آیه 31 سوره ق

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ

مشاهده آیه در سوره


<<30 آیه 31 سوره ق 32>>
سوره : سوره ق (50)
جزء : 26
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و بهشت را برای اهل تقوا نزدیک آرند تا هیچ دور از آن نباشند (و رنج حرکت نکشند).

و بهشت را به پرهیزکاران نزدیک می کنند بی آنکه فاصله ای از آنان داشته باشد.

و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك گردانند، بى‌آنكه دور باشد.

و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك بياورند، تا از آن دور نباشند.

(در آن روز) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And paradise will be brought near for the Godwary, it will not be distant [any more]:

And the garden shall be brought near to those who guard (against evil), not far off:

And the Garden is brought nigh for those who kept from evil, no longer distant.

And the Garden will be brought nigh to the Righteous,- no more a thing distant.

معانی کلمات آیه

  • ازلفت: زلف: نزديك شدن و مقدم گشتن «زلف زلفا: تقدم و تقرب» از دلاف: نزديك كردن در مجمع البيان شعرى نقل شده كه «و كل يوم مضى او ليلة سلفت فيها النفوس الى الآجال تزدلف «يعنى در هر روز و شبى كه مي‌گذرد مردم به اجلها نزديك مى‏‌شوند.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ «31» هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ «32»

و بهشت را براى تقواپيشگان نزديك آورند، بى آنكه دور باشد. (به آنان گويند:) اين است آنچه به شما وعده داده مى‌شد كه براى هر انسان پرانابه توبه‌كار و حافظ (حدود الهى) است.

مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ «33»

آن كه در نهان از خداى رحمان خشيت داشته و با انابه‌كننده توبه كار (به سراغ خدا) آمده است.

جلد 9 - صفحه 225

نکته ها

«خشيت» به آن خوف و ترسى گفته مى‌شود كه برخاسته از معرفت و عظمت خداوند باشد.

پذيرايى مطلوب آن است كه سفره را نزد مهمان ببرند، نه مهمان را نزد سفره. چنانكه حضرت ابراهيم، سفره را نزد مهمانان برد، «فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ» «1» در قيامت نيز بهشت را نزد پرهيزكاران مى‌برند تا نيازى به طىّ مسافت نباشد. «أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ»

دوزخيان را به دوزخ پرتاب مى‌كنند، «أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ» «2» امّا بهشتيان را تكريم كرده و بهشت را به آنان نزديك مى‌كنند. «أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ»

به دوزخيان وعيد عذاب داده شده و آنان را تهديد مى‌كنند، «قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ» «3» ولى به بهشتيان نويد و بشارت داده مى‌شود. «هذا ما تُوعَدُونَ»

رسول خدا صلى الله عليه و آله به ابن مسعود فرمود: اى پسر مسعود! از خداوند در نهان چنان بيمناك باش كه گويا او را مى‌بينى و اگر تو او را نمى‌بينى او تو را مى‌بيند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ‌ ... «4»

قرآن از سه نوع قلب سخن به ميان آمده است:

الف) قلب سليم، «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» «5» كه از شرك، نفاق، كينه و عيوب ديگر سالم باشد.

ب) قلب مُنيب، «وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ» «6» كه بعد از لغزش، به درگاه خدا توبه و انابه مى‌كند.

ج) قلب مريض، «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» «7» كه در آن نفاق و ناباورى نسبت به معارف الهى است و اگر به حال خود رها شود، مرض او روز به روز گسترده‌تر مى‌شود.

پیام ها

1- در تربيت، بايد در كنار تهديد، تشويق نيز باشد. أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ‌ ... أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ

«1». ذاريات، 27.

«2». ق، 24.

«3». ق، 28.

«4». بحار، ج 74، ص 111.

«5». شعراء، 89.

«6». ق، 33.

«7». بقره، 10.

جلد 9 - صفحه 226

2- پاكدامنى و پرهيزگارى، بهشت را نزديك انسان مى‌آورد. «أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ»

3- ملاك‌ها و عملكردها مهم است، نه جنسيّت افراد. كُلَّ كَفَّارٍ ... لِكُلِّ أَوَّابٍ‌

4- گناهكاران را به توبه تشويق كنيد. «هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ»

5- راه دريافت بهشت، بازگشت به راه خدا و در راه قرار گرفتن است. «هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ»

6- انسان غيرمعصوم، گرفتار گناه مى‌شود، مهم بازگشت وتوبه است. «لِكُلِّ أَوَّابٍ»

7- رحمت الهى، نبايد عامل غرور گردد، بلكه بايد همواره دغدغه و خشيت داشت. (با اين‌كه خداوند ارحم الرّاحمين است، ولى بايد به خاطر عظمت مقام او خضوع و خشيت داشت.) «خَشِيَ الرَّحْمنَ»

8- اگر از ترس جريمه، آبروريزى، انتقاد مردم، كم شدن مزد و ... حريم نگاه داشتيم، چندان ارزشى ندارد، ترس از خدا در نهان، نشانه‌ى خشيت است. «خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ»

9- متّقى منحصر كسى نيست كه هرگز گناه نمى‌كند، بلكه كسى كه اگر لغزشى پيدا كرد به طور جدّى توبه مى‌كند و داراى قلب و روح منيب است نيز متقى مى‌باشد. لِلْمُتَّقِينَ‌ ... لِكُلِّ أَوَّابٍ‌ ... خَشِيَ‌ ... بِقَلْبٍ مُنِيبٍ‌

10- سرچشمه انابه به درگاه خداوند، معرفت مقام الهى و خشيت از اوست.

خَشِيَ الرَّحْمنَ‌ ... وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ‌



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص314

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه