حارث همدانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۹ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{بخشی از یک کتاب}}
+
{{خوب}}
 +
'''«حارث هَمْدانی»''' از یاران خاص [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیه‌السلام و به نقلی از یاران [[امام حسن]] علیه‌السلام است. او را از قاریان مشهور صدر [[اسلام]] و همچنین از [[فقیه|فقها]] و [[محدث|محدثان]] بزرگ [[تابعین]] در شهر [[کوفه]] شمرده‌اند.
  
 +
==معرفی اجمالی==
  
 +
نسب کامل او، حارث بن عبدالله بن کعب بن اسید بن خالد بن حوث است. قبیله او یعنی «هَمْدان»،<ref>بدان که هرگاه در میان اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام تا اصحاب [[امام صادق]] علیه السلام «همدانى» پیدا شد، تمامش به سکون میم است و منسوب به هَمْدان که قبیله بزرگى است از یمن که شیعه و دوست امیرالمؤمنین علیه السلام می‌‌باشند و حضرت در شأن ایشان فرموده: «وَلَوْ کنْتُ بَوابا عَلى باب جنَّةٍ * لَقُلْتُ لِهَمْدانَ ادَخُلوا بِسَلامٍ». و اما بعد از حضرت صادق علیه السلام هرگاه همدانى دیده شده محتمل است که به فتح میم باشد منسوب به هَمَدان و آن شهرى است که بنا کرده آن را همدان بن فلوح به سام بن [[نوح]] علیه السلام، دور آن شهر است کوه الوند... . (شیخ عباس قمی ‌‌رحمه الله).</ref> قبیله بزرگی در «[[یمن]]» بود که [[شیعه]] و دوستدار [[امام علی علیه السلام|علی بن ابی‌طالب]] علیه السلام بودند، و بعد از تاسیس شهر [[کوفه]] در سال ۱۷ هـ.ق، به کوفه کوچ کردند.
  
 +
[[کنیه]] حارث، ابوزهیر بود و چون یک چشم خود را از دست داده بود، به او «اعوَر» می گفتند. ضمنا نسبت «خارفی» و در بعضی منابع شیعی، «جالفی» به او داده اند. برخی اصل او را از [[ایران]] می دانند، اما این درست نیست.
  
حارث بن عبداللّه الا عور الهَمْدانى<ref> بدان كه هرگاه در ميان اصحاب حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام تا اصحاب حضرت [[امام صادق]] علیه السلام «همدانى» پيدا شد تمامش به سكون ميم است و منسوب به هَمْدان كه قبيله بزرگى است از يمن كه شيعه و دوست اميرالمؤمنين علیه السلام می‌‌باشند. و حضرت در شأن ايشان فرموده: وَلَوْ كُنْتُ بَوابا عَلى باب جنَّةٍ × لَقُلْتُ لِهَمْدانَ ادَخُلوا بِسَلامٍ. و اما بعد از حضرت امام صادق علیه السلام هرگاه همدانى ديده شده محتمل است كه به فتح ميم باشد منسوب به هَمَدان و آن شهرى است كه بنا كرده آن را همدان بن فلوح به سام بن نوح علیه السلام. دور آن شهر است كوه الوند كه از حضرت امام صادق علیه السلام مروى است كه در آن كوه چشمه‌اى است از چشمه‌هاى [[بهشت]]. صاحب «عجائب المخلوقات» نقل كرده آن [[حديث]] را از حضرت امام صادق علیه السلام آن وقت گفته كه اهل همدان می‌‌گويند اين چشمه همان آبى است كه در قله كوه است و آن آبى است كه بسيار سرد و سبك و گوارا به خوى كه شارب آن احساس ثقل آن نمی‌‌كند و آن شفاى مريضان است و پيوسته می‌‌آيند به سوى او از اطراف. شيخ عباس قمی ‌‌رحمه الله.</ref> (به سكون ميم) از اصحاب [[امیرالمومنین]] عليه السلام و دوستان آن جناب است. قاضى نورالله گفته: در «تاريخ يافعى» مذكور است كه حارث صاحب حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بوده و به صحبت عبدالله بن مسعود رسيده بود و [[فقيه]] بود و [[حديث]] او در سنن اَرْبَعه مذكور است<ref> «ميزان الاعتدال ذَهَبى»، 2/171.</ref> و در كتاب «ميزان ذَهَبى» مسطور است كه حارث از كِبار علماء [[تابعين]] بود، و از ابن حيان نقل نموده كه حارث غالى بود در تشيع.<ref> «مجالس المؤمنين»، قاضى نورالله، 1/308، «مراة الجنان يافعى»، 1/114، ذيل حوادث، سال 65 هـ.ق.</ref>
+
او در دوران [[خلافت]] [[عثمان بن عفان]] در مبارزات سیاسی وسیعی شرکت داشت. و از اعضاء گروه «قراء» به ریاست [[مالک اشتر نخعی|مالک اشتر]] در کوفه بود، که با سعید بن عاص، والی کوفه از طرف عثمان، مخالفت کرده و همراه مالک اشتر و گروه، بر او شوریدند و به [[مدینه]] رفته و از عثمان، خواستار بر کناری سعید شدند، اما عثمان توجهی نکرد و آنها را به [[شام]] تبعید نمود و آنجا حوادثی برایشان رخ داد. حارث در زمان قتل عثمان و ماجراهایی که پیش آمد در مدینه بود.
  
و از [[ابوبكر]] بن ابى داود كه از علماء [[اهل سنت]] است نقل كرده كه او می‌‌گفت كه حارث اعور، اَفْقَه ناس و اَفْرَض ناس و اَحْسَب ناس بوده و علم فرايض را از حضرت امير عليه السلام اخذ نموده و نَسائى با آن كه تعنت در رجال [[حديث]] می‌‌كند حديث حارث را در سُنَن اربعه ذكر نموده و احتجاج به آن كرده و تقويت امر حارث كرده.<ref> «مجالس المؤمنين» 1/308، «ميزان الاعتدال»، 2/172.</ref>
+
==جایگاه علمی==
  
و در كتاب شيخ ابوعمرو كَشى مسطور است كه حارث شبى به خدمت حضرت امير عليه السلام رفت، آن حضرت پرسيدند كه چه چيز تو را در اين شب به نزد من آورده؟ حارث گفت: والله! دوستى كه مرا با تُست مرا پيش تو آورده؛ آن گاه آن حضرت فرمودند: بدان اى حارث كه نميرد آن كسى كه مرا دوست دارد الا آن كه در وقت جان دادن مرا ببيند و به ديدن من، اميدوار رحمت الهى گردد و همچنين نمی‌‌ميرد كسى كه مرا دشمن دارد الا آن كه در آن وقت مردن مرا ببيند و از ديدن من، در عرق خجالت و نااميدى نشيند.<ref> «رجال كَشى»، 1/299، «مجالس المؤمنين» 1/309.</ref> اين روايت نيز در بعضى از اشعار ديوان معجز نشان آن حضرت مذكور است:
+
حارث [[فقه]] و علوم دینی را از مولای خود یاد گرفت و در علم فرائض (نحوه محاسبه در تقسیم [[ارث]]) که از [[امام علی]] علیه السلام آموخت، سرآمد مردم بود. امام علیه السلام او را در زمره ۱۰ یار معتمد خود قلمداد کرد.<ref>سید بن طاووس.</ref>
  
ياحار هَمْدانَ مَنْ يَمُتْ يَرَني × مِنْ مُؤمِنٍ اَوْ مُنافِقٍ قُبُلا.<ref> اين اشعار از سيد حِميَرى است كه فرمايش على عليه السلام را به شعر كشيده است: «ديوان حميرى»، ص 327، «امالى [[شيخ مفيد]]»، ص 7، مجلس اول.</ref>
+
وی همتی والا در گردآوری [[خطبه|خطبه‌ها]] و [[حدیث|احادیث]] آن حضرت داشت و اولین گردآورنده خطبه های علی علیه السلام است. در زمانی که سیاست خلفای دوم و سوم، قبل از [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیه السلام، عدم کتابت حدیث بود، امام علی علیه السلام بر فراز منبر فرمود: افرادی که مایل هستند تا علم را بنویسند کاغذ و قلمی آماده کنند. حارث اوراقی خرید و در آن علوم و احادیث زیادی از آن حضرت نوشت. از این رو در بعضی منابع تاریخ، از او به عنوان «صاحب کتاب» ذکر شده است. منابع [[شیعه]]، گفتگو و مصاحبت هایی از او و مولایش علی علیه السلام نقل کرده است.
  
'''الابيات'''
+
[[قاضی نورالله شوشتری|قاضى نورالله شوشتری]] گفته: در «تاریخ یافعى» مذکور است که حارث از اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بوده و به صحبت [[ابن مسعود|عبدالله بن مسعود]] رسیده بود و [[فقیه]] بود و [[حدیث]] او در سنن اَرْبَعه مذکور است<ref>«میزان الاعتدال ذَهَبى»، ۲/۱۷۱.</ref> و در کتاب «میزان الاعتدال» ذَهَبى مسطور است که حارث از کبار علماء [[تابعین]] بود و از ابن حیان نقل نموده که حارث [[غلو|غالى]] بود در [[تشیع]].<ref>«مجالس المؤمنین»، قاضى نورالله، ۱/۳۰۸، «مراة الجنان یافعى»، ۱/۱۱۴، ذیل حوادث، سال ۶۵ هـ.ق.</ref> او از قاریان مشهور صدر [[اسلام]] است و قرائت قرآن را از امام امیرالمؤمنین علیه السلام و عبدالله بن مسعود روایت می کند.
  
فقير گويد: بدان كه نَسَب شَيْخُنَا الْبَهائى زيدَ بهائُهُ به حارث مذكور منتهى می‌‌شود ولهذا [[شيخ بهائى]] گاهى «حارثى» از خود تعبير می‌‌فرمايد.<ref> «[[اربعين]] [[شيخ بهايى]]»، ترجمه: خاتون آبادى، ص 25، حديث اول.</ref> و اين حارث همان است كه حضرت امير عليه السلام را ديد با حضرت خضر در نخيله كه طبق رُطَبى از آسمان برايشان نازل شد و از آن خوردند اما خضر عليه السلام دانه او را دور افكند ولكن حضرت امير عليه السلام در كف دست جمع كرد، حارث گفت: گفتم به آن حضرت كه اين دانه‌هاى خرما را به من ببخش، حضرت آن‌ها را به من بخشيد، من نشاندم آن را بيرون آمد خرمايشان پاكيزه كه مثل آن نديده بودم.<ref> «قصص الانبياء»، راوندى، ص 160، حديث 172، چاپ الهادى.</ref>
+
و از ابوبکر بن ابى داود که از علماء [[اهل سنت]] است نقل کرده که او می‌‌گفت که حارث اعور (همدانی)، اَفْقَه الناس و اَفْرَض الناس و اَحْسَب الناس بوده و علم فرایض را از حضرت امیر علیه السلام اخذ نموده و [[احمد بن شعیب نسائی|نَسائى]] با آن که تعنّت در رجال [[حدیث]] می‌‌کند، حدیث حارث را در «[[سنن نسائی (کتاب)|سُنَن]]» خود ذکر نموده و احتجاج به آن کرده و تقویت امر حارث کرده است.<ref>«مجالس المؤمنین» ۱/۳۰۸، «میزان الاعتدال»، ۲/۱۷۲.</ref>
  
و هم روايت است كه وقتى به حضرت [[امیرالمومنین]] عليه السلام عرض كرد كه دوست دارم كه مرا گرامی ‌‌دارى به آن كه به منزل من درآئى و از طعام من ميل فرمائى حضرت فرمود: به شرط آن كه تكلف نكنى براى من چيزى را، پس داخل منزل او شد؛ حارث پاره نانى براى آن حضرت آورد حضرت شروع كرد به خوردن، حارث گفت: با من دَراهِمی ‌‌می‌‌باشد و بيرون آورد و نشان داد و عرض كرد اگر اذن دهيد براى شما چيزى بخرم، فرمود: اين نيز از همان چيزى است كه در خانه است يعنى عيبى ندارد و تكلف ندارد.<ref> «[[بحارالانوار]]»، 42/160.</ref>
+
==دوستی امیرالمؤمنین علیه‌السلام==
  
==پانویس ==
+
حارث همدانی در صدر [[شیعه|شیعیان]] [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام بود و از نخستین [[بیعت]] کنندگان با امام علی علیه السلام در [[مدینه]] بود، و از او به عنوان «پرچمدار و صاحب رایت علی علیه السلام» یاد شده است. گفته شده که آن حضرت، هنگام فراخوان لشگرش از او می خواست تا همگان را فراخواند. حارث علاقه بسیار شدیدی به مولای خود داشت و این شیفتگی به حدی بود که دائما به محضر ایشان می رفت و در راه دوستی آن بزرگوار هر گونه اذیت و آزار و [[طعنه]] مخالفان را تحمل می کرد.
 +
 
 +
در کتاب [[ابوعمرو کشی|شیخ ابوعمرو کشى]] آمده است که حارث شبى به خدمت [[امام علی علیه السلام|حضرت امیر]] علیه السلام رفت، آن حضرت پرسیدند که چه چیز تو را در این شب به نزد من آورده؟ حارث گفت: والله! دوستى که مرا با توست مرا پیش تو آورده؛ آنگاه آن حضرت فرمودند: بدان اى حارث که نمیرد آن کسى که مرا دوست دارد الا آن که در وقت جان دادن مرا ببیند و به دیدن من، امیدوار رحمت الهى گردد و همچنین نمی‌‌میرد کسى که مرا دشمن دارد الا آن که در آن وقت مردن مرا ببیند و از دیدن من، در عرق خجالت و ناامیدى نشیند.<ref>«رجال کشى»، ۱/۲۹۹، «مجالس المؤمنین» ۱/۳۰۹.</ref> این روایت نیز در بعضى از اشعار [[دیوان الامام على|دیوان]] معجز نشان آن حضرت مذکور است:
 +
{{بیت|یاحار هَمْدانَ مَنْ یمُتْ یرَنی|مِنْ مُؤمِنٍ اَوْ مُنافِقٍ قُبُلا<ref>این اشعار از سید حِمیرى است که فرمایش على علیه السلام را به شعر کشیده است: «دیوان حمیرى»، ص۳۲۷، «امالى شیخ مفید»، ص۷، مجلس اول.</ref>}}
 +
 
 +
و این حارث همان است که حضرت امیر علیه السلام را دید با [[حضرت خضر]] در [[نخیله|نخیله]] که طَبق رُطَبى از آسمان برایشان نازل شد و از آن خوردند اما خضر علیه السلام دانه خرما را دور افکند ولکن حضرت امیر علیه السلام در کف دست جمع کرد، حارث گفت: گفتم به آن حضرت که این دانه‌هاى خرما را به من ببخش، حضرت آن‌ها را به من بخشید. من کاشتم آنها را، بیرون آمد خرمایشان پاکیزه که مثل آن ندیده بودم.<ref>«قصص الانبیاء»، راوندى، ص۱۶۰، حدیث ۱۷۲، چاپ الهادى.</ref>
 +
 
 +
و هم روایت است که وقتى به حضرت [[امیرالمومنین]] علیه السلام عرض کرد که دوست دارم که مرا گرامی ‌‌دارى به آن که به منزل من درآیى و از طعام من میل فرمایى، حضرت فرمود: به شرط آن که [[تکلف]] نکنى براى من چیزى را، پس داخل منزل او شد؛ حارث پاره نانى براى آن حضرت آورد حضرت شروع کرد به خوردن، حارث گفت: با من دَراهِمی ‌‌می‌‌باشد و بیرون آورد و نشان داد و عرض کرد اگر اذن دهید براى شما چیزى بخرم، فرمود: این نیز از همان چیزى است که در خانه است، یعنى عیبى ندارد و تکلف ندارد.<ref>«بحارالانوار»، ۴۲/۱۶۰.</ref>
 +
 
 +
==خاندان حارث همدانی==
 +
 
 +
چندان اطلاعی از فرزندان و خاندان حارث در دست نیست. اما [[محمد بن عمر واقدی|واقدی]] گوید: عبدالرحمن بن حارث بن عبدالله همدانی کوفی، سال ۴۳ هـ.ق، همراه عبدالرحمن پسر [[خالد بن ولید]] در فتوحات شرکت کرده و از خبرگان در حساب بوده، او بر غنائم جنگی گمارده شد ولی سهمی که به خودش از غنائم تعلق گرفت، نپذیرفت.
 +
 
 +
سعید بن عمرو از راویان [[حدیث]] نیز برادرزاده اوست.
 +
و حارث بن محمد بن حارث، نوه او از راویان [[شیعه]] است. مهمتر از همه، [[شیخ بهایی]]، از نسل اوست که به حارثی و همدانی ملقب بود.
 +
و گاهی شیخ خودش را به «حارثی» مطرح می کرده است (بهاءالدین عاملی حارثی بن [[حسین بن عبدالصمد عاملی|حسین بن عبدالصمد]]).
 +
 
 +
==وفات==
 +
حارث همدانی، سرانجام در دوران حکومت [[عبدالله بن زبیر]]، سال ۶۵ و به نقلی ۶۶ هجری و همزمان با [[قیام توابین]] در [[کوفه]] از دنیا رحلت نمود.
 +
 
 +
«عبدالله بن یزید خطمی» حاکم ابن زبیر در کوفه، بر پیکر او [[نماز میت|نماز]] خواند. گفته شده ظاهرا این نماز بر طبق [[وصیت]] حارث بوده است؛ در این صورت، این مسئله حاکی از همراهی او با زبیریان و مخالفت با [[بنی امیه|امویان]] بوده است.
 +
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
===منبع===
+
==منابع==
 +
 
 +
*[[منتهى الآمال (کتاب)|منتهی الآمال]]، شیخ عباس قمی، قسمت اول، باب سوم، در تاریخ حضرت علی علیه‌السلام.
 +
*"حارث اعور همدانی"، [http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=18535 دایرة المعارف طهور]، بازیابی: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳.
 +
{{شناختنامه امام علی (ع)}}
  
حاج شیخ عباس قمی, منتهی الامال، قسمت اول، باب سوم، در تاريخ حضرت علي عليه السلام
 
[[Category:یاران امام علی]]
 
 
[[Category:اصحاب اهل البیت علیهم السلام]]
 
[[Category:اصحاب اهل البیت علیهم السلام]]
 +
[[رده:اصحاب امام علی علیه السلام]]
 +
[[رده:راویان حدیث]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 +
[[رده:قاریان قرآن]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۱۵

«حارث هَمْدانی» از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه‌السلام و به نقلی از یاران امام حسن علیه‌السلام است. او را از قاریان مشهور صدر اسلام و همچنین از فقها و محدثان بزرگ تابعین در شهر کوفه شمرده‌اند.

معرفی اجمالی

نسب کامل او، حارث بن عبدالله بن کعب بن اسید بن خالد بن حوث است. قبیله او یعنی «هَمْدان»،[۱] قبیله بزرگی در «یمن» بود که شیعه و دوستدار علی بن ابی‌طالب علیه السلام بودند، و بعد از تاسیس شهر کوفه در سال ۱۷ هـ.ق، به کوفه کوچ کردند.

کنیه حارث، ابوزهیر بود و چون یک چشم خود را از دست داده بود، به او «اعوَر» می گفتند. ضمنا نسبت «خارفی» و در بعضی منابع شیعی، «جالفی» به او داده اند. برخی اصل او را از ایران می دانند، اما این درست نیست.

او در دوران خلافت عثمان بن عفان در مبارزات سیاسی وسیعی شرکت داشت. و از اعضاء گروه «قراء» به ریاست مالک اشتر در کوفه بود، که با سعید بن عاص، والی کوفه از طرف عثمان، مخالفت کرده و همراه مالک اشتر و گروه، بر او شوریدند و به مدینه رفته و از عثمان، خواستار بر کناری سعید شدند، اما عثمان توجهی نکرد و آنها را به شام تبعید نمود و آنجا حوادثی برایشان رخ داد. حارث در زمان قتل عثمان و ماجراهایی که پیش آمد در مدینه بود.

جایگاه علمی

حارث فقه و علوم دینی را از مولای خود یاد گرفت و در علم فرائض (نحوه محاسبه در تقسیم ارث) که از امام علی علیه السلام آموخت، سرآمد مردم بود. امام علیه السلام او را در زمره ۱۰ یار معتمد خود قلمداد کرد.[۲]

وی همتی والا در گردآوری خطبه‌ها و احادیث آن حضرت داشت و اولین گردآورنده خطبه های علی علیه السلام است. در زمانی که سیاست خلفای دوم و سوم، قبل از امیرالمؤمنین علیه السلام، عدم کتابت حدیث بود، امام علی علیه السلام بر فراز منبر فرمود: افرادی که مایل هستند تا علم را بنویسند کاغذ و قلمی آماده کنند. حارث اوراقی خرید و در آن علوم و احادیث زیادی از آن حضرت نوشت. از این رو در بعضی منابع تاریخ، از او به عنوان «صاحب کتاب» ذکر شده است. منابع شیعه، گفتگو و مصاحبت هایی از او و مولایش علی علیه السلام نقل کرده است.

قاضى نورالله شوشتری گفته: در «تاریخ یافعى» مذکور است که حارث از اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بوده و به صحبت عبدالله بن مسعود رسیده بود و فقیه بود و حدیث او در سنن اَرْبَعه مذکور است[۳] و در کتاب «میزان الاعتدال» ذَهَبى مسطور است که حارث از کبار علماء تابعین بود و از ابن حیان نقل نموده که حارث غالى بود در تشیع.[۴] او از قاریان مشهور صدر اسلام است و قرائت قرآن را از امام امیرالمؤمنین علیه السلام و عبدالله بن مسعود روایت می کند.

و از ابوبکر بن ابى داود که از علماء اهل سنت است نقل کرده که او می‌‌گفت که حارث اعور (همدانی)، اَفْقَه الناس و اَفْرَض الناس و اَحْسَب الناس بوده و علم فرایض را از حضرت امیر علیه السلام اخذ نموده و نَسائى با آن که تعنّت در رجال حدیث می‌‌کند، حدیث حارث را در «سُنَن» خود ذکر نموده و احتجاج به آن کرده و تقویت امر حارث کرده است.[۵]

دوستی امیرالمؤمنین علیه‌السلام

حارث همدانی در صدر شیعیان حضرت علی علیه السلام بود و از نخستین بیعت کنندگان با امام علی علیه السلام در مدینه بود، و از او به عنوان «پرچمدار و صاحب رایت علی علیه السلام» یاد شده است. گفته شده که آن حضرت، هنگام فراخوان لشگرش از او می خواست تا همگان را فراخواند. حارث علاقه بسیار شدیدی به مولای خود داشت و این شیفتگی به حدی بود که دائما به محضر ایشان می رفت و در راه دوستی آن بزرگوار هر گونه اذیت و آزار و طعنه مخالفان را تحمل می کرد.

در کتاب شیخ ابوعمرو کشى آمده است که حارث شبى به خدمت حضرت امیر علیه السلام رفت، آن حضرت پرسیدند که چه چیز تو را در این شب به نزد من آورده؟ حارث گفت: والله! دوستى که مرا با توست مرا پیش تو آورده؛ آنگاه آن حضرت فرمودند: بدان اى حارث که نمیرد آن کسى که مرا دوست دارد الا آن که در وقت جان دادن مرا ببیند و به دیدن من، امیدوار رحمت الهى گردد و همچنین نمی‌‌میرد کسى که مرا دشمن دارد الا آن که در آن وقت مردن مرا ببیند و از دیدن من، در عرق خجالت و ناامیدى نشیند.[۶] این روایت نیز در بعضى از اشعار دیوان معجز نشان آن حضرت مذکور است:

یاحار هَمْدانَ مَنْ یمُتْ یرَنی مِنْ مُؤمِنٍ اَوْ مُنافِقٍ قُبُلا[۷]

و این حارث همان است که حضرت امیر علیه السلام را دید با حضرت خضر در نخیله که طَبق رُطَبى از آسمان برایشان نازل شد و از آن خوردند اما خضر علیه السلام دانه خرما را دور افکند ولکن حضرت امیر علیه السلام در کف دست جمع کرد، حارث گفت: گفتم به آن حضرت که این دانه‌هاى خرما را به من ببخش، حضرت آن‌ها را به من بخشید. من کاشتم آنها را، بیرون آمد خرمایشان پاکیزه که مثل آن ندیده بودم.[۸]

و هم روایت است که وقتى به حضرت امیرالمومنین علیه السلام عرض کرد که دوست دارم که مرا گرامی ‌‌دارى به آن که به منزل من درآیى و از طعام من میل فرمایى، حضرت فرمود: به شرط آن که تکلف نکنى براى من چیزى را، پس داخل منزل او شد؛ حارث پاره نانى براى آن حضرت آورد حضرت شروع کرد به خوردن، حارث گفت: با من دَراهِمی ‌‌می‌‌باشد و بیرون آورد و نشان داد و عرض کرد اگر اذن دهید براى شما چیزى بخرم، فرمود: این نیز از همان چیزى است که در خانه است، یعنى عیبى ندارد و تکلف ندارد.[۹]

خاندان حارث همدانی

چندان اطلاعی از فرزندان و خاندان حارث در دست نیست. اما واقدی گوید: عبدالرحمن بن حارث بن عبدالله همدانی کوفی، سال ۴۳ هـ.ق، همراه عبدالرحمن پسر خالد بن ولید در فتوحات شرکت کرده و از خبرگان در حساب بوده، او بر غنائم جنگی گمارده شد ولی سهمی که به خودش از غنائم تعلق گرفت، نپذیرفت.

سعید بن عمرو از راویان حدیث نیز برادرزاده اوست. و حارث بن محمد بن حارث، نوه او از راویان شیعه است. مهمتر از همه، شیخ بهایی، از نسل اوست که به حارثی و همدانی ملقب بود. و گاهی شیخ خودش را به «حارثی» مطرح می کرده است (بهاءالدین عاملی حارثی بن حسین بن عبدالصمد).

وفات

حارث همدانی، سرانجام در دوران حکومت عبدالله بن زبیر، سال ۶۵ و به نقلی ۶۶ هجری و همزمان با قیام توابین در کوفه از دنیا رحلت نمود.

«عبدالله بن یزید خطمی» حاکم ابن زبیر در کوفه، بر پیکر او نماز خواند. گفته شده ظاهرا این نماز بر طبق وصیت حارث بوده است؛ در این صورت، این مسئله حاکی از همراهی او با زبیریان و مخالفت با امویان بوده است.

پانویس

  1. بدان که هرگاه در میان اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام تا اصحاب امام صادق علیه السلام «همدانى» پیدا شد، تمامش به سکون میم است و منسوب به هَمْدان که قبیله بزرگى است از یمن که شیعه و دوست امیرالمؤمنین علیه السلام می‌‌باشند و حضرت در شأن ایشان فرموده: «وَلَوْ کنْتُ بَوابا عَلى باب جنَّةٍ * لَقُلْتُ لِهَمْدانَ ادَخُلوا بِسَلامٍ». و اما بعد از حضرت صادق علیه السلام هرگاه همدانى دیده شده محتمل است که به فتح میم باشد منسوب به هَمَدان و آن شهرى است که بنا کرده آن را همدان بن فلوح به سام بن نوح علیه السلام، دور آن شهر است کوه الوند... . (شیخ عباس قمی ‌‌رحمه الله).
  2. سید بن طاووس.
  3. «میزان الاعتدال ذَهَبى»، ۲/۱۷۱.
  4. «مجالس المؤمنین»، قاضى نورالله، ۱/۳۰۸، «مراة الجنان یافعى»، ۱/۱۱۴، ذیل حوادث، سال ۶۵ هـ.ق.
  5. «مجالس المؤمنین» ۱/۳۰۸، «میزان الاعتدال»، ۲/۱۷۲.
  6. «رجال کشى»، ۱/۲۹۹، «مجالس المؤمنین» ۱/۳۰۹.
  7. این اشعار از سید حِمیرى است که فرمایش على علیه السلام را به شعر کشیده است: «دیوان حمیرى»، ص۳۲۷، «امالى شیخ مفید»، ص۷، مجلس اول.
  8. «قصص الانبیاء»، راوندى، ص۱۶۰، حدیث ۱۷۲، چاپ الهادى.
  9. «بحارالانوار»، ۴۲/۱۶۰.

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه