سجین: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) (ویرایش) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | ''' | + | '''«سِجّین»''' به معنای زندان سخت، نامی از نامهای [[دوزخ]] در [[قرآن|قرآن کریم]] است. قرآن «سجّین» را جایگاه فجّار و بدکاران در [[قیامت]] دانسته و در مقابل آن، «[[علّیین]]» را جایگاه نیکان و مقرّبان معرفی کرده است. |
| − | == | + | ==واژهشناسى سجّین== |
| − | + | واژه «سِجّین»، صیغه مبالغه از ماده «سجن» به معناى زندان است که برای مبالغه و شدیدتر نمودن معنایش به آن حرف یاء اضافه شده است.<ref>مفردات ألفاظ القرآن: ص۳۹۹ (مادّه «سجن»).</ref> سجّین را وادى اى در [[جهنم]]<ref>لسان العرب: ج۱۳، ص۲۰۳ (مادّه «سجن»).</ref> یا نام دیگر برای جهنم<ref>مفردات ألفاظ القرآن: ص۳۹۹ (مادّه «سجن»).</ref> دانسته اند. | |
| − | ==سجّین در قرآن | + | ==سجّین در قرآن== |
| − | در [[قرآن|قرآن کریم]]، این واژه در | + | در [[قرآن|قرآن کریم]]، این واژه در [[سوره مطففین]] بکار رفته است: {{متن قرآن|«كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ»}}؛<ref>[[سوره مطففین]]، آیات ۹-۷.</ref> نه چنین است [که آنها مى پندارند]! به یقین [[نامه اعمال]] بدکاران در «سجّین» است و تو چه مى دانى که «سجّین» چیست؟ قضا و سرنوشتی حتمی [برای خائنان] است. |
| − | کلمه «کتاب» در این [[آیه|آیه]] به معناى مکتوب است. البته نه به معناى نوشته چیزى با قلم در کاغذ؛ بلکه به معناى قضاى حتمى الهى است، بدین معنا که سرنوشت قطعى تبهکاران، زندانى ابدى است که به دلیل وجود انواع سختى ها در آن قابل توصیف نیست. بنابراین آیه {{متن قرآن| | + | کلمه «کتاب» در این [[آیه|آیه]] به معناى مکتوب است. البته نه به معناى نوشته چیزى با قلم در کاغذ؛ بلکه به معناى قضاى حتمى الهى است، بدین معنا که سرنوشت قطعى تبهکاران، زندانى ابدى است که به دلیل وجود انواع سختى ها در آن قابل توصیف نیست. بنابراین آیه {{متن قرآن|«وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ»}} تأکید بر این است که [[عذاب]] هاى زندان [[دوزخ]]، فوق ادراک و توصیف اند.<ref>ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن: ج۲۰، ص۲۳۱ـ۲۳۲.</ref> برخى از روایات نیز به همین معنا اشاره دارند.<ref>ر.ک: ص۱۲۱ (فصل پنجم: ویژگى هاى جهنّم).</ref> |
| − | در آیات بعدی این [[سوره]]، مشابه با همین آیات برای [[علّیین]] به عنوان جایگاه ابرار (نیکان) آمده است. | + | همچنین کلمه «مَرْقُومٌ» از «رقم»، به معناى خط درست و مشخص است، به گونهاى كه با ديگر نوشتهها اشتباه نشود. بنابراين، {{متن قرآن|«كِتابٌ مَرْقُومٌ»}} يعنى سرنوشت فاجران، كاملًا مشخص و معيّن است و آنان گرفتار زندانِ هميشگى در دوزخاند.<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی: ج۱۰ ص۴۱۶.</ref> |
| + | |||
| + | «'''سجّين''' هم ظرف كتاب فاجران و هم كتاب مرقومى است؛ اين سخن بنا بر تجسم عمل چنين است: اعمال گناهكاران مجسّم شده در محلى قرار می گيرد و سجّين از آن اعمال تشكيل می شود و لذا می شود گفت كه سجّين همان جهنم است و چون اعمال، خود سِجنى براى مجرمين است، بدين جهت سجّين ناميده شده و زيادت حروف در آن روشن كنندۀ شدت زندان است».<ref>تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی: ج۱۲، ص۱۳۱؛ قاموس قرآن، سید علیاکبر قرشی: ج۳، ص۲۳۵.</ref> | ||
| + | |||
| + | در [[تفسیر]] این آیات عمدتا دو نظریه وجود دارد: | ||
| + | |||
| + | ۱. منظور از «کتاب» همان [[نامه اعمال]] انسانهاست که هیچ کار کوچک و بزرگ و صغیره و کبیرهای نیست مگر این که آن را احصا کرده، و همه چیز بیکم و کاست در آن ثبت است. و منظور از «سجّین» کتاب جامعی است که نامه اعمال همه بدکاران بطور مجموعی در آن گردآوری شده است. و به تعبیر ساده مانند دفتر کلی است که حساب هر یک از بستانکاران و بدهکاران را در صفحه مستقلی در آن ثبت میکنند. و تعبیر از آن به عنوان «سجین» شاید به خاطر این باشد که محتویات این دیوان سبب زندانی شدن آنها در جهنّم است، یا خود این دیوان در قعر جهنّم جای دارد، به عکس کتاب ابرار و نیکان که در «اعلی علّیّین» [[بهشت]] است. | ||
| + | |||
| + | ۲. تفسیر دوم این است که «سجین» به همان معنی مشهور و معروف یعنی «دوزخ» است که زندان عظیمی است برای همه بدکاران، و یا محل سختی از دوزخ میباشد، و منظور از «کتاب فجّار» همان سرنوشتی است که برای آنها رقم زده شده. بنابراین، معنی [[آیه]] چنین است: «سرنوشت مقرّر و مسلم بدکاران در جهنم است». | ||
| + | |||
| + | جمع میان این دو تفسیر نیز مانعی ندارد، چرا که سجّین در تفسیر اول به معنی دیوان کل اعمال بدکاران است، و در تفسیر دوم به معنی دوزخ یا قعر زمین، و معلوم است که اینها علت و معلول یکدیگرند، یعنی هنگامی که نامه عمل انسان در دیوان کل اعمال بدکاران قرار گرفت، همان سبب میشود که او را به پستترین مقام و قعر دوزخ بکشاند.<ref>برگزیده تفسیر نمونه: ج۵، ص۴۳۷.</ref> | ||
| + | |||
| + | در آیات بعدی این [[سوره]]، مشابه با همین آیات برای «[[علّیین]]» به عنوان جایگاه ابرار (نیکان) آمده است. | ||
==سوره مطففین== | ==سوره مطففین== | ||
| سطر ۱۳۸: | سطر ۱۵۰: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | |||
| − | |||
*[[المیزان فی تفسیر القرآن (کتاب)|تفسیر المیزان]]، علامه محمد حسین طباطبائی. | *[[المیزان فی تفسیر القرآن (کتاب)|تفسیر المیزان]]، علامه محمد حسین طباطبائی. | ||
| − | + | *بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث، محمد محمدی ریشهری، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۹ش، ج۲. | |
| + | *برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی. | ||
| + | *[[تفسیر نور]]، محسن قرائتی. | ||
| + | {{قرآن}} | ||
[[رده: واژگان قرآنی]] | [[رده: واژگان قرآنی]] | ||
[[رده:جهنم]] | [[رده:جهنم]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۷
«سِجّین» به معنای زندان سخت، نامی از نامهای دوزخ در قرآن کریم است. قرآن «سجّین» را جایگاه فجّار و بدکاران در قیامت دانسته و در مقابل آن، «علّیین» را جایگاه نیکان و مقرّبان معرفی کرده است.
واژهشناسى سجّین
واژه «سِجّین»، صیغه مبالغه از ماده «سجن» به معناى زندان است که برای مبالغه و شدیدتر نمودن معنایش به آن حرف یاء اضافه شده است.[۱] سجّین را وادى اى در جهنم[۲] یا نام دیگر برای جهنم[۳] دانسته اند.
سجّین در قرآن
در قرآن کریم، این واژه در سوره مطففین بکار رفته است: «كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ»؛[۴] نه چنین است [که آنها مى پندارند]! به یقین نامه اعمال بدکاران در «سجّین» است و تو چه مى دانى که «سجّین» چیست؟ قضا و سرنوشتی حتمی [برای خائنان] است.
کلمه «کتاب» در این آیه به معناى مکتوب است. البته نه به معناى نوشته چیزى با قلم در کاغذ؛ بلکه به معناى قضاى حتمى الهى است، بدین معنا که سرنوشت قطعى تبهکاران، زندانى ابدى است که به دلیل وجود انواع سختى ها در آن قابل توصیف نیست. بنابراین آیه «وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ» تأکید بر این است که عذاب هاى زندان دوزخ، فوق ادراک و توصیف اند.[۵] برخى از روایات نیز به همین معنا اشاره دارند.[۶]
همچنین کلمه «مَرْقُومٌ» از «رقم»، به معناى خط درست و مشخص است، به گونهاى كه با ديگر نوشتهها اشتباه نشود. بنابراين، «كِتابٌ مَرْقُومٌ» يعنى سرنوشت فاجران، كاملًا مشخص و معيّن است و آنان گرفتار زندانِ هميشگى در دوزخاند.[۷]
«سجّين هم ظرف كتاب فاجران و هم كتاب مرقومى است؛ اين سخن بنا بر تجسم عمل چنين است: اعمال گناهكاران مجسّم شده در محلى قرار می گيرد و سجّين از آن اعمال تشكيل می شود و لذا می شود گفت كه سجّين همان جهنم است و چون اعمال، خود سِجنى براى مجرمين است، بدين جهت سجّين ناميده شده و زيادت حروف در آن روشن كنندۀ شدت زندان است».[۸]
در تفسیر این آیات عمدتا دو نظریه وجود دارد:
۱. منظور از «کتاب» همان نامه اعمال انسانهاست که هیچ کار کوچک و بزرگ و صغیره و کبیرهای نیست مگر این که آن را احصا کرده، و همه چیز بیکم و کاست در آن ثبت است. و منظور از «سجّین» کتاب جامعی است که نامه اعمال همه بدکاران بطور مجموعی در آن گردآوری شده است. و به تعبیر ساده مانند دفتر کلی است که حساب هر یک از بستانکاران و بدهکاران را در صفحه مستقلی در آن ثبت میکنند. و تعبیر از آن به عنوان «سجین» شاید به خاطر این باشد که محتویات این دیوان سبب زندانی شدن آنها در جهنّم است، یا خود این دیوان در قعر جهنّم جای دارد، به عکس کتاب ابرار و نیکان که در «اعلی علّیّین» بهشت است.
۲. تفسیر دوم این است که «سجین» به همان معنی مشهور و معروف یعنی «دوزخ» است که زندان عظیمی است برای همه بدکاران، و یا محل سختی از دوزخ میباشد، و منظور از «کتاب فجّار» همان سرنوشتی است که برای آنها رقم زده شده. بنابراین، معنی آیه چنین است: «سرنوشت مقرّر و مسلم بدکاران در جهنم است».
جمع میان این دو تفسیر نیز مانعی ندارد، چرا که سجّین در تفسیر اول به معنی دیوان کل اعمال بدکاران است، و در تفسیر دوم به معنی دوزخ یا قعر زمین، و معلوم است که اینها علت و معلول یکدیگرند، یعنی هنگامی که نامه عمل انسان در دیوان کل اعمال بدکاران قرار گرفت، همان سبب میشود که او را به پستترین مقام و قعر دوزخ بکشاند.[۹]
در آیات بعدی این سوره، مشابه با همین آیات برای «علّیین» به عنوان جایگاه ابرار (نیکان) آمده است.
سوره مطففین
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وای بر کم فروشان! (۱)الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ﴿٢﴾
آنان که چون از مردم کالایی را با پیمانه و وزنمی ستانند، تمام و کامل می ستانند، (۲)وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ﴿٣﴾
و چون برای آنان پیمانه و وزن کنند، کم می دهند. (۳)أَلَا يَظُنُّ أُولَٰئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ ﴿٤﴾
آیا اینان یقین ندارند که حتماً بر انگیخته می شوند؟ (۴) برای روزی بزرگ، (۵)يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٦﴾
روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پا می ایستند. (۶)كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ﴿٧﴾
این چنین نیست که می پندارند [در آن روز] یقیناً پرونده بدکاران در سجّین است. (۷)وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ ﴿٨﴾
و تو چه می دانی که سجّین چیست؟ (۸) قضا و سرنوشتی حتمی [برای خائنان] است. (۹)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٠﴾
وای در آن روز بر تکذیب کنندگان. (۱۰)الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿١١﴾
آنان که همواره روز جزا را تکذیب می کنند. (۱۱)وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿١٢﴾
و آن را جز هر متجاوز گناه پیشه تکذیب نکند، (۱۲)إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿١٣﴾
[که] هرگاه آیات ما را بر او خوانند می گوید: افسانه های پیشینیان است. (۱۳)كَلَّا ۖ بَلْ ۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿١٤﴾
این چنین نیست که می گویند، بلکه گناهانی که همواره مرتکب شده اند بر دل هایشان چرک و زنگار بسته است [که حقایق را افسانه می پندارند.] (۱۴)كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ﴿١٥﴾
این چنین نیست که آنان می پندارند، بلکه اینان در آن روز از پروردگارشان محجوب اند. (۱۵)ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ ﴿١٦﴾
سپس آنان بی تردید وارد دوزخ می شوند. (۱۶)ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿١٧﴾
[به آنان] گویند: این است آن دوزخی که همواره تکذیبش می کردید. (۱۷)كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ﴿١٨﴾
این چنین نیست [که این سبک مغزان درباره نیکان می پندارند] بلکه پرونده نیکان در علیّین است (۱۸)وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ ﴿١٩﴾
تو چه می دانی علیّین چیست؟ (۱۹) قضا و سرنوشتی حتمی [برای نیکان] است. (۲۰)يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ﴿٢١﴾
مقربان آن را مشاهده می کنند. (۲۱)إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ﴿٢٢﴾
بی تردید نیکان در نعمتی فراوانند (۲۲)عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ ﴿٢٣﴾
بر تخت ها [ی آراسته و پرارزش تکیه زده و مناظر زیبای بهشت را با چشم سر و جمال محبوب را با چشم دل] می نگرند. (۲۳)تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ﴿٢٤﴾
در چهره هایشان شادابی و طراوت نعمت را می یابی. (۲۴)يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ ﴿٢٥﴾
آنان را از باده ناب و طهوری که سربسته و مُهر و موم شده است، می نوشانند. (۲۵)خِتَامُهُ مِسْكٌ ۚ وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ ﴿٢٦﴾
مُهر و مومش مشک است، و رقابت کنندگان و مسابقه گران باید به سوی این نعمت ها بر یکدیگر پیشی گیرند، (۲۶)وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ ﴿٢٧﴾
و [این باده ناب مُهر و موم شده،] آمیخته ای از «تسنیم» است (۲۷)عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ﴿٢٨﴾
[آن] چشمه ای که همواره مقربان از آن می نوشند. (۲۸)إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ﴿٢٩﴾
بدکاران همواره [در دنیا از روی ریشخند و استهزا] به مؤمنان می خندیدند (۲۹)وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ ﴿٣٠﴾
و هنگامی که بر آنان می گذشتند آنان را با اشاره چشم وابرو به مسخره می گرفتند، (۳۰)وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ﴿٣١﴾
و چون به خانواده خود بازمی گشتند [به سبب تمسخر مؤمنان] خوشحال و شادمان باز می گشتند، (۳۱)وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَ ﴿٣٢﴾
و هنگامی که مؤمنان را می دیدند، می گفتند: بی تردید اینان گمراه اند؛ (۳۲)وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ ﴿٣٣﴾
و حال آنکه کافران را بر مؤمنان نگهبان و مراقب نفرستاده بودند [که مراقب هدایت و گمراهی آنان باشند.] (۳۳)فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ﴿٣٤﴾
پس امروز همواره مؤمنان به کافران می خندند. (۳۴) بر تخت ها [ی آراسته و پرارزش تکیه زده] می نگرند (۳۵) که آیا کافران را در برابر آنچه همواره انجام می دادند کیفر داده اند؟ (۳۶)پانویس
- ↑ مفردات ألفاظ القرآن: ص۳۹۹ (مادّه «سجن»).
- ↑ لسان العرب: ج۱۳، ص۲۰۳ (مادّه «سجن»).
- ↑ مفردات ألفاظ القرآن: ص۳۹۹ (مادّه «سجن»).
- ↑ سوره مطففین، آیات ۹-۷.
- ↑ ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن: ج۲۰، ص۲۳۱ـ۲۳۲.
- ↑ ر.ک: ص۱۲۱ (فصل پنجم: ویژگى هاى جهنّم).
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی: ج۱۰ ص۴۱۶.
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علیاکبر قرشی: ج۱۲، ص۱۳۱؛ قاموس قرآن، سید علیاکبر قرشی: ج۳، ص۲۳۵.
- ↑ برگزیده تفسیر نمونه: ج۵، ص۴۳۷.
منابع
- تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبائی.
- بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث، محمد محمدی ریشهری، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۹ش، ج۲.
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی.
- تفسیر نور، محسن قرائتی.




