شرح معالم (ملاصالح مازندرانی) (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۳: سطر ۳:
 
|عنوان=
 
|عنوان=
  
|تصویر=
+
|تصویر= [[پرونده:شرح معالم‌الدين.jpg|240px|وسط]]
  
 
|نویسنده= ملا محمدصالح مازندرانی
 
|نویسنده= ملا محمدصالح مازندرانی
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
  
 
}}
 
}}
از مشهورترین تألیفات [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانی]] (م، ۱۰۸۱ قمرى) [[حاشیه]] بر کتاب «[[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم الدین]]» اثر [[حسن بن زین الدین شهید ثانی|حسن بن زین‌الدین شهید ثانى]] (م، ۹۶۶ ق) است. این کتاب پس از نگارش مورد توجه و عنایت علماى [[اصول فقه‌‌‌‌|اصولى]] قرار گرفته است.
+
از مشهورترین تألیفات [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانی]] (م، ۱۰۸۱ ق) شرح بر کتاب «[[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم الدین]]» اثر [[حسن بن زین الدین شهید ثانی|حسن بن زین‌الدین شهید ثانى]] (م، ۹۶۶ ق) است. این کتاب پس از نگارش مورد توجه و عنایت علماى [[اصول فقه‌‌‌‌|اصولى]] قرار گرفته است.
  
== مؤلف ==
+
==مؤلف==
 
[[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانی]] (م، ۱۰۸۶ ق)، فقیه و اصولی بزرگ [[شیعه]] در قرن یازدهم هجری و از شاگردان [[محمدتقی مجلسی]]، [[ملا عبدالله شوشتری]] و [[شیخ بهائی]] بود. او با [[آمنه بیگم مجلسی]] -دختر عالم استادش محمدتقی مجلسی- [[ازدواج]] کرد.
 
[[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانی]] (م، ۱۰۸۶ ق)، فقیه و اصولی بزرگ [[شیعه]] در قرن یازدهم هجری و از شاگردان [[محمدتقی مجلسی]]، [[ملا عبدالله شوشتری]] و [[شیخ بهائی]] بود. او با [[آمنه بیگم مجلسی]] -دختر عالم استادش محمدتقی مجلسی- [[ازدواج]] کرد.
  
سطر ۳۷: سطر ۳۷:
 
[[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانی]] داراى دو کتاب «[[حاشیه]]» بر «[[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]]» و «شرح» بر معالم مى‌باشد. در «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعة]]» در مورد کتاب شرح معالم او این طور آمده است: «و هو غیر حاشیته التی مرّت فی الحواشی کما صرّح به فی فهرس تصانیفه».<ref>الذریعة، ج۱۴، ص۷۱.</ref>
 
[[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانی]] داراى دو کتاب «[[حاشیه]]» بر «[[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]]» و «شرح» بر معالم مى‌باشد. در «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعة]]» در مورد کتاب شرح معالم او این طور آمده است: «و هو غیر حاشیته التی مرّت فی الحواشی کما صرّح به فی فهرس تصانیفه».<ref>الذریعة، ج۱۴، ص۷۱.</ref>
  
تاریخ تألیف حاشیه بر معالم ملا محمدصالح را به نقل از آخر فصل سوم کتاب اجتهاد و تقلید [[وحید بهبهانی|وحید بهبهانى]] (متوفى ۱۲۰۵ قمرى) این طور بیان مى‌کند «إنّ تألیف هذه الحاشیة کان فی أوائل سنّه».<ref>الذریعة، ج۶، ص۲۰۷.</ref> و در [[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]] به نقل از وحید بهبهانى در کتاب اجتهاد و تقلید این طور آمده است «و فی صغر سنه شرح معالم الأصول و من لاحظ شرح معالم الأصول علم مهارته فی قواعد المجتهدین فی ذلک السن».<ref>روضات الجنات، ج۴، ص۱۱۹.</ref>
+
تاریخ تألیف حاشیه بر معالم ملا محمدصالح را به نقل از آخر فصل سوم کتاب اجتهاد و تقلید [[وحید بهبهانی|وحید بهبهانى]] (متوفى ۱۲۰۵ قمرى) این طور بیان مى‌کند «إنّ تألیف هذه الحاشیة کان فی أوائل سنّه».<ref>الذریعة، ج۶، ص۲۰۷.</ref> و در «[[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]» به نقل از وحید بهبهانى در کتاب اجتهاد و تقلید این طور آمده است «و فی صغر سنه شرح معالم الأصول و من لاحظ شرح معالم الأصول علم مهارته فی قواعد المجتهدین فی ذلک السن».<ref>روضات الجنات، ج۴، ص۱۱۹.</ref>
  
