انذار: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(وسایل و ملزومات انذار)
 
سطر ۹۲: سطر ۹۲:
 
'''۳. اخبار حکمت‌آمیز و رسا:'''
 
'''۳. اخبار حکمت‌آمیز و رسا:'''
  
{{متن قرآن|«{{آیه|54|4}} 💠<ref>[[آیه 4 سوره قمر|سوره قمر، آیه ۴.]]</ref> {{آیه|54|5}}<ref>[[آیه 5 سوره قمر|همان، آیه ۵.]]</ref>»}}؛ برخی مفسّران مقصود از آیات کریمه {{متن قرآن|«{{آیه|36|45}} 💠<ref>[[آیه 45 سوره احزاب|سوره احزاب، آیه 45.]]</ref> {{آیه|36|46}}<ref>[[آیه 46 سوره احزاب|همان، آیه ۴۶.]]</ref>»}} را بیان مطالب براساس برهان و دلایل واضح دانسته‌اند.<ref>. التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۱۷.</ref>در برخی از آیات نیز به مقارنات و ملزومات انذار اشاره شده است:
+
{{متن قرآن|«{{آیه|54|4}} 💠<ref>[[آیه 4 سوره قمر|سوره قمر، آیه ۴.]]</ref> {{آیه|54|5}}<ref>[[آیه 5 سوره قمر|همان، آیه ۵.]]</ref>»}}؛ برخی مفسّران مقصود از آیات کریمه {{متن قرآن|«{{آیه|36|45}} 💠<ref>[[آیه 45 سوره احزاب|سوره احزاب، آیه ۴۵.]]</ref> {{آیه|36|46}}<ref>[[آیه 46 سوره احزاب|همان، آیه ۴۶.]]</ref>»}} را بیان مطالب براساس برهان و دلایل واضح دانسته‌اند.<ref>. التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۱۷.</ref>در برخی از آیات نیز به مقارنات و ملزومات انذار اشاره شده است:
  
 
'''۱. حفظ طهارت و آراستگی ظاهر:'''
 
'''۱. حفظ طهارت و آراستگی ظاهر:'''
سطر ۱۱۳: سطر ۱۱۳:
  
 
{{متن قرآن|«... مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا»}}<ref>[[آیه 105 سوره اسراء|سوره اسراء، آیه ۱۰۵.]]</ref>، {{متن قرآن|«مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ»}}؛ ([[سوره بقره|بقره]]/۲، ۲۱۳) برخی از مفسران مقرون بودن انذار و تبشیر را در اتمام دعوت همانند متلازمین معرفی کرده‌اند.<ref>. المیزان، ج ۲۰، ص ۸۰.</ref> همراهی بشارت و انذار در بسیاری از آیات توجّه بسیاری را به‌کار کردهای آن دو معطوف ساخته است؛ برخی نقش تبشیر را نقش «قائد» یعنی دعوت، تشویق، تحریک و ایجاد رغبت از پیش رو و کارکرد انذار را کارکرد «سائق» یعنی راندن از پشت سر دانسته‌اند.<ref>. مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۱۵۴، «سیره نبوی».</ref> برخی با اشاره به اینکه انگیزه‌های انسانی معمولاً براساس جلب منافع و دفع ضررها تنظیم می‌شود، نقش بشارت و انذار را بر انگیختن و دامن زدن به آن دو انگیزه و تشویق را عامل حرکت و انذار را عامل باز دارنده معرفی کرده‌اند.<ref>. پیام قرآن، ج ۷، ص ۲۹.</ref> از گفته صاحب «[[التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (کتاب)|التحقیق]]» استفاده می‌شود که کارکرد بشارت، ایجاد مقتضی و نقش انذار رفع موانع و دفع انحراف و گمراهی است.<ref>. التحقیق، ج ۱۲، ص ۷۵-۷۶، «بشر».</ref> برخی با تکیه بر آنکه انسان تا احساس خطر مهمی نکند از جا حرکت نمی‌کند، نقش انذار پیامبران را اعلام خطرهایی دانسته‌اند که به صورت تازیانه بر ارواح بی‌درد گمراهان چنان فرود می‌آید که هر قابلی را به حرکت درمی‌آورد.<ref>. تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۶۹.</ref> به گفته صاحب «[[المیزان فی تفسیر القرآن (کتاب)|المیزان]]» تبشیر و انذار برای متوسطان صورت می‌پذیرد، زیرا برخی از صالحان هیچ‌گونه تعلّقی به غیر خدا، مانند [[ثواب]] و عقاب ندارند.<ref>. المیزان، ج ۳، ص ۱۵۷.</ref>
 
{{متن قرآن|«... مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا»}}<ref>[[آیه 105 سوره اسراء|سوره اسراء، آیه ۱۰۵.]]</ref>، {{متن قرآن|«مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ»}}؛ ([[سوره بقره|بقره]]/۲، ۲۱۳) برخی از مفسران مقرون بودن انذار و تبشیر را در اتمام دعوت همانند متلازمین معرفی کرده‌اند.<ref>. المیزان، ج ۲۰، ص ۸۰.</ref> همراهی بشارت و انذار در بسیاری از آیات توجّه بسیاری را به‌کار کردهای آن دو معطوف ساخته است؛ برخی نقش تبشیر را نقش «قائد» یعنی دعوت، تشویق، تحریک و ایجاد رغبت از پیش رو و کارکرد انذار را کارکرد «سائق» یعنی راندن از پشت سر دانسته‌اند.<ref>. مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۱۵۴، «سیره نبوی».</ref> برخی با اشاره به اینکه انگیزه‌های انسانی معمولاً براساس جلب منافع و دفع ضررها تنظیم می‌شود، نقش بشارت و انذار را بر انگیختن و دامن زدن به آن دو انگیزه و تشویق را عامل حرکت و انذار را عامل باز دارنده معرفی کرده‌اند.<ref>. پیام قرآن، ج ۷، ص ۲۹.</ref> از گفته صاحب «[[التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (کتاب)|التحقیق]]» استفاده می‌شود که کارکرد بشارت، ایجاد مقتضی و نقش انذار رفع موانع و دفع انحراف و گمراهی است.<ref>. التحقیق، ج ۱۲، ص ۷۵-۷۶، «بشر».</ref> برخی با تکیه بر آنکه انسان تا احساس خطر مهمی نکند از جا حرکت نمی‌کند، نقش انذار پیامبران را اعلام خطرهایی دانسته‌اند که به صورت تازیانه بر ارواح بی‌درد گمراهان چنان فرود می‌آید که هر قابلی را به حرکت درمی‌آورد.<ref>. تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۶۹.</ref> به گفته صاحب «[[المیزان فی تفسیر القرآن (کتاب)|المیزان]]» تبشیر و انذار برای متوسطان صورت می‌پذیرد، زیرا برخی از صالحان هیچ‌گونه تعلّقی به غیر خدا، مانند [[ثواب]] و عقاب ندارند.<ref>. المیزان، ج ۳، ص ۱۵۷.</ref>
 +
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
{{پانویس}}  
 
{{پانویس}}  

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۰

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«اِنذار» از واژگان قرآنی به معنای اطّلاع‌رسانی هشدار دهنده و بیم‌آور توسط خداوند یا پیامبران او است. برخی از اهداف انذار عبارتند از: بیدار ساختن مردم از غفلت، دعوت به تقوا، پرهیز از گناه، حفظ حریم الهی و اتمام حجّت.

واژه‌شناسی

«انذار» مصدر باب افعال از باب «نَذِرَ، ینْذَرُ» و به معنای آگاه شدن به امری، از آن پرهیز کردن و خود را برای آن آماده ساختن اشتقاق یافته است.[۱] لغت‌شناسان و مفسران معنای انذار را با تعابیری گوناگون ذکر کرده‌اند؛ مانند توجّه و آگاهی دادن به آینده‌ای ترسناک[۲]، آگاه کردن یا ابلاغ و خبر دادنی که در آن ترسانیدن صورت پذیرد، برحذر داشتن از امر ترسناکی که زمان و فرصت کافی برای پرهیز از آن باشد؛[۳] ترسانیدنی که به صورت گفتاری بوده[۴] و در آن امر ترسناک نیز معرفی شود؛[۵] پند دادن، و آموزش آنچه مردم را در بازشناسی حق از باطل و درست از خطا توانا می‌سازد.[۶]

برخی ریشه نذر به‌معنای یاد شده را واژه‌ای بیگانه و برگرفته از زبان عبری یا سریانی دانسته‌اند، با این تفاوت که در آن دو زبان به علّت دارا نبودن ذال، با دال (ندر) یا زاء (نزر) تلفظ می‌شده است.[۷]

این واژه و مشتقّات آن بیش از ۱۲۴ بار در قرآن کریم به‌کار رفته است[۸] و در آنها ضمن بیان این مطلب که منذر حقیقی خداست و ازاین‌رو یکی از اسمای الهی منذر است[۹] و دیگر منذران نیز پیام او را ابلاغ می‌کنند، از مسئولیت پیامبران به ویژه پیامبر اسلام، اهداف، موارد، شیوه، مخاطبان و واکنش آنها در مورد انذار سخن به میان آمده است. گفتنی است که افزون بر موارد کاربرد انذار و مشتقات آن، بخشهای فراوانی از قرآن بدون به‌کارگیری این واژگان عملاً به انذار پرداخته است، زیرا در آنها از عذاب، دشواری مرگ، برزخ، جهان آخرت، حسابرسی، جهنّم و عذاب الهی به صورت اعلام، اخبار، تهدید، وعید و تحذیر یاد شده است.

انذار دهندگان

مبدأ اصلی انذار، ذات اقدس الهی است و انذار بالاصاله به او منتسب است[۱۰]: «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ ۚ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ»[۱۱].«إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ ...»[۱۲]. «فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ»[۱۳].

انذار در قرآن گاهی به پیامبران از جمله پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به عنوان واسطه الهی (انعام/۶،۱۹، ۴۸) و گاهی به جنّ به عنوان واسطه میان پیامبر و قوم خود (احقاف/۴۶،۲۹) اسناد داده شده است. البته براساس قول خداوند در آیه ۱۲۲ سوره توبه، لازم است از هر فرقه، طایفه‌ای برای تفقه در دین کوچ کنند تا در بازگشت، قوم خویش را انذار کنند: «... فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ ...»[۱۴].

گفتنی است که به آیات وعید قرآن ازاین‌رو که وسیله‌ای برای انذار است «نُذُر» گفته شده است (قمر/۵۴،۵).[۱۵] در برخی آیات نیز از عذاب الهی به «نذیر» یاد شده است (ملک/۶۷، ۱۷)، زیرا عذاب نیز انذار با زبان حال است.

اگرچه براساس آیات یاد شده، انذار افزون بر پیامبران، به گروهها و امور دیگری نیز نسبت داده شده است؛ امّا پیامبران و به ویژه پیامبر خاتم(صلی الله علیه وآله) در این مهم از جایگاه خاصّی برخوردارند، زیرا در برخی آیات هدف از برانگیختن پیامبران، نزول وحی و فرو فرستادن قرآن، بشارت و بیم دادن مردم معرفی شده است: «وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ...»[۱۶]. «يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ ... لِيُنْذِرَ ...»[۱۷]. «... وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ ...»[۱۸]. همان، ج۶، ص۵۳۷؛ المیزان، ج۱۲، ص۹۰.</ref> و در برخی از آیات هدف بعثت و مسئولیت پیامبران به انذار منحصر شده و در برخی دیگر تنها به ذکر انذار اکتفا شده است: «... إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ ...»[۱۹].«... إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ»[۲۰]. «... إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ ...»[۲۱].

بدون تردید حصر یاد شده اضافی است و با شأن بشارت پیامبران تنافی ندارد، زیرا مراد از حصر در آیات مزبور، ذکر انذار نسبت به هدایت یافتن است نه بشارت دادن؛[۲۲] و در حقیقت پیام آیات یادشده این است که پیامبران فقط انذار می‌کنند؛ ولی هدایت یافتن یا گمراه شدن مردم به عوامل دیگری وابسته است که در جای خود بیان شده است. گفتنی است که ذکر انذار و عدم ذکر بشارت برای آن است که مقام، مقام انذار است، یا به این سبب است که دین امری فطری است، جز آنکه با حجابهای شرک و معصیت پوشانده می‌شود و موجبات غلبه شقاوت و نزول سخط الهی فراهم می‌آید، ازاین‌رو نزدیک‌ترین راه مناسب با حکمت و حزم آن است که ابتدا مشرکان و معصیت کاران با انذار بیدار و به سوی حق هدایت شوند.[۲۳] برخی از مفسران علّت این انحصار را آن دانسته‌اند که در بعثت انذار، مقصود مهم‌تر محسوب می‌گردد، وانگهی در آیات دیگری مقرون به بشارت ذکر شده است[۲۴]: «إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا ...»[۲۵].

اهداف انذار

۱. راهیابی به حقیقت:

راهیابی گروهی که پیش از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) از برنامه سعادتبخش و هدایت آفرین الهی آگاه نبوده‌اند، از اهداف انذار معرفی شده است: «... لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ»[۲۶].

۲. یادآوری حقایق از یاد رفته:

هدف دیگر انذار، بیدار ساختن مردمان از خواب غفلت، ایجاد زمینه عبرت آموزی و متذکر ساختن افراد به حقایق فراموش شده است:«... لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ»[۲۷].انذار با هدف متذکر شدن خرد ورزان به وسیله قرآن صورت می‌گیرد: «... وَلِيُنْذَرُوا بِهِ ... وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»[۲۸]. و سرانجام تذکر، رستگاری است: «... وَاذْكُرُوا ... لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[۲۹].

۳. تقوا و دوری از گناه:

پیشه ساختن تقوا و نگاهداشتن نفس در برابر گناه، از اهداف مهم انذار بیان شده است: «قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ 💠[۳۰] أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ[۳۱]»؛ «وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ ... لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ»[۳۲]. قرآن کریم با تکیه بر مسئولیت جامعه اسلامی در انذار، هدف از آن را دوری گزیدن مردم از مخالفت با آیات الهی بر شمرده است[۳۳]: «... فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»[۱۴].

۴. نیل به رحمت الهی:

انذار زمینه‌ساز تقوا و تقوا مایه نیل به رحمت خاص الهی است:«... لِيُنْذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[۳۴].

۵. نگاهداشت حریم الهی:

دستور به حفاظت حریم الهی از اعتقادات شرک‌آمیز، متفرّع بر فرمان انذار به پیامبران در مورد نفی معبودی به جز حق ذکر شده است: «... أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ»[۳۵].

۶. اتمام حجت:

هدف اساسی دیگر از انذار آن است که مردم حجّتی بر خداوند نداشته باشند، بلکه حجّت خداوند، بر آنان تمام گردد: «رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا»[۳۶]. و جای این سخن در پیشگاه خدا نماند که چرا در میان ما پیامبری نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم: «... لِتُنْذِرَ ...» 💠[۲۷] «... فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»[۳۷]. همچنین پیروان کتب آسمانی پیشین نگویند برای ما بشارت و بیم دهنده‌ای برانگیخته نگردید: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ ... أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ ۖ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ ...»[۳۸]. بر این اساس خداوند هرگز بدون ارائه آگاهی و هشدار لازم بر بندگان خویش عذاب نازل نمی‌کند: «وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنْذِرُونَ 💠[۳۹] ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ[۴۰]»؛ و در روز قیامت برای تقریر و اعتراف گرفتن از جنّ و انس پرسیده می‌شود: آیا فرستادگان الهی درباره چنین روزی هشدارتان نداده بودند: «يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ ... وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا ...»[۴۱]. و خزانه‌داران جهنّم نیز از دوزخیان همان سؤال را که نشان اتمام حجت است باز می‌پرسند: «تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ ۖ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ 💠[۴۲] قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ[۴۳]»؛ و به جهنمیانی که نجات و بازگشت به دنیا را برای انجام دادن کارهای نیک می‌خواهند پاسخ داده می‌شود: آیا در طول عمر شما عوامل آگاهی بخش تحقق نیافت و بیم دهندگان نزد شما نیامدند: «... أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ ...»[۴۴].

گستره انذار

براساس آیات بسیاری در قرآن، انذار، همه امّتها و همه افراد را در بر می‌گیرد: «... وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ»[۲۵]، «... أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ ...»[۴۵]؛ به گفته مفسران، مفاد آیه فوق آن است که برای هر امتی فرستاده‌ای[۴۶] و برای هر زمانی پیشوایی خواهد بود.[۴۷] عمومیت انذار به آدمیان اختصاص ندارد، بلکه جنیان را نیز شامل می‌شود: «يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ ... وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ ...»[۴۱]، «وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ ... وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ»[۴۸]. به گفته برخی مفسران کلمه «مِنْکمْ» در آیه ۱۳۰ انعام، به معنای «من جنسکم» بوده و این آیه نشان مبعوث شدن فرستادگان الهی در میان انس و جن از جنس خود آنان است.[۴۹] برخی به استناد آیات فوق فرستادگان الهی در میان آدمیان را «رسول» و برانگیختگان میان جنیان را با عنوان «منذر» معرفی کرده‌اند.[۵۰]

به گفته صاحب المیزان، عمومیت انذار به این معناست که در میان همه امّتها انذارگر برانگیخته می‌شود و هیچ امّتی بدون منذر نمی‌ماند (فاطر/۳۵، ۲۴) و این عمومیت در حدّ اقتضاست؛ یعنی فعلیت آن در مورد همگان و رسیدن آن به یکایک افراد منوط به این است که در مسیر آن مانعی پدید نیاید، زیرا با توجّه به اینکه جهان ماده محل برخورد و تزاحم علل و اسباب با یکدیگر است، ممکن است پیام انذار به برخی انسانها نرسد و حجّت الهی بر آنان تمام نگردد. از این افراد در قرآن با عنوان «مستضعف» یاد شده و امر ایشان به خداوند واگذار شده است. بر این اساس، انذار گرچه عام است، ولی مستلزم دریافتن یکایک افراد یک امّت نیست.[۵۱]

هرچند انذار برای همگان لازم و سودمند است، امّا گروههای خاصی بر اثر برخورداری از زمینه‌های تأثیرپذیری بهتر، انذار در حق آنان سودمندتر است یا به علّت وجود مانع قوی‌تر، نیاز بیشتری به انذار دارند، بدین روی انذار این دو گروه به صورت خاص مورد تأکید قرار گرفته است:

گروه نخست همچون خداترسان: «... إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ ...»[۵۲] و کسانی که از برپایی قیامت و حسابرسی خداوند ترسناک‌اند: «إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا»[۵۳]، زندگان (زنده دلان): «لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا ...»[۵۴]، پیروان قرآن[۵۵]: «إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ ...»[۵۶] و بر پا دارندگان نماز: «... إِنَّمَا تُنْذِرُ ... وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ ...»[۵۲] هستند.

و دسته دوم مانند غافلان: «لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ»[۵۷]، لجبازان و جدال پیشگان: «... وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا»[۵۸]، ستمگران:«... لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ...»[۵۹] و کسانی که برای خدا فرزند قائل شده‌اند: «وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا»[۶۰] می باشند.

بدون تردید این‌گونه آیات با عمومیت انذار منافات نداشته، از موارد ذکر خاص پس از عام محسوب می‌گردد.[۶۱]

متعلّق انذار

برخی مواردی که در قرآن کریم مورد انذار قرار گرفته عبارتند از:

۱. شرک:

در قرآن کریم شرک به عنوان مهم‌ترین انحراف اعتقادی مورد توجّه قرار گرفته است و به همین جهت پیام انذار پیامبران الهی در بسیاری از آیات با فراخوانی به توحید در همه ابعاد آن همراه شده است: «يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ ... أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ»[۳۵]. این پیام اصیل به طور خاص از زبان حضرت هود: «... وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ ...»[۶۲]، حضرت نوح: «قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ 💠[۳۰] أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ[۳۱]» و پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله): «أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ ۚ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ»[۶۳] بیان شده و بر بیم دادن مشرکان به صورت ویژه تأکید شده است (کهف/ ۱۸، ۵).

۲. عذاب اخروی:

متعلّق انذار در برخی آیات عذاب اخروی است. در این آیات از عذاب نزدیک، دردناک و شدید آخرت سخن به میان آمده است: «إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا ...»[۱۲] و «وَأَنْذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ ...»[۶۴].

در آیات فراوانی انذار به روز قیامت با عناوین خاص آن تعلّق یافته و از برپایی آن روز بیم داده شده است؛ از جمله: «وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ ...»[۶۵] و «وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ ...»[۶۶].

۳. عذاب دنیوی:

«... أَنْذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ»[۶۷]، «أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ»[۶۸] و «وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا ...»[۶۹].

وسایل و ملزومات انذار

فرمان انذار با رهنمودهایی از سوی خداوند مقرون گشته که می‌توان برخی از آنها را وسایل انذار دانست:

۱. زبان روشن:

«عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ 💠[۷۰] بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ[۷۱]» و نیز احقاف/۴۶، ۱۲).[۷۲]

۲. قرآن کریم:

در بسیاری از آیات، قرآن انذارگر یا وسیله انذار معرفی شده است:«وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ ...»[۱۸] و مریم/۱۹،۹۷)؛ براساس روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله، قرآن ۴ بخش دارد و یک بخش آن فضایل و انذار است.[۷۳]

۳. اخبار حکمت‌آمیز و رسا:

«وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ 💠[۷۴] حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ ۖ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ[۷۵]»؛ برخی مفسّران مقصود از آیات کریمه «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ 💠[۷۶] وَمَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ[۷۷]» را بیان مطالب براساس برهان و دلایل واضح دانسته‌اند.[۷۸]در برخی از آیات نیز به مقارنات و ملزومات انذار اشاره شده است:

۱. حفظ طهارت و آراستگی ظاهر:

«قُمْ فَأَنْذِرْ 💠[۷۹] وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ[۸۰]».

۲. فروتنی در برابر پیروان:

«وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ 💠[۸۱] وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ[۸۲]».

۳. عدم طرد پابرهنگان:

«وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ 💠[۳۲] وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ[۸۳]». فی ظلال القرآن، ج ۲، ص ۱۰۹۹.</ref>؛ بر همین اساس پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ 💠[۸۴] إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ[۸۵]».

۴. عدم مداهنه نسبت به خویشاوندان:

«وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ 💠[۸۱] وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ 💠[۸۲] فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ[۸۶]».[۸۷]

۵. همراهی انذار با تبشیر:

«... مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا»[۸۸]، «مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ»؛ (بقره/۲، ۲۱۳) برخی از مفسران مقرون بودن انذار و تبشیر را در اتمام دعوت همانند متلازمین معرفی کرده‌اند.[۸۹] همراهی بشارت و انذار در بسیاری از آیات توجّه بسیاری را به‌کار کردهای آن دو معطوف ساخته است؛ برخی نقش تبشیر را نقش «قائد» یعنی دعوت، تشویق، تحریک و ایجاد رغبت از پیش رو و کارکرد انذار را کارکرد «سائق» یعنی راندن از پشت سر دانسته‌اند.[۹۰] برخی با اشاره به اینکه انگیزه‌های انسانی معمولاً براساس جلب منافع و دفع ضررها تنظیم می‌شود، نقش بشارت و انذار را بر انگیختن و دامن زدن به آن دو انگیزه و تشویق را عامل حرکت و انذار را عامل باز دارنده معرفی کرده‌اند.[۹۱] از گفته صاحب «التحقیق» استفاده می‌شود که کارکرد بشارت، ایجاد مقتضی و نقش انذار رفع موانع و دفع انحراف و گمراهی است.[۹۲] برخی با تکیه بر آنکه انسان تا احساس خطر مهمی نکند از جا حرکت نمی‌کند، نقش انذار پیامبران را اعلام خطرهایی دانسته‌اند که به صورت تازیانه بر ارواح بی‌درد گمراهان چنان فرود می‌آید که هر قابلی را به حرکت درمی‌آورد.[۹۳] به گفته صاحب «المیزان» تبشیر و انذار برای متوسطان صورت می‌پذیرد، زیرا برخی از صالحان هیچ‌گونه تعلّقی به غیر خدا، مانند ثواب و عقاب ندارند.[۹۴]

پانویس

  1. . اقرب الموارد، ج ۵، ص ۳۷۸، «نذر».
  2. . نثر طوبی، ج ۲، ص ۴۴۸.
  3. . التبیان، ج ۱، ص ۶۲.
  4. . التحقیق، ج ۱۲، ص ۷۵، «نذر».
  5. . الفروق‌اللغویه، ص ۷۸.
  6. . التحریر والتنویر، ج ۱۱، ص ۶۲.
  7. . التحقیق، ج ۱۲، ص ۷۵.
  8. . المعجم الاحصائی، ج ۳، ص ۱۵۴۲.
  9. . بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۳۸۷.
  10. . المیزان، ج۲۰، ص۳۰۵؛ کشف‌الاسرار، ج۱، ص۶۲؛ التبیان، ج ۱، ص ۶۲.
  11. سوره دخان، آیه ۳.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ سوره نبأ، آیه ۴۰.
  13. سوره لیل، آیه ۱۴.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ سوره توبه، آیه ۱۲۲.
  15. . مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۲۸۳.
  16. سوره انعام، آیه ۴۸.
  17. سوره غافر، آیه ۱۵.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ سوره انعام، آیه ۱۹.
  19. سوره هود، آیه ۱۲.
  20. سوره حج، آیه ۴۹.
  21. سوره سبأ، آیه ۴۶.
  22. . المیزان، ج ۷، ص ۳۹.
  23. . المیزان، ج ۷، ص ۳۹.
  24. . منهج الصادقین، ج ۷، ص ۴۴۲-۴۴۳.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ سوره فاطر، آیه ۲۴.
  26. سوره سجده، آیه ۳.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ سوره قصص، آیه ۴۶.
  28. سوره ابراهیم، آیه ۵۲.
  29. سوره اعراف، آیه ۶۹.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ سوره نوح، آیه ۲.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ همان، آیه ۳.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ سوره انعام، آیه ۵۱.
  33. . مجمع‌البیان، ج ۵، ص ۱۲۶.
  34. سوره اعراف، آیه ۶۳.
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ سوره نحل، آیه ۲.
  36. سوره نساء، آیه ۱۶۵.
  37. سوره قصص، آیه ۴۷.
  38. سوره مائده، آیه ۱۹.
  39. سوره شعراء، آیه ۲۰۸.
  40. همان، آیه ۲۰۹.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ سوره انعام، آیه ۱۳۰.
  42. سوره تبارک، آیه ۸.
  43. همان، آیه ۹.
  44. سوره فاطر، آیه ۳۷.
  45. سوره یونس، آیه ۲.
  46. . جامع‌البیان، مج ۱۲، ج ۲۲، ص ۱۵۶.
  47. . تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۴.
  48. سوره احقاف، آیه ۲۹.
  49. . کشف الاسرار، ج ۳، ص ۴۹۳.
  50. . کشف الاسرار، ج ۳، ص ۴۹۳.
  51. . المیزان، ج ۱۷، ص ۳۸.
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ سوره فاطر، آیه ۱۸.
  53. سوره نازعات، آیه ۴۵.
  54. سوره یس، آیه ۷۰.
  55. . المیزان، ج ۱۷، ص ۶۶.
  56. سوره یس، آیه ۱۱.
  57. سوره یس، آیه ۶.
  58. سوره مریم، آیه ۹۷.
  59. سوره احقاف، آیه ۱۲.
  60. سوره کهف، آیه ۴.
  61. . همان، ج ۷، ص ۹۸.
  62. سوره احقاف، آیه ۲۱.
  63. سوره هود، آیه ۲.
  64. سوره ابراهیم، آیه ۴۴.
  65. سوره مریم، آیه ۳۹.
  66. سوره غافر، آیه ۱۸.
  67. سوره فصلت، آیه ۱۳.
  68. سوره ملک، آیه ۱۷.
  69. سوره قمر، آیه ۳۶.
  70. سوره شعراء، آیه ۱۹۴.
  71. همان، آیه ۱۹۵.
  72. الکشاف، ج ۳، ص ۳۳۵.
  73. . بحار الانوار، ج۳۵، ص ۳۵۶.
  74. سوره قمر، آیه ۴.
  75. همان، آیه ۵.
  76. سوره احزاب، آیه ۴۵.
  77. همان، آیه ۴۶.
  78. . التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۱۷.
  79. سوره مدثر، آیه ۲.
  80. همان، آیه ۴.
  81. ۸۱٫۰ ۸۱٫۱ سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  82. ۸۲٫۰ ۸۲٫۱ همان، آیه ۲۱۵.
  83. سوره انعام، آیه ۵۲.
  84. سوره شعراء، آیه ۱۱۴.
  85. همان، آیه ۱۱۵.
  86. همان، آیه ۲۱۶.
  87. مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۳۲۲.
  88. سوره اسراء، آیه ۱۰۵.
  89. . المیزان، ج ۲۰، ص ۸۰.
  90. . مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۱۵۴، «سیره نبوی».
  91. . پیام قرآن، ج ۷، ص ۲۹.
  92. . التحقیق، ج ۱۲، ص ۷۵-۷۶، «بشر».
  93. . تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۶۹.
  94. . المیزان، ج ۳، ص ۱۵۷.

منابع

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه