مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

اخوت

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از برادری)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«اخوّت» و برادری دینی، یکی از کارآمدترین راه‌ها برای گریز از زیان‌های تفرقه و حفظ کیان جامعه اسلامی از سوی قرآن کریم معرفی شده است. به‌ سبب اهمیت و نقش برادری دینی در استحکام جامعه، پیامبر‌ اکرم (صلی الله علیه وآله) پس از هجرت به مدینه، در آغازین اقدامات خود میان مسلمانان عقد اخوّت برقرار ساخت. در روایات متعدد بر اهمیت برادری و حقوق متقابل برادران، تأکید شده است.

اخوت در لغت

واژه‌شناسان، «اخوّت» مصدر «أخ» را به‌معنای برادری نسبی یا دینی و دوستی و مصاحبت دانسته‌اند.[۱] معنای اصلی و حقیقی «أخ»، شریک در ولادت یا شیرخوارگی است که برادر نَسَبی و رضاعی را شامل می‌شود و در دیگر مفاهیم (مانند مشارکت در قبیله، کار و صنعت، دین و دوستی) به‌صورت استعاره و مجاز به‌کار رفته است.[۲] برخی‌ معتقدند: معنای اصلی این واژه قوّت و نیرو است که در آن مفهوم الفت، عطوفت و دوستی اشراب شده و در همه واژه‌های قرآنی «أخ» و مشتقّات آن، این معنا لحاظ شده است.[۳]

اخوت و برادری در قرآن

واژه «أخ» و مشتقّات آن به‌صورت‌های مفرد، تثنیه و جمع ۹۶ بار در قرآن کریم ذکر شده و به‌معنای برادری نَسَبی و رضاعی، عاطفی، قبیله‌ای، هم‌راهی و هم‌گرایی و برادری دینی میان دو تن آمده است.[۴]

در برخی از آیات، «اخ» به‌معنای برادر نسبی یا رضاعی به‌کار رفته، مانند مواردی که داستان برخی برادران آمده است؛ هم‌چون داستان هابیل و قابیل (مائده، ۲۷‌‌-۳۱)، داستان حضرت موسی و هارون (اعراف، ۴۲)، داستان حضرت یوسف و برادرانش (یوسف، ۷)، و آیاتی که از احکام برادری چون ارث (نساء، ۱۲)، و رابطه محارم نسبی (نور، ۲۴)، سخن به‌میان آورده و آیاتی که مرز دین‌داری را از مرز روابط نسبی و برادری جدا ساخته، و از مؤمنان خواسته در‌صورت گمراهی، از آنان فاصله بگیرند: «...‌لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَکمْ وَإِخْوَانَکمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکفْرَ عَلَى الْإِیمَانِ» (سوره توبه، ۲۳)، و نیز آیاتی از گریز برادران از یک‌دیگر در روز قیامت خبر داده است:«یوْمَ یفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ» (سوره عبس، ۳۴) و هدایت‌ یابی و برگزیدگی شماری از برادران پیامبران (انعام، ۸۷)، گزارش شده است.

در پاره‌ای از آیات که از پیامبران به‌صورت برادران امّت خود یاد‌شده، هم‌چون «وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا» (سوره اعراف، ۶۵)، «إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ...» (سوره شعراء، ۱۰۶) و‌...‌، اخوّت به مفهوم برادری عاطفی به‌کار رفته است؛[۵] چه، پیامبران به‌سبب دل‌سوزی و مصلحت‌جویی درباره امّت خود و کوشش برای سعادت آنان به مثابه برادر به آنان سود رسانده‌اند.[۶] برخی از مفسّران بر این باورند که در همه این موارد[۷] یا دست کم درباره حضرت هود، «اخ» به‌معنای حقیقی خود به‌کار رفته؛[۸] زیرا آنان جزو امّتی بودند که با چند واسطه، به یک پدر منتهی می‌شدند.

در بخشی دیگر از آیات، اخوّت به‌معنای هم‌راهی و هم‌گرایی آمده است؛ نظیر آیاتی که از برادری منافقان و کافران با یک‌دیگر سخن گفته است:«...‌ لَا تَکونُوا کالَّذِینَ کفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ» (سوره آل‌عمران، ۱۵۶)، «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کفَرُوا» (سوره حشر، ۱۱)؛ زیرا آنان در مبارزه با اسلام و مسلمانان و عدم پذیرش آیین الهی با یک‌دیگر هم‌راه و هم‌گرا بوده‌اند[۹] چنان‌که تبذیرکنندگان به‌سبب هم‌گرایی با شیطان، برادران او معرّفی شده‌اند:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ» (سوره اسراء، ۲۷) نیز آیه‌ ۲۰۲ سوره اعراف «وَإِخْوَانُهُمْ یمُدُّونَهُمْ فِی الْغَی...» «یارانشان آنان را به گم‌راهی می‌کشانند به‌معنای هم‌گرایی»[۱۰] شیطانی و آیه‌ ۱۸ سوره احزاب «وَالْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَینَا» «کارشکنان در جنگ به برادرانشان می‌گفتند: نزد ما بیایید‌...» نیز در معنای برادری و هم‌گرایی در کفر و نفاق به‌کار رفته است.[۱۱]

در برخی دیگر از آیات، اخوت به‌معنای برادری دینی و اسلامی آمده است. چنان‌که مؤمنان را برادران یک‌دیگر:«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (سوره حجرات، ۱۰) یا مشرکان پیمان‌شکن را که توبه کرده، به انجام نماز و پرداخت زکات روی آورند، برادران مؤمنان:«فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکاةَ فَإِخْوَانُکمْ فِی الدِّینِ» (سوره توبه، ۱۱) دانسته[۱۲] و از مؤمنان خواسته شده است تا برای برادران دینیِ پیش از خود بخشش و صفای دل بخواهند:«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا...» (سوره حشر، ۱۰) چنان‌که از پسرخوانده‌هایی که پدرانشان مشخّص نیست، با عنوان برادران دینی یاد‌کرده است:«فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُکمْ فِی الدِّینِ» (سوره احزاب، ۵).

اهمیت اخوت و برادری

برادری دینی، یکی از کارآمدترین راه‌ها برای گریز از زیان‌های تفرقه و حفظ کیان جامعه دینی از سوی قرآن معرّفی شده است؛ زیرا در سایه برادری دینی اتّحاد و محبّت و هم‌کاری در کارهای نیک پدید می‌آید و جامعه از بسیاری از انحرافات روحی، اجتماعی و دینی مصون می‌ماند و توازن اجتماعی بین افراد جامعه به وجود می‌آید؛ چنان‌که روایت شده: مسلمانان در برابر هم‌دیگر مانند ساختمانی هستند که تمام اجزای آن هم‌دیگر را نگه می‌دارند.[۱۳] و از پیامبر نقل شده است: مؤمنان برادرند و خون (بهای) آنان یک‌سان و برابر است و دستی واحد در برابر دشمن هستند؛[۱۴] به‌طوری که محور اصلی ارتباط با افراد را هم‌گرایی ایمانی قرار‌داده و از ارتباط با افراد بی‌ایمان، حتّی پدر و برادر نسبی جلوگیری کرده است (توبه، ۲۴).

هم‌چنین اگر مسلمانی، مسلمان دیگری را به قتل برساند، قرآن ضمن حفظ حقّ قصاص برای اولیای دم، به آنان سفارش کرده که به‌سبب اخوّت ایمانی، قاتل را عفو کنند؛ حتّی با قتل عمد، اخوّت ایمانی بین قاتل و ولیّ دم از بین نمی‌رود:«فَمَنْ عُفِی لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیءٌ...» (بقره، ۱۷۸).[۱۵]

قرآن بر نقش ایمان در نابود کردن کینه‌ها و منازعات و ایجاد روح دوستی و هم‌دلی تأکید نموده (آل‌عمران، ۱۰۳) و مؤمنان را برادر یک‌دیگر معرّفی کرده:«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (سوره حجرات، ۱۰)، و پیوند میانشان را نه پیوند نسبی یا اعتباری، بلکه پیوندی قلبی خوانده است:«و‌اَلَّفَ بَینَ قُلوبِهِم» (سوره انفال، ۶۳) که با صرف تمام سرمایه‌های زمین، دست‌یافتنی نیست:«لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَینَ قُلُوبِهِمْ» (سوره انفال، ۶۳) و ضمن یادکرد اختلاف دیرینه میان اوس و خزرج در یک آیه، دوبار از برادری ایجاد شده میانشان به‌صورت نعمت الهی یاد‌کرده است:« وَاذْکرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ کنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا» (آل‌عمران، ۱۰۳)؛ چنان‌که یوسف، ستم برادرانش به خود را ناشی از کوشش شیطان برای ایجاد شکاف میانشان دانسته است:« مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیطَانُ بَینِی وَبَینَ إِخْوَتِی...» (سوره یوسف، ۱۰۰).

به‌سبب اهمّیّت و نقش برادری دینی در استحکام جامعه دینی، پیامبر‌ اکرم (صلی الله علیه وآله) پس از هجرت به مدینه در آغازین گام‌های خود میان مسلمانان عقد اخوّت برقرار ساخت[۱۶] و حضرت علی (علیه السلام) را برادر خود خواند و فرمود: تو در دنیا و آخرت برادر منی.[۱۷] برخی معتقدند: عقد اخوّت دو بار انجام شد؛ یک بار پیش از هجرت و در میان مسلمانان مکّه و یک بار هم در مدینه میان مهاجر و انصار.[۱۸] این برادری چنان مستحکم بود که تا پیش از نزول آیه «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِی کتَابِ اللَّه» (سوره انفال، ۷۵) که ارث را بر اساس خویشاوندی قرار داد، آنان از یک‌دیگر ارث می‌بردند.[۱۹]

واقعیت آن است که حقیقی‌ترین مراتب برادری[۲۰] و از راه‌های تقرّب به خداوند، برادری دینی است.[۲۱] و حتّی برادری دینی استوارتر از برادری نسبی است؛[۲۲] زیرا در قیامت برادری نسبی از بین می‌رود «فَلَا أَنْسَابَ بَینَهُمْ یوْمَئِذٍ» (سوره مؤمنون، ۱۰۱) و حتّی برادران نسبی از یک‌دیگر گریزانند «یوْمَ یفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ» (سوره عبس، ۳۴)؛ امّا برادری ایمانی است که در آخرت نیز تداوم دارد:«إِخْوَانًا عَلَىٰ سُرُرٍ مُتَقَابِلِینَ». (سوره حجر، ۴۷) این اخوّت برپایه ایمان به خدا بنا شده است (حجرات، ۱۰) چنان‌که در معنای اخوّت، عطوفت و مهربانی هم هست. این ارتباط عاطفی سبب می‌شود به یک‌دیگر نه‌تنها ستم نکرده، بلکه به یک‌دیگر یاری رسانند؛[۲۳] عیب‌پوش یک‌دیگر باشند؛ از خطاهای هم درگذرند، و برای یک‌دیگر آمرزش طلبند.[۲۴]

از جمله آیاتی که در قرآن کریم در مورد اخوت و برادری بحث کرده آیه دهم سوره حجرات است که می ­فرماید: «مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید».

در این آیه نکاتى نهفته است:

  • دو برادر در برابر بیگانه، یگانه و بازوى یکدیگرند.
  • دوستى دو برادر عمیق و متقابل است.
  • امروزه براى اظهار علاقه، کلمات رفیق، دوست، هم وطن و... بکار مى ­رود، ولی اسلام کلمه برادر را بکار برده است که عمیقترین واژه ­ها است.
  • رمز برادرى تنها در ایمان است. مسائل اقتصادى، سیاسى، نژادى، جغرافیایى، تاریخى و... نمى ­تواند در مردم روح برادرى به وجود بیاورد.
  • برادرى بر اساس ایمان، مشروط به زمان، سن، شغل و مکان نیست.
  • کسى خود را برتر از دیگران نداند (آرى، میان والدین و فرزند برترى است ولى میان برادران مساوات است).[۲۵]

طرح برادرى و استفاده از این واژه از ابتکارات اسلام است. در صدر اسلام پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقه «نخیله» حضور داشتند که جبرئیل نازل شد و فرمود: «خداوند میان فرشتگان عقد برادرى بسته است. حضرت نیز میان اصحابش عقد اُخوّت بست و هر کس با دیگرى که همفکرش بود برادر مى­ شد. مثلاً: ابوبکر با عمر، عثمان با عبدالرحمن، سلمان با ابوذر، طلحه با زبیر، مصعب با ابو ایوب انصاری، حمزه با زید بن حارثه، ابودرداء با بلال، جعفر طیار با معاذ بن جبل، مقداد با عمّار، عایشه با حفصه، ام السلمه با صفیه و شخص پیامبر صلی الله علیه و آله با حضرت على علیه السلام برادر شدند».[۲۶]

در جنگ احد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور داد دو نفر از شهدا (عبداللّه بن عمر و عمر بن جموح) را که میانشان برادرى برقرار شده بود در یک قبر دفن کنند.[۲۷]

برادرى نسبى در روزى گسسته خواهد شد «فَلَا أَنْسَابَ بَینَهُمْ»[۲۸] ولى برادرى دینى حتى روز قیامت پایدار است. «اِخواناً على سُرُرٍ متقابِلین».[۲۹]

اُخوّت در میان زنان مؤمنه نیز هست، چنانکه در جاى دیگر تعبیر اخوت در مورد زنان نیز بکار رفته است. «وان کانوا اِخوَة رجالاً و نساءً».[۳۰]

برادرى باید تنها براى خدا باشد، امام علی علیه السلام در این مورد می­ فرماید: مردم (مسلمان) برادرند. اگر برادری آنان برای غیرخدا باشد، آن برادری دشمنی است و این است سخن خداوند متعال که: «در آن روز، دوستان با هم دشمنند مگر پرهیزگاران».[۳۱]

آنچه مهم­تر از گرفتن برادر است، حفظ برادرى است و در روایات از کسانى که برادران دینى خود را رها مى ­کنند به شدت انتقاد شده، تا آنجا که سفارش شده است که اگر برادران از تو فاصله گرفتند تو با آنان رفت و آمد داشته باش.[۳۲]

حقوق برادرى

ثمره پیوند قلبى میان برادران دینى این است که از منفعت‌طلبى براى خود و بى‌توجّهى به دیگران دور باشند و اصلاح‌گرى را پیشه خود سازند، و خود را در شادى و غم برادران دینى‌شان شریک بدانند. در روایات، به دوستى و برادرى میان مؤمنان تأکید شده و مؤمنان به مثابه اعضاى یک پیکر دانسته شده‌اند که به‌طور طبیعى، درد هر عضوى به دیگر اعضا سرایت مى‌کند.[۳۳] بدین سبب، انسان باید همیشه در فکر برادرش باشد و کسى که در اندیشه گرفتارى مسلمانان نباشد یا نسبت به گرسنگى دیگران بى‌توجّه بوده و سیر بخوابد، بى‌بهره از اسلام معرّفى شده است.[۳۴] همچنین طبیعت زندگى اجتماعى، مشاجره‌هایى را میان برادران دینى یا گروه‌هایى از دین‌داران درپى دارد. در چنین مواردى، از مؤمنان خواسته شده تا حقوق برادرى را رعایت و از اسباب تفرقه و اختلاف دورى کنند و از دیگر مسلمانان خواسته شده تا براى رفع مشاجره‌ها و برقرارى آشتى میان برادرانشان وساطت کنند: «اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَةٌ فَاَصلِحوا بَینَ اَخَوَیکُم» (حجرات، ۱۰). در برخى روایات، اصلاح میان دو‌برادر دینى، از همه نمازها و روزه‌ها برتر دانسته شده است.[۳۵]

قرآن، مؤمنان را از انجام امورى که سستى یا فروپاشى پیوند برادرى را در پى دارد به شدّت نهى کرده است. نهى از غیبت برادران ایمانى و نهى از تمسخر و استهزاء و نهی از عیب‌جویى یک‌دیگر و پرهیز از بدگمانى و تجسس (حجرات، ۱۱-۱۲)، براى تحکیم پیوند دینى مؤمنان مورد توجّه قرار گرفته است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی می­ فرماید: مؤمن بر مؤمن از جانب خدا هفت حق واجب دارد:

  • احترام: او را در چشم خود بالا مرتبه ببیند.
  • محبت: از عمق دل او را دوست داشته باشد.
  • مواسات: در مال و اموال خود با او شریک باشد.
  • حمایت: در مقابل غیبت و بدگوئى دیگران از او حمایت کند.
  • عیادت: در زمان بیماریش از او عیادت کند.
  • تشییع: در تشییع جنازه‌ مؤمن شرکت بکند‌.
  • یاد خیر: پس از مردن مؤمن جز به خوبى از او یاد نکند.[۳۶]

یکی از یاران امام صادق علیه السلام حق مؤمن را بر مؤمن پرسید. امام فرمود:

  • آسانترین حق این است که آنچه برای خود می­خواهی برای او نیز بخواهی و آنچه برای خود بد میدانی برای او نیز بد بدانی.
  • برای برطرف کردن نیازهای او تلاش کنی و رضایت او را جلب کنی امر و خواسته او را اطاعت کنی.
  • به او با جان، مال، دست، پا و زبانت کمک کنی.
  • چشم و راهنما و آئینه و پیراهنش باشى.
  • طوری نباشد که تو سیر باشى و او گرسنه، تو پوشیده باشى و او برهنه و... .[۳۷]

امام سجاد علیه السلام در ضمن حدیثی می ­فرماید: حق برادرت این است که:

  • او را سلاح نافرمانى خدا قرار نده.
  • وسیله ­ای برای ستم کردن به خلق خدا قرار نده.
  • کمک نمودن به او را در برابر دشمنش.
  • حائل شدن میان او و شیطان­ هایش.
  • نصیحت و خیرخواهی ­اش.
  • توجه به او در راه خدا را. این همه در صورتى است که او مطیع فرمان پروردگارش باشد و اوامر او را بخوبى انجام دهد و اگر این طور نباشد باید خدا در نزد تو مقدم و گرامى‌تر از او باشد.[۳۸]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از تلاوت آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» فرمودند: تمام افراد مسلمین برادر و برابر و خون و جان همه آنها در یک سطح و مساوى با هم است و هر گونه تعهد و پیمانى که یک فرد از مسلمانان با کفار داشته باشد، از نظر همگى محترم است اگر چه آن یک فرد از نظر موقعیت اجتماعى و یا مالى در سطح پائین‌ترى باشد...؛ «و هم یدٌ على مَن سَواهم».[۳۹]

ویژگی­ برادران واقعی

در روایات، نشانه بهترین برادران این گونه بیان شده است:

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «بهترین برادران کسى است که با شما در کارهاى اخروى مساعدت کند».[۴۰] یعنی تو را در کارهاى آخرت یارى رساند.
  • رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمودند: «بهترین برادران شما کسى است که عیب هایتان را به شما اهدا کند».[۴۱]
  • امام على علیه السلام فرمودند: «بهترین برادر آن است که در نصیحت و ارشاد کمتر ملاحظه کند».[۴۲] یعنى مدارای او در نصیحت تو در بدی ها کمتر از سایر برادران باشد.
  • همچنین فرمودند: «بهترین برادر تو کسی است که در راه حق، بر تو زیاد خشم گیرد».[۴۳] یعنى در آنچه حق باشد اگر خلاف حقّ از تو ببیند منع و زجر تو کند.
  • امام على علیه السلام می ­فرمایند: «بهترین برادر آن است که برادران خویش را نیازمند دیگرى نسازد».[۴۴] یعنى خود کفایت امور ایشان بکند و نگذارد که محتاج به دیگرى شوند.
  • امام على علیه السلام چنین فرمود: «بهترین برادران تو کسى است که به تو یارى دهد و بهتر از او کسى است که تو را بسنده باشد و اگر به تو نیازمند شد از تو بگذرد».[۴۵]
  • امام على علیه السلام فرمودند: «بهترین برادران تو آن کسى است که با مال خویش تو را یارى رساند و بهتر از او کسى است که تو را از دیگرى بى­ نیاز سازد».[۴۶]
  • امام على علیه السلام می ­فرماید: «بهترین برادران کسى است که دوستى ­اش براى خدا باشد».[۴۷]
  • امام على علیه السلام چنین می­ فرماید: «بهترین برادران کسى است که برادریش براى دنیا نباشد».[۴۸]
  • امام على علیه السلام فرمودند: «بهترین برادران آن کسى است که چون او را از دست دهى، دوست نداشته باشى پس از او زنده بمانى».[۴۹]
  • امام على علیه السلام می ­فرماید: «بهترین برادران تو کسى است که براى انجام کارهاى نیک بشتابد و تو را نیز به نیکوکارى بکشاند و به نیکى فرمانت دهد و در آن یارى­ات دهد».[۵۰]
  • امام على علیه السلام فرمودند: «بهترین برادران تو آن کسى است که با راستگویى خود، تو را به راستگویى فراخواند و با نیکوکارى اش تو را به بهترین کارها دعوت کند».[۵۱]

در مقابل، برخی ویژگی­های بدترین برادران نیز در روایات ذکر شده است:

  • امام على علیه السلام فرمودند: «بدترین برادر آن است که مایه رنج و زحمت آدمى باشد».[۵۲]
  • امام صادق علیه السلام می ­فرماید: «بدترین برادر آن است که معصیت و نافرمانى خدا را در پیش تو آراسته جلوه دهد».[۵۳]
  • امام على علیه السلام: «رفیق خوبى نیست آن که خویشتن را براى تو به تکلف و مشقت مى اندازد و آن که تو را به مدارا نیازمند و به عذرخواهى ناگزیر مى سازد».[۵۴]
  • امام صادق علیه السلام: «چه بار گرانى است آن رفیقى که براى من به تکلف و زحمت تن مى دهد و ناچار مى شوم که خود را از او تحفظ نمایم».[۵۵]

پانویس

  1. پرش به بالا . لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۹۲، «اخ»؛ المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۱۱.
  2. پرش به بالا . الوجوه والنظائر، ج۱، ص۸۹؛ مفردات، ص۶۸، «اخ».
  3. پرش به بالا . المعجم فی فقه اللغة القرآن، ج‌۱، ص‌۶۸۱‌‌۶۸۲.
  4. پرش به بالا . الوجوه و النظائر، ج‌۱، ص‌۸۹.
  5. پرش به بالا . الوجوه و النظائر، ج‌۱، ص‌۸۹.
  6. پرش به بالا . مفردات، ص‌۶۸.
  7. پرش به بالا . کشف‌الاسرار، ج‌۳، ص‌۶۶۷‌.
  8. پرش به بالا . تفسیر قرطبی، ج‌۷، ص‌۱۵۰.
  9. پرش به بالا . مفردات، ص‌۶۸؛ جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۵، ص‌۹۵.
  10. پرش به بالا . التفسیر الکبیر، ج‌۱۵، ص‌۱۰۰.
  11. پرش به بالا . مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۵۴۶.
  12. پرش به بالا . جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۴۰.
  13. پرش به بالا . بحارالانوار، ج‌۵۸، ص‌۱۵۰.
  14. پرش به بالا . الکافی، ج‌۱، ص‌۴۰۳.
  15. پرش به بالا . راهنما، ج‌۱، ص‌۵۷۱‌‌۵۷۳.
  16. پرش به بالا . السیرة النبویه، ج۲، ص۵۰۴‌‌۵۰۵؛ البدایة والنهایه، ج۳، ص۱۷۸.
  17. پرش به بالا . ینابیع الموده، ج۱، ص۱۷۸؛ الصحیح من سیره، ج‌۳، ص‌۳۴۵.
  18. پرش به بالا . الصحیح من سیره، ج‌۳، ص‌۳۴۵‌‌۳۴۶.
  19. پرش به بالا . المیزان، ج۹، ص۱۴۲؛ الدرالمنثور، ج‌۴، ص‌۱۱۷.
  20. پرش به بالا . رحمة من الرحمن، ج‌۴، ص‌۱۶۲.
  21. پرش به بالا . احیاء علوم الدین، مج‌۲، ج‌۵، ص‌۱۴۰.
  22. پرش به بالا . کشف‌الاسرار، ج‌۹، ص‌۲۵۸.
  23. پرش به بالا . کشف‌الاسرار، ج‌۹، ص‌۲۵۸.
  24. پرش به بالا . مجمع‌البیان، ج‌۵، ص‌۲۰۰‌‌۲۰۱
  25. پرش به بالا قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران‌، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن‌، ۱۳۸۳، سوره حجرات، ذیل آیه ۱۰.
  26. پرش به بالا مجلسی محمدباقر؛ بحارالانوار، تهران، دارالکتاب اسلامیه، ۱۳۶۴، نوبت دوم، ج ۳۸، ص ۳۳۵.
  27. پرش به بالا ابن ابی الحدید؛ شرح نهج البلاغه، تهران، اسماعیلیان، ج ۱۴، ص ۲۶۳.
  28. پرش به بالا سوره مؤمنون، آیه ۱۰۱.
  29. پرش به بالا سوره حجر، ۴۷.
  30. پرش به بالا سوره نساء، ۱۷۶.
  31. پرش به بالا محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمة، حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۱، صفحه ۷۴. النّاسُ إخـْوانٌ ؛ فمَنْ کانَتْ اُخُوّتُهُ فی غیرِ ذاتِ اللّه فهِی عَداوةٌ، و ذلک قولُهُ عزّوجلّ: «الأخِلاّءُ یومئذٍ بعضُهم لبعضٍ عدوٌّ إلاّ المتّقین». سوره زخرف، ۶۷.
  32. پرش به بالا مجلسی محمدباقر؛ بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تهران، دارالکتاب اسلامیه، ۱۳۶۴، نوبت دوم، ج ۶۸، ص۴۲۳. «صِلْ مَن قَطعک».
  33. پرش به بالا بحارالانوار، ج‌۵۸، ص‌۱۵۰; صحیح مسلم، ج‌۸‌، ص‌۵۴۳.
  34. پرش به بالا الکافى، ج‌۲، ص‌۶۶۸‌; ثواب الاعمال، ص‌۲۵۰.
  35. پرش به بالا ثواب‌الاعمال، ص‌۱۴۸; الامالى، ص‌۵۲۲.
  36. پرش به بالا مجلسی محمدباقر؛ بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تهران، دارالکتاب اسلامیه، ۱۳۶۴، نوبت دوم، جلد ۷۱، صفحه ۲۲۲.
  37. پرش به بالا همان، ج۳، صفحه ۱۶۷.
  38. پرش به بالا همان، صفحه ۱۵. «وَ أَمَّا حَقُّ أَخِیک - فَتَعْلَمُ أَنَّهُ یدُک الَّتِی تَبْسُطُهَا وَ...».
  39. پرش به بالا همان، ج ۶۷، ص ۲۴۲.
  40. پرش به بالا مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، ج‌۲، ص۱۲۳.
  41. پرش به بالا همان.
  42. پرش به بالا عبدالواحد، آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸، چاپ دوم، ص۴۱۶. «خَیرُ الْإِخْوَانِ أَقَلُّهُمْ مُصَانَعَةً فِی النَّصِیحَة».
  43. پرش به بالا همان، ص۴۱۷.
  44. پرش به بالا همان، «خَیرُ الْإِخْوَانِ مَنْ لَا یحْوِجُ إِخْوَانَهُ إِلَى سِوَاه‌».
  45. پرش به بالا همان، ص۴۱۵.
  46. پرش به بالا همان، «خیرُ إخْوانِک مَن واساک بخیرِهِ و خیرٌ مِنه مَن أغناک عن غیرِهِ».
  47. پرش به بالا همان، ص۴۲۳. «خیرُالإخْوانِ مَن کانتْ فی اللّه ِ مَودّتُهُ».
  48. پرش به بالا همان، ص۴۱۷. «خیرُالإخْوانِ مَن لَم تَکنْ علَى الدُّنیا اُخوّتُهُ».
  49. پرش به بالا همان، «خیرُالإخْوانِ مَن إذا فَقَدتَهُ لَم تُحبَّ البقاءَ بَعْدَهُ».
  50. پرش به بالا همان، «خیرُ إخْوانِک مَن سارَعَ إلى الخیرِ و جَذَبَک إلَیهِ و أمَرَک بالبِرِّ و أعانَک علَیهِ».
  51. پرش به بالا همان، «خیرُ إخْوانِک مَن دَعاک إلى صِدْقِ المَقالِ بصدقِ مقالِهِ و نَدَبک إلى أفضلِ الأعمالِ بحُسْنِ أعمالِهِ».
  52. پرش به بالا مجلسی محمدباقر؛ بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تهران، دارالکتاب اسلامیه، ۱۳۶۴، نوبت دوم، ج‌۷۱، ص۱۶۵. «شَرُّ الإخْوانِ مَن تُکلِّفَ لَهُ».
  53. پرش به بالا همان، ج‌۷۱، ص۱۹۱.
  54. پرش به بالا غررالحکم، ص ۴۱۸. «شَرّ الاَصْدِقَاءِ مَنْ تَکلَّفَ لَک شَرُّ إِخْوَانِک مَنْ أَحْوَجَک إِلَى مُدَارَاةٍ وَ أَلْجَأَک إِلَى اِعْتِذَارٍ التَّعَب».
  55. پرش به بالا مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۵۵. «أَثْقَلُ إِخْوَانِی عَلَیّ مَنْ یتَکلَّفُ لِی وَ أَتَحَفَّظُ مِنْهُ».

منابع


قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن