طور سینا

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«طور سیناء» یا «طور سینین»، نام کوهی مذکور در قرآن است، که در صحرای سینا در شمال‌ مصر و هم‌مرز با فلسطین قرار دارد. این کوه محل نزول وحی بر حضرت موسی علیه‌السلام و برگزیده شدنش به نبوت و نیز میقات چهل روزه اوست.

کوه سینا

محل طور سینا

«طور» به مطلق كوه و نيز به كوه معروف صحراى سينا گفته مى‏‌شود و مراد در اينجا كوه سينا و محل نزول وحى بر حضرت موسى است. همچنین «سَيناء» نام صحرايى است كه كوه معروف طور موسى در آن واقع شده و دو گونه تلفظ مى‌‏شود: سيناء در آیه: «وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْنَاءَ...»[۱] و سينين‏ در آیه: «وَطُورِ سِينِينَ».[۲] گفته شده سينا شبه جزيره ‏اى است ما بين درياى مديترانه و كانال سوئز و فلسطين و خليج عقبه؛ یا ميان مصر و فلسطين امروزى.[۳]

علامه شعرانی در کتاب نثر طوبی در مورد محل این کوه می گوید: بسیاری از علمای نصاری با نهایت دقتی که کرده اند و اشاراتی که از تورات و کتب خود به نشانه‌های کوه و علائم آن استنباط نموده‌اند گویند در نواحی شام و فلسطین موضع حقیقی طور سیناء را به طور یقین تشخیص نداده‌ایم، اما مردم آن نواحی کوهی را به نام طور سیناء می شناسند. نزد آنها جائی مشهور است که بالای آن کلیسائی به نام کاترین ساخته‌اند و گویند «ژوستی نین» امپراطور روم اولین بار بنای آن کرده است.[۴]

ابواسحاق گوید: سیناء حجاره ای است... آن کوهی است نزدیک ایلة و نزدیک آن شهرکی است که به روزگار پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و به سال نهم از هجرت فتح شد.[۵]

در طور سینا وقایع مختلفی از جمله صحبت کردن خداوند با حضرت موسی(علیه السلام)، میقات چهل روزه،‌ میقات به همراه هفتاد نفر از بنی اسرائیل و مرگ موسی(علیه السلام)، رخ داده است. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) علت تقدس طور سینا را مواردی از جمله صحبت کردن خداوند با حضرت موسی(علیه السلام) ‌در آن‌جا دانسته است.

وحی بر حضرت موسی در طور

بیابانی که حضرت موسی علیه السلام در آن بود، بیابان طور و قسمت جنوبی بیت المقدس بود. موسی در فکر چاره ای بود، که از دور آتشی را دید که شعله ور است. پس خانواده خود را متوقف کرد و گفت؛ می خواهم به طرف آتش بروم تا پاره ای آتش را به سوی شما بیاورم؛ «فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ».[۶]

موسی به طرف آتش روان شد. چون نزدیک شد، درخت سبزی را دید که نورانی است و از آتش شعله ور است. نزدیک رفت تا مقداری از آن آتش را نزد همسرش ببرد، اما هر بار از هجوم نهیب آتش به عقب رفت. تا این که صدایی از میان درخت به گوش موسی رسید. ندا داده شد: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...»؛ «ای موسی! این منم پروردگار تو، پای از کفش خویش بیرون آور که تو در وادی مقدس طور هستی و من تو را برگزیده ام. پس به آنچه وحی می شود گوش فرا ده، منم خدایی که جز من خدایی نیست. پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار. قیامت فرا رسنده است. می خواهم آن را پوشیده دارم تا هر که به موجب آنچه می کوشد جزا یابد».[۷]

این ندا موسی را به بُهت فرو برد؛ سپس این ندا را نیز شنید که فرمود: «این چیست که به دست راست داری؟»[۸] موسی که تازه متوجه شد به مقام نبوت نائل گشته، به پاسخ حق تعالی لب گشود و گفت: «این عصای من است که بر آن تکیه می زنم و با آن برای گوسفندانم برگ می تکانم و مرا در آن بهره های دیگر نیز هست».[۹]

این سؤال و پاسخ به همین مقدار پایان نپذیرفت. چون سؤال حق تعالی مقدمه وحی رسالت بود و شاید می خواست تا موسی را برای دیدن معجزه شگفت انگیز خویش آماده سازد. پس پروردگار فرمود: «ای موسی! منم خداوند، پروردگار جهانیان و فرمود: عصای خود را بیفکن، پس دید آن مثل ماری می جنبد، پشت کرد و برنگشت. فرمود: ای موسی پیش آی و مترس که تو در امانی و دست در گریبانت ببر تا سپید بی گزند بیرون بیاید. برای رهایی از این هراس بازویت را به خویشتن بچسبان. این دو نشانه دو برهان از جانب پروردگار تو است که باید به سوی فرعون و سران کشور او ببری. زیرا آنان همواره قومی نافرمانند.»[۱۰]

جریان دیگر در ارتباط با کوه طور چنین است که: جمعی از بنی اسرائیل با اصرار از حضرت موسی علیه السلام، خواستند که خدا را مشاهده کننند، و اگر او را مشاهده نکنند هرگز ایمان نخواهند آورد. حضرت موسی، هرچه آن‌ها را نصیحت کرد فایده نداشت. سرانجام موسی علیه‌السلام از میان آن‌ها هفتاد نفر را برگزید و همراه خود به میعادگاه پروردگار (کوه طور) برد. موسی علیه‌السلام در کوه طور تقاضای بنی‌اسرائیل را چنین به خدا عرض کرد: پروردگارا خودت را به من نشان بده تا تو را ببینم. خداوند فرمود: «هرگز مرا نخواهی دید، ولی به کوه بنگر اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید.» ناگاه موسی (علیه السلام) دید تجلّی خداوند باعث شد که کوه نابود شود. موسی از مشاهده این صحنه هول‌انگیز، چنان وحشت‌زده شد که مدهوش بر روی زمین افتاد. وقتی که به هوش آمد، عرض کرد: پروردگارا! تو منزّه هستی، من به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم، و من از نخستین مؤمنان هستم؛ «... قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَٰكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ».[۱۱]

و در آیه ۱۵۵ سوره اعراف نیز می فرماید: «موسی از قوم خود هفتاد نفر از مردان را برای میعادگاه ما برگزید وقتی که آن‌ها را به کوه طور برد زمین لرزه آن‌ها را فراگرفت و همه آن‌ها هلاک شدند». این‌ همان تجلّی قدرت خدا بر کوه بود، چرا که قوم موسی (علیه السلام)، از موسی (علیه السلام)، خواسته بودند از خدا بخواهد که خود را نشان دهد، با این‌که خداوند دیدنی نیست.

پانویس

  1. سوره مؤمنون، ۲۰.
  2. سوره تین، ۱.
  3. تفسير احسن الحديث، سید علی‌اکبر قرشی، ج۱۲، ص۲۷۹.
  4. نثر طوبی، علامه شعرانی، ج۲، ص ۹۴
  5. معجم البلدان.
  6. سوره قصص، ۲۹.
  7. سوره طه، ۱۲-۱۵.
  8. سوره طه، ۱۷.
  9. سوره طه، ۱۸.
  10. سوره قصص، ۳۲-۳۰.
  11. سوره اعراف، ۱۴۳.

منابع

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه