ژنده پیل: تفاوت بین نسخهها
Saeed zamani (بحث | مشارکتها) جز (ابونصر شهاب الدین احمد ژنده پیل را به ژنده پیل منتقل کرد) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | '''«ابونصر احمد نامقی جامی»''' معروف به '''«ژندهپیل»'''، '''«احمد جام»'''، '''«شیخ جام»''' و '''«پیر جام»''' (۴۴۱-۵۳۶ ق)، [[تصوف|صوفی]] و شاعر نامدار [[ایران|ایرانی]] در قرن ششم هجری است. او در جوانی به [[شراب خواری|میخواری]] و عشرت گذراند، اما پس از مشاهده کرامتی [[توبه]] کرد و هجده سال در کوههای نامق كاشمر به عزلت و ریاضت پرداخت. سپس برای ارشاد مردم به میان خلق بازگشت و به تأسیس خانقاه و [[مسجد]] و تربیت مریدان پرداخت. احمد جام آثار متعددی به نثر و نظم فارسی در موضوعات [[عرفان|عرفانی]] و [[اخلاق|اخلاقی]] از خود به جای گذاشت که از مهمترین آنها میتوان به «کنوز الحکمة» و «انس التائبین» اشاره کرد. | |
| + | {{شناسنامه عالم | ||
| + | ||نام کامل = احمد نامقی جامی ژندهپیل | ||
| + | ||تصویر= | ||
| + | ||||زادروز = ۴۴۱ قمری | ||
| + | |زادگاه = نامق، خراسان | ||
| + | |وفات = ۵۳۶ قمری | ||
| + | |مدفن = تربت جام | ||
| + | |اساتید = | ||
| + | |شاگردان = محمد بن موسی غزنوی | ||
| + | |آثار = کنوز الحکمة، مفتاح النجات، انس التائبین، سراج السائرین، روضة المذنبین، بحار الحقیقة، فتوح الروح،... | ||
| + | }} | ||
| − | |||
| − | + | == زندگینامه == | |
| − | ( | + | === ولادت و نسب === |
| + | شهابالدین ابونصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقى جامى در سال ۴۴۱ قمری در قريه نامق كاشمر، از توابع شهرستان کوهسرخ (در استان [[خراسان]] رضوی)، در خاندانی که از نژاد عرب بودند، ولادت يافت. جدّ اعلای او جرير بن عبداللّه بجلی از [[صحابه]] [[پیامبر اکرم]](ص) بود و گویند در تیراندازی در میان عرب مانند نداشت. | ||
| − | + | والدین و خویشان احمد جامی مردمى ساده و زراعتپیشه بودند و شیخ احمد مدعى است که حتى خواندن و نوشتن را هم بدو نیاموختهاند. | |
| − | + | احمد مردی بلندقامت، نیرومند و دلیر بود. موی سرش سرخ، محاسنش میگون و چشمانش شهلا بود و رویهمرفته رنگ و روی ظاهر وی به عربان شباهتی نداشت. لقب «ژندهپیل» به دلیل اندام کشیده، زورمند و رفتار تند و خشمآلود او وضع شده بود. این لقب در قدیمترین منابع (مقامات غزنوی) وجود ندارد و نخستین بار در کتابهای [[حمدالله مستوفی]] و اشعار [[قاسم انوار|شاه قاسم انوار]] (متوفی ۸۳۷ق) ذکر شده است. | |
| − | == | + | === توبه و آغاز سلوک === |
| − | + | جوانی شیخ احمد تا هنگام [[توبه]]، به [[شراب خواری|میخواری]] و عیش و طرب گذشت. وی با گروهی از همسالان فاسد و تبهکار خود حلقهای داشت که بهنوبت گرد هم میآمدند و بادهگساری میکردند، و این یاران در سالهای پس از توبه نیز گاه مزاحم شیخ بودند. | |
| + | توبه احمد و توجه او به [[عبادت]] و ریاضت هنگامى آغاز شد که کرامتی مشاهده کرد؛ شبى در حلقه یاران، شراب مبدل به شربت گردید. شیخ بیدار و هشیار شد و از گروه دوستان گذشته کنار گرفت و [[زهد]] و خلوت پیشه کرد. وی بیست و دو ساله بود که به گوشهنشینی و [[تزکیه نفس]] پرداخت و به کوهها رفت. ابتدا دوازده سال در کوه نامق و سپس شش سال در کوه بیزدجام (بیژدجام)؛ یعنی روی هم رفته هجده سال در خلوت و انزوا به سر برد. | ||
| + | |||
| + | به نقل از خود شیخ احمد در کتاب «سراج السائرین»: «بيست و دوساله بودم كه حق عزّ شانه به لطف و كرم خود، مرا توبه كرامت كرد و چهلساله بودم كه مرا به ميان خلق فرستاد و اكنون شصت و دوسالهام كه اين كتاب را به فرمان حقتعالى جمع مىكنم و تا اين غايت يکصد و هشتاد هزار مرد بر دست ما توبه يافتهاند.» | ||
| + | |||
| + | شیخ پس از آن، ترک عزلت گفت و برای ارشاد مردم و توبه دادن میخواران و گناهکاران به میان خلق بازگشت. نخستین میدان او سرخس بود که در آن مرضی شیوع داشت. قدر او بر مردم معلوم نبود، ولی پس از ابراز کراماتی چند و شفا دادن بیماران، تدریجا شهرت یافت و پیروانی به هم زد. از سرخس به استاد و زورآباد و سپس در سال ۴۸۱ هجری به ده معدآباد (تربت جام کنونی) رفت و در آنجا مقیم شد و به تعلیم شاگردان و تألیف کتب و دعوت مردم پرداخت و یک [[مسجد]] جمعه و یک خانقاه بنا نمود. | ||
| + | |||
| + | احمد جام به هرات و نیشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام سفر کرد و یک بار هم به [[مکه]] رفت، ولی جز در همین یک سفر، دیگر از حدود خراسان بیرون نرفت و سراسر عمر طولانی خود را در همان محیط خویش گذرانید. | ||
| + | |||
| + | === گرایش مذهبی === | ||
| + | گرچه برخی شیخ احمد را [[اهل سنت|سنّى]] مذهب دانستهاند، اما برخی دیگر، وی را پیرو مذهب [[تشیع]] شمردهاند و اشعار او را گواه [[شیعه]] بودن او دانستهاند، از جمله این [[بیت (شعر)|بیت]]: «من ز مهر [[حیدر کرار|حيدرم]] هر لحظه اندر دل صفاست * از پى حيدر، [[امام حسن علیه السلام|حسن]] ما را [[امام]] و رهنماست». [[قاضی نورالله شوشتری]] دربارۀ شیخ احمد و جدّ بزرگ او جریر بن عبدالله بجلی، مقالههایی آورده و کوشیده که شیعه بودن آنان را ثابت کند. | ||
| + | |||
| + | === معاصران === | ||
| + | شیخ احمد جام معاصر [[ابوحامد محمد غزالی|امام محمد غزالی]]، [[عین القضات همدانی|عینالقضات همدانی]] و [[سنائی|سنایی غزنوی]] بود که هر سه از رهروان راه [[تصوف]] بودند. احمد جام مرید شیخ [[ابوسعید ابوالخیر]] محسوب میشود. بزرگانى چون ابوبکر تایبادی و [[عبدالرحمن جامی]] به ارادت نزد او میبالند و مولانا عبدالرحمن، عنوان «جامی» را به همین افتخار بر خود برمیگزیند. | ||
| + | |||
| + | از جمله شاگردان احمد جامى نیز، محمد بن موسی غزنوی است، که کتاب «مقامات ژندهپیل» را در شرح احوال و مقامات احمد نامقى جامى به زبان فارسی در قرن ششم هجرى نگاشته است. غزنوى تألیف کتاب «مقامات» را در همان زمان زندگى شیخ احمد و آغاز آشنایى خود با او شروع کرد و گاهى به سبب بیاعتقادى مردم چندان دلسرد میشد که میخواست دست از آن بدارد، ولى شیخ احمد او را به ادامه آن تشویق مىنمود و شخصا از علت [[توبه]] و دوران انزوا و نخستین حوادث زندگانیاش براى او حکایت میکرد. محمد غزنوى، شرح نخستین برخورد خویش را با ژنده پیل در مقدمه کتاب مقامات آورده است. او با گروهى از یارانش براى [[زیارت]] [[حج]] به [[مکه]] میرفت؛ چون به جام رسیدند، غزنوى با خود اندیشید که بروم و شیخ احمد را که اینقدر آوازه او در همهسو پیچیده است، دیدن کنم. چون داخل خانقاه شد، یکى از پسران شیخ احمد وعظ مىگفت. در این مجلس، غزنوى کراماتى مشاهده کرد و وجود شیخ چندان در او نفوذ کرد که از سفر مکه دست کشید، مقیم خانقاه شد و شاگردى احمد را برگزید. پس از آن هفت بار به غزنه رفت، ولى هر بار به نزد شیخ بازگشت؛ چون در هیچجا آرام نمییافت. از روایات کتاب مقامات برمیآید که وى یک بار سخت مریض شد و به دعاى شیخ شفا یافت. همچنین محمد غزنوى دچار چشم دردى سخت شد که دو سال ادامه یافت و سرانجام به دعاى احمد بهبود یافت. | ||
| + | |||
| + | === فرزندان === | ||
| + | شیخ احمد دارای چهل و دو فرزند (سی و نه پسر و سه دختر) بود. پسران او نیز همه از فضل و دانش بهرهمند بودند و مانند پدر به ارشاد خلق اشتغال داشتند. به روایت فرزندش ظهیرالدین عیسی در کتاب «رموز الحقائق»، تا آخر عمر ششصد هزار کس از راه معصیت به طریقت طاعت بازآمدهاند. | ||
| + | === وفات و مدفن === | ||
| + | [[پرونده:ژنده پیل.jpg|بندانگشتی|آرامگاه شیخ احمد جامی؛ تربت جام]] | ||
| + | شیخ احمد جامی، نود و شش سال زندگی کرد و سرانجام در سال ۵۳۶ قمری در ده معدآباد در خانقاهی که به نام «ویست» معروف بود، دار فانی را وداع گفت. او را در موضعی بیرون دروازه معدآباد که معین کرده بود به خاک سپردند. قدیمترین منابع (مقامات غزنوی) به تفصیل، حکایتی نقل نموده که چگونه یکی از شاگردان شیخ، موضع [[قبر]] وی را در خواب دید و شیخ همان نقطه را برای قبر خویش برگزید. | ||
| + | |||
| + | معدآباد در روزگار احمد دهی بوده در نزدیکی جام که بعدها بر اثر وجود آرامگاه شیخ و نفوذ خاندانش و تردد زائران، جای جام را گرفت و به اسم جام شهرت یافت. مزار وی هماکنون در تربت جام زیارتگاه است. ساختمان آرامگاه وی را ملک غیاثالدین محمد کرت در سال ۷۱۹ ق. ساخته است. | ||
| + | |||
| + | از کرامات مشهور او در هنگام وفات، گریستن صفّه خانقاه است، چنانکه از زیر هر خشتی آب روان شد بر مثال اشک در میان تابستان. | ||
| + | |||
| + | == آثار و تألیفات == | ||
| + | شیخ احمد جام آثار متعددی به زبان فارسی و عربی تألیف کرده است. خود او میگوید: «سيصد تا كاغذ تصنيف كردهام در علوم ظاهرى و باطنى، و هرگز بر هيچ استادى ورقى نخواندهام از آن، بلكه همه به الهام حق بود.» | ||
| + | |||
| + | مهمترین کتابهای چاپ شدۀ او عبارتند از: | ||
| + | |||
| + | * انیس التائبین (یک جلد در چهل و پنج فصل) | ||
| + | * سراج السائرین (سه جلد و هفتاد و پنج فصل، تألیف در ۵۱۳ق) | ||
| + | * مفتاح النجاة (یک جلد در هفت فصل، تألیف در ۵۲۲ق، به سبب [[توبه]] پسرش نجمالدین ابوبکر) | ||
| + | * روضة المذنبین (یک جلد در ۳۱ باب، تألیف در ۵۲۶ق، برای سلطان سنجر) | ||
| + | * بحار الحقیقة (یک جلد در هفت باب، تألیف در ۵۲۷ق) | ||
| + | * کنوز الحکمة | ||
| + | * رساله سمرقندیه | ||
| + | * فتوح الروح | ||
| + | * [[دیوان (شعر)|دیوان]] اشعار فارسی (منسوب به او)، که در لاهور و لکهنو به چاپ رسیده است. | ||
| + | |||
| + | برخی آثار خطی و نیز یافتنشدۀ او عبارتند از: | ||
| + | |||
| + | * بحارالحقیقة | ||
| + | * ذکر | ||
| + | * نامههای احمد جام | ||
| + | |||
| + | * اعتقادنامه | ||
| + | * انس المستأنسین | ||
| + | * تذکیرات | ||
| + | * زهدیات | ||
| + | * السرالمکتوم و العقد المنظوم فی الطلسمات | ||
| + | * مثنوی محبتنامه | ||
| + | * مثنوی سوز و گداز | ||
| + | * مثنوی مواهبنامه | ||
| + | |||
| + | == منابع == | ||
| + | |||
| + | * مقامات ژنده پیل، محمد بن موسی غزنوی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴. | ||
| + | * دیوان شیخ احمد جامی (ژندهپیل)، به کوشش احمد کرمی، شرکت چاپ خواجه. | ||
| + | * "احمد جام"، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد۷، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۴. | ||
| + | * "زندگینامه شیخ احمد جامی (ژنده پیل)"، پایگاه علما و عرفا. | ||
| + | * "ژندهپیل، احمد بن ابوالحسن"، ویکی نور. | ||
| + | |||
| + | *[[اثرآفرینان]]، [[انجمن مفاخر فرهنگی]]، ج۳، ص۱۸۶.<br /> | ||
| + | {{شعر فارسی}} | ||
| + | [[رده:علمای قرن ششم]] | ||
| + | [[رده:علماء شیعه]] | ||
[[رده:عارفان]] | [[رده:عارفان]] | ||
| − | [[رده: | + | [[رده:شعرای پارسی گوی قرن ششم]] |
نسخهٔ کنونی تا ۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۲
«ابونصر احمد نامقی جامی» معروف به «ژندهپیل»، «احمد جام»، «شیخ جام» و «پیر جام» (۴۴۱-۵۳۶ ق)، صوفی و شاعر نامدار ایرانی در قرن ششم هجری است. او در جوانی به میخواری و عشرت گذراند، اما پس از مشاهده کرامتی توبه کرد و هجده سال در کوههای نامق كاشمر به عزلت و ریاضت پرداخت. سپس برای ارشاد مردم به میان خلق بازگشت و به تأسیس خانقاه و مسجد و تربیت مریدان پرداخت. احمد جام آثار متعددی به نثر و نظم فارسی در موضوعات عرفانی و اخلاقی از خود به جای گذاشت که از مهمترین آنها میتوان به «کنوز الحکمة» و «انس التائبین» اشاره کرد.
| نام کامل | احمد نامقی جامی ژندهپیل |
| زادروز | ۴۴۱ قمری |
| زادگاه | نامق، خراسان |
| وفات | ۵۳۶ قمری |
| مدفن | تربت جام |
| شاگردان |
محمد بن موسی غزنوی |
| آثار |
کنوز الحکمة، مفتاح النجات، انس التائبین، سراج السائرین، روضة المذنبین، بحار الحقیقة، فتوح الروح،... |
محتویات
زندگینامه
ولادت و نسب
شهابالدین ابونصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقى جامى در سال ۴۴۱ قمری در قريه نامق كاشمر، از توابع شهرستان کوهسرخ (در استان خراسان رضوی)، در خاندانی که از نژاد عرب بودند، ولادت يافت. جدّ اعلای او جرير بن عبداللّه بجلی از صحابه پیامبر اکرم(ص) بود و گویند در تیراندازی در میان عرب مانند نداشت.
والدین و خویشان احمد جامی مردمى ساده و زراعتپیشه بودند و شیخ احمد مدعى است که حتى خواندن و نوشتن را هم بدو نیاموختهاند.
احمد مردی بلندقامت، نیرومند و دلیر بود. موی سرش سرخ، محاسنش میگون و چشمانش شهلا بود و رویهمرفته رنگ و روی ظاهر وی به عربان شباهتی نداشت. لقب «ژندهپیل» به دلیل اندام کشیده، زورمند و رفتار تند و خشمآلود او وضع شده بود. این لقب در قدیمترین منابع (مقامات غزنوی) وجود ندارد و نخستین بار در کتابهای حمدالله مستوفی و اشعار شاه قاسم انوار (متوفی ۸۳۷ق) ذکر شده است.
توبه و آغاز سلوک
جوانی شیخ احمد تا هنگام توبه، به میخواری و عیش و طرب گذشت. وی با گروهی از همسالان فاسد و تبهکار خود حلقهای داشت که بهنوبت گرد هم میآمدند و بادهگساری میکردند، و این یاران در سالهای پس از توبه نیز گاه مزاحم شیخ بودند.
توبه احمد و توجه او به عبادت و ریاضت هنگامى آغاز شد که کرامتی مشاهده کرد؛ شبى در حلقه یاران، شراب مبدل به شربت گردید. شیخ بیدار و هشیار شد و از گروه دوستان گذشته کنار گرفت و زهد و خلوت پیشه کرد. وی بیست و دو ساله بود که به گوشهنشینی و تزکیه نفس پرداخت و به کوهها رفت. ابتدا دوازده سال در کوه نامق و سپس شش سال در کوه بیزدجام (بیژدجام)؛ یعنی روی هم رفته هجده سال در خلوت و انزوا به سر برد.
به نقل از خود شیخ احمد در کتاب «سراج السائرین»: «بيست و دوساله بودم كه حق عزّ شانه به لطف و كرم خود، مرا توبه كرامت كرد و چهلساله بودم كه مرا به ميان خلق فرستاد و اكنون شصت و دوسالهام كه اين كتاب را به فرمان حقتعالى جمع مىكنم و تا اين غايت يکصد و هشتاد هزار مرد بر دست ما توبه يافتهاند.»
شیخ پس از آن، ترک عزلت گفت و برای ارشاد مردم و توبه دادن میخواران و گناهکاران به میان خلق بازگشت. نخستین میدان او سرخس بود که در آن مرضی شیوع داشت. قدر او بر مردم معلوم نبود، ولی پس از ابراز کراماتی چند و شفا دادن بیماران، تدریجا شهرت یافت و پیروانی به هم زد. از سرخس به استاد و زورآباد و سپس در سال ۴۸۱ هجری به ده معدآباد (تربت جام کنونی) رفت و در آنجا مقیم شد و به تعلیم شاگردان و تألیف کتب و دعوت مردم پرداخت و یک مسجد جمعه و یک خانقاه بنا نمود.
احمد جام به هرات و نیشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام سفر کرد و یک بار هم به مکه رفت، ولی جز در همین یک سفر، دیگر از حدود خراسان بیرون نرفت و سراسر عمر طولانی خود را در همان محیط خویش گذرانید.
گرایش مذهبی
گرچه برخی شیخ احمد را سنّى مذهب دانستهاند، اما برخی دیگر، وی را پیرو مذهب تشیع شمردهاند و اشعار او را گواه شیعه بودن او دانستهاند، از جمله این بیت: «من ز مهر حيدرم هر لحظه اندر دل صفاست * از پى حيدر، حسن ما را امام و رهنماست». قاضی نورالله شوشتری دربارۀ شیخ احمد و جدّ بزرگ او جریر بن عبدالله بجلی، مقالههایی آورده و کوشیده که شیعه بودن آنان را ثابت کند.
معاصران
شیخ احمد جام معاصر امام محمد غزالی، عینالقضات همدانی و سنایی غزنوی بود که هر سه از رهروان راه تصوف بودند. احمد جام مرید شیخ ابوسعید ابوالخیر محسوب میشود. بزرگانى چون ابوبکر تایبادی و عبدالرحمن جامی به ارادت نزد او میبالند و مولانا عبدالرحمن، عنوان «جامی» را به همین افتخار بر خود برمیگزیند.
از جمله شاگردان احمد جامى نیز، محمد بن موسی غزنوی است، که کتاب «مقامات ژندهپیل» را در شرح احوال و مقامات احمد نامقى جامى به زبان فارسی در قرن ششم هجرى نگاشته است. غزنوى تألیف کتاب «مقامات» را در همان زمان زندگى شیخ احمد و آغاز آشنایى خود با او شروع کرد و گاهى به سبب بیاعتقادى مردم چندان دلسرد میشد که میخواست دست از آن بدارد، ولى شیخ احمد او را به ادامه آن تشویق مىنمود و شخصا از علت توبه و دوران انزوا و نخستین حوادث زندگانیاش براى او حکایت میکرد. محمد غزنوى، شرح نخستین برخورد خویش را با ژنده پیل در مقدمه کتاب مقامات آورده است. او با گروهى از یارانش براى زیارت حج به مکه میرفت؛ چون به جام رسیدند، غزنوى با خود اندیشید که بروم و شیخ احمد را که اینقدر آوازه او در همهسو پیچیده است، دیدن کنم. چون داخل خانقاه شد، یکى از پسران شیخ احمد وعظ مىگفت. در این مجلس، غزنوى کراماتى مشاهده کرد و وجود شیخ چندان در او نفوذ کرد که از سفر مکه دست کشید، مقیم خانقاه شد و شاگردى احمد را برگزید. پس از آن هفت بار به غزنه رفت، ولى هر بار به نزد شیخ بازگشت؛ چون در هیچجا آرام نمییافت. از روایات کتاب مقامات برمیآید که وى یک بار سخت مریض شد و به دعاى شیخ شفا یافت. همچنین محمد غزنوى دچار چشم دردى سخت شد که دو سال ادامه یافت و سرانجام به دعاى احمد بهبود یافت.
فرزندان
شیخ احمد دارای چهل و دو فرزند (سی و نه پسر و سه دختر) بود. پسران او نیز همه از فضل و دانش بهرهمند بودند و مانند پدر به ارشاد خلق اشتغال داشتند. به روایت فرزندش ظهیرالدین عیسی در کتاب «رموز الحقائق»، تا آخر عمر ششصد هزار کس از راه معصیت به طریقت طاعت بازآمدهاند.
وفات و مدفن
شیخ احمد جامی، نود و شش سال زندگی کرد و سرانجام در سال ۵۳۶ قمری در ده معدآباد در خانقاهی که به نام «ویست» معروف بود، دار فانی را وداع گفت. او را در موضعی بیرون دروازه معدآباد که معین کرده بود به خاک سپردند. قدیمترین منابع (مقامات غزنوی) به تفصیل، حکایتی نقل نموده که چگونه یکی از شاگردان شیخ، موضع قبر وی را در خواب دید و شیخ همان نقطه را برای قبر خویش برگزید.
معدآباد در روزگار احمد دهی بوده در نزدیکی جام که بعدها بر اثر وجود آرامگاه شیخ و نفوذ خاندانش و تردد زائران، جای جام را گرفت و به اسم جام شهرت یافت. مزار وی هماکنون در تربت جام زیارتگاه است. ساختمان آرامگاه وی را ملک غیاثالدین محمد کرت در سال ۷۱۹ ق. ساخته است.
از کرامات مشهور او در هنگام وفات، گریستن صفّه خانقاه است، چنانکه از زیر هر خشتی آب روان شد بر مثال اشک در میان تابستان.
آثار و تألیفات
شیخ احمد جام آثار متعددی به زبان فارسی و عربی تألیف کرده است. خود او میگوید: «سيصد تا كاغذ تصنيف كردهام در علوم ظاهرى و باطنى، و هرگز بر هيچ استادى ورقى نخواندهام از آن، بلكه همه به الهام حق بود.»
مهمترین کتابهای چاپ شدۀ او عبارتند از:
- انیس التائبین (یک جلد در چهل و پنج فصل)
- سراج السائرین (سه جلد و هفتاد و پنج فصل، تألیف در ۵۱۳ق)
- مفتاح النجاة (یک جلد در هفت فصل، تألیف در ۵۲۲ق، به سبب توبه پسرش نجمالدین ابوبکر)
- روضة المذنبین (یک جلد در ۳۱ باب، تألیف در ۵۲۶ق، برای سلطان سنجر)
- بحار الحقیقة (یک جلد در هفت باب، تألیف در ۵۲۷ق)
- کنوز الحکمة
- رساله سمرقندیه
- فتوح الروح
- دیوان اشعار فارسی (منسوب به او)، که در لاهور و لکهنو به چاپ رسیده است.
برخی آثار خطی و نیز یافتنشدۀ او عبارتند از:
- بحارالحقیقة
- ذکر
- نامههای احمد جام
- اعتقادنامه
- انس المستأنسین
- تذکیرات
- زهدیات
- السرالمکتوم و العقد المنظوم فی الطلسمات
- مثنوی محبتنامه
- مثنوی سوز و گداز
- مثنوی مواهبنامه
منابع
- مقامات ژنده پیل، محمد بن موسی غزنوی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴.
- دیوان شیخ احمد جامی (ژندهپیل)، به کوشش احمد کرمی، شرکت چاپ خواجه.
- "احمد جام"، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد۷، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۴.
- "زندگینامه شیخ احمد جامی (ژنده پیل)"، پایگاه علما و عرفا.
- "ژندهپیل، احمد بن ابوالحسن"، ویکی نور.
- اثرآفرینان، انجمن مفاخر فرهنگی، ج۳، ص۱۸۶.
![]() | |
| شعرشناسی | * شعر * علم عروض * قافیه * تخلص * دیوان * مصراع * بیت * مقفا * قالب * مطلع * تغزل * بحور شعری |
| قالبهای شعر | *مثنوی * قصیده * غزل * مسمط * مستزاد * ترجیعبند * ترکیببند * قطعه * رباعی |
| سبکهای شعر فارسی | * سبک خراسانی * سبک عراقی * سبک هندی * سبک بازگشت ادبی * شعر نو |
| شاعران پارسی گو: | همه*قرن 4 * قرن 5 * قرن 6 * قرن 7 * قرن 8 * قرن 9 * قرن 10 * قرن 11 * قرن 12 * قرن 13 * قرن 14 |





