بشارت انبیاء به آمدن پیامبر اسلام: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | در | + | در کتابهای مقدس پیش از [[اسلام]]، بشارتهایی از [[پیامبران|انبیاء]] الهی به آمدن [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه وآله ذکر شده است. این موضوع همواره به عنوان دلیلی بر حقانیت [[رسالت]] پیامبر مورد توجه قرار گرفته است. این بشارتها در بخشهای مختلفی از کتاب مقدس همچون [[تورات]]، [[انجیل]] و کتاب اشعیاء نبی وجود دارد. |
| − | == | + | ==یاد پیامبر در تورات== |
| − | در «سفر | + | در «سفر تثنیه» [[تورات]]، باب ۳۳، آیه ۲ چنین آمده: «و گفت خدا از [[طور سینا|کوه سینا]] آمد، و از سعیر برایشان طلوع نمود، و از جبل فاران درخشان گردید». |
| − | و از جبل فاران درخشان گردید». | ||
| − | در مناظره امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت، امام در توضیح این آیه برای رأس الجالوت (عالم یهودی) می گوید: | + | در مناظره [[امام رضا]] علیه السلام با رأس الجالوت، امام در توضیح این آیه برای رأس الجالوت (عالم [[یهود|یهودی]]) می گوید: مقصود از جمله «روشنایی، از طور سینا آمد»، مطالبی است که خداوند به عنوان وحی به موسی بر کوه طور نازل فرمود. و مقصود از ساعیر در جمله «از کوه ساعیر بر مردم پرتو افکند»، کوهی است که خدا بر آن به [[حضرت عیسی علیه السلام|عیسی]] علیه السلام [[وحی]] می نمود. و مقصود از فاران در جمله «از کوه فاران بر ما آشکار شد»، کوهی است از کوه های [[مکه]] که فاصله بین آن و مکه، مسافت یک روز راه است. <ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۶۴-۱۶۷.</ref> |
| − | + | در کتاب «[[معجم البلدان (کتاب)|معجم البلدان]]» [[یاقوت حموی]] آمده است که فاران یکی از نامهای شهر مکه بوده است.<ref>یاقوت حموی، معجمالبلدان، ج۳، ص۸۳۴</ref> در تورات نیز روایت شده است<ref>تکوین، ۲۱: ۱۰-۲۱؛ اعداد، ۱۲:۱۰، ۱۶:۱۲</ref> هنگامیکه [[هاجر]] و پسرش [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعیل]] (ع) از [[حضرت ابراهیم علیه السلام|ابراهیم]] (ع) جدا شدند، در دشت فاران اقامت کردند و در آنجا زمانیکه از شدت تشنگی، هاجر بیم مرگ اسماعیل را داشت، چشمۀ آبی پدیدار شد.<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۵، ص۵۷، مدخل حرا، از شیوا جعفری</ref> | |
| − | و | + | در آیه ۱۸ سفر تثنیه آمده است: «پیامبری را از براى ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آن چه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت و هر كسى كه سخنان مرا، كه او به اسم من مى گوید، نشنود من از او مطالبه خواهم كرد.» |
| − | + | [[مسیحیت|مسیحیان]] به بیانى كه در كتاب اعمال رسولان آمده است<ref>اعمال رسولان، ۳:۲۲.</ref>، مصداق این بشارت را [[حضرت عیسی]] علیه السلام مى دانند. اما قرائنی در عبارات این کلام وجود دارد که نشان می دهد این عبارات به [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله اشاره دارد. یکی از آنها عبارت "از میان برادران ایشان" است. | |
| − | + | مفسران مسلمان این آیه را اشاره به پیامبر اسلام میدانند، زیرا "از میان برادران [[بنی اسرائیل|بنیاسرائیل]]" یعنی از بنیاسماعیل (که برادران بنیاسرائیلاند) و نه از خود بنیاسرائیل. توضیحش این است که حضرت ابراهیم علیه السلام دو همسر به نام هاى [[ساره]] و [[هاجر]] داشت. هاجر اولین پسر حضرت ابراهیم، یعنی اسماعیل علیه السلام را به دنیا آورد. در این زمان، حضرت ابراهیم علیه السلام هشتاد و شش ساله بودند.<ref>پیدایش، باب ۱۶.</ref> هنگام عهد خدا با حضرت ابراهیم، اسماعیل علیه السلام یگانه فرزند ایشان بود.<ref>پیدایش، ۱۷:۱۵–۱.</ref> همسر دیگر حضرت ابراهیم، ساره، نیز در ایام پیرى حامله شد و پسرى زایید و حضرت ابراهیم علیه السلام نام او را [[حضرت اسحاق علیه السلام|اسحاق]] نهادند. در آن هنگام، حضرت ابراهیم علیه السلام صد ساله بودند.<ref>پیدایش، ۲۱:۲–۵.</ref> عهد عتیق فرزندان اسماعیل و فرزندان اسحاق را برادر یکدیگر خوانده است.<ref>پیدایش، ۱۶:۱۲ و ۲۵:۱۸.</ref> فرزندان اسحاق، [[یهود|یهودى]] و فرزندان اسماعیل، عرب زبان بودند. [[حضرت محمد]] صلى الله علیه وآله از نژاد اسماعیل، فرزند اول ابراهیم خلیل الله علیه السلام بود، كه خداوند او را از میان برادران [[اسرائیل]] - یعنى از نژاد اسماعیل - برگزید و این دقیقا همان چیزى است كه در خطاب به [[حضرت موسی]] علیه السلام آمده است.<ref>تثنیه، ۱۸:۱۸</ref> | |
| − | + | عبارت دیگر که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تطبیق دارد، این عبارت است: "و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آن چه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت". در [[قرآن کریم]]، [[سوره]] ها و [[آیه|آیات]] متعددى وجود دارد كه با كلمه «قُل» آغاز شده اند. تمام این ها نشانگر آن است كه [[فرشته]] [[وحى]] كلام الهى را بر دهان [[حضرت رسول]] صلى الله علیه و آله گذاشته است. پیامبر اکرم در قرآن چنین توصیف شده است: {{متن قرآن|«وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»}}؛<ref name=":۰">[[سوره نجم]]، ۴-۳.</ref> و از روی هوا و هوس سخن نمی گوید. گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست. | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | عبارت دیگر که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تطبیق | ||
| − | |||
| − | در قرآن | ||
| − | جمله دیگری که در این بخش از تورات آمده است این است: "و هر | + | جمله دیگری که در این بخش از [[تورات]] آمده است این است: "و هر كس سخنان مرا كه او به اسم من مى گوید، نشنود، من از او مطالبه خواهم كرد." در سراسر قرآن کریم، كه [[معجزه]] جاوید پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله است، یک اظهارنظر و [[تفسیر]] و حتى یک كلمه و اشاره از خود پیامبر اكرم یا از یاران مؤمن و صدیق او دیده نمى شود. قرآن كریم، به تمامى، [[وحى]] و كلام خدا و از زبان خداست. همچنین ۱۱۳ [[سوره]] از ۱۱۴ سوره قرآن با {{متن قرآن|«بسم الله الرحمن الرحیم»}} شروع شده است و تنها در ابتداى «[[سوره توبه]]» است كه این جمله وجود ندارد و دلیل آن هم خطاب خاص این سوره مباركه به مشركان است. بنابراین قرآن کریم دقیقا با این بخش از تورات تطبیق دارد، چرا که سخنان خداست و در سراسر آن با اسم خدا آغاز می شود. |
| − | + | ==یاد پیامبر در کتاب اشعیا== | |
| − | در سراسر قرآن کریم، كه معجزه جاوید پیامبر اكرم صلى الله علیه | + | در کتاب اشعیا که یکی از «کتب انبیا» نقل شده در عهد عتیق پس از اسفار پنجگانهٔ [[تورات]] است و شامل پیشگوییها و پیامهای [[حضرت اشعیا علیه السلام|حضرت اشعیا]] از پیامبران [[بنیاسرائیل]] است، چنین آمده است: |
| − | |||
| − | در کتاب اشعیا که یکی از «کتب انبیا» نقل شده در عهد عتیق پس از | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | «اینک امور پیشین واقع شد و من امور جدید را اعلام مینمایم؛ قبل از وقوع، شما را از آنها خبردار میسازم. * برای خداوند سرودی تازه بخوانید و [[تسبیح]] او را از کرانهای زمین؛ ای کسانی که به دریا میروید و هر چه در آن است، ای جزایر و ساکنان ایشان. * بیابان و شهرهایش آواز برآورند، دهکدههایی که قیدار ساکن است به صدا آیند؛ ساکنان سلع ترنّم نمایند و از قلل کوهها فریاد برآورند.»<ref>آیات ۹ تا ۱۱ سفر اشعیا </ref> | |
| − | و [ | + | قیدار یکی از فرزندان [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعیل]] (ع) است و محل سکونتش [[حجاز]] بوده؛ و سلع نیز کوهی در [[مدینه]] است. در سایت «موسوعة معالم المدينة المنورة» -که یک مرجع معتبر برای جغرافیا و تاریخ مدینه است- در مورد محل آن آمده است: در ناحیه شمالی غربی مدینه منوره قرار دارد و از [[مسجد النبی|مسجد نبوی]] ۷۰۰ متر و از کوه ذباب ۱۲۰ متر فاصله دارد.<ref>جبل سلع، موسوعة معالم المدينة المنورة[https://mawsuea.mrsc.org.sa/ar/milestones/۵۸]</ref> |
| − | + | ==یاد پیامبر در انجیل یوحنا== | |
| + | در فصل چهاردهم «[[انجیل یوحنا|انجیل یوحنا]]»: آیات ۱۶، ۱۷، ۲۵، ۲۶ چنین آمده است: «اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید، و من از پدر خواهم خواست و او دیگری را که تسلی دهنده (یا کمک کار) است به شما خواهد داد که همیشه با شما خواهد بود... او را پدر به اسم من می فرستد او همه چیز را به شما تعلیم دهد.» | ||
| − | + | در متن یونانی انجیل کنونی "Parakletos" آمده است که آن را "تسلیدهنده" و "کمک کار" ترجمه کردهاند و او را "[[روح القدس]]" دانسته اند، ولی محققان مسلمان معتقدند که این واژه در اصل یونانی [[انجیل]]، تحریف شده و واژهی اصلی باید "Periklytos" (Περικλυτος) بوده باشد که معنی آن در یونانی: «ستودهشده»، «مشهور به خوبی» یا «معروف به نیکی» است و این واژه معنای کاملاً همخوان با "[[احمد]]" (یکی از اسامی [[پیامبر اسلام]]) دارد. آنچنان که در آیه ۶ [[سوره صف]] آمده: {{متن قرآن|«وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ '''أَحْمَدُ'''...»}}؛ و [یاد کن] هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای [[بنی اسرائیل]]! به یقین من فرستاده خدا به سوی شمایم، [[تورات]] را که پیش از من بوده، تصدیق می کنم، و به پیامبری که بعد از من می آید و نامش «احمد» است، مژده می دهم. | |
| − | + | استدلالهای مطرح شده در مورد این مطلب چنین است: | |
| − | ج) در توصیف این دیگری حضرت عیسی می فرماید: او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و به شما یادآوری خواهد کرد و این با یک انسان هماهنگ است نه با یک موجود مجرد الهی که الهام می کند. | + | * الف) وقتی [[حضرت عیسی]] می گوید: خداوند، دیگری را به شما خواهد داد، واژه “دیگری” (ἄλλον / another) باید به یک [[انسان]] اشاره داشته باشد. و نمی تواند اینگونه باشد که حضرت عیسی بگوید من می روم و دیگری که [[روح القدس]] است جای من برای شما می آید. |
| + | * ب) روح القدس قبل و بعد از عیسی همواره وجود داشته، و منطقی نیست که «دیگری» که «او خواهد آمد» به روح القدس اشاره داشته باشد. | ||
| + | * ج) در توصیف این دیگری حضرت عیسی می فرماید: او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و به شما یادآوری خواهد کرد و این با یک انسان هماهنگ است نه با یک موجود مجرد الهی که الهام می کند. | ||
در فصل شانزدهم: آیات ۷، ۱۲، ۱۳، ۱۴ چنین است: «و من به شما راست می گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم Parakletos نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم. اکنون بسی چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید، اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد، زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آن چه می شنود خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد...». | در فصل شانزدهم: آیات ۷، ۱۲، ۱۳، ۱۴ چنین است: «و من به شما راست می گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم Parakletos نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم. اکنون بسی چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید، اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد، زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آن چه می شنود خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد...». | ||
| − | استدلالهای مطرح شده توسط برخی محققان و مفسران مسلمان در مورد اینکه در اینجا نیز تحریف صورت گرفته و حضرت عیسی به آمدن روح القدس بشارت نمی | + | استدلالهای مطرح شده توسط برخی محققان و مفسران مسلمان در مورد اینکه در اینجا نیز تحریف صورت گرفته و حضرت عیسی به آمدن روح القدس بشارت نمی دهد، چنین است: |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | ج) اینکه می گوید : «زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آن چه می شنود خواهد | + | * الف) روح القدس همیشگی است، پس آیه «اگر نروم Parakletos نزد شما نخواهد آمد» نمیتواند به روح القدس اشاره کند. |
| + | * ب) اینکه می گوید: «اکنون بسی چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید، اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید، او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد»، با جایگاه یک پیامبر الهی هماهنگ است. چرا که سلسله پیامبران یکی پس از دیگری در جهان آمده اند و هر یک مطابق با ظرفیت مردم زمان خود بخشی از حقایق عالم و [[احکام]] هدایت بخش را بیان نموده اند و نسخه پیامبر قبلی را کامل تر نموده اند، تا اینکه [[پیامبر خاتم]] که همه حقایق را در سینه خود دارد، نسخه کامل را به مردم ارائه نمود و سلسله پیامبران به او ختم شد. | ||
| + | * ج) اینکه می گوید: «زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آن چه می شنود خواهد گفت»، با آیات [[سوره نجم]] هماهنگ است که در وصف [[پیامبر|پیامبر اسلام]] می فرماید: {{متن قرآن|«وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»}}؛<ref name=":۰" /> و از روی هوا و هوس سخن نمی گوید * گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * | + | |
| − | * پیامبر اسلام در تورات و انجیل، | + | *زندگانى حضرت محمد صلی الله علیه وآله، هاشم رسولى محلاتى، ص۴۲. |
| − | * | + | *پیامبر اسلام در تورات و انجیل، [https://ahlolbait.com/content/14085 مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهمالسلام]. |
| + | *عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق. | ||
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}} | {{شناختنامه رسول خدا (ص)}} | ||
[[رده:پیامبر اکرم]] | [[رده:پیامبر اکرم]] | ||
[[رده:ولادت پیامبر]] | [[رده:ولادت پیامبر]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۱۱
در کتابهای مقدس پیش از اسلام، بشارتهایی از انبیاء الهی به آمدن پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله ذکر شده است. این موضوع همواره به عنوان دلیلی بر حقانیت رسالت پیامبر مورد توجه قرار گرفته است. این بشارتها در بخشهای مختلفی از کتاب مقدس همچون تورات، انجیل و کتاب اشعیاء نبی وجود دارد.
محتویات
یاد پیامبر در تورات
در «سفر تثنیه» تورات، باب ۳۳، آیه ۲ چنین آمده: «و گفت خدا از کوه سینا آمد، و از سعیر برایشان طلوع نمود، و از جبل فاران درخشان گردید».
در مناظره امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت، امام در توضیح این آیه برای رأس الجالوت (عالم یهودی) می گوید: مقصود از جمله «روشنایی، از طور سینا آمد»، مطالبی است که خداوند به عنوان وحی به موسی بر کوه طور نازل فرمود. و مقصود از ساعیر در جمله «از کوه ساعیر بر مردم پرتو افکند»، کوهی است که خدا بر آن به عیسی علیه السلام وحی می نمود. و مقصود از فاران در جمله «از کوه فاران بر ما آشکار شد»، کوهی است از کوه های مکه که فاصله بین آن و مکه، مسافت یک روز راه است. [۱]
در کتاب «معجم البلدان» یاقوت حموی آمده است که فاران یکی از نامهای شهر مکه بوده است.[۲] در تورات نیز روایت شده است[۳] هنگامیکه هاجر و پسرش اسماعیل (ع) از ابراهیم (ع) جدا شدند، در دشت فاران اقامت کردند و در آنجا زمانیکه از شدت تشنگی، هاجر بیم مرگ اسماعیل را داشت، چشمۀ آبی پدیدار شد.[۴]
در آیه ۱۸ سفر تثنیه آمده است: «پیامبری را از براى ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آن چه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت و هر كسى كه سخنان مرا، كه او به اسم من مى گوید، نشنود من از او مطالبه خواهم كرد.»
مسیحیان به بیانى كه در كتاب اعمال رسولان آمده است[۵]، مصداق این بشارت را حضرت عیسی علیه السلام مى دانند. اما قرائنی در عبارات این کلام وجود دارد که نشان می دهد این عبارات به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اشاره دارد. یکی از آنها عبارت "از میان برادران ایشان" است.
مفسران مسلمان این آیه را اشاره به پیامبر اسلام میدانند، زیرا "از میان برادران بنیاسرائیل" یعنی از بنیاسماعیل (که برادران بنیاسرائیلاند) و نه از خود بنیاسرائیل. توضیحش این است که حضرت ابراهیم علیه السلام دو همسر به نام هاى ساره و هاجر داشت. هاجر اولین پسر حضرت ابراهیم، یعنی اسماعیل علیه السلام را به دنیا آورد. در این زمان، حضرت ابراهیم علیه السلام هشتاد و شش ساله بودند.[۶] هنگام عهد خدا با حضرت ابراهیم، اسماعیل علیه السلام یگانه فرزند ایشان بود.[۷] همسر دیگر حضرت ابراهیم، ساره، نیز در ایام پیرى حامله شد و پسرى زایید و حضرت ابراهیم علیه السلام نام او را اسحاق نهادند. در آن هنگام، حضرت ابراهیم علیه السلام صد ساله بودند.[۸] عهد عتیق فرزندان اسماعیل و فرزندان اسحاق را برادر یکدیگر خوانده است.[۹] فرزندان اسحاق، یهودى و فرزندان اسماعیل، عرب زبان بودند. حضرت محمد صلى الله علیه وآله از نژاد اسماعیل، فرزند اول ابراهیم خلیل الله علیه السلام بود، كه خداوند او را از میان برادران اسرائیل - یعنى از نژاد اسماعیل - برگزید و این دقیقا همان چیزى است كه در خطاب به حضرت موسی علیه السلام آمده است.[۱۰]
عبارت دیگر که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تطبیق دارد، این عبارت است: "و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آن چه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت". در قرآن کریم، سوره ها و آیات متعددى وجود دارد كه با كلمه «قُل» آغاز شده اند. تمام این ها نشانگر آن است كه فرشته وحى كلام الهى را بر دهان حضرت رسول صلى الله علیه و آله گذاشته است. پیامبر اکرم در قرآن چنین توصیف شده است: «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»؛[۱۱] و از روی هوا و هوس سخن نمی گوید. گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست.
جمله دیگری که در این بخش از تورات آمده است این است: "و هر كس سخنان مرا كه او به اسم من مى گوید، نشنود، من از او مطالبه خواهم كرد." در سراسر قرآن کریم، كه معجزه جاوید پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله است، یک اظهارنظر و تفسیر و حتى یک كلمه و اشاره از خود پیامبر اكرم یا از یاران مؤمن و صدیق او دیده نمى شود. قرآن كریم، به تمامى، وحى و كلام خدا و از زبان خداست. همچنین ۱۱۳ سوره از ۱۱۴ سوره قرآن با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع شده است و تنها در ابتداى «سوره توبه» است كه این جمله وجود ندارد و دلیل آن هم خطاب خاص این سوره مباركه به مشركان است. بنابراین قرآن کریم دقیقا با این بخش از تورات تطبیق دارد، چرا که سخنان خداست و در سراسر آن با اسم خدا آغاز می شود.
یاد پیامبر در کتاب اشعیا
در کتاب اشعیا که یکی از «کتب انبیا» نقل شده در عهد عتیق پس از اسفار پنجگانهٔ تورات است و شامل پیشگوییها و پیامهای حضرت اشعیا از پیامبران بنیاسرائیل است، چنین آمده است:
«اینک امور پیشین واقع شد و من امور جدید را اعلام مینمایم؛ قبل از وقوع، شما را از آنها خبردار میسازم. * برای خداوند سرودی تازه بخوانید و تسبیح او را از کرانهای زمین؛ ای کسانی که به دریا میروید و هر چه در آن است، ای جزایر و ساکنان ایشان. * بیابان و شهرهایش آواز برآورند، دهکدههایی که قیدار ساکن است به صدا آیند؛ ساکنان سلع ترنّم نمایند و از قلل کوهها فریاد برآورند.»[۱۲]
قیدار یکی از فرزندان اسماعیل (ع) است و محل سکونتش حجاز بوده؛ و سلع نیز کوهی در مدینه است. در سایت «موسوعة معالم المدينة المنورة» -که یک مرجع معتبر برای جغرافیا و تاریخ مدینه است- در مورد محل آن آمده است: در ناحیه شمالی غربی مدینه منوره قرار دارد و از مسجد نبوی ۷۰۰ متر و از کوه ذباب ۱۲۰ متر فاصله دارد.[۱۳]
یاد پیامبر در انجیل یوحنا
در فصل چهاردهم «انجیل یوحنا»: آیات ۱۶، ۱۷، ۲۵، ۲۶ چنین آمده است: «اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید، و من از پدر خواهم خواست و او دیگری را که تسلی دهنده (یا کمک کار) است به شما خواهد داد که همیشه با شما خواهد بود... او را پدر به اسم من می فرستد او همه چیز را به شما تعلیم دهد.»
در متن یونانی انجیل کنونی "Parakletos" آمده است که آن را "تسلیدهنده" و "کمک کار" ترجمه کردهاند و او را "روح القدس" دانسته اند، ولی محققان مسلمان معتقدند که این واژه در اصل یونانی انجیل، تحریف شده و واژهی اصلی باید "Periklytos" (Περικλυτος) بوده باشد که معنی آن در یونانی: «ستودهشده»، «مشهور به خوبی» یا «معروف به نیکی» است و این واژه معنای کاملاً همخوان با "احمد" (یکی از اسامی پیامبر اسلام) دارد. آنچنان که در آیه ۶ سوره صف آمده: «وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ...»؛ و [یاد کن] هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! به یقین من فرستاده خدا به سوی شمایم، تورات را که پیش از من بوده، تصدیق می کنم، و به پیامبری که بعد از من می آید و نامش «احمد» است، مژده می دهم.
استدلالهای مطرح شده در مورد این مطلب چنین است:
- الف) وقتی حضرت عیسی می گوید: خداوند، دیگری را به شما خواهد داد، واژه “دیگری” (ἄλλον / another) باید به یک انسان اشاره داشته باشد. و نمی تواند اینگونه باشد که حضرت عیسی بگوید من می روم و دیگری که روح القدس است جای من برای شما می آید.
- ب) روح القدس قبل و بعد از عیسی همواره وجود داشته، و منطقی نیست که «دیگری» که «او خواهد آمد» به روح القدس اشاره داشته باشد.
- ج) در توصیف این دیگری حضرت عیسی می فرماید: او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و به شما یادآوری خواهد کرد و این با یک انسان هماهنگ است نه با یک موجود مجرد الهی که الهام می کند.
در فصل شانزدهم: آیات ۷، ۱۲، ۱۳، ۱۴ چنین است: «و من به شما راست می گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم Parakletos نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم. اکنون بسی چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید، اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد، زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آن چه می شنود خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد...».
استدلالهای مطرح شده توسط برخی محققان و مفسران مسلمان در مورد اینکه در اینجا نیز تحریف صورت گرفته و حضرت عیسی به آمدن روح القدس بشارت نمی دهد، چنین است:
- الف) روح القدس همیشگی است، پس آیه «اگر نروم Parakletos نزد شما نخواهد آمد» نمیتواند به روح القدس اشاره کند.
- ب) اینکه می گوید: «اکنون بسی چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید، اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید، او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد»، با جایگاه یک پیامبر الهی هماهنگ است. چرا که سلسله پیامبران یکی پس از دیگری در جهان آمده اند و هر یک مطابق با ظرفیت مردم زمان خود بخشی از حقایق عالم و احکام هدایت بخش را بیان نموده اند و نسخه پیامبر قبلی را کامل تر نموده اند، تا اینکه پیامبر خاتم که همه حقایق را در سینه خود دارد، نسخه کامل را به مردم ارائه نمود و سلسله پیامبران به او ختم شد.
- ج) اینکه می گوید: «زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آن چه می شنود خواهد گفت»، با آیات سوره نجم هماهنگ است که در وصف پیامبر اسلام می فرماید: «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»؛[۱۱] و از روی هوا و هوس سخن نمی گوید * گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست.
پانویس
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۶۴-۱۶۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجمالبلدان، ج۳، ص۸۳۴
- ↑ تکوین، ۲۱: ۱۰-۲۱؛ اعداد، ۱۲:۱۰، ۱۶:۱۲
- ↑ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۵، ص۵۷، مدخل حرا، از شیوا جعفری
- ↑ اعمال رسولان، ۳:۲۲.
- ↑ پیدایش، باب ۱۶.
- ↑ پیدایش، ۱۷:۱۵–۱.
- ↑ پیدایش، ۲۱:۲–۵.
- ↑ پیدایش، ۱۶:۱۲ و ۲۵:۱۸.
- ↑ تثنیه، ۱۸:۱۸
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ سوره نجم، ۴-۳.
- ↑ آیات ۹ تا ۱۱ سفر اشعیا
- ↑ جبل سلع، موسوعة معالم المدينة المنورة[۱]
منابع
- زندگانى حضرت محمد صلی الله علیه وآله، هاشم رسولى محلاتى، ص۴۲.
- پیامبر اسلام در تورات و انجیل، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهمالسلام.
- عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق.




