جنة: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | به | + | '''«جَنّة»''' به معنای باغ و بستان است و در [[قرآن]] هم برای باغهای دنیوی و هم به عنوان وعدهگاه نیکان و پارسایان در عالم [[آخرت]] ([[بهشت]]) بسیار آمده است. |
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
| − | ===به معنای | + | ===به معنای باغهای دنیا=== |
| − | + | «جنة» به معنی باغهای دنیوی در آیات [[قرآن]] بسیار است، مانند: {{متن قرآن|«...كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ...»}}؛<ref>[[آیه 265 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۲۶۵]].</ref> مانند باغی است در جایی بلند. | |
| − | {{متن قرآن| | + | «{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ}}<ref>[[آیه 15 سوره سبأ|سوره سبأ، آیه ۱۵.]]</ref>؛ اهل [[قوم سبأ|سباء]] را (در [[یمن]]) آیتی بود دو باغ از جانب راست و چپ». |
| − | + | «{{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ}}<ref>[[آیه 4 سوره رعد|سوره رعد، آیه ۴.]]</ref>؛ در زمین است قطعه ها کنار یکدیگر و باغها از انگور». | |
| − | + | «{{متن قرآن|فَأَخْرَجْنَاهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>[[آیه 57 سوره شعراء|سوره شعراء، آیه ۵۷.]]</ref>؛ فرعونیان را بیرون بردیم از باغها و چشمه ها». | |
| − | + | ===به معنای بهشت=== | |
| − | + | «جنة» در قرآن بیشتر به معنی [[بهشت]]، یعنی وعده گاه نیکان و پارسایان در عالم [[آخرت]] آمده است، از جمله: «{{متن قرآن|تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا}}<ref>[[آیه 63 سوره مریم|سوره مریم، آیه ۶۳.]]</ref>؛ این بهشت است به ارث می دهیم به بندگان خود هر کس پرهیزکار باشد». | |
| − | + | و در بزرگی آن فرموده است: {{متن قرآن|« وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ»}}<ref>[[آیه 128 سوره آل عمران|سوره آل عمران، آیه ۱۲۸.]]</ref>؛ و نیز فرمود: «{{متن قرآن|وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}}<ref>[[آیه 21 سوره حدید|سوره حدید، آیه ۲۱.]]</ref>؛ بشتابید سوی مغفرت پروردگار و بهشتی که فراخی آن به اندازه آسمان و زمین است». | |
| − | + | [[ابوالفتوح رازی|شیخ ابوالفتوح رازی]] گوید: برای [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله نوشتند ما را به [[بهشت]] می خوانی که عرض او چند آسمان و زمین است؟ پس [[دوزخ]] کجا باشد؟ رسول صلی الله علیه و آله گفت: یا سبحان الله چون روز در آمد شب کجا باشد انتهی، یعنی مزاحمت میان موجودات عالم آخرت نیست در یک جا هم بهشت است و هم جهنم چنانکه در [[برزخ]] همچنین است دو تن را نزدیک هم دفن می کنند یکی صالح و دیگری طالح. صالح در باغی است وسیع که [[قبر]] طالح را دربردارد اما او از نعمت باغ چیزی درنمی یابد و [[عذاب]] می بیند. | |
| − | + | به اعتقاد ما هم اکنون بهشت و دوزخ موجودند. دانشمندان امروز گویند: فضای این جهان که از آن به آسمان تعبیر می کنیم خالی است و کرات و ستارگان در آن پراکنده اند. بنابراین قول بهشتی که به فراخی این فضا باشد در یک کره و ستاره نمی گنجد و جاهای دیگر فضا خالی است پس بهشت چگونه هم اکنون موجود است و در کجاست؟ و از این جهت بعضی از قدما گفتند: بهشت پس از [[قیامت]] آفریده می شود و اکنون موجود نیست و ما گوئیم این قول مردود است و بهشت هم اکنون هست و چون عالم آخرت را نمی توان به دنیا قیاس کرد، آن مزاحمت که در اجسام دنیوی هست در آن عالم نیست. | |
| − | + | چنانکه از صفات دیگر بهشت که خداوند فرموده: واضح خواهد گشت اگر به ما گویند همه بهشت با آن همه وسعت در یک نقطه می گنجد باور می کنیم چنان که همه کتاب «[[الشفاء (کتاب)|شفاء]]» و مطالب «[[القانون فی الطب (کتاب)|قانون]]» در دماغ (مغز) [[ابن سینا|ابوعلی ابن سینا]] می گنجید. | |
| − | + | از این که در [[سوره آل عمران]] پهنای بهشت را به اندازه فراخی همه آسمانها فرمود و در [[سوره حدید]] به اندازه فراخی یک آسمان، عجب نباید داشت، چون در جایی که گفته یک آسمان، همه آسمانها را یکی شمرده است مانند اسم جنس، چنان که گاه گوئیم زمین یعنی همه زمین و گاه گوئیم زمین ها یعنی قطعات آن. | |
| − | {{متن قرآن| | + | «{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ}}<ref>[[آیه 137 سوره آل عمران|سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.]]</ref>؛ آیا گمان دارید که به بهشت درآئید با این که خداوند هنوز ندانسته است کسانی را که [[جهاد]] می کنند از شما». |
| − | از | + | [[خداوند]] همه چیز را می داند و می شناسد و مراد از این [[آیه]] آن است که هنوز عمل از شما ظاهر نشده است و جهاد نکرده اید، چون خداوند [[ثواب]] را در مقابل عمل می دهد به استحقاق. |
| − | {{متن قرآن| | + | «{{متن قرآن|مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ}}<ref>[[آیه 72 سوره مائده|سوره مائده، آیه ۷۲.]]</ref>؛ هر کس به خدا [[شرک]] آورد، [[بهشت]] را بر او حرام کرده است». |
| − | + | از آنجا که عوض نیز بر خدا واجب است در مذهب ما، یعنی کسی که از طرف خداوند رنجی کشد مانند مرض و فقر و قحط و بلا و زلزله و امثال آن، یا خیری به کسی رساند مانند [[حاتم طائی]] و نوشیروان و در این راه سختی بیند، خداوند او را عوض می دهد خواه حیوان یا [[انسان]] مکلّف یا غیرمکلّف مسلمان یا کافر که «لکُلّ کَبد حریّ اجر» عوض او در دنیاست یا در آخرت، نه در بهشت که جای مؤمنان است، بلکه جای دیگر که خود مصلحت داند. | |
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«{{آیه|53|14}} 💠<ref>[[آیه 14 سوره نجم|سوره نجم، آیه ۱۴.]]</ref> {{آیه|53|15}}<ref>[[آیه 15 سوره نجم|همان، آیه ۱۵.]]</ref>»}}؛ بهشت مسکن مؤمنان نزدیک [[سدرة المنتهى|سدرة المنتهی]] است. |
| − | {{ | ||
| − | + | {{متن قرآن|«... وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ ...»}}<ref>[[آیه 40 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۴۰.]]</ref>؛ در کلمه [[جمل]] گذشت که بهشت در آسمانها است و در کله باب نیز گفتیم [[جهنم]] در آسمان نیست. | |
| − | + | {{متن قرآن|«وَنَادَىٰ أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ»}}<ref>[[آیه 50 سوره اعراف|همان، آیه ۵۰.]]</ref>. | |
| + | {{متن قرآن|«وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ»}}<ref>[[آیه 44 سوره اعراف|همان، آیه ۴۴.]]</ref>؛ بهشتیان و دوزخیان با یکدیگر سخن می گویند با این که از یکدیگر دورند و نیز یکدیگر را می بینند؛ برای آنکه شرائط دیدن و شنیدن در آخرت، مانند شرائط دنیا نیست؛ در آنجا از دور نیز می بینند و می شنوند، دوری در عالم عناصر مانع دیدن است؛ در آخرت نه مکان فاصله است و نه زمان برای حواس آخرت گذشته و آینده حال و دور و نزدیک یکسان است. | ||
| − | + | [[پیامبر اسلام|پیغمبر]] صلی الله علیه و آله فرمود: پایه منبر من بر حوض است، میان [[قبر]] و منبر من روضه ایست از روضات بهشت و در عرض دیوار [[مسجد]] بهشت را مشاهده فرمود. حضرت [[امام صادق]] علیه السلام جوی [[کوثر]] را بیرون دروازه [[مدینه]] به یکی از اصحاب خود نمود و در روایت آمده است که چون انگشت در گوش نهی ریزش آب را در حوض کوثر خواهی شنید. البته به نظر جاهلان، این روایت عجیب است و انکار خواهند کرد، اما عاقل داند که این سخن حق است. | |
| − | + | درباره بهشت فرمود: «{{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>[[آیه 90 سوره شعراء|سوره شعراء، آیه ۹۰.]]</ref>؛ بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک کنند»؛ و درباره [[دوزخ]] فرمود: {{متن قرآن|«وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ»}}<ref>[[آیه 91 سوره شعراء|همان، آیه ۹۱.]]</ref>؛ دوزخ را برای گمراهان بیرون آرند چون گمراه به دوزخ ایمان ندارد از او پوشیده است برای او آشکار کنند که ببیند. | |
| − | {{متن قرآن| | + | اما پرهیزکار به بهشت ایمان دارد از او پوشیده نیست، بلکه دور است چون از نعمت های آن بهرمند نمی گردند، نزدیکش کنند تا بهرمند گردد و در ([[سوره ق]] فرمود: {{متن قرآن|«وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ»}}<ref>[[آیه 31 سوره ق|سوره قاف، آیه ۳۱.]]</ref> کلمه «غیر بعید» تأکید است. |
| − | {{متن قرآن| | + | «{{متن قرآن|لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا}}<ref>[[آیه 58 سوره عنکبوت|سوره عنکبوت، آیه ۵۸.]]</ref>؛ در غرفه های بهشت آنها را جای می دهیم». غرفه بالاخانه است و منظره آن به از منازل دیگر چون احاطه به اطراف دارد و [[روح]] انسانی مایل به اطلاع و احاطه است. این نعمت را از وی دریغ نفرمود، چون انسان خود را در دخمه تاریک و قعر چاه تصور کند متوحش می شود، چون بر جای بلند و روشن باشد، شادمان می گردد. |
| − | + | «{{متن قرآن|الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ}}<ref>[[آیه 32 سوره نحل|سوره نحل، آیه ۳۲.]]</ref>؛ کسانی که [[فرشتگان]] آنها را در یابند پاکیزه می گویند، سلام بر شما به بهشت درآئید». | |
| − | + | ملائکه برای اهل بهشت ظاهر می شوند و یکدیگر را می بینند و با هم سخن می گویند اما برای مردم دنیا ظاهر نیستند و کسی آنها را نمی بیند مگر در عالم خواب و انصراف از مادیات و توجه به عالم غیب برای [[اولیاء الله|اولیا]] و بزرگان. چون بهشت و عالم [[ملائکه]] از یک سنخند. | |
| − | + | «جنات عَدن» و «[[جنة المأوی]]» و «جنة [[فردوس|الفردوس]]» را در جای خود باید دید و هر یک از نعمت های بهشت در محل خود ذکر می شود ان شاءالله تعالی. | |
| − | + | «{{متن قرآن|إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ}}<ref>[[آیه 55 سوره یس|سوره یاسین، آیه ۵۵.]]</ref>؛ اهل بهشت امروز در کاری خوش گذرانند». «{{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ}}<ref>[[آیه 56 سوره یس|سوره یاسین، آیه ۵۶.]]</ref>؛ آنها و زنهاشان در سایه ها بر پشتی ها تکیه زده اند». {{متن قرآن|«جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ»}}<ref>[[آیه 23 سوره رعد|سوره رعد، آیه ۲۳.]]</ref>. | |
| − | + | اُنس و جاذبه هر موجود به جنس خویش همیشه برای نسل و فرزند نیست. دو جسم مادی نیز یکدیگر را جذب می کنند، صاحب هر حرفه به همکار خویش و هر عالمی بمانند خود انس دارد و همه از صحبت ناجنس گریزانند. روحانیان عالم بالا به نسبت علم و قدرت خود عشقشان به یکدیگر بیش از آن است که اهل دنیا تصور توانند کرد. محبت خداوند به مخلوقات خود به همان اندازه شدید است که [[علم الهی|علم]] و [[قدرت الهی|قدرت]] او، با آنکه خداوند از تغییر و انفعال منزه است. این انس و محبت افراد انسان به یکدیگر که یک جزء آن میان زن و مرد است هر چه خود انسان کاملتر و ادراکش قوی تر باشد و معشوقش زیباتر و غرضش عالی تر، آن محبت نیز شدیدتر و کاملتر و فاضلتر باشد. محبت انسان به فرزند خود بیش از سائر حیوانات است و فرزند هر چه کاملتر و فاضلتر باشد، محبت به او بیشتر است. محبت انسان به [[امام]] و پیغمبر خود هزاران بار بیش از محبت به زن و فرزند است و محبت امام به خداوند تعالی بیش از آنچه ما تصور کنیم. | |
| − | + | این جمله را گفتم تا گمان نبری که خوردن و نوشیدن اگر نه برای احتیاج بدن و بدل ما یتحلل است برای چیست و صحبت با ازواج و ذریات در آن عالم نه برای نسل چه سود دارد و [[حور العین|حور]] و غلمان برای چیست؟ گوئیم هر چه در آن عالم است پاک و منزه است {{متن قرآن|«... لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ...»}}<ref>[[آیه 57 سوره نساء|سوره نساء، آیه ۵۷]].</ref> و خوراک آن جا بی فضول است و شراب آن بی خمار است و خرد را نبرد، شیر فاسد نگردد. | |
| + | در این جهان دو دانشمند که با یکدیگر نشینند و علم خود را به یکدیگر بیاموزند و از دانش هم بهره گیرند خود لذتی است و مقصودی بالذات، در آن عالم هم صحبت با پاکان به هر معنی باشد خود مقصود است نه برای غرضی دیگر. خوراک آنجا کمال آورد کمال بدن انسان به خوراک در این عالم نمونه است از کمال آنجا، محبت زن و مرد در اینجا نمونه ایست از بهجت مجردات به یکدیگر و علاقه اهل بهشت به [[حور العین|حورالعین]] نمونه دیگر از آن بهجت، هر حقیقتی که در عوالم بالاست در هر یک از عوالم سفلی نمونه دارد. | ||
{{بیت|خوبرویان مظهر خوبی او|عشق ایشان عکس محبوبی او}} | {{بیت|خوبرویان مظهر خوبی او|عشق ایشان عکس محبوبی او}} | ||
| − | {{متن قرآن| | + | «{{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ}}<ref>[[آیه 34 سوره نحل|سوره نحل، آیه ۳۴.]]</ref>؛ برای آنهاست در بهشت هر چه بخواهند». این معنی در آیات بسیار تکرار شده است. قبیحی که همه جا قبیح است انسان در بهشت بدان رغبت نمی کند؛ مشیت پاکان به قبائح تعلق نمی گیرد. |
| − | |||
| − | این معنی در آیات بسیار تکرار شده است. قبیحی که همه جا قبیح است انسان در بهشت بدان رغبت نمی | ||
| − | {{متن قرآن| | + | «{{متن قرآن|فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>[[آیه 18 سوره سجدة|سوره سجدة، آیه ۱۸.]]</ref>؛ هیچکس نمی داند چه نعمتها برای آنها پنهان کرده اند که روشنی چشم آنها است به پاداش اعمالی که بجا آوردند». |
| − | {{متن قرآن| | + | «{{متن قرآن|وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ}}<ref>[[آیه 72 سوره توبه|سوره توبه، آیه ۷۲.]]</ref>؛ سرای های پاکیزه در بهشت های عدن و خشنودی خداوند بزرگتر است (و از آن بهشت ها بالاتر و بهتر)». |
| − | آن نعمتهای پنهان که نمی دانیم و ادراک نکرده ایم بیش از آن نعمتها است که شبیه آن را در دنیا دیده ایم «واتوا به متشابها» چنان که لذات انسان هزاران بار بیش از لذات حیوانات است و | + | آن نعمتهای پنهان که نمی دانیم و ادراک نکرده ایم بیش از آن نعمتها است که شبیه آن را در دنیا دیده ایم «واتوا به متشابها» چنان که لذات انسان هزاران بار بیش از لذات حیوانات است و بهجت ملائکه روحانیین و اولیای خدا به مناجات و کشف و شهود حقائق الهی بیش از لذات انسانی است. |
| − | در | + | در بهشت، [[ذکر (اصطلاح اخلاق و عرفان)|ذکر]] و [[تسبیح]] و [[عبادت]]، خود یکی از لذات است که با رغبت انجام می دهند: «{{متن قرآن|دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>[[آیه 10 سوره یونس|سوره یونس، آیه ۱۰.]]</ref>؛ سخن و گفتارشان در بهشت سبحانک اللهمّ و تحیتشان [[سلام]] و آخر سخن آنها الحمدلله رب العالمین است». |
| − | {{متن قرآن| | + | سخن گفتن خداوند با انسان یکی از نعمت های صالحان است و سخن نگفتن او عقاب گناهکاران: «{{متن قرآن|لَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>[[آیه 174 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۱۷۴.]]</ref>؛ خداوند روز رستاخیز با آنها سخن نگوید». |
| − | + | «{{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ}}<ref>[[آیه 35 سوره بقره|همان، آیه ۳۵.]]</ref>؛ خدای تعالی [[حضرت آدم علیه السلام|آدم]] و [[حضرت حوّا|حوا]] را در بهشت منزل داد و میان مفسران خلاف است که از باغها و جنگلهای [[دنیا]] بود یا [[آخرت]]». | |
| − | {{ | + | ==پانویس== |
| + | {{پانویس}} | ||
| + | ==منابع== | ||
| − | + | *[[نثر طوبی (کتاب)|نثر طوبی]]، علامه شعرانی، واژه "جنة"، ج۱. | |
| − | + | ==مطالب مرتبط== | |
| − | |||
| − | == | ||
*[[فردوس]] | *[[فردوس]] | ||
*[[بهشت]] | *[[بهشت]] | ||
*[[جهنم]] | *[[جهنم]] | ||
| − | + | {{قرآن}} | |
| + | [[رده:واژگان قرآنی]] | ||
[[رده:بهشت]] | [[رده:بهشت]] | ||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۳
«جَنّة» به معنای باغ و بستان است و در قرآن هم برای باغهای دنیوی و هم به عنوان وعدهگاه نیکان و پارسایان در عالم آخرت (بهشت) بسیار آمده است.
معناشناسی
به معنای باغهای دنیا
«جنة» به معنی باغهای دنیوی در آیات قرآن بسیار است، مانند: «...كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ...»؛[۱] مانند باغی است در جایی بلند.
«لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ[۲]؛ اهل سباء را (در یمن) آیتی بود دو باغ از جانب راست و چپ».
«وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ[۳]؛ در زمین است قطعه ها کنار یکدیگر و باغها از انگور».
«فَأَخْرَجْنَاهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ[۴]؛ فرعونیان را بیرون بردیم از باغها و چشمه ها».
به معنای بهشت
«جنة» در قرآن بیشتر به معنی بهشت، یعنی وعده گاه نیکان و پارسایان در عالم آخرت آمده است، از جمله: «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا[۵]؛ این بهشت است به ارث می دهیم به بندگان خود هر کس پرهیزکار باشد».
و در بزرگی آن فرموده است: « وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ»[۶]؛ و نیز فرمود: «وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ[۷]؛ بشتابید سوی مغفرت پروردگار و بهشتی که فراخی آن به اندازه آسمان و زمین است».
شیخ ابوالفتوح رازی گوید: برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشتند ما را به بهشت می خوانی که عرض او چند آسمان و زمین است؟ پس دوزخ کجا باشد؟ رسول صلی الله علیه و آله گفت: یا سبحان الله چون روز در آمد شب کجا باشد انتهی، یعنی مزاحمت میان موجودات عالم آخرت نیست در یک جا هم بهشت است و هم جهنم چنانکه در برزخ همچنین است دو تن را نزدیک هم دفن می کنند یکی صالح و دیگری طالح. صالح در باغی است وسیع که قبر طالح را دربردارد اما او از نعمت باغ چیزی درنمی یابد و عذاب می بیند.
به اعتقاد ما هم اکنون بهشت و دوزخ موجودند. دانشمندان امروز گویند: فضای این جهان که از آن به آسمان تعبیر می کنیم خالی است و کرات و ستارگان در آن پراکنده اند. بنابراین قول بهشتی که به فراخی این فضا باشد در یک کره و ستاره نمی گنجد و جاهای دیگر فضا خالی است پس بهشت چگونه هم اکنون موجود است و در کجاست؟ و از این جهت بعضی از قدما گفتند: بهشت پس از قیامت آفریده می شود و اکنون موجود نیست و ما گوئیم این قول مردود است و بهشت هم اکنون هست و چون عالم آخرت را نمی توان به دنیا قیاس کرد، آن مزاحمت که در اجسام دنیوی هست در آن عالم نیست.
چنانکه از صفات دیگر بهشت که خداوند فرموده: واضح خواهد گشت اگر به ما گویند همه بهشت با آن همه وسعت در یک نقطه می گنجد باور می کنیم چنان که همه کتاب «شفاء» و مطالب «قانون» در دماغ (مغز) ابوعلی ابن سینا می گنجید.
از این که در سوره آل عمران پهنای بهشت را به اندازه فراخی همه آسمانها فرمود و در سوره حدید به اندازه فراخی یک آسمان، عجب نباید داشت، چون در جایی که گفته یک آسمان، همه آسمانها را یکی شمرده است مانند اسم جنس، چنان که گاه گوئیم زمین یعنی همه زمین و گاه گوئیم زمین ها یعنی قطعات آن.
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ[۸]؛ آیا گمان دارید که به بهشت درآئید با این که خداوند هنوز ندانسته است کسانی را که جهاد می کنند از شما».
خداوند همه چیز را می داند و می شناسد و مراد از این آیه آن است که هنوز عمل از شما ظاهر نشده است و جهاد نکرده اید، چون خداوند ثواب را در مقابل عمل می دهد به استحقاق.
«مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ[۹]؛ هر کس به خدا شرک آورد، بهشت را بر او حرام کرده است».
از آنجا که عوض نیز بر خدا واجب است در مذهب ما، یعنی کسی که از طرف خداوند رنجی کشد مانند مرض و فقر و قحط و بلا و زلزله و امثال آن، یا خیری به کسی رساند مانند حاتم طائی و نوشیروان و در این راه سختی بیند، خداوند او را عوض می دهد خواه حیوان یا انسان مکلّف یا غیرمکلّف مسلمان یا کافر که «لکُلّ کَبد حریّ اجر» عوض او در دنیاست یا در آخرت، نه در بهشت که جای مؤمنان است، بلکه جای دیگر که خود مصلحت داند.
«عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَىٰ 💠[۱۰] عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ[۱۱]»؛ بهشت مسکن مؤمنان نزدیک سدرة المنتهی است.
«... وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ ...»[۱۲]؛ در کلمه جمل گذشت که بهشت در آسمانها است و در کله باب نیز گفتیم جهنم در آسمان نیست.
«وَنَادَىٰ أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ»[۱۳]. «وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ»[۱۴]؛ بهشتیان و دوزخیان با یکدیگر سخن می گویند با این که از یکدیگر دورند و نیز یکدیگر را می بینند؛ برای آنکه شرائط دیدن و شنیدن در آخرت، مانند شرائط دنیا نیست؛ در آنجا از دور نیز می بینند و می شنوند، دوری در عالم عناصر مانع دیدن است؛ در آخرت نه مکان فاصله است و نه زمان برای حواس آخرت گذشته و آینده حال و دور و نزدیک یکسان است.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: پایه منبر من بر حوض است، میان قبر و منبر من روضه ایست از روضات بهشت و در عرض دیوار مسجد بهشت را مشاهده فرمود. حضرت امام صادق علیه السلام جوی کوثر را بیرون دروازه مدینه به یکی از اصحاب خود نمود و در روایت آمده است که چون انگشت در گوش نهی ریزش آب را در حوض کوثر خواهی شنید. البته به نظر جاهلان، این روایت عجیب است و انکار خواهند کرد، اما عاقل داند که این سخن حق است.
درباره بهشت فرمود: «وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ[۱۵]؛ بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک کنند»؛ و درباره دوزخ فرمود: «وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ»[۱۶]؛ دوزخ را برای گمراهان بیرون آرند چون گمراه به دوزخ ایمان ندارد از او پوشیده است برای او آشکار کنند که ببیند.
اما پرهیزکار به بهشت ایمان دارد از او پوشیده نیست، بلکه دور است چون از نعمت های آن بهرمند نمی گردند، نزدیکش کنند تا بهرمند گردد و در (سوره ق فرمود: «وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ»[۱۷] کلمه «غیر بعید» تأکید است.
«لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا[۱۸]؛ در غرفه های بهشت آنها را جای می دهیم». غرفه بالاخانه است و منظره آن به از منازل دیگر چون احاطه به اطراف دارد و روح انسانی مایل به اطلاع و احاطه است. این نعمت را از وی دریغ نفرمود، چون انسان خود را در دخمه تاریک و قعر چاه تصور کند متوحش می شود، چون بر جای بلند و روشن باشد، شادمان می گردد.
«الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ[۱۹]؛ کسانی که فرشتگان آنها را در یابند پاکیزه می گویند، سلام بر شما به بهشت درآئید».
ملائکه برای اهل بهشت ظاهر می شوند و یکدیگر را می بینند و با هم سخن می گویند اما برای مردم دنیا ظاهر نیستند و کسی آنها را نمی بیند مگر در عالم خواب و انصراف از مادیات و توجه به عالم غیب برای اولیا و بزرگان. چون بهشت و عالم ملائکه از یک سنخند.
«جنات عَدن» و «جنة المأوی» و «جنة الفردوس» را در جای خود باید دید و هر یک از نعمت های بهشت در محل خود ذکر می شود ان شاءالله تعالی.
«إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ[۲۰]؛ اهل بهشت امروز در کاری خوش گذرانند». «هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ[۲۱]؛ آنها و زنهاشان در سایه ها بر پشتی ها تکیه زده اند». «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ»[۲۲].
اُنس و جاذبه هر موجود به جنس خویش همیشه برای نسل و فرزند نیست. دو جسم مادی نیز یکدیگر را جذب می کنند، صاحب هر حرفه به همکار خویش و هر عالمی بمانند خود انس دارد و همه از صحبت ناجنس گریزانند. روحانیان عالم بالا به نسبت علم و قدرت خود عشقشان به یکدیگر بیش از آن است که اهل دنیا تصور توانند کرد. محبت خداوند به مخلوقات خود به همان اندازه شدید است که علم و قدرت او، با آنکه خداوند از تغییر و انفعال منزه است. این انس و محبت افراد انسان به یکدیگر که یک جزء آن میان زن و مرد است هر چه خود انسان کاملتر و ادراکش قوی تر باشد و معشوقش زیباتر و غرضش عالی تر، آن محبت نیز شدیدتر و کاملتر و فاضلتر باشد. محبت انسان به فرزند خود بیش از سائر حیوانات است و فرزند هر چه کاملتر و فاضلتر باشد، محبت به او بیشتر است. محبت انسان به امام و پیغمبر خود هزاران بار بیش از محبت به زن و فرزند است و محبت امام به خداوند تعالی بیش از آنچه ما تصور کنیم.
این جمله را گفتم تا گمان نبری که خوردن و نوشیدن اگر نه برای احتیاج بدن و بدل ما یتحلل است برای چیست و صحبت با ازواج و ذریات در آن عالم نه برای نسل چه سود دارد و حور و غلمان برای چیست؟ گوئیم هر چه در آن عالم است پاک و منزه است «... لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ...»[۲۳] و خوراک آن جا بی فضول است و شراب آن بی خمار است و خرد را نبرد، شیر فاسد نگردد.
در این جهان دو دانشمند که با یکدیگر نشینند و علم خود را به یکدیگر بیاموزند و از دانش هم بهره گیرند خود لذتی است و مقصودی بالذات، در آن عالم هم صحبت با پاکان به هر معنی باشد خود مقصود است نه برای غرضی دیگر. خوراک آنجا کمال آورد کمال بدن انسان به خوراک در این عالم نمونه است از کمال آنجا، محبت زن و مرد در اینجا نمونه ایست از بهجت مجردات به یکدیگر و علاقه اهل بهشت به حورالعین نمونه دیگر از آن بهجت، هر حقیقتی که در عوالم بالاست در هر یک از عوالم سفلی نمونه دارد.
خوبرویان مظهر خوبی او عشق ایشان عکس محبوبی او
«لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ[۲۴]؛ برای آنهاست در بهشت هر چه بخواهند». این معنی در آیات بسیار تکرار شده است. قبیحی که همه جا قبیح است انسان در بهشت بدان رغبت نمی کند؛ مشیت پاکان به قبائح تعلق نمی گیرد.
«فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۲۵]؛ هیچکس نمی داند چه نعمتها برای آنها پنهان کرده اند که روشنی چشم آنها است به پاداش اعمالی که بجا آوردند».
«وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ[۲۶]؛ سرای های پاکیزه در بهشت های عدن و خشنودی خداوند بزرگتر است (و از آن بهشت ها بالاتر و بهتر)».
آن نعمتهای پنهان که نمی دانیم و ادراک نکرده ایم بیش از آن نعمتها است که شبیه آن را در دنیا دیده ایم «واتوا به متشابها» چنان که لذات انسان هزاران بار بیش از لذات حیوانات است و بهجت ملائکه روحانیین و اولیای خدا به مناجات و کشف و شهود حقائق الهی بیش از لذات انسانی است.
در بهشت، ذکر و تسبیح و عبادت، خود یکی از لذات است که با رغبت انجام می دهند: «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۲۷]؛ سخن و گفتارشان در بهشت سبحانک اللهمّ و تحیتشان سلام و آخر سخن آنها الحمدلله رب العالمین است».
سخن گفتن خداوند با انسان یکی از نعمت های صالحان است و سخن نگفتن او عقاب گناهکاران: «لَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ[۲۸]؛ خداوند روز رستاخیز با آنها سخن نگوید».
«وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ[۲۹]؛ خدای تعالی آدم و حوا را در بهشت منزل داد و میان مفسران خلاف است که از باغها و جنگلهای دنیا بود یا آخرت».
پانویس
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۶۵.
- ↑ سوره سبأ، آیه ۱۵.
- ↑ سوره رعد، آیه ۴.
- ↑ سوره شعراء، آیه ۵۷.
- ↑ سوره مریم، آیه ۶۳.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۲۸.
- ↑ سوره حدید، آیه ۲۱.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.
- ↑ سوره مائده، آیه ۷۲.
- ↑ سوره نجم، آیه ۱۴.
- ↑ همان، آیه ۱۵.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۴۰.
- ↑ همان، آیه ۵۰.
- ↑ همان، آیه ۴۴.
- ↑ سوره شعراء، آیه ۹۰.
- ↑ همان، آیه ۹۱.
- ↑ سوره قاف، آیه ۳۱.
- ↑ سوره عنکبوت، آیه ۵۸.
- ↑ سوره نحل، آیه ۳۲.
- ↑ سوره یاسین، آیه ۵۵.
- ↑ سوره یاسین، آیه ۵۶.
- ↑ سوره رعد، آیه ۲۳.
- ↑ سوره نساء، آیه ۵۷.
- ↑ سوره نحل، آیه ۳۴.
- ↑ سوره سجدة، آیه ۱۸.
- ↑ سوره توبه، آیه ۷۲.
- ↑ سوره یونس، آیه ۱۰.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۷۴.
- ↑ همان، آیه ۳۵.
منابع
- نثر طوبی، علامه شعرانی، واژه "جنة"، ج۱.




