شیوه‌های کافران در مبارزه با پیامبر اسلام (ص): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
کفّار و مشرکین در مبارزه و دشمنی با[[ پیامبر| پیامبر اکرم]] (صلی الله علیه و آله) و [[اسلام|دین اسلام]]، شیوه‌های گوناگونی را بکار می‌گرفتند.  
+
کفّار و مشرکین در مبارزه و دشمنی با [[پیامبر| پیامبر اکرم]] (صلی الله علیه وآله) و [[اسلام|دین اسلام]]، شیوه‌های گوناگونی -از جمله تخریب شخصیت، دادن نسبت‌های ناروا، تهدید و جنگ- را بکار می‌گرفتند.  
  
 
== شیوه‌های مبارزه با پیامبر اکرم ==
 
== شیوه‌های مبارزه با پیامبر اکرم ==
از آیات [[قرآن]] استفاده می‌شود که کافران و دشمنان [[اسلام]]، به منظور تضعیف و تخریب این دین و پیامبرش از شیوه‌های زیر استفاده می‌کردند:
+
از آیات [[قرآن]] استفاده می‌شود که کافران و دشمنان [[اسلام]]، به منظور تضعیف و تخریب این [[دین]] و پیامبرش از شیوه‌های زیر استفاده می‌کردند:
  
 
===۱. کوبیدن شخصیت پیامبر===
 
===۱. کوبیدن شخصیت پیامبر===
  
[[کفر|کافران]] برای تحقیر و زیر سؤال بردن شخصیت [[پیامبران]]، به حضرت [[خاتم الأنبیاء|خاتم الانبیاء]] آنان را [[تمسخر]] می‌کردند. [[قرآن کریم]] به این مطلب اشاره دارد و می‌فرماید: {{متن قرآن|«وَمَا یأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کانُواْ بِهِ یسْتَهْزِؤُونَ»}}.<ref>[[سوره حجر]]/۱۱.</ref>
+
[[کفر|کافران]] برای تحقیر و زیر سؤال بردن شخصیت [[پیامبران]] -به ویژه حضرت [[خاتم الأنبیاء|خاتم الانبیاء]]آنان را [[تمسخر]] می‌کردند. [[قرآن کریم]] به این مطلب اشاره دارد و می‌فرماید: {{متن قرآن|«وَمَا یأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کانُواْ بِهِ یسْتَهْزِؤُونَ»}}.<ref>[[سوره حجر]]/۱۱.</ref>
  
 
در آیه‌ای دیگر آمده است: {{متن قرآن|«وَإِذَا رَآک الَّذِینَ کفَرُوا إِن یتَّخِذُونَک إِلَّا هُزُوًا»}}؛<ref>[[سوره انبیاء]]/۳۶.</ref> هنگامی که کافران تو را بینند، کاری جز استهزا کردن تو ندارند.
 
در آیه‌ای دیگر آمده است: {{متن قرآن|«وَإِذَا رَآک الَّذِینَ کفَرُوا إِن یتَّخِذُونَک إِلَّا هُزُوًا»}}؛<ref>[[سوره انبیاء]]/۳۶.</ref> هنگامی که کافران تو را بینند، کاری جز استهزا کردن تو ندارند.
  
خداوند در ادامه همین [[آیه]]، به کیفیت [[استهزاء|استهزای]] کافران اشاره کرده و فرموده و آنها می‌گویند: {{متن قرآن|« أَهَذَا الَّذِی یذْکرُ آلِهَتَکمْ»}}؛ آیا همین شخص است که خدایان شما را یاد می‌کند (یعنی درباره آنها بدگویی می‌کند و می‌گوید: آنها نفع و ضرری ندارند.)  
+
خداوند در ادامه همین [[آیه]]، به کیفیت [[استهزاء|استهزای]] کافران اشاره کرده و فرموده و آنها می‌گویند: {{متن قرآن|«أَهَذَا الَّذِی یذْکرُ آلِهَتَکمْ»}}؛ آیا همین شخص است که خدایان شما را یاد می‌کند (یعنی درباره آنها بدگویی می‌کند و می‌گوید: آنها نفع و ضرری ندارند.)  
  
ابن ابی‌حاتم از سدی روایت کرده که گفت: [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله از [[ابوسفیان]] و [[ابوجهل]] می‌گذشت، دید آنان مشغول صحبت هستند. چون ابوجهل آن جناب را دید، خندید (و با حالت تمسخر) به ابوسفیان گفت: این است پیغمبر بنی‌ [[عبدمناف]]؟!<ref>درّالمنثور، سیوطی، ج۵، ص۵۵۳.</ref>  
+
ابن ابی‌حاتم از سُدی روایت کرده که گفت: [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله از کنار [[ابوسفیان]] و [[ابوجهل]] می‌گذشت، دید آنان مشغول صحبت هستند. چون ابوجهل آن جناب را دید، خندید (و با حالت تمسخر) به ابوسفیان گفت: این است پیغمبر بنی‌ [[عبدمناف]]؟!<ref>درّالمنثور، سیوطی، ج۵، ص۵۵۳.</ref>  
  
در روایتی دیگر آمده که استهزاکنندگان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پنج نفر بودند: [[ولید بن مغیره|ولید بن مغیرة مخزومی]]، [[عاص بن وائل]]، [[اسود بن عبد یغوث]]، اسود بن المطلب و حارث بن الطلاطلة ثقفی.<ref>خصال، صدوق، ص ۲۷۸.</ref>
+
در روایتی دیگر آمده که استهزاکنندگان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، پنج نفر بودند: [[ولید بن مغیره|ولید بن مغیرة مخزومی]]، [[عاص بن وائل]]، [[اسود بن عبد یغوث]]، اسود بن المطلب و [[حارث بن قیس|حارث بن قیس سهمی]] (ابن الطلاطلة).<ref>خصال، صدوق، ص ۲۷۸.</ref>
  
 
===۲. دادن نسبت‌های ناروا===
 
===۲. دادن نسبت‌های ناروا===
از جمله نسبت‌های ناروایی که از سوی کفار به پیامبر اکرم داده می شد موارد زیر است:
+
از جمله نسبت‌های ناروایی که از سوی کفار به پیامبر اکرم داده می شد، موارد زیر است:
  
 
'''ساحر و دروغگو:'''
 
'''ساحر و دروغگو:'''
سطر ۲۵: سطر ۲۵:
 
'''خیالاتی:'''
 
'''خیالاتی:'''
  
گاهی هم می‌گفتند: پیامبر خیالاتی شده و آنچه را به عنوان [[وحی]] ادعا می‌کند، چیزی جز خواب‌های پریشان و آشفته نیست؛ بلکه حتی خواب پریشان هم ندیده و دروغ می‌گوید. خداوند در [[سوره انبیاء]]، آیه ۵ به این نکته اشاره کرده و فرموده است: {{متن قرآن|«قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ»}}؛ گفتند: خواب‌های پریشانی است بلکه دروغ بسته است.
+
گاهی هم می‌گفتند: پیامبر متوهّم و خیالاتی شده و آنچه را به عنوان [[وحی]] ادعا می‌کند، چیزی جز خواب‌های پریشان و آشفته نیست؛ بلکه حتی خواب پریشان هم ندیده و دروغ می‌گوید. خداوند در [[سوره انبیاء]]، آیه ۵ به این نکته اشاره کرده و فرموده است: {{متن قرآن|«قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ»}}؛ گفتند: خواب‌های پریشانی است بلکه دروغ بسته است.
  
 
'''شاعر:'''
 
'''شاعر:'''
  
آیات [[قرآن]] و سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار زیبا و گیرا بود و باعث جذب بسیاری شده بود. کافران برای جلوگیری از تأثیر آن، می‌گفتند: او شاعر است و سخنانی ظاهر فریب می‌گوید؛ ولی حرف‌هایش بی‌محتوا است: {{متن قرآن|«بَلْ هُوَ شَاعِرٌ»}}.<ref>[[سوره انبیاء]]/۵.</ref>
+
آیات [[قرآن]] و سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله بسیار زیبا و گیرا بود و باعث جذب بسیاری شده بود. کافران برای جلوگیری از تأثیر آن، می‌گفتند: او شاعر است و سخنانی ظاهر فریب می‌گوید؛ ولی حرف‌هایش بی‌محتوا است: {{متن قرآن|«بَلْ هُوَ شَاعِرٌ»}}.<ref>[[سوره انبیاء]]/۵.</ref>
  
 
'''مجنون:'''
 
'''مجنون:'''
  
گاهی نیز برای خنثی کردن تأثیر حرف‌های پیامبر صلی الله علیه و آله، نسبت جنون به آن حضرت می‌دادند تا به این وسیله، مردم را از پیرامون آن حضرت پراکنده کنند. به این مطلب در آیه ۶، [[سوره حجر]] اشاره شده است: {{متن قرآن|«وَقَالُواْ یا أَیهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیهِ الذِّکرُ إِنَّک لَمَجْنُونٌ»}}؛ و گفتند: ای کسی که ذکر (قرآن) بر تو نازل شده! مسلماً تو دیوانه‌ای.
+
گاهی نیز برای خنثی کردن تأثیر حرف‌های پیامبر صلی الله علیه وآله، نسبت جنون به آن حضرت می‌دادند تا به این وسیله، مردم را از پیرامون آن حضرت پراکنده کنند. به این مطلب در آیه ۶ [[سوره حجر]] اشاره شده است: {{متن قرآن|«وَقَالُواْ یا أَیهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیهِ الذِّکرُ إِنَّک لَمَجْنُونٌ»}}؛ و گفتند: ای کسی که ذکر (قرآن) بر تو نازل شده! مسلماً تو دیوانه‌ای.
  
 
'''کاهن:'''
 
'''کاهن:'''
  
کاهن کسی است که از اخبار گذشته پنهان، از روی ظن خبر می‌دهد.<ref>مفردات راغب.</ref> و چون کاری که بر اساس گمان است، گاهی درست و گاهی نادرست درمی‌آید، لذا [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله فرمود: «من أتی عرّافاً أو کاهناً فَصدَّقه بما قال، فقد کفر بما انزل علی ابی‌القاسم».  
+
کاهن کسی است که از اخبار گذشته پنهان، از روی ظنّ خبر می‌دهد.<ref>مفردات راغب.</ref> و چون کاری که بر اساس گمان است، گاهی درست و گاهی نادرست درمی‌آید، لذا [[رسول خدا]] صلی الله علیه وآله فرمود: «من أتی عرّافاً أو کاهناً فَصدَّقه بما قال، فقد کفر بما انزل علی ابی‌القاسم».  
  
مرحوم [[شیخ طبرسی|طبرسی]] در ذیل آیه {{متن قرآن|«فَذَکرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّک بِکاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ»}}،<ref>[[سوره طور]]، ۲۹.</ref> فرموده: کاهن، کسی است که با به خدمت گرفتن [[جن|جنّ]]، مدّعی علم غیب است. [[شیخ انصاری]] در مکاسب محرمه در مسئلة کهانت، فرموده: کاهن کسی است که دوستی از جن دارد و خبرها را برایش می‌آورد. بنابراین، ترجمه آیه به این صورت است: «پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه»؛ یعنی پیشگویی‌های تو نه بر اساس کهانت است و نه از روی بی‌عقلی؛ بلکه این پیشگویی‌ها، مستند به وحی است.
+
[[شیخ طبرسی]] در ذیل آیه {{متن قرآن|«فَذَکّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّک بِکاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ»}}،<ref>[[سوره طور]]، ۲۹.</ref> فرموده: کاهن، کسی است که با به خدمت گرفتن [[جن|جنّ]]، مدّعی علم غیب است. [[شیخ انصاری]] در «[[مکاسب]]» در مسئله کهانت، فرموده: کاهن کسی است که دوستی از جن دارد و خبرها را برایش می‌آورد. بنابراین، ترجمه آیه به این صورت است: «پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه»؛ یعنی پیشگویی‌های تو نه بر اساس کهانت است و نه از روی بی‌عقلی؛ بلکه این پیشگویی‌ها، مستند به وحی است.
  
 
===۳. مجادله با پیامبر===
 
===۳. مجادله با پیامبر===
سطر ۴۵: سطر ۴۵:
 
وقتی مخالفین دیدند که با [[استهزاء|استهزا]] و نسبت‌های ناروا کاری از پیش نمی‌برند، به فکر [[جدال و مراء|مجادله]] افتادند و سعی کردند تا مطالبی [[باطل]] به مردم القا کنند و ذهن آنان را از سخنان پوچ پرکنند و دیگر جایی برای پذیرش سخن [[حق]] پیامبر در آن باقی نماند؛ مثلاً می‌گفتند: امکان ندارد که به انسانی از طرف خدا [[وحی]] شود؛ زیرا اگر این کار شدنی بود، باید به ما هم که انسان هستیم، وحی می‌شد. پس ادعای پیامبر، مبنی بر وحی از طرف خدا، کذب و دروغ است.  
 
وقتی مخالفین دیدند که با [[استهزاء|استهزا]] و نسبت‌های ناروا کاری از پیش نمی‌برند، به فکر [[جدال و مراء|مجادله]] افتادند و سعی کردند تا مطالبی [[باطل]] به مردم القا کنند و ذهن آنان را از سخنان پوچ پرکنند و دیگر جایی برای پذیرش سخن [[حق]] پیامبر در آن باقی نماند؛ مثلاً می‌گفتند: امکان ندارد که به انسانی از طرف خدا [[وحی]] شود؛ زیرا اگر این کار شدنی بود، باید به ما هم که انسان هستیم، وحی می‌شد. پس ادعای پیامبر، مبنی بر وحی از طرف خدا، کذب و دروغ است.  
  
کافران می‌گفتند: اگر خدا می‌خواست پیامبری بفرستد، باید [[فرشته|فرشته‌ای]] را مأمور این کار می‌کرد. گاهی آنان می‌گفتند: این چگونه پیامبری است که در بازار راه می‌رود، غذا می‌خورد؟! چرا فرشته‌ای بر او نازل نمی‌شود تا به او کمک کند و یا چرا گنج و باغ‌های سرسبز ندارد؟ البته همه این سخنان از باب استبعاد است و تنها عده‌ای از مردم که قدرت استدلال ندارند، تسلیم چنین سخنان پوچی می‌شوند.<ref>ر.ک: [[سوره اسراء]]/۹۴؛ [[سوره انعام]]/۱۱۲؛ [[سوره فرقان]]/۸.</ref>
+
کافران می‌گفتند: اگر خدا می‌خواست پیامبری بفرستد، باید [[فرشته|فرشته‌ای]] را مأمور این کار می‌کرد: {{متن قرآن|«وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَىٰ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا»}}.<ref>[[سوره اسراء]]/۹۴.</ref> گاهی آنان می‌گفتند: این چگونه پیامبری است که در بازار راه می‌رود، غذا می‌خورد؟! چرا فرشته‌ای بر او نازل نمی‌شود تا به او کمک کند و یا چرا گنج و باغ‌های سرسبز ندارد؟: {{متن قرآن|«وَقَالُوا مَالِ هَٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ ۙ لَوْلَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا * أَوْ يُلْقَىٰ إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا»}}.<ref>[[سوره فرقان]]/۷-۸.</ref> البته همه این سخنان از باب استبعاد است و تنها عده‌ای از مردم که قدرت استدلال ندارند، تسلیم چنین سخنان پوچی می‌شوند.
  
 
=== ۴. تطمیع و تهدید ===
 
=== ۴. تطمیع و تهدید ===
تطمیع و تهدید پیامبر یا پیروان آن حضرت نیز روش دیگر کافران بود تا بدین گونه جلوی نشر ایین [[اسلام]] را بگیرند و اگر باز هم موفق نمی‌شدند، آن‌گاه با عملی کردن تهدیدهای خود، دست به جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله می‌زدند. تاریخ صدر اسلام نمونه‌های فراوانی از این شیوه کفار را ثبت کرده است.<ref>ر.ک: [[سوره ابراهیم]]/۱۳؛ [[سوره غافر]]/۵؛ [[سوره اسراء]]/۷۷؛ [[سوره نساء]]/۱۵۵؛ [[سوره یس]]/۱۸.</ref>
+
تطمیع و تهدید پیامبر یا پیروان آن حضرت نیز، روش دیگر کافران بود تا بدین گونه جلوی نشر آیین [[اسلام]] را بگیرند و اگر باز هم موفق نمی‌شدند، آن‌گاه با عملی کردن تهدیدهای خود، دست به جنگ با پیامبر صلی الله علیه وآله می‌زدند. [[تاریخ اسلام]] نمونه‌های فراوانی از این شیوه کفار را ثبت کرده است: {{متن قرآن|«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا ۖ فَأَوْحَىٰ إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ»}}.<ref>[[سوره ابراهیم]]/۱۳.</ref> {{متن قرآن|«وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا ۖ وَإِذًا لَا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا»}}.<ref>[[سوره اسراء]]/۷۶.</ref>
  
===۵. تبعید===
+
===۵. تبعید پیامبر===
  
برخی آیات مانند: {{متن قرآن|«أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّکثُواْ أَیمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ...»}}.<ref>[[سوره توبه]]/۱۳.</ref> خبر از توطئة دیگر مشرکین می‌دهد که تصمیم گرفتند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از [[مکه]] اخراج کنند و به عبارت دیگر، آن حضرت را تبعید نمایند که البته این تصمیم شوم خود را عملی هم کردند.
+
برخی آیات مانند: {{متن قرآن|«أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّکثُواْ أَیمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ...»}}.<ref>[[سوره توبه]]/۱۳.</ref> خبر از توطئه دیگر مشرکین می‌دهد که تصمیم گرفتند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را از [[مکه]] اخراج کنند و به عبارت دیگر، آن حضرت را تبعید نمایند که البته این تصمیم شوم خود را عملی هم کردند.
  
 
===۶. تحمیل جنگ بر پیامبر===
 
===۶. تحمیل جنگ بر پیامبر===
  
 
بعضی از جنگهای صدر اسلام از سوی مشرکین و کفار بر مسلمانان تحمیل گردید، مانند [[غزوه احد|جنگ احد]] و [[غزوه احزاب|جنگ خندق]].  
 
بعضی از جنگهای صدر اسلام از سوی مشرکین و کفار بر مسلمانان تحمیل گردید، مانند [[غزوه احد|جنگ احد]] و [[غزوه احزاب|جنگ خندق]].  
 
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
*[http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,9019 "شیوه‌های کافران در مبارزه با پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله"، احمد جعفری، پایگاه مرکز و معارف قرآن]، بازیابی: ۱۹ دی ۱۳۹۱.
*[http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,9019 احمد جعفری، شیوه‌های کافران در مبارزه با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، پایگاه مرکز و معارف قرآن]، بازیابی: ۱۹ دی ماه ۱۳۹۱.
 
 
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}}
 
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}}
[[رده:دشمنان پیامبر]]
+
[[رده:پیامبر اکرم]][[رده:دشمنان پیامبر]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۲

کفّار و مشرکین در مبارزه و دشمنی با پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و دین اسلام، شیوه‌های گوناگونی -از جمله تخریب شخصیت، دادن نسبت‌های ناروا، تهدید و جنگ- را بکار می‌گرفتند.

شیوه‌های مبارزه با پیامبر اکرم

از آیات قرآن استفاده می‌شود که کافران و دشمنان اسلام، به منظور تضعیف و تخریب این دین و پیامبرش از شیوه‌های زیر استفاده می‌کردند:

۱. کوبیدن شخصیت پیامبر

کافران برای تحقیر و زیر سؤال بردن شخصیت پیامبران -به ویژه حضرت خاتم الانبیاء-، آنان را تمسخر می‌کردند. قرآن کریم به این مطلب اشاره دارد و می‌فرماید: «وَمَا یأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کانُواْ بِهِ یسْتَهْزِؤُونَ».[۱]

در آیه‌ای دیگر آمده است: «وَإِذَا رَآک الَّذِینَ کفَرُوا إِن یتَّخِذُونَک إِلَّا هُزُوًا»؛[۲] هنگامی که کافران تو را بینند، کاری جز استهزا کردن تو ندارند.

خداوند در ادامه همین آیه، به کیفیت استهزای کافران اشاره کرده و فرموده و آنها می‌گویند: «أَهَذَا الَّذِی یذْکرُ آلِهَتَکمْ»؛ آیا همین شخص است که خدایان شما را یاد می‌کند (یعنی درباره آنها بدگویی می‌کند و می‌گوید: آنها نفع و ضرری ندارند.)

ابن ابی‌حاتم از سُدی روایت کرده که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار ابوسفیان و ابوجهل می‌گذشت، دید آنان مشغول صحبت هستند. چون ابوجهل آن جناب را دید، خندید (و با حالت تمسخر) به ابوسفیان گفت: این است پیغمبر بنی‌ عبدمناف؟![۳]

در روایتی دیگر آمده که استهزاکنندگان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، پنج نفر بودند: ولید بن مغیرة مخزومی، عاص بن وائل، اسود بن عبد یغوث، اسود بن المطلب و حارث بن قیس سهمی (ابن الطلاطلة).[۴]

۲. دادن نسبت‌های ناروا

از جمله نسبت‌های ناروایی که از سوی کفار به پیامبر اکرم داده می شد، موارد زیر است:

ساحر و دروغگو:

کافران وقتی دیدند با استهزا نمی‌توانند پیامبر را از هدف خود منصرف کنند و آیین اسلام روز به روز در حال توسعه است و در دل مشرکین و بت پرستان را فتح می‌کند، سحر و دروغ به آن حضرت نسبت دادند. در سوره ص آیه ۴، خداوند به این اتهامات ناروا اشاره کرده و فرموده: «وَقَالَ الْکافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ کذَّابٌ»؛ و کافران گفتند: این (پیامبر) جادوگری بسیار دروغگو است.

خیالاتی:

گاهی هم می‌گفتند: پیامبر متوهّم و خیالاتی شده و آنچه را به عنوان وحی ادعا می‌کند، چیزی جز خواب‌های پریشان و آشفته نیست؛ بلکه حتی خواب پریشان هم ندیده و دروغ می‌گوید. خداوند در سوره انبیاء، آیه ۵ به این نکته اشاره کرده و فرموده است: «قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ»؛ گفتند: خواب‌های پریشانی است بلکه دروغ بسته است.

شاعر:

آیات قرآن و سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله بسیار زیبا و گیرا بود و باعث جذب بسیاری شده بود. کافران برای جلوگیری از تأثیر آن، می‌گفتند: او شاعر است و سخنانی ظاهر فریب می‌گوید؛ ولی حرف‌هایش بی‌محتوا است: «بَلْ هُوَ شَاعِرٌ».[۵]

مجنون:

گاهی نیز برای خنثی کردن تأثیر حرف‌های پیامبر صلی الله علیه وآله، نسبت جنون به آن حضرت می‌دادند تا به این وسیله، مردم را از پیرامون آن حضرت پراکنده کنند. به این مطلب در آیه ۶ سوره حجر اشاره شده است: «وَقَالُواْ یا أَیهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیهِ الذِّکرُ إِنَّک لَمَجْنُونٌ»؛ و گفتند: ای کسی که ذکر (قرآن) بر تو نازل شده! مسلماً تو دیوانه‌ای.

کاهن:

کاهن کسی است که از اخبار گذشته پنهان، از روی ظنّ خبر می‌دهد.[۶] و چون کاری که بر اساس گمان است، گاهی درست و گاهی نادرست درمی‌آید، لذا رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «من أتی عرّافاً أو کاهناً فَصدَّقه بما قال، فقد کفر بما انزل علی ابی‌القاسم».

شیخ طبرسی در ذیل آیه «فَذَکّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّک بِکاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ»،[۷] فرموده: کاهن، کسی است که با به خدمت گرفتن جنّ، مدّعی علم غیب است. شیخ انصاری در «مکاسب» در مسئله کهانت، فرموده: کاهن کسی است که دوستی از جن دارد و خبرها را برایش می‌آورد. بنابراین، ترجمه آیه به این صورت است: «پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه»؛ یعنی پیشگویی‌های تو نه بر اساس کهانت است و نه از روی بی‌عقلی؛ بلکه این پیشگویی‌ها، مستند به وحی است.

۳. مجادله با پیامبر

وقتی مخالفین دیدند که با استهزا و نسبت‌های ناروا کاری از پیش نمی‌برند، به فکر مجادله افتادند و سعی کردند تا مطالبی باطل به مردم القا کنند و ذهن آنان را از سخنان پوچ پرکنند و دیگر جایی برای پذیرش سخن حق پیامبر در آن باقی نماند؛ مثلاً می‌گفتند: امکان ندارد که به انسانی از طرف خدا وحی شود؛ زیرا اگر این کار شدنی بود، باید به ما هم که انسان هستیم، وحی می‌شد. پس ادعای پیامبر، مبنی بر وحی از طرف خدا، کذب و دروغ است.

کافران می‌گفتند: اگر خدا می‌خواست پیامبری بفرستد، باید فرشته‌ای را مأمور این کار می‌کرد: «وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَىٰ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا».[۸] گاهی آنان می‌گفتند: این چگونه پیامبری است که در بازار راه می‌رود، غذا می‌خورد؟! چرا فرشته‌ای بر او نازل نمی‌شود تا به او کمک کند و یا چرا گنج و باغ‌های سرسبز ندارد؟: «وَقَالُوا مَالِ هَٰذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ ۙ لَوْلَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا * أَوْ يُلْقَىٰ إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا».[۹] البته همه این سخنان از باب استبعاد است و تنها عده‌ای از مردم که قدرت استدلال ندارند، تسلیم چنین سخنان پوچی می‌شوند.

۴. تطمیع و تهدید

تطمیع و تهدید پیامبر یا پیروان آن حضرت نیز، روش دیگر کافران بود تا بدین گونه جلوی نشر آیین اسلام را بگیرند و اگر باز هم موفق نمی‌شدند، آن‌گاه با عملی کردن تهدیدهای خود، دست به جنگ با پیامبر صلی الله علیه وآله می‌زدند. تاریخ اسلام نمونه‌های فراوانی از این شیوه کفار را ثبت کرده است: «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا ۖ فَأَوْحَىٰ إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ».[۱۰] «وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا ۖ وَإِذًا لَا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا».[۱۱]

۵. تبعید پیامبر

برخی آیات مانند: «أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّکثُواْ أَیمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ...».[۱۲] خبر از توطئه دیگر مشرکین می‌دهد که تصمیم گرفتند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را از مکه اخراج کنند و به عبارت دیگر، آن حضرت را تبعید نمایند که البته این تصمیم شوم خود را عملی هم کردند.

۶. تحمیل جنگ بر پیامبر

بعضی از جنگهای صدر اسلام از سوی مشرکین و کفار بر مسلمانان تحمیل گردید، مانند جنگ احد و جنگ خندق.

پانویس

  1. سوره حجر/۱۱.
  2. سوره انبیاء/۳۶.
  3. درّالمنثور، سیوطی، ج۵، ص۵۵۳.
  4. خصال، صدوق، ص ۲۷۸.
  5. سوره انبیاء/۵.
  6. مفردات راغب.
  7. سوره طور، ۲۹.
  8. سوره اسراء/۹۴.
  9. سوره فرقان/۷-۸.
  10. سوره ابراهیم/۱۳.
  11. سوره اسراء/۷۶.
  12. سوره توبه/۱۳.

منابع

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکهسفر پیامبر اکرم به شامازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعثمعراجولادت حضرت فاطمه سلام الله علیهارفتن به شعب ابی طالبعام الحزنسفر به طائفهجرت به مدینهازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)غزوه بدرغزوه احدغزوه احزابصلح حدیبیهغزوه خیبرسریه ذات السلاسل فتح مکهغزوه حنینغزوه تبوکغدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلبابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلبابولهبجعفر طیارآمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسیعمار بن یاسرابوذرمقدادابوسلمه مخزومیزيد بن حارثهعثمان بن مظعونمصعب بن عمیرابوبکرطلحهزبیرعثمان بن عفانعمر بن خطابسعد بن ابی وقاصعبدالله بن مسعوداسعد بن زرارهسعد بن معاذسعد بن عبادهعثمان بن حنیفسهل بن حنیفابو ایوب انصاری حذیفة بن یمانخالد بن سعيدخزیمة بن ثابتعبدالله بن رواحهاویس قرنیعبدالله بن مسعود بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکهمدینهغار حراکعبهشعب ابوطالبغدیر خمفدکبقیعغار ثورمسجد قبامسجد النبیمسجد الحرام