زکریا بن آدم

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«زکریا بن آدم بن عبدالله اشعری قمی» از خاندان بزرگ اشعری و از اصحاب با وفا و مورد اعتماد امام رضا و امام جواد (علیهما السلام) در قرن دوم و سوم هجری است. زکریا بن آدم خدمات شایسته ای را به جامعه شیعه ارائه نمود.

خاندان اشعری قمی

مالک بن عامر، نیای بزرگ خاندان اشعری از بزرگان کشور یمن بود. او همزمان با طلوع اسلام به مدینه شتافت و در محضر پیامبر اکرم، ایمان آورد.[۱] با راهنمایی های مالک، دیگر بستگان او و طوایف یمن اسلام آورده، ‌با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردند.

خدمات مالک بن عامر به پیامبر به گونه ای بود که مورد لطف پیامبر رحمت قرار گرفته و آن بزرگوار درباره مالک دعا کرده فرمود: «اللهم اغفر للأشعریین: خدایا اشعریان را مورد رحمت خود قرار ده». همچنین فرمود: «خدایا فرزندان اشعریان را افزایش ده».[۲]

حدود ۳۷۰ سال پس از دعای پیامبر، جمعیت این عده به حدی افزایش یافت که نوادگان و فرزندان یکی از آنان بالغ بر شش هزار نفر گردید.[۳]

عبدالله و احوص فرزندان سعد بن مالک بن عامر اشعری، اولین افرادی بودند که در سال ۹۴ قمری از این خاندان مهاجرت کرده و از کوفه به قم مهاجرت کردند.[۴]

درباره علت مهاجرت آنان آمده است: سائب بن مالک، عموی عبدالله و احوص که از بازوان پرتوان مختار ثقفی بوده و در قیام مختار، به خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرده بود، به دست حجاج بن یوسف به شهادت رسید. پس از او فرزندش، محمد بن سائب به مبارزه پرداخت و به شهادت رسید. حجاج پس از شهادت محمد بر اشعریان کوفه سختگیری کرده، آنان را به قتل تهدید کرد. عبدالله و احوص با دیدن رفتار ددمنشانه حجاج با شیعیان به ویژه اشعریان، بر آن شدند تا برای نجات جان خود و خاندان خویش از کوفه به سوی قم مهاجرت کنند.

آنان پس از رسیدن به این منطقه، به نبرد با غارتگران و راهزنان پرداخته و متجاوزان را شکست دادند. سکنان بومی قم، با دیدن شجاعت و دلاوری این عده، از آنان درخواست کردند تا حتماً در این منطقه سکونت گزینند.[۵]

پس از سکونت، آنان به ساخت و تهیه خانه پرداخته و با استقرار کامل در قم به فعالیت های مذهبی و عمرانی مشغول شدند و از این رهگذر دستاورد سیاسی ثمربخشی نصیبشان شد. پیشرفت های مذهبی اشعریان بر عده ای از بومیان گران آمده، بنای ناسازگاری با اعراب اشعری نهادند. این ناسازگاری ها به درگیری های نظامی تبدیل شده و اشعریان توانستند با شکست غیرمسلمانان حاکمیت سیاسی خود را بر آن شهر محکمتر نمایند.[۶]

احوص فرزند سعد بن مالک در ابتدای حضورتش در قم، آتشکده ای را ویران کرده، به جای آن مسجدی بنا نهاد و برادرش عبدالله در آن مسجد به فعالیت های مذهبی پرداخت.[۷]

پس از چندی عبدالله و احوص با نوشتن نامه ای، دیگر بستگان و خاندان خویش را به قم دعوت کردند. در پی این درخواست جمعی دیگر از اشعریان از جمله آدم بن عبدالله (پدر زکریای اشعری) و دیگر برادران وی از کوفه به جمع شیعیان قم پیوستند. حضور این عده موجب شد تا برخی از شهرهای دیگر تحت حکمیت این عده از اشعریان کوفی قرار گیرد.[۸]

مهاجرت اشعریان به قم دیباچه افتخاراتی عظیمی برای آنان بود از جمله این که:

  • مذهب شیعه، اولین بار از سوی موسی بن عبدالله (عموی زکریا بن آدم) در قم به طور علنی اظهار شد.
  • برخی از اینان از جمله زکریا بن آدم و زکریا بن ادریس از سوی امامان علیهم السلام مورد اکرام قرار گرفته، هدایایی برای اشعریان از طرف ائمه فرستاده شد.
  • از بزرگترین افتخارات این خاندان، آن که بیش از صد نفر از آنان، افتخار حضور در پیشگاه امامان معصوم یافته، در زمره محدثان و راویان حدیث قرار گرفتند.[۹]

زکریا بن آدم بن عبدالله اشعری قمی در خاندانی دوستار اهل بیت علیهم السلام پرورش یافت. پدرش آدم بن عبدالله، از راویان سرشناس و اصحاب امام صادق علیه السلام بود.[۱۰] علامه شوشتری پس از معرفی آن شخصیت بزرگ، وی را پدر بزرگوار زکریا بن آدم معرفی کرده است.[۱۱] او در قم وفات کرده و در قبرستان قدیمی قم (معرف به بابلان) به خک سپرده شده است.[۱۲]

زکریا بن آدم و نقل حدیث

نام «زکریا بن آدم» در شمار یاران و اصحاب امام صادق، امام موسی کاظم و امام رضا و امام جواد علیهم السلام به چشم می خورد. شیخ طوسی ضمن شمردن حدود ۳۳۰۰ نفر از راویان و اصحاب آن امام همام، از زکریای اشعری نام برده و معرفی می کند.[۱۳] گرچه در متون حدیث، روایتی بدون واسطه از صادق آل محمد، و از طریق زکریا بن آدم یافت نشده است، اما وی احادیثی را از زبان نزدیکترین یاران آن حضرت همچون داود بن کثیر رقی، عبدالله کاهلی و اسحاق بن عبدالله اشعری نقل کرده است.

ابن شهر آشوب مازندرانی، پس از معرفی زکریا بن آدم اشعری، وی را از اصحاب امام کاظم علیه السلام برشمرده، می نویسد: او دارای کتاب در حدیث است و مسائلی را از آن امام سؤال کرده است.[۱۴]

علامه شوشتری نیز می گوید: شیخ طوسی زکریا بن آدم را از اصحاب امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم السلام می داند.[۱۵] یکی از پژوهشگران در کتاب خویش، روایات نقل شده از سوی زکریای اشعری به نقل از امام کاظم علیه السلام را گردآوری کرده و ایشان را از اصحاب آن حضرت برشمرده است.[۱۶]

البته در هیچ یکی از آن روایات، نامی با صراحت از امام کاظم علیه السلام نیامده و تنها با کنیه «ابوالحسن»[۱۷] ذکر شده است. البته زکریای اشعری از طریق برخی از یاران نزدیک آن حضرت همچون علی بن عبدالله هاشمی، روایاتی را از آن امام نقل کرده است که در آن نام امام کاظم علیه السلام به صراحت برده شده است.[۱۸]

همچنین شماری از راویان به محضر زکریا بن آدم رفته، پس از استفاده از محضر او احادیثی را نقل کرده اند. اسامی این عده عبارت است از: احمد بن ابی نصر بزنطی، عبدالله بن مغیره، احمد بن اسحاق اشعری، اسماعیل بن مهران، محمد بن سهل اشعری، حسین بن مبارک، فضل بن حسان دالانی، جعفر جوهری، عبدالله بن محمد حجال، محمد بن خالد برقی، حمزة بن یسع اشعری، سعد بن سعد اشعری، احمد بن حمزه قمی، علی بن اسحاق اشعری.[۱۹]

مجموع روایاتی که از زکریا بن آدم قمی در متون حدیث به ثبت رسیده است حدود چهل روایت می باشد.[۲۰] این روایات اغلب در موضوعات فقهی و نیز معرفی امامت ائمه مسلمین می باشد.

زکریا در دوران امام رضا

در سال ۱۸۳ قمری با شهادت امام کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام پیشوای شیعیان گردید. زکریا بن آدم در این دوران خدمات شایسته ای را به جامعه شیعه ارائه نمود.

تأثیر زکریا در تشیع اهل قم:

در دوران ۲۰ ساله امامت امام رضا علیه السلام فرقه های مختلفی از جمله «غلات»، «مفوّضه» و «واقفیه» پدیدار شدند و برخی از شیعیان را با خود همراه کردند. واقفیان چنین می پنداشتند که امام کاظم علیه السلام رحلت نکرده بلکه همانند حضرت عیسی علیه السلام زنده است ولی از نظرها پنهان شده است. آنان می گفتند آخرین امام ما، موسی بن جعفر است و پس از وی امامی دیگر نخواهیم داشت.[۲۱]

آنان از این طریق امامت «علی بن موسی الرضا علیه السلام» را منکر شدند. زکریای اشعری در این دوران توانست در منطقه قم، با هر گونه کجروی و انحراف اعتقادی مبارزه کرده و جامعه را از آن بلای خانمان سوز در امان نگهدارد، زکریا بن آدم به نقل از استادش داوود رقی حدیثی را درباره امامت امام رضا علیه السلام نقل کرده است[۲۲] که خود بهترین دلیل بر موضع گیری سیاسی و اعتقادی او است.

مقام وکالت:

گسترش مناطق شیعه نشین و لزوم تغذیه فکری و فرهنگی آنان و نیز ضرورت انسجام‌بخشی به شیعیان، امام رضا علیه السلام را بر آن داشت تا با ترتیب دادن برنامه منسجمی، جوابگوی نیازهای شیعیان در همه مناطق و شهرها و کشورها گردد. برنامه ای که تامین کننده این نیاز حیاتی بود، شبکه ارتباطی «وکالت» بود.

وکلاء‌ و نمایندگان کسانی بودند که از سوی امام رضا علیه السلام و سپس امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام برگزیده شده وظیفه بسیار حساس وکالت را بر عهده داشتند. پاسخگویی به سؤالات مذهبی و فقهی، توضیح و بیان مسائل اعتقادی، انجام امور مالی از قبیل دریافت حقوق شرعی از شیعیان و رساندن آن به امام علیه السلام برای تثبیت موقعیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شیعیان از عمده ترین وظایف وکلاء بود.[۲۳] شیخ طوسی در کتاب خویش پس از معرفی و تمجید فراوان از زکریای قمی درباره اش می نویسد: «کان زکریا بن آدم ممن تولی لهم علیه السلام».[۲۴] یعنی: زکریا بن آدم در زمره کسانی بود که متولی و عهده دار امور ائمه معصومین علیهم السلام بودند. زکریا نماینده امام رضا و امام جواد علیهما السلام در قم بود.[۲۵]

زکریا در دوران امام جواد

در سال ۲۰۳ قمری پس شهادت امام رضا علیه السلام فرزندش حضرت جوادالائمه علیه السلام در حالیکه کودکی ۸ ساله بود پیشوای شیعیان گردید. پذیرش امامت کودک ۸ ساله برای برخی از شیعیان گران آمد و موجب ایجاد تردید در برخی از آنان شد. امام رضا علیه السلام قبل از شهادت خود، در این باره سخنانی بیان فرموده بود. یکی از راویان می گوید: نزد علی بن موسی الرضا علیه السلام بودم شخصی از امام علیه السلام سؤال کرد پس از شما به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام علیه السلام فرمود: به فرزندم ابوجعفر (امام جواد علیه السلام).

امام از آن جا که سؤال کننده نسبت به پایین بودن سن امام جواد علیه السلام تصوری دیگر داشت حضرت در ادامه فرمود: خداوند حضرت عیسی علیه السلام را به نبوت مبعوث کرد و او را صاحب شریعت گردانید، در حالی که سن وی در آن هنگام از سن ابوجعفر علیه السلام کمتر بود.[۲۶]

شدت این بحران عقیدتی و اجتماعی به حدی بود که درک آن حتی برای برخی از راویان پرآوازه تشیع چون یونس بن عبدالرحمن و صفوان بن یحیی دشوار می نمود.[۲۷] در چنین موقعیتی، گرایش نداشتن به مخالفان آن حضرت و اطاعت کامل از جوادالائمه علیه السلام نشانی از سلامت فکری و عقیدتی داشته و بیانگر اعتقادی اصیل همراه با عقلی سلیم می باشد.

موضع زکریا در امامت امام جواد:

احمد بن محمد بن عیسی می گوید: روزی یکی از غلامان امام جواد علیه السلام بر من وارد شد و نامه ای از سوی آن حضرت به من داد که به دستور آن امام می بایست به خدمتش می رسیدم. به مدینه رفته و در محضر حضرت وارد شدم. نزد خود گفتم خوب است نام زکریا را ببرم تا حضرت از او دلجویی کرده،‌ برایش دعا کند. پس از آن به خود آمده گفتم من چه کسی هستم که چنین جسارتی نمایم، او خود به آن چه می کند داناتر است.

آن گاه دیدم امام جواد علیه السلام رو به من کرد و فرمود: «ای ابوعلی، درباره فردی مثل ابویحیی (زکریای قمی) شکی به دل خود راه مده و به تندی برخورد نکن، او در پیشگاه پدرم و سپس نزد من خدمت های بسیاری کرده و مقام و منزلتی والا نزد پدرم و من داشته است ولی من به اموالی که نزد اوست احتیاج دارم و او آن ها را نفرستاده است».

به امام علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، زکریا اموال را برای شما خواهد فرستاد و به من گفت: اگر به آن حضرت رسیدی، ایشان را آگاه کن که آن چه مانع از فرستادن اموال است اختلاف بین «میمون و مسافر» است. سپس امام علیه السلام فرمود: نامه من را به زکریا برسان و به او سفارش کن تا آن اموال را برای من بفرستد. من نامه حضرت را به زکریا بن آدم رساندم و او نیز مال را فرستاد.[۲۸]

این سخنان ارزنده حضرت امام جواد علیه السلام بیانگر عظمت و بزرگی زکریا بن آدم است و چندان نیازی به توضیح ندارد اما آن چه قابل توضیح است این که منظور از «اختلاف میمون و مسافر» همان اختلافاتی است که درباره امامت آن حضرت بین شیعیان بوجود آمده بود.[۲۹] البته احتمال دارد این تعبیر اشاره به درگیری های طرفداران امین و مأمون باشد که سبب ناامنی راه‌ها بوده است.

این حدیث به خوبی نشان می دهد که زکریا پس از امام رضا علیه السلام نماینده امام جواد علیه السلام در قم بوده و اموالی از قبل نزد وی بوده است. اما از آن جا که اختلاف بر سر امامت جوادالائمه علیه السلام نیز در قم رسوخ پیدا کرده بود، زکریا نمی توانست آن اموال را برای امام خویش ارسال کند، زیرا فرستادن اموال ارتباط مستقیم با آن اختلافات داشت و بیم آن می رفت که این گونه اختلاف‌ها، موجب از بین رفتن اموال در بین راه شود. البته قسمت پایانی ماجرا نشانگر آن است که سرانجام زکریا بن آدم با تلاش خود توانست بار دیگر آرامش همیشگی را به قم برگرداند و در پی آن اموال امام جواد علیه السلام را به مدینه بفرستد.

فضایل زکریا بن آدم

زکریا بن آدم اشعری قمی مقام والایی در نزد ائمه اطهار علیهم السلام داشته است.

امین در دین و دنیا:

علی بن مسیب همدانی که از اصحاب مورد اعتماد امام رضا علیه السلام است،[۳۰] درباره استادش - زکریای اشعری - و چگونگی ارتباطش با او، داستان زیر را نقل کرده است: روزی به حضور امام رضا علیه السلام، رفته عرض کردم: من راهم دور است و به علت دوری مسافت نمی توانم همیشه به حضورتان برسم و مسائل دینی خود را از شما دریافت کنم. بنابراین مسائل فقهی و مبانی و دینی خود را از چه کسی سؤال کنم؟ امام علیه السلام در جواب فرمود: «مِن زکریا بن آدم القمی، المأمون علی الدین والدنیا».[۳۱] یعنی: راهنمایی های دینی را از زکریا بن آدم بیاموز که در امور دین و دنیا امین و مورد اعتماد است.

