کربلا: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۱۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''کلیدواژه: کربلا، شهرهای اسلامی، آيه كهيعص، حائر، نواويس، حرم امام حسين عليه السلام، حرم ابوالفضل العباس عليه السلام، قتلگاه، تل زينبيه، حبيب بن مظاهر اسدى، ابراهيم مجاب، خيمه گاه، مقام امام مهدی عليه السلام، حر، الاخرس بن الكاظم عليه السلام، طفلان مسلم'''
+
«کربلا» محل شهادت [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] علیه السلام و اصحاب وفادارش در [[واقعه عاشورا]] (۱۰ [[ماه محرم|محرم]] ۶۱ ه.ق) است. در حال حاضر کربلا یکی از شهرهای مهم [[عراق]] و زیارتگاه مهم [[شیعه|شیعیان]] است.
 
+
[[پرونده:Karbala.jpg|left|thumb|تصویر هوایی از حرم امام حسین علیه السلام در شهر کربلا]]
مقدس ترين شهر [[عراق]] پس از [[نجف]] اشرف، كربلا است و آن تربتى است كه اجساد پاك و غرقه به خون [[شهيدان عاشورا]] و به ويژه سرور آنان و سيد جوانان اهل [[بهشت]]، [[ابا عبدالله الحسين]] عليه السلام و برادر باوفا و بزرگوارش ابوالفضل العباس علیه السلام را در خود جاى داده است. تاريخ شهر كربلا در دوران اسلامى از هنگام شهادت [[امام حسين]] عليه السلام آغاز مى شود و از آن هنگام تاكنون، اين شهر همواره در جان و [[روح]] و روان شيعيان و مؤمنان بوده و روز به روز بر آبادانى و وسعت آن افزوده شده است.<ref> اماکن زيارتي و سياحتي عراق، محمدرضا قمي، ص 42.</ref>
 
  
 
==موقعیت جغرافیایی کربلا==
 
==موقعیت جغرافیایی کربلا==
  
شهر مقدس كربلا در صد كيلومتري جنوب غربي [[بغداد]] واقع شده است. کربلا، در غرب رودخانه فرات، بر کناره صحرا و در ميان منطقه اي آبرفتي است که به «[[ارض السواد]]» نامور است. شهر انبار در شمال باختري، شهر باستانيِ بابل در شرق، صحراي غربي در سمت باختر و شهر بحيره پايتخت [[بني منذر]] در جنوب غربي آن قرار دارد.<ref> کربلا و حرم هاي مطهر، سلمان هادی آل طعمه، ص 21.</ref>
+
شهر مقدس کربلا در صد کیلومتری جنوب غربی [[بغداد]] واقع شده است. کربلا، در غرب رودخانه [[فرات]]، بر کناره صحرا و در میان منطقه ای آبرفتی است که به «ارض السواد» نامور است. شهر انبار در شمال باختری، شهر باستانی [[بابل]] در شرق، صحرای غربی در سمت باختر و شهر بحیره پایتخت بنی منذر در جنوب غربی آن قرار دارد.<ref> کربلا و حرم های مطهر، سلمان هادی آل طعمه، ص ۲۱.</ref>
  
==کربلا در قرآن==
+
==لغت کربلا==
  
* «فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى  إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ».<ref> [[سوره قصص]]، آیه 30.</ref>
+
در اینکه لغت کربلا از کجا پیدا شده است. حرف‌های بسیار گفته‌اند:
  
به سند معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: بقعه هاى زمين بر يكديگر فخر كردند، پس زمين [[كعبه]] فخر كرد بر زمين كربلا، و حق تعالى به آن [[وحى]] فرستاد كه: ساكت شو و فخر مكن بر زمين كربلا كه آن بقعه مباركى است كه ندا كردم موسی ([[حضرت موسی]] علیه السلام) را در آن جا از درخت.
+
*الف: بعضی معتقدند ریشه کربلا، از کلمه «کَربَلَه» گرفته شده و کربله یعنی به سستی گام برداشتن، یا سست شدن گام‌ها. عرب‌ها هرگاه بخواهند از بی‌حال و با کسالت راه رفتن کسی حکایت کنند، می‌گویند: جاء یمْشی مکربلاً؛ یعنی آمد در حالی که به سستی گام بر‌می‌داشت.
 +
*ب: کربلا از «کِربال» گرفته شده و کربال یعنی غربال و تمیز و پاک کردن. گفته می‌شود: کربلتُ الحنطة؛ یعنی گندم را غربال کردم و آن را از خاک و خاشاک پاک گردانیدم. به کربلا نیز به خاطر این کربلا گفته‌اند که زمینی بود خالی از ریگ و سنگ و بدون درخت یا گیاهان هرز و مزاحم، گویی ‌که کشاورزی آن را پاک کرده و برای کشت آماده کرده است.
 +
*ج: کربلا، از دو واژه آشوری «کرب» و «ایلا» ترکیب یافته است؛ یعنی حرم خدا و خانه خدایگان.
 +
*د: این کلمه در اصل فارسی بوده و از دو کلمه «کار» و «بالا» گرفته شده؛ یعنی کار آسمانی و ارزشمند؛ به عبارتی جایگاه [[نماز]] و نیایش.
 +
*ه: در اصل «کُوَر بابل» بوده؛ یعنی روستاهای شهر بابل.
 +
*و: توسط خود حضرت [[سیدالشهداء|سیدالشهدا]] و پدرش [[امام علی علیه السلام|علی]] و جدش [[پیامبر اسلام|پیامبر خدا]]، کربلا به کرب و بلا، یعنی درد و بلا و امتحان و ابتلا تفسیر شده است. ادبا و شعرای [[شیعه]] نیز همین تفسیر را برگزیده‌اند، به عنوان نمونه، سالار شاعران شیعی، [[سید حمیری|سید اسماعیل حِمْیری]] از کربلا چنین یاد می‌کند:
 +
{{بیت|کربلا یا دارُ کربٍ وَ بلا | وبها سبط النبی قد قتلا}}
  
در [[حدیث]] معتبر ديگر فرمود كه: شاطى وادى ايمن كه خدا ياد كرده است در [[قرآن]]، فرات است؛ و بقعه مباركه، كربلا است؛ و درخت نوربخش كه او ديد، نور محمد صلى الله عليه و آله و سلم بود كه در آن وادى بر او ظاهر گرديد.<ref> [[حيوة القلوب]]، ج  1، ص: 607.</ref>
+
و بزرگ اندیشمند شیعی، مرحوم [[سید رضی]] این‌گونه می‌سراید:
  
* «كهيعص».<ref> [[سوره مريم]]، آیه 1.</ref>
+
{{بیت|کربلا لاَزِلْتِ کرباً و بلا|ما لقی عندکِ آل المصطفی}}
 +
{{بیت|کم علی تربکِ، لما صرعوا|مِنْ دمٍ سال و مِن دمع‌ جری}}
  
بسياري از مفسران [[قرآن کریم]] معتقدند كه آيه «كهيعص» كه از حروف رمزي و مقطعه در قرآن است به ماجراي كربلا و [[شهادت]] [[امام حسين]] علیه السلام اشاره كرد. دليل اين مفسران بر ارتباط آيه «كهيعص» با ماجراي كربلا، روايتي از «[[سعد بن عبدالله قمي]]» است كه در كتب روايي از جمله «[[كمال ‌الدين و تمام النعمة]]» [[شيخ صدوق]] (متولد نيمه اول قرن چهارم هجري) و «[[الاحتجاج]]»‌ مرحوم [[طبرسی]] (متولد نيمه اول قرن ششم هجري) آمده است. از كتاب ‌هاي متأخر نيز مي‌توان به «[[تفسير البرهان]]» [[سيد هاشم بحرانى]] و «[[بحارالانوار]]» [[علامه مجلسی]] اشاره كرد كه اين روايت در آن‌ها ذكر شده است.
+
ای کربلا! تو همیشه انبوهی از اندوه و بلا را به یاد می‌آوری، به سبب آنچه که در خاک تو به آل پاک [[پیامبر اسلام|محمد مصطفی]] رسید. هنگامی که کشته شدند چه خون‌ها که ریخته شد و چه اشک‌ها که جاری گردید.
  
بر پايه اين گزارش،‌ سعد بن عبدالله قمي نقل مي‌كند كه در خدمت [[امام حسن عسکری]] علیه السلام بودم و فردي از تأويل آيه كهيعص سئوال كرد. امام عسكري علیه السلام فرمود كه از فرزندم «مهدي» پاسخ را دريافت كنيد. آن ‌گاه امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف فرمودند: «هذه الحروف من أنباء الغيب، أطلع الله عليها عبده زكريا عليه‌السلام، ثم قصها على محمد صلى ‌الله عليه و آله، و ذلك أن زكريا سأل ربه أن يعلمه أسماء الخمسة، فأهبط عليه جبرئيل فعلمه إياها، فكان زكريا إذا ذكر محمداً و علياً و فاطمة والحسن سُرِّي عنه همّه، وانجلى كربّه، و إذا ذكر الحسين خنقته العبرة و وقعت عليه البهرة! فقال ذات يوم: يا إلهي! ما بالي إذا ذكرت أربعا منهم تسليت بأسمائهم من همومي، و إذا ذكرت الحسين تدمع عيني و تثور زفرتي؟! فأنبأه الله تعالى عن قصته، و قال: (كهيعص) فالكاف اسم كربلاء، والهاء هلاك العترة، والياء يزيد و هو ظالم الحسين عليه ‌السلام، والعين عطشه، والصاد صبره.»
+
==نامهای دیگر کربلا==
  
ماجرا از اين قرار است كه [[حضرت زکریا]] علیه السلام از پروردگارش درخواست كرد كه «[[اسماء خمسه طيبه ]]» را به وي بياموزد. خداوند متعال، [[جبرئيل]] امين را بر او فروفرستاد و آن اسماء را به او تعليم داد.
+
از کربلا، با نام ‌های بسیار یاد شده که به بیش از بیست نام می‌رسد:
  
حضرت زكريا علیه السلام هنگامي كه نام هاي محمد صلی الله و علیه و آله سلم، علي علیه السلام، فاطمه سلام الله علیها و حسن علیه السلام را ياد مي كرد، اندوه و ناراحتي‌اش برطرف مي شد و گرفتاريش از بين مي رفت. امام هنگامي كه از حسين علیه السلام ياد مي كرد، بغض گلويش را مي فشرد و مبهوت مي شد. به همين دليل روزي از خداوند سبب اين اندوه و ناراحتي را جويا شد و گفت: بارالها! چرا وقتي آن چهار نفر را ياد مي كنم، آرامش مي يابم و اندوهم برطرف مي شود، اما وقتي حسين را ياد مي كنم، اشكم جاري و ناله ام بلند مي شود؟
+
*'''حائر'''؛ پس از کربلا، حائر بیش از دیگر نام‌ها، دارای اهمیت بوده و از کربلا در کتاب‌های [[فقه|فقهی]] بیشتر با همین نام، یاد می‌شود و [[فقها]] مسائل ویژه‌ای را که درباره حائر و [[احکام]] و حدود آن می‌باشد، در ذیل همین عنوان بررسی می‌کنند.
  
خداي تعالي او را از داستان شهادت [[امام حسين]] علیه السلام آگاه كرد و فرمود: «كهيعص »! «ك» نام كربلا و «ه» اشاره به كشته ‌شدن عترت طاهره دارد. «ي» اشاره به نام يزيد دارد كه بر حسين علیه السلام ظلم كرد و «ع» اشاره به عطش و تشنگي آن امام و «ص» نيز نشان صبر و مقاومت ايشان است.<ref> قاموس [[قرآن]]، ج  6، ص: 165.</ref>
+
*'''حیر'''، مخفف همان حائر است،‌ حیر یا حائر جایی است که آب در آن جا حیران می‌ماند و به دور خود می‌پیچد و [[گودال قتلگاه]] [[امام حسین]] علیه السلام در همین مکان مقدس واقع شده و جسد انورش نیز در آن جا مدفون است.
  
==کربلا در روایات==
+
*'''[[نواویس]]'''، پیش از [[اسلام]] نام گورستانی بود که [[مسیحیت|مسیحیان]]، مردگان خود را در آن جا دفن می‌کردند. جالب این که پیشوای شهیدان حضرت اباعبدالله علیه السلام در ضمن یکی از خطبه‌های معروفش این واژه را آن گاه که از حریم جدش خارج شده بود، بکار برد: «خُطَّ المَوتُ عَلَی وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلَی جِیدِ الْفَتاة، وَ ما أَوْلَهَنی إلی أَسْلاَفی اشتیاق یعقوبَ إلَی یوسُفَ وَ خُیّرَ لی مَصْرَعٌ أَنَا لاَقِیهِِ، کَأَنّی بأَوصَالِی تَتَقَطَّعُهَا عُسْلاَنُ الْفَلَواتِ، بَینَ النَّواوِیس وَ کَرْبَلاءَ...».<ref>بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۶۶.</ref> [[مرگ]] برای فرزندان [[حضرت آدم علیه السلام|آدم]] چه زیبا نوشته شده است! نوشتاری که در لطافت به نقشی می‌ماند که گردن‌بند، در گردن دخترکان جوان می‌کشد و من برای سرکشیدن جام جان‌بخش شهادت و به دیدار صالحان سلف، همان قدر مشتاقم که [[حضرت یعقوب علیه السلام|یعقوب]] به دیدار پسرش [[حضرت يوسف علیه السلام|یوسف]]. دست تقدیر الهی، برای من قتلگاهی برگزیده است که من به دیدارش خواهم شتافت، می‌بینم که به همین زودی‌ها گرگ‌های گرسنه نواویس و کربلا مرا در محاصره انداخته، بند بند اعضای بدنم را از هم جدا می‌کنند.
  
* عن النبى صلی الله علیه و آله قال: «...و هى اطهر بقاع الارض و اعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة»: كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه ها است و الحق كه كربلا از بساط هاى [[بهشت]] است.<ref> [[بحارالانوار]]، ج 98، ص 115 و نيز [[كامل الزيارات]]، ص 264.</ref>
+
*'''طف الفرات'''، کنار [[فرات]].
 +
*'''[[طفّ]]'''.
 +
*'''شاطئ‌ ‌الفرات'''، این هر سه اسم تقریباً به یک معنی است و طفّ به سرزمینی که مشرف به دریا باشد، یا در کنار رودخانه قرار گیرد، اطلاق می‌شود. سرزمین کربلا را به خاطر چند چشمه‌ای که در آن بوده و کربلا را در کنار خویش گرفته بودند طف گفته‌اند. چشمه‌هایی مانند: قطقطانیه، رهیمه، عین الجمل و [[نهر علقمه|نهر علقم]].
 +
*[[نینوا|نینوا]]، از نام‌های معروف و قدیمی کربلاست.
 +
*'''موضع البلاء''' یا موضع الابتلاء.
 +
*'''محل الوفاء'''.
 +
*'''[[غاضریه|غاضریه]]'''.
 +
*'''ماریه'''.
 +
*'''[[قصر مقاتل|قصر بنی ‌مقاتل]]'''.
 +
*'''عقر بابل'''.
 +
*'''عمورا'''.
 +
*'''صفورا'''.
 +
*'''نوائح'''، یعنی ناله‌ها و نوحه‌ها.
 +
*'''شفاثا'''، که در عرف مردم «شثاثه» خوانده می‌شود. (بعضی «شفیه» نقل کرده‌اند.)<ref>بنگرید: تراث کربلا، ص ۲۰.</ref>
 +
*'''مدینة الحسین'''.
 +
*'''مشهد الحسین'''.
 +
*'''بقعه مبارکه'''.<ref> سیمای کربلا حریم حریت، محمد صحتی سردرودی، ص ۱۱-۱۶.</ref>
  
* قال رسول الله صلى الله عليه و آله: «يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان»: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد [[اسلام]] بوده است، چنان كه خدا ياران مومن [[حضرت نوح]] علیه السلام را در همان جا از طوفان نجات داد.<ref> كامل الزيارات، ص 269، باب 88، ح 8.</ref>
+
==کربلا در قرآن==
  
* [[امام صادق]] عليه السلام فرمود: «أن أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...»: سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آن ها قداست و شرافت بخشيد.<ref> بحارالانوار، ج 98، ص 109 و نيز كامل الزيارات، ص 269.</ref>
+
*'''سوره قصص آیه ۳۰:'''
  
* امام صادق عليه السلام فرمود: «ليس نبى فى السموات والارض و ألا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين عليه السلام ففوج ينزل و فوج يعرج»: هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مى خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به [[زيارت امام حسين]] عليه السلام مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آن جا عروج كنند.<ref> [[مستدرك الوسائل]]، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111.</ref>
+
«{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتاها نُودِی مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَیمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبارَکةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ یا مُوسى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ}}».<ref> [[سوره قصص]]، آیه ۳۰.</ref> چون موسی به آن آتش نزدیک شد به او از جانب راست آن وادی در آن بارگاه مبارک از آن درخت (مقدس) ندایی رسید که ای موسی منم خدای یکتا پروردگار جهانیان.
  
* امام صادق علیه السلام فرمود: «ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرما»: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و بابركت قرار داد پيش از آن كه [[مکه]] را حرم قرار دهد.<ref> كامل الزيارات، ص 267 بحار، ج 98، ص 110.</ref>
+
به [[سند حدیث|سند]] معتبر از حضرت [[امام صادق]] علیه السلام منقول است که: بقعه هاى زمین بر یکدیگر فخر کردند، پس زمین [[کعبه]] فخر کرد بر زمین کربلا، و حق تعالى به آن [[وحى]] فرستاد که: ساکت شو و فخر مکن بر زمین کربلا که آن بقعه مبارکى است که ندا کردم [[حضرت موسی علیه السلام|موسی]] را در آن جا از درخت. در [[حدیث]] معتبر دیگر فرمود که: شاطى وادى ایمن که خدا یاد کرده است در [[قرآن]]، رود [[فرات]] است؛ و بقعه مبارکه، کربلا است؛ و درخت نوربخش که او دید، نور [[پیامبر اسلام|محمد]] صلى الله علیه و آله و سلم بود که در آن وادى بر او ظاهر گردید.<ref> [[حیوة القلوب]]، ج ۱، ص: ۶۰۷.</ref>
  
* [[امام سجاد]] عليه السلام فرمود: «تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيدالشهداء و سيد شباب اهل الجنة»: زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى درخشد و ندا مى دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان [[بهشت]] را دربرگرفته است.<ref> ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.</ref>
+
*'''آیه «کهیعص»:'''
  
==نام های دیگر کربلا==
+
مطابق روایتی از «سعد بن عبدالله قمی» که در کتب روایی از جمله «[[کمال الدین و تمام النعمه (کتاب)|کمال ‌الدین و تمام النعمه]]» [[شیخ صدوق]] (م، ۳۸۱ ق) و «[[الاحتجاج]]»‌ مرحوم [[ابومنصور طبرسی|طبرسی]] (قرن ششم هجری) آمده است، [[آیه|آیه]] «[[کهیعص]]»'''<ref> [[سوره مریم]]، آیه ۱.</ref>''' که از [[حروف مقطعه]] و رمزی در قرآن است، حروفی است که به [[حضرت زکریا علیه السلام|حضرت زکریا]] علیه السلام آموخته شده است و به صورت رمزی اشاره به آن واقعه دارد.<ref> قاموس قرآن، ج  ۶، ص: ۱۶۵.</ref>
  
از کربلا، با نام ‌هاي بسيار ياد شده که به بيش از بيست نام مي‌رسد:
+
==کربلا در روایات==
  
* کربلا، نامي که هيچ مکاني در شهرت و قداست به پايش نمي‌رسد و در تفسير اين کلمة کمال آفرين، حرف‌هاي بسيار گفته‌اند:
+
*عن النبى صلی الله علیه و آله قال: «...و هى اطهر بقاع الارض و اعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة»: کربلا پاکترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ها است و الحق که کربلا از بساط هاى [[بهشت]] است.<ref> [[بحارالانوار]]، ج ۹۸، ص ۱۱۵ و نیز [[کامل الزیارات]]، ص ۲۶۴.</ref>
  
الف: بعضي معتقدند ريشة کربلا، از کلمة «کَربَلَه» گرفته شده و کربله يعني به سستي گام برداشتن، يا سست شدن گام‌ها. عرب‌ها هرگاه بخواهند از بي‌حال و با کسالت راه رفتن کسي حکايت کنند، مي‌گويند: جادَ يَمْشي مکربلاً؛ يعني آمد در حالي که به سستي گام بر‌مي‌داشت.
+
*قال [[رسول الله]] صلى الله علیه و آله: «یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین آمنوا مع نوح فى الطوفان»: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد [[اسلام]] بوده است، چنان که خدا یاران مومن [[حضرت نوح]] علیه السلام را در همان جا از طوفان نجات داد.<ref> کامل الزیارات، ص ۲۶۹، باب ۸۸، ح ۸.</ref>
  
ب: کربلا از «کِربال» گرفته شده و کربال يعني غربال و تميز و پاک کردن. گفته مي‌شود: کربلتُ الحنطة؛ يعني گندم را غربال کردم و آن را از خاک و خاشاک پاک گردانيدم. به کربلا نيز به خاطر اين کربلا گفته‌اند که زميني بود خالي از ريگ و سنگ و بدون درخت يا گياهان هرز و مزاحم، گويي ‌که کشاورزي آن را پاک کرده و براي کشت آماده کرده است.
+
*[[امام صادق]] علیه السلام فرمود: «أن أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى...»: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آن ها قداست و شرافت بخشید.<ref> بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۹ و نیز کامل الزیارات، ص ۲۶۹.</ref>
  
ج: کربلا، از دو واژة آشوري «کرب» و «ايلا» ترکيب يافته است؛ يعني حرم خدا و خانه خدايگان.
+
*امام صادق علیه السلام فرمود: «لیس نبى فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج»: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به [[زیارت امام حسین]] علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آن جا عروج کنند.<ref> [[مستدرک الوسائل]]، ج ۱۰، ص ۲۴۴ به نقل از کامل الزیارات، ص ۱۱۱.</ref>
  
د: اين کلمه در اصل فارسي بوده و از دو کلمة «کار» و «بالا» گرفته شده؛ يعني کار آسماني و ارزشمند؛ به عبارتي جايگاه [[نماز]] و [[نيايش]].
+
*امام صادق علیه السلام فرمود: «ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرما»: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و بابرکت قرار داد پیش از آن که [[مکه]] را حرم قرار دهد.<ref> کامل الزیارات، ص ۲۶۷ بحار، ج ۹۸، ص ۱۱۰.</ref>
  
ه: در اصل «کُوَر بابل» بوده؛ يعني روستاهاي شهر بابل.
+
*[[امام سجاد]] علیه السلام فرمود: «تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة»: زمین کربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى درخشد و ندا مى دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان [[بهشت]] را دربرگرفته است.<ref> ادب الطف، ج ۱، ص ۲۳۶، به نقل از کامل الزیارات، ص ۲۶۸.</ref>
 +
*در مورد [[حضرت آدم]] علیه السلام، در حدیثی نوشته‌اند که چون از [[فردوس]] برین رانده شد و به زمین هبوط کرد، روزی از روزها در این خراب آباد می‌گشت که گذرش به صحرای کربلا افتاد. در اثر لغزش به زمین افتاد و خون از پایش جاری گردید، روی به حضرت حق کرده، گفت: خدایا! چرا چنین شد؟! نکند باز قصوری از من سر زده باشد! ندا رسید: نه، گناهی از تو سر نزده، بلکه این جا کربلا است؛ جایی که در آن جا پسر تو [[امام حسین علیه السلام|حسین]] را می‌کشند و به او رحم نمی‌کنند. آدم گفت: آیا حسین پیامبر است؟‌ ندا رسید: نه، بلکه فرزند پیامبر است. آدم پرسید: قاتلش کیست؟ حضرت حق پاسخ داد: قاتل او [[یزید بن معاویه|یزید]] باشد که در آسمان‌ها و زمین مورد [[لعن]] و نفرین است. در این هنگام بود که آدم چهار نوبت بر یزید لعنت کرد.
 +
*در حدیثی آمده است: روزی ام الفضل به محضر [[پیامبر اسلام|پیامبر خدا]] صلی الله علیه و آله مشرف شده، عرض می‌کند: ای پیامبر خدا، شب خواب عجیبی دیدم، حضرت پرسید: چه دیدی؟ عرض کرد گفتنش برایم سخت است... دیدم که گویی پاره‌ای از تن شریفتان جدا شد و در آغوش من افتاد! پیامبر فرمود: خیر دیدی. ان شاء الله دخترم [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمه]] پسری به دنیا خواهد آورد و تو آن را در آغوشت جای خواهی داد. چیزی نگذشت که فاطمه حسین را به دنیا آورد و چنان که پیامبر فرموده بود، من او را در آغوش گرفته، به خدمت حضرتش آوردم. پیامبر تا نوزاد را دید، گریست؛ به گونه‌ای که چشمانش پر از اشک شد! پرسیدم: یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت باد! شما را چه شده است، چرا گریه می‌کنید؟ فرمود: [[جبرئیل]] برایم خبر آورد که این فرزندم را امتم بزودی خواهند کشت! پرسیدم: همین نوزاد را؟ فرمود: آری، جبرئیل خبر داد و مشتی نیز از خاک سرخ کربلا را برایم آورد.
 +
*و در [[حدیث]] دیگری است که جبرئیل مشتی از [[تربت امام حسین علیه السلام|تربت حسین]] را نزد پیامبر آورد؛ تربتی که بوی مشک خاص و خوشبو از آن به مشام می‌رسید و آن را به پیامبر داد و عرض کرد: ای حبیب خدا! این تربت فرزندت حسین، پسر فاطمه است. چیزی نمی‌گذرد که او را در سرزمین کربلا مردمانی نفرین شده خواهند کشت.
 +
*در روایتی نیز نقل شده که در نخستین سالروز تولد [[امام حسین]] علیه السلام، دوازده هزار فرشته با هیئتی خاص و در حالتی مخصوص به پیشگاه پیامبر نازل شده، عرض کردند: ای محمد، بزودی آن چه از دست [[قابیل|قابیل]] به [[هابیل|هابیل]] رسید، به فرزندت حسین می‌رسد. و آن روز (یعنی اولین سالروز تولد امام حسین علیه السلام) فرشته‌ای در آسمان نماند مگر آن ‌که به حضور حضرت رسول صلی الله علیه و آله شرفیاب شدند و او را به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] فرزندش حسین تسلیت و تبریک گفتند و هر یک به عنوان تحفه، مشتی از خاک کربلا را به پیشگاه پیامبر آورده بودند. در دومین سالگرد ولادت حسین نیز این برنامه تکرار شد و پیامبر که آن روز در سفر بود، به همراهان خویش در رابطه با کربلا و شهادت فرزندش حسین سخن گفت و پس از بازگشت از سفر نیز به منبر رفت و در حالی که یک دستش را بر سر حسینش نهاده بود و دست دیگر را به سوی آسمان گرفته بود فرمود: «پروردگارا! شهادت فرزندم حسین را مبارک گردان و او را سالار شهیدان قرار ده، {{متن قرآن|«...إِنَّکَ عَلَی کُلّ شَیءٍ قَدِیر»}}. و پیامبر بارها و بارها از کربلا می‌گفت و نسبت به تکرار بیان این حدیث حیات ‌بخش اصرار و پافشاری داشت.
 +
*[[ام سلمه]]، از زنان [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله می‌گوید: روزی از روزها پیامبر در خانه من بود و حسن و حسین در برابر چشمان پیامبر، مشغول بازی بودند که فرشته [[وحی]] فرود آمد و در حالی که با دست به امام حسین علیه السلام اشاره می‌کرد، عرض کرد: ای محمد، پس از تو امتت این فرزندت را می‌کشند... پیامبر پس از شنیدن این خبر گریست و او را در آغوش خویش فشرد، سپس [[جبرئیل]] مشتی از خاک کربلا را به پیامبر داد و حضرت آن را می‌بویید و می‌فرمود: چه بویی دارد! بوی بلا و ابتلا می‌دهد. آن گاه رو به من کرده، فرمود: ام سلمه! این خاک را از من بگیر و امانت نگهدار، هرگاه دیدی این خاک به خون تبدیل شد، بدان که فرزندم حسین را کشته‌اند. پس آن را از پیامبر گرفتم و در میان شیشه‌ای قرار دادم و هر روز که چشمم به آن شیشه می‌افتاد، بی‌اختیار می‌گفتم: روزی که این خاک، خون شود، به راستی که روز عظیمی خواهد بود و چنان نیز شد.
 +
*[[امام باقر]] علیه السلام از پدرش [[امام سجاد]] علیه السلام نقل می‌کند که وقتی [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان]] از کربلا عبور می‌کرد، در توصیف آن سرزمین فرمود: «این جا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است. شهیدانی که نه در گذشته مانند آنان وجود داشته و نه در آینده وجود خواهد داشت».
 +
*در [[حدیث]] دیگر، به عبارت دیگری نقل شده است که شخصی به نام [[هرثمة بن ابی مسلم|هرثمه بن سلیم]] می‌گوید: «ما در [[جنگ صفین]] با [[امام علی علیه السلام|علی]] بودیم، زمانی که حضرت به صحرای کربلا رسید، از اسب پیاده شده احرام [[نماز]] بست و ما نیز پشت سر حضرت نماز را با جماعت خواندیم. پس از آن که نماز تمام شد، امیرمؤمنان را دیدیم که از خاک کربلا برداشته و آن را استشمام می‌کند و می‌فرماید: چه خوشبویی ای خاک! قومی از تو،‌ در روز [[قیامت]] بپا خواهند خاست که بدون حساب و بی هیچ درنگی به [[بهشت]] خواهند رفت...».<ref> سیمای کربلا حریم حریت، محمد صحتی سردرودی، ص ۴۵.</ref>
  
و: توسط خود حضرت سيدالشهدا و پدرش علي و جدش پيامبر خدا، کربلا به کرب و بلا؛ يعني درد و بلا و امتحان و ابتلا تفسير شده است. ادبا و شعراي [[شيعه]] نيز همين تفسير را برگزيده‌اند، به عنوان نمونه، سالار شاعران شيعي، سيد اسماعيل حِمْيَري از کربلا چنين ياد مي‌کند:
+
==زیارتگاه‌هاى کربلا==
  
{{متن قرآن|کربلا يا دارُ کربٍ وَ بلا|وبها سبط النبيّ قد قتلا}}
+
مهمترین اماکن زیارتى کربلا عبارتند از:
  
و بزرگ انديشمند شيعي، مرحوم [[سيد رضی]] اين‌گونه مي‌سرايد:
+
*'''[[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین]] علیه السلام'''، که به همراه [[حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام|حرم ابوالفضل العباس]] علیه السلام و فضاهاى پیرامون این دو جایگاه، هسته مرکزى شهر را تشکیل مى دهند. حرم مطهر بیش از دو متر از سطح شهر پایین تر است، از این رو تعداد زیادى پله زائران را از دروازه ها به درون صحن هدایت مى کند. ساختمان کنونى حرم [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] از ساخته هاى دوره [[صفویه|صفوى]] و عثمانى و قاجار است. حرم مطهر از گنبدى بزرگ و مطلا تشکیل شده که بر روى گنبد خانه اى وسیع و چندین رواق و یک [[مسجد]] بزرگ و صحنى فراخ است که تمامى این مجموعه را دربرمى گیرد. گنبد طلا از ساخته هاى دوران صفویه است و طلا کارى آن به دستور آغا محمدخان قاجار انجام گرفته است. در زیر گنبد، [[ضریح|ضریح]] نقره اى و بزرگ و چند ضلعى قرار دارد که قسمت عمده فضاى گنبد خانه را اشغال کرده و درون آن قبر مطهر امام حسین علیه السلام و دو فرزندش [[حضرت على اصغر]] و [[حضرت علی اکبر علیه السلام|حضرت على اکبر]] جاى دارد. در سمت شرق ضریح مطهر حضرت، فضایى است که در جنوب آن پنجره اى نقره اى قرار دارد. این جا آرامگاه قسمت اعظم [[شهدای کربلا|شهیدان واقعه کربلا]] است که همگى آنان پیرامون آن پنجره و فضاهاى اطراف پراکنده و مدفون هستند. گرداگرد گنبد خانه را چهار رواق دربرگرفته است. حرم مطهر داراى ایوانى است که قسمتى از آن با خشت هاى طلا پوشیده شده و بخش هاى دیگر آن با کاشى معرق و نفیس [[اصفهان]] تزیین یافته است. سقف بلند ایوان را مجموعه اى از ستون هاى مرمرین، تراش هنرمندان اصفهانى نگاه داشته است.
  
{{بیت|کربلا لاَزِلْتِ کرباً و بلا|ما لقي عندکِ آل المصطفي}}
+
*'''[[گودال قتلگاه|قتلگاه]]'''، جایگاهى است در نزدیکى آرامگاه [[حبیب بن مظاهر اسدى]] که بنابر گفته روایات، امام حسین علیه السلام در آن جا به شهادت رسید و بعدها به جایگاه کنونى منتقل شد و دفن گردیده اند.
{{بیت|کم علي تربکِ، لما صرعوا|مِنْ دمٍ سال و مِن دمع‌ جري}}
 
  
اي کربلا! تو هميشه انبوهي از اندوه و بلا را به ياد مي‌آوري، به سبب آنچه که در خاک تو به آل پاک محمد مصطفي رسيد. هنگامي که کشته شدند چه خون‌ها که ريخته شد و چه اشک‌ها که جاري گرديد.
+
*'''[[تل زینبیه|تل زینبیه]]'''، در فاصله ۲۰ مترى از سمت غرب صحن مطهر، تپه اى به ارتفاع ۵ متر وجود دارد که امروزه بر روى آن اتاقى ساخته شده است، این تپه به نام «تل زینبیه» یا تپه [[حضرت زینب]] علیهاالسلام مشهور است و بنا به نقل مورخان، تپه اى بوده است که در [[روز عاشورا]] حضرت زینب سلام الله علیها بر روى آن مى رفته و از سیر وقایع جنگ آگاهى مى یافته اند.
  
* حائر؛ پس از کربلا، حائر بيش از ديگر نام‌ها، داراي اهميت بوده و از کربلا در کتاب‌هاي فقهي بيشتر با همين نام، ياد مي‌شود و فقها مسائل ويژه‌اي را که درباره حائر و [[احکام]] و حدود آن مي‌باشد، در ذيل همين عنوان بررسي مي‌کنند.
+
*'''حرم [[حضرت عباس علیه السلام|ابوالفضل العباس]] علیه السلام'''، این حرم در فاصله ۳۵۰ مترى شمال شرقى [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین]] علیه السلام قرار گرفته و داراى قبه و بارگاه شکوهمندى است که جسد پاک این سردار رشید و یار وفادار امام حسین علیه السلام را دربرگرفته است. ساختمان داراى گنبدى طلایى است که بر روى گنبد خانه اى کوچکتر از حرم امام حسین علیه السلام قرار دارد. گرداگرد قبر مطهر را چهار رواق و صحن فراخ و وسیعى به همراه ایوان زیبا دربرگرفته است. ضریح زیباى آن حضرت به دستور مرحوم آیة الله العظمى [[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]] در سال ۱۹۶۵ میلادى در اصفهان ساخته شد.
  
* حير، مخفف همان حائر است،‌ حير يا حائر جايي است که آب در آن جا حيران مي‌ماند و به دور خود مي‌پيچد و گودال قتلگاه [[امام حسين]] علیه السلام در همين مکان مقدس واقع شده و جسد انورش نيز در آن جا مدفون است.
+
*'''آرامگاه [[حبیب بن مظاهر اسدی|حبیب بن مظاهر اسدى]]'''، او یکى از شهداى [[روز عاشورا]] است که در سن ۸۰ سالگى به یارى امام حسین علیه السلام شتافت و شهید گردید و در فاصله ۱۰ مترى از ضریح مطهر و در رواق جنوب غربى مدفون است و داراى ضریح کوچکى است.
  
* نواويس، پيش از [[اسلام]] نام گورستاني بود که مسيحيان، مردگان خود را در آن جا دفن مي‌کردند. جالب اين که پيشواي شهيدان حضرت اباعبدالله علیه السلام در ضمن يکي از خطبه‌هاي معروفش اين واژه را آن گاه که از حريم جدش خارج شده بود، بکار برد:
+
*'''آرامگاه [[سید ابراهیم مجاب|سید ابراهیم مجاب]]'''، وى امام زاده والا مقام و عظیم الشان و داراى نسل مبارکى است. او ابراهیم فرزند محمدالعابد فرزند [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسى بن جعفر]] علیه السلام است که در این بقعه مطهر دفن شده است و بنا به نوشته مورخان، بسیارى از [[سادات]] و بزرگان پیرامون او مدفونند. آرامگاه او در رواق حرم مطهر و در گوشه شمال غربى آن است.
  
«خُطَّ المَوتُ عَلَی وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلَی جِيدِ الْفَتاة، وَ ما أَوْلَهَني إلی أَسْلاَفي اشتياق يعقوبَ إلَی يُوسُفَ وَ خُيِّرَ لي مَصْرَعٌ أَنَا لاَقِيهِِ، کَأَنّي بأَوصَالِي تَتَقَطَّعُهَا عُسْلاَنُ الْفَلَواتِ، بَيْنَ النَّواوِيس وَ کَرْبَلاءَ...». ([[بحارالانوار]]، ج 44، ص 366)
+
*در سرتاسر صحن و حجره هاى گرداگرد آن و رواق ها، بسیارى از بزرگان در طول تاریخ دفن شده اند، برخى از این حجره ها به نام شخصیتى که در داخل آن دفن شده، مشهور است، همچون آخرین مقبره اى که در جنوب سمت مشرق قرار دارد و مدفن بسیارى از علماى دین مى باشد که مشهورترین آن ها مرحوم آیة الله [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمد تقى شیرازى]] است که در سال ۱۹۲۰ میلادى، رهبرى انقلاب مردم بر ضد دولت انگلیس را بر عهده داشت. از دیگر مشاهیر مدفون در این بقعه مطهر، [[امیر کبیر|میرزا محمدتقى خان امیرکبیر]] است که پس از به قتل رسیدنش در [[کاشان]]، به کربلا منتقل و در مقبره اى در رواق شرقى حرم مطهر دفن گردید. همچنین قاجاریه نیز در رواق شمالى، داراى مقبره اى هستند که جمعى از آنان در آن جا مدفونند.
  
[[مرگ]] براي فرزندان آدم چه زيبا نوشته شده است! نوشتاري که در لطافت به نقشي مي‌ماند که گردن‌بند، در گردن دخترکان جوان مي‌کشد و من براي سرکشيدن جام جان‌بخش شهادت و به ديدار صالحان سلف، همان قدر مشتاقم که يعقوب به ديدار پسرش يوسف، دست تقدير الهي، براي من قتلگاهي برگزيده است که من به ديدارش خواهم شتافت، مي‌بينم که به همين زودي‌ها گرگ‌هاي گرسنه نواويس و کربلا مرا در محاصره انداخته، بند بند اعضاي بدنم را از هم جدا مي‌کنند.
+
*'''[[خیمه گاه کربلا|خیمه گاه]]'''، در جنوب صحن مطهر امام حسین علیه السلام و در فاصله ۲۵۰ مترى واقع است. (بنا به نقل مورخان، محل برافراشته شدن خیمه ها و چادرهاى [[سیدالشهداء]] علیه السلام و یاران او بوده است). امروزه جایگاه خیمه ها را با ساختمان سازى به تصویر کشیده اند.
  
* طف الفرات، کنار فرات.
+
*'''مقام [[امام مهدی]] علیه السلام'''، در میان نخلستان هاى کرانه رودخانه [[فرات]] که این شاخه رودخانه به نام «[[نهر علقمه]]» مشهور است، از شمال کربلا مى گذرد و آن جایگاهى است منسوب به [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت حجت]] علیه السلام که مردم در آن به [[نماز]] مى پردازند.
* طف.
 
* شاطئ‌ ‌الفرات، اين هر سه اسم تقريباً به يک معني است و طف به سرزميني که مشرف به دريا باشد، يا در کنار رودخانه قرار گيرد، اطلاق مي‌شود. سرزمين کربلا را به خاطر چند چشمه‌اي که در آن بوده و کربلا را در کنار خويش گرفته بودند طف گفته‌اند. چشمه‌هايي مانند: قطقطانيه، رهيمه، عين الجمل و نهر علقم.
 
* نينوا، از نام‌هاي معروف و قديمي کربلاست.
 
* موضع البلاء يا موضع الابتلاء.
 
* محل الوفاء.
 
* غاضريه.
 
* ماريه.
 
* قصر بني ‌مقاتل.
 
* عقر بابل.
 
* عمورا.
 
* صفورا.
 
* نوائح، يعني ناله‌ها و نوحه‌ها.
 
* شفاثا، که در عرف مردم «شثاثه» خوانده مي‌شود. (بعضي «شفيه» نقل کرده‌اند، بنگريد: تراث کربلا، ص 20)
 
* مدينة الحسين.
 
* مشهد الحسين.
 
* بقعة مبارکه.<ref> سيماي کربلا حريم حريت، محمد صحتی سردرودی، ص 11-16.</ref>
 
  
==تاریخ کربلا==
+
*'''مزار حُر'''، و آن شهرکى است در جنوب غربى کربلا که در فاصله ۹ کیلومترى از شهر واقع شده و نام آن برگرفته از نام [[حر بن یزید ریاحی|حر بن یزید ریاحى]] است. او در روز عاشورا یکى از فرماندهان لشگر [[عبیدالله بن زیاد]] بود ولى بعد [[توبه]] کرد و به لشکر [[حق]] پیوست و تا پاى جان ایستاد و به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید و در این موقعیت دفن گردید. امروزه آرامگاه او، که از ساخته هاى شاه اسماعیل صفوى است، داراى صحن و رواق و گنبد کاشى کارى است و مؤمنان فوج فوج به زیارت قبرش مى شتابند.
  
از آنجا که پيشينه کربلا بسيار قديمي است و به دوران بابليان مي‌رسد و مدارک تاريخي در اين باب ناچيز و اندک است، نمي‌توان شناخت دقيقي نسبت به تاريخ کربلاي پيش از اسلام بدست آورد.
+
*'''آرامگاه [[اخرس بن كاظم عليه السلام|الاخرس بن الکاظم]] علیه السلام'''، وى محمد ابن ابى الفتح اخرس، از نوادگان [[امام موسی کاظم علیه السلام|حضرت موسى بن جعفر]] علیه السلام است که بقعه اش در حومه کربلا، در محله اى به نام «الابتر» قرار دارد.
  
عراق تا سال 13 هجري قمري در سلطه زمامداران ايران بود و از همان سال تا سال شانزدهم هجري، به تدريج تمام کشور عراق و کربلا بدست خيل خروشان سربازان مسلمان فتح شد و آزاد گرديد. از آن ميان جنگ قادسيه که در سال 14 هجري اتفاق افتاد، معروف و مشهور است.
+
*'''آرامگاه ابن حمزه'''، وى نواده [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] و از امام زادگان والامقام است. آرامگاهش در آغاز بزرگراه کربلا - طویریج قرار دارد.
  
عراق در طول [[تاريخ اسلام]]، هميشه کشوري شيعه‌نشين و بستر بسي حوادث تاريخ‌ساز و مهد حماسه‌ها و مرکز انقلاب‌هايي بزرگ و خونين بوده است، کافي است کتاب کربلا را ورق زده و کوفه که شهري از شهرهاي استان کربلا است، در آيينه تاريخ به تماشا نشست.
+
*'''آرامگاه [[عون بن عبد الله بن جعفر|عون بن عبدالله]]'''، در نسبت این امامزاده تردیدهایى وجود دارد که آیا وى همان عونى است که در کربلا شهید شد و یا نواده [[امام حسن]] علیه السلام است؟ امروزه وى داراى بقعه و بارگاه باشکوهى در ۱۱ کیلومترى شمال غربى کربلا و در آغاز بزرگراه کربلا - بغداد مى باشد. این امامزاده بسیار مورد توجه مردمان [[عراق]] و داراى نذر مجربى است، از این رو همواره مزار او مملو از زائر و نذورات آنان است.
  
کربلا با فاصلة 105 کيلومتر، در جنوب غربي بغداد واقع شده و اکنون مرکز استاني به نام «استان کربلا» است.
+
*'''آرامگاه [[طفلان مسلم]]'''، این آرامگاه در راه کربلا - بغداد، در حومه شهر مسیب قرار دارد. این دو کودک به نام هاى محمد و ابراهیم، فرزندان حضرت [[مسلم ابن عقیل]] هستند که پس از شهادت پدرشان به شهادت رسیدند، آرامگاه این دو کودک صحن و سراى باشکوهى داشته و بر قبر هر یک گنبد و ضریحى قرار دارد.
  
==کربلا و ابوالبشر==
+
*'''آرامگاه ابن هاشم'''، وى از نوادگان [[امام موسی کاظم علیه السلام|حضرت موسى بن جعفر]] علیه السلام است که در سال ۷۴۵ هجری وفات یافت و آرامگاهش امروزه در کویرى واقع در شمال غربى کربلا مى باشد. قبر او داراى صحن و سراى بزرگى است و در میان اعراب بیابانگرد بسیار معروف است و آنان همواره بدو پناه آورده و نذر مى کنند.
  
در حق [[حضرت آدم]] علیه السلام، در حديثي نوشته‌اند که چون از فردوس برين رانده شد و به زمين هبوط کرد، روزي از روزها در اين خراب آباد مي‌گشت که گذرش به صحراي کربلا افتاد در اثر لغزش به زمين افتاد و خون از پايش جاري گرديد، روي به حضرت حق کرده، گفت: خدايا! چرا چنين شد؟! نکند باز قصوري از من سر زده باشد!
+
*'''آرامگاه [[ابن فهد حلی|ابن فهد حلى]]'''، فقیه، محدث و عارف بزرگ امامیه در قرن نهم هجرى. قبرش در غرب خیابان «باب القبله» درون مسجدى به نام او قرار دارد.<ref> اماکن زیارتی و سیاحتی عراق، محمدرضا قمی، ص ۴۵.</ref>
  
ندا رسيد: نه، گناهي از تو سر نزده، بلکه اين جا کربلا است؛ جايي که در آن جا پسر تو حسين را مي‌کشند و به او رحم نمي‌کنند. آدم گفت: آيا حسين پيامبر است؟‌ ندا رسيد: نه، بلکه فرزند پيامبر است. آدم پرسيد: قاتلش کيست؟ حضرت حق پاسخ داد: قاتل او يزيد باشد که در آسمان‌ها و زمين مورد لعن و نفرين است. در اين هنگام بود که آدم چهار نوبت بر يزيد لعنت کرد.
+
==پانویس==
 
+
<references />
==کربلا و پيامبر==
+
==آرشیو عکس و تصویر==
 
 
از همان روز که سيد جوانان جنت، گام به گيتي نهاد و با درخشش خورشيد جمالش، خانة گلين مولا [[امام علی]] علیه السلام و [[حضرت فاطمه]] زهرا سلام الله علیها را درخششي ديگر و نوري بيشتر بخشيد، نام کربلا نيز به زبان‌ها افتاد.
 
 
 
تربت کربلا، اين توتياي چشم دل و سرمه سرخ ديده دين، از همان روزهاي آغازين حيات سراسر [[حق]] و حماسه حسين بن علي، قداستي فوق ‌العاده و حرمتي بسيار يافت، چنان که پيامبر خدا آن را از دست [[روح ‌القدس]] گرفت و با مشام مبارک خويش مي‌بوييد و بوسه مي ‌زد. گويي با اين کار مي‌خواست به پسرش حسين که تازه تولد يافته بود، بگويد: پسرم! تو از مني و من از تو. تو با کتاب کربلايت که با خون خدايي خويش خواهي نوشت. دين و آيين مرا براي هميشه بيمه خواهي کرد! پس من حق دارم خاک کربلاي تو را ببوسم. پسرم! عزيزم! حسينم! اي پاره تنم و نور چشمم، خوش آمدي و با آمدنت مرا از فکر فردا و فرداها آسوده کردي. من از دير زمان انتظار تو را مي ‌کشيدم.
 
 
 
روزي ام الفضل به محضر پيامبر خدا صلی الله علیه و آله مشرف شده، عرض مي‌کند: اي پيامبر خدا، شب خواب عجيبي ديدم، حضرت پرسيد: چه ديدي؟
 
 
 
ـ گفتنش برايم سخت است. اي فرستاد خدا.
 
 
 
ـ بگو، چه ديدي؟!
 
 
 
ـ ديدم که گويي پاره‌اي از تن شريفتان جدا شد و در آغوش من افتاد!
 
 
 
ـ خير ديدي. ان شاء الله دخترم فاطمه پسري به دنيا خواهد آورد و تو آن را در آغوشت جاي خواهي داد.
 
 
 
چيزي نگذشت که فاطمه حسين را به دنيا آورد و چنان که پيامبر فرموده بود، من او را در آغوش گرفته، به خدمت حضرتش آوردم. پيامبر تا نوزاد را ديد، گريست؛ به گونه‌اي که چشمانش پر از اشک شد! پرسيدم: يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت باد! شما را چه شده است، چرا گريه مي‌کنيد؟
 
 
 
فرمود: [[جبرئيل]] برايم خبر آورد که اين فرزندم را امتم بزودي خواهند کشت! پرسيدم: همين نوزاد را؟ فرمود: آري، جبرئيل خبر داد و مشتي نيز از خاک سرخ کربلا را برايم آورد.
 
 
 
و در [[حدیث]] ديگري است که جبرئيل مشتي از تربت حسين را نزد پيامبر آورد؛ تربتي که بوي مشک خاص و خوشبو از آن به مشام مي‌رسيد و آن را به پيامبر داد و عرض كرد: اي حبيب خدا! اين تربت فرزندت حسين، پسر فاطمه است. چيزي نمي‌گذرد که او را در سرزمين کربلا مردماني نفرين شده خواهند کشت...
 
 
 
در روايتي نيز نقل شده که در نخستين سالروز تولد [[امام حسين]] علیه السلام، دوازده هزار فرشته با هيئتي خاص و در حالتي مخصوص به پيشگاه پيامبر نازل شده، عرض كردند: اي محمد، بزودي آن چه از دست [[قابيل]] به [[هابيل]] رسيد، به فرزندت حسين مي‌رسد.
 
 
 
و آن روز (يعني اولين سالروز تولد امام حسين علیه السلام) فرشته‌اي در آسمان نماند مگر آن ‌كه به حضور حضرت رسول صلی الله علیه و آله شرفياب شدند و او را به شهادت فرزندش حسين تسليت و تبريك گفتند و هر يك به عنوان تحفه، مشتي از خاك كربلا را به پيشگاه پيامبر آورده بودند. در دومين سالگرد ولادت حسين نيز اين برنامه تکرار شد و پيامبر که آن روز در سفر بود، به همراهان خويش در رابطه با كربلا و شهادت فرزندش حسين سخن گفت و پس از بازگشت از سفر نيز به منبر رفت و در حالي که يک دستش را بر سر حسينش نهاده بود و دست ديگر را به سوي آسمان گرفته بود فرمود: «پروردگارا! شهادت فرزندم حسين را مبارک گردان و او را سالار شهيدان قرار ده، إِنَّکَ عَلَي کُلّ شَيْءٍ قَدِير» و پيامبر بارها و بارها از کربلا مي‌گفت و نسبت به تكرار بيان اين حديث حيات ‌بخش اصرار و پافشاري داشت.
 
 
 
==خون‌نامة خاک==
 
 
 
حضرت ام سلمه، از زنان بزرگوار پيامبر است؛ بزرگ بانويي که پس از [[خديجه کبری]]، مادر صديقه طاهره هيچ يک از زنان پيامبر، در پارسايي و [[صداقت]] به پاي او نمي‌ر‌سد. او به راستي و به حق «ام المؤمنين» بود. او مي‌گويد: روزي از روزها پيامبر حق در خانه من بود و حسن و حسين در برابر چشمان پيامبر، مشغول بازي بودند که فرشته [[وحی]] فرود آمد و در حالي که با دست به امام حسين علیه السلام اشاره مي‌كرد، عرض كرد: اي محمد، پس از تو امتت اين فرزندت را مي‌کشند...
 
 
 
پيامبر پس از شنيدن اين خبر گريست و او را در آغوش خويش فشرد، سپس [[جبرئيل]] مشتي از خاک کربلا را به پيامبر داد و حضرت آن را مي‌بوييد و مي‌فرمود: چه بويي دارد! بوي بلا و ابتلا مي‌دهد.
 
 
 
آن گاه رو به من کرده، فرمود: ام سلمه! اين خاک را از من بگير و امانت نگهدار، هرگاه ديدي اين خاک به خون تبديل شد، بدان که فرزندم حسين را کشته‌اند. پس آن را از پيامبر گرفتم و در ميان شيشه‌اي قرار دادم و هر روز که چشمم به آن شيشه مي‌افتاد، بي‌اختيار مي‌گفتم: روزي که اين خاک، خون شود، به راستي که روز عظيمي خواهد بود و چنان نيز شد.
 
 
 
==قربانگاه عاشقان==
 
 
 
[[امام باقر]] علیه السلام از پدرش [[امام سجاد]] علیه السلام نقل مي‌کند که وقتي اميرمؤمنان از کربلا عبور مي‌کرد، در توصيف آن سرزمين فرمود: «اين جا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است. شهيداني که نه در گذشته مانند آنان وجود داشته و نه در آينده وجود خواهد داشت».
 
 
 
در [[حدیث]] ديگر، به عبارت ديگري نقل شده است که شخصي به نام [[هرثمه بن سليم]] مي‌گويد: «ما در جنگ صفين با علي بوديم، زماني که حضرت به صحراي کربلا رسيد، از اسب پياده شده [[احرام]] [[نماز]] بست و ما نيز پشت سر حضرت نماز را با جماعت خوانديم. پس از آن که نماز تمام شد، اميرمؤمنان را ديديم که از خاک کربلا برداشته و آن را استشمام مي‌کند و مي‌فرمايد: چه خوشبويي اي خاک! قومي از تو،‌ در روز [[قيامت]] بپا خواهند خاست که بدون حساب و بي هيچ درنگي به [[بهشت]] خواهند رفت...».<ref> سيماي کربلا حريم حريت، محمد صحتی سردرودی، ص 45.</ref>
 
 
 
به هر حال... امام حسين عليه السلام پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در [[مکه]]، به سمت [[كوفه]] حركت كرد. كساني هم به او پيوستند. در اين مدت، اوضاع كوفه عوض شد. حاكم جديدي كه بسيار بي رحم و ظالم بود (به نام ابن زياد) بر سر كار آمد و سختگيري هاي زيادي كرد و فرستاده [[امام حسين]] علیه السلام، يعني [[مسلم بن عقيل]] را شهيد كرد. مردم هم ترسيدند و بي وفايي كردند.
 
 
 
امام حسين عليه السلام پس از 25 روز حركت، پيش از آن كه به كوفه برسد، در سرزميني به نام «كربلا» نزديك رودخانه فرات و [[نهر علقمه]] در محاصره هزاران نفر از نيروهاي دشمن قرار گرفت. چند روز گذشت، [[روز عاشورا]] رسيد. لشكريان كوفه را تا 30 هزار و بيشتر گفته اند. اما همراهان امام 72 نفر بودند. از چند روز جلوتر همراهان امام با كم آبي روبرو شده بودند.
 
 
 
در آن سرزمين، نهر آبي لابه لاي نخلستان ها وجود داشت به نام علقمه. علقمه يك نهر فرعي بود كه از رودخانه فرات جدا مي شد. امام و همراهانش نزديكي هاي علقمه فرود آمده بودند، تا دسترسي به آب داشته باشند. ولي دشمن، چند هزار سرباز را در حاشيه علقمه گماشته بود تا امام و يارانش نتوانند از آب استفاده كنند. مي خواستند با تشنه نگه داشتن آنان و فشار كم آبي، آنان را مجبور كنند تسليم شوند و از ابن زياد و يزيد پيروي كنند.
 
 
 
از دوم [[محرم]] كه وارد اين سرزمين شدند و اردو زدند، تا هفتم محرم گاهي نفرات امام، حلقه محاصره را مي شكستند و مشك هاي خود را پر از آب مي كردند و به خيمه ها برمي گشتند. اما با مراقبت بيشتر سپاه دشمن، از روز هفتم به بعد، كار تهيه آب مشكل شد و در خيمه ها كمبود آب بود. تا اوج عطش و تشنگي كه [[روز عاشورا]] بود.
 
 
 
نهر علقمه را به ياد داشته باش، دوباره به آن جا سر خواهيم زد و از شهيد علقمه ياد خواهيم كرد. وقتي امام در اين سرزمين فرود آمد، دستور داد خيمه ها را برپا كنند، اما آن ها را به صورت نزديك به هم و به حالت نيم دايره. خيمه امام در وسط اين خيمه ها بود. بعضي از خيمه ها مخصوص امام و اهل بيت او و جوانان هاشمي بود، برخي براي ياران و همراهان و بعضي هم مخصوص سلاح و ادوات جنگ و مشك هاي آب و...
 
 
 
امروز وقتي به كربلا مي روي، به ديدن محلي مي روي كه به فاصله بيش از 200 متر دورتر از حرم امام حسين عليه السلام قرار دارد و به صورت بناي يادبودي است كه جايگاه خيمه هاي امام حسين عليه السلام را نشان مي دهد كه از محل درگيري و ميدان جنگ فاصله داشت.
 
 
 
بگذريم. روز عاشورا فرارسيد. امام و فرزندان و يارانش از جلوي اين خيمه ها به طرف ميدان مي رفتند و مي جنگيدند. يك بار حمله عمومي طرف صبح انجام گرفت، از آن پس نبرد تن به تن. ابتدا ياران امام يكايك به ميدان رفتند و جنگيدند و شهيد شدند. سپس جوانان هاشمي و در آخر [[حضرت عباس]] علیه السلام و در پايان همه، [[امام حسين]] عليه السلام بود كه در نبرد دلاورانه با آنان شهيد شد. هر كس به ميدان مي رفت، رَجَز و شعرها و شعارهاي حماسي مي خواند و درگير مي شد. اين نبردها كه از صبح عاشورا شروع شده بود، تا بعد از ظهر ادامه يافت.
 
 
 
تپه ماهورهايي ميان خيمه ها و ميدان فاصله انداخته بود. اگر كسي مي خواست ميدان را ببيند، بايد روي آن بلندي مي آمد تا ميدان و سپاه دشمن در چشم اندازش قرار گيرد. اين كه اكنون در كربلا نزديك حرم سيدالشهدا به فاصله 30 متر آن طرف خيابان، جايگاهي وجود دارد به نام «تل زينبيه» كه با چند پله بلندتر از سطح خيابان ساخته شده و شبيه يك حسينيه كوچك است و زائرين كربلا آن جا را هم [[زيارت]] مي كنند، يكي از همان بلندي هايي بود كه روز عاشورا [[حضرت زينب]] سلام الله علیها براي كسب خبر از وضع ميدان و سرنوشت برادرش، چند بار از جلوي خيمه ها به آن بلندي آمد و به صحنه نبرد نگاه كرد. فاصله چنداني بين تل زينبيه و حرم نيست. اين ساختمان به ياد آن حادثه و براي زنده نگه داشتن آن خاطره ساخته شده است.
 
 
 
روز عاشورا وقتي همه ياران و نزديكان و فرزندان امام به شهادت رسيدند، خود آن حضرت به ميدان رفت. بارها حمله كرد و با آن گروه جنگيد و عده اي را كشت. ولي خودش هم خيلي تشنه و خسته و زخمي بود. تنهاي تنها آن قدر جنگيد و زخم بر پيكر او وارد شد كه سرانجام بر زمين افتاد. اما هنوز زنده بود و جان در بدن داشت. شمر كه يكي از جلادان و نيروهاي بي رحم دشمن بود، با قساوت تمام، سر امام حسين عليه السلام را از پيكرش جدا كرد.<ref> زائر كربلا، جواد محدثى، ص 33.</ref>
 
 
 
==زيارت گاههاى كربلا==
 
  
مهمترين زيارت گاههاى كربلا عبارتند از:
+
<gallery mode="packed" heights="170">
* حرم امام حسين عليه السلام، كه به همراه حرم ابوالفضل العباس عليه السلام و فضاهاى پيرامون اين دو جايگاه، هسته مركزى شهر را تشكيل مى دهند. حرم مطهر بيش از دو متر از سطح شهر پايين تر است، از اين رو تعداد زيادى پله زائران را از دروازه ها به درون صحن هدايت مى كند.
+
پرونده:کربلا (1).jpg|بارگاه مطهر امام حسین و ابالفضل العباس علیهماالسلام
 
+
پرونده:کربلا (2).jpg|مضجع شریف امام حسین علیه السلام
ساختمان كنونى حرم از ساخته هاى دوره صفوى و عثمانى و قاجار است. حرم مطهر از گنبدى بزرگ و مطلا تشكيل شده كه بر روى گنبد خانه اى وسيع و چندين رواق و يك مسجد بزرگ و صحنى فراخ است كه تمامى اين مجموعه را دربرمى گيرد. گنبد طلا از ساخته هاى دوران صفويه است و طلا كارى آن به دستور آغا محمدخان قاجار انجام گرفته است.
+
پرونده:کربلا (4).jpg|ضریح امام حسین علیه السلام (شبکه های سمت چپ زیارتگاه شهدای کربلا می باشد)
 
+
پرونده:کربلا (5).jpg|ضریح قدیمی امام حسین علیه السلام
در زير گنبد، [[ضريح]] نقره اى و بزرگ و چند ضلعى قرار دارد كه قسمت عمده فضاى گنبد خانه را اشغال كرده و درون آن قبر مطهر امام حسين عليه السلام و دو فرزندش [[حضرت على اصغر]] و [[حضرت على اكبر]] جاى دارد. در سمت شرق ضريح مطهر حضرت، فضايى است كه در جنوب آن پنجره اى نقره اى قرار دارد. اين جا آرامگاه قسمت اعظم شهيدان واقعه كربلا است كه همگى آنان پيرامون آن پنجره و فضاهاى اطراف پراكنده و مدفون هستند. گرداگرد گنبد خانه را چهار رواق دربرگرفته است.
+
پرونده:کربلا (6).jpg|قبة الحسین علیه السلام
 
+
پرونده:کربلا (7).jpg|قبر مطهر امام حسین و حضرت علی اکبر علیهماالسلام از نمای درون ضریح
حرم مطهر داراى ايوانى است كه قسمتى از آن با خشت هاى طلا پوشيده شده و بخش هاى ديگر آن با كاشى معرق و نفيس اصفهان تزيين يافته است. سقف بلند ايوان را مجموعه اى از ستون هاى مرمرين، تراش هنرمندان اصفهانى نگاه داشته است.
+
پرونده:کربلا (8).jpg|قبر مطهر امام حسین و حضرت علی اکبر علیهماالسلام در زمان بازسازی ضریح جدید
 
+
پرونده:کربلا (3).jpg|قبر حبیب بن مظاهر سلام الله علیه (شبکه های سمت راست قتگاه حسینی می باشد)
* قتلگاه، جايگاهى است در نزديكى آرامگاه [[حبيب بن مظاهر اسدى]] كه بنابر گفته روايات، امام حسين عليه السلام در آن جا به شهادت رسيد و بعدها به جايگاه كنونى منتقل شد و دفن گرديده اند.
+
پرونده:کربلا (9).jpg|قتگاه حسینی
 
+
پرونده:کربلا (10).jpg|اقامه نماز جماعت در صحن حسینی
* تل زينبيه، در فاصله 20 مترى از سمت غرب صحن مطهر، تپه اى به ارتفاع 5 متر وجود دارد كه امروزه بر روى آن اتاقى ساخته شده است، اين تپه به نام «تل زينبيه» يا تپه [[حضرت زينب]] عليهاالسلام مشهور است و بنا به نقل مورخان، تپه اى بوده است كه در روز عاشورا حضرت زينب سلام الله علیها بر روى آن مى رفته و از سير وقايع جنگ آگاهى مى يافته اند.
+
پرونده:کربلا (11).jpg|ضریح حضرت عباس سلام الله علیه
 
+
پرونده:کربلا (12).jpg|قبر حضرت ابالفضل سلام الله علیه از داخل ضریح
* حرم منور و پاك ابوالفضل العباس عليه السلام، اين حرم در فاصله 350 مترى شمال شرقى حرم امام حسين عليه السلام قرار گرفته و داراى قبه و بارگاه شكوهمندى است كه جسد پاك اين سردار رشيد و يار وفادار امام حسين عليه السلام را دربرگرفته است. ساختمان داراى گنبدى طلايى است كه بر روى گنبد خانه اى كوچكتر از حرم امام حسين عليه السلام قرار دارد. گرداگرد قبر مطهر را چهار رواق و صحن فراخ و وسيعى به همراه ايوان زيبا دربرگرفته است. ضريح زيباى آن حضرت به دستور مرحوم آية الله العظمى حكيم در سال 1965 ميلادى در اصفهان ساخته شد.
+
پرونده:کربلا (20).jpg|قبر حضرت ابالفضل سلام الله علیه در داخل سرداب عباسی
 
+
پرونده:کربلا (14).jpg|alt=کف العباس|مقام دست چپ حضرت ابالفضل سلام الله علیه
* آرامگاه حبيب بن مظاهر اسدى، او يكى از شهداى روز عاشورا است كه در سن 80 سالگى به يارى امام حسين عليه السلام شتافت و شهيد گرديد و در فاصله 10 مترى از ضريح مطهر و در رواق جنوب غربى مدفون است و داراى ضريح كوچكى است.
+
پرونده:کربلا (113).jpg|alt=کف العباس|مقام دست راست حضرت ابالفضل سلام الله علیه
 
+
پرونده:کربلا (15).jpg|alt=مخیم|خیمه گاه حسینی
* آرامگاه سيد ابراهيم مجاب، وى امام زاده والا مقام و عظيم الشان و داراى نسل مباركى است. او ابراهيم فرزند محمدالعابد فرزند امام موسى بن جعفر عليه السلام است كه در اين بقعه مطهر دفن شده است و بنا به نوشته مورخان، بسيارى از [[سادات]] و بزرگان پيرامون او مدفونند. آرامگاه او در رواق حرم مطهر و در گوشه شمال غربى آن است.
+
پرونده:کربلا (16).jpg|alt=مخیم|درون خیمه گاه حسینی
 
+
پرونده:کربلا (17).jpg|تل زینبیه
* در سرتاسر صحن و حجره هاى گرداگرد آن و رواق ها، بسيارى از بزرگان در طول تاريخ دفن شده اند، برخى از اين حجره ها به نام شخصيتى كه در داخل آن دفن شده، مشهور است، همچون آخرين مقبره اى كه در جنوب سمت مشرق قرار دارد و مدفن بسيارى از علماى دين مى باشد كه مشهورترين آن ها مرحوم آية الله ميرزا محمد تقى شيرازى است كه در سال 1920 ميلادى، رهبرى انقلاب مردم بر ضد دولت انگليس را بر عهده داشت. از ديگر مشاهير مدفون در اين بقعه مطهر، ميرزا محمدتقى خان [[اميركبير]] است كه پس از به قتل رسيدنش در كاشان، به كربلا منتقل و در مقبره اى در رواق شرقى حرم مطهر دفن گرديد، همچنين قاجاريه نيز در رواق شمالى، داراى مقبره اى هستند كه جمعى از آنان در آن جا مدفونند.
+
پرونده:کربلا (18).jpg|محراب امام صادق علیه السلام در آنسوی شط الحسین
 
+
پرونده:کربلا (199).jpg|مقام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کنار شط الحسین - انتهای خیابان سدره المنتهی
* خيمه گاه، در جنوب صحن مطهر امام حسين عليه السلام و در فاصله 250 مترى واقع است. (بنا به نقل مورخان، محل برافراشته شدن خيمه ها و چادرهاى سيدالشهداء عليه السلام و ياران او بوده است). امروزه جايگاه خيمه ها را با ساختمان سازى به تصوير كشيده اند.
+
پرونده:کربلا (21).jpg|حرم دو طفلان حضرت مسلم سلام الله علیه
 
+
پرونده:کربلا (22).jpg|حرم حضرت حر سلام الله علیه
* مقام [[امام مهدی]] عليه السلام، در ميان نخلستان هاى كرانه رودخانه فرات كه اين شاخه رودخانه به نام «[[نهر علقمه]]» مشهور است، از شمال كربلا مى گذرد و آن جايگاهى است منسوب به حضرت حجت عليه السلام كه مردم در آن به نماز مى پردازند.
+
</gallery>
 
 
* حر، و آن شهركى است در جنوب غربى كربلا كه در فاصله 9 كيلو مترى از شهر واقع شده و نام آن برگرفته از نام [[حر بن يزيد رياحى]] است. او در روز عاشورا يكى از فرماندهان لشگر [[عبيدالله بن زياد]] بود ولى بعدها [[توبه]] كرد و به لشكر [[حق]] پيوست و تا پاى جان ايستاد و به [[شهادت]] رسيد و در اين موقعيت دفن گرديد. امروزه آرامگاه او، كه از ساخته هاى شاه اسماعيل صفوى است، داراى صحن و رواق و گنبد كاشى كارى است و مؤمنان فوج فوج به زيارت قبرش مى شتابند.
 
 
 
* آرامگاه الاخرس بن الكاظم عليه السلام، وى محمد ابن ابى الفتح اخرس، از نوادگان حضرت موسى بن جعفر عليه السلام است كه بقعه اش در حومه كربلا، در محله اى به نام «الابتر» قرار دارد.
 
 
 
* آرامگاه ابن حمزه، وى نواده اميرالمؤمنين و از امام زادگان والامقام است. آرامگاهش در آغاز بزرگراه كربلا - طويريج قرار دارد.
 
 
 
* آرامگاه عون بن عبدالله، در نسبت اين امامزاده ترديدهايى وجود دارد كه آيا وى همان عونى است كه در كربلا شهيد شد و يا نواده [[امام حسن]] عليه السلام است؟ امروزه وى داراى بقعه و بارگاه باشكوهى در 11 كيلومترى شمال غربى كربلا و در آغاز بزرگراه كربلا - بغداد مى باشد. اين امامزاده بسيار مورد توجه مردمان عراق و داراى نذر مجربى است، از اين رو همواره مزار او مملو از زائر و نذورات آنان است.
 
 
 
* آرامگاه [[طفلان مسلم]]، اين آرامگاه در راه كربلا - بغداد، در حومه شهر مسيب قرار دارد. اين دو كودك به نام هاى محمد و ابراهيم، فرزندان حضرت [[مسلم ابن عقيل]] هستند كه پس از شهادت پدرشان به شهادت رسيدند، آرامگاه اين دو كودك صحن و سراى باشكوهى داشته و بر قبر هر يك گنبد و ضريحى قرار دارد.
 
 
 
* آرامگاه ابن هاشم، وى از نوادگان حضرت موسى بن جعفر عليه السلام است كه در سال 745 ه وفات يافت و آرامگاهش امروزه در كويرى واقع در شمال غربى كربلا مى باشد. قبر او داراى صحن و سراى بزرگى است و در ميان اعراب بيابانگرد بسيار معروف است و آنان همواره بدو پناه آورده و نذر مى كنند.
 
 
 
* آرامگاه ابن فهد حلى، او از فقهاى اماميه است و قبرش در غرب خيابان «باب القبله» درون مسجدى به نام او قرار دارد.
 
 
 
* حسينيه هاى كربلا، با توجه به اين كه كربلا شهرى زيارتى است و ساليانه صدها هزار مسلمان از سرتاسر كشورهاى شيعه نشين براى زيارت به اين شهر مقدس مشرف مى شوند، از اين رو بسيارى از مردم شهرهاى گوناگون به ساختن حسينيه و زائرسرا پرداخته اند كه مهمترين حسينيه ها از آن ايرانيان است، همانند حسينيه تهراني ها، اصفهاني ها، مازندرانى ها، قمى ها و آذربايجاني ها و دهها حسينيه ديگر كه قسمت عمده اين مراكز در سال هاى اخير منهدم و ويران گرديده است.
 
 
 
* مدارس دينى كربلا، كربلا داراى حوزه علميه كهن و مهمى است، از اين رو مدارس دينى فراوان در كربلا ديده مى شود كه مهمترين آن ها عبارتند از: مدرسه هنديه، مدرسه حسن خان، مدرسه آية الله بروجردى، مدرسه بادكوبه، مدرسه كريم خان، مدرسه مجاهد، مدرسه بقعه، مدرسه حسينيه، مدرسه شريف العلما، مدرسه سليميه و...<ref> اماکن زيارتي و سياحتي عراق، محمدرضا قمي، ص 45.</ref>
 
 
 
==پانویس==
 
<references/>
 
  
 
[[رده:واقعه عاشورا]]
 
[[رده:واقعه عاشورا]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۳۶

«کربلا» محل شهادت امام حسین علیه السلام و اصحاب وفادارش در واقعه عاشورا (۱۰ محرم ۶۱ ه.ق) است. در حال حاضر کربلا یکی از شهرهای مهم عراق و زیارتگاه مهم شیعیان است.

تصویر هوایی از حرم امام حسین علیه السلام در شهر کربلا

موقعیت جغرافیایی کربلا

شهر مقدس کربلا در صد کیلومتری جنوب غربی بغداد واقع شده است. کربلا، در غرب رودخانه فرات، بر کناره صحرا و در میان منطقه ای آبرفتی است که به «ارض السواد» نامور است. شهر انبار در شمال باختری، شهر باستانی بابل در شرق، صحرای غربی در سمت باختر و شهر بحیره پایتخت بنی منذر در جنوب غربی آن قرار دارد.[۱]

لغت کربلا

در اینکه لغت کربلا از کجا پیدا شده است. حرف‌های بسیار گفته‌اند:

  • الف: بعضی معتقدند ریشه کربلا، از کلمه «کَربَلَه» گرفته شده و کربله یعنی به سستی گام برداشتن، یا سست شدن گام‌ها. عرب‌ها هرگاه بخواهند از بی‌حال و با کسالت راه رفتن کسی حکایت کنند، می‌گویند: جاء یمْشی مکربلاً؛ یعنی آمد در حالی که به سستی گام بر‌می‌داشت.
  • ب: کربلا از «کِربال» گرفته شده و کربال یعنی غربال و تمیز و پاک کردن. گفته می‌شود: کربلتُ الحنطة؛ یعنی گندم را غربال کردم و آن را از خاک و خاشاک پاک گردانیدم. به کربلا نیز به خاطر این کربلا گفته‌اند که زمینی بود خالی از ریگ و سنگ و بدون درخت یا گیاهان هرز و مزاحم، گویی ‌که کشاورزی آن را پاک کرده و برای کشت آماده کرده است.
  • ج: کربلا، از دو واژه آشوری «کرب» و «ایلا» ترکیب یافته است؛ یعنی حرم خدا و خانه خدایگان.
  • د: این کلمه در اصل فارسی بوده و از دو کلمه «کار» و «بالا» گرفته شده؛ یعنی کار آسمانی و ارزشمند؛ به عبارتی جایگاه نماز و نیایش.
  • ه: در اصل «کُوَر بابل» بوده؛ یعنی روستاهای شهر بابل.
  • و: توسط خود حضرت سیدالشهدا و پدرش علی و جدش پیامبر خدا، کربلا به کرب و بلا، یعنی درد و بلا و امتحان و ابتلا تفسیر شده است. ادبا و شعرای شیعه نیز همین تفسیر را برگزیده‌اند، به عنوان نمونه، سالار شاعران شیعی، سید اسماعیل حِمْیری از کربلا چنین یاد می‌کند:

کربلا یا دارُ کربٍ وَ بلا وبها سبط النبی قد قتلا

و بزرگ اندیشمند شیعی، مرحوم سید رضی این‌گونه می‌سراید:


کربلا لاَزِلْتِ کرباً و بلا ما لقی عندکِ آل المصطفی

کم علی تربکِ، لما صرعوا مِنْ دمٍ سال و مِن دمع‌ جری

ای کربلا! تو همیشه انبوهی از اندوه و بلا را به یاد می‌آوری، به سبب آنچه که در خاک تو به آل پاک محمد مصطفی رسید. هنگامی که کشته شدند چه خون‌ها که ریخته شد و چه اشک‌ها که جاری گردید.

نامهای دیگر کربلا

از کربلا، با نام ‌های بسیار یاد شده که به بیش از بیست نام می‌رسد:

  • حائر؛ پس از کربلا، حائر بیش از دیگر نام‌ها، دارای اهمیت بوده و از کربلا در کتاب‌های فقهی بیشتر با همین نام، یاد می‌شود و فقها مسائل ویژه‌ای را که درباره حائر و احکام و حدود آن می‌باشد، در ذیل همین عنوان بررسی می‌کنند.
  • حیر، مخفف همان حائر است،‌ حیر یا حائر جایی است که آب در آن جا حیران می‌ماند و به دور خود می‌پیچد و گودال قتلگاه امام حسین علیه السلام در همین مکان مقدس واقع شده و جسد انورش نیز در آن جا مدفون است.
  • نواویس، پیش از اسلام نام گورستانی بود که مسیحیان، مردگان خود را در آن جا دفن می‌کردند. جالب این که پیشوای شهیدان حضرت اباعبدالله علیه السلام در ضمن یکی از خطبه‌های معروفش این واژه را آن گاه که از حریم جدش خارج شده بود، بکار برد: «خُطَّ المَوتُ عَلَی وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَةِ عَلَی جِیدِ الْفَتاة، وَ ما أَوْلَهَنی إلی أَسْلاَفی اشتیاق یعقوبَ إلَی یوسُفَ وَ خُیّرَ لی مَصْرَعٌ أَنَا لاَقِیهِِ، کَأَنّی بأَوصَالِی تَتَقَطَّعُهَا عُسْلاَنُ الْفَلَواتِ، بَینَ النَّواوِیس وَ کَرْبَلاءَ...».[۲] مرگ برای فرزندان آدم چه زیبا نوشته شده است! نوشتاری که در لطافت به نقشی می‌ماند که گردن‌بند، در گردن دخترکان جوان می‌کشد و من برای سرکشیدن جام جان‌بخش شهادت و به دیدار صالحان سلف، همان قدر مشتاقم که یعقوب به دیدار پسرش یوسف. دست تقدیر الهی، برای من قتلگاهی برگزیده است که من به دیدارش خواهم شتافت، می‌بینم که به همین زودی‌ها گرگ‌های گرسنه نواویس و کربلا مرا در محاصره انداخته، بند بند اعضای بدنم را از هم جدا می‌کنند.
  • طف الفرات، کنار فرات.
  • طفّ.
  • شاطئ‌ ‌الفرات، این هر سه اسم تقریباً به یک معنی است و طفّ به سرزمینی که مشرف به دریا باشد، یا در کنار رودخانه قرار گیرد، اطلاق می‌شود. سرزمین کربلا را به خاطر چند چشمه‌ای که در آن بوده و کربلا را در کنار خویش گرفته بودند طف گفته‌اند. چشمه‌هایی مانند: قطقطانیه، رهیمه، عین الجمل و نهر علقم.
  • نینوا، از نام‌های معروف و قدیمی کربلاست.
  • موضع البلاء یا موضع الابتلاء.
  • محل الوفاء.
  • غاضریه.
  • ماریه.
  • قصر بنی ‌مقاتل.
  • عقر بابل.
  • عمورا.
  • صفورا.
  • نوائح، یعنی ناله‌ها و نوحه‌ها.
  • شفاثا، که در عرف مردم «شثاثه» خوانده می‌شود. (بعضی «شفیه» نقل کرده‌اند.)[۳]
  • مدینة الحسین.
  • مشهد الحسین.
  • بقعه مبارکه.[۴]

کربلا در قرآن

  • سوره قصص آیه ۳۰:

«فَلَمَّا أَتاها نُودِی مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَیمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبارَکةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ یا مُوسى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ».[۵] چون موسی به آن آتش نزدیک شد به او از جانب راست آن وادی در آن بارگاه مبارک از آن درخت (مقدس) ندایی رسید که ای موسی منم خدای یکتا پروردگار جهانیان.

به سند معتبر از حضرت امام صادق علیه السلام منقول است که: بقعه هاى زمین بر یکدیگر فخر کردند، پس زمین کعبه فخر کرد بر زمین کربلا، و حق تعالى به آن وحى فرستاد که: ساکت شو و فخر مکن بر زمین کربلا که آن بقعه مبارکى است که ندا کردم موسی را در آن جا از درخت. در حدیث معتبر دیگر فرمود که: شاطى وادى ایمن که خدا یاد کرده است در قرآن، رود فرات است؛ و بقعه مبارکه، کربلا است؛ و درخت نوربخش که او دید، نور محمد صلى الله علیه و آله و سلم بود که در آن وادى بر او ظاهر گردید.[۶]

  • آیه «کهیعص»:

مطابق روایتی از «سعد بن عبدالله قمی» که در کتب روایی از جمله «کمال ‌الدین و تمام النعمه» شیخ صدوق (م، ۳۸۱ ق) و «الاحتجاج»‌ مرحوم طبرسی (قرن ششم هجری) آمده است، آیه «کهیعص»[۷] که از حروف مقطعه و رمزی در قرآن است، حروفی است که به حضرت زکریا علیه السلام آموخته شده است و به صورت رمزی اشاره به آن واقعه دارد.[۸]

کربلا در روایات

  • عن النبى صلی الله علیه و آله قال: «...و هى اطهر بقاع الارض و اعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة»: کربلا پاکترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ها است و الحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.[۹]
  • قال رسول الله صلى الله علیه و آله: «یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین آمنوا مع نوح فى الطوفان»: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا یاران مومن حضرت نوح علیه السلام را در همان جا از طوفان نجات داد.[۱۰]
  • امام صادق علیه السلام فرمود: «أن أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى...»: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آن ها قداست و شرافت بخشید.[۱۱]
  • امام صادق علیه السلام فرمود: «لیس نبى فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج»: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مى خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آن جا عروج کنند.[۱۲]
  • امام صادق علیه السلام فرمود: «ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرما»: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و بابرکت قرار داد پیش از آن که مکه را حرم قرار دهد.[۱۳]
  • امام سجاد علیه السلام فرمود: «تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة»: زمین کربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى درخشد و ندا مى دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را دربرگرفته است.[۱۴]
  • در مورد حضرت آدم علیه السلام، در حدیثی نوشته‌اند که چون از فردوس برین رانده شد و به زمین هبوط کرد، روزی از روزها در این خراب آباد می‌گشت که گذرش به صحرای کربلا افتاد. در اثر لغزش به زمین افتاد و خون از پایش جاری گردید، روی به حضرت حق کرده، گفت: خدایا! چرا چنین شد؟! نکند باز قصوری از من سر زده باشد! ندا رسید: نه، گناهی از تو سر نزده، بلکه این جا کربلا است؛ جایی که در آن جا پسر تو حسین را می‌کشند و به او رحم نمی‌کنند. آدم گفت: آیا حسین پیامبر است؟‌ ندا رسید: نه، بلکه فرزند پیامبر است. آدم پرسید: قاتلش کیست؟ حضرت حق پاسخ داد: قاتل او یزید باشد که در آسمان‌ها و زمین مورد لعن و نفرین است. در این هنگام بود که آدم چهار نوبت بر یزید لعنت کرد.
  • در حدیثی آمده است: روزی ام الفضل به محضر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مشرف شده، عرض می‌کند: ای پیامبر خدا، شب خواب عجیبی دیدم، حضرت پرسید: چه دیدی؟ عرض کرد گفتنش برایم سخت است... دیدم که گویی پاره‌ای از تن شریفتان جدا شد و در آغوش من افتاد! پیامبر فرمود: خیر دیدی. ان شاء الله دخترم فاطمه پسری به دنیا خواهد آورد و تو آن را در آغوشت جای خواهی داد. چیزی نگذشت که فاطمه حسین را به دنیا آورد و چنان که پیامبر فرموده بود، من او را در آغوش گرفته، به خدمت حضرتش آوردم. پیامبر تا نوزاد را دید، گریست؛ به گونه‌ای که چشمانش پر از اشک شد! پرسیدم: یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت باد! شما را چه شده است، چرا گریه می‌کنید؟ فرمود: جبرئیل برایم خبر آورد که این فرزندم را امتم بزودی خواهند کشت! پرسیدم: همین نوزاد را؟ فرمود: آری، جبرئیل خبر داد و مشتی نیز از خاک سرخ کربلا را برایم آورد.
  • و در حدیث دیگری است که جبرئیل مشتی از تربت حسین را نزد پیامبر آورد؛ تربتی که بوی مشک خاص و خوشبو از آن به مشام می‌رسید و آن را به پیامبر داد و عرض کرد: ای حبیب خدا! این تربت فرزندت حسین، پسر فاطمه است. چیزی نمی‌گذرد که او را در سرزمین کربلا مردمانی نفرین شده خواهند کشت.
  • در روایتی نیز نقل شده که در نخستین سالروز تولد امام حسین علیه السلام، دوازده هزار فرشته با هیئتی خاص و در حالتی مخصوص به پیشگاه پیامبر نازل شده، عرض کردند: ای محمد، بزودی آن چه از دست قابیل به هابیل رسید، به فرزندت حسین می‌رسد. و آن روز (یعنی اولین سالروز تولد امام حسین علیه السلام) فرشته‌ای در آسمان نماند مگر آن ‌که به حضور حضرت رسول صلی الله علیه و آله شرفیاب شدند و او را به شهادت فرزندش حسین تسلیت و تبریک گفتند و هر یک به عنوان تحفه، مشتی از خاک کربلا را به پیشگاه پیامبر آورده بودند. در دومین سالگرد ولادت حسین نیز این برنامه تکرار شد و پیامبر که آن روز در سفر بود، به همراهان خویش در رابطه با کربلا و شهادت فرزندش حسین سخن گفت و پس از بازگشت از سفر نیز به منبر رفت و در حالی که یک دستش را بر سر حسینش نهاده بود و دست دیگر را به سوی آسمان گرفته بود فرمود: «پروردگارا! شهادت فرزندم حسین را مبارک گردان و او را سالار شهیدان قرار ده، «...إِنَّکَ عَلَی کُلّ شَیءٍ قَدِیر». و پیامبر بارها و بارها از کربلا می‌گفت و نسبت به تکرار بیان این حدیث حیات ‌بخش اصرار و پافشاری داشت.
  • ام سلمه، از زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌گوید: روزی از روزها پیامبر در خانه من بود و حسن و حسین در برابر چشمان پیامبر، مشغول بازی بودند که فرشته وحی فرود آمد و در حالی که با دست به امام حسین علیه السلام اشاره می‌کرد، عرض کرد: ای محمد، پس از تو امتت این فرزندت را می‌کشند... پیامبر پس از شنیدن این خبر گریست و او را در آغوش خویش فشرد، سپس جبرئیل مشتی از خاک کربلا را به پیامبر داد و حضرت آن را می‌بویید و می‌فرمود: چه بویی دارد! بوی بلا و ابتلا می‌دهد. آن گاه رو به من کرده، فرمود: ام سلمه! این خاک را از من بگیر و امانت نگهدار، هرگاه دیدی این خاک به خون تبدیل شد، بدان که فرزندم حسین را کشته‌اند. پس آن را از پیامبر گرفتم و در میان شیشه‌ای قرار دادم و هر روز که چشمم به آن شیشه می‌افتاد، بی‌اختیار می‌گفتم: روزی که این خاک، خون شود، به راستی که روز عظیمی خواهد بود و چنان نیز شد.
  • امام باقر علیه السلام از پدرش امام سجاد علیه السلام نقل می‌کند که وقتی امیرمؤمنان از کربلا عبور می‌کرد، در توصیف آن سرزمین فرمود: «این جا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است. شهیدانی که نه در گذشته مانند آنان وجود داشته و نه در آینده وجود خواهد داشت».
  • در حدیث دیگر، به عبارت دیگری نقل شده است که شخصی به نام هرثمه بن سلیم می‌گوید: «ما در جنگ صفین با علی بودیم، زمانی که حضرت به صحرای کربلا رسید، از اسب پیاده شده احرام نماز بست و ما نیز پشت سر حضرت نماز را با جماعت خواندیم. پس از آن که نماز تمام شد، امیرمؤمنان را دیدیم که از خاک کربلا برداشته و آن را استشمام می‌کند و می‌فرماید: چه خوشبویی ای خاک! قومی از تو،‌ در روز قیامت بپا خواهند خاست که بدون حساب و بی هیچ درنگی به بهشت خواهند رفت...».[۱۵]

زیارتگاه‌هاى کربلا

مهمترین اماکن زیارتى کربلا عبارتند از:

  • حرم امام حسین علیه السلام، که به همراه حرم ابوالفضل العباس علیه السلام و فضاهاى پیرامون این دو جایگاه، هسته مرکزى شهر را تشکیل مى دهند. حرم مطهر بیش از دو متر از سطح شهر پایین تر است، از این رو تعداد زیادى پله زائران را از دروازه ها به درون صحن هدایت مى کند. ساختمان کنونى حرم امام حسین از ساخته هاى دوره صفوى و عثمانى و قاجار است. حرم مطهر از گنبدى بزرگ و مطلا تشکیل شده که بر روى گنبد خانه اى وسیع و چندین رواق و یک مسجد بزرگ و صحنى فراخ است که تمامى این مجموعه را دربرمى گیرد. گنبد طلا از ساخته هاى دوران صفویه است و طلا کارى آن به دستور آغا محمدخان قاجار انجام گرفته است. در زیر گنبد، ضریح نقره اى و بزرگ و چند ضلعى قرار دارد که قسمت عمده فضاى گنبد خانه را اشغال کرده و درون آن قبر مطهر امام حسین علیه السلام و دو فرزندش حضرت على اصغر و حضرت على اکبر جاى دارد. در سمت شرق ضریح مطهر حضرت، فضایى است که در جنوب آن پنجره اى نقره اى قرار دارد. این جا آرامگاه قسمت اعظم شهیدان واقعه کربلا است که همگى آنان پیرامون آن پنجره و فضاهاى اطراف پراکنده و مدفون هستند. گرداگرد گنبد خانه را چهار رواق دربرگرفته است. حرم مطهر داراى ایوانى است که قسمتى از آن با خشت هاى طلا پوشیده شده و بخش هاى دیگر آن با کاشى معرق و نفیس اصفهان تزیین یافته است. سقف بلند ایوان را مجموعه اى از ستون هاى مرمرین، تراش هنرمندان اصفهانى نگاه داشته است.
  • قتلگاه، جایگاهى است در نزدیکى آرامگاه حبیب بن مظاهر اسدى که بنابر گفته روایات، امام حسین علیه السلام در آن جا به شهادت رسید و بعدها به جایگاه کنونى منتقل شد و دفن گردیده اند.
  • تل زینبیه، در فاصله ۲۰ مترى از سمت غرب صحن مطهر، تپه اى به ارتفاع ۵ متر وجود دارد که امروزه بر روى آن اتاقى ساخته شده است، این تپه به نام «تل زینبیه» یا تپه حضرت زینب علیهاالسلام مشهور است و بنا به نقل مورخان، تپه اى بوده است که در روز عاشورا حضرت زینب سلام الله علیها بر روى آن مى رفته و از سیر وقایع جنگ آگاهى مى یافته اند.
  • حرم ابوالفضل العباس علیه السلام، این حرم در فاصله ۳۵۰ مترى شمال شرقى حرم امام حسین علیه السلام قرار گرفته و داراى قبه و بارگاه شکوهمندى است که جسد پاک این سردار رشید و یار وفادار امام حسین علیه السلام را دربرگرفته است. ساختمان داراى گنبدى طلایى است که بر روى گنبد خانه اى کوچکتر از حرم امام حسین علیه السلام قرار دارد. گرداگرد قبر مطهر را چهار رواق و صحن فراخ و وسیعى به همراه ایوان زیبا دربرگرفته است. ضریح زیباى آن حضرت به دستور مرحوم آیة الله العظمى سید محسن حکیم در سال ۱۹۶۵ میلادى در اصفهان ساخته شد.
  • آرامگاه حبیب بن مظاهر اسدى، او یکى از شهداى روز عاشورا است که در سن ۸۰ سالگى به یارى امام حسین علیه السلام شتافت و شهید گردید و در فاصله ۱۰ مترى از ضریح مطهر و در رواق جنوب غربى مدفون است و داراى ضریح کوچکى است.
  • آرامگاه سید ابراهیم مجاب، وى امام زاده والا مقام و عظیم الشان و داراى نسل مبارکى است. او ابراهیم فرزند محمدالعابد فرزند امام موسى بن جعفر علیه السلام است که در این بقعه مطهر دفن شده است و بنا به نوشته مورخان، بسیارى از سادات و بزرگان پیرامون او مدفونند. آرامگاه او در رواق حرم مطهر و در گوشه شمال غربى آن است.
  • در سرتاسر صحن و حجره هاى گرداگرد آن و رواق ها، بسیارى از بزرگان در طول تاریخ دفن شده اند، برخى از این حجره ها به نام شخصیتى که در داخل آن دفن شده، مشهور است، همچون آخرین مقبره اى که در جنوب سمت مشرق قرار دارد و مدفن بسیارى از علماى دین مى باشد که مشهورترین آن ها مرحوم آیة الله میرزا محمد تقى شیرازى است که در سال ۱۹۲۰ میلادى، رهبرى انقلاب مردم بر ضد دولت انگلیس را بر عهده داشت. از دیگر مشاهیر مدفون در این بقعه مطهر، میرزا محمدتقى خان امیرکبیر است که پس از به قتل رسیدنش در کاشان، به کربلا منتقل و در مقبره اى در رواق شرقى حرم مطهر دفن گردید. همچنین قاجاریه نیز در رواق شمالى، داراى مقبره اى هستند که جمعى از آنان در آن جا مدفونند.
  • خیمه گاه، در جنوب صحن مطهر امام حسین علیه السلام و در فاصله ۲۵۰ مترى واقع است. (بنا به نقل مورخان، محل برافراشته شدن خیمه ها و چادرهاى سیدالشهداء علیه السلام و یاران او بوده است). امروزه جایگاه خیمه ها را با ساختمان سازى به تصویر کشیده اند.
  • مقام امام مهدی علیه السلام، در میان نخلستان هاى کرانه رودخانه فرات که این شاخه رودخانه به نام «نهر علقمه» مشهور است، از شمال کربلا مى گذرد و آن جایگاهى است منسوب به حضرت حجت علیه السلام که مردم در آن به نماز مى پردازند.
  • مزار حُر، و آن شهرکى است در جنوب غربى کربلا که در فاصله ۹ کیلومترى از شهر واقع شده و نام آن برگرفته از نام حر بن یزید ریاحى است. او در روز عاشورا یکى از فرماندهان لشگر عبیدالله بن زیاد بود ولى بعد توبه کرد و به لشکر حق پیوست و تا پاى جان ایستاد و به شهادت رسید و در این موقعیت دفن گردید. امروزه آرامگاه او، که از ساخته هاى شاه اسماعیل صفوى است، داراى صحن و رواق و گنبد کاشى کارى است و مؤمنان فوج فوج به زیارت قبرش مى شتابند.
  • آرامگاه الاخرس بن الکاظم علیه السلام، وى محمد ابن ابى الفتح اخرس، از نوادگان حضرت موسى بن جعفر علیه السلام است که بقعه اش در حومه کربلا، در محله اى به نام «الابتر» قرار دارد.
  • آرامگاه ابن حمزه، وى نواده امیرالمؤمنین و از امام زادگان والامقام است. آرامگاهش در آغاز بزرگراه کربلا - طویریج قرار دارد.
  • آرامگاه عون بن عبدالله، در نسبت این امامزاده تردیدهایى وجود دارد که آیا وى همان عونى است که در کربلا شهید شد و یا نواده امام حسن علیه السلام است؟ امروزه وى داراى بقعه و بارگاه باشکوهى در ۱۱ کیلومترى شمال غربى کربلا و در آغاز بزرگراه کربلا - بغداد مى باشد. این امامزاده بسیار مورد توجه مردمان عراق و داراى نذر مجربى است، از این رو همواره مزار او مملو از زائر و نذورات آنان است.
  • آرامگاه طفلان مسلم، این آرامگاه در راه کربلا - بغداد، در حومه شهر مسیب قرار دارد. این دو کودک به نام هاى محمد و ابراهیم، فرزندان حضرت مسلم ابن عقیل هستند که پس از شهادت پدرشان به شهادت رسیدند، آرامگاه این دو کودک صحن و سراى باشکوهى داشته و بر قبر هر یک گنبد و ضریحى قرار دارد.
  • آرامگاه ابن هاشم، وى از نوادگان حضرت موسى بن جعفر علیه السلام است که در سال ۷۴۵ هجری وفات یافت و آرامگاهش امروزه در کویرى واقع در شمال غربى کربلا مى باشد. قبر او داراى صحن و سراى بزرگى است و در میان اعراب بیابانگرد بسیار معروف است و آنان همواره بدو پناه آورده و نذر مى کنند.
  • آرامگاه ابن فهد حلى، فقیه، محدث و عارف بزرگ امامیه در قرن نهم هجرى. قبرش در غرب خیابان «باب القبله» درون مسجدى به نام او قرار دارد.[۱۶]

پانویس

  1. کربلا و حرم های مطهر، سلمان هادی آل طعمه، ص ۲۱.
  2. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۶۶.
  3. بنگرید: تراث کربلا، ص ۲۰.
  4. سیمای کربلا حریم حریت، محمد صحتی سردرودی، ص ۱۱-۱۶.
  5. سوره قصص، آیه ۳۰.
  6. حیوة القلوب، ج ۱، ص: ۶۰۷.
  7. سوره مریم، آیه ۱.
  8. قاموس قرآن، ج ۶، ص: ۱۶۵.
  9. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۱۵ و نیز کامل الزیارات، ص ۲۶۴.
  10. کامل الزیارات، ص ۲۶۹، باب ۸۸، ح ۸.
  11. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۹ و نیز کامل الزیارات، ص ۲۶۹.
  12. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۴۴ به نقل از کامل الزیارات، ص ۱۱۱.
  13. کامل الزیارات، ص ۲۶۷ بحار، ج ۹۸، ص ۱۱۰.
  14. ادب الطف، ج ۱، ص ۲۳۶، به نقل از کامل الزیارات، ص ۲۶۸.
  15. سیمای کربلا حریم حریت، محمد صحتی سردرودی، ص ۴۵.
  16. اماکن زیارتی و سیاحتی عراق، محمدرضا قمی، ص ۴۵.

آرشیو عکس و تصویر

11.jpg
واقعه عاشورا
قبل از واقعه
شرح واقعه
پس از واقعه
بازتاب واقعه
وابسته ها