طاغوت: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{مدخل دائرة المعارف|[[دانشنامه جهان اسلام]]}} | {{مدخل دائرة المعارف|[[دانشنامه جهان اسلام]]}} | ||
| + | '''«طاغوت»''' واژهای [[قرآن|قرآنی]] به معنای طغیانگر و متجاوز از حدود، به خصوص [[حدود|حدود]] [[دین|دینی]] و [[اخلاق|اخلاقی]] است. در [[قرآن کریم]]، پیروی از طاغوت در مقابلِ [[عبادت]] و پیروی از [[خدا]] است<ref>[[سوره بقره]]: ۲۵۶؛ [[سوره نحل]]: ۳۶.</ref> و دعوت به خداپرستی با دعوت به اجتناب از طاغوت همراه است.<ref>رجوع کنید به [[سوره نحل]]: ۳۶.</ref> همچنین در قرآن، پیروان طاغوت گمراهترین انسانها و [[لعن|ملعون]] و مغضوب خداوند معرفی شدهاند.<ref>رجوع کنید به [[سوره مائده]]: ۵۹-۶۰.</ref> | ||
| − | «طاغوت» | + | ==طاغوت در لغت== |
| + | «طاغوت» (جمع آن طواغیت) در لغت از مادّه «طَغَی، یَطغَی» است و به کسی که در شرّ و [[معصیت]] فراتر از حد خود قدم بردارد، طاغی و طاغوت گفته شده است.<ref>رجوع کنید به جوهری، الصحاح، ذیل «طَغا»؛ ابوهلال عسکری، الفروق اللغویة، ص۱۵۵.</ref> مصدر این واژه، «طُغیان» نیز به معنای تجاوز از حد و اندازه خود است. [[توشيهيكو ايزوتسو|ایزوتسو]]، طغیان را با استکبار مترادف دانسته و آن را به رودخانهای تشبیه کرده است که آب آن به قدری بالا میآید که از کرانههای آن لبریز میشود. این معنا مجازاً به استکبار و هر نوع غروری که به عصیان بینجامد، اطلاق میگردد. | ||
| − | + | «طاغوت»، بر وزن «فَعَلُوت» در اصل «طَغَیوت» یا «طَغَووت» بوده که یاء یا واو آن بر غین مقدّم و به الف بدل شده است.<ref>طبری، تفسیر طبری، ذیل [[سوره بقره]]: ۲۵۶؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص۳۰۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ذیل «طغی».</ref> این لفظ به صورت مفرد و جمع و مذکر و مؤنث بکار می رود.<ref>ابن منظور، همانجا.</ref> طاغوت در کاربرد ثانوی خود، برای کاهن و [[شیطان]] و سردمداران گمراهی بکار رفته است.<ref>رجوع کنید به صحاح جوهری؛ ابن منظور، لسان العرب.</ref> | |
| − | |||
| − | + | به نظر ابوهلال عسکری، طاغوت به سبب فخامتِ لفظ از طاغی بلیغتر و استعمال آن نیز بیشتر است، بهطوری که هر معبودی به جز خدا طاغوت نام گرفته و شیطان نیز به سبب شدت طغیان، بدین نام خوانده شده است. بر این اساس علاوه بر این که وزن طاغوت (فاعول)، به نوعی بر کثرت و مبالغه دلالت دارد، در کاربردهای گوناگون آن اغلب به معنای اسم فاعل به کار رفته است.<ref>رجوع کنید به طباطبائی، تفسیر المیزان، ذیل [[سوره بقره]]: ۲۵۶، [[سوره نساء]]: ۵۱.</ref> | |
| − | بر مبنای بحث لغوی، طاغوت کلمهای عربی است. جوالیقی و خفاجی نیز این واژه را در لغات معرّب نیاوردهاند، تنها [[سیوطی]]<ref> | + | بر مبنای بحث لغوی، طاغوت کلمهای عربی است. جوالیقی و خفاجی نیز این واژه را در لغات معرّب نیاوردهاند، تنها [[سیوطی]]<ref>سیوطی، المهذب فیما وقع فی القرآن من المعرّب، ص۵۲؛ متوکلی، ص۴۰، ۴۱.</ref> به سبب ذکر آن به همراه کلمه [[جِبت]] در روایات منقول از [[ابن عباس]] و عکرمه و [[سعید بن جبیر]]، آن را در لغات [[حبشه|حبشی]] آورده و گفته که طاغوت به معنای کاهن است. |
| − | + | بیشتر خاورشناسان، واژه طاغوت را اصالتاً مربوط به [[فرهنگ]] [[یهود|یهودی]] و نزدیک به معنای بُتها یا [[بت پرستی|بت پرست]] فرض کردهاند، اما برخی از آنان اصل [[مسیحیت|مسیحی]] را برای این واژه محتملتر دانستهاند.<ref>رجوع کنید به جفری، ص۲۰۳.</ref> | |
==معانی و مصادیق طاغوت== | ==معانی و مصادیق طاغوت== | ||
| − | مفسران برای کلمه طاغوت معانی متعددی ذکر کرده اند، از جمله [[شیطان]]، کاهن، ساحر، انسانها و [[جن|جنیان]] متمرّد، بتها و هر آنچه به جای [[الله|خدا]] پرستش شود و کسانی که راه را برای [[بت پرستی | + | مفسران برای کلمه طاغوت معانی متعددی ذکر کرده اند، از جمله [[شیطان]]، کاهن، ساحر، انسانها و [[جن|جنیان]] متمرّد، بتها و هر آنچه به جای [[الله|خدا]] پرستش شود و کسانی که راه را برای [[بت پرستی]] و گمراه کردن مردم هموار کنند.<ref>رجوع کنید به تفسیر طبری، ذیل [[سوره نساء]]: ۵۱؛ التبیان طوسی؛ طبرسی، مجمع البیان، ذیل [[سوره بقره]]: ۲۵۶.</ref> همراه شدن لفظ طاغوت با واژه [[جبت|جِبت]] در آیه ۵۱ [[سوره نساء]]، موجب شده است معانی بیشتری برای هر دو واژه ذکر شود. از جمله این که آنان دو بت بودند؛ یا [[یهود|یهودیانی]] بودند که برای همراهی با مشرکان [[قریش]]، بت های آنان را میپرستیدند؛ یا اینکه جبت، حُیَیّ بن اَخطَب است و طاغوت، کَعب بن اشرف یهودی است؛ یا اینکه جبت، سحر است و طاغوت، شیطان است.<ref>برای مصادیق و توضیحات بیشتر رجوع کنید به صحیح بخاری، ج۵، ص۱۸۰؛ التبیان طوسی، ذیل [[سوره نساء]]: ۵۱؛ جبت؛ برای سبب نزول این آیه رجوع کنید به ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۴۰۲.</ref> |
| − | |||
| − | |||
| − | + | از تعدد معانی و کاربردهای متفاوت واژه طاغوت چنین برمیآید که این لفظ معنایی عام دارد که بر افراد مختلفی صدق میکند، از این رو مفسران در معنای آن گفته اند که طاغوت به هر طغیانگر و متجاوز از حدود اطلاق می شود، پس همه ساحران و کاهنان و مانعان راه خیر، بتها یا شیاطین یا اَجنّهای که عبادت میشوند، انسانهای گمراهکننده مردم و همه کسانی که بدون رضایت خدا فرمانبری می شوند، طاغوت هستند.<ref>تفسیر طبری، ذیل [[سوره بقره]]: ۲۵۶؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص۳۰۵؛ طباطبائی، تفسیر المیزان، ذیل سوره بقره: ۲۵۶.</ref> | |
| − | در | + | در [[قرآن|قرآن کریم]]، واژه طاغی – که از ریشه طغیان و مترادف با طاغوت است – شش مرتبه به صیغه جمع (طاغون و طاغین) بکار رفته است.<ref>رجوع کنید به فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس، ذیل طغی.</ref> در این آیات، طاغی برای قوم [[حضرت نوح علیه السلام|حضرت نوح]]،<ref>[[سوره ذاریات]]: ۵۳.</ref> کسانی که [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] را کاهن، مجنون یا شاعر میخواندند،<ref>[[سوره طور]]: ۲۹-۳۳.</ref> و دیگر مردمان ستمکار و ناسپاس<ref>[[سوره صافات]]: ۲۲-۳۰؛ [[سوره قلم]]: ۳۱.</ref> بکار رفته و ذکر شده است که طغیانگران فرجام بدی خواهند داشت و به [[جهنم]] می روند.<ref>[[سوره ص]]: ۵۵-۵۶؛ [[سوره نبا]]: ۲۱-۲۲.</ref> برخی طاغی را کسی دانسته اند که بدون توجه به موانع، بخصوص موانع و ملاحظات اخلاقی و مذهبی، به راه خود میرود و اجازه نمیدهد چیزی سدّ راهش شود و اطمینان بیپایانی به توانایی های خود دارد. بر اساس [[آیه|آیات]] قرآن، این واژه بر فقدان حس مخلوقیت بنده در برابر [[خالق]] دلالت میکند و با بیاعتنایی و تکذیب پروردگار مرتبط است. |
| − | + | در منابع روایی، طاغوت و جمع آن طواغیت و نیز طاغیه و جمع آن طواغی،<ref>رجوع کنید به ابن منظور، لسان العرب، ذیل «طغی».</ref> فراوان به کار رفته است. در برخی [[حدیث|احادیث]] آمده است که در دوران [[جاهلیت]]، اعراب بعضی از داوریهای خود را نزد طواغیت میبردند. به نقل بخاری<ref>صحیح بخاری، ج۵، ص۱۸۰.</ref> از [[جابر ابن عبدالله انصاری]]، طواغیتی که نزد ایشان داوری میشد، در هر قبیلهای وجود داشت و آنان کاهنانی بودند که شیطان بر ایشان نازل میشد. | |
| − | + | [[ابن هشام حمیری]]،<ref>السیرة النبویة، ج۲، ص۳۶۸.</ref> به نقل از ابن اسحاق، [[سبب نزول]] آیه ۶۰ [[سوره نساء]] را چنین دانسته است که در نزاع میان گروهی از [[منافقان]] با برخی مسلمانان، گروه مسلمان آنان را به داوری نزد [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] صلی الله علیه و آله دعوت کردند، اما منافقان پیشنهاد کردند که داوری را نزد کاهنان -که داوران زمان [[جاهلیت]] بودند- ببرند. | |
| − | در | + | اما در روایات دیگری لفظ طاغیة برای بت [[منات]] در جاهلیت بکار رفته و گفته شده که آیه ۱۵۸ [[سوره بقره]] –که درباره [[سعی بین صفا و مروه]] است– در خصوص عدهای از [[انصار]] نازل شده است که پیش از [[اسلام]] آوردن، برای منات [[تهليل|تهلیل]] میگفتند.<ref>رجوع کنید به صحیح بخاری، ج۲، ص۱۶۹؛ مسلم نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۴، ص۶۹.</ref> همچنین در روایاتی، طاغیه برای بت قبیله دوس بکار رفته که ذوالخلصة نام داشته است و در جاهلیت آن را میپرستیدند.<ref>رجوع کنید به صحیح بخاری، ج۸، ص۱۰۰؛ ابن أبی عاصم شیبانی، کتاب السنة، ص۳۸.</ref> در روایتی از [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] نقل شده است که به طواغی قسم نخورید.<ref>مسلم نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۵، ص۸۲؛ نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱۱، ص۱۰۸.</ref> با توضیحاتی آن را بتها معنا کرده است. در برخی روایات نیز این مبحث با موضوعات غیبی ارتباط یافته و مثلاً ابن أبی شیبه<ref>المصنف، ج۷، ص۲۵۴؛ ج۸، ص۶۰۴.</ref> از [[انس بن مالک]] نقل کرده است که در آغاز ملوک بر سر کار خواهند آمد، سپس جباران و سپس طواغیت. |
| − | در روایتی، پیروان [[ائمه اطهار|ائمه]] علیهم السلام دستور یافتهاند که مراقب [[فتنه]] طاغوتها و پیروان آنها باشند زیرا آنان فریفته حُطام دنیا شدهاند.<ref>کلینی، ج۸، ص۱۵.</ref> | + | در منابع حدیثی [[شیعه]]، لفظ طاغوت پرکاربردتر از منابع [[اهل سنت|اهل سنّت]] است و سخن از طاغوت و طاغیه به مفاهیم و موضوعات همعصر با صدور روایات نزدیک است و اغلب بر حاکمان ستمگر تطبیق داده شده است.<ref>رجوع کنید به صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۱۴۴-۱۴۵؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۱-۲۶۲، ۳۱۹، ۴۷۷.</ref> در روایتی، پیروان [[ائمه اطهار|ائمه]] علیهم السلام دستور یافتهاند که مراقب [[فتنه]] طاغوتها و پیروان آنها باشند زیرا آنان فریفته حُطام دنیا شدهاند.<ref>کلینی، ج۸، ص۱۵.</ref> |
| − | [[شیخ صدوق | + | [[شیخ صدوق]]<ref>شیخ صدوق، صفات الشیعة، ص۲۹-۳۰.</ref> در روایتی از [[امام صادق]] علیه السلام، یکی از شش ویژگی اختصاصی شیعیان را برائت از طاغوتها برشمرده و حتی علت [[غیبت امام زمان (عج)|غیبت]] [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] عجل الله تعالی فرجه الشریف را وجود طاغوتها دانسته است.<ref>شیخ صدوق، کمال الدین، ص۲۶.</ref> روایات بسیاری از این دست در ابواب حرمت و کراهت مراجعه به قاضی، حاکم و سلطان ظالم دیده می شود.<ref>برای نمونه، رجوع کنید به کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۱۱-۴۱۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱-۱۶.</ref> |
| − | بنابراین روایات – که در آنها گاه از حکام و قضات و سلاطین با عنوان طاغوت نام برده شده – هر گونه مراجعه به طاغوت و داوری خواستن از او حتی اگر برای گرفتن حق خود باشد، ممنوع و [[حرام]] است که [[فقها]] استثنائاً آن را مورد بحث و بررسی قرار داده اند.<ref>برای نمونه، رجوع کنید به فاضل هندی، ج۱۰، ص۷-۸؛ انصاری، ص۶۱-۶۴؛ آشتیانی، ص۲۰-۲۲.</ref> | + | بنابراین روایات – که در آنها گاه از حکام و قضات و سلاطین با عنوان طاغوت نام برده شده – هر گونه مراجعه به طاغوت و داوری خواستن از او حتی اگر برای گرفتن حق خود باشد، ممنوع و [[حرام]] است که [[فقها]] استثنائاً آن را مورد بحث و بررسی قرار داده اند.<ref>برای نمونه، رجوع کنید به فاضل هندی، کشف اللثام عن قواعد الاحکام، ج۱۰، ص۷-۸؛ مرتضی انصاری، القضاء والشهادات، ص۶۱-۶۴؛ آشتیانی، کتاب القضاء، ص۲۰-۲۲.</ref> |
| − | در برخی از روایات شیعه، [[جبت]] و | + | در برخی از روایات شیعه، [[جبت]] و طاغوت، به دشمنان [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام [[تأویل]] شده<ref>برای نمونه، رجوع کنید به مجلسی، بحارالانوار، ج۳۰، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ج۳۱، ص۶۰۰-۶۰۱.</ref> و در برخی از [[زیارتنامه|زیارت نامههای]] مأثور، به برائت از جبت و طاغوت و [[لات]] و [[عزّی|عُزَّی]] و دیگر بتها و شیاطین، شهادت داده شده است.<ref>برای نمونه، رجوع کنید به مجلسی، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۹۰، ۱۹۳؛ ج۹۷، ص۲۰۶، ۲۹۵.</ref> |
| − | روایات دیگری نیز نقل شده که راجع به [[علامات حتمیه ظهور|علائم ظهور]] و دوران [[غیبت امام زمان (عج)|غیبت]] است و بر اساس | + | روایات دیگری نیز نقل شده که راجع به [[علامات حتمیه ظهور|علائم ظهور]] و دوران [[غیبت امام زمان (عج)|غیبت]] است و بر اساس آن، هر بیرقی که پیش از قیام [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] عجل الله تعالی فرجه الشریف برپا شود، صاحب آن طاغوت است.<ref>کلینی، کافی، ج۸، ص۲۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۳.</ref> |
| − | در دوران معاصر و به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در [[ایران]]، واژه طاغوت در ادبیات ایران و جهان [[اسلام]] کاربرد وسیعی یافته است. [[امام خمینی]] اغلب این کلمه را برای شاهان پهلوی و درباریان فاسد آنها بکار میبرد، اما امروزه این واژه در جهان اسلام برای هر شخص، گروه یا حکومتی که چهره ضداسلامی داشته باشد و از ارزشهای مادّی و | + | در دوران معاصر و به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در [[ایران]]، واژه طاغوت در ادبیات ایران و جهان [[اسلام]] کاربرد وسیعی یافته است. [[امام خمینی]] اغلب این کلمه را برای شاهان پهلوی و درباریان فاسد آنها بکار میبرد، اما امروزه این واژه در جهان اسلام برای هر شخص، گروه یا حکومتی که چهره ضداسلامی داشته باشد و از ارزشهای مادّی و ضدّ دینی غرب حمایت کند، بکار میرود. همچنین کسانی که همچون عوامل و وابستگان غرب، سعی در مهم جلوه دادن ارزشهای غربی و نظام سکولار آن دارند، به این نام خوانده میشوند.<ref>د. جهان نوین اسلام، ذیل مادّه «طاغوت»؛ د. خاورمیانه معاصر، ذیل «طاغوتی».</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| − | ==منابع | + | ==منابع== |
| − | + | *[[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، مدخل "طاغوت" از حیدر اشرف آل طه. | |
| − | + | {{قرآن}} | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | *[[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، مدخل طاغوت از حیدر اشرف آل طه. | ||
| − | |||
[[رده:واژگان قرآنی]] | [[رده:واژگان قرآنی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۴
«طاغوت» واژهای قرآنی به معنای طغیانگر و متجاوز از حدود، به خصوص حدود دینی و اخلاقی است. در قرآن کریم، پیروی از طاغوت در مقابلِ عبادت و پیروی از خدا است[۱] و دعوت به خداپرستی با دعوت به اجتناب از طاغوت همراه است.[۲] همچنین در قرآن، پیروان طاغوت گمراهترین انسانها و ملعون و مغضوب خداوند معرفی شدهاند.[۳]
طاغوت در لغت
«طاغوت» (جمع آن طواغیت) در لغت از مادّه «طَغَی، یَطغَی» است و به کسی که در شرّ و معصیت فراتر از حد خود قدم بردارد، طاغی و طاغوت گفته شده است.[۴] مصدر این واژه، «طُغیان» نیز به معنای تجاوز از حد و اندازه خود است. ایزوتسو، طغیان را با استکبار مترادف دانسته و آن را به رودخانهای تشبیه کرده است که آب آن به قدری بالا میآید که از کرانههای آن لبریز میشود. این معنا مجازاً به استکبار و هر نوع غروری که به عصیان بینجامد، اطلاق میگردد.
«طاغوت»، بر وزن «فَعَلُوت» در اصل «طَغَیوت» یا «طَغَووت» بوده که یاء یا واو آن بر غین مقدّم و به الف بدل شده است.[۵] این لفظ به صورت مفرد و جمع و مذکر و مؤنث بکار می رود.[۶] طاغوت در کاربرد ثانوی خود، برای کاهن و شیطان و سردمداران گمراهی بکار رفته است.[۷]
به نظر ابوهلال عسکری، طاغوت به سبب فخامتِ لفظ از طاغی بلیغتر و استعمال آن نیز بیشتر است، بهطوری که هر معبودی به جز خدا طاغوت نام گرفته و شیطان نیز به سبب شدت طغیان، بدین نام خوانده شده است. بر این اساس علاوه بر این که وزن طاغوت (فاعول)، به نوعی بر کثرت و مبالغه دلالت دارد، در کاربردهای گوناگون آن اغلب به معنای اسم فاعل به کار رفته است.[۸]
بر مبنای بحث لغوی، طاغوت کلمهای عربی است. جوالیقی و خفاجی نیز این واژه را در لغات معرّب نیاوردهاند، تنها سیوطی[۹] به سبب ذکر آن به همراه کلمه جِبت در روایات منقول از ابن عباس و عکرمه و سعید بن جبیر، آن را در لغات حبشی آورده و گفته که طاغوت به معنای کاهن است.
بیشتر خاورشناسان، واژه طاغوت را اصالتاً مربوط به فرهنگ یهودی و نزدیک به معنای بُتها یا بت پرست فرض کردهاند، اما برخی از آنان اصل مسیحی را برای این واژه محتملتر دانستهاند.[۱۰]
معانی و مصادیق طاغوت
مفسران برای کلمه طاغوت معانی متعددی ذکر کرده اند، از جمله شیطان، کاهن، ساحر، انسانها و جنیان متمرّد، بتها و هر آنچه به جای خدا پرستش شود و کسانی که راه را برای بت پرستی و گمراه کردن مردم هموار کنند.[۱۱] همراه شدن لفظ طاغوت با واژه جِبت در آیه ۵۱ سوره نساء، موجب شده است معانی بیشتری برای هر دو واژه ذکر شود. از جمله این که آنان دو بت بودند؛ یا یهودیانی بودند که برای همراهی با مشرکان قریش، بت های آنان را میپرستیدند؛ یا اینکه جبت، حُیَیّ بن اَخطَب است و طاغوت، کَعب بن اشرف یهودی است؛ یا اینکه جبت، سحر است و طاغوت، شیطان است.[۱۲]
از تعدد معانی و کاربردهای متفاوت واژه طاغوت چنین برمیآید که این لفظ معنایی عام دارد که بر افراد مختلفی صدق میکند، از این رو مفسران در معنای آن گفته اند که طاغوت به هر طغیانگر و متجاوز از حدود اطلاق می شود، پس همه ساحران و کاهنان و مانعان راه خیر، بتها یا شیاطین یا اَجنّهای که عبادت میشوند، انسانهای گمراهکننده مردم و همه کسانی که بدون رضایت خدا فرمانبری می شوند، طاغوت هستند.[۱۳]
در قرآن کریم، واژه طاغی – که از ریشه طغیان و مترادف با طاغوت است – شش مرتبه به صیغه جمع (طاغون و طاغین) بکار رفته است.[۱۴] در این آیات، طاغی برای قوم حضرت نوح،[۱۵] کسانی که پیامبر اکرم را کاهن، مجنون یا شاعر میخواندند،[۱۶] و دیگر مردمان ستمکار و ناسپاس[۱۷] بکار رفته و ذکر شده است که طغیانگران فرجام بدی خواهند داشت و به جهنم می روند.[۱۸] برخی طاغی را کسی دانسته اند که بدون توجه به موانع، بخصوص موانع و ملاحظات اخلاقی و مذهبی، به راه خود میرود و اجازه نمیدهد چیزی سدّ راهش شود و اطمینان بیپایانی به توانایی های خود دارد. بر اساس آیات قرآن، این واژه بر فقدان حس مخلوقیت بنده در برابر خالق دلالت میکند و با بیاعتنایی و تکذیب پروردگار مرتبط است.
در منابع روایی، طاغوت و جمع آن طواغیت و نیز طاغیه و جمع آن طواغی،[۱۹] فراوان به کار رفته است. در برخی احادیث آمده است که در دوران جاهلیت، اعراب بعضی از داوریهای خود را نزد طواغیت میبردند. به نقل بخاری[۲۰] از جابر ابن عبدالله انصاری، طواغیتی که نزد ایشان داوری میشد، در هر قبیلهای وجود داشت و آنان کاهنانی بودند که شیطان بر ایشان نازل میشد.
ابن هشام حمیری،[۲۱] به نقل از ابن اسحاق، سبب نزول آیه ۶۰ سوره نساء را چنین دانسته است که در نزاع میان گروهی از منافقان با برخی مسلمانان، گروه مسلمان آنان را به داوری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله دعوت کردند، اما منافقان پیشنهاد کردند که داوری را نزد کاهنان -که داوران زمان جاهلیت بودند- ببرند.
اما در روایات دیگری لفظ طاغیة برای بت منات در جاهلیت بکار رفته و گفته شده که آیه ۱۵۸ سوره بقره –که درباره سعی بین صفا و مروه است– در خصوص عدهای از انصار نازل شده است که پیش از اسلام آوردن، برای منات تهلیل میگفتند.[۲۲] همچنین در روایاتی، طاغیه برای بت قبیله دوس بکار رفته که ذوالخلصة نام داشته است و در جاهلیت آن را میپرستیدند.[۲۳] در روایتی از پیامبر اکرم نقل شده است که به طواغی قسم نخورید.[۲۴] با توضیحاتی آن را بتها معنا کرده است. در برخی روایات نیز این مبحث با موضوعات غیبی ارتباط یافته و مثلاً ابن أبی شیبه[۲۵] از انس بن مالک نقل کرده است که در آغاز ملوک بر سر کار خواهند آمد، سپس جباران و سپس طواغیت.
در منابع حدیثی شیعه، لفظ طاغوت پرکاربردتر از منابع اهل سنّت است و سخن از طاغوت و طاغیه به مفاهیم و موضوعات همعصر با صدور روایات نزدیک است و اغلب بر حاکمان ستمگر تطبیق داده شده است.[۲۶] در روایتی، پیروان ائمه علیهم السلام دستور یافتهاند که مراقب فتنه طاغوتها و پیروان آنها باشند زیرا آنان فریفته حُطام دنیا شدهاند.[۲۷]
شیخ صدوق[۲۸] در روایتی از امام صادق علیه السلام، یکی از شش ویژگی اختصاصی شیعیان را برائت از طاغوتها برشمرده و حتی علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را وجود طاغوتها دانسته است.[۲۹] روایات بسیاری از این دست در ابواب حرمت و کراهت مراجعه به قاضی، حاکم و سلطان ظالم دیده می شود.[۳۰]
بنابراین روایات – که در آنها گاه از حکام و قضات و سلاطین با عنوان طاغوت نام برده شده – هر گونه مراجعه به طاغوت و داوری خواستن از او حتی اگر برای گرفتن حق خود باشد، ممنوع و حرام است که فقها استثنائاً آن را مورد بحث و بررسی قرار داده اند.[۳۱]
در برخی از روایات شیعه، جبت و طاغوت، به دشمنان اهل بیت علیهم السلام تأویل شده[۳۲] و در برخی از زیارت نامههای مأثور، به برائت از جبت و طاغوت و لات و عُزَّی و دیگر بتها و شیاطین، شهادت داده شده است.[۳۳]
روایات دیگری نیز نقل شده که راجع به علائم ظهور و دوران غیبت است و بر اساس آن، هر بیرقی که پیش از قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برپا شود، صاحب آن طاغوت است.[۳۴]
در دوران معاصر و به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، واژه طاغوت در ادبیات ایران و جهان اسلام کاربرد وسیعی یافته است. امام خمینی اغلب این کلمه را برای شاهان پهلوی و درباریان فاسد آنها بکار میبرد، اما امروزه این واژه در جهان اسلام برای هر شخص، گروه یا حکومتی که چهره ضداسلامی داشته باشد و از ارزشهای مادّی و ضدّ دینی غرب حمایت کند، بکار میرود. همچنین کسانی که همچون عوامل و وابستگان غرب، سعی در مهم جلوه دادن ارزشهای غربی و نظام سکولار آن دارند، به این نام خوانده میشوند.[۳۵]
پانویس
- ↑ سوره بقره: ۲۵۶؛ سوره نحل: ۳۶.
- ↑ رجوع کنید به سوره نحل: ۳۶.
- ↑ رجوع کنید به سوره مائده: ۵۹-۶۰.
- ↑ رجوع کنید به جوهری، الصحاح، ذیل «طَغا»؛ ابوهلال عسکری، الفروق اللغویة، ص۱۵۵.
- ↑ طبری، تفسیر طبری، ذیل سوره بقره: ۲۵۶؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص۳۰۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ذیل «طغی».
- ↑ ابن منظور، همانجا.
- ↑ رجوع کنید به صحاح جوهری؛ ابن منظور، لسان العرب.
- ↑ رجوع کنید به طباطبائی، تفسیر المیزان، ذیل سوره بقره: ۲۵۶، سوره نساء: ۵۱.
- ↑ سیوطی، المهذب فیما وقع فی القرآن من المعرّب، ص۵۲؛ متوکلی، ص۴۰، ۴۱.
- ↑ رجوع کنید به جفری، ص۲۰۳.
- ↑ رجوع کنید به تفسیر طبری، ذیل سوره نساء: ۵۱؛ التبیان طوسی؛ طبرسی، مجمع البیان، ذیل سوره بقره: ۲۵۶.
- ↑ برای مصادیق و توضیحات بیشتر رجوع کنید به صحیح بخاری، ج۵، ص۱۸۰؛ التبیان طوسی، ذیل سوره نساء: ۵۱؛ جبت؛ برای سبب نزول این آیه رجوع کنید به ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۴۰۲.
- ↑ تفسیر طبری، ذیل سوره بقره: ۲۵۶؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص۳۰۵؛ طباطبائی، تفسیر المیزان، ذیل سوره بقره: ۲۵۶.
- ↑ رجوع کنید به فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس، ذیل طغی.
- ↑ سوره ذاریات: ۵۳.
- ↑ سوره طور: ۲۹-۳۳.
- ↑ سوره صافات: ۲۲-۳۰؛ سوره قلم: ۳۱.
- ↑ سوره ص: ۵۵-۵۶؛ سوره نبا: ۲۱-۲۲.
- ↑ رجوع کنید به ابن منظور، لسان العرب، ذیل «طغی».
- ↑ صحیح بخاری، ج۵، ص۱۸۰.
- ↑ السیرة النبویة، ج۲، ص۳۶۸.
- ↑ رجوع کنید به صحیح بخاری، ج۲، ص۱۶۹؛ مسلم نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۴، ص۶۹.
- ↑ رجوع کنید به صحیح بخاری، ج۸، ص۱۰۰؛ ابن أبی عاصم شیبانی، کتاب السنة، ص۳۸.
- ↑ مسلم نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۵، ص۸۲؛ نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱۱، ص۱۰۸.
- ↑ المصنف، ج۷، ص۲۵۴؛ ج۸، ص۶۰۴.
- ↑ رجوع کنید به صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۱۴۴-۱۴۵؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۱-۲۶۲، ۳۱۹، ۴۷۷.
- ↑ کلینی، ج۸، ص۱۵.
- ↑ شیخ صدوق، صفات الشیعة، ص۲۹-۳۰.
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین، ص۲۶.
- ↑ برای نمونه، رجوع کنید به کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۱۱-۴۱۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱-۱۶.
- ↑ برای نمونه، رجوع کنید به فاضل هندی، کشف اللثام عن قواعد الاحکام، ج۱۰، ص۷-۸؛ مرتضی انصاری، القضاء والشهادات، ص۶۱-۶۴؛ آشتیانی، کتاب القضاء، ص۲۰-۲۲.
- ↑ برای نمونه، رجوع کنید به مجلسی، بحارالانوار، ج۳۰، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ج۳۱، ص۶۰۰-۶۰۱.
- ↑ برای نمونه، رجوع کنید به مجلسی، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۹۰، ۱۹۳؛ ج۹۷، ص۲۰۶، ۲۹۵.
- ↑ کلینی، کافی، ج۸، ص۲۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۳.
- ↑ د. جهان نوین اسلام، ذیل مادّه «طاغوت»؛ د. خاورمیانه معاصر، ذیل «طاغوتی».
منابع
- دانشنامه جهان اسلام، مدخل "طاغوت" از حیدر اشرف آل طه.