دفع کننده عذاب از اهل قم:

زکریای اشعری که گویا از وجود برخی مسائل در میان مردم اندوهگین شده بود، روزی برای کسب اجازه خدمت امام رضا علیه السلام رسیده عرض می کند: «انی ارید الخروج عن اهل بیتی فقد کثر السفهاء فیهم» من قصد دارم از میان خاندان و اهل قم بیرون رفته، آنان را ترک گویم چه این که نادان ها در میان ایشان زیاد شده اند. امام رضا علیه السلام در پاسخ یار باوفای خویش فرمود: «لاتفعل فان اهل قم یدفع عنهم بک کما یدفع عن اهل بغداد بابی الحسن الکاظم علیه السلام»[۳۲] یعنی: ای زکریا این کار را نکن و از قم مهاجرت ننما، زیرا خداوند به واسطه وجود تو بلا و عذاب را از خاندان تو و اهل قم دفع می کند چنانچه به وجود پدرم امام کاظم علیه السلام شر و بلا را از اهل بغداد دور ساخته است. سرانجام پس از این ملاقات با امام رضا علیه السلام خاضعانه سر تسلیم فرود آورد و به قم بازگشت.

همراهی با امام رضا در حج:

علی بن مسیب همدانی در روایتی دیگر درباره زکریا بن آدم می گوید: «در یکی از سال ها، امام رضا علیه السلام به قصد زیارت خانه خدا، از مدینه به سوی مکه حرکت کرد، در این سفر معنوی، زکریا بن آدم افتخار پیدا کرد تا با امام شیعیان همسفر گشته، از آن ماه تابان بهره برگیرد».[۳۳]

وفای به عهد و پیمان:

شیخ کشی این روایت را نقل می‌‌فرماید: عبدالله بن صلت قمی‌‌ گوید که در یکی از آخرین روزهای حیات امام جواد علیه‌السلام، خدمت حضرت مشرف شدم. شنیدم که امام علیه‌السلام فرمود: خدا صفوان بن یحیی را جزای نیکو عنایت فرماید. همچنین در حق محمد بن سنان و زکریا بن آدم دعا کردند و فرمودند که به عهد و پیمان خود درباره من وفا کردند.[۳۴]

وفات

از تاریخ وفات زکریا بن آدم اطلاع دقیقی نیست اما به یقین رحلت او در فاصله سال های ۲۰۴ الی ۲۲۰ قمری و همزمان با دوران امامت جوادالائمه علیه السلام بوده است. او در جنب بارگاه حضرت معصومه علیها السلام در قبرستانی که بعدها به «قبرستان شیخان» معروف شد مدفون است. در این قبرستان قدیمی، علاوه بر مرقد مبارک زکریا بن آدم، مقبره مقدس زکریا بن ادریس و نیز مرقد آدم بن اسحاق - قرار گرفته است و بعدها بسیاری از عالمان و شهیدان در جوار آنان دفن شدند.

نامه امام جواد به مناسبت وفات زکریا:

زکریا بن آدم قبل از وفات خویش، حسن بن محمد بن عمران اشعری را وصی خود گردانید و امور وکالت را به وی واگذار کرد. پس از رحلت زکریا، محمد بن اسحاق بن عبدالله اشعری، ضمن نامه ای به امام جواد علیه السلام، خبر رحلت زکریا و نیز موضوع جانشین زکریا را به اطلاع وی رسانده، نظر امام جواد علیه السلام را در این باره جویا شد.

امام جواد علیه السلام در نامه ای خطاب به محمد بن اسحاق چنین فرمود: «مطالبی را درباره زکریا اشعری که به رحمت الهی پیوسته است یادآوری کرده ای. سلام و رحمت خداوند بر او باد روزی که به دنیا آمد و روزی که از این دنیا رخت بربست و روزی که مبعوث خواهد شد. او روزهای زندگی خود را در حالی سپری کرد که حق را می شناخت و آن را بر زبان جاری می کرد و همواره خدا را یاد می کرد. او در راه خدا شکیبا بود و آن چه را خدا و رسولش دوست داشتند، انجام می داد. خداوند او را بیامرزد. در حالی از دنیا رفت که ایمانش پابرجا بود و هرگز عهد و پیمان را نشکست. خداوند پاداش نیت او را بدهد و او را به بهترین آرزوهایش برساند. تو درباره شخصی (حسن بن محمد) که به او وصیت شده از من سؤال کرده ای، ما او را بهتر از خود شما می شناسیم. (زکریا در انتخاب وی اشتباهی نکرده و او مورد تأیید ماست)».[۳۵]

پانویس

  1. ترجمه تاریخ قم، حسن قمی، ص ۲۷۸.
  2. همان، ص ۲۶۸.
  3. همان، ص ۲۴۰.
  4. همان، ص ۲۴۲.
  5. دائره المعارف الاسلامی الشیعه، سید محسن امین، ج ۲، ص ۸.
  6. قهرمانان اسلام، علی کبر تشید، ج ۲، ص ۱۰۲.
  7. ترجمه تاریخ قم، ص ۳۷ و ۲۵۱.
  8. همان، ص ۲۵۳، ۲۵۷، ۲۶۳.
  9. همان، ص ۲۷۷، ۲۷۸، ۲۷۹.
  10. رجال الطوسی، ص ۱۴۳.
  11. قاموس الرجال، ج ۱، ص ۸۹.
  12. گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، ج ۱، ص ۶۳.
  13. رجال الطوسی، ص ۲۰۰.
  14. معالم العلماء، ص ۵۳، رقم ۳۴۹.
  15. قاموس الرجال، ج ۴، ص ۴۵۶.
  16. مسند الامام الکاظم علیه السلام، عزیزالله عطاردی، ج ۳، ص ۳۹۲.
  17. برخی برآنند که منظور از «ابوالحسن»، امام رضا علیه السلام است.
  18. اثبات الهداه، ج ۶، ص ۱۶.
  19. معجم رجال الحدیث، ج ۷، ص ۲۷۴، قاموس الرجال، ج ۴، ص ۴۶۱.
  20. معجم رجال الحدیث، ج ۷، ص ۲۷۴.
  21. فرق الشعیه، حسن بن موسی نوبختی، ص ۸۰.
  22. عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، ص ۳۳.
  23. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ج ۲، ص ۱۵۳ و ۱۵۴.
  24. الغیبه، شیخ طوسی، ص ۲۱۱، جامع الرواه، ج ۱، ص ۳۳۰.
  25. اصول علم الرجال، شیخ مسلم داوری، ص ۴۷۸.
  26. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۴.
  27. حیات سیاسی امام جواد علیه السلام، جعفر مرتضی عاملی، ص ۳۰.
  28. رجال الکشی، ج ۲، ص ۸۵۹، بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۶۷، الاختصاص، ص ۸۷، بصائر الدرجات، ص ۲۳۷، حدیث ۹.
  29. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۷، ص ۶۳.
  30. قاموس الرجال، ج ۷، ص ۵۷۸.
  31. الاختصاص، شیخ مفید، ص ۲۵۱، رجال الکشی، ج ۲، ص ۸۵۸، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۸۸، وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۲۷، روایت ۳۳۴۴۲، سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج ۳، ص ۲۷۰.
  32. رجال الکشی، ج ۲، ص ۸۵۸، الاختصاص، ص ۸۷، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۷۸ و ج ۶۰، ص ۲۲۱، سفینه البحار، ج ۱، ص ۴۱۷.
  33. جامع الرواه، ج ۱، ص ۳۳۰.
  34. رجال کشی، ج ۲، ص ۷۹۲، چاپ مؤسسه آل البیت لاحیاءالتراث.
  35. رجال الکشی، ج ۲، ص ۸۵۸، الغیبه، ص ۲۱۱، الاختصاص، ص ۸۷، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۷۴.