حدیث سلسلة الذهب: تفاوت بین نسخهها
(1) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | {{ | + | {{خوب}} |
| − | [[امام رضا]] علیهالسلام هنگام | + | '''«سلسلة الذهب»''' نام [[حدیث]] معروفی است که [[امام رضا]] علیهالسلام هنگام عزیمت به [[خراسان]] در نیشابور برای جمعیت انبوهی که به دیدار ایشان آمده بودند نقل فرمودند. در این حدیث شریف، [[توحید]] به عنوان حصار محکم برای در امان ماندن از [[عذاب]] خداوند دانسته شده و [[ولایت|ولایت]] [[ائمه اطهار|امامان]] به عنوان شرط ورود به وادی توحید یاد شده است. این حدیث به جهت [[سند حدیث|سند]] آن که از [[ائمه اطهار]] علیهمالسلام تا [[پیامبر اکرم]] صلی الله علیه وآله است، به «سلسلة الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» معروف شده است. |
==متن حدیث== | ==متن حدیث== | ||
| − | این حدیث شریف، در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت با سندها و مضمون هاى گوناگونى نقل شده | + | این [[حدیث]] شریف، در کتابهاى حدیثى [[شیعه]] و [[اهل سنت]] با [[سند حدیث|سندها]] و مضمون هاى گوناگونى نقل شده است؛ از جمله [[شیخ صدوق]] در سه کتاب «[[التوحید (کتاب)|التوحید]]»، «[[معانى الأخبار (کتاب)|معانى الاخبار]]» و «[[عیون اخبارالرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]» خود چنین آورده است: |
| − | + | اسحاق بن راهویه مى گوید: چون [[امام رضا علیه السلام|حضرت رضا]](ع) به نیشابور رسید و قصد خروج از آن (به سوى [[مأمون]]) را نمود، [[محدث|محدثان]] اطراف او گرد آمدند و عرضه داشتند: «اى پسر رسول خدا، آیا از میان ما کوچ مى کنى و حدیثى که از آن سود ببریم برایمان بیان نمى کنى؟». امام(ع) درحالى که در کجاوه نشسته بود، سرش را بیرون آورد و فرمود: {{متن حدیث|«حدثنی ابی موسی الکاظم عن ابیه جعفر بن محمد الصادق عن ابیه محمد الباقر عن ابیه زین العابدین عن ابیه الحسین عن ابیه علی بن ابی طالب قال حدثنی رسول الله صلی الله علیه و آله قال حدثنی جبرئیل قال سمعت عن الله تعالی قال کلمة لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى»}}؛<ref>التوحید، شیخ صدوق، ص۲۵. </ref> شنیدم پدرم [[امام موسی کاظم علیه السلام|موسى بن جعفر]] فرمود شنیدم پدرم [[امام صادق علیه السلام|جعفر بن محمد]] فرمود شنیدم پدرم [[امام باقر علیه السلام|محمد بن على]] فرمود شنیدم پدرم [[امام سجاد علیه السلام|على بن الحسین]] فرمود شنیدم پدرم [[امام حسین علیه السلام|حسین بن على]] فرمود شنیدم پدرم [[امام علی علیه السلام|على بن ابى طالب]] فرمود شنیدم [[پیامبر اسلام|رسول خدا]](ص) فرمود شنیدم [[جبرئیل]] گفت شنیدم [[الله|خداوند]] جلّ جلاله فرمود: «لااله الاالله، دژ محکم من است؛ پس هرکس که داخل دژ من گردد، از عذاب من در امان است». راوى مى گوید چون قافله حرکت کرد حضرت فریاد زد: «بشروطها و انا من شروطها»؛ با شرایط آن، و من از شرایط آن هستم». | |
| + | بسیارى از محدثان بزرگ [[اهل سنت]] نیز این حدیث را با سندها و متنهاى گوناگونى نقل کرده اند، با این تفاوت که بخش پایانی حدیث که امام فرمودند «بشرطها و أنا من شروطها» در هیچیک از منابع اهل سنت بیان نشده است.<ref>سلسله الذهب به روایت اهل سنت، فرهنگ کوثر ۱۳۸۵ شماره ۶۷، محمدمحسن طبسی<br /></ref> تنها [[سلیمان بن ابراهیم قندوزی|قندوزى]] در [[ینابیع الموده لذوی القربی (کتاب)|ینابیع المودّه]] اشاره ای به آن داشته است.<ref>ینابیع المودّة لذوى القربى، سلیمان بن ابراهیم قندوزى، ج۳، ص۱۲۲.</ref> | ||
| − | + | '''نقلهای مشابه حدیث:''' | |
| − | + | *این حدیث در برخی منابع اینگونه نقل شده است: «{{متن حدیث|یقول الله: انى انا الله، لااله الا انا فاعبدونى، من جاء منکم بشهادة ان لااله الاالله بالاخلاص دخل حصنى ومن دخل حصنى أمن من عذابى}}»؛<ref>عیون أخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ج۲، ص۱۳۴.</ref> خداوند جل جلاله فرمود منم خدائى که نیست خدائى سواى من پس مرا عبادت کنید هر کس از شما که بیاید با شهادت «لا اله الا الله» داخل شده است در قلعه من و هر کس داخل شود در قلعه من ایمن است از عذاب من. | |
| − | + | *در نقلی دیگر آمده است: {{متن حدیث|«قال الله سیدالسادات عزوجل: انى انا الله، لااله الا انا، فمن اقرّ لى بالتوحید دخل حصنى ومن دخل حصنى امن من عذابى»}}؛<ref>کشف الغمة فی معرفة الأئمة، اربلی، ج۲، ص۴۰۴.</ref> خدا سید سادات عز و جل فرمود منم خدا، نیست خدائى غیر از من هر کس اقرار کند از براى من بتوحید یعنى «لا اله الا الله» بگوید داخل شود در قلعه من و هر کس داخل شود در قلعه من ایمن شود از عذاب من. | |
| + | *همچنین آمده است: {{متن حدیث|«الله تقدست اسماؤه وجل وجهه قال: انى انا الله، لااله الا انا وحدى، عبادى فاعبدونى ولیعلم من لقینى منکم بشهادة ان لااله الاالله مخلصا بها انه قد دخل حصنى ومن دخل حصنى امن عذابى». قالوا یا ابن رسول الله وما اخلاص الشهادة للّه؟ قال: «طاعة الله ورسوله ولایة اهل بیته(ع)»}}؛<ref>الأمالی، شیخ طوسی، ص۵۸۹.</ref> امام رضا(ع) حدیث کرد از خداوند که فرمود: «همانا من خدایم. معبودى بجز از من نیست. بندگان من مرا پرستش کنید و بدانید هرکس از شما با شهادت به وحدانیت از روى اخلاص، مرا ملاقات کند، در دژ من داخل مى گردد و هرکس در دژ محکم من داخل گردد، از عذاب من در امان است.» سؤال شد: «اى فرزند رسول خدا، شهادت بااخلاص چیست؟». امام رضا(ع) فرمود: «پیروى از خدا و رسول او و ولایت اهل بیت او». | ||
| − | + | ==اعتبار حدیث== | |
| + | مضمون حدیث سلسلةالذّهب در بسیارى از [[آیه|آیات]] و روایات دیگر نیز آمده است. افزون بر این، این حدیث را محدّثان [[شیعه]] و [[اهل سنت|سنّى]] با سندهاى گوناگون نقل کرده اند و درباره [[سند حدیث|سند]] حدیث، عباراتى که حاکى از اهمیت آن است، بیان کرده اند. ابن صبّاغ مالکی می گوید: «تعداد نویسندگان صاحب قلم و دوات که حدیث سلسلةالذّهب را مى نوشتند، بیشتر از بیست هزار تن شمرده اند».<ref>الفصول المهمّة فى معرفة احوال الائمّة، الامام ابن الصّبّاغ، ص۲۳۵</ref> بنابراین، اگر نگوییم [[خبر متواتر|متواتر]] لفظى است، به طور قطع متواتر معنوى مى باشد.<ref>بررسى حدیث «سلسلة الذّهب»، محمد رحمانى، علوم حدیث ۱۳۷۵ شماره ۲</ref> | ||
| − | == | + | [[ابونعیم اصفهانی|ابونعیم اصفهانی]] از دانشمندان بزرگ [[اهل سنت]] مى نویسد: «این حدیث، با همین سند از انسانهاى پاک، از پدران پاکشان رسیده و یکى از [[محدثان|محدّثان]] بزرگ پیشین، هنگامى که این حدیث با همین سند روایت شد، گفت چنانچه این سند بر فردى مجنون خوانده شود، سالم مى گردد».<ref>حلیةالأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج۳، ص۱۹۲</ref> |
| − | < | + | |
| + | ==مفهوم و پیام حدیث== | ||
| + | به باور شارحان حدیث سلسلة الذهب، کلمه «لا اله الا الله»، اقرار به آن و عمل نمودن به آن، موجب سعادت است. کلمه لا اله الا الله، در حقیقت همان معنا و مفهوم ریشه اى [[قرآن]] است که مایه سعادت جامعه بشری تا پایان جهان است، ولی کلمه لا اله الا الله منهای [[ولایت|ولایت]]، ناقص و ناتمام است. با این توضیح که، هنگام نصب [[امام علی علیه السلام|على ابن ابیطالب]] علیه السلام به ولایت و [[امامت]] در روز [[واقعه غدیر|غدیر]]، «[[آیه اکمال|آیه اکمال]]» نازل شد: {{متن قرآن|«...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا...»}}؛<ref>[[سوره مائده]]، ۳.</ref> و قبل از آن، «[[آیه تبلیغ]]» به [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه وآله چنین خطاب می کند: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ...»}}؛<ref>[[سوره مائده]]، ۶۷.</ref> ای پیامبر آن چه به تو نازل شد ـ نصب امیرالمؤمنین به ولایت ـ به مردم بگو اگر تبلیغ نکنی، رسالت خود را نرسانیدهای. | ||
| + | |||
| + | بنابر بسیارى تفسیرها، ماجراى حدیث سلسلة الذهب [[امام رضا]] علیه السلام، با تاکید روى جمله «بشروطها و أنا من شروطها»، همان «آیه اکمال» و «آیه تبلیغ» را یادآوری می کند و مى گوید: شرط اساسی کلمة لا اله الا الله، پذیرش ولایت و رهبرى [[امام]] است و بدون پذیرش ولایت، اساسا مسلمانى و رستگارى اخروى شما زیر سئوال است. | ||
| − | + | در مجموع می توان گفت، این حدیث به دو نکته مهم اشاره دارد: | |
| − | * | + | *وصول به مقام [[توحید]]، انسان را در پناهگاهی وارد می کند که رهاورد آن، امنیت از [[عذاب]] الهی است. |
| − | * | + | *وصول به این جایگاه، بدون اعتقاد به [[امامت]] و ولایت [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام میسر نیست. در واقع امام که از ولایت ظاهری و باطنی برخوردار است، انسان کاملی است که در پناه او انسانها به پناهگاه توحید بار می یابند.<ref>رابطه توحید و ولایت (با تاکید بر حدیث سلسله الذهب)، قاسم ترخان، قبسات، ۱۳۹۰ شماره ۶۲. </ref> |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references />{{سنجش کیفی | ||
| + | |سنجش=شده | ||
| + | |شناسه= خوب | ||
| + | |عنوان بندی مناسب= خوب | ||
| + | |کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب | ||
| + | |رعایت سطح مخاطب عام= خوب | ||
| + | |رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب | ||
| + | |جامعیت= خوب | ||
| + | |رعایت اختصار= خوب | ||
| + | |سیر منطقی= خوب | ||
| + | |کیفیت پژوهش= خوب | ||
| + | |رده= دارد | ||
| + | }} | ||
| + | [[رده:آثار امام رضا علیه السلام]] | ||
[[رده:احادیث با عناوین خاص]] | [[رده:احادیث با عناوین خاص]] | ||
[[رده:مقاله های مهم]] | [[رده:مقاله های مهم]] | ||
{{حدیث}} | {{حدیث}} | ||
| + | {{شناختنامه امام رضا (ع)}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۰۹
«سلسلة الذهب» نام حدیث معروفی است که امام رضا علیهالسلام هنگام عزیمت به خراسان در نیشابور برای جمعیت انبوهی که به دیدار ایشان آمده بودند نقل فرمودند. در این حدیث شریف، توحید به عنوان حصار محکم برای در امان ماندن از عذاب خداوند دانسته شده و ولایت امامان به عنوان شرط ورود به وادی توحید یاد شده است. این حدیث به جهت سند آن که از ائمه اطهار علیهمالسلام تا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است، به «سلسلة الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» معروف شده است.
متن حدیث
این حدیث شریف، در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت با سندها و مضمون هاى گوناگونى نقل شده است؛ از جمله شیخ صدوق در سه کتاب «التوحید»، «معانى الاخبار» و «عیون اخبار الرضا» خود چنین آورده است:
اسحاق بن راهویه مى گوید: چون حضرت رضا(ع) به نیشابور رسید و قصد خروج از آن (به سوى مأمون) را نمود، محدثان اطراف او گرد آمدند و عرضه داشتند: «اى پسر رسول خدا، آیا از میان ما کوچ مى کنى و حدیثى که از آن سود ببریم برایمان بیان نمى کنى؟». امام(ع) درحالى که در کجاوه نشسته بود، سرش را بیرون آورد و فرمود: «حدثنی ابی موسی الکاظم عن ابیه جعفر بن محمد الصادق عن ابیه محمد الباقر عن ابیه زین العابدین عن ابیه الحسین عن ابیه علی بن ابی طالب قال حدثنی رسول الله صلی الله علیه و آله قال حدثنی جبرئیل قال سمعت عن الله تعالی قال کلمة لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى»؛[۱] شنیدم پدرم موسى بن جعفر فرمود شنیدم پدرم جعفر بن محمد فرمود شنیدم پدرم محمد بن على فرمود شنیدم پدرم على بن الحسین فرمود شنیدم پدرم حسین بن على فرمود شنیدم پدرم على بن ابى طالب فرمود شنیدم رسول خدا(ص) فرمود شنیدم جبرئیل گفت شنیدم خداوند جلّ جلاله فرمود: «لااله الاالله، دژ محکم من است؛ پس هرکس که داخل دژ من گردد، از عذاب من در امان است». راوى مى گوید چون قافله حرکت کرد حضرت فریاد زد: «بشروطها و انا من شروطها»؛ با شرایط آن، و من از شرایط آن هستم».
بسیارى از محدثان بزرگ اهل سنت نیز این حدیث را با سندها و متنهاى گوناگونى نقل کرده اند، با این تفاوت که بخش پایانی حدیث که امام فرمودند «بشرطها و أنا من شروطها» در هیچیک از منابع اهل سنت بیان نشده است.[۲] تنها قندوزى در ینابیع المودّه اشاره ای به آن داشته است.[۳]
نقلهای مشابه حدیث:
- این حدیث در برخی منابع اینگونه نقل شده است: «یقول الله: انى انا الله، لااله الا انا فاعبدونى، من جاء منکم بشهادة ان لااله الاالله بالاخلاص دخل حصنى ومن دخل حصنى أمن من عذابى»؛[۴] خداوند جل جلاله فرمود منم خدائى که نیست خدائى سواى من پس مرا عبادت کنید هر کس از شما که بیاید با شهادت «لا اله الا الله» داخل شده است در قلعه من و هر کس داخل شود در قلعه من ایمن است از عذاب من.
- در نقلی دیگر آمده است: «قال الله سیدالسادات عزوجل: انى انا الله، لااله الا انا، فمن اقرّ لى بالتوحید دخل حصنى ومن دخل حصنى امن من عذابى»؛[۵] خدا سید سادات عز و جل فرمود منم خدا، نیست خدائى غیر از من هر کس اقرار کند از براى من بتوحید یعنى «لا اله الا الله» بگوید داخل شود در قلعه من و هر کس داخل شود در قلعه من ایمن شود از عذاب من.
- همچنین آمده است: «الله تقدست اسماؤه وجل وجهه قال: انى انا الله، لااله الا انا وحدى، عبادى فاعبدونى ولیعلم من لقینى منکم بشهادة ان لااله الاالله مخلصا بها انه قد دخل حصنى ومن دخل حصنى امن عذابى». قالوا یا ابن رسول الله وما اخلاص الشهادة للّه؟ قال: «طاعة الله ورسوله ولایة اهل بیته(ع)»؛[۶] امام رضا(ع) حدیث کرد از خداوند که فرمود: «همانا من خدایم. معبودى بجز از من نیست. بندگان من مرا پرستش کنید و بدانید هرکس از شما با شهادت به وحدانیت از روى اخلاص، مرا ملاقات کند، در دژ من داخل مى گردد و هرکس در دژ محکم من داخل گردد، از عذاب من در امان است.» سؤال شد: «اى فرزند رسول خدا، شهادت بااخلاص چیست؟». امام رضا(ع) فرمود: «پیروى از خدا و رسول او و ولایت اهل بیت او».
اعتبار حدیث
مضمون حدیث سلسلةالذّهب در بسیارى از آیات و روایات دیگر نیز آمده است. افزون بر این، این حدیث را محدّثان شیعه و سنّى با سندهاى گوناگون نقل کرده اند و درباره سند حدیث، عباراتى که حاکى از اهمیت آن است، بیان کرده اند. ابن صبّاغ مالکی می گوید: «تعداد نویسندگان صاحب قلم و دوات که حدیث سلسلةالذّهب را مى نوشتند، بیشتر از بیست هزار تن شمرده اند».[۷] بنابراین، اگر نگوییم متواتر لفظى است، به طور قطع متواتر معنوى مى باشد.[۸]
ابونعیم اصفهانی از دانشمندان بزرگ اهل سنت مى نویسد: «این حدیث، با همین سند از انسانهاى پاک، از پدران پاکشان رسیده و یکى از محدّثان بزرگ پیشین، هنگامى که این حدیث با همین سند روایت شد، گفت چنانچه این سند بر فردى مجنون خوانده شود، سالم مى گردد».[۹]
مفهوم و پیام حدیث
به باور شارحان حدیث سلسلة الذهب، کلمه «لا اله الا الله»، اقرار به آن و عمل نمودن به آن، موجب سعادت است. کلمه لا اله الا الله، در حقیقت همان معنا و مفهوم ریشه اى قرآن است که مایه سعادت جامعه بشری تا پایان جهان است، ولی کلمه لا اله الا الله منهای ولایت، ناقص و ناتمام است. با این توضیح که، هنگام نصب على ابن ابیطالب علیه السلام به ولایت و امامت در روز غدیر، «آیه اکمال» نازل شد: «...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا...»؛[۱۰] و قبل از آن، «آیه تبلیغ» به پیامبر صلی الله علیه وآله چنین خطاب می کند: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ...»؛[۱۱] ای پیامبر آن چه به تو نازل شد ـ نصب امیرالمؤمنین به ولایت ـ به مردم بگو اگر تبلیغ نکنی، رسالت خود را نرسانیدهای.
بنابر بسیارى تفسیرها، ماجراى حدیث سلسلة الذهب امام رضا علیه السلام، با تاکید روى جمله «بشروطها و أنا من شروطها»، همان «آیه اکمال» و «آیه تبلیغ» را یادآوری می کند و مى گوید: شرط اساسی کلمة لا اله الا الله، پذیرش ولایت و رهبرى امام است و بدون پذیرش ولایت، اساسا مسلمانى و رستگارى اخروى شما زیر سئوال است.
در مجموع می توان گفت، این حدیث به دو نکته مهم اشاره دارد:
- وصول به مقام توحید، انسان را در پناهگاهی وارد می کند که رهاورد آن، امنیت از عذاب الهی است.
- وصول به این جایگاه، بدون اعتقاد به امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام میسر نیست. در واقع امام که از ولایت ظاهری و باطنی برخوردار است، انسان کاملی است که در پناه او انسانها به پناهگاه توحید بار می یابند.[۱۲]
پانویس
- ↑ التوحید، شیخ صدوق، ص۲۵.
- ↑ سلسله الذهب به روایت اهل سنت، فرهنگ کوثر ۱۳۸۵ شماره ۶۷، محمدمحسن طبسی
- ↑ ینابیع المودّة لذوى القربى، سلیمان بن ابراهیم قندوزى، ج۳، ص۱۲۲.
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ج۲، ص۱۳۴.
- ↑ کشف الغمة فی معرفة الأئمة، اربلی، ج۲، ص۴۰۴.
- ↑ الأمالی، شیخ طوسی، ص۵۸۹.
- ↑ الفصول المهمّة فى معرفة احوال الائمّة، الامام ابن الصّبّاغ، ص۲۳۵
- ↑ بررسى حدیث «سلسلة الذّهب»، محمد رحمانى، علوم حدیث ۱۳۷۵ شماره ۲
- ↑ حلیةالأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج۳، ص۱۹۲
- ↑ سوره مائده، ۳.
- ↑ سوره مائده، ۶۷.
- ↑ رابطه توحید و ولایت (با تاکید بر حدیث سلسله الذهب)، قاسم ترخان، قبسات، ۱۳۹۰ شماره ۶۲.