[[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمی]] در فوائد الرضویه نیز تاریخ تألیف شرح معالم الأصول را نوجوانى او دانسته است. بنابراین اگر ملا محمدصالح داراى دو کتاب حاشیه بر معالم و شرح بر معالم باشد، شرح بر معالم را باید در نوجوانى نوشته باشد.
+
[[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمی]] در «فوائد الرضویه» نیز تاریخ تألیف شرح «معالم الأصول» را نوجوانى او دانسته است. بنابراین اگر ملا محمدصالح داراى دو کتاب حاشیه بر معالم و شرح بر معالم باشد، شرح بر معالم را باید در نوجوانى نوشته باشد.
  
از طرفى در حاشیه ملا محمدصالح، از حواشى فرزند [[حسن بن زین الدین شهید ثانی|صاحب معالم]]، محمد بن حسن (متوفى ۱۰۳۰ قمرى) نقل مى‌کند و از «[[حاشیه معالم سلطان العلماء (کتاب)|حاشیه سلطان العلماء]]» (متوفى ۱۰۶۴ قمرى) با نام سلطان المحققین نقل مى‌کند و حاشیه [[خلیفه سلطان|سلطان العلماء]] بین سالهاى ۱۰۴۱ تا ۱۰۵۲ ق. نوشته است.
+
از طرفى در حاشیه ملا محمدصالح، از حواشى فرزند [[حسن بن زین الدین شهید ثانی|صاحب معالم]]، محمد بن حسن (متوفى ۱۰۳۰ ق) نقل مى‌کند و از «[[حاشیه معالم سلطان العلماء (کتاب)|حاشیه سلطان العلماء]]» (متوفى ۱۰۶۴ ق) با نام سلطان المحققین نقل مى‌کند و حاشیه [[خلیفه سلطان|سلطان العلماء]] بین سالهاى ۱۰۴۱ تا ۱۰۵۲ ق. نوشته است.
  
این شواهد نشان مى‌دهد که حاشیه ملا محمدصالح باید بعد از این تاریخ نوشته شده باشد و با توجه به سال وفات [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانى]] که ۱۰۸۱ ق. مى‌باشد، بعید است منظور از کتابى که ملا محمدصالح در اوائل سنش نوشته است کتاب حاشیه بر معالم باشد، بلکه همان شرح بر معالم است.
+
این شواهد نشان مى‌دهد که حاشیه ملا محمدصالح باید بعد از این تاریخ نوشته شده باشد و با توجه به سال وفات [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح مازندرانى]] که ۱۰۸۱ ق. مى‌باشد، بعید است منظور از کتابى که ملا محمدصالح در اوائل سنش نوشته است کتاب «حاشیه بر معالم» باشد، بلکه همان «شرح بر معالم» است.
  
بنابراین تاریخ تألیف حاشیه بر معالم الدین باید همان تاریخ مذکور (۱۰۸۰ قمرى) در نسخه سید محمدعلى بحرالعلوم باشد که به خط ملا محمدصالح در آخر آن نسخه اینگونه نوشته شده است «حرّرها أقل عبادالله الغنی، محمدصالح المازندرانی ۱۰۸۰ ق»، اگرچه [[آقا بزرگ تهرانى]] در «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعة]]» این مطلب را نپذیرفته است.<ref>الذریعة، ج۶، ص۲۰۷.</ref>
+
كتاب «شرح ملا محمدصالح» به صورت مستقل يا منضمّ به «[[حاشیه معالم سلطان العلماء (کتاب)|حاشیه سلطان العلماء]]» در سال ۱۲۷۸ شمسی چاپ شده است.  
  
 
==محتوای کتاب‌==
 
==محتوای کتاب‌==
  
حاشیه [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح]] از خطبه کتاب معالم تا بحث روایت مرسله کتاب ادامه دارد و به علل نامشخصی شامل تمام کتاب نمى‌باشد و تقریباً تا انتهاى مطلب ششم که مبحث اخبار است ادامه دارد و مباحث [[نسخ]]، [[قیاس در فقه|قیاس]]، [[استصحاب]]، [[اجتهاد]] و [[تقلید|تقلید و تعادل و تراجیح]] را دربر ندارد.  
+
شرح [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح]] از خطبه کتاب «[[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]]» تا بحث روایت مرسله کتاب ادامه دارد و به علل نامشخصی شامل تمام کتاب نمى‌باشد و تقریباً تا انتهاى مطلب ششم که مبحث اخبار است ادامه دارد و مباحث [[نسخ]]، [[قیاس در فقه|قیاس]]، [[استصحاب]]، [[اجتهاد]] و [[تقلید|تقلید و تعادل و تراجیح]] را دربر ندارد.  
  
 
از نکات ارزشمند کتاب حاضر این است که مؤلف صرفا پیرو نظریات [[صاحب معالم]] نیست، بلکه در بسیارى موارد داراى ابتکارات و نظریات جدیدى مى‌باشد. مثلاً در بحث اجتماع امر و نهى، اگر چه صاحب معالم اجتماع امر و نهى را محال مى‌داند، اما ملا محمدصالح با تبیین تغایر جهت به سبب اعتبار این اجتماع را محال نمى‌داند. و در نهایت این چنین مى‌گوید: «لامتناع اجتماع المتنافیین فی موضع واحد أقول قد عرفت أنّ ذلک جایز باعتبار تعدد الجهات».
 
از نکات ارزشمند کتاب حاضر این است که مؤلف صرفا پیرو نظریات [[صاحب معالم]] نیست، بلکه در بسیارى موارد داراى ابتکارات و نظریات جدیدى مى‌باشد. مثلاً در بحث اجتماع امر و نهى، اگر چه صاحب معالم اجتماع امر و نهى را محال مى‌داند، اما ملا محمدصالح با تبیین تغایر جهت به سبب اعتبار این اجتماع را محال نمى‌داند. و در نهایت این چنین مى‌گوید: «لامتناع اجتماع المتنافیین فی موضع واحد أقول قد عرفت أنّ ذلک جایز باعتبار تعدد الجهات».
سطر ۵۹: سطر ۵۹:
 
از دیگر نکات مثبت کتاب این که به حکایت و نقل با واسطه از منابع و مآخذ اکتفا نشده، بلکه مؤلف به صورت مستقیم از منابع نقل قول مى‌کند که از عبارت هاى کتاب معلوم است، مثل: «ابن الحاجب صرّح فی شرح المفصّل...، و قال قطب الدین هذا الدلیل...».
 
از دیگر نکات مثبت کتاب این که به حکایت و نقل با واسطه از منابع و مآخذ اکتفا نشده، بلکه مؤلف به صورت مستقیم از منابع نقل قول مى‌کند که از عبارت هاى کتاب معلوم است، مثل: «ابن الحاجب صرّح فی شرح المفصّل...، و قال قطب الدین هذا الدلیل...».
  
کتاب حاشیه ملا محمدصالح از معدود حواشى «معالم» است که اکثر منابع و مآخذ مذکور در «معالم» را مشخص کرده و براى استفاده محققین از منابع اولیه کلمات صاحب معالم بسیار مفید مى‌باشد. به عنوان مثال «حکى بعض الأصولیین... الحاکی هو صاحب المفتاح» و «قوله منهم المحقق و منهم أیضا مشاهیر المخالفین کالحاجبی والشافعی والفخری و صاحب المنهاج».
+
کتاب حاضر از معدود شروح «معالم» است که اکثر منابع و مآخذ مذکور در «معالم» را مشخص کرده و براى استفاده محققین از منابع اولیه کلمات صاحب معالم بسیار مفید مى‌باشد. به عنوان مثال «حکى بعض الأصولیین... الحاکی هو صاحب المفتاح» و «قوله منهم المحقق و منهم أیضا مشاهیر المخالفین کالحاجبی والشافعی والفخری و صاحب المنهاج».
  
 
گاهى نیز علاوه بر ذکر منبع، مبتکر نظریه را مؤلف بیان مى‌کند مثل «قوله بعض أهل العصر و هو مولانا میرزا جان ذکر ذلک فی حاشیته على شرح المختصر و هو آخذ ذلک من شرح قطب المحققین على المختصر».
 
گاهى نیز علاوه بر ذکر منبع، مبتکر نظریه را مؤلف بیان مى‌کند مثل «قوله بعض أهل العصر و هو مولانا میرزا جان ذکر ذلک فی حاشیته على شرح المختصر و هو آخذ ذلک من شرح قطب المحققین على المختصر».
سطر ۶۷: سطر ۶۷:
 
اگرچه بناى مؤلف بر اختصار حواشى کتاب است، اما حواشى مفصلى نیز در مباحثى مثل [[مطلق و مقید]]، آیا با نسخ مدلول امر دلالت آن بر جواز باقى مى‌ماند یا نه و اجتماع امر و نهى مطرح مى‌کند که داراى مطالب باارزشى است.
 
اگرچه بناى مؤلف بر اختصار حواشى کتاب است، اما حواشى مفصلى نیز در مباحثى مثل [[مطلق و مقید]]، آیا با نسخ مدلول امر دلالت آن بر جواز باقى مى‌ماند یا نه و اجتماع امر و نهى مطرح مى‌کند که داراى مطالب باارزشى است.
  
مؤلف نه تنها به شرح مباحث اصلى کتاب توجه دارد، بلکه حتى به موارد جزئى مثل بیان معانى لغات نیز عنایت دارد، مثل معنى لفظ «اخترم» بمعناى مات و یا «فرى» به معناى قطع کردن و... .  
+
مؤلف نه تنها به شرح مباحث اصلى کتاب توجه دارد، بلکه حتى به موارد جزئى مثل بیان معانى لغات نیز عنایت دارد، مثل معنى لفظ «اخترم» به معناى مات و یا «فرى» به معناى قطع کردن و... .  
  
مؤلف، حواشى [[خلیفه سلطان|سلطان العلماء]] را با نام سلطان المحققین در کتاب ذکر مى‌کند و در موارد نادرى به این حواشى متعرض مى‌شود، مثل صفحات ۱۸۲ و ۱۸۸ که نظر به صفحات ۳۰۲ و ۳۰۴ و ۳۰۶ «[[حاشیه معالم سلطان العلماء (کتاب)|حاشیه سلطان العلماء]]» که ضمیمه به حاشیه [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح]] است، دارد و نظریه مشهور سلطان العلماء راجع به مجاز نبودن استعمال مطلق در مقید را نمى‌پذیرد.
+
مؤلف، حواشى [[خلیفه سلطان|سلطان العلماء]] را با نام «سلطان المحققین» در کتاب ذکر مى‌کند و در موارد نادرى به این حواشى متعرض مى‌شود، مثل صفحات ۱۸۲ و ۱۸۸ که نظر به صفحات ۳۰۲ و ۳۰۴ و ۳۰۶ «[[حاشیه معالم سلطان العلماء (کتاب)|حاشیه سلطان العلماء]]» -که ضمیمه به حاشیه [[ملا صالح مازندرانی|ملا محمدصالح]] است-، دارد و نظریه مشهور سلطان العلماء راجع به مجاز نبودن استعمال مطلق در مقید را نمى‌پذیرد.
  
 
اگرچه مؤلف بر «[[زبدة الاصول (کتاب)|زبدة الأصول]]» [[شیخ بهائى]] (متوفى ۱۰۳۰ قمرى) و شرح مختصر عضدى، شرح و حاشیه زده است، اما از این کتابها ذکرى به میان نیاورده و توضیح مطلبى را به آنان ارجاع نمى‌دهد.
 
اگرچه مؤلف بر «[[زبدة الاصول (کتاب)|زبدة الأصول]]» [[شیخ بهائى]] (متوفى ۱۰۳۰ قمرى) و شرح مختصر عضدى، شرح و حاشیه زده است، اما از این کتابها ذکرى به میان نیاورده و توضیح مطلبى را به آنان ارجاع نمى‌دهد.
سطر ۷۵: سطر ۷۵:
 
==منابع‌ و مصادر کتاب==
 
==منابع‌ و مصادر کتاب==
  
مؤلف در تألیف حاشیه بر معالم، از منابع و مآخذ زیادى چه از اهل [[تشیع]] و چه از [[اهل سنت|اهل تسنن]] استفاده کرده است که به ذکر نام بعضى از آنان اکتفا مى‌کنیم:  
+
مؤلف در تألیف «شرح بر [[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]]»، از منابع و مآخذ زیادى چه از اهل [[تشیع]] و چه از [[اهل سنت|اهل تسنن]] استفاده کرده است که به ذکر نام بعضى از آنان اکتفا مى‌کنیم:  
  
از علمای شیعه: [[الذریعة الی اصول الشریعة (کتاب)|الذریعة إلى أصول الشریعة]] از [[سید مرتضی|سید مرتضى]]، [[السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (کتاب)|السرائر]] از [[ابن ادریس حلی|ابن إدریس حلی]]؛ [[العدة فی اصول الفقه (کتاب)|عدة الأصول]] از [[شیخ طوسى]]، [[معارج الاصول (کتاب)|معارج]] و معتبر از [[محقق حلی|محقق حلى]]، و نیز آثار فقهی [[علامه حلی|علامه حلى]]، [[فخر المحققین|فخرالمحققین]]، [[شهید اول|شهید اول]]، [[محقق ثانی|محقق کرکى]]، [[شهید ثانی|شهید ثانى]]، [[شیخ بهایی|شیخ بهائى]]، [[خلیفه سلطان|سلطان المحققین]]؛
+
از علمای شیعه: «[[الذریعة الی اصول الشریعة (کتاب)|الذریعة إلى أصول الشریعة]]» از [[سید مرتضی|سید مرتضى]]، «[[السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (کتاب)|السرائر]]» از [[ابن ادریس حلی|ابن إدریس حلی]]؛ «[[العدة فی اصول الفقه (کتاب)|عدة الأصول]]» از [[شیخ طوسى]]، «[[معارج الاصول (کتاب)|معارج]]» و «معتبر» از [[محقق حلی|محقق حلى]]، و نیز آثار فقهی [[علامه حلی|علامه حلى]]، [[فخر المحققین|فخرالمحققین]]، [[شهید اول|شهید اول]]، [[محقق ثانی|محقق کرکى]]، [[شهید ثانی|شهید ثانى]]، [[شیخ بهایی|شیخ بهائى]]، [[خلیفه سلطان|سلطان المحققین]]؛
  
و از علماى اهل تسنن: آمدى، [[فخر رازى]]، ابن حاجب، [[ابوحامد محمد غزالی|غزالى]] و... .
+
و از جمله علماى اهل تسنن: آمدى، [[فخر رازى]]، ابن حاجب و [[ابوحامد محمد غزالی|غزالى]] می توان نام برد.
 
 
== پانویس ==
 
  
 +
==پانویس==
 +
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
==منابع==
  

نسخهٔ ‏۳ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۶

شرح معالم‌الدين.jpg
نویسنده ملا محمدصالح مازندرانی
موضوع اصول فقه شیعه
زبان عربی
تعداد جلد ۱

از مشهورترین تألیفات ملا محمدصالح مازندرانی (م، ۱۰۸۱ ق) شرح بر کتاب «معالم الدین» اثر حسن بن زین‌الدین شهید ثانى (م، ۹۶۶ ق) است. این کتاب پس از نگارش مورد توجه و عنایت علماى اصولى قرار گرفته است.

مؤلف

ملا محمدصالح مازندرانی (م، ۱۰۸۶ ق)، فقیه و اصولی بزرگ شیعه در قرن یازدهم هجری و از شاگردان محمدتقی مجلسی، ملا عبدالله شوشتری و شیخ بهائی بود. او با آمنه بیگم مجلسی -دختر عالم استادش محمدتقی مجلسی- ازدواج کرد.

ملا صالح نقش بسزایی در رشد و بالندگی فضای علمی اصفهان در عصر خود ایفا کرد و عالمانی برجسته نظیر محمدباقر مجلسى، فیض كاشانی و میرزا عبدالله افندی را تربیت نمود.

برخی از آثار علمی او عبارتند از: حاشیه بر معالم، شرح بر معالم، شرح بر اصول کافی، حاشیه بر شرح لمعه، شرح بر روضه کافی، شرح بر زبدة الاصول، شرح بر فروع کافی، شرح من لایحضره الفقیه.

معرفی کتاب

ملا محمدصالح مازندرانی داراى دو کتاب «حاشیه» بر «معالم» و «شرح» بر معالم مى‌باشد. در «الذریعة» در مورد کتاب شرح معالم او این طور آمده است: «و هو غیر حاشیته التی مرّت فی الحواشی کما صرّح به فی فهرس تصانیفه».[۱]

تاریخ تألیف حاشیه بر معالم ملا محمدصالح را به نقل از آخر فصل سوم کتاب اجتهاد و تقلید وحید بهبهانى (متوفى ۱۲۰۵ قمرى) این طور بیان مى‌کند «إنّ تألیف هذه الحاشیة کان فی أوائل سنّه».[۲] و در «روضات الجنات» به نقل از وحید بهبهانى در کتاب اجتهاد و تقلید این طور آمده است «و فی صغر سنه شرح معالم الأصول و من لاحظ شرح معالم الأصول علم مهارته فی قواعد المجتهدین فی ذلک السن».[۳]

شیخ عباس قمی در «فوائد الرضویه» نیز تاریخ تألیف شرح «معالم الأصول» را نوجوانى او دانسته است. بنابراین اگر ملا محمدصالح داراى دو کتاب حاشیه بر معالم و شرح بر معالم باشد، شرح بر معالم را باید در نوجوانى نوشته باشد.

از طرفى در حاشیه ملا محمدصالح، از حواشى فرزند صاحب معالم، محمد بن حسن (متوفى ۱۰۳۰ ق) نقل مى‌کند و از «حاشیه سلطان العلماء» (متوفى ۱۰۶۴ ق) با نام سلطان المحققین نقل مى‌کند و حاشیه سلطان العلماء بین سالهاى ۱۰۴۱ تا ۱۰۵۲ ق. نوشته است.

این شواهد نشان مى‌دهد که حاشیه ملا محمدصالح باید بعد از این تاریخ نوشته شده باشد و با توجه به سال وفات ملا محمدصالح مازندرانى که ۱۰۸۱ ق. مى‌باشد، بعید است منظور از کتابى که ملا محمدصالح در اوائل سنش نوشته است کتاب «حاشیه بر معالم» باشد، بلکه همان «شرح بر معالم» است.

كتاب «شرح ملا محمدصالح» به صورت مستقل يا منضمّ به «حاشیه سلطان العلماء» در سال ۱۲۷۸ شمسی چاپ شده است.

محتوای کتاب‌

شرح ملا محمدصالح از خطبه کتاب «معالم» تا بحث روایت مرسله کتاب ادامه دارد و به علل نامشخصی شامل تمام کتاب نمى‌باشد و تقریباً تا انتهاى مطلب ششم که مبحث اخبار است ادامه دارد و مباحث نسخ، قیاس، استصحاب، اجتهاد و تقلید و تعادل و تراجیح را دربر ندارد.

از نکات ارزشمند کتاب حاضر این است که مؤلف صرفا پیرو نظریات صاحب معالم نیست، بلکه در بسیارى موارد داراى ابتکارات و نظریات جدیدى مى‌باشد. مثلاً در بحث اجتماع امر و نهى، اگر چه صاحب معالم اجتماع امر و نهى را محال مى‌داند، اما ملا محمدصالح با تبیین تغایر جهت به سبب اعتبار این اجتماع را محال نمى‌داند. و در نهایت این چنین مى‌گوید: «لامتناع اجتماع المتنافیین فی موضع واحد أقول قد عرفت أنّ ذلک جایز باعتبار تعدد الجهات».

احاطه مؤلف به حواشى صاحب معالم و فرزندش -محمد بن حسن- در توضیح و تفسیر «معالم» به این کتاب اعتبار خاصى داده است. به عنوان مثال: «فتأمّل قال فی الحاشیة...، قال فی الحاشیة التوهم الذى حکیناه سمعنا عن بعض من عاصرناه و من مشایخنا و أما حواشی الشیخ محمدحسن بن زین الدین مثل و أجاب عنه ولده قدس‌سره» و «کذا نقل عنه ولده قدس‌سره».

البته گاهى نیز در مقام دفاع از نظر صاحب معالم به حواشى فرزندش جواب مى‌دهد مثل «ولا یرد علیه ما أورده ولده قدس‌سره...».

از دیگر نکات مثبت کتاب این که به حکایت و نقل با واسطه از منابع و مآخذ اکتفا نشده، بلکه مؤلف به صورت مستقیم از منابع نقل قول مى‌کند که از عبارت هاى کتاب معلوم است، مثل: «ابن الحاجب صرّح فی شرح المفصّل...، و قال قطب الدین هذا الدلیل...».

کتاب حاضر از معدود شروح «معالم» است که اکثر منابع و مآخذ مذکور در «معالم» را مشخص کرده و براى استفاده محققین از منابع اولیه کلمات صاحب معالم بسیار مفید مى‌باشد. به عنوان مثال «حکى بعض الأصولیین... الحاکی هو صاحب المفتاح» و «قوله منهم المحقق و منهم أیضا مشاهیر المخالفین کالحاجبی والشافعی والفخری و صاحب المنهاج».

گاهى نیز علاوه بر ذکر منبع، مبتکر نظریه را مؤلف بیان مى‌کند مثل «قوله بعض أهل العصر و هو مولانا میرزا جان ذکر ذلک فی حاشیته على شرح المختصر و هو آخذ ذلک من شرح قطب المحققین على المختصر».

در بعضى مباحث که درک واضح نظریه‌اى مشکل است مثل بحث مقدمه واجب و تفصیل بین مقدمه‌اى که سبب باشد و مقدمه‌اى که سبب نباشد که منسوب به سید مرتضى است، مؤلف خواننده را به تأمّل بیشتر دعوت مى‌کند و مى‌گوید: «فلیتأمل فی هذا المقام فإن کلام السید معقد غایة التعقید والرشاد إلى الأمور إلى اللّه الحمید»، اگر چه سلطان العلماء این نسبت را رد مى‌کند.

اگرچه بناى مؤلف بر اختصار حواشى کتاب است، اما حواشى مفصلى نیز در مباحثى مثل مطلق و مقید، آیا با نسخ مدلول امر دلالت آن بر جواز باقى مى‌ماند یا نه و اجتماع امر و نهى مطرح مى‌کند که داراى مطالب باارزشى است.

مؤلف نه تنها به شرح مباحث اصلى کتاب توجه دارد، بلکه حتى به موارد جزئى مثل بیان معانى لغات نیز عنایت دارد، مثل معنى لفظ «اخترم» به معناى مات و یا «فرى» به معناى قطع کردن و... .

مؤلف، حواشى سلطان العلماء را با نام «سلطان المحققین» در کتاب ذکر مى‌کند و در موارد نادرى به این حواشى متعرض مى‌شود، مثل صفحات ۱۸۲ و ۱۸۸ که نظر به صفحات ۳۰۲ و ۳۰۴ و ۳۰۶ «حاشیه سلطان العلماء» -که ضمیمه به حاشیه ملا محمدصالح است-، دارد و نظریه مشهور سلطان العلماء راجع به مجاز نبودن استعمال مطلق در مقید را نمى‌پذیرد.

اگرچه مؤلف بر «زبدة الأصول» شیخ بهائى (متوفى ۱۰۳۰ قمرى) و شرح مختصر عضدى، شرح و حاشیه زده است، اما از این کتابها ذکرى به میان نیاورده و توضیح مطلبى را به آنان ارجاع نمى‌دهد.

منابع‌ و مصادر کتاب

مؤلف در تألیف «شرح بر معالم»، از منابع و مآخذ زیادى چه از اهل تشیع و چه از اهل تسنن استفاده کرده است که به ذکر نام بعضى از آنان اکتفا مى‌کنیم:

از علمای شیعه: «الذریعة إلى أصول الشریعة» از سید مرتضى، «السرائر» از ابن إدریس حلی؛ «عدة الأصول» از شیخ طوسى، «معارج» و «معتبر» از محقق حلى، و نیز آثار فقهی علامه حلى، فخرالمحققین، شهید اول، محقق کرکى، شهید ثانى، شیخ بهائى، سلطان المحققین؛

و از جمله علماى اهل تسنن: آمدى، فخر رازى، ابن حاجب و غزالى می توان نام برد.

پانویس

  1. الذریعة، ج۱۴، ص۷۱.
  2. الذریعة، ج۶، ص۲۰۷.
  3. روضات الجنات، ج۴، ص۱۱۹.

منابع

  • نرم افزار جامع اصول الفقه، بخش کتابشناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
منابع اصول فقه
متون به ترتیب تاریخ وفات مولفین
التذکرة بأصول الفقه

شیخ مفید

(م413ق)

الذریعه

سید مرتضی

(436-335)

عدة الاصول

شیخ طوسی

(460-385)

غنیة النزوع

ابن زهره

(585-510)

تهذیب الوصول

علامه حلی

(726-648)

مبادی الوصول

علامه حلی

(726-648)

القواعد و الفوائد

شهید اول

(786-734)

تمهید القواعد

شهید ثانی

(965-911)

معالم الدین

صاحب معالم

(م1011)

زبدة الاصول

شیخ بهائی

(1030-953)

الوافیه فی الاصول

فاضل تونی

(م 1071)

الفوائد الحائریه

وحید بهبهانی

(م1206)

قوانین الاصول

میرزای قمی

(م1231)

فرائد الاصول

شیخ انصاری

(م1281)

کفایة الاصول

آخوند خراسانی

(م1329)

مفاتیح الاصول

سید محمد مجاهد

(م1342)

فوائد الاصول (نائینی)

میرزا محمدحسین نائینی

(1355-1276)

وقایة الأذهان

محمد رضا نجفی اصفهانی

(م 1362)

اصول الفقه

شيخ محمدرضا مظفر

(م 1383)

منتهی الاصول

سید محمد حسن بجنوردی

(1395-1316)

المعالم الجدیده

سید محمد باقر صدر

(1399-1355)

اصول الاستنباط

سید علی نقی حیدری

(1403-1325)

مناهج الوصول

امام خمینی

(1409-1320)

الاصول العامه

سید محمد تقی حکیم

(1346-)

شروح
شروح معالم الدین ← حاشیه معالم، سلطان العلماء (م 1064) - حاشیه معالم، ملا محمد صالح مازندرانی (م 1081) - هدایة المسترشدین، شیخ محمدتقی اصفهانی (م 1248)
شروح فرائد الاصول ← أوثق الوسائل، میرزا موسی بن جعفر بن احمد تبریزی - بحر الفوائد، میرزا محمد حسن آشتیانی - درر الفوائد فی الحاشیه علی الفرائد، آخوند خراسانی - فوائد الرضویه، آقا رضا همدانی
شروح کفایه ← انوار الهدایه، امام خمینی - حاشیة الکفایه، علامه طباطبائی - الحاشیة علی الکفایه، سید حسین بروجردی - حقائق الاصول، سید محسن حکیم - عنایة الاصول، سید مرتضی حسینی یزدی

منتهی الدرایه، سید محمد جعفر جزائری شوشتری - نهایة الدرایة، آیت الله کمپانی - نهایة النهایة، میرزا علی ایروانی


مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه