صاحب بن عباد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اضافه کردن رده)
 
(۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{بخشی از یک کتاب}}
+
'''«اسماعیل بن عَبّاد»''' ملقب به «صاحب» و «كافی الكُفاة» (۳۲۶-۳۸۵ ق)، متکلم، حکیم، ادیب، شاعر و وزیر دانشمند [[شیعه|شیعی]] دولت [[آل بویه]] در قرن چهارم هجری بود که نقش مهمی در تشیع مردم [[اصفهان]] داشته است. صاحب بن عبّاد هنگام وزارت، در اجرای [[عدالت]]، رفع ستم از مردم، عمران و آبادی و ترویج علم بسیار کوشید. صاحب در بسیاری از علوم و فنون صاحب‌نظر بود و آثار ارزشمندی مانند «الإبانة عن مذهب أهل العدل» تألیف نمود.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = صاحب بن عَبّاد
 +
||تصویر= [[پرونده:صاحب بن عباد.jpg|۲۳۰px]]
 +
||زادروز =  ۳۲۶ قمری
 +
|زادگاه = [[اصفهان]]
 +
|وفات =  ۳۸۵ قمری
 +
|مدفن = اصفهان
 +
|اساتید =  [[ابن فارس]]، [[محمد بن عمید]]، عباس بن محمد نحوی، حسن بن عبدالله سیرافی،...
 +
|شاگردان = شیخ عبدالقاهر جرجانی، ابوبکر بن مقری، قاضی ابوطیب طبری، ابوبکر علی ذکوانی،...
 +
|آثار = الإبانة عن مذهب أهل العدل، التذکرة فی الأصول الخمسة، [[المحیط فی اللغة (کتاب)|المحیط فی اللغة]]، عنوان المعارف و ذکر الخلائف، الإقناع فی العروض، رسائل صاحب،...
 +
}}
 +
==زندگی‌نامه==
  
 +
ابوالقاسم اسماعیل بن عَبّاد، ملقب به «صاحب»، به سال ۳۲۶ ق. در [[اصفهان]] دیده به جهان گشود.<ref> وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۱، ص ۲۰۶؛ شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی، ج ۳، ص ۱۱۵.</ref> پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. عباس پدربزرگ صاحب بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بود که مردم او را «شیخ امین» می‌گفتند.
  
 +
اولین استادِ صاحب، پدرش «عبّاد» بود که علاوه بر ایفای وظایف پدری، استادی مهربان و دلسوز برای وی به حساب می‌آمد. «صاحب» پس از فراگیری مقدمات به تحصیل [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تفسیر]]، [[علم کلام|کلام]] و دیگر علوم رایج پرداخت.
  
 +
پس از چندی که او خود را از اساتید و بزرگان اصفهان بی‌نیاز دید، به «ری» که از مراکز علم و ادب آن زمان بود مهاجرت کرد و در آن شهر به حلقه درس «[[محمد بن عمید]]» وزیر دانشمند و شهیر [[آل بویه]] پیوست. ابن عمید توانایی «صاحب» در انشای متون ادبی را مشاهده کرد و او را از نویسندگان مقام وزارت قرار داد. کاردانی و توانایی صاحب در انجام این امور، راه پیشرفت را بر او هموار ساخت، تا آنجا که چون رکن الدوله، فرزندش مؤیدالدوله را به حکومت اصفهان منصوب کرد، صاحب نیز در مقام دبیری او و نویسندگی وی به زادگاهش اصفهان بازگشت.<ref> صاحب بن عباد؛ شرح حال و آثار، احمد بهمن‌یار، ص ۳۷؛ معجم الادباء، یاقوت حموی، ج ۶، ص ۲۲۱.</ref>
  
'''منبع:''' تلخيص از كتاب گلشن ابرار، جلد 1، صفحه 35
+
صاحب در اواخر عمر خویش، ناخوش و رنجور گشت و در بستر بیماری افتاد. اما او در بستر هم از مسائل کشور غافل نبود و از امور کشور با اطلاع می‌شد. مردم در ایام بیماری به [[عیادت بیماران|عیادت]] او رفته، برای بهبودی‌اش روزی دوبار مقابل سرای او به درگاه خداوند [[دعا]] می‌کردند. ولی صاحب که از زندان تن به تنگ آمده، مشتاق لقای پروردگار خود بود، سرانجام در شب جمعه ۲۴ [[صفر]] سال ۳۸۵ ق. در سن ۵۸ سالگی در «ری» از دنیا رفت.
  
'''نویسنده:''' سعيد بابايي
+
بامدادان، مردم ری از ارتحال وزیر دانشور و دین‌پرور [[شیعه]] دیار خویش باخبر شدند و تمامی بازارهای شهر بسته گردید. جمعیتی انبوه در [[تشییع جنازه|تشییع]] پیکر صاحب گرد آمدند. ابوالعباس ضبّی از دانشمندان ری که شاگرد صاحب بود بر پیکر استاد [[نماز میت|نماز]] خواند. فخرالدوله و سران سپاه در حالی که جامه سیاه بر تن داشتند در مراسم عزای آن وزیر دانشمند، شرکت داشتند. مدتی [[تابوت]] صاحب در خانه‌اش در ری نهاده شد و سرانجام باشکوه و تجلیل فراوان به [[اصفهان]] انتقال داده و در زادگاهش به خاک سپرده شد. مرقد صاحب بن عباد در میدان طوقچی اصفهان، جنب مزار [[عباسعلی ادیب|آیت الله ادیب]] واقع است و زیارت‌گاه خاص و عام می باشد.
  
'''از ولادت تا عرصه سیاست'''
+
[[سید رضی]] شخصیت گرانقدر اسلام که معاصر صاحب بود، ۱۱۲ [[بیت (شعر)|بیت]] در رثای صاحب بن عباد سرود، که هم اکنون در دیوان او موجود است و ابوالفتح عثمان بن جنی نیز شرحی بر آن ابیات در یک جلد تألیف نمود.
  
ابوالقاسم اسماعیل بن عباد فرزند عباس ملقب به صاحب و مشهور به صاحب بن عباد به سال 326 ق. در اصفهان دیده به جهان گشود.<ref> وفیات الاعیان، ابن خلكان، ج 1، ص 206؛ شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی، ج 3، ص 115.</ref>
+
==ویژگی‌های صاحب==
 +
[[علامه امینی]] در شأن صاحب بن عباد می‌گوید: او از کسانی است که شرح حال نویس هر اندازه ادیب و سخندان باشد، از بیان فضایل و مکارم او ناتوان بوده، زبانش در کام می‌خشکد.
  
پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. عباس پدر صاحب بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بود كه مردم او را «شیخ امین» می‌گفتند.
+
'''مذهب صاحب:'''
  
پدرِ صاحب و همسرش نهایت كوشش خود را در تربیت فرزند خود بكار بستند. اولین استادِ صاحب، پدرش «عباد» بود كه علاوه بر ایفای وظایف پدری استادی مهربان و دلسوز برای وی به حساب می‌آمد. «صاحب» پس از فراگیری مقدمات به تحصیل [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تفسیر]]، كلام و دیگر علوم رایج پرداخت.
+
بسیاری از بزرگان به [[تشیع]] و برخی به [[اثنی عشریه|دوازده امامی]] بودن صاحب تصریح کرده‌اند. [[سید بن طاووس]]، [[شیخ صدوق]]، [[علامه مجلسی]]، [[شیخ حر عاملی]]، [[شیخ بهایی]]، [[آقا بزرگ تهرانی]]، [[شیخ عباس قمی]]، [[علامه امینی]] و بسیاری دیگر از این جمله‌اند.  
  
پس از چندی كه او خود را از اساتید و بزرگان اصفهان بی‌نیاز دید به «ری» كه از مراكز علم و ادب آن زمان بود مهاجرت كرد و در آن شهر به حلقه درس «ابن عمید» وزیر دانشمند و شهیر آل بویه پیوست. ابن عمید توانایی «صاحب» در انشای متون ادبی را مشاهده كرد و او را از نویسندگان مقام وزارت قرار داد. كاردانی و توانایی صاحب در انجام این امور، راه پیشرفت را بر او هموار ساخت تا آنجا كه چون ركن الدوله، فرزندش مؤیدالدوله را به حكومت اصفهان منصوب كرد صاحب نیز در مقام دبیری او و نویسندگی وی به زادگاهش اصفهان بازگشت.<ref> صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، احمد بهمن‌یار، ص 37؛ معجم الادباء، یاقوت حموی، ج ص 221.</ref>
+
جز تصریح بزرگان، دقت در اشعاری که از صاحب باقی مانده و شور و شوق او به [[ولایت|ولایت]] و دوستی [[ائمه اطهار|ائمه]] معصومین علیهم‌السلام، بهترین شاهد بر تشیع این شخصیت بزرگ است،<ref> برای آگاهی کامل از اشعار صاحب ر.ک: الغدیر، علامه امینی (ترجمه)، ج۷، ص۱۰۳؛ اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۳، یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.</ref> به نمونه ذیل دقت کنید:
 +
{{بیت|أبا حسنٍ لو کان حبُّک مدخلی|جهنّم، إنّ الفوزَ عند جَحیمها}}
 +
{{بیت|فکیف یخاف النارّ مَن هو مؤمن|بِأنّ أمیرالمؤمنینَ قَسیمُها}}
  
'''مذهب صاحب'''
+
ای ابا حسن ([[امام علی]])، اگر دوستی تو مرا به [[دوزخ]] وارد سازد همانا که آتش [[جحیم]]، رستگاری مرا در پی خواهد داشت. آن کس که [[امیرالمؤمنین]] را تقسیم کننده [[بهشت]] و دوزخ داند چگونه از آتش آن هراسی دارد؟<ref>علیّ حبّه جُنّة؛ قسیم النار و الجَنّة.</ref>
  
بسیاری از بزرگان به تشیع و برخی به دوازده امامی بودن او تصریح كرده‌اند. [[سید بن طاووس]]، [[شیخ صدوق]]، [[علامه مجلسی]]، [[شیخ حر عاملی]]، [[شیخ بهایی]]، شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، [[شیخ عباس قمی]]، [[علامه امینی]] و بسیاری دیگر از این جمله‌اند. جز تصریح بزرگان، دقت در اشعاری كه از صاحب باقی مانده و شور و شوق او به ولایت و دوستی ائمه معصومین علیهم‌السلام بهترین شاهد بر تشیع این شخصیت بزرگ است،<ref> برای آگاهی كامل از اشعار صاحب ر.ك: الغدیر، علامه امینی (ترجمه)، ج 7، ص 103؛ اعیان الشیعه، ج 3، ص 353، یتیمه الدهر، ثعالبی، ج 3، ص 247.</ref> به نمونه ذیل دقت كنید:
+
'''اخلاق و سیره:'''
  
ابا حسنٍ لو كان حبّك مدخلی × جهنم، ان الفوز عند جحیمها
+
بررسی کتب و مدارک مربوط به احوال و شرح زندگی صاحب بن عباد، نشانگر آن است که وی از مجلسی نیکو بهره داشته و به پشتوانه [[اخلاق]] پسندیده خود، بزرگان علم و ادب و عموم مردم را شیفته خود نموده بود. کرم و جوانمردی از بارزترین صفات اخلاقی صاحب می‌باشد و حکایات بسیار در این باره از وی نقل شده است. او از [[تواضع]] نیز بهره فراوان داشت و به ویژه [[سادات]] و دانشمندان را گرامی می‌داشت. صاحب ضمن برخورداری از فروتنی، از جلالت قدر و بزرگی نیز بهره‌ برده بود. [[عفو]] و اغماض، فراست، [[شجاعت]] و بسیاری دیگر از محاسن اخلاقی را می‌توان در صاحب یافت.<ref>صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، ص ۷۲.</ref>
  
فكیف یخاف النار من هو مؤمن × بأنّ امیرالمؤمنین قسیمها
+
صاحب، مقام بزرگان [[دین]] و علم و ادب را گرامی می‌داشت و از احترام به آنان کوچکترین مضایقه‌ای نمی‌کرد. برخی از بزرگان به خدمتش حاضر شده، در شمار همراهان او درمی‌آمدند و برخی دیگر با نامه‌نگاری به وی اظهار ارادت می‌کردند. ابن عباد هر سال پنج هزار دینار به بغداد می‌فرستاد تا بین [[فقها]] و ادبیان آن دیار تقسیم گردد. او دانشمندان و بزرگان [[مکه]] و [[مدینه]] را نیز مورد الطاف خود قرار می‌داد و هر سال با کاروان حُجاج برای هر یک به فراخور شأنش هدایایی می‌فرستاد. حکایات و وقایع متعدد از روابط نیک صاحب بن عباد و بزرگان معاصرش در مدارک و مآخذ نقل شده که حاکی از بزرگواری و ستایش معاصران او نسبت به صاحب بن عباد می‌باشد. از جمله، هلال بن هارون صابی حرانی نویسنده نامی عصر خود که نزدیک به نود سال در خدمت خلفا و وزرا متصدی [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] رسائل بود، در نامه‌ای خطاب به صاحب می‌گوید: «هنگامی که صحیفه‌ام را در دستان آورنده آن گذاردم، بر آن نامه بوسه زدم زیرا می‌دانستم که پس از وصول، چشمان مبارک تو بر آن خواهد افتاد». [[یاقوت حموی]] در «[[معجم الأدباء (کتاب)|معجم الأدباء]]» می‌گوید: صاحب بن عباد را پانصد شاعر صاحب [[دیوان (شعر)|دیوان]] مدح گفتند.
  
ابا حسن، ای امام همام، اگر دوستی تو مرا به [[دوزخ]] وارد سازد همانا كه آتش حجیم، رستگاری مرا در پی خواهد داشت.
+
'''سیاست و کشورداری:'''
  
آن كس كه تو را تقسیم كننده [[بهشت]] و دوزخ داند چگونه از آتش آن هراسی دارد؟
+
هنگامی که صاحب بن عباد به مقام وزارت رسید، درصدد اصلاح امور برآمد و در اولین گام، [[بدعت|بدعت‌های]] ناپسند و رسوم ظالمانه را برانداخت. او در اجرای [[عدالت]] و رفع [[ظلم]] از مردم بسیار کوشا بود. وی همچنین آباد ساختن شهرها، مرمت و بازسازی ویرانی‌ها و بنای آثار نیک را نیز مورد عنایت قرار می‌داد؛ که می‌توان از رونق یافتن شهرهای قزوین، کاشان، [[قم]] و [[اصفهان]] یاد کرد. صاحب به شهر قم که در آن زمان پایگاه اصلی شیعیان بود توجه ویژه داشت. نویسنده «[[تاریخ قم (کتاب)|تاریخ قم]]» که این کتاب را به صاحب هدیه کرده است می‌گوید: «نزد صاحب چیزی گزیده‌تر از تصنیفی در اخبار شهر قم و اهل آن نیافتم».<ref> همان، ص ۶۸، ۷۰.</ref>
  
'''اخلاق و سیره صاحب'''
+
صاحب در دوران وزارت خود، اقتصاد کشور و مردم را رونق بخشید و دارایی خزانه دولت را به مرتبه‌ای عالی رساند. او به ورزش نیز توجه بسیار داشت و ورزشکاران را مورد تشویق خود قرار می‌داد. کارهای [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] را جز به اهل فضل و دانش نمی‌سپرد و هر زمان آگاه می‌شد که فردی شایسته و کاردان بیکار می‌باشد، یک شغل از کسانی را که چند شغل داشتند، می‌گرفت و به او واگذار می‌کرد.<ref> همان، ص ۶۸.</ref>
  
تحقیق در احوال و آثار بزرگان و نوابغ علم و ادب و بررسی سجایا و ملكات اخلاقی آن‌ها، نقش بسزایی در شناساندن آنان ایفا می‌كند، بررسی كتب و مدارك مربوط به احوال و شرح زندگی صاحب نشانگر آن است كه وی از مجلسی نیكو بهره داشته و به پشتوانه اخلاق پسندیده خود بزرگان علم و ادب و عموم مردم را شیفته خود نموده بود.
+
'''علم‌آموزی و دانش‌گستری:'''
  
كرم و جوانمردی از بارزترین صفات اخلاقی صاحب می‌باشد و حكایات بسیار در این باره از وی نقل شده است. او از تواضع و فروتنی نیز بهره فراوان داشت و به ویژه سادات و دانشمندان را گرامی می‌داشت. صاحب ضمن برخورداری از تواضع و فروتنی از جلالت قدر و بزرگی نیز بهره‌ برده بود. عفو و اغماض، فراست، شجاعت و بسیاری دیگر از محاسن اخلاقی را می‌توان در صاحب یافت.<ref> صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، ص 72.</ref>
+
صاحب بن عباد در محیطی شیفته [[علم]] و ادب پای به جهان گذارد و تا آخرین لحظات حیات دمی از علم‌آموزی و دانش‌گستری غفلت نورزید. کوشش صاحب در آموختن، محدود به زمان معین نبود؛ به گونه‌ای که حتی پس از رسیدن به مقام وزارت نیز کسب علم و معرفت را فراموش نکرد. او چه در ایام اقامت در شهرهای [[اصفهان]]، [[بغداد]] و ری و چه در مسافرت، همیشه با برخی از دانشمندان و بزرگانِ علم همراه بود و حتی در مأموریت‌های نظامی نیز مجلس بحث و گفتگو تشکیل می‌داد. فراهم آوردن زمینه‌های گسترش علم در میان عموم مردم از سیاست‌های مهم صاحب در دوران وزارت بود. او در پی این مهم دانشمندانی را از بغداد به اصفهان و ری فراخواند. صاحب می‌دانست که آباد شدن کشور و رونق اقتصاد، در نخستین مرحله متوقف بر آن است که مردم از زنجیر جهل و نادانی رهیده، روشنایی دانش و فضیلت را درک کنند.
  
'''سیاست و روش كشورداری'''
+
صاحب به تألیفات اهل قلم عنایت و توجه ویژه داشت و هرگاه از تألیف کتابی جدید آگاهی می‌یافت با سعی و کوشش فراوان نسخه‌ای از آن فراهم می‌کرد و برای مطالعه در کتابخانه خویش قرار می‌داد. او در نتیجه تلاش فراوان توانست کتابخانه‌ای عظیم و کم‌نظیر تشکیل دهد. کتابخانه صاحب، بیشتر آثار و تألیفات علمی آن دوران را دربر داشت و دانشوران و نویسندگان متعدد از آن گنجینه ارزشمند استفاده می‌بردند. «مقدسی» جغرافیدان پرآوازه و مشهور قرن چهارم هجری، یکی از کسانی است که به تصریح خودش استفاده فراوان و بهره بسیار از کتابخانه بزرگ صاحب برده است. فهرست نام کتاب‌های موجود در کتابخانه مذکور حاوی ده جلد و برای حمل کتاب‌ها به تعدادی زیاد شتر نیاز بود. به گفته برخی مدارک، میزان کتاب‌های موجود در کتابخانه صاحب در ری، که با قرن دهم میلادی مقارن بوده است، برابر مجموع کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های اروپا برآورد شده است. کتاب‌هایی نیز توسط برخی از دانشمندان به نام صاحب نوشته شده و به او هدیه گردید، از جمله:
  
هنگامی كه صاحب به مقام وزارت رسید درصدد اصلاح امور برآمد و در اولین گام، بدعت‌های ناپسند و رسوم ظالمانه را برانداخت. او در اجرای [[عدالت]] و رفع ستم از مردم بسیار كوشا بود. وی همچنین آباد ساختن شهرها، مرمت و بازسازی ویرانی‌ها و بنای آثار نیك را نیز مورد عنایت قرار می‌داد؛ كه می‌توان از رونق یافتن شهرهای قزوین، كاشان، قم و اصفهان یاد كرد. صاحب به شهر قم كه در آن زمان پایگاه اصلی شیعیان بود توجه ویژه داشت. نویسنده تاریخ قم كه این كتاب را به صاحب هدیه كرده است می‌گوید: «نزد صاحب چزی گزیده‌تر از تصنیفی در اخبار شهر قم و اهل آن نیافتم».<ref> همان، ص 68، 70.</ref>
+
#[[عیون اخبارالرضا (کتاب)|عیون اخبارالرضا علیه‌السلام]]، از [[شیخ صدوق]]، فقیه و محدث عالیقدر شیعه، که به خاطر خصال معنوی و ارادتی که صاحب به [[ائمه اطهار]] علیهم السلام داشت، او را بزرگ می شمرد و می گوید من کتاب «عیون اخبار الرضا» را برای کتابخانه او که امید است به وجود او، پایدار باشد، نوشتم؛ زیرا چیزی سراغ ندارم که نزد او از علوم اهل بیت، نفیس تر و بهتر باشد.  
 +
#کتاب رجال، از [[حسین بن علی بن حسین بابویه قمی|حسین بن علی بن بابویه]] برادر شیخ صدوق
 +
#[[تاریخ قم (کتاب)|تاریخ قم]]، از حسن بن محمد قمی
 +
#لطایف المعارف، از ثعالبی (ادیب مشهور)
 +
#الصاحبی، از [[ابن فارس]]
 +
#تهذیب، از قاضی عبدالعزیز جرجانی
 +
#الحجر، از ابوجعفر احمد بن أبی سلیمان.<ref> همان.</ref>
  
صاحب در دوران وزارت خود اقتصاد كشور و مردم را رونق بخشید و دارایی خزانه دولت را به مرتبه‌ای عالی رساند. او به ورزش نیز توجه بسیار داشت و ورزشكاران را مورد تشویق خود قرار می‌داد. كارهای دیوان را جز به اهل فضل و دانش نمی‌سپرد و هر زمان آگاه می‌شد كه فردی شایسته و كاردان بیكار می‌باشد یك شغل از كسانی را كه چند شغل داشتند، می‌گرفت و به او واگذار می‌كرد.<ref> همان، ص 68.</ref>
+
==فعالیت‌های علمی==
  
'''علم‌آموزی و دانش‌گستری صاحب'''
+
'''الف. تحصیل و تدریس:'''
  
صاحب بن عباد در محیطی شیفته علم و ادب پای به جهان گذارد و تا آخرین لحظات حیات دمی از علم‌آموزی و دانش‌گستری غفلت نورزید. كوشش صاحب در آموختن، محدود به زمان معین نبود به گونه‌ای كه حتی پس از رسیدن به مقام وزارت نیز كسب علم و معرفت را فراموش نكرد. او چه در ایام اقامت در شهرهای اصفهان، [[بغداد]] و ری و چه در مسافرت همیشه با برخی از دانشمندان و بزرگانِ علم همراه بود و حتی در مأموریت‌های نظامی نیز مجلس بحث و گفتگو تشكیل می‌داد.
+
از مشخصات تمامی اساتید صاحب بن عباد اطلاع دقیق در دسترس نیست. برخی از اساتید مهم وی عبارت‌اند از:
  
فراهم آوردن زمینه‌های گسترش علم در میان عموم مردم از سیاست‌های مهم صاحب در دوران وزارت بود. او در پی این مهم دانشمندانی را از بغداد به اصفهان و ری فراخواند. صاحب می‌دانست كه آباد شدن كشور و رونق اقتصاد در نخستین مرحله متوقف بر آن است كه مردم از زنجیر جهل و نادانی رهیده، روشنایی دانش و فضیلت را درك كنند.
+
#عبّاد (پدر او)
 +
#[[ابن فارس]]
 +
#[[محمد بن عمید]]
 +
#عباس بن محمد نحوی، مشهور به صدام
 +
#ابوسعید حسن بن عبدالله سیرافی
 +
#ابوبکر محمد بن یعقوب
 +
#قاضی ابوبکر احمد بن کامل
 +
#ابوزکریا یحیی بن عدی
 +
#ابوعمر صباغ.<ref> وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۲۲۸.</ref>
  
صاحب به تألیفات اهل قلم عنایت و توجه ویژه داشت و هرگاه از تألیف كتابی جدید آگاهی می‌یافت با سعی و كوشش فراوان نسخه‌ای از آن فراهم می‌كرد و برای مطالعه در كتابخانه خویش قرار می‌داد. او در نتیجه تلاش فراوان توانست كتابخانه‌ای عظیم و كم‌نظیر تشكیل دهد. كتابخانه صاحب، بیشتر آثار و تألیفات علمی آن دوران را دربر داشت و دانشوران و نویسندگان متعدد از آن گنجینه ارزشمند استفاده می‌بردند. «مقدسی» جغرافیدان پرآوازه و مشهور قرن چهارم، یكی از كسانی است كه به تصریح خودش استفاده فراوان و بهره بسیار از كتابخانه بزرگ صاحب برده است. فهرست نام كتاب‌های موجود در كتابخانه مذكور حاوی ده جلد و برای حمل كتاب‌ها به تعدادی زیاد شتر نیاز بود. به گفته برخی مدارك میزان كتاب‌های موجود در كتابخانه صاحب در ری، كه با قرن دهم میلادی مقارن بوده است برابر مجموع كتاب‌های موجود در كتابخانه‌های اروپا برآورد شده است.
+
همچنین اسامی برخی از شاگردان او بدین قرار است:
  
صاحب مقام بزرگان دین و علم و ادب را گرامی می‌داشت و از احترام به آنان كوچكترین مضایقه‌ای نمی‌كرد. برخی از بزرگان به خدمتش حاضر شده، در شمار همراهان او درمی‌آمدند و برخی دیگر با نامه‌نگاری به وی اظهار ارادت می‌كردند؛ همانند صابی نویسنده مشهور آن دوران، [[سید رضی]] نیز قصیده‌هایی در بغداد سروده و صاحب را مدح گفته است.
+
#شیخ عبدالقاهر جرجانی
 +
#ابوبکر بن مقری
 +
#قاضی ابوطیب طبری
 +
#ابوالفضل محمد بن ابراهیم نسوی شافعی
 +
#ابوبکر علی ذکوانی<ref> اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۱؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۱۲۰.</ref>
  
ابن عباد هر سال پنج هزار دینار به بغداد می‌فرستاد تا بین فقها و ادبیان آن دیار تقسیم گردد. برخی از دانشمندان و ادبیان ملازم صاحب بدین قرار بودند:
+
'''ب. آثار و تألیفات:'''
  
* 1. ابوالقاسم زعفرانی؛
+
صاحب در دانش‌هایی چون [[علوم قرآن]]، [[حدیث]]، [[علم کلام|کلام]]، [[علم لغت|لغت]]، [[علم نحو|نحو]]، [[علم عروض|عروض]]، [[تاریخ]] و [[طب]] تسلط و تبحر داشت.<ref> صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۵۴، ۱۶۹ و ۱۲۵؛ معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۵۲ و ۲۷۸.</ref> آثار متعددی در زمینه علوم مختلف از صاحب باقی مانده که بدین شرح است:
  
* 2. ابوالقاسم بن أبی العلاء؛
+
#کتاب الإبانة عن مذهب أهل العدل (در [[علم کلام]])
 +
#الإِقناع فی العروض و تخریج القوافی (در [[علم عروض]])
 +
#الأمثال السائره من شعر المتنبّی (در علوم ادبی)
 +
#التذکرة فی الأصول الخمسة (در کلام و [[اصول دین]])
 +
#دیوان اشعار
 +
#رسائل صاحب (مباحث اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی)
 +
#رساله‌ای در فضایل [[حضرت عبدالعظیم حسنی]] علیه‌السلام
 +
#رساله‌ای در [[طب|علم طب]]
 +
#عنوان المعارف و ذکر الخلائف
 +
#الفرق بین الضاد و الظاء
 +
#الکشف عن مساویء شعر المتنبّی
 +
#[[المحیط فی اللغة (کتاب)|المحیط فی اللغة]] (در [[علم لغت]])
 +
#المنظومة الفریدة
  
* 3. ابوالعباس ضبّی؛
+
مؤلفاتی از او که تمامی آن‌ها در دست نیست عبارت‌اند از:
  
* 4. ابوسعید رستمی؛
+
#الأنوار
 +
#الروزنامجه (دفتری که صاحب تمام کارهای روزانه [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوانی]] را در آن یادداشت می‌کرده است.)
 +
#السفینة
 +
#نهج السبیل
 +
#اسماءالله و صفاته
 +
#الاعیاد و فضائل النیروز
 +
#الإمامة
 +
#تاریخ الملک و اختلاف الدول
 +
#التعلیل
 +
#جوهرة الجمهرة (مختصر کتاب «[[جمهرة اللغة (کتاب)|الجمهرة]]» [[ابن دُرَید|ابن درید]])
 +
#الحجر
 +
#الزیّدیة
 +
#الشواهد
 +
#الفصول المهذبة للعقول
 +
#القضاء والقدر
 +
#الوزراء
 +
#الوقف والابتداء
 +
#الکافی فی الترسل.<ref> معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۶۰؛ الغدیر، ج ۷، ص ۸۷؛ صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۹۷؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۲۱.</ref>
  
* 5. ابودلف خزرجی؛
+
'''ج. نظم و نثر صاحب:'''
  
* 6. ابومحمد خازن اصفهانی؛
+
صاحب که از هوش و ذکاوت سرشاری بهره داشت، توانست به عنوان یگانه روزگار در فصاحت و [[بلاغت]] و در [[شعر]] و نثر به کمال و شهرت برسد و همیشه دربارش از شعرا و ادبا موج می زد.
  
* 7. بدیع الزمان همدانی و بسیاری دیگر.<ref> همان، ص 143.</ref>
+
او بارها بر اشعار "متنبّی" شاعر زبردست عرب خرده می گرفت، و همیشه شیفته اشعار "[[سید رضی]]" و مقام بلند ادبی او بود، تا جائی که شخصی را به [[بغداد]] فرستاد تا اشعار سید رضی را برایش بیاورد. تمام دانشمندان معاصرش، این نابغه نامی را به عالی ترین وصف ستوده اند از جمله، ثعالبی در «یتیمة الدهر» -که آن را در شرح حال صاحب و شعرای عصر او نوشته است- می نویسد: «نمی دانم با چه عبارتی مقام بلند او را در علم و ادب، و جلال شأنش را در جود و کرم و نیکوئی های بی پایانش را شرح دهم». و نیز در توصیف اهمیت جلسات صاحب با ادبا و بزرگان می‌گوید: «در این گونه مجالس ثمرات عقول و افکار و ذوق‌های مختلف بر صاحب عرضه می‌شد و از نتایج این اجتماعات بود که سخن صاحب در فصاحت و [[بلاغت]] به مرز سحر رسید و داخل در حد اعجاز گردید و نظم و نثرش چون خورشید در همه آفاق پرتوافکن شد و شرق و غرب را فراگرفت».<ref>یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.</ref>
  
یاقوت در معجم الأدباء می‌گوید: صاحب بن عباد را پانصد شاعر صاحب دیوان مدح گفتند و از صاحب نقل شده كه گفته است مرا به صد هزار بیت فارسی و عربی مدح گفته‌اند.
+
صاحب در تمامی ابواب و فنون شعر از قبیل مدح، وصف، رثاء، هجاء، هذل، مواعظ و... اشعاری سروده و در هر فن قدرت طبع خود را با آوردن معانی نو و مضامین تازه و دقیق آشکار ساخته است. او اشعار متعددی در وصف [[ائمه]] به خصوص [[امام علی]] علیه‌السلام و در بیان مقام والای آیشان سروده است. صاحب در مدح [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیه‌السلام ۲۷ [[قصیده]] سروده که در هر یک از قصیده‌ها یکی از حروف بکار نرفته است (صنعت حذف). [[ابن شهر آشوب]] در «[[معالم العلماء (کتاب)|معالم العلماء]]» صاحب را در شمار شعرای [[شیعه]] آورده و اشعاری از وی نقل کرده و او را از شعرایی دانسته که در بیان تشیع و علاقه خود به خاندان [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام بی‌پروا بوده‌اند.
  
او دانشمندان و بزرگان [[مكه]] و [[مدینه]] را نیز مورد الطاف خود قرار می‌داد و هر سال با كاروان حجاج برای هر یك به فراخور شأنش هدایایی می‌فرستاد. حكایات و وقایع متعدد از روابط نیك صاحب بن عباد و بزرگان معاصرش در مدارك و مآخذ نقل شده كه حاكی از بزرگواری و ستایش معاصران او نسبت به صاحب بن عباد می‌باشد.
+
همچنین صاحب در فن نویسندگی و کتابت نیز مهارتی عجیب داشت و در این زمینه خود دارنده سبک و روش بود. ثعالبی «منشآت» صاحب را از حیث زیبایی لفظ و معنی به سرحد سحر و اعجاز نزدیک می‌دانست. صاحب نوشته‌های خود را به آیات [[قرآن]]، امثال و پندها و کلمات و اشعار شعرای مشهوری مزین می‌ساخت. جمله «ایّها القاضی بِقُمْ قد عَزلناک فَقُمْ» (ای قاضی شهر قم، همانا تو را از قضاوت برکنار نموده‌ایم، پس از جای خود برخیز)، از جمله‌های ادبی مشهور صاحب است که آن را به قاضی شهر [[قم]] که تخلف ورزیده و [[رشوه خواری|رشوه]] ستانده بود، نوشته است.<ref>ر.ک: صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۹۴.</ref>
  
در یكی از این وقایع هلال بن هارون صابی حرانی نویسنده نامی عصر خود كه نزدیك به نود سال در خدمت خلفا و وزرا متصدی دیوان رسائل بود و شعرای [[عراق]] او را همچون رؤسا مدح می‌گفتند، در نامه‌ای كه خطاب به صاحب نوشته است می‌گوید: «هنگامی كه صحیفه‌ام را در دستان آورنده آن گذاردم، بر آن نامه بوسه زدم زیرا می‌دانستم كه پس از وصول، چشمان مبارك تو بر آن خواهد افتاد».
+
توقیعات<ref> توقیع، جوابی است که بزرگان در ذیل نوشته‌های دادخواهان و کسانی که به آن‌ها عریضه تقدیم می‌داشتند می‌نوشتند. توقیع با عبارتی موجز و مختصر که از فصاحت و بلاغت برخودار بود نوشته می‌شد.</ref> متعدد صاحب نیز از دیگر نشانه‌های فصاحت و بلاغت و مهارت او در فنون ادبی می‌باشد.
  
ثعالبی نیز در توصیف اهمیت جلسات صاحب با ادبا و بزرگان می‌گوید: «در این گونه مجالس ثمرات عقول و افكار و ذوق‌های مختلف بر صاحب عرضه می‌شد و از نتایج این اجتماعات بود كه سخن صاحب در فصاحت و بلاغت به مرز سحر رسید و داخل در حد اعجاز گردید و نظم و نثرش چون خورشید در همه آفاق پرتوافكن شد و شرق و غرب را فراگرفت».<ref> همان.</ref>
+
برخی گمان می‌کنند صاحب با ترجیح [[ادبیات عرب]] بر ادبیات فارسی، [[تعصب]] به خرج می‌داده است و حال آن که بررسی احوال او این باور را تکذیب می‌کند. بهترین شاهد و دلیل ما، ارتباط صاحب با شعرای پارسی‌گویی همچون بندار رازی غضائری و جنیدی و احترام ویژه صاحب و تکریم آنان می‌باشد.
  
'''مقام علمی صاحب'''
+
تحقیق و تأمل در آنچه مدارک گفته‌اند نشان می‌دهد که صاحب هیچ‌گاه با زبان فارسی و فارسی زبانان مخالف نبوده است، بلکه وی با نژادپرستی و [[کفر]] و بازگشت به مجوسیت که به بهانه دفاع از زبان فارسی انجام می‌شد، دشمنی می‌ورزید. او از ترویج و توسعه مجوسیت نگران بود، به ویژه که در دولت [[آل بویه]] برخی بزرگان دیالمه بر کیش [[زرتشت]] باقی بودند و در منصب‌های مهم قرار داشتند و صاحب به دلیل پای‌بندی به [[دین اسلام]] و مذهب خود، از آن‌ها دلگیر بود. از همین رو گاهی در بیان دلتنگی از آن‌ها سخن می‌گفت و نمی‌توان این موضع‌گیری‌ها را مخالفت با زبان فارسی شمرد.<ref> صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۰۲.</ref>
 
+
==پانویس==
پشتكار و شوق صاحب به یادگیری علوم و فنون رایج در آن عصر، او را به فراگیری معارف گوناگون واداشت به گونه‌ای كه در بسیاری از علوم صاحب‌نظر گردید. صاحب در دانش‌هایی چون [[علوم قرآن]] و تفسیر، [[حدیث]]، كلام، لغت، نحو، عروض، نقد ادبی، تاریخ و طب تسلط و تبحر داشت.<ref> صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص 154، 169 و 125؛ معجم الادباء، ج 6، ص 252 و 278.</ref>
 
 
 
'''<I>الف. تألیفات:</I>'''
 
 
 
آثار متعددی در زمینه علوم فوق از صاحب باقی مانده كه بدین شرح است:
 
 
 
* 1. كتاب الإبانه(در علم كلام)؛
 
 
 
* 2. الأقناع (در عروض)؛
 
 
 
* 3. الأمثال السائره (در علوم ادبی)؛
 
 
 
* 4. التذكره (در كلام و اصول دین)؛
 
 
 
* 5. دیوان اشعار؛
 
 
 
* 6. رسائل صاحب (مباحث اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی)؛
 
 
 
* 7. رساله‌ای در فضایل [[حضرت عبدالعظیم حسنی]] علیه‌السلام؛
 
 
 
* 8. رساله‌ای در علم طب؛
 
 
 
* 9. عنوان المعارف؛
 
 
 
* 10. الفرق بین الضاد والظاء؛
 
 
 
* 11. الكشف عن مساویء شعر المتنبیء؛
 
 
 
* 12. المحیط (در علم لغت)؛
 
 
 
* 13. المنظومه الفریده.
 
 
 
مؤلفاتی كه تمامی آن‌ها در دست نیست عبارت‌اند از:
 
 
 
* 14. الأنوار؛
 
 
 
* 15. الروزنامجه؛
 
 
 
* 16. السفینه؛
 
 
 
* 17. نهج السبیل؛
 
 
 
* 18. اسماءالله و صفاته؛
 
 
 
* 19. الاعیاد و فضائل النیروز؛
 
 
 
* 20. الأمامه؛
 
 
 
* 21. تاریخ الملك و اختلاف الدول؛
 
 
 
* 22. التعلیل؛
 
 
 
* 23. جوهره الجمهره؛
 
 
 
* 24. الحجر؛
 
 
 
* 25. الزیّدیه؛
 
 
 
* 26. الشواهد؛
 
 
 
* 27. الفصول المهذبه للعقول؛
 
 
 
* 28. القضاء والقدر؛
 
 
 
* 29. الوزراء؛
 
 
 
* 30. الوقف والابتداء؛
 
 
 
* 31. الكافی فی الترسل و برخی دیگر.<ref> معجم الادباء، ج 6، ص 260؛ الغدیر، ج 7، ص 87؛ صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص 197؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص 21.</ref>
 
 
 
'''<I>ب. اساتید صاحب:</I>'''
 
 
 
از مشخصات تمامی اساتید صاحب اطلاع دقیق در دسترس نیست. برخی از اساتید مهم وی عبارت‌اند از:
 
 
 
* 1. عباد (پدر او)؛
 
 
 
* 2. ابن عمید؛
 
 
 
* 3. ابن فارس؛
 
 
 
* 4. ابوالفضل عباس بن محمد نحوی مشهور به صدام؛
 
 
 
* 5. ابوسعید حسن بن عبدالله سیرافی؛
 
 
 
* 6. ابوبكر محمد بن یعقوب؛
 
 
 
* 7. قاضی ابوبكر احمد بن كامل؛
 
 
 
* 8. ابوزكریا یحیی بن عدی؛
 
 
 
* 9. ابوعمر صباغ.<ref> وفیات الاعیان، ج 3، ص 228.</ref>
 
 
 
'''<I>ج. شاگردان صاحب:</I>'''
 
 
 
اسامی برخی از شاگردان او بدین شرح است:
 
 
 
* 1. شیخ عبدالقاهر جرجانی؛
 
 
 
* 2. ابوبكر بن مقری؛
 
 
 
* 3. قاضی ابوطیب طبری؛
 
 
 
* 4. ابوالفضل محمد بن ابراهیم نسوی شافعی؛
 
 
 
* 5. ابوبكر علی ذكوانی.<ref> اعیان الشیعه، ج 3، ص 351؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص 120.</ref>
 
 
 
'''<I>د. كتاب‌هایی كه به نام صاحب نوشته شده و به او هدیه گردید.</I>'''
 
 
 
* 1. عیون اخبارالرضا علیه‌السلام: از شیخ جلیل و فقیه عالی مقام صدوق رحمه الله.
 
 
 
* 2. كتاب رجال، از حسین بن علی بن بابویه برادر شیخ صدوق.
 
 
 
* 3. تاریخ قم، از حسن بن محمد قمی.
 
 
 
* 4. لطایف المعارف، از ثعالبی (ادیب مشهور).
 
 
 
* 5. الصاحبی، از ابن فارس.
 
 
 
* 6. تهذیب، از قاضی عبدالعزیز جرجانی.
 
 
 
* 7. الحجر، از ابوجعفر احمد بن أبی سلیمان.<ref> همان.</ref>
 
 
 
'''سروده‌های صاحب'''
 
 
 
صاحب در تمامی ابواب و فنون شعر از قبیل مدح، وصف، رثاء، هجاء، هذل، مواعظ و غیره اشعاری سروده و در هر فن قدرت طبع خود را با آوردن معانی نو و مضامین تازه و دقیق آشكار ساخته است. او اشعار متعددی در وصف ائمه و [[امام علی]] علیه‌السلام و در بیان مقام والای آنان سروده است. صاحب در مدح امیرالمؤمنین علیه‌السلام 27 قصیده سروده كه در هر یك از قصیده‌ها یكی از حروف بكار نرفته است. (صنعت حذف) قصیده بیست و هشتم كه از حرف واو خالی بود ناتمام ماند. [[ابن شهر آشوب]] در معالم العلماء صاحب را در شمار شعرای شیعی آورده و اشعاری از وی نقل كرده و او را از شعرایی دانسته كه در بیان تشیع و علاقه خود به خاندان اهل بیت [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله بی‌پروا بوده‌اند.
 
 
 
'''نثر صاحب'''
 
 
 
صاحب در فن نویسندگی و كتابت نیز مهارتی عجیب داشت و در این زمینه خود دارنده سبك و روش بود. ثعالبی منشأت صاحب را از حیث زیبایی لفظ و معنی به سرحد سحر و اعجاز نزدیك می‌دانست. صاحب نوشته‌های خود را به آیات [[قرآن]]، امثال و پندها و كلمات و اشعار شعرای مشهوری مزین می‌ساخت. جمله «ایّها القاضی بِقُمْ قد عَزلناك فَقُمْ»<ref> این جمله را صاحب به قاضی شهر قم كه تخلف ورزیده و رشوه ستانده بود، نوشته است. (ر.ك: صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص 194، 200).</ref>
 
 
 
ای قاضی شهر قم، همانا تو را از قضاوت بركنار نموده‌ایم، پس از جای خود برخیز، از جمله‌های ادبی مشهور صاحب است. توقیعات<ref> توقیع، جوابی است كه بزرگان در ذیل نوشته‌های دادخواهان و كسانی كه به آن‌ها عریضه تقدیم می‌داشتند می‌نوشتند. توقیع با عبارتی موجز و مختصر كه از فصاحت و بلاغت برخودار بود نوشته می‌شد.</ref> متعدد صاحب نیز از دیگر نشانه‌های فصاحت و بلاغت و مهارت او در فنون ادبی می‌باشد.
 
 
 
'''صاحب و زبان فارسی'''
 
 
 
برخی گمان می‌كنند صاحب با ترجیح ادبیات عرب بر ادبیات فارسی تعصب به خرج می‌داده است و حال آن كه بررسی احوال او این باور را تكذیب می‌كند. بهترین شاهد و دلیل ما، ارتباط صاحب با شعرای پارسی‌گویی همچون منطقی «بندار رازی» غضائری و جنیدی و احترام ویژه صاحب و تكریم آنان می‌باشد.
 
 
 
تحقیق و تأمل در آنچه مدارك گفته‌اند نشان می‌دهد كه صاحب هیچ‌گاه با زبان فارسی و فارسی زبانان مخالف نبوده است، بلكه وی با نژادپرستی و كفر و بازگشت به مجوسیت كه به بهانه دفاع از زبان فارسی انجام می‌شد، دشمنی می‌ورزید. او از ترویج و توسعه مجوسیت نگران بود، به ویژه كه در دولت آل بویه برخی بزرگان دیالمه بر كیش زردشتی باقی بودند و در منصب‌های مهم قرار داشتند و صاحب به دلیل پای‌بندی به دین و مذهب خود از آن‌ها دلگیر بود. از همین رو گاهی در بیان دلتنگی از آن‌ها سخن می‌گفت و نمی‌توان این موضع‌گیری‌ها را مخالفت با زبان فارسی شمرد.<ref> همان، ص 102.</ref>
 
 
 
'''غروب خورشید'''
 
 
 
تا تو ای ماه زیر خاك شدی × خاك را بر سپهر فضل آمد.
 
 
 
صاحب در اواخر عمر خویش، ناخوش و رنجور گشت و در بستر بیماری افتاد. او در بستر هم از مسائل كشور غافل نبود و از امور كشور با اطلاع می‌شد. مردم در ایام بیماری به عیادت او رفته، برای بهبودی‌اش روزی دوبار مقابل سرای او به درگاه خداوند [[دعا]] می‌كردند. ولی صاحب كه از زندان تن به تنگ آمده، مشتاق لقای پروردگار خود بود سرانجام در شب جمعه 24 [[صفر]] سال 385 ق. جان به پروردگار خویش تسلیم كرد و روح متعالی بسرای باقی شتافت.
 
 
 
بامدادان مردم ری از ارتحال وزیر باوفای دیار خویش باخبر شدند. تمامی بازارهای شهر بسته گردید و دروازه‌های ری به هم آمد. جمعیتی انبوه در تشییع پیكر صاحب گرد آمدند. ابوالعباس ضبی از دانشمندان ری كه شاگرد صاحب بود بر پیكر استاد [[نماز]] خواند. فخرالدوله و سران سپاه در حالی كه جامه سیاه بر تن داشتند در مراسم عزای آن وزیر دانشمند، شركت داشتند. مدتی تابوت صاحب در خانه‌اش در ری نهاده شد و سرانجام باشكوه و تجلیل فراوان به اصفهان انتقال داده و در زادگاهش به خاك سپرده شد. از آن پس مقبره صاحب زیارت‌گاه خاص و عام گردید و همه ساله افراد زیادی از شیفتگان [[اهل بیت]] علیهم‌السلام مقبره صاحب را [[زیارت]] و حاجات خود را در جوار مرقد او از خداوند طلب می‌كنند. (مرقدش در میدان طوقچی، جنب مزار آیت الله طیب واقع است.)
 
 
 
خبر ارتحال وزیر دانشور و دین‌پرور [[شیعه]] به سرعت در تمامی مراكز مهم جهان همچون [[بغداد]] و اصفهان انتشار یافت. دلسوختگان و آنان كه از عمق فاجعه خبر داشتند آلام درونی و اندوه قلبی خویش را در اشعاری بر زبان آورده، مراثی جانسوزی در رثای این شخصیت فرزانه جهان اسلام سرودند. سید رضی شخصیت گرانقدر اسلام كه معاصر صاحب بود 112 بیت در رثای صاحب از خود به یادگار گذاشت و ابوالفتح عثمان بن جنی شرحی بر آن ابیات در یك جلد تألیف نمود.
 
 
 
در عظمت شخصیت صاحب بن عباد همین بس كه [[علامه امینی]] در شأن او می‌فرماید: او از كسانی است كه شرح حال نویس هر اندازه ادیب و سخندان باشد از بیان فضایل و مكارم او ناتوان بوده، زبانش در كام می‌خشكد.
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
----
+
==منابع==
  
'''پيوندها'''
+
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، زندگی‌نامه "صاحب بن عباد" از سعید بابایی، جلد ۱.
  
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=35702&scope=Ky5gh7Uu5KhFyQjTUjQLgIZif6-q0_jc&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%20%D8%A8%D9%86%20%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF&field=&collectionPID=0&lang=&count=100&execute=true زندگينامه]'''
+
*[http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=10871 "صاحب بن عباد"، دایرة المعارف طهور].
  
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=60923&scope=Ky5gh7Uu5KjWq_UMtWGQKp_Vm4mpRFUb&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true الصاحب بن عباد و شعره في الغدير]'''
+
*[http://www.shareh.com/persian/personalities/003.htm "صاحب بن عباد"، شبکه شارح]، بازیابی: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲.
[[رده:علمای قرن چهارم]]
+
[[رده:علمای قرن چهارم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:متکلمان]][[رده:ادیبان]][[رده:دانشمندان مسلمان ایرانی]][[رده:دولتمردان]][[رده:شعرای پارسی زبان تازی سرا]][[رده:شعرای اهل البیت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۹

«اسماعیل بن عَبّاد» ملقب به «صاحب» و «كافی الكُفاة» (۳۲۶-۳۸۵ ق)، متکلم، حکیم، ادیب، شاعر و وزیر دانشمند شیعی دولت آل بویه در قرن چهارم هجری بود که نقش مهمی در تشیع مردم اصفهان داشته است. صاحب بن عبّاد هنگام وزارت، در اجرای عدالت، رفع ستم از مردم، عمران و آبادی و ترویج علم بسیار کوشید. صاحب در بسیاری از علوم و فنون صاحب‌نظر بود و آثار ارزشمندی مانند «الإبانة عن مذهب أهل العدل» تألیف نمود.

۲۳۰px
نام کامل صاحب بن عَبّاد
زادروز ۳۲۶ قمری
زادگاه اصفهان
وفات ۳۸۵ قمری
مدفن اصفهان

Line.png

اساتید

ابن فارس، محمد بن عمید، عباس بن محمد نحوی، حسن بن عبدالله سیرافی،...

شاگردان

شیخ عبدالقاهر جرجانی، ابوبکر بن مقری، قاضی ابوطیب طبری، ابوبکر علی ذکوانی،...

آثار

الإبانة عن مذهب أهل العدل، التذکرة فی الأصول الخمسة، المحیط فی اللغة، عنوان المعارف و ذکر الخلائف، الإقناع فی العروض، رسائل صاحب،...

زندگی‌نامه

ابوالقاسم اسماعیل بن عَبّاد، ملقب به «صاحب»، به سال ۳۲۶ ق. در اصفهان دیده به جهان گشود.[۱] پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. عباس پدربزرگ صاحب بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بود که مردم او را «شیخ امین» می‌گفتند.

اولین استادِ صاحب، پدرش «عبّاد» بود که علاوه بر ایفای وظایف پدری، استادی مهربان و دلسوز برای وی به حساب می‌آمد. «صاحب» پس از فراگیری مقدمات به تحصیل فقه، حدیث، تفسیر، کلام و دیگر علوم رایج پرداخت.

پس از چندی که او خود را از اساتید و بزرگان اصفهان بی‌نیاز دید، به «ری» که از مراکز علم و ادب آن زمان بود مهاجرت کرد و در آن شهر به حلقه درس «محمد بن عمید» وزیر دانشمند و شهیر آل بویه پیوست. ابن عمید توانایی «صاحب» در انشای متون ادبی را مشاهده کرد و او را از نویسندگان مقام وزارت قرار داد. کاردانی و توانایی صاحب در انجام این امور، راه پیشرفت را بر او هموار ساخت، تا آنجا که چون رکن الدوله، فرزندش مؤیدالدوله را به حکومت اصفهان منصوب کرد، صاحب نیز در مقام دبیری او و نویسندگی وی به زادگاهش اصفهان بازگشت.[۲]

صاحب در اواخر عمر خویش، ناخوش و رنجور گشت و در بستر بیماری افتاد. اما او در بستر هم از مسائل کشور غافل نبود و از امور کشور با اطلاع می‌شد. مردم در ایام بیماری به عیادت او رفته، برای بهبودی‌اش روزی دوبار مقابل سرای او به درگاه خداوند دعا می‌کردند. ولی صاحب که از زندان تن به تنگ آمده، مشتاق لقای پروردگار خود بود، سرانجام در شب جمعه ۲۴ صفر سال ۳۸۵ ق. در سن ۵۸ سالگی در «ری» از دنیا رفت.

بامدادان، مردم ری از ارتحال وزیر دانشور و دین‌پرور شیعه دیار خویش باخبر شدند و تمامی بازارهای شهر بسته گردید. جمعیتی انبوه در تشییع پیکر صاحب گرد آمدند. ابوالعباس ضبّی از دانشمندان ری که شاگرد صاحب بود بر پیکر استاد نماز خواند. فخرالدوله و سران سپاه در حالی که جامه سیاه بر تن داشتند در مراسم عزای آن وزیر دانشمند، شرکت داشتند. مدتی تابوت صاحب در خانه‌اش در ری نهاده شد و سرانجام باشکوه و تجلیل فراوان به اصفهان انتقال داده و در زادگاهش به خاک سپرده شد. مرقد صاحب بن عباد در میدان طوقچی اصفهان، جنب مزار آیت الله ادیب واقع است و زیارت‌گاه خاص و عام می باشد.

سید رضی شخصیت گرانقدر اسلام که معاصر صاحب بود، ۱۱۲ بیت در رثای صاحب بن عباد سرود، که هم اکنون در دیوان او موجود است و ابوالفتح عثمان بن جنی نیز شرحی بر آن ابیات در یک جلد تألیف نمود.

ویژگی‌های صاحب

علامه امینی در شأن صاحب بن عباد می‌گوید: او از کسانی است که شرح حال نویس هر اندازه ادیب و سخندان باشد، از بیان فضایل و مکارم او ناتوان بوده، زبانش در کام می‌خشکد.

مذهب صاحب:

بسیاری از بزرگان به تشیع و برخی به دوازده امامی بودن صاحب تصریح کرده‌اند. سید بن طاووس، شیخ صدوق، علامه مجلسی، شیخ حر عاملی، شیخ بهایی، آقا بزرگ تهرانی، شیخ عباس قمی، علامه امینی و بسیاری دیگر از این جمله‌اند.

جز تصریح بزرگان، دقت در اشعاری که از صاحب باقی مانده و شور و شوق او به ولایت و دوستی ائمه معصومین علیهم‌السلام، بهترین شاهد بر تشیع این شخصیت بزرگ است،[۳] به نمونه ذیل دقت کنید:

أبا حسنٍ لو کان حبُّک مدخلی جهنّم، إنّ الفوزَ عند جَحیمها

فکیف یخاف النارّ مَن هو مؤمن بِأنّ أمیرالمؤمنینَ قَسیمُها

ای ابا حسن (امام علی)، اگر دوستی تو مرا به دوزخ وارد سازد همانا که آتش جحیم، رستگاری مرا در پی خواهد داشت. آن کس که امیرالمؤمنین را تقسیم کننده بهشت و دوزخ داند چگونه از آتش آن هراسی دارد؟[۴]

اخلاق و سیره:

بررسی کتب و مدارک مربوط به احوال و شرح زندگی صاحب بن عباد، نشانگر آن است که وی از مجلسی نیکو بهره داشته و به پشتوانه اخلاق پسندیده خود، بزرگان علم و ادب و عموم مردم را شیفته خود نموده بود. کرم و جوانمردی از بارزترین صفات اخلاقی صاحب می‌باشد و حکایات بسیار در این باره از وی نقل شده است. او از تواضع نیز بهره فراوان داشت و به ویژه سادات و دانشمندان را گرامی می‌داشت. صاحب ضمن برخورداری از فروتنی، از جلالت قدر و بزرگی نیز بهره‌ برده بود. عفو و اغماض، فراست، شجاعت و بسیاری دیگر از محاسن اخلاقی را می‌توان در صاحب یافت.[۵]

صاحب، مقام بزرگان دین و علم و ادب را گرامی می‌داشت و از احترام به آنان کوچکترین مضایقه‌ای نمی‌کرد. برخی از بزرگان به خدمتش حاضر شده، در شمار همراهان او درمی‌آمدند و برخی دیگر با نامه‌نگاری به وی اظهار ارادت می‌کردند. ابن عباد هر سال پنج هزار دینار به بغداد می‌فرستاد تا بین فقها و ادبیان آن دیار تقسیم گردد. او دانشمندان و بزرگان مکه و مدینه را نیز مورد الطاف خود قرار می‌داد و هر سال با کاروان حُجاج برای هر یک به فراخور شأنش هدایایی می‌فرستاد. حکایات و وقایع متعدد از روابط نیک صاحب بن عباد و بزرگان معاصرش در مدارک و مآخذ نقل شده که حاکی از بزرگواری و ستایش معاصران او نسبت به صاحب بن عباد می‌باشد. از جمله، هلال بن هارون صابی حرانی نویسنده نامی عصر خود که نزدیک به نود سال در خدمت خلفا و وزرا متصدی دیوان رسائل بود، در نامه‌ای خطاب به صاحب می‌گوید: «هنگامی که صحیفه‌ام را در دستان آورنده آن گذاردم، بر آن نامه بوسه زدم زیرا می‌دانستم که پس از وصول، چشمان مبارک تو بر آن خواهد افتاد». یاقوت حموی در «معجم الأدباء» می‌گوید: صاحب بن عباد را پانصد شاعر صاحب دیوان مدح گفتند.

سیاست و کشورداری:

هنگامی که صاحب بن عباد به مقام وزارت رسید، درصدد اصلاح امور برآمد و در اولین گام، بدعت‌های ناپسند و رسوم ظالمانه را برانداخت. او در اجرای عدالت و رفع ظلم از مردم بسیار کوشا بود. وی همچنین آباد ساختن شهرها، مرمت و بازسازی ویرانی‌ها و بنای آثار نیک را نیز مورد عنایت قرار می‌داد؛ که می‌توان از رونق یافتن شهرهای قزوین، کاشان، قم و اصفهان یاد کرد. صاحب به شهر قم که در آن زمان پایگاه اصلی شیعیان بود توجه ویژه داشت. نویسنده «تاریخ قم» که این کتاب را به صاحب هدیه کرده است می‌گوید: «نزد صاحب چیزی گزیده‌تر از تصنیفی در اخبار شهر قم و اهل آن نیافتم».[۶]

صاحب در دوران وزارت خود، اقتصاد کشور و مردم را رونق بخشید و دارایی خزانه دولت را به مرتبه‌ای عالی رساند. او به ورزش نیز توجه بسیار داشت و ورزشکاران را مورد تشویق خود قرار می‌داد. کارهای دیوان را جز به اهل فضل و دانش نمی‌سپرد و هر زمان آگاه می‌شد که فردی شایسته و کاردان بیکار می‌باشد، یک شغل از کسانی را که چند شغل داشتند، می‌گرفت و به او واگذار می‌کرد.[۷]

علم‌آموزی و دانش‌گستری:

صاحب بن عباد در محیطی شیفته علم و ادب پای به جهان گذارد و تا آخرین لحظات حیات دمی از علم‌آموزی و دانش‌گستری غفلت نورزید. کوشش صاحب در آموختن، محدود به زمان معین نبود؛ به گونه‌ای که حتی پس از رسیدن به مقام وزارت نیز کسب علم و معرفت را فراموش نکرد. او چه در ایام اقامت در شهرهای اصفهان، بغداد و ری و چه در مسافرت، همیشه با برخی از دانشمندان و بزرگانِ علم همراه بود و حتی در مأموریت‌های نظامی نیز مجلس بحث و گفتگو تشکیل می‌داد. فراهم آوردن زمینه‌های گسترش علم در میان عموم مردم از سیاست‌های مهم صاحب در دوران وزارت بود. او در پی این مهم دانشمندانی را از بغداد به اصفهان و ری فراخواند. صاحب می‌دانست که آباد شدن کشور و رونق اقتصاد، در نخستین مرحله متوقف بر آن است که مردم از زنجیر جهل و نادانی رهیده، روشنایی دانش و فضیلت را درک کنند.

صاحب به تألیفات اهل قلم عنایت و توجه ویژه داشت و هرگاه از تألیف کتابی جدید آگاهی می‌یافت با سعی و کوشش فراوان نسخه‌ای از آن فراهم می‌کرد و برای مطالعه در کتابخانه خویش قرار می‌داد. او در نتیجه تلاش فراوان توانست کتابخانه‌ای عظیم و کم‌نظیر تشکیل دهد. کتابخانه صاحب، بیشتر آثار و تألیفات علمی آن دوران را دربر داشت و دانشوران و نویسندگان متعدد از آن گنجینه ارزشمند استفاده می‌بردند. «مقدسی» جغرافیدان پرآوازه و مشهور قرن چهارم هجری، یکی از کسانی است که به تصریح خودش استفاده فراوان و بهره بسیار از کتابخانه بزرگ صاحب برده است. فهرست نام کتاب‌های موجود در کتابخانه مذکور حاوی ده جلد و برای حمل کتاب‌ها به تعدادی زیاد شتر نیاز بود. به گفته برخی مدارک، میزان کتاب‌های موجود در کتابخانه صاحب در ری، که با قرن دهم میلادی مقارن بوده است، برابر مجموع کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های اروپا برآورد شده است. کتاب‌هایی نیز توسط برخی از دانشمندان به نام صاحب نوشته شده و به او هدیه گردید، از جمله:

  1. عیون اخبارالرضا علیه‌السلام، از شیخ صدوق، فقیه و محدث عالیقدر شیعه، که به خاطر خصال معنوی و ارادتی که صاحب به ائمه اطهار علیهم السلام داشت، او را بزرگ می شمرد و می گوید من کتاب «عیون اخبار الرضا» را برای کتابخانه او که امید است به وجود او، پایدار باشد، نوشتم؛ زیرا چیزی سراغ ندارم که نزد او از علوم اهل بیت، نفیس تر و بهتر باشد.
  2. کتاب رجال، از حسین بن علی بن بابویه برادر شیخ صدوق
  3. تاریخ قم، از حسن بن محمد قمی
  4. لطایف المعارف، از ثعالبی (ادیب مشهور)
  5. الصاحبی، از ابن فارس
  6. تهذیب، از قاضی عبدالعزیز جرجانی
  7. الحجر، از ابوجعفر احمد بن أبی سلیمان.[۸]

فعالیت‌های علمی

الف. تحصیل و تدریس:

از مشخصات تمامی اساتید صاحب بن عباد اطلاع دقیق در دسترس نیست. برخی از اساتید مهم وی عبارت‌اند از:

  1. عبّاد (پدر او)
  2. ابن فارس
  3. محمد بن عمید
  4. عباس بن محمد نحوی، مشهور به صدام
  5. ابوسعید حسن بن عبدالله سیرافی
  6. ابوبکر محمد بن یعقوب
  7. قاضی ابوبکر احمد بن کامل
  8. ابوزکریا یحیی بن عدی
  9. ابوعمر صباغ.[۹]

همچنین اسامی برخی از شاگردان او بدین قرار است:

  1. شیخ عبدالقاهر جرجانی
  2. ابوبکر بن مقری
  3. قاضی ابوطیب طبری
  4. ابوالفضل محمد بن ابراهیم نسوی شافعی
  5. ابوبکر علی ذکوانی[۱۰]

ب. آثار و تألیفات:

صاحب در دانش‌هایی چون علوم قرآن، حدیث، کلام، لغت، نحو، عروض، تاریخ و طب تسلط و تبحر داشت.[۱۱] آثار متعددی در زمینه علوم مختلف از صاحب باقی مانده که بدین شرح است:

  1. کتاب الإبانة عن مذهب أهل العدل (در علم کلام)
  2. الإِقناع فی العروض و تخریج القوافی (در علم عروض)
  3. الأمثال السائره من شعر المتنبّی (در علوم ادبی)
  4. التذکرة فی الأصول الخمسة (در کلام و اصول دین)
  5. دیوان اشعار
  6. رسائل صاحب (مباحث اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی)
  7. رساله‌ای در فضایل حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام
  8. رساله‌ای در علم طب
  9. عنوان المعارف و ذکر الخلائف
  10. الفرق بین الضاد و الظاء
  11. الکشف عن مساویء شعر المتنبّی
  12. المحیط فی اللغة (در علم لغت)
  13. المنظومة الفریدة

مؤلفاتی از او که تمامی آن‌ها در دست نیست عبارت‌اند از:

  1. الأنوار
  2. الروزنامجه (دفتری که صاحب تمام کارهای روزانه دیوانی را در آن یادداشت می‌کرده است.)
  3. السفینة
  4. نهج السبیل
  5. اسماءالله و صفاته
  6. الاعیاد و فضائل النیروز
  7. الإمامة
  8. تاریخ الملک و اختلاف الدول
  9. التعلیل
  10. جوهرة الجمهرة (مختصر کتاب «الجمهرة» ابن درید)
  11. الحجر
  12. الزیّدیة
  13. الشواهد
  14. الفصول المهذبة للعقول
  15. القضاء والقدر
  16. الوزراء
  17. الوقف والابتداء
  18. الکافی فی الترسل.[۱۲]

ج. نظم و نثر صاحب:

صاحب که از هوش و ذکاوت سرشاری بهره داشت، توانست به عنوان یگانه روزگار در فصاحت و بلاغت و در شعر و نثر به کمال و شهرت برسد و همیشه دربارش از شعرا و ادبا موج می زد.

او بارها بر اشعار "متنبّی" شاعر زبردست عرب خرده می گرفت، و همیشه شیفته اشعار "سید رضی" و مقام بلند ادبی او بود، تا جائی که شخصی را به بغداد فرستاد تا اشعار سید رضی را برایش بیاورد. تمام دانشمندان معاصرش، این نابغه نامی را به عالی ترین وصف ستوده اند از جمله، ثعالبی در «یتیمة الدهر» -که آن را در شرح حال صاحب و شعرای عصر او نوشته است- می نویسد: «نمی دانم با چه عبارتی مقام بلند او را در علم و ادب، و جلال شأنش را در جود و کرم و نیکوئی های بی پایانش را شرح دهم». و نیز در توصیف اهمیت جلسات صاحب با ادبا و بزرگان می‌گوید: «در این گونه مجالس ثمرات عقول و افکار و ذوق‌های مختلف بر صاحب عرضه می‌شد و از نتایج این اجتماعات بود که سخن صاحب در فصاحت و بلاغت به مرز سحر رسید و داخل در حد اعجاز گردید و نظم و نثرش چون خورشید در همه آفاق پرتوافکن شد و شرق و غرب را فراگرفت».[۱۳]

صاحب در تمامی ابواب و فنون شعر از قبیل مدح، وصف، رثاء، هجاء، هذل، مواعظ و... اشعاری سروده و در هر فن قدرت طبع خود را با آوردن معانی نو و مضامین تازه و دقیق آشکار ساخته است. او اشعار متعددی در وصف ائمه به خصوص امام علی علیه‌السلام و در بیان مقام والای آیشان سروده است. صاحب در مدح امیرالمؤمنین علیه‌السلام ۲۷ قصیده سروده که در هر یک از قصیده‌ها یکی از حروف بکار نرفته است (صنعت حذف). ابن شهر آشوب در «معالم العلماء» صاحب را در شمار شعرای شیعه آورده و اشعاری از وی نقل کرده و او را از شعرایی دانسته که در بیان تشیع و علاقه خود به خاندان اهل بیت علیهم السلام بی‌پروا بوده‌اند.

همچنین صاحب در فن نویسندگی و کتابت نیز مهارتی عجیب داشت و در این زمینه خود دارنده سبک و روش بود. ثعالبی «منشآت» صاحب را از حیث زیبایی لفظ و معنی به سرحد سحر و اعجاز نزدیک می‌دانست. صاحب نوشته‌های خود را به آیات قرآن، امثال و پندها و کلمات و اشعار شعرای مشهوری مزین می‌ساخت. جمله «ایّها القاضی بِقُمْ قد عَزلناک فَقُمْ» (ای قاضی شهر قم، همانا تو را از قضاوت برکنار نموده‌ایم، پس از جای خود برخیز)، از جمله‌های ادبی مشهور صاحب است که آن را به قاضی شهر قم که تخلف ورزیده و رشوه ستانده بود، نوشته است.[۱۴]

توقیعات[۱۵] متعدد صاحب نیز از دیگر نشانه‌های فصاحت و بلاغت و مهارت او در فنون ادبی می‌باشد.

برخی گمان می‌کنند صاحب با ترجیح ادبیات عرب بر ادبیات فارسی، تعصب به خرج می‌داده است و حال آن که بررسی احوال او این باور را تکذیب می‌کند. بهترین شاهد و دلیل ما، ارتباط صاحب با شعرای پارسی‌گویی همچون بندار رازی غضائری و جنیدی و احترام ویژه صاحب و تکریم آنان می‌باشد.

تحقیق و تأمل در آنچه مدارک گفته‌اند نشان می‌دهد که صاحب هیچ‌گاه با زبان فارسی و فارسی زبانان مخالف نبوده است، بلکه وی با نژادپرستی و کفر و بازگشت به مجوسیت که به بهانه دفاع از زبان فارسی انجام می‌شد، دشمنی می‌ورزید. او از ترویج و توسعه مجوسیت نگران بود، به ویژه که در دولت آل بویه برخی بزرگان دیالمه بر کیش زرتشت باقی بودند و در منصب‌های مهم قرار داشتند و صاحب به دلیل پای‌بندی به دین اسلام و مذهب خود، از آن‌ها دلگیر بود. از همین رو گاهی در بیان دلتنگی از آن‌ها سخن می‌گفت و نمی‌توان این موضع‌گیری‌ها را مخالفت با زبان فارسی شمرد.[۱۶]

پانویس

  1. وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۱، ص ۲۰۶؛ شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی، ج ۳، ص ۱۱۵.
  2. صاحب بن عباد؛ شرح حال و آثار، احمد بهمن‌یار، ص ۳۷؛ معجم الادباء، یاقوت حموی، ج ۶، ص ۲۲۱.
  3. برای آگاهی کامل از اشعار صاحب ر.ک: الغدیر، علامه امینی (ترجمه)، ج۷، ص۱۰۳؛ اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۳، یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.
  4. علیّ حبّه جُنّة؛ قسیم النار و الجَنّة.
  5. صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، ص ۷۲.
  6. همان، ص ۶۸، ۷۰.
  7. همان، ص ۶۸.
  8. همان.
  9. وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۲۲۸.
  10. اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۱؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۱۲۰.
  11. صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۵۴، ۱۶۹ و ۱۲۵؛ معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۵۲ و ۲۷۸.
  12. معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۶۰؛ الغدیر، ج ۷، ص ۸۷؛ صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۹۷؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۲۱.
  13. یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.
  14. ر.ک: صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۹۴.
  15. توقیع، جوابی است که بزرگان در ذیل نوشته‌های دادخواهان و کسانی که به آن‌ها عریضه تقدیم می‌داشتند می‌نوشتند. توقیع با عبارتی موجز و مختصر که از فصاحت و بلاغت برخودار بود نوشته می‌شد.
  16. صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۰۲.

منابع

  • گلشن ابرار، زندگی‌نامه "صاحب بن عباد" از سعید بابایی، جلد ۱.
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه