كه‌ مسائل‌ جديدی نيز برای مسلمانان‌ پيش‌ آمد. در اين‌ ميان‌ پيشوايان‌ مذاهب‌ با ادله‌ و براهين‌ مختلف‌ و به‌ دور از اغراض‌ شخصی به‌ آنچه‌ از نظر خود صحيح‌ می دانستند، [[فتوا]] می دادند. اما پس‌ از اين‌ دوران‌، جريان‌ [[تقلید|تقليد]] از فقيهان‌ و مكاتب‌ فقهی شكل‌ گرفت‌ و هر مكتب‌ فقهی با جانبداری از [[احكام‌]] و آرای فقهی پيشوای خود سعی در ترويج‌ آن‌ و ابطال‌ آرای مخالفان‌ داشت‌ و با روی آوردن‌ به‌ [[تأویل|تأویل‌]] و احياناً قول‌ به‌ [[نسخ|نسخ‌]] يا تخصيص‌، تلاش‌ می كرد آيات‌ قرآن‌ را شاهد بر رأی فقهی خود يا دست‌ كم‌ غيرمعارض‌ با آن‌ نشان‌ دهد،<ref>ذهبی، ج‌2، ص‌414ـ417.</ref> به‌ گونه‌ای كه‌ می توان‌ قرن‌ دوم‌ و سوم‌ هجری را علاوه‌ بر شكل‌گيری مذاهب‌ فقهی، عصر تنظيم‌ و ترتيب‌ يافتن‌ فقه‌ و تفسير فقهی بر پايه مذاهب‌ دانست‌.<ref>ايازی، ص‌89ـ90.</ref>
 
  
پس‌ از اين‌ دوره‌، پيروان‌ هر مذهب‌ فقهی بر حسب‌ قواعدشان‌ به‌ استنباط‌ احكام‌ از آيات‌ پرداختند و تفاسيری برای [[آیات الاحکام|آيات‌ احكام‌]] نوشتند كه‌ اختلافات‌ مذاهب‌ فقهی در آنها منعكس‌ بود. در اين‌ آثار معمولاً مؤلف‌ به‌ هنگام‌ تفسير آيات‌، ابتدا آرای فقها و بزرگان‌ مذاهب‌ ديگر را به‌ همراه‌ دلايل‌ آنان‌ بيان‌ می كند، سپس‌ با استفاده‌ از دانش‌ لغوی و [[علم نحو|نحوی]] و اصولی خود و با ارائه شواهد قرآنی و [[حدیث|حديثی]]، نظرش‌ را كه‌ همواره‌ منطبق‌ بر يكی از مذاهب‌ شناخته‌ شده فقهی است‌، به‌ اثبات‌ می رساند. مثلاً در آيه ششم‌ [[سوره مائده|سوره مائده‌]] ([[آیه وضو|آيه وضو]]) كه‌ دارای مسائل‌ و احكام‌ عبادی بسياری است‌،<ref>ابن‌عربی، قسم‌2، ص‌557ـ558.</ref> قواعد نحوی و اصولی، اشتراك‌ معنايی حرف‌ «واو» و روايات‌ رسيده‌ در اين‌ باب‌ باعث‌ اختلاف‌ فراوان‌ و در نتيجه‌ قول‌ به‌ وجوب‌ يا عدم‌ وجوب‌ ترتيب‌ در وضو گرديده‌ است‌.<ref>رجوع کنید به جَصّاص‌، ج‌2، ص‌360ـ364.</ref><ref>ابن‌ عربی، قسم‌2، ص‌561ـ562.</ref><ref>قرطبی، ج‌3، جزء6، ص‌98ـ99.</ref><ref>فاضل‌ مقداد، ج‌1، ص‌19ـ22.</ref>
+
این‌ وضع‌ تا زمان‌ شکل‌گیری رسمی مذاهب‌ فقهی ادامه‌ یافت‌، ضمن‌ این که‌ مسائل‌ جدیدی نیز برای مسلمانان‌ پیش‌ آمد. در این‌ میان‌ پیشوایان‌ مذاهب‌ با ادله‌ و براهین‌ مختلف‌ و به‌ دور از اغراض‌ شخصی به‌ آنچه‌ از نظر خود صحیح‌ می دانستند، [[فتوا]] می دادند. اما پس‌ از این‌ دوران‌، جریان‌ [[تقلید|تقلید]] از فقیهان‌ و مکاتب‌ فقهی شکل‌ گرفت‌ و هر مکتب‌ فقهی با جانبداری از احکام‌ و آرای فقهی پیشوای خود سعی در ترویج‌ آن‌ و ابطال‌ آرای مخالفان‌ داشت‌ و با روی آوردن‌ به‌ [[تأویل|تأویل‌]] و احیاناً قول‌ به‌ [[نسخ|نسخ‌]] یا تخصیص‌، تلاش‌ می کرد آیات‌ قرآن‌ را شاهد بر رأی فقهی خود یا دست‌ کم‌ غیرمعارض‌ با آن‌ نشان‌ دهد،<ref>ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۴ـ۴۱۷.</ref> به‌ گونه‌ای که‌ می توان‌ قرن‌ دوم‌ و سوم‌ هجری را علاوه‌ بر شکل‌گیری مذاهب‌ فقهی، عصر تنظیم‌ و ترتیب‌ یافتن‌ فقه‌ و تفسیر فقهی بر پایه مذاهب‌ دانست‌.<ref>ایازی، ص‌۸۹ـ۹۰.</ref>
  
تفسير فقهی تنها به‌ احكام‌ تكليفی و وضعی می پردازد.<ref>معرفت‌، ج‌2، ص‌354.</ref> در اين‌ روش‌ سعی مفسر بر استنباط‌ حكم‌ از آياتی است‌ كه‌ به‌ صراحت‌ يا اشاره‌ متضمن‌ حكمی شرعی است‌،<ref>ايازی، ص‌88.</ref> از اين رو می توان‌ آن‌ را يكی از قديمترين‌ انواع‌ [[تفسیر موضوعی|تفسير موضوعی]] به‌ حساب‌ آورد. اين‌ نوع‌ تفسير را از آن‌ جهت‌ كه‌ فقها آن‌ را بر عهده‌ دارند، از دقيقترين‌ تفاسير دانسته‌اند.<ref>رجوع کنید به انصاری، مقدمه معرفت‌، ص‌9.</ref> تفاسير فقهی همه احكام‌ مرتبط‌ با موضوع‌ آيه‌ را مطرح‌ می نمايند، چنانكه‌ به‌ نظر رومی بين‌ اين‌ تفاسير و كتب‌ فقه‌ فرق‌ چندانی نيست‌؛ اما در تفاسير ديگر، مفسران‌ در ذيل‌ آيات‌ مربوط‌ به‌ احكام‌ تنها به‌ ارائه حكم‌ فقهی صريح‌ و رأی خودشان‌ بسنده‌ می كنند.<ref>برای تفصيل‌ بيشتر رجوع کنید به آل‌جعفر، ص‌146.</ref>
+
پس‌ از این‌ دوره‌، پیروان‌ هر مذهب‌ فقهی بر حسب‌ قواعدشان‌ به‌ استنباط‌ احکام‌ از آیات‌ پرداختند و تفاسیری برای [[آیات الاحکام|آیات‌ احکام‌]] نوشتند که‌ اختلافات‌ مذاهب‌ فقهی در آنها منعکس‌ بود. در این‌ آثار معمولاً مؤلف‌ به‌ هنگام‌ تفسیر آیات‌، ابتدا آرای فقها و بزرگان‌ مذاهب‌ دیگر را به‌ همراه‌ دلایل‌ آنان‌ بیان‌ می کند، سپس‌ با استفاده‌ از دانش‌ لغوی و [[علم نحو|نحوی]] و اصولی خود و با ارائه شواهد قرآنی و [[حدیث|حدیثی]]، نظرش‌ را که‌ همواره‌ منطبق‌ بر یکی از مذاهب‌ شناخته‌ شده فقهی است‌، به‌ اثبات‌ می رساند. مثلاً در آیه ششم‌ [[سوره مائده|سوره مائده‌]] ([[آیه وضو|آیه وضو]]) که‌ دارای مسائل‌ و احکام‌ عبادی بسیاری است‌،<ref>ابن‌عربی، قسم‌۲، ص‌۵۵۷ـ۵۵۸.</ref> قواعد نحوی و اصولی، اشتراک‌ معنایی حرف‌ «واو» و روایات‌ رسیده‌ در این‌ باب‌ باعث‌ اختلاف‌ فراوان‌ و در نتیجه‌ قول‌ به‌ وجوب‌ یا عدم‌ وجوب‌ ترتیب‌ در وضو گردیده‌ است‌.<ref>رجوع کنید به جَصّاص‌، ج‌۲، ص‌۳۶۰ـ۳۶۴.</ref><ref>ابن‌ عربی، قسم‌۲، ص‌۵۶۱ـ۵۶۲.</ref><ref>قرطبی، ج‌۳، جزء۶، ص‌۹۸ـ۹۹.</ref><ref>فاضل‌ مقداد، ج‌۱، ص‌۱۹ـ۲۲.</ref>
  
مؤلفان‌ تفاسير فقهی در ترتيب‌ اين‌ كتب‌ معمولاً دو روش‌ را بكار برده‌اند: تفسير آيات‌ احكام‌ به‌ ترتيب‌ سوره‌ها و آيات‌؛ و تنظيم‌ آيات‌ فقهی قرآن‌ بر اساس‌ ابواب‌ رايج‌ در كتب‌ فقه‌. که مفسران‌ [[اهل سنت|اهل‌ سنت‌]] غالباً روش‌ اول‌ را برگزيده‌اند و مفسران‌ [[شيعه‌]] به‌ طريق‌ دوم‌ رفته‌اند.<ref>ايازی، ص‌90ـ91؛ قس‌ مديرشانه‌چی، ص‌5.</ref>  
+
تفسیر فقهی تنها به‌ احکام‌ تکلیفی و وضعی می پردازد.<ref>معرفت‌، ج‌۲، ص‌۳۵۴.</ref> در این‌ روش‌ سعی مفسر بر استنباط‌ حکم‌ از آیاتی است‌ که‌ به‌ صراحت‌ یا اشاره‌ متضمن‌ حکمی شرعی است‌،<ref>ایازی، ص‌۸۸.</ref> از این رو می توان‌ آن‌ را یکی از قدیمترین‌ انواع‌ [[تفسیر موضوعی|تفسیر موضوعی]] به‌ حساب‌ آورد. این‌ نوع‌ تفسیر را از آن‌ جهت‌ که‌ فقها آن‌ را بر عهده‌ دارند، از دقیقترین‌ تفاسیر دانسته‌اند.<ref>رجوع کنید به انصاری، مقدمه معرفت‌، ص‌۹.</ref> تفاسیر فقهی همه احکام‌ مرتبط‌ با موضوع‌ آیه‌ را مطرح‌ می نمایند، چنانکه‌ به‌ نظر رومی بین‌ این‌ تفاسیر و کتب‌ فقه‌ فرق‌ چندانی نیست‌؛ اما در تفاسیر دیگر، مفسران‌ در ذیل‌ آیات‌ مربوط‌ به‌ احکام‌ تنها به‌ ارائه حکم‌ فقهی صریح‌ و رأی خودشان‌ بسنده‌ می کنند.<ref>برای تفصیل‌ بیشتر رجوع کنید به آل‌جعفر، ص‌۱۴۶.</ref>
  
احاديث‌ فقهی [[پیامبر اسلام|پيامبر اكرم‌]] صلی الله علیه و آله و توضيح‌ و تبيين‌ آنها از جانب‌ [[صحابی|صحابه‌]] و [[ائمه اطهار|امامان‌]] شيعه‌، بخشی از تفاسير فقهی محسوب‌ می گردد،<ref>معرفت‌، ج‌2، ص‌355.</ref> هر چند به‌ گفته ذهبی<ref>ج‌2، ص‌418.</ref> قبل‌ از عصر تدوين‌ جز مطالبی پراكنده‌ از فقهای صحابه‌ و [[تابعين|تابعين‌]]، تفسير فقهی ديگری يافت‌ نمی شود. [[ابن ندیم|ابن‌ نديم‌]] در ميان‌ مؤلفان‌ كتب‌ احكام‌القرآن‌، نام‌ محمد بن‌ سائب‌ كلبی (متوفی 146)، از اصحاب‌ خاص‌ [[امام‌ باقر]] و [[امام‌ صادق‌]] عليهماالسلام‌ را ذكر كرده‌ و [[سید حسن صدر|سيد حسن‌ صدر]] بر اين‌ اساس‌ وی را اولين‌ نويسنده احكام‌القرآن‌ دانسته‌ است‌ که البته اثری از اين‌ كتاب‌ در دست‌ نيست‌.
+
مؤلفان‌ تفاسیر فقهی در ترتیب‌ این‌ کتب‌ معمولاً دو روش‌ را بکار برده‌اند: تفسیر آیات‌ احکام‌ به‌ ترتیب‌ سوره‌ها و آیات‌؛ و تنظیم‌ آیات‌ فقهی قرآن‌ بر اساس‌ ابواب‌ رایج‌ در کتب‌ فقه‌. که مفسران‌ [[اهل سنت|اهل‌ سنت‌]] غالباً روش‌ اول‌ را برگزیده‌اند و مفسران‌ [[شیعه‌]] به‌ طریق‌ دوم‌ رفته‌اند.<ref>ایازی، ص‌۹۰ـ۹۱؛ قس‌ مدیرشانه‌چی، ص‌۵.</ref>  
  
قديمترين‌ تفسير فقهيِ بر جای مانده‌، متعلق‌ به‌ [[شافعی|محمد بن‌ ادريس‌ شافعی]] (متوفی 204) با عنوان «[[احکام القرآن (شافعی) (کتاب)|احكام القرآن]]» است‌ كه‌ احمد بن‌ حسين‌ بيهقی (متوفی 458) آن‌ را گرد آورده‌ است‌. پس‌ از وی احمد بن‌ علی جَصّاص‌ (متوفی 370) از علمای [[حنفی]]، احكام‌القرآن‌ را نوشت‌ و از آن‌ پس‌ تأليف‌ اين‌ قبيل‌ كتابها ادامه‌ يافت‌،<ref>انصاری، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 9ـ10.</ref> چنانكه‌ علی بن‌ محمد كياهراسی (متوفی 504) از عالمان‌ [[شافعی]] صاحب «[[احکام القرآن (کیاهراسی) (کتاب)|احكام‌القرآن‌]]»، ابوبكر محمد بن‌ عبداللّه‌ ابن‌ عربی (متوفی 543) و ابوعبداللّه‌ محمد بن‌ احمد قرطبی (متوفی 671) از [[مالکی|مالكيان‌]] و محمد بن‌ حسين‌ بن‌ قاسم‌ (متوفی 1067) از [[زیدیه|زيديان‌]] كتابهايی در اين‌ زمينه‌ تأليف‌ كردند.<ref>ذهبی، ج‌2، ص‌418ـ419.</ref>
+
احادیث‌ فقهی [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم‌]] صلی الله علیه و آله و توضیح‌ و تبیین‌ آنها از جانب‌ [[صحابی|صحابه‌]] و [[ائمه اطهار|امامان‌]] شیعه‌، بخشی از تفاسیر فقهی محسوب‌ می گردد،<ref>معرفت‌، ج‌۲، ص‌۳۵۵.</ref> هر چند به‌ گفته ذهبی<ref>ج‌۲، ص‌۴۱۸.</ref> قبل‌ از عصر تدوین‌ جز مطالبی پراکنده‌ از فقهای صحابه‌ و [[تابعین|تابعین‌]]، تفسیر فقهی دیگری یافت‌ نمی شود. [[ابن ندیم|ابن‌ ندیم‌]] در میان‌ مؤلفان‌ کتب‌ احکام‌القرآن‌، نام‌ محمد بن‌ سائب‌ کلبی (متوفی ۱۴۶)، از اصحاب‌ خاص‌ [[امام‌ باقر]] و [[امام‌ صادق‌]] علیهماالسلام‌ را ذکر کرده‌ و [[سید حسن صدر|سید حسن‌ صدر]] بر این‌ اساس‌ وی را اولین‌ نویسنده احکام‌القرآن‌ دانسته‌ است‌ که البته اثری از این‌ کتاب‌ در دست‌ نیست‌.
  
تفسير [[زاد المسیر فی علم التفسیر (کتاب)|زادالمسير فی علم‌ التفسير]] اثر [[عبدالرحمان بن جوزی|ابن‌ جوزی]] (متوفی 597) نيز اگر چه‌ خاص‌ آيات‌ الاحكام‌ نيست‌، اما بر مبنای آرای فقهی مذهب‌ [[حنبلی]] نوشته‌ شده‌ است‌<ref>ابن‌ جوزی، ص‌72؛ قس‌ ذهبی، ج‌2، ص‌414ـ420.</ref> كه‌ اشاره‌ای به‌ تفاسير فقهی حنبليان‌ نكرده‌ است‌.<ref>رومی، ج‌2، ص‌417.</ref><ref>برای آگاهی از تفاسير فقهی اهل‌ سنت‌ رجوع کنید به حاجی خليفه‌، ج‌1، ستون‌20؛ ايازی، ص‌837.</ref>
+
قدیمترین‌ تفسیر فقهی بر جای مانده‌، متعلق‌ به‌ [[شافعی|محمد بن‌ ادریس‌ شافعی]] (متوفی ۲۰۴) با عنوان «[[احکام القرآن (شافعی) (کتاب)|احکام القرآن]]» است‌ که‌ احمد بن‌ حسین‌ بیهقی (متوفی ۴۵۸) آن‌ را گرد آورده‌ است‌. پس‌ از وی احمد بن‌ علی جَصّاص‌ (متوفی ۳۷۰) از علمای [[حنفی]]، احکام‌القرآن‌ را نوشت‌ و از آن‌ پس‌ تألیف‌ این‌ قبیل‌ کتابها ادامه‌ یافت‌،<ref>انصاری، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ۹ـ۱۰.</ref> چنانکه‌ علی بن‌ محمد کیاهراسی (متوفی ۵۰۴) از عالمان‌ [[شافعی]] صاحب «[[احکام القرآن (کیاهراسی) (کتاب)|احکام‌القرآن‌]]»، ابوبکر محمد بن‌ عبداللّه‌ ابن‌ عربی (متوفی ۵۴۳) و ابوعبداللّه‌ محمد بن‌ احمد قرطبی (متوفی ۶۷۱) از [[مالکی|مالکیان‌]] و محمد بن‌ حسین‌ بن‌ قاسم‌ (متوفی ۱۰۶۷) از [[زیدیه|زیدیان‌]] کتابهایی در این‌ زمینه‌ تألیف‌ کردند.<ref>ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۸ـ۴۱۹.</ref>
  
در ميان‌ [[امامیه|امامیه‌]] نيز قديمترين‌ كتاب‌ مستقل‌ در اين‌ باب‌، کتاب [[فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام (کتاب)|فقه القرآن]] نوشته [[قطب راوندى|سعيد بن‌ هبة اللّه‌ راوندی]] (متوفی 573) است‌. پس‌ از او [[فاضل مقداد|فاضل‌ مقداد سيّوری]] (متوفی 826) يكی از جامعترين‌ اين‌ تفاسير را با عنوان [[کنز العرفان فی فقه القرآن]] نوشت‌.<ref>برای آگاهی از تفاسير فقهی شيعه‌ رجوع کنید به آقا بزرگ‌ تهرانی، ج‌1، ص‌40ـ44؛ ايازی، ص‌91ـ92.</ref>
+
تفسیر [[زاد المسیر فی علم التفسیر (کتاب)|زادالمسیر فی علم‌ التفسیر]] تألیف [[عبدالرحمان بن جوزی|ابن‌ جوزی]] (متوفی ۵۹۷) نیز اگر چه‌ خاص‌ آیات‌ الاحکام‌ نیست‌، اما بر مبنای آرای فقهی مذهب‌ [[حنبلی]] نوشته‌ شده‌ است‌<ref>ابن‌ جوزی، ص‌۷۲؛ قس‌ ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۴ـ۴۲۰.</ref> که‌ اشاره‌ای به‌ تفاسیر فقهی حنبلیان‌ نکرده‌ است‌.<ref>رومی، ج‌۲، ص‌۴۱۷.</ref><ref>برای آگاهی از تفاسیر فقهی اهل‌ سنت‌ رجوع کنید به حاجی خلیفه‌، ج‌۱، ستون‌۲۰؛ ایازی، ص‌۸۳۷.</ref>
  
تأليفات‌ جديد در زمينه تفسير فقهی اندك‌ است‌ و تفاوتهای بسياری با كتب‌ كهن‌ و متقدم‌ دارد. اهم ويژگيهای تفاسير فقهی جديد بدين‌ قرار است‌: بيان‌ كليات‌ و مطالب‌ مهم‌ و اجتناب‌ از تطويل‌؛ دوری از [[تعصب|تعصب‌]] و عدم‌ پايبندی به‌ يك‌ مذهب‌ فقهی خاص‌؛ اهتمام‌ به‌ رد برخی شبهات‌ نسبت‌ به‌ احكامی چون‌ قطع‌ دست‌ سارق‌ و رجم‌ زانی و پرداختن‌ به‌ بخشی از آيات‌ احكام‌، نه‌ همه آنها، از آن رو كه‌ اين‌ كتابها بيشتر برای دانشجويان‌ رشته‌های علوم‌ قرآنی نوشته‌ شده‌ و جنبه آموزشی دارد.<ref>رومی، ج‌2، ص‌418ـ419؛ برای آگاهی از تفاسير جديد رجوع کنید به همان‌، ج‌2، ص‌436؛ مديرشانه‌چی، ص‌3ـ4.</ref>
+
در میان‌ [[امامیه|امامیه‌]] نیز قدیمترین‌ کتاب‌ مستقل‌ در این‌ باب‌، کتاب [[فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام (کتاب)|فقه القرآن]] نوشته [[قطب راوندى|سعید بن‌ هبة اللّه‌ راوندی]] (متوفی ۵۷۳) است‌. پس‌ از او [[فاضل مقداد|فاضل‌ مقداد سیوری]] (متوفی ۸۲۶) یکی از جامعترین‌ این‌ تفاسیر را با عنوان [[کنز العرفان فی فقه القرآن]] نوشت‌.<ref>برای آگاهی از تفاسیر فقهی شیعه‌ رجوع کنید به آقا بزرگ‌ تهرانی، ج‌۱، ص‌۴۰ـ۴۴؛ ایازی، ص‌۹۱ـ۹۲.</ref>
  
امروزه‌ گاهی به‌ دليل‌ شخصيت‌ ممتاز علمی يك‌ مفسر يا فقيه‌ متقدم‌ كه‌ خود تفسير فقهی مستقلی ننوشته‌ است‌، آرای پراكنده فقهی وی در ذيل‌ آيات‌ احكام‌، از لابلای تفسير يا كتب‌ فقهی او جمع‌آوری می شود و به‌ صورت‌ مجموعه‌ای مستقل‌ به‌ چاپ‌ می رسد، نظير «الاحكام‌ الفقهيه للامام‌ [[محمد بن جریر طبری|الطبری]]؛ مجموعه من‌ كتاب‌ التفسير له‌» (بيروت‌، 1420 ق) تدوين‌ محمدحسن‌ اسماعيل‌ كه‌ به‌ ترتيب‌ ابواب‌ فقه‌ سامان‌ يافته‌ و دیگری «الانظار التفسيريه للشيخ‌ [[شیخ مرتضی انصاری|الانصاری]]» (قم‌، 1376 ش‌) تدوين‌ صاحبعلی محبّی كه‌ به‌ ترتيب‌ سوره‌های قرآن‌ تنظيم‌ شده‌ است‌.<ref>برای آگاهی از كتاب‌شناسی آثار تأليف‌ شده‌ در باب‌ تفسير فقهی رجوع کنید به هاشم‌زاده‌، ص‌169ـ184.</ref>
+
تألیفات‌ جدید در زمینه تفسیر فقهی اندک‌ است‌ و تفاوتهای بسیاری با کتب‌ کهن‌ و متقدم‌ دارد. اهم ویژگیهای تفاسیر فقهی جدید بدین‌ قرار است‌: بیان‌ کلیات‌ و مطالب‌ مهم‌ و اجتناب‌ از تطویل‌؛ دوری از [[تعصب|تعصب‌]] و عدم‌ پایبندی به‌ یک‌ مذهب‌ فقهی خاص‌؛ اهتمام‌ به‌ رد برخی شبهات‌ نسبت‌ به‌ احکامی چون‌ قطع‌ دست‌ سارق‌ و رجم‌ زانی و پرداختن‌ به‌ بخشی از آیات‌ احکام‌، نه‌ همه آنها، از آن رو که‌ این‌ کتابها بیشتر برای دانشجویان‌ رشته‌های علوم‌ قرآنی نوشته‌ شده‌ و جنبه آموزشی دارد.<ref>رومی، ج‌۲، ص‌۴۱۸ـ۴۱۹؛ برای آگاهی از تفاسیر جدید رجوع کنید به همان‌، ج‌۲، ص‌۴۳۶؛ مدیرشانه‌چی، ص‌۳ـ۴.</ref>
  
== آسیب شناسی تفسیر فقهی ==
+
امروزه‌ گاهی به‌ دلیل‌ شخصیت‌ ممتاز علمی یک‌ مفسر یا فقیه‌ متقدم‌ که‌ خود تفسیر فقهی مستقلی ننوشته‌ است‌، آرای پراکنده فقهی وی در ذیل‌ آیات‌ احکام‌، از لابلای تفسیر یا کتب‌ فقهی او جمع‌آوری می شود و به‌ صورت‌ مجموعه‌ای مستقل‌ به‌ چاپ‌ می رسد، نظیر «الاحکام‌ الفقهیه للامام‌ [[محمد بن جریر طبری|الطبری]]؛ مجموعه من‌ کتاب‌ التفسیر له‌» تدوین‌ محمدحسن‌ اسماعیل‌ که‌ به‌ ترتیب‌ ابواب‌ فقه‌ سامان‌ یافته‌ و دیگری «الانظار التفسیریه للشیخ‌ [[شیخ مرتضی انصاری|الانصاری]]» تدوین‌ صاحبعلی محبّی که‌ به‌ ترتیب‌ سوره‌های قرآن‌ تنظیم‌ شده‌ است‌.<ref>برای آگاهی از کتاب‌شناسی آثار تألیف‌ شده‌ در باب‌ تفسیر فقهی رجوع کنید به هاشم‌زاده‌، ص‌۱۶۹ـ۱۸۴.</ref>
الف) توجه افراطی به روایات اسباب نزول:
 
  
بسیاری از مفسران، برداشت خود از آیات فقهی را متکی و وابسته به روایات [[اسباب نزول]] نموده‌اند. لازمۀ این نگاه آن است که فهم مراد آیات، وابسته به قرائنی گردد که در هزار و اندی سال پیش عینیت داشته‌اند و گزارش آن قرائن هم اکنون به گونه‌ای معتبر و قطعی در دست ما قرار ندارند.
+
==آسیب‌شناسی تفسیر فقهی==
 +
'''الف) توجه افراطی به روایات اسباب نزول:'''
  
به عقیده آیت الله جعفر سبحانی آیات قرآن، به حکم اینکه مایۀ هدایت، بینه و فرقان هستند، بدون مراجعه به شأن نزول‌ها مفهوم خواهند بود، ولی توجه به شأن نزول‌ها سبب می‌شود که معنی آیه روشن‌تر جلوه کند (سبحانی، تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن، 306 ـ 305).
+
بسیاری از مفسران، برداشت خود از آیات فقهی را متکی و وابسته به روایات [[اسباب نزول]] نموده‌اند. لازمۀ این نگاه آن است که فهم مراد آیات، وابسته به قرائنی گردد که در هزار و چند سال پیش عینیت داشته‌اند و گزارش آن قرائن هم اکنون به گونه‌ای معتبر و قطعی در دست ما قرار ندارند. به عقیده [[جعفر سبحانی|آیت الله جعفر سبحانی]] آیات قرآن، به حکم اینکه مایۀ هدایت، بینه و فرقان هستند، بدون مراجعه به شأن نزول‌ها مفهوم خواهند بود، ولی توجه به شأن نزول‌ها سبب می‌شود که معنی آیه روشن‌تر جلوه کند.<ref>سبحانی، تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن، ۳۰۶ ـ ۳۰۵.</ref>
  
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که برخی از شأن نزول‌ها متواتر و از این جهت قابل اعتنا است، اما موارد بسیاری از این‌گونه روایات، از روایات آحاد است که اینها نیز بر دو قسم است: قسم اول، روایات آحادی که دارای سند بوده و با توجه به سلسلۀ سند آن، صحیح و معتبر است. بنابراین، از این جهت قابل اعتنا است و قسم دوم، روایات آحادی که صحیح یا معتبر نمی‌باشد. این‌گونه روایات که زیاد هم هست، قابل اعتنا نبوده و نمی‌تواند بیانگر حکم شرعی باشد.
+
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که برخی از شأن نزول‌ها [[متواتر]] و از این جهت قابل اعتنا است، اما موارد بسیاری از این‌گونه روایات، از [[خبر واحد|روایات آحاد]] است که اینها نیز بر دو قسم است: قسم اول، روایات آحادی که دارای [[سند حدیث|سند]] بوده و با توجه به سلسلۀ سند آن، صحیح و معتبر است. بنابراین، از این جهت قابل اعتنا است و قسم دوم، روایات آحادی که صحیح یا معتبر نمی‌باشد. این‌گونه روایات که زیاد هم هست، قابل اعتنا نبوده و نمی‌تواند بیانگر [[احکام شرعی|حکم شرعی]] باشد.
  
ب) رویکرد افراطی و تفریطی به سنت
+
'''ب) رویکرد افراطی و تفریطی به سنت:'''
  
 
بی‌تردید، میزان اعتبار و ارزشی که یک مفسر برای سنت قایل است، در تفسیر فقهی وی تأثیری مستقیم و مشهود دارد. میزان اعتبار سنت منقول از رسول اکرم مسئله‌ای است که از همان سده‌های نخستین هجری تاکنون همواره معرکۀ آراء و محل نزاع بوده است.
 
بی‌تردید، میزان اعتبار و ارزشی که یک مفسر برای سنت قایل است، در تفسیر فقهی وی تأثیری مستقیم و مشهود دارد. میزان اعتبار سنت منقول از رسول اکرم مسئله‌ای است که از همان سده‌های نخستین هجری تاکنون همواره معرکۀ آراء و محل نزاع بوده است.
  
برخی معتقدند قرآن در دلالت بر مفاهیم، مستقل است و در تفسیر به احادیث نیاز ندارد؛ به عبارت دیگر، عقل ما برای فهم آن کافی است. در نقطه مقابل، اخباری‌ها معتقدند تفسیر قرآن جز با روایت جایز نیست. و اگر در ذیل یک آیه، خبری نباشد، آن آیه به صورت متشابه باقی می‌ماند و نمی‌توان از آن به عنوان مدرکی شرعی استفاده نمود (صدر حاج سید جوادی و دیگران، دایره المعارف تشیع، 2/10ـ 9).
+
برخی معتقدند قرآن در دلالت بر مفاهیم، مستقل است و در تفسیر به احادیث نیاز ندارد؛ به عبارت دیگر، عقل ما برای فهم آن کافی است. در نقطه مقابل، [[اخباریان|اخباری‌ها]] معتقدند تفسیر قرآن جز با [[حدیث|روایت]] جایز نیست. و اگر در ذیل یک آیه، خبری نباشد، آن آیه به صورت [[متشابهات|متشابه]] باقی می‌ماند و نمی‌توان از آن به عنوان مدرکی شرعی استفاده نمود.<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دایره المعارف تشیع، ۲/۱۰ـ ۹.</ref>
  
به نظر می‌رسد هم دیدگاه «استقلال قرآن از احادیث» و هم دیدگاه افراطی «عدم جواز تفسیر قرآن جز با روایات» باطل است. اما بر اساس دیدگاه اعتدالی معتقدیم احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت: همانند قرائن عقلی و خود آیات قرآن، قرینه‌ای برای تفسیر آیات است.
+
به نظر می‌رسد هم دیدگاه «استقلال قرآن از احادیث» و هم دیدگاه افراطی «عدم جواز تفسیر قرآن جز با روایات» باطل است. اما بر اساس دیدگاه اعتدالی معتقدیم احادیث [[پیامبر اسلام|پیامبر]] و [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام همانند قرائن عقلی و خود آیات قرآن، قرینه‌ای برای تفسیر آیات است.
  
ج) تلاش برای تطبیق دادن آیات قرآن کریم با مذاهب فقهی
+
'''ج) تطبیق دادن آیات قرآن با مذاهب فقهی:'''
  
بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) کم‌کم مذهب‌های مختلفی همچون شیعه و اهل‌سنت و در اهل سنت نیز مذاهب فقهی حنفی، حنبلی، مالکی و شافعی پدید آمدند و از طرف دیگر، مکاتب کلامی مشهور همچون معتزله و اشعری و نیز برخی نحله های دیگر همچون متصوفه پیدا شدند. این اختلافات به حوزۀ تفسیر قرآن کشانده شد و برخی مذاهب و مکاتب و نحله‌ها تلاش کردند آیات قرآن را طوری تفسیر کنند که عقاید و باورهای آنان را اثبات کند و آیات مخالف عقایدشان را تأویل کردند و به وسیلۀ آیات، عقاید طرف مقابل را نفی می‌نمودند. علامۀ طباطبائی این گونه روش تفسیری را «تطبیق» می‌نامد (طباطبایی، المیزان، 1/5 ـ 6) که صحیح نیست.
+
بعد از [[رحلت پیامبر اسلام]](ص) کم‌کم مذهب‌های مختلفی همچون [[شیعه]] و [[اهل سنت|اهل‌سنت]] و در اهل سنت نیز مذاهب فقهی [[حنفی]]، [[حنبلی]]، [[مالکی]] و [[شافعی]] پدید آمدند و از طرف دیگر، مکاتب کلامی مشهور همچون [[معتزله]] و [[اشاعره|اشعری]] و نیز برخی نحله های دیگر همچون [[تصوف|متصوفه]] پیدا شدند. این اختلافات به حوزۀ تفسیر قرآن کشانده شد و برخی مذاهب و مکاتب و نحله‌ها تلاش کردند آیات قرآن را طوری تفسیر کنند که عقاید و باورهای آنان را اثبات کند و آیات مخالف عقایدشان را [[تأویل]] کردند و به وسیلۀ آیات، عقاید طرف مقابل را نفی می‌نمودند. [[علامه طباطبایى|علامه طباطبائی]] این گونه روش تفسیری را «تطبیق» می‌نامد<ref>طباطبایی، المیزان، ۱/۵ ـ ۶.</ref> که صحیح نیست.
  
د) نادیده گرفتن سیاق آیات
+
'''د) نادیده گرفتن سیاق آیات:'''
  
منظور از سیاق، ساختار کلی یک کلام است؛ در کلام یک گویندۀ حکیم، کلمات و جملات با یکدیگر ارتباط و تناسب منطقی دارند و از این ارتباط و تناسب، ساختاری پدید می‌آید که در فهم سخن گوینده اثرگذار است. در تفسیر آیات فقهی، توجه به ما قبل و ما بعد یک عبارت، اهمیتی ویژه دارد که متأسفانه مفسران، کم و بیش از توجه به این اصل غفلت ورزیده اند.  
+
منظور از [[سیاق آیات|سیاق]]، ساختار کلی یک کلام است؛ در کلام یک گویندۀ حکیم، کلمات و جملات با یکدیگر ارتباط و تناسب منطقی دارند و از این ارتباط و تناسب، ساختاری پدید می‌آید که در فهم سخن گوینده اثرگذار است. در تفسیر آیات فقهی، توجه به ماقبل و مابعد یک عبارت، اهمیتی ویژه دارد که متأسفانه مفسران، کم و بیش از توجه به این اصل غفلت ورزیده اند.  
  
و) حمل ناصواب اوامر و نواهی بر استحباب و کراهت
+
'''و) حمل ناصواب اوامر و نواهی بر استحباب و کراهت:'''
 
 
فعل امر در ادبیات قرآن، کاربردهای گوناگونی دارد. وجوب، استحباب، اباحه، تهدید، تعجیز و دعا از جمله این کاربردها به شمار می روند. در میان اصولیان اهل سنت و شیعه، قول مشهور آن است که فعل امر حقیقت در وجوب است؛ بنابر این، حمل بی قرینۀ فعل امر به معنایی غیر از وجوب جایز نیست.
 
 
 
به همین شیوه، مشهور اصولیان، فعل نهی را حقیقت در تحریم دانسته‌اند. برخی مفسران الزامی بودن بسیاری از اوامر و نواهی قرآن را امری غریب و نامأنوس یافته‌اند؛ بنابر این، بدون اتکا به دلیلی استوار این گونه الزامات را به استحباب و کراهت حمل کرده‌اند.
 
  
 +
فعل امر در ادبیات قرآن، کاربردهای گوناگونی دارد. وجوب، [[استحباب]]، اباحه، تهدید، تعجیز و دعا، از جمله این کاربردها به شمار می روند. در میان اصولیان اهل سنت و شیعه، قول مشهور آن است که فعل امر حقیقت در وجوب است؛ بنابر این، حمل بی قرینۀ فعل امر به معنایی غیر از وجوب جایز نیست. به همین شیوه، مشهور اصولیان، فعل نهی را حقیقت در تحریم دانسته‌اند. برخی مفسران الزامی بودن بسیاری از اوامر و نواهی قرآن را امری غریب و نامأنوس یافته‌اند؛ بنابر این، بدون اتکا به دلیلی استوار این گونه الزامات را به استحباب و کراهت حمل کرده‌اند.
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
*"تفسیر فقهی"، [http://lib.eshia.ir/23019/1/5012/ دانشنامه جهان اسلام]، محسن قاسم پور، تاریخ بازیابی: ۲۴ شهریور ۱۳۹۲.
*"تفسیر فقهی"، [http://lib.eshia.ir/23019/1/5012/ دانشنامه جهان اسلام]، محسن قاسم پور، تاریخ بازیابی: 24 شهریور 1392.
+
*"روش‌شناسی تفسیر فقهی"، محمدمهدی کریمی نیا، نشریه قرآن و علم، شماره ۱۱، ۱۳۹۵.
*"روش‌شناسی تفسیر فقهی"، محمدمهدی کریمی نیا، نشریه قرآن و علم، شماره 11، 1395.
+
==مطالب مرتبط==
 +
*[[فهرست تفاسیر فقهی]]
 +
*[[آیات الاحکام|آیات الاحكام]]
 
{{تفسیر قرآن}}
 
{{تفسیر قرآن}}
 
[[رده:تفسیر قرآن]]
 
[[رده:تفسیر قرآن]]
 
[[رده:تفسیر فقهی]]
 
[[رده:تفسیر فقهی]]
 
[[رده:روشهای تفسیر قرآن]]
 
[[رده:روشهای تفسیر قرآن]]
<references />
 
 
==مطالب مرتبط==
 
 
*[[فهرست تفاسیر فقهی]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۶:۳۴

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«تفسیر فقهی» یکی از گرایشهای تفسیری قرآن‌ کریم است‌ که‌ به‌ دسته‌بندی و تحلیل‌ و تفسیر آیاتی می‌پردازد که‌ با احکام‌ فقهی ارتباط‌ می‌یابد. در تفاسیر فقهی، بیشتر همت مفسران، بر شناخت و دریافت احکام شرعی الهی از آیات قرآن است که شامل حدود پانصد آیه با عنوان «آیات الاحکام» می‌باشد.

تعریف تفسیر فقهی

یکی از انواع تفسیر قرآن، «تفسیر فقهی» است که فقها و مفسران شیعه و سنی برای فهم احکام شرعی از قرآن کریم، از قرن‌های اولیه اسلام تاکنون، از این روش استفاده کرده‌اند. بدون‌ شک‌ دو دانش‌ تفسیر و فقه‌ در یک‌ بستر تاریخی به‌ وجود آمدند[۱] و از این رو در اصول‌ و شیوه‌های فهم‌ و منابع‌ با یکدیگر در ارتباط‌اند، زیرا در اعتقاد اسلامی اولین‌ و مهمترین‌ منبع‌ تشریع‌ و استنباط‌ احکام‌ قرآن‌ است‌.

مفسر در تفسیر فقهی به عناصر زیر توجه بیشتری می‌کند:

  • الف) به تفسیر آیاتی می‌پردازد که احکام فقهی در مورد زندگی بشر دارد و تکلیف انسان را به صورت واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح در ابواب عبادات و معاملات و... بیان می‌کند.
  • ب) همت مفسر در تفسیر فقهی، به استنباط احکام شرعی فرعی عملی از آیات قرآن است.
  • ج) معمولاً مفسر آیات الاحکام، شخصی مجتهد در فقه است. و مفسر در این گرایش با روش فقهی، مسایل را تجزیه و تحلیل می‌کند و در این راه از کتاب، سنت، عقل و اجماع بهره می‌برد.

به‌ نظر آیت الله معرفت‌ اگر از زاویه خاص‌ سیاسی و اجتماعی که‌ گذشتگان‌ از آن‌ غافل‌ مانده‌اند به‌ قرآن‌ توجه‌ شود، شمار آیات‌ فقهی متجاوز از دوهزار آیه خواهد بود، اما بنابر قول‌ مشهور شیعه‌،[۲][۳][۴] تعداد این‌ قسم‌ از آیات‌ (آیات الاحکام)، حدود پانصد مورد است‌. این‌ آیات‌ که‌ بیانگر احکام‌ عملی و تکالیف‌ فقهی مسلمانان‌ است‌، موضوعات‌ متنوعی نظیر احکام‌ خانواده‌ و احکام‌ اجتماعی و اقتصادی را دربردارد.[۵]

سیر نگارش تفاسیر فقهی

در قرآن‌ احکام‌ عملی معمولاً به‌ صورت‌ کلی بیان‌ شده‌ است‌. در بسیاری از آیات‌ نیز حکم‌ با الفاظی بیان‌ می شود که‌ دلالت‌ آن‌ قطعی و ظاهر نیست‌ و راه‌ را برای اجتهاد و دخالت‌ ذهن‌ هموار می سازد. علاوه‌ بر این‌، گاهی تأثیر رأی لغوی و نحوی مفسر یا فقیه‌ و نظر او درباره برخی از مباحث‌ اصول‌ فقه‌، مانند عموم‌ و خصوص‌ یا اطلاق‌ و تقیید و همچنین‌ مسئله صحت‌ و سقم‌ و درجه اعتبار روایات‌، باعث‌ ایجاد اختلاف‌ در استنباط‌ احکام‌ می شود.[۶] این‌ اختلافات‌ از همان‌ ابتدا با وفات‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شد، چنانکه‌ گاهی صحابه‌ نیز در فهم‌ یک‌ آیه‌ و احکام‌ ناشی از آن‌ اختلاف‌نظر پیدا می کردند.[۷][۸]

این‌ وضع‌ تا زمان‌ شکل‌گیری رسمی مذاهب‌ فقهی ادامه‌ یافت‌، ضمن‌ این که‌ مسائل‌ جدیدی نیز برای مسلمانان‌ پیش‌ آمد. در این‌ میان‌ پیشوایان‌ مذاهب‌ با ادله‌ و براهین‌ مختلف‌ و به‌ دور از اغراض‌ شخصی به‌ آنچه‌ از نظر خود صحیح‌ می دانستند، فتوا می دادند. اما پس‌ از این‌ دوران‌، جریان‌ تقلید از فقیهان‌ و مکاتب‌ فقهی شکل‌ گرفت‌ و هر مکتب‌ فقهی با جانبداری از احکام‌ و آرای فقهی پیشوای خود سعی در ترویج‌ آن‌ و ابطال‌ آرای مخالفان‌ داشت‌ و با روی آوردن‌ به‌ تأویل‌ و احیاناً قول‌ به‌ نسخ‌ یا تخصیص‌، تلاش‌ می کرد آیات‌ قرآن‌ را شاهد بر رأی فقهی خود یا دست‌ کم‌ غیرمعارض‌ با آن‌ نشان‌ دهد،[۹] به‌ گونه‌ای که‌ می توان‌ قرن‌ دوم‌ و سوم‌ هجری را علاوه‌ بر شکل‌گیری مذاهب‌ فقهی، عصر تنظیم‌ و ترتیب‌ یافتن‌ فقه‌ و تفسیر فقهی بر پایه مذاهب‌ دانست‌.[۱۰]

پس‌ از این‌ دوره‌، پیروان‌ هر مذهب‌ فقهی بر حسب‌ قواعدشان‌ به‌ استنباط‌ احکام‌ از آیات‌ پرداختند و تفاسیری برای آیات‌ احکام‌ نوشتند که‌ اختلافات‌ مذاهب‌ فقهی در آنها منعکس‌ بود. در این‌ آثار معمولاً مؤلف‌ به‌ هنگام‌ تفسیر آیات‌، ابتدا آرای فقها و بزرگان‌ مذاهب‌ دیگر را به‌ همراه‌ دلایل‌ آنان‌ بیان‌ می کند، سپس‌ با استفاده‌ از دانش‌ لغوی و نحوی و اصولی خود و با ارائه شواهد قرآنی و حدیثی، نظرش‌ را که‌ همواره‌ منطبق‌ بر یکی از مذاهب‌ شناخته‌ شده فقهی است‌، به‌ اثبات‌ می رساند. مثلاً در آیه ششم‌ سوره مائده‌ (آیه وضو) که‌ دارای مسائل‌ و احکام‌ عبادی بسیاری است‌،[۱۱] قواعد نحوی و اصولی، اشتراک‌ معنایی حرف‌ «واو» و روایات‌ رسیده‌ در این‌ باب‌ باعث‌ اختلاف‌ فراوان‌ و در نتیجه‌ قول‌ به‌ وجوب‌ یا عدم‌ وجوب‌ ترتیب‌ در وضو گردیده‌ است‌.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]

تفسیر فقهی تنها به‌ احکام‌ تکلیفی و وضعی می پردازد.[۱۶] در این‌ روش‌ سعی مفسر بر استنباط‌ حکم‌ از آیاتی است‌ که‌ به‌ صراحت‌ یا اشاره‌ متضمن‌ حکمی شرعی است‌،[۱۷] از این رو می توان‌ آن‌ را یکی از قدیمترین‌ انواع‌ تفسیر موضوعی به‌ حساب‌ آورد. این‌ نوع‌ تفسیر را از آن‌ جهت‌ که‌ فقها آن‌ را بر عهده‌ دارند، از دقیقترین‌ تفاسیر دانسته‌اند.[۱۸] تفاسیر فقهی همه احکام‌ مرتبط‌ با موضوع‌ آیه‌ را مطرح‌ می نمایند، چنانکه‌ به‌ نظر رومی بین‌ این‌ تفاسیر و کتب‌ فقه‌ فرق‌ چندانی نیست‌؛ اما در تفاسیر دیگر، مفسران‌ در ذیل‌ آیات‌ مربوط‌ به‌ احکام‌ تنها به‌ ارائه حکم‌ فقهی صریح‌ و رأی خودشان‌ بسنده‌ می کنند.[۱۹]

مؤلفان‌ تفاسیر فقهی در ترتیب‌ این‌ کتب‌ معمولاً دو روش‌ را بکار برده‌اند: تفسیر آیات‌ احکام‌ به‌ ترتیب‌ سوره‌ها و آیات‌؛ و تنظیم‌ آیات‌ فقهی قرآن‌ بر اساس‌ ابواب‌ رایج‌ در کتب‌ فقه‌. که مفسران‌ اهل‌ سنت‌ غالباً روش‌ اول‌ را برگزیده‌اند و مفسران‌ شیعه‌ به‌ طریق‌ دوم‌ رفته‌اند.[۲۰]

احادیث‌ فقهی پیامبر اکرم‌ صلی الله علیه و آله و توضیح‌ و تبیین‌ آنها از جانب‌ صحابه‌ و امامان‌ شیعه‌، بخشی از تفاسیر فقهی محسوب‌ می گردد،[۲۱] هر چند به‌ گفته ذهبی[۲۲] قبل‌ از عصر تدوین‌ جز مطالبی پراکنده‌ از فقهای صحابه‌ و تابعین‌، تفسیر فقهی دیگری یافت‌ نمی شود. ابن‌ ندیم‌ در میان‌ مؤلفان‌ کتب‌ احکام‌القرآن‌، نام‌ محمد بن‌ سائب‌ کلبی (متوفی ۱۴۶)، از اصحاب‌ خاص‌ امام‌ باقر و امام‌ صادق‌ علیهماالسلام‌ را ذکر کرده‌ و سید حسن‌ صدر بر این‌ اساس‌ وی را اولین‌ نویسنده احکام‌القرآن‌ دانسته‌ است‌ که البته اثری از این‌ کتاب‌ در دست‌ نیست‌.

قدیمترین‌ تفسیر فقهی بر جای مانده‌، متعلق‌ به‌ محمد بن‌ ادریس‌ شافعی (متوفی ۲۰۴) با عنوان «احکام القرآن» است‌ که‌ احمد بن‌ حسین‌ بیهقی (متوفی ۴۵۸) آن‌ را گرد آورده‌ است‌. پس‌ از وی احمد بن‌ علی جَصّاص‌ (متوفی ۳۷۰) از علمای حنفی، احکام‌القرآن‌ را نوشت‌ و از آن‌ پس‌ تألیف‌ این‌ قبیل‌ کتابها ادامه‌ یافت‌،[۲۳] چنانکه‌ علی بن‌ محمد کیاهراسی (متوفی ۵۰۴) از عالمان‌ شافعی صاحب «احکام‌القرآن‌»، ابوبکر محمد بن‌ عبداللّه‌ ابن‌ عربی (متوفی ۵۴۳) و ابوعبداللّه‌ محمد بن‌ احمد قرطبی (متوفی ۶۷۱) از مالکیان‌ و محمد بن‌ حسین‌ بن‌ قاسم‌ (متوفی ۱۰۶۷) از زیدیان‌ کتابهایی در این‌ زمینه‌ تألیف‌ کردند.[۲۴]

تفسیر زادالمسیر فی علم‌ التفسیر تألیف ابن‌ جوزی (متوفی ۵۹۷) نیز اگر چه‌ خاص‌ آیات‌ الاحکام‌ نیست‌، اما بر مبنای آرای فقهی مذهب‌ حنبلی نوشته‌ شده‌ است‌[۲۵] که‌ اشاره‌ای به‌ تفاسیر فقهی حنبلیان‌ نکرده‌ است‌.[۲۶][۲۷]

در میان‌ امامیه‌ نیز قدیمترین‌ کتاب‌ مستقل‌ در این‌ باب‌، کتاب فقه القرآن نوشته سعید بن‌ هبة اللّه‌ راوندی (متوفی ۵۷۳) است‌. پس‌ از او فاضل‌ مقداد سیوری (متوفی ۸۲۶) یکی از جامعترین‌ این‌ تفاسیر را با عنوان کنز العرفان فی فقه القرآن نوشت‌.[۲۸]

تألیفات‌ جدید در زمینه تفسیر فقهی اندک‌ است‌ و تفاوتهای بسیاری با کتب‌ کهن‌ و متقدم‌ دارد. اهم ویژگیهای تفاسیر فقهی جدید بدین‌ قرار است‌: بیان‌ کلیات‌ و مطالب‌ مهم‌ و اجتناب‌ از تطویل‌؛ دوری از تعصب‌ و عدم‌ پایبندی به‌ یک‌ مذهب‌ فقهی خاص‌؛ اهتمام‌ به‌ رد برخی شبهات‌ نسبت‌ به‌ احکامی چون‌ قطع‌ دست‌ سارق‌ و رجم‌ زانی و پرداختن‌ به‌ بخشی از آیات‌ احکام‌، نه‌ همه آنها، از آن رو که‌ این‌ کتابها بیشتر برای دانشجویان‌ رشته‌های علوم‌ قرآنی نوشته‌ شده‌ و جنبه آموزشی دارد.[۲۹]

امروزه‌ گاهی به‌ دلیل‌ شخصیت‌ ممتاز علمی یک‌ مفسر یا فقیه‌ متقدم‌ که‌ خود تفسیر فقهی مستقلی ننوشته‌ است‌، آرای پراکنده فقهی وی در ذیل‌ آیات‌ احکام‌، از لابلای تفسیر یا کتب‌ فقهی او جمع‌آوری می شود و به‌ صورت‌ مجموعه‌ای مستقل‌ به‌ چاپ‌ می رسد، نظیر «الاحکام‌ الفقهیه للامام‌ الطبری؛ مجموعه من‌ کتاب‌ التفسیر له‌» تدوین‌ محمدحسن‌ اسماعیل‌ که‌ به‌ ترتیب‌ ابواب‌ فقه‌ سامان‌ یافته‌ و دیگری «الانظار التفسیریه للشیخ‌ الانصاری» تدوین‌ صاحبعلی محبّی که‌ به‌ ترتیب‌ سوره‌های قرآن‌ تنظیم‌ شده‌ است‌.[۳۰]

آسیب‌شناسی تفسیر فقهی

الف) توجه افراطی به روایات اسباب نزول:

بسیاری از مفسران، برداشت خود از آیات فقهی را متکی و وابسته به روایات اسباب نزول نموده‌اند. لازمۀ این نگاه آن است که فهم مراد آیات، وابسته به قرائنی گردد که در هزار و چند سال پیش عینیت داشته‌اند و گزارش آن قرائن هم اکنون به گونه‌ای معتبر و قطعی در دست ما قرار ندارند. به عقیده آیت الله جعفر سبحانی آیات قرآن، به حکم اینکه مایۀ هدایت، بینه و فرقان هستند، بدون مراجعه به شأن نزول‌ها مفهوم خواهند بود، ولی توجه به شأن نزول‌ها سبب می‌شود که معنی آیه روشن‌تر جلوه کند.[۳۱]

در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که برخی از شأن نزول‌ها متواتر و از این جهت قابل اعتنا است، اما موارد بسیاری از این‌گونه روایات، از روایات آحاد است که اینها نیز بر دو قسم است: قسم اول، روایات آحادی که دارای سند بوده و با توجه به سلسلۀ سند آن، صحیح و معتبر است. بنابراین، از این جهت قابل اعتنا است و قسم دوم، روایات آحادی که صحیح یا معتبر نمی‌باشد. این‌گونه روایات که زیاد هم هست، قابل اعتنا نبوده و نمی‌تواند بیانگر حکم شرعی باشد.

ب) رویکرد افراطی و تفریطی به سنت:

بی‌تردید، میزان اعتبار و ارزشی که یک مفسر برای سنت قایل است، در تفسیر فقهی وی تأثیری مستقیم و مشهود دارد. میزان اعتبار سنت منقول از رسول اکرم مسئله‌ای است که از همان سده‌های نخستین هجری تاکنون همواره معرکۀ آراء و محل نزاع بوده است.

برخی معتقدند قرآن در دلالت بر مفاهیم، مستقل است و در تفسیر به احادیث نیاز ندارد؛ به عبارت دیگر، عقل ما برای فهم آن کافی است. در نقطه مقابل، اخباری‌ها معتقدند تفسیر قرآن جز با روایت جایز نیست. و اگر در ذیل یک آیه، خبری نباشد، آن آیه به صورت متشابه باقی می‌ماند و نمی‌توان از آن به عنوان مدرکی شرعی استفاده نمود.[۳۲]

به نظر می‌رسد هم دیدگاه «استقلال قرآن از احادیث» و هم دیدگاه افراطی «عدم جواز تفسیر قرآن جز با روایات» باطل است. اما بر اساس دیدگاه اعتدالی معتقدیم احادیث پیامبر و اهل بیت علیهم السلام همانند قرائن عقلی و خود آیات قرآن، قرینه‌ای برای تفسیر آیات است.

ج) تطبیق دادن آیات قرآن با مذاهب فقهی:

بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) کم‌کم مذهب‌های مختلفی همچون شیعه و اهل‌سنت و در اهل سنت نیز مذاهب فقهی حنفی، حنبلی، مالکی و شافعی پدید آمدند و از طرف دیگر، مکاتب کلامی مشهور همچون معتزله و اشعری و نیز برخی نحله های دیگر همچون متصوفه پیدا شدند. این اختلافات به حوزۀ تفسیر قرآن کشانده شد و برخی مذاهب و مکاتب و نحله‌ها تلاش کردند آیات قرآن را طوری تفسیر کنند که عقاید و باورهای آنان را اثبات کند و آیات مخالف عقایدشان را تأویل کردند و به وسیلۀ آیات، عقاید طرف مقابل را نفی می‌نمودند. علامه طباطبائی این گونه روش تفسیری را «تطبیق» می‌نامد[۳۳] که صحیح نیست.

د) نادیده گرفتن سیاق آیات:

منظور از سیاق، ساختار کلی یک کلام است؛ در کلام یک گویندۀ حکیم، کلمات و جملات با یکدیگر ارتباط و تناسب منطقی دارند و از این ارتباط و تناسب، ساختاری پدید می‌آید که در فهم سخن گوینده اثرگذار است. در تفسیر آیات فقهی، توجه به ماقبل و مابعد یک عبارت، اهمیتی ویژه دارد که متأسفانه مفسران، کم و بیش از توجه به این اصل غفلت ورزیده اند.

و) حمل ناصواب اوامر و نواهی بر استحباب و کراهت:

فعل امر در ادبیات قرآن، کاربردهای گوناگونی دارد. وجوب، استحباب، اباحه، تهدید، تعجیز و دعا، از جمله این کاربردها به شمار می روند. در میان اصولیان اهل سنت و شیعه، قول مشهور آن است که فعل امر حقیقت در وجوب است؛ بنابر این، حمل بی قرینۀ فعل امر به معنایی غیر از وجوب جایز نیست. به همین شیوه، مشهور اصولیان، فعل نهی را حقیقت در تحریم دانسته‌اند. برخی مفسران الزامی بودن بسیاری از اوامر و نواهی قرآن را امری غریب و نامأنوس یافته‌اند؛ بنابر این، بدون اتکا به دلیلی استوار این گونه الزامات را به استحباب و کراهت حمل کرده‌اند.

پانویس

  1. رجوع کنید به شهابی، ج‌۱، ص‌۴۷۸.
  2. برای نمونه‌ رجوع کنید به علامه‌ حلی، ج‌۱، ص‌۵۲۶.
  3. فاضل‌ مقداد، ج‌۱، ص‌۵.
  4. شهید ثانی، ج‌۳، ص‌۶۳ـ۶۴.
  5. برای تفصیل‌ بیشتر درباره دسته‌بندی آیات‌ احکام‌ رجوع کنید به مسعودی، ص‌۵۵ـ۶۱.
  6. رجوع کنید به آل‌ جعفر، ص‌۱۵۷.
  7. برای نمونه‌ رجوع کنید به خضری، ص‌۹۷ـ۱۰۵.
  8. ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۵.
  9. ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۴ـ۴۱۷.
  10. ایازی، ص‌۸۹ـ۹۰.
  11. ابن‌عربی، قسم‌۲، ص‌۵۵۷ـ۵۵۸.
  12. رجوع کنید به جَصّاص‌، ج‌۲، ص‌۳۶۰ـ۳۶۴.
  13. ابن‌ عربی، قسم‌۲، ص‌۵۶۱ـ۵۶۲.
  14. قرطبی، ج‌۳، جزء۶، ص‌۹۸ـ۹۹.
  15. فاضل‌ مقداد، ج‌۱، ص‌۱۹ـ۲۲.
  16. معرفت‌، ج‌۲، ص‌۳۵۴.
  17. ایازی، ص‌۸۸.
  18. رجوع کنید به انصاری، مقدمه معرفت‌، ص‌۹.
  19. برای تفصیل‌ بیشتر رجوع کنید به آل‌جعفر، ص‌۱۴۶.
  20. ایازی، ص‌۹۰ـ۹۱؛ قس‌ مدیرشانه‌چی، ص‌۵.
  21. معرفت‌، ج‌۲، ص‌۳۵۵.
  22. ج‌۲، ص‌۴۱۸.
  23. انصاری، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ۹ـ۱۰.
  24. ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۸ـ۴۱۹.
  25. ابن‌ جوزی، ص‌۷۲؛ قس‌ ذهبی، ج‌۲، ص‌۴۱۴ـ۴۲۰.
  26. رومی، ج‌۲، ص‌۴۱۷.
  27. برای آگاهی از تفاسیر فقهی اهل‌ سنت‌ رجوع کنید به حاجی خلیفه‌، ج‌۱، ستون‌۲۰؛ ایازی، ص‌۸۳۷.
  28. برای آگاهی از تفاسیر فقهی شیعه‌ رجوع کنید به آقا بزرگ‌ تهرانی، ج‌۱، ص‌۴۰ـ۴۴؛ ایازی، ص‌۹۱ـ۹۲.
  29. رومی، ج‌۲، ص‌۴۱۸ـ۴۱۹؛ برای آگاهی از تفاسیر جدید رجوع کنید به همان‌، ج‌۲، ص‌۴۳۶؛ مدیرشانه‌چی، ص‌۳ـ۴.
  30. برای آگاهی از کتاب‌شناسی آثار تألیف‌ شده‌ در باب‌ تفسیر فقهی رجوع کنید به هاشم‌زاده‌، ص‌۱۶۹ـ۱۸۴.
  31. سبحانی، تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن، ۳۰۶ ـ ۳۰۵.
  32. صدر حاج سید جوادی و دیگران، دایره المعارف تشیع، ۲/۱۰ـ ۹.
  33. طباطبایی، المیزان، ۱/۵ ـ ۶.

منابع

  • "تفسیر فقهی"، دانشنامه جهان اسلام، محسن قاسم پور، تاریخ بازیابی: ۲۴ شهریور ۱۳۹۲.
  • "روش‌شناسی تفسیر فقهی"، محمدمهدی کریمی نیا، نشریه قرآن و علم، شماره ۱۱، ۱۳۹۵.

مطالب مرتبط

***
تفسیر قرآن
درباره تفسیر قرآن: تفسیر قرآن -تاریخ تفسیر - روشهای تفسیری قرآن
اصطلاحات: اسباب نزول -اسرائیلیات -سیاق آیات
شاخه های تفسیر قرآن:

تفسیر روایی (تفاسیر روایی) • تفسیر اجتهادی (تفاسیر اجتهادی) • تفسیر فقهی ( تفاسیر فقهی) • تفسیر ادبی ( تفاسیر ادبی) • تفسیر تربیتی ( تفاسیر تربیتی) • تفسیر كلامی ( تفاسیر كلامی) • تفسیر فلسفی ( تفاسیر فلسفی ) • تفسیر عرفانی (تفاسیر عرفانی ) • تفسیر علمی (تفاسیر علمی)

روشهای تفسیری قرآن:
تفاسیر به تفکیک مذهب مولف: