معجم البلدان (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«مُعجَم البُلدان» تألیف یاقوت حموی (م، ۶۲۶ قمری)، از مهمترین مصادر جغرافی در جهان اسلام است، که شامل معلومات جغرافیایی و تاریخی شهرهای غرب و شرق عالم -از اندلس تا چین- می‌شود. اطلاعات این کتاب منحصر به جغرافیا نیست، بلکه دایرةالمعارفی است که به موضوعات تاریخ، تراجم، علم انساب، لغت، ادب، آداب و رسوم هم می‌پردازد.

معجم البلدان.jpg
نویسنده یاقوت حموی
موضوع جغرافیا و تاریخ کشورها
زبان عربی
تعداد جلد ۵

معجم البلدان

مؤلف

ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله حموی بغدادی (۵۷۴-۶۲۶ قمری)، جغرافیدان، تاریخ‌نویس و ادیب مشهور مسلمان در قرن هفتم هجری بود. او مسافرت‌های بسیاری به بلاد مختلف اسلامی و غیر آن داشت.

عمده تألیفات یاقوت در تاریخ و جغرافیاست، گرچه در نحو و دیگر فنون ادبی نیز دارای آثاری است. برخی از آثار او عبارتند از: معجم البلدان، معجم الأدباء، المبدأ و المقال، المشترک وضعا و المفترق صقعا، الابنیة فی اللغة، انساب العرب.

معرفی کتاب

اندیشه تدوین فرهنگنامه جغرافیایى «معجم البلدان» براى یاقوت حموی به سال ۶۱۵ق/۱۲۱۸م. در مرو پدید آمد و رنگ خاص کتاب از اوضاعى که با تألیف آن پیوسته بود، بر ما معلوم مى شود. چنین رخداد که یاقوت با امام سمعانى، پسر مؤلّف «الأنساب» معروف در مجلسى بود و از کلمه «حباشه» نام محلى در جزیرة العرب سخن رفت که در حدیث آمده بود، و یاقوت بر بنیان اشتقاق کلمه مدلّل داشت که باید آن را با ضم «ح» خواند ولى یکى از حاضران مصرّ بود که باید حباشه با فتح «ح» خوانده شود و یاقوت نتوانست مرجع موثقى به تأیید نظر خود پیدا کند و با آن که کتابخانه هاى مرو در آن هنگام پر از مراجع بود، از یافتن شاهد ناتوان ماند. در این هنگام مصمم شد تا فرهنگ جغرافیایى را توضیح کند، بلکه تلفظ درست آن‌ها را نیز بدست دهد. بنابراین کتاب وى از نوع آن فرهنگ‌هاى لغوى است که از قرن نهم به بعد با آن روبرو شده ایم و این نکته از کلمات خود یاقوت به هنگام وصف کتاب در مقدمه معلوم مى شود که گوید: «کتابى است درباره نام شهرها و کوهها و دره‌ها و دشت‌ها و دهکده‌ها و جاها و وطن‌ها و دریاها و رودها و برکه‌ها و بت‌ها» به همین جهت آن را «معجم البلدان» نامیده است.

با قیاس به گروه جغرافى‌شناسان لغوى چون بکرى، یاقوت نه فقط از لحاظ فراوانى و تنوع مطالب، بلکه از لحاظ روش مستقل و هوشمندانه نیز از همه آن‌ها سر است. به همین دلایل، تألیف جغرافیایى او ختم دوران پیش از حمله مغول به شمار مى رود و خود او را نیز به صف بزرگترین جغرافى شناسان آن دوران مى توان شمرد و فرهنگ وى تا به روزگار ما مرجعى موثق و بى مانند است.

با آنکه یاقوت راهى هموار در پیش داشت که بسیار کسان از پیش پیموده بودند، باز هم بیم آن داشت که به آن متهم شود که از تألیف فرهنگ، هدف جغرافیایى صرف دارد، بدین جهت بیشتر از هر چیز کوشش دارد تا مطالب خود را با شواهدى از قرآن و حدیث تأیید کند. اشاره مى کند که آیات خالق و دلایل قدرت او بر همه زمین گسترده است، از این رو در قرائت سفرنامه ها و اطلاع از وضع شهرها فواید بزرگ هست و اندرزهاى نکو و مرد پارسا مى باید که در اثناى سفر مشاهدات خود را به منظور فایده معاصران و نسل‌هاى بعد یادداشت و تدوین کند.

یاقوت از این نکته که اطلاعات جغرافیایى از لحاظ علمى نیز اهمیت دارد، غافل نیست. به عقیده او نسخه‌برداران و روایتگرانى که نام‌ها را بى‌دقت مى پذیرند، غالباً آن‌ها را به خطا ثبت مى کنند، در صورتى که همه مردم به ضبط درست اعلام نیاز دارند. یاقوت شرحى را که در «مقامات حریرى» آمده که یکى از دانشمندان بزرگ دوران از تعیین محلى عاجز مانده بود، شاهد گفتار خود مى گیرد.

یاقوت تقاضاى کسانى را که به اصرار خواستار اختصار کتاب معجم البلدان وى بوده اند با خشونت رد کرده و در این مورد به حکایتى از جاحظ در معایب اختصار کتب استشهاد مى کند.

به جز فرهنگ بزرگ «معجم البلدان»، یک کتاب جغرافى دیگر با نام یاقوت ارتباط دارد که پس از معجم البلدان و با هدفى خاص تألیف شده و عنوان آن «المشترک وضعاً والمتفرق صقعاً» نام دارد، یعنى فرهنگ جاهایى است که نام آن مشترک است. از عبارات خود یاقوت در مقدمه کتاب معلوم مى شود که آن را از فرهنگ بزرگ خود استخراج کرده تا مراجعه به آن آسان باشد. مطالب کتاب بسیار مختصر است و همه استطرادهایى که مایه اعتبار منبع اصلى است افتاده و چون پس از فرهنگ بزرگ تألیف شده، گاه مطالبى مختصر بدان افزوده شده که در فرهنگ بزرگ نیست؛ در این گونه موارد مراجعه بدان مفید تواند بود. مطالب آن از لحاظ تعداد مفصل است و ۱۰۹۱ نام مربوط به ۴۲۶۱ محل جغرافیایى در آن هست.

محتوای کتاب

یاقوت حموی مقدمه کتاب را با تحلیل کتاب و روش تألیف آن بسر مى برد. او در آخر مقدمه نام جغرافى شناسان سلف را به تفصیل مى آورد، اما نام همه مؤلفاتى را که مرجع وى بوده اند، نیاورده است.

به دنبال مقدمه پنج باب به منزله مدخل کتاب آمده است:

  • باب نخست از نظریات مختلف درباره شکل زمین بر اساس جغرافیاى ریاضى سخن دارد و خود او زمین را به شکل کره مى داند که فلک چون مغناطیس از هر طرف آن را مى کشد.
  • باب دوم از نظام تقسیم اقالیم گفتگو دارد و ضمناً بروج دوازده‌گانه و بلاد متعلق بدان و راه‌هاى عملى براى تعیین قبله هر شهر را نیز یاد مى کند.
  • باب سوم در تفسیر اصطلاحات جغرافیایى است که از برید، فرسخ، میل و عنوان ناحیه ها چون اقلیم، کوره، ولایت، استان، رستاق، طسوج، جند، آباد، سکه، و مصر گفتگو مى کند، آنگاه اصطلاحات جغرافیایى نجومى را چون طول، عرض، درجه و دقیقه و اصطلاحات مخصوص درآمد زمین را چون صلح، سلم، عنوة، خراج، فیء، غنیمت، صدقه، خمس و اقطاع شرح مى دهد.
  • باب چهارم فهرست بلادى است که مسلمانان فتح کرده اند، به ترتیب خراجى که از هر یک وصول مى شود.
  • باب پنجم بحثى مقدماتى است در اخبار بلاد و مردم نواحى مختلف و طبقه بندى ممالک از لحاظ منزلت و اهمیت، که بابل به مقام اوّل است سپس هند، آنگاه چین، بعد ترک، بعد روم.

پس از این باب‌هاى مقدمه‌وار که پنجاه صفحه کتاب را مى گیرد، فرهنگ به معناى دقیق آغاز مى شود. این کتاب شامل بیش از ۱۵۰۳۸ موضوع جغرافیایی پیرامون شهرهای عالم است که از جانب غرب، اندلس و از جانب شرق، چین را شامل می شود.

نام مکان‌ها مانند فرهنگ‌هاى سابق به ترتیب ابجدى آمده، ولى ترتیب کلمات وابسته به یک حرف گاه به خلاف سابق است. پس از نام، توضیحاتى مفصل درباره تلفظ آن با ذکر اختلاف قرائت‌ها هست. غالبا یاقوت به توضیح منشأ و اصل کلمه مى پردازد و به عادت لغت شناسان عرب مى خواهد کلمه را از مایه لغات عربى درآورد. جز در موارد استثنایى از اندیشه عربى نبودن آن غافل است و بحث لغوى معمولاً با شواهدى از شاعران عرب که مى توان در کار تلفظ درست بر آن‌ها تکیه کرد همراه است و گاه مقیاس تلفظ کلمه به کمک بحر و قافیه شعر مشخص مى شود، پس از آن طول و عرض مکان و برج مخصوص آن معین مى شود.

به دنبال آن، قسمت تاریخى است که از اصل محل جغرافیایى و کیفیت پیدایش و سکنه و نقش تاریخى آن بحث مى کند و غالباً اخبار و داستان‌هاى متعلق بدان را نیز همراه دارد. اگر نام محل در قرآن آمده، شاهد آن نقل مى شود. اگر مسلمانان آن را فتح کرده اند، تاریخ فتح گفته مى شود و تقریباً همیشه از نام دانشوران محل بخصوص فقها و اهل حدیث و نام استادان و شاگردانشان سخن مى رود.

به علاوه در بعضى از موارد، یاقوت از جاها و شهرهایى که دیده گزارشى دقیق دارد. از بناهاى مختلف، قلعه ها، بندرها و عادات و اخلاق قبایل و اقوام به تفصیل سخن مى کند و از عجایب بلاد دور غافل نمى ماند. ضمن سخن، حکایات جالب و نکته ها و لطیفه ها و اشعار منتخب و گهگاه قطعات یا رسائل کامل از مؤلفان سابق نقل مى شود و یک مقاله مستقل ده و پانزده صفحه اى به وجود مى آید.

البته همه کلمات فرهنگ معجم البلدان چنین مفصل نیست. قسمت لغوى همیشه هست ولى به هنگام سخن از محلى گمنام یا نامعروف، طبعا قسمت تاریخى وجود ندارد. در این موارد قسمت نجومى نیز نیست و مشخصات و محل به تقریب معین مى شود و گاه توضیح کلى کلمه با یک سطر بسر مى رود.

گفتگو از منابع فرهنگ یاقوت ضرورت ندارد. وى همه مطالب جغرافیایى را که طى شش قرن روى هم انبوه شده بود فراهم آورد. با آن که مؤلف سلیقه لغوى دارد، اما این کتاب جامع به جغرافیاى لغوى یا توصیفى بسنده نکرده و شامل جغرافیاى نجومى نیز هست و در آن زمینه از منابعى که گاه به جا نیست مطالبى به دست مى دهد. هونیگمان این موضوع را در کتاب خویش راجع به هفت اقلیم با دقت کامل روشن کرده و از بعض موارد فرهنگ نیز معلوم مى شود. مثلاً یاقوت از میان همه زیج‌ها (یعنى جدول‌هاى نجومى)، به زیج ابوعون اسحاق بن على توجه خاص داشته که براى کارشناس بزرگى چون نالینو شناخته نبوده و شباهت آن را با «صورة الأرض» خوارزمى از روى قطعات منقول یاقوت اثبات کرده است. از اینجا توان دانست که یاقوت حتى در این زمینه که چندان مورد توجه وى نبوده منابعى در دسترس داشته که به ما نرسیده است.

مطالب یاقوت فوق العاده متنوع است و مانند نمایندگان مکتب کلاسیک در عالم اسلام محصور نمانده و نیز مانند نمایندگان مکتب لغوى براى مواضع جزیرة العرب اهمیت استثنایى قائل نشده و چنان که دیدیم به جهان اسلام و شرق دور به یک شکل توجه کرده و این قضیه درباره اروپاى شرقى و شمالى نیز صادق است. البته مشرق را بهتر از مغرب مى شناسد، ولى از ناحیه غرب نیز گاه اطلاعاتى مى دهد که نمودار وسعت شناخت وى از اوضاع آنجاست.

منابع