عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
 
عبدالمطلب فرزند [[هاشم]] و پدربزرگ حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود که بعد از [[مرگ]] مادر، [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در کنار جدش [[عبدالمطلب]] بود و تحت سرپرستي و کفالت او قرار گرفت.
 
عبدالمطلب فرزند [[هاشم]] و پدربزرگ حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود که بعد از [[مرگ]] مادر، [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در کنار جدش [[عبدالمطلب]] بود و تحت سرپرستي و کفالت او قرار گرفت.
−
 
+
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}}
 
==برخورد عبدالمطلب با حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم==
 
==برخورد عبدالمطلب با حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم==
  

نسخهٔ ‏۱ دسامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۰۳

عبدالمطلب فرزند هاشم و پدربزرگ حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود که بعد از مرگ مادر، رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار جدش عبدالمطلب بود و تحت سرپرستي و کفالت او قرار گرفت.

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکه • سفر پیامبر اکرم به شام • ازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعث • معراج • ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها • رفتن به شعب ابی طالب • عام الحزن•سفر به طائف • هجرت به مدینه • ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) • غزوه بدر • غزوه احد • غزوه احزاب • صلح حدیبیه • غزوه خیبر • سریه ذات السلاسل • فتح مکه • غزوه حنین • غزوه تبوک • غدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلب • ابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلب • ابولهب • جعفر طیار • آمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسی • عمار بن یاسر • ابوذر • مقداد • ابوسلمه مخزومی • زيد بن حارثه • عثمان بن مظعون • مصعب بن عمیر • ابوبکر • طلحه • زبیر • عثمان بن عفان • عمر بن خطاب • سعد بن ابی وقاص • عبدالله بن مسعود • اسعد بن زراره • سعد بن معاذ • سعد بن عباده • عثمان بن حنیف • سهل بن حنیف • ابو ایوب انصاری • حذیفة بن یمان• خالد بن سعيد • خزیمة بن ثابت • عبدالله بن رواحه • اویس قرنی • عبدالله بن مسعود • بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکه • مدینه • غار حرا • کعبه • شعب ابوطالب • غدیر خم • فدک • بقیع • غار ثور • مسجد قبا • مسجد النبی • مسجد الحرام

برخورد عبدالمطلب با حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم

ابن اسحاق گفته است: رسم چنان بود که براي عبدالمطلب در کنار خانه کعبه فرش مخصوصي مي گستراندند و پسران وي در اطراف آن مي نشستند تا عبدالمطلب بيايد، و به خاطر گرامي داشت و احترام وي کسي روي آن فرش نمي نشست. گاه مي شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله که در آن وقت پسرکي کوچک بود مي آمد و روي آن فرش مي نشست، عموهايش که چنان مي ديدند او را مي گرفتند تا از آن فرش دور سازند، ولي عبدالمطلب که آن منظره را مشاهده مي کرد بدان ها مي گفت: دعوا ابني فو الله ان له لشائا: فرزندم را واگذاريد که به خدا سوگند او را مقامي بزرگ است...

و سپس او را در کنار خود روي آن فرش مخصوص مي نشانيد و دست بر پشت او مي کشيد و از حرکات و رفتار او خرسند مي شد.[۱] و ابن سعد در طبقات روايت کرده که پس از فوت آمنه، عبدالمطلب رسول خدا صلی الله علیه و آله را نزد خود برد و بيش از فرزندان خود نسبت به او محبت و مهر مي ورزيد و او را به خود نزديک مي کرد و در وقت تنهائي و خواب به نزد او مي رفت و از او مراقبت مي کرد...

و نيز روايت کرده که مردمي از قبيله «بني مدلج » به عبدالمطلب گفتند: از اين فرزند محافظت کن که ما جاي پائي را شبيه تر از جاي پاي او با جاي پائي که در مقام «حضرت ابراهیم علیه السلام» است نديده ايم، و عبدالمطلب با شنيدن اين سخن به ابوطالب گفت: بشنو که اينان چه مي گويند و ابوطالب نيز پس از شنيدن اين گفتار از آن حضرت محافظت مي کرد.

و عبدالمطلب به ام ايمن که از رسول خدا صلی الله علیه و آله نگهداري مي کرد و دايگي و پرستاري او را به عهده داشت مي گفت: از اين فرزند من محافظت کن که اهل کتاب او را پيغمبر اين امت مي پندارند. و عبدالمطلب چنان بود که غذائي نمي خورد جز آن که مي گفت: پسرم را نزد من آريد، و او را نزد وي مي بردند.[۲]

و در کتاب اکمال الدين شیخ صدوق سندش از ابن عباس روايت کرده که گويد: در سايه خانه کعبه براي عبدالمطلب فرشي مي گستراندند که احدي به خاطر حرمت عبدالمطلب بر آن جلوس نمي کرد و فرزندان عبدالمطلب مي آمدند و اطراف آن فرش مي نشستند تا عبدالمطلب بيايد. و گاه مي شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالي که پسر کوچکي بود مي آمد و بر آن فرش مي نشست و اين جريان بر عموهاي آن حضرت (که همان فرزندان عبدالمطلب) بودند گران مي آمد و به همين جهت او را مي گرفتند تا از آن جايگاه و فرش مخصوص دور سازند و عبدالمطلب که آن وضع را مشاهده مي کرد مي گفت: پسرم را واگذاريد که او را مقامي بس بزرگ خواهد بود، و من روزي را مي بينم که او بر شما سيادت و آقائي خواهد کرد، و من در چهره او مي بينم که روزي بر مردم سيادت مي کند...

اين را مي گفت و سپس او را برداشته و کنار خود مي نشانيد و دست بر پشت او مي کشيد و او را مي بوسيد و مي گفت: من از اين فرزند پاک تر و خوش بوتر نديده ام... آن گاه متوجه ابوطالب - که با عبدالله از يک مادر بودند - مي شد و مي گفت: اي ابوطالب براستي که براي اين پسر مقام بزرگي است او را نگهداري کن و از وي دست باز مدار که او تنها است و براي او همانند مادري مهربان باش که صدمه اي به او نرسد...

سپس او را بر دوش خود سوار مي کرد و هفت بار اطراف خانه طواف مي داد و نظير اين روايت به طور اختصار در کتاب هائي نظير مناقب ابن شهر آشوب و اصول کافي کليني و جاهاي ديگر نقل شده.[۳]

و در همين روايت اکمال الدين آمده که چون هنگام مرگ عبدالمطلب فرارسيد به سراغ فرزندش ابوطالب فرستاد و چون وي در بالين او حاضر شد در حالي که عبدالمطلب در حال احتضار بود و مي گريست و محمد صلی الله علیه و آله روي سينه او قرار داشت به سوي ابوطالب متوجه شده و مي گفت: يا اباطالب انظر ان تکون حافظا لهذا الوحيد الذي لم يشم رائحة ابيه. و لم يذق شفقة امه. انظر يا اباطالب ان يکون من جسدک بمنزلة کبدک...: اي اباطالب بنگر تا نگهدار اين فرزندي که تک و تنها است و بوي پدر را استشمام نکرده و مهر مادر را نچشيده است باشي بنگر تا همانند جگر خود او را عزيز داري...

يا اباطالب ان ادرکت ايامه فاعلم اني کنت من ابصر الناس و اعلم الناس به، فان استطعت ان تتبعه فافعل وانصره بلسانک و يدک و مالک فانه والله سيسود کم...: اي ابوطالب اگر روزگار او را درک کردي بدان که من نسبت به وضع او از همه مردم بيناتر و داناترم و اگر توانستي از او پيروي کن و با دست و زبان و مال و دارائي خود، او را ياري نما که به خدا سوگند وي بر شما سيادت خواهد نمود...[۴]

وفات عبدالمطلب

بر طبق گفته مشهور از اهل حدیث و تاريخ، رسول خدا صلی الله علیه و آله هشت ساله بود که عبدالمطلب در حالي که به گفته ابن اثير دراسدالغابة بينائي خود را از دست داده بود.[۵] از دنيا رفت و درباره اين که خود عبدالمطلب در هنگام مرگ چند سال داشته اختلاف زيادي در تاريخ ديده مي شود که برخي عمر او را در هنگام وفات هشتاد و دو سال و برخي يک صد و چهل سال ذکر کرده اند[۶]، که تفاوت آن ها حدود شصت سال مي شود، که البته اين گونه اختلافات در تاريخ گذشتگان تازگي ندارد، و در تاريخ و روايات نمونه هاي فراواني دارد.

و گفته اند: خداوند به عبدالمطلب ده پسر و شش دختر عنايت کرد که پسران عبارت بودند از: حارث، ابوطالب، حمزه، زبير، عبدالله، عيذاق، مقوم، حجل، ابولهب، عباس.

که البته در برخي از اين ها اختلاف نيز هست و يعقوبي در تاريخ خود «عيذاق » و «حجل » را يکي دانسته و دهمي را «قثم» دانسته است.[۷] چنانچه برخي مقوم و حجل را يکي دانسته اند.[۸]. و شيخ صدوق به جز عباس عدد آن ها را ده نفر ذکر کرده و مانند برخي ديگر فرزندي به نام «ضرار» نيز براي عبدالمطلب ذکر کرده است.[۹]

دختران او عبارتند از: عاتکة، اميمة، ام حکيم، برة، اروي، صفية (مادر زبير بن عوام).

پانویس

  1. ↑ سيره ابن هشام، ج 1، ص 168.
  2. ↑ طبقات ابن سعد، ج 1، ص 118.
  3. ↑ مناقب ابن شهر آشوب، ج 1 ص 24 و 25 و اصول کافي ج 1، ص 448.
  4. ↑ کمال الدين (ط جديد)، ج 1، ص 171-172.
  5. ↑ اسدالغابة، ج 1، ص 15.
  6. ↑ طبقات ابن سعد، ج 1 ص 119 - و بحارالانوار ج 15 ص 162 - تاريخ يعقوبي ج 2 ص 8.
  7. ↑ تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 7.
  8. ↑ خصال، ج 1، ص 150.
  9. ↑ خصال، ج 1، ص 150.

منابع

  • هاشم رسولي محلاتي، درس هايي از تاريخ تحليلي اسلام.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه