باطل: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
 
واژه «باطل» و هم خانواده‌هاى آن ۳۶ بار در [[قرآن]] بکار رفته است. بیشتر استعمال هاى این واژه در قرآن به همراه واژه «[[حق]]» و در برابر آن است.
 
واژه «باطل» و هم خانواده‌هاى آن ۳۶ بار در [[قرآن]] بکار رفته است. بیشتر استعمال هاى این واژه در قرآن به همراه واژه «[[حق]]» و در برابر آن است.
  
−
قرآن کریم خداوند را عین حق: {{متن قرآن|«فَتَعلَى اللّهُ المَلِک الحَقُّ»}} ([[سوره طه]]/۱۱۴) و منشأ حق: {{متن قرآن|«اَلحَقُّ مِن رَبِّک»}} ([[سوره بقره]]/۱۴۷) دانسته و هر معبودى را جز او باطل خوانده است: {{متن قرآن|«ذلِک بِاَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ و اَنَّ ما یدعُونَ مِن دونِهِ هُوَ البطِلُ»}}. ([[سوره حج]]/۶۲)
+
قرآن کریم خداوند را عین حق: {{متن قرآن|«فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ...»}}<ref>[[آیه 114 سوره طه|سوره طه، آیه ۱۱۴.]]</ref>. و منشأ حق: {{متن قرآن|«الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ...»}}<ref>[[آیه 147 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۱۴۷.]]</ref> دانسته و هر معبودى را جز او باطل خوانده است: {{متن قرآن|«ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ...»}}<ref>[[آیه 62 سوره حج|سوره حج،آیه ۶۲.]]</ref>.
  
−
قرآن واژه باطل را در مناسبت هاى گوناگونى بکار برده است؛ در مواردى به تقابل حق و باطل به طور مطلق اشاره کرده و باطل را نابود شونده دانسته: {{متن قرآن|«جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ البطِلُ اِنَّ البطِلَ کانَ زَهوقا»}} ([[سوره اسراء]]/۸۱)؛ در مواردى نیز مصادیقى از این دو مفهوم را بیان کرده است.  
+
قرآن واژه باطل را در مناسبت هاى گوناگونى بکار برده است؛ در مواردى به تقابل حق و باطل به طور مطلق اشاره کرده و باطل را نابود شونده دانسته: {{متن قرآن|«...جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»}}<ref>[[آیه 81 سوره اسراء|سوره اسراء،آیه ۸۱.]]</ref>. در مواردى نیز مصادیقى از این دو مفهوم را بیان کرده است.  
  
 
'''برخى از کاربردهاى واژه باطل در قرآن بدین قرار است:'''  
 
'''برخى از کاربردهاى واژه باطل در قرآن بدین قرار است:'''  
  
−
*حق بودن کلام الهى و راه نداشتن باطل در آن، در مقابل ادعاى کافران مبنى بر بطلان قرآن: {{متن قرآن|«لا‌یأتیهِ البطِلُ مِن بَینِ یدَیهِ و لا مِن خَلفِهِ تَنزیلٌ مِن حَکیم حَمید»}}. ([[سوره فصلت]]/۴۲)
+
*حق بودن کلام الهى و راه نداشتن باطل در آن، در مقابل ادعاى کافران مبنى بر بطلان قرآن: {{متن قرآن|«لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»}}<ref>[[آیه 42 سوره فصلت|سوره فصلت،آیه ۴۲.]]</ref>.
−
*پیروى کافران از باطل در برابر پیروى اهل ایمان از حق: {{متن قرآن|«ذلِک بِاَنَّ الَّذینَ کفَرُوا اتَّبَعُوا البطِلَ واَنَّ الَّذینَ ءامَنُوا اتَّبَعُوا الحَقّ»}}. ([[سوره محمد]]/۳)
+
*پیروى کافران از باطل در برابر پیروى اهل ایمان از حق: {{متن قرآن|«ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ...»}}<ref>[[آیه 3 سوره محمد|سوره محمد،آیه ۳.]]</ref>.
−
*شهادت دروغ و اختلاط حق و باطل: {{متن قرآن|«ولا تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ وتَکتُموا الحَقَّ»}}. ([[سوره بقره]]/۴۲)
+
*شهادت دروغ و اختلاط حق و باطل: {{متن قرآن|«وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ ...»}}<ref>[[آیه 42 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۴۲.]]</ref>.
−
*باطل و بیهوده نبودن آفرینش جهان: {{متن قرآن|«رَبَّنا ما خَلَقتَ هذا باطِلاً»}}. ([[سوره آل عمران]]/۱۹۱)
+
*باطل و بیهوده نبودن آفرینش جهان: {{متن قرآن|«...رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا...»}}<ref>[[آیه 191 سوره آل عمران|سوره آل عمران،آیه ۱۹۱.]]</ref>.
−
*بى‌ فایده و بى‌ نتیجه بودن اعمال و رفتار کافران براى از بین بردن حق با مجادله به باطل: {{متن قرآن|«و‌ یجادِلُ الَّذینَ کفَروا بِالبطِل لِیدحِضوا بِهِ الحَقَّ»}}. ([[سوره کهف]]/۵۶)، {{متن قرآن|«فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما کانوا یعمَلون»}}. ([[سوره اعراف]]/۱۱۸)
+
*بى‌ فایده و بى‌ نتیجه بودن اعمال و رفتار کافران براى از بین بردن حق با مجادله به باطل: {{متن قرآن|«...وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ...»}}<ref>[[آیه 56 سوره کهف|سوره کهف،آیه ۵۶.]]</ref>.{{متن قرآن|«فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»}}<ref>[[آیه 118 سوره اعراف| سوره اعراف،آیه ۱۱۸.]]</ref>.
−
*منع مردم از استفاده ناروا از اموال دیگران: {{متن قرآن|«لاتَأکلوا اَمولَکم بَینَکم بِالبطِل»}}. ([[سوره نساء]]/۲۹)
+
*منع مردم از استفاده ناروا از اموال دیگران: {{متن قرآن|«...تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ...»}}<ref>[[آیه 29 سوره نساء|سوره نساء،آیه ۲۹.]]</ref>.
−
 
 
 
اشاره به مفهوم عدم و نیستى در همه کاربردهاى واژه «باطل» مشترک است. از مجموع آیات چنین برمى‌آید که باطل، مفهومى اعتبارى بوده و وجود مستقلى ندارد و با نقیض خود شناخته مى‌شود. در نگاه قرآن، حق اصیل بوده و باطل بى‌ ریشه است و همواره بین این دو نزاع و اختلاف وجود‌ دارد.<ref>مجموعه آثار، ج‌۳، ص‌۴۲۷، «حق و باطل».</ref>
 
اشاره به مفهوم عدم و نیستى در همه کاربردهاى واژه «باطل» مشترک است. از مجموع آیات چنین برمى‌آید که باطل، مفهومى اعتبارى بوده و وجود مستقلى ندارد و با نقیض خود شناخته مى‌شود. در نگاه قرآن، حق اصیل بوده و باطل بى‌ ریشه است و همواره بین این دو نزاع و اختلاف وجود‌ دارد.<ref>مجموعه آثار، ج‌۳، ص‌۴۲۷، «حق و باطل».</ref>
  
سطر ۳۲: سطر ۳۱:
 
در برخی از آیات [[قرآن کریم]] تعابیری در وصف «باطل» ملاحضه می شود که به مواردی از آن اشاره می شود:
 
در برخی از آیات [[قرآن کریم]] تعابیری در وصف «باطل» ملاحضه می شود که به مواردی از آن اشاره می شود:
  
−
*بدفرجامى باطل؛ «حق» همواره اصیل است و «باطل» از هیچ گونه ثبات و استقرارى برخوردار نیست: {{متن قرآن|«اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقاً»}} ([[سوره اسراء]]/۸۱)؛ این آیه به زوال شرک و ظهور آیین توحید تفسیر شده است. در آیه‌اى دیگر از بى‌ریشگى و نافرجامى باطل یاد شده که بر بطلان و بى‌اثر بودن آن در روند کلى هستى دلالت دارد: {{متن قرآن|«و ما یبدِئُ البطِلُ و ما یعید»}} ([[سوره سبأ]]/۴۹).
+
*بدفرجامى باطل؛ «حق» همواره اصیل است و «باطل» از هیچ گونه ثبات و استقرارى برخوردار نیست: {{متن قرآن|«...إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»}}<ref>[[آیه 81 سوره اسراء|سوره اسراء،آیه ۸۱.]]</ref>.این آیه به زوال شرک و ظهور آیین توحید تفسیر شده است. در آیه‌اى دیگر از بى‌ریشگى و نافرجامى باطل یاد شده که بر بطلان و بى‌اثر بودن آن در روند کلى هستى دلالت دارد: {{متن قرآن|«...مَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ»}}<ref>[[آیه 49  سوره سبأ| سوره سبأ،آیه ۴۹.]]</ref>.  
−
*درآمیختگى و فرورفتن در پوشش حق؛ اهل باطل براى جلوه دادن باطل خود آن را با حق درآمیخته، لباس حق بر آن مى‌ پوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه مى‌دهند: {{متن قرآن|«و‌ لا‌تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ و تَکتُموا الحَقَّ و اَنتُم تَعلَمون»}}. ([[سوره بقره]]/۴۲)
+
*درآمیختگى و فرورفتن در پوشش حق؛ اهل باطل براى جلوه دادن باطل خود آن را با حق درآمیخته، لباس حق بر آن مى‌ پوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه مى‌دهند: {{متن قرآن|«وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»}}<ref>[[آیه 42 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۴۲.]]</ref>.
−
*پیروى نابخردان از باطل؛ از آیات قرآن چنین برمى‌آید که اعتقادات باطل و فاسد بر اثر رویگردانى از [[عقل]] حاصل مى‌شود. قرآن بارها اهل باطل را افرادى سفیه، فاقد تعقل و فاقد ادراک می داند: {{متن قرآن|«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّیفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْینٌ لاَّیبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّیسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِک کالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِک هُمُ الْغَافِلُونَ»}}. ﴿[[سوره منافقون]]/۱۷۹﴾
+
*پیروى نابخردان از باطل؛ از آیات قرآن چنین برمى‌آید که اعتقادات باطل و فاسد بر اثر رویگردانى از [[عقل]] حاصل مى‌شود. قرآن بارها اهل باطل را افرادى سفیه، فاقد تعقل و فاقد ادراک می داند: {{متن قرآن|«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»}}<ref>[[آیه 179 سوره اعراف|سوره اعراف،آیه ۱۷۹.]]</ref>.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۳

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«باطل» در مقابل «حق»، به معناى امور پوچ و بى‌‌ثبات و غیرمنطبق با واقعیت است. افزون بر دین اسلام، ادیان و مکاتب دیگر نیز، پیروان خود را از پیروى باطل نهى کرده‌اند. در نگاه قرآن کریم، «حق» اصیل بوده و «باطل» نافرجام و بى‌‌ریشه است و امورى چون کفر، شرک، ظلم، فحشا و ارتکاب هرگونه فعل منکر و حرام در محدوده مفهوم باطل قرار مى‌گیرد.

معنای باطل

«باطل» از ریشه «ب ـ ط ـ ل» به معناى ضایع، پوچ و بى‌ محتوا و هدر شدن است.[۱] موجود متصف به وصف «باطل»، امری است خلاف «حق» که فاقد ثبات و غیرمنطبق با طبیعت و خلقت اصلى خود می باشد.

سخن باطل نیز سخن بى‌ محتوا و غیرمطابق با‌ واقع است و از نظر جرجانى، هر آنچه از اساس نادرست است و هر امر بى فایده و فاقد نتیجه که تنها ظاهرى درست و نیکو دارد «باطل» است.[۲]

واژه «باطل» در برخى اشعار پیش از اسلام نیز بکار رفته که داراى مفهوم سلبى و منفى است؛ مانند: «ألا کلّ شىء ما خلا الله باطل»؛[۳] همچنین در فلسفه اسلامى، «حق» به معناى واقعیت و وجود و «باطل» در مقابل آن است.[۴] از نظر عرفا نیز «حق» یا وجه الله، جنبه هستى اشیا بوده و به آنها حقیقت و بقا داده است و هر چیزى جز او «باطل»، عدم و هالک است.[۵]

واژه باطل در قرآن کریم

واژه «باطل» و هم خانواده‌هاى آن ۳۶ بار در قرآن بکار رفته است. بیشتر استعمال هاى این واژه در قرآن به همراه واژه «حق» و در برابر آن است.

قرآن کریم خداوند را عین حق: «فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ...»[۶]. و منشأ حق: «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ...»[۷] دانسته و هر معبودى را جز او باطل خوانده است: «ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ...»[۸].

قرآن واژه باطل را در مناسبت هاى گوناگونى بکار برده است؛ در مواردى به تقابل حق و باطل به طور مطلق اشاره کرده و باطل را نابود شونده دانسته: «...جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»[۹]. در مواردى نیز مصادیقى از این دو مفهوم را بیان کرده است.

برخى از کاربردهاى واژه باطل در قرآن بدین قرار است:

  • حق بودن کلام الهى و راه نداشتن باطل در آن، در مقابل ادعاى کافران مبنى بر بطلان قرآن: «لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»[۱۰].
  • پیروى کافران از باطل در برابر پیروى اهل ایمان از حق: «ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ...»[۱۱].
  • شهادت دروغ و اختلاط حق و باطل: «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ ...»[۱۲].
  • باطل و بیهوده نبودن آفرینش جهان: «...رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا...»[۱۳].
  • بى‌ فایده و بى‌ نتیجه بودن اعمال و رفتار کافران براى از بین بردن حق با مجادله به باطل: «...وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ...»[۱۴].«فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»[۱۵].
  • منع مردم از استفاده ناروا از اموال دیگران: «...تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ...»[۱۶].

اشاره به مفهوم عدم و نیستى در همه کاربردهاى واژه «باطل» مشترک است. از مجموع آیات چنین برمى‌آید که باطل، مفهومى اعتبارى بوده و وجود مستقلى ندارد و با نقیض خود شناخته مى‌شود. در نگاه قرآن، حق اصیل بوده و باطل بى‌ ریشه است و همواره بین این دو نزاع و اختلاف وجود‌ دارد.[۱۷]

ویژگی‌هاى باطل

در برخی از آیات قرآن کریم تعابیری در وصف «باطل» ملاحضه می شود که به مواردی از آن اشاره می شود:

  • بدفرجامى باطل؛ «حق» همواره اصیل است و «باطل» از هیچ گونه ثبات و استقرارى برخوردار نیست: «...إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»[۱۸].این آیه به زوال شرک و ظهور آیین توحید تفسیر شده است. در آیه‌اى دیگر از بى‌ریشگى و نافرجامى باطل یاد شده که بر بطلان و بى‌اثر بودن آن در روند کلى هستى دلالت دارد: «...مَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ»[۱۹].
  • درآمیختگى و فرورفتن در پوشش حق؛ اهل باطل براى جلوه دادن باطل خود آن را با حق درآمیخته، لباس حق بر آن مى‌ پوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه مى‌دهند: «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[۲۰].
  • پیروى نابخردان از باطل؛ از آیات قرآن چنین برمى‌آید که اعتقادات باطل و فاسد بر اثر رویگردانى از عقل حاصل مى‌شود. قرآن بارها اهل باطل را افرادى سفیه، فاقد تعقل و فاقد ادراک می داند: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»[۲۱].

پانویس

  1. ↑ لسان العرب، ج‌۱، ص‌۴۳۲، «بطل».
  2. ↑ التعریفات، ص‌۱۹.
  3. ↑ السیرة النبویه، ج‌۱، ص‌۳۷۰؛ مجمع‌البحرین، ج‌۱، ص‌۲۱۳، «بطل».
  4. ↑ الشفاء، ص‌۴۸.
  5. ↑ شرح اصطلاحات تصوف، ص‌۲۳۶.
  6. ↑ سوره طه، آیه ۱۱۴.
  7. ↑ سوره بقره،آیه ۱۴۷.
  8. ↑ سوره حج،آیه ۶۲.
  9. ↑ سوره اسراء،آیه ۸۱.
  10. ↑ سوره فصلت،آیه ۴۲.
  11. ↑ سوره محمد،آیه ۳.
  12. ↑ سوره بقره،آیه ۴۲.
  13. ↑ سوره آل عمران،آیه ۱۹۱.
  14. ↑ سوره کهف،آیه ۵۶.
  15. ↑ سوره اعراف،آیه ۱۱۸.
  16. ↑ سوره نساء،آیه ۲۹.
  17. ↑ مجموعه آثار، ج‌۳، ص‌۴۲۷، «حق و باطل».
  18. ↑ سوره اسراء،آیه ۸۱.
  19. ↑ سوره سبأ،آیه ۴۹.
  20. ↑ سوره بقره،آیه ۴۲.
  21. ↑ سوره اعراف،آیه ۱۷۹.

منابع

پیوست‌ها

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه