منابع و پی نوشتهای متوسط
جامعیت مقاله رعایت نشده است
شناسه ناقص است
کیفیت پژوهش پایین است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

فساد

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«فَساد» در مقابل «صَلاح» یا «صحّت»، و به معنای تباهى یا نقصان در عمل، از جهت اجزا یا شرایط است. این واژه در حوزه‌های گوناگون معنای خاص خود را دارد: در فقه به معنای ناقص بودن عمل به دلیل فقدان جزء یا شرط، در کلام به معنای مخالفت با شریعت و موجب عقاب، و در طب به معنای خروج مزاج از تعادل و در حقوق به معنای سوءاستفاده از قدرت یا امکانات عمومی برای منافع شخصی تعریف می‌شود. در قرآن از فساد و پیروی کردن از مفسدین نهی شده و برای فساد در زمین پیامدهایی چون گمراهی، نابودی جوامع، لعن و خشم خداوند و محرومیت از سعادت آخرت بیان شده است.

تعریف فساد

«فساد» در لغت به معنای تباهی و ضد صلاح به کار رفته است.[۱] برخی لغویان گفته‌اند: فساد عبارت است از خروج هر چيزى از حدّ اعتدال؛ کم باشد یا زیاد. این معنا در نفس و بدن و اشیایی که خروج از استقامت و حدّ اعتدال در آنها متصور است به کار می‌رود.[۲] همچنین فساد، به نقصان به حسب اجزا و شرایط گفته می شود.

فساد در هر چیزی بر حسب آن است؛ مثلا فساد میوه به تغییر مزه، رنگ یا بوی آن است و فساد عقیده به شرک، کفر و امثال آن از انحرافات اعتقادی است؛ همچنین فساد در زمین با ایجاد رعب و وحشت در مردم و ناامن کردن راهها و مانند آن تحقق می‌یابد.

«فساد» در اصطلاح، مقابل صحت به کار می‌رود و عبارت است از ناتمام بودن عملی به جهت نقصان در جزء یا شرطی که عمل بدون آن فاقد آثار مطلوب خواهد بود. در هر علمی برای صحت و فساد معنایی در نظر گرفته شده که با یکدیگر متفاوت است، از جمله:

  • در علم فقه، عمل صحیح، به عملی گفته می‌شود که به دنبال آن اعاده و قضا نباشد؛ برای مثال، نماز صحیح آن است که ساقط کننده قضا و اعاده باشد؛ در مقابل، عمل فاسد آن است که اعاده و قضا نیاز دارد. از دیدگاه شیعه، احکام شریعت تابع مصالح و مفاسد است؛ بدین معنا که شارع مقدس به کاری امر نمی‌کند مگر آنکه برای بندگان مصلحتی در آن باشد و بندگان را از کاری بازنمی‌دارد، مگر به جهت مفسده‌ای که در آن وجود دارد.
  • در علم کلام، صحیح به عملی گفته می‌شود که موافق با شریعت بوده و استحقاق ثواب داشته باشد؛ و در مقابل، فساد به معنای عملی است که با شریعت موافق نبوده و استحقاق عقاب داشته باشد.
  • در علم طب، صحت به معنای اعتدال در مزاج است؛ در مقابل فساد، که به معنای انحراف مزاج و خروج آن از حالت تعادل است.
  • در مباحث حقوقی نیز، «فساد» به طور کلی، سوءاستفاده از قدرت محول شده یا امکانات عمومی برای نفع سود شخصی تعریف شده است. در «ماده ۱ قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد»، در این رابطه آمده است: «فساد هرگونه فعل یا ترک فعلی است که توسط هر شخص حقیقی یا حقوقی به صورت فردی، جمعی یا سازمانی که عمداً و با هدف کسب هرگونه منفعت یا امتیاز مستقیم یا غیرمستقیم برای خود یا دیگری، با نقض قوانین و مقررات کشوری انجام پذیرد یا ضرر و زیانی را به اموال، منافع، منابع یا سلامت و امنیت عمومی و یا جمعی از مردم وارد نماید نظیر رشاء، ارتشاء، اختلاس، تبانی، سوءاستفاده از مقام یا موقعیت اداری، سیاسی، امکانات یا اطلاعات، دریافت و پرداختهای غیرقانونی از منابع عمومی و انحراف از این منابع به سمت تخصیصهای غیرقانونی، جعل، تخریب یا اختفاء اسناد و سوابق اداری و مالی».

به نظر مرحوم آخوند خراسانی، صحت و فساد در همه علوم به یک معنا است؛ با این بیان که صحت در همه جا به معنای تمامیت یک عمل و داشتن همه اجزا و شرایط است، اما چون صحت در علوم متفاوت، حالات و آثار متفاوتی دارد گمان می‌شود که معنای آن در هر علم با علم دیگر تفاوت دارد.[۳]

فساد در قرآن

در قرآن کریم آیات بسیاری در زمینه نهی و نکوهش از فساد وارد شده است:

نهی از فساد

  • از اهداف تبليغ، دور نگهداشتن مردم از فساد و تباهى: «وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً ...»[۴].
  • پرهيز از پيروى روشهاى مفسدان: «... وَ قالَ مُوسى‌ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ»[۵].
  • «... فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»[۶].
  • «وَ إِلى‌ مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً ... قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ‌... وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ‌...»[۷].
  • «... وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»[۷].
  • «فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ‌ ...»[۸].
  • «... وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»[۹].
  • «... وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ»[۱۰].
  • «وَ إِلى‌ مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ‌ ... وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»[۱۱].

آثار فساد

  • تلاش براى فساد و تباهى جامعه ايمانى، نوعى ستيزه جويى با خدا و رسول خدا: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً ...»[۱۲].
  • اسراف، از جلوه‌هاى فساد در زمين: «... كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»[۱۳].
  • فساد عمومى، درپى‌دارنده تباهى محيط زيست: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ‌ ...»[۱۴].
  • فساد در زمين، موجب خسارت و زيان: «... وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»[۱۵].
  • روحيّه فساد، سبب انكار و ظلم به آيات الهى: «ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى‌ بِآياتِنا إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ فَظَلَمُوا بِها فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ»[۱۶].
  • انحراف و فساد قلب، منشأ فتنه و فساد: «... فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ ...»[۱۷].
  • فساد در زمين، زمينه‌ساز قتل‌و كشتن ديگران: «... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ‌ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً ...»[۱۸].
  • فساد، سبب كفرورزى: «وَ مِنْهُمْ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لا يُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ»[۱۹].
  • فساد در زمين، سبب فراموشى و کفران نعمت: «وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»[۶].
  • فساد در زمين، موجب كوردلى و درک نكردن حقايق و لعنت و نفرين الهى: «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ 💠[۲۰] أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَىٰ أَبْصَارَهُمْ[۲۱]».
  • فساد در زمين، موجب گمراهى: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ۖ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا ۘ يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا ۚ وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ 💠[۲۲] الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ[۲۳]».
  • فساد، نابودكننده شايستگى انسان براى خلافت الهی: «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ...»[۲۴].
  • فساد در اجتماع، باعث محروميّت از سعادت آخرت: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[۲۵].
  • فسادگران، محروم از لطف و محبت خداوند: «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‌ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ‌ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ». (سوره بقره، ۲۰۵) و «... وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ»[۲۶].

آثار اجتناب از فساد

  • پرهيز از فسادگرى در زمين، از مصاديق احسان: «وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ... إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»[۴].
  • پرهيز از فساد در زمين، موجب كسب رحمت الهى: «وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»[۴].
  • لزوم پرهيز از هر نوع فسادگرى، براى نيل به سعادت آخرتی: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً ...»[۲۵].
  • پرهيز از فساد، عاملى براى خير و صلاح واقعى انسان: «... وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ‌ ...»[۷].

پانویس

منابع

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن



مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه