لیلة المبیت: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اندکی تلخیص)
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
به دنبال توطئه دار الندوه، [[فرشته وحى]] پیامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهى را به او ابلاغ كرد كه باید هر چه زودتر [[مكه]] را به عزم [[يثرب|یثرب]] ترك كند. این واقعه در اول ماه ربیع‌الاول سال چهاردهم بعثت رخ داد. رسول اكرم (ص) على (ع) را از توطئه قریش خبر داد و او را فرمود كه در بسترش بخوابد. على (ع) گفت: اى پیامبر خدا، آیا با خوابیدن من در آنجا تو سالم مى‌ مانى؟ پیامبر (ص) فرمود: بلى، على (ع) خنده‌اى تبسّم‌ آمیز كرد و به شكرانه این افتخار، سر به سجده گذاشت. سپس در بستر پیامبر (ص) خوابید و برد خصوصى حضرت را روى خود كشید.
 
به دنبال توطئه دار الندوه، [[فرشته وحى]] پیامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهى را به او ابلاغ كرد كه باید هر چه زودتر [[مكه]] را به عزم [[يثرب|یثرب]] ترك كند. این واقعه در اول ماه ربیع‌الاول سال چهاردهم بعثت رخ داد. رسول اكرم (ص) على (ع) را از توطئه قریش خبر داد و او را فرمود كه در بسترش بخوابد. على (ع) گفت: اى پیامبر خدا، آیا با خوابیدن من در آنجا تو سالم مى‌ مانى؟ پیامبر (ص) فرمود: بلى، على (ع) خنده‌اى تبسّم‌ آمیز كرد و به شكرانه این افتخار، سر به سجده گذاشت. سپس در بستر پیامبر (ص) خوابید و برد خصوصى حضرت را روى خود كشید.
  
−
پیامبر (ص) در حالى از خانه خارج شد كه قریش خانه را در محاصره داشتند و انتظار مى ‌كشیدند تا بخوابد. رسول خدا (ص) به هنگام بیرون شدن از خانه، این‌ آیه را تلاوت مى ‌كرد:وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ.<ref>  يس (36): 9. </ref>و ما فراروى آن‌ها سدّى و پشت سرشان سدّى نهاده و پرده‌اى بر (چشمان) آنان فروگسترده‌ ایم؛ در نتیجه نمى ‌توانند ببینند.
+
پیامبر (ص) در حالى از خانه خارج شد كه قریش خانه را در محاصره داشتند و انتظار مى ‌كشیدند تا بخوابد. رسول خدا (ص) به هنگام بیرون شدن از خانه، این‌ آیه را تلاوت مى ‌كرد:«{{متن قرآن|وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ}}.<ref>  يس (36): 9. </ref>و ما فراروى آن‌ها سدّى و پشت سرشان سدّى نهاده و پرده‌اى بر (چشمان) آنان فروگسترده‌ ایم؛ در نتیجه نمى ‌توانند ببینند.
  
 
آنگاه مشت خاكى برگرفت و بر سر آنان پاشید و بى‌آنكه او را ببینند، از میان ایشان گذشت و راهى غار ثور شد. برخى نیز مى  گویند هنگامى كه پیامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود و پیامبر از غفلت آنان استفاده كرد. ولى این نظر دور از حقیقت است و هرگز شخص عاقل باور نمى  كند كه چهل آدم كش كه خانه را براى این محاصره كرده بودند كه پیامبر از خانه بیرون نرود تا در وقت مناسب او را بكشند، ماموریت  خود را آن چنان سرسرى بگیرند كه همگى باخیال آسوده بخوابند! ولى بعید نیست، همان طور كه برخى نوشته اند، پیامبر پیش از گرد آمدن تروریست ها، خانه را ترك گفته بود.<ref>[[سيره حلبى]]، ج 2، ص 32.</ref>
 
آنگاه مشت خاكى برگرفت و بر سر آنان پاشید و بى‌آنكه او را ببینند، از میان ایشان گذشت و راهى غار ثور شد. برخى نیز مى  گویند هنگامى كه پیامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود و پیامبر از غفلت آنان استفاده كرد. ولى این نظر دور از حقیقت است و هرگز شخص عاقل باور نمى  كند كه چهل آدم كش كه خانه را براى این محاصره كرده بودند كه پیامبر از خانه بیرون نرود تا در وقت مناسب او را بكشند، ماموریت  خود را آن چنان سرسرى بگیرند كه همگى باخیال آسوده بخوابند! ولى بعید نیست، همان طور كه برخى نوشته اند، پیامبر پیش از گرد آمدن تروریست ها، خانه را ترك گفته بود.<ref>[[سيره حلبى]]، ج 2، ص 32.</ref>

نسخهٔ ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۰۰

تقویم هجری قمری

روز واقعه:1 ربیع الاول
سال 1 هجری قمری

لیلة المبیت شبی است که حضرت علی علیه السلام به جای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بستر آن حضرت خوابید تا رسول خدا(ص) از توطئه قتلی که مشرکان مکه برای او ریخته بودند بتواند جان سالم به در ببرد و از مكه به مدینه هجرت بنماید. این واقعه در اول ربیع الاول سال چهاردهم بعثت که بعدا سال 1 هجری قرار داد شد به وقوع پیوست

عمل حضرت علی علیه السلام در لیله المبیت یکی از فضائل امام علی علیه السلام است و در شان آن آیه 207 سوره بقره نازل شد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفُ‌ بِالْعِبَادِ؛ و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [این‌] بندگان مهربان است.»

توطئه دارالندوه

اشراف قریش در دار الندوه گرد هم آمدند. حاضران از خاندان‌هاى بنى عبد شمس، نوفل، عبد الدار، جمح، سهم، اسد، مخزوم و دیگر خانواده‌هاى مكّه بودند و اجازه ندادند كه احدى از تهامه وارد شود، زیرا تهامى‌ها هوادار محمّد (صلی الله علیه و اله و سلم) بودند. همچنان كه مواظب بودند [۱] تا احدى از خاندان هاشم یا كسانى كه به گونه‌اى با آن‌ها ارتباط دارند، از این جریان باخبر نشود.[۲]

مطابق گزارش‌ها، شیطان نیز در چهره پیرى نجدى همراه آنان وارد مجلس شد.[۳] آن‌ها با هم مشورت و رایزنى كردند كه با محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) چه كنند؟ پیشنهادهایى مطرح شد، از جمله كسى گفت: او را به زنجیر آهنى بسته حبس نمایند، امّا احتمال دادند كه با یارانش ارتباط برقرار كند و آنان، او را آزاد كنند. پیشنهاد شد او را به سرزمین ‌هاى دیگر تبعید كنند؛ چنان دیدند كه این كار به محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) امكان مى ‌دهد تا به نشر و ترویج دین خود همّت گمارد. در نهایت رأى آنان بر پیشنهاد ابو جهل یا شیطان قرار گرفت كه از هر قبیله یك جوان دلیر و نسب‌دار انتخاب كنند و آنگاه به هر كدام از جوانان یك شمشیر برّنده بدهند و آنان با شمشیرهاى خود بر پیامبر (ص) وارد شوند و دسته‌ جمعى او را بكشند و خون او در میان همه قبایل پراكنده شود و بنى عبد مناف نتوانند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه تن در دهند و آنان هم دیه مى‌دهند. بدین ترتیب كار پایان مى ‌یابد.

على (ع) در بستر پیغمبر (ص)

به دنبال توطئه دار الندوه، فرشته وحى پیامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهى را به او ابلاغ كرد كه باید هر چه زودتر مكه را به عزم یثرب ترك كند. این واقعه در اول ماه ربیع‌الاول سال چهاردهم بعثت رخ داد. رسول اكرم (ص) على (ع) را از توطئه قریش خبر داد و او را فرمود كه در بسترش بخوابد. على (ع) گفت: اى پیامبر خدا، آیا با خوابیدن من در آنجا تو سالم مى‌ مانى؟ پیامبر (ص) فرمود: بلى، على (ع) خنده‌اى تبسّم‌ آمیز كرد و به شكرانه این افتخار، سر به سجده گذاشت. سپس در بستر پیامبر (ص) خوابید و برد خصوصى حضرت را روى خود كشید.

پیامبر (ص) در حالى از خانه خارج شد كه قریش خانه را در محاصره داشتند و انتظار مى ‌كشیدند تا بخوابد. رسول خدا (ص) به هنگام بیرون شدن از خانه، این‌ آیه را تلاوت مى ‌كرد:«وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ.[۴]و ما فراروى آن‌ها سدّى و پشت سرشان سدّى نهاده و پرده‌اى بر (چشمان) آنان فروگسترده‌ ایم؛ در نتیجه نمى ‌توانند ببینند.

آنگاه مشت خاكى برگرفت و بر سر آنان پاشید و بى‌آنكه او را ببینند، از میان ایشان گذشت و راهى غار ثور شد. برخى نیز مى گویند هنگامى كه پیامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود و پیامبر از غفلت آنان استفاده كرد. ولى این نظر دور از حقیقت است و هرگز شخص عاقل باور نمى كند كه چهل آدم كش كه خانه را براى این محاصره كرده بودند كه پیامبر از خانه بیرون نرود تا در وقت مناسب او را بكشند، ماموریت خود را آن چنان سرسرى بگیرند كه همگى باخیال آسوده بخوابند! ولى بعید نیست، همان طور كه برخى نوشته اند، پیامبر پیش از گرد آمدن تروریست ها، خانه را ترك گفته بود.[۵]

گویند: مشركان قریش، على را همچون پیامبر (ص) سنگ‌باران كردند و او به خود مى ‌پیچید، و سرش را زیر پارچه كرده بود و تا صبح بیرون نیاورد.

یعقوبی می نویسد: خداى عز و جل در آن شب به جبرئیل و میكائیل وحى كرد كه من یكى از شما دو نفر را محكوم بمرگ كرده‌ ام، كدامیك حاضر است در راه رفیقش از خود بگذرد؟ پس هر دو زندگى را برگزیدند و خداى بان دو وحى كرد كه چرا مانند على بن ابى طالب نبودید؟

من میان او و محمد برادرى انداختم و عمر یكى از آن دو را بیشتر قرار دادم پس على مرگ را برگزید و زندگى را براى محمد خواست و در بستر او خوابید، اكنون بزمین فرود آیید و او را از دشمنش نگهدارى كنید. پس جبرئیل و میكائیل فرود آمدند و یكى از آن دو بالاى سر و دیگرى در پایین پاى على نشستند تا او را از دشمنش پاسبانى كنند و سنگها را از او بدور دارند و جبرئیل میگفت: بخ بخ لك یا بن ابى طالب، من مثلك یباهى الله بك ملائكة سبع سماوات،" به به تو را اى پسر ابو طالب كیست مانند تو؟ خدا بواسطه تو بر ملائكه هفت آسمان مباهات مى‌نماید."[۶]

یورش به خانه پیامبر

ماموران قریش، نخست تصمیم گرفته بودند كه نیمه شب به خانه پیامبر هجوم آورند، ولى به عللى از این تصمیم منصرف شدند و سرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند و ماموریت خود را انجام دهند. قریش صبحگاهان به على (ع) یورش بردند و تا او چشم خود را به آنان باز كند، با شمشیرهاى كشیده به او حمله آوردند. خالد بن ولید از همه جلوتر بود، على پرید و با تردستى و چالاكى، دستش را گرفت و به هم پیچاند. خالد چون بچه شتر به هوا مى‌‌رفت و به سان شتر كف كرده بود. على (ع) شمشیر را از دست خالد گرفت و با آن به قریش سخت گرفت. مشركان از جلوى او به بیرون‌ خانه گریختند، چنان كه گوسفند مى‌رمد. چون به او نگریستند، دریافتند كه على است. پرسیدند: تو على هستى؟ گفت: من على هستم. گفتند: هدف ما تو نبودى. یارت چه كرد؟ فرمود: از او چیزى نمى‌دانم.[۷]

در روایات دیگری آمده است در این موقع، از فرط عصبانیت به سوى حضرت على علیه السلام حمله بردند و او را به سوى مسجدالحرام كشیدند، ولى پس از بازداشت مختصرى ناگزیر آزادش ساختند و در حالى كه خشم گلوى آنان را مى‌فشرد تصمیم گرفتند كه از پاى ننشینند تا جایگاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را كشف كنند.[۸]

نزول آیه ای از قرآن در شان عمل حضرت علی علیه السلام

خداوند متعال براى تحسین و تقدیر از فداکاری امیرمؤمنان علیه‌السلام آیه ‌اى بر پیامبرش نازل كرد و جان نثارى، فداكارى، تعهد و ایمان حضرت علی علیه‌السلام را ستود.

خداوند متعال در این آیه مباركه فرمود: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَاللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد؛[۹] و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [این‌] بندگان مهربان است.».

تمامى مفسران شیعه و اكثر مفسران اهل سنت، معتقدند كه شأن نزول این آیه فداكارى حضرت علی علیه‌السلام در لیلة المبیت و در بیان فضیلت و مقام آن حضرت است. طبرسی صاحب تفسیر "مجمع البیان" گوید: این آیه در میان راه مكه و مدینه، به هنگام هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله بر آن حضرت نازل گردید.[۱۰]

در همین تفسیر آمده است: هنگامى كه حضرت علی علیه‌السلام در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید تا پیامبر صلی الله علیه و آله از دسیسه مشركان بگریزد، جبرئیل در بالاى سر حضرت علی علیه‌السلام و میكائیل در پایین پاهایش قرار گرفته (و او را محافظت مى‌ نمودند) و جبرئیل به آن حضرت، مى‌ گفت: آفرین و خوشا به افرادى مانند تو، اى پسر ابى‌طالب كه خداوند متعال در میان فرشتگانش به تو مباهات مى‌ كند و به تو مى‌ نازد.[۱۱]

نکاتی در مورد این فداکاری بزرگ

دو مطلب تاریخی گواه می دهد که عمل حضرت علی علیه السلام در آن شب جز فداکاری نبوده، آن حضرت به راستی آماده قتل و شهادت در راه خدا بوده است.

  • اشعاری که امام علیه السلام پیرامون این حادثه تاریخی سروده و سیوطی همه آن ها را در تفسیر خود[۱۲] نقل کرده است، گواه روشن بر جانبازی اوست:


وقيت بنفسي خير من وطأ الحصي محمد لما خاف أن يمکروا به

وبت أراعيهم متي ينشرونني و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر

فوقاه ربي ذو الجلال من المکر و قد وطنت نفسي علي القتل و الأسر

من جان خود را برای بهترین فرد روی زمین و نیکوترین شخصی که خانه خدا و حجر اسماعیل را طواف کرده است سپر قرار دادم. آن شخص عالی قدر محمد بود. و من هنگامی دست به این کار زدم که کافران نقشه قتل او را کشیده بودند ولی خدای من او را از مکر دشمنان حفظ کرد. من در بستر وی بیتوته کردم و در انتظار حمله دشمن بودم و خود را برای مرگ و اسارت آماده کرده بودم.

  • دانشمندان سنی و شیعه نقل کرده اند که خداوند در آن شب به دو فرشته بزرگ خود، جبرئیل و میکائیل، خطاب کرد که: اگر من برای یکی از شما مرگ و برای دیگری حیات مقرر کنم کدام یک از شما حاضر است مرگ را بپذیرد و زندگی را به دیگری واگذار کند؟ در این لحظه هیچ کدام نتوانست مرگ را بپذیرد و در راه دیگری فداکاری کند.

سپس خدا به آن دو فرشته خطاب کرد که: به زمین فرود آیید و ببینید که علی چگونه مرگ را خریده، خود را فدای پیامبر کرده است؛ سپس جان علی را از شر دشمن حفظ کنید.[۱۳]

اگر از نظر بعضی مرور زمان بر این فضیلت بزرگ پرده کشیده است، ولی در آغاز اسلام عمل حضرت علی علیه السلام در نظر دوست و دشمن بزرگترین فداکاری به شمار می رفت. در شورای شش نفری که به فرمان عمر برای تعیین خلیفه تشکیل شد علی علیه السلام با ذکر این فضیلت بزرگ بر اعضای شورا احتجاج کرد و گفت: من شما اعضای شوری را به خدا سوگند می دهم که آیا جز من کسی بود که برای پیامبر در غار حرا غذا ببرد؟ آیا جز من کسی در جای او خوابید و خود را سپر بلای او کرد؟ همگی گفتند: والله جز تو کسی نبوده است.[۱۴]

مرحوم سید بن طاووس درباره فداکاری حضرت علی علیه السلام تحلیل جالبی دارد و آن را به فداکاری اسماعیل و تسلیم او در برابر پدر قیاس کرده، برتری ایثار حضرت علی علیه السلام را اثبات کرده است.[۱۵]

پانویس

  1. ↑ تاريخ الخميس، 1/ 321؛ سيره حلبى، 2/ 25؛ نور الابصار، 15.
  2. ↑ تاريخ الخميس، 1/ 321؛ سيره حلبى، 2/ 25؛ نور الابصار، 15.
  3. ↑ تاريخ الامم و الملوك، 2/ 68؛ تاريخ الخميس، 1/ 321- 322.
  4. ↑ يس (36): 9.
  5. ↑ سيره حلبى، ج 2، ص 32.
  6. ↑ تاريخ ‌يعقوبى ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی،ج‌1، ص398
  7. ↑ امالى طوسى، 2/ 82- 83.
  8. ↑ تاريخ طبرى، ج 2، ص 97.
  9. ↑ سوره بقره، آيه 207.
  10. ↑ مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج 1-2، ص 535؛ تفسير نمونه، ج 2، ص 47.
  11. ↑ مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج 1-2، ص 535؛ تفسير نمونه، ج 2، ص 46؛ تاريخ اليعقوبى، ج 1، ص 358.
  12. ↑ الدرالمنثور، ج 3، ص 180.
  13. ↑ بحارالأنوار، ج 19، ص 39، به نقل از احياء العلوم غزالي.
  14. ↑ خصال صدوق، ج 2، ص 123؛ احتجاج طبرسي، ص 74.
  15. ↑ ر.ک: اقبال، ص 593؛ بحارالأنوار، ج 19، ص 98.

منابع

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکه • سفر پیامبر اکرم به شام • ازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعث • معراج • ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها • رفتن به شعب ابی طالب • عام الحزن•سفر به طائف • هجرت به مدینه • ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) • غزوه بدر • غزوه احد • غزوه احزاب • صلح حدیبیه • غزوه خیبر • سریه ذات السلاسل • فتح مکه • غزوه حنین • غزوه تبوک • غدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلب • ابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلب • ابولهب • جعفر طیار • آمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسی • عمار بن یاسر • ابوذر • مقداد • ابوسلمه مخزومی • زيد بن حارثه • عثمان بن مظعون • مصعب بن عمیر • ابوبکر • طلحه • زبیر • عثمان بن عفان • عمر بن خطاب • سعد بن ابی وقاص • عبدالله بن مسعود • اسعد بن زراره • سعد بن معاذ • سعد بن عباده • عثمان بن حنیف • سهل بن حنیف • ابو ایوب انصاری • حذیفة بن یمان• خالد بن سعيد • خزیمة بن ثابت • عبدالله بن رواحه • اویس قرنی • عبدالله بن مسعود • بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکه • مدینه • غار حرا • کعبه • شعب ابوطالب • غدیر خم • فدک • بقیع • غار ثور • مسجد قبا • مسجد النبی • مسجد الحرام
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه