صاحب بن عباد: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) (ویرایش) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | ''' | + | '''«اسماعیل بن عَبّاد»''' ملقب به «صاحب» و «كافی الكُفاة» (۳۲۶-۳۸۵ ق)، متکلم، حکیم، ادیب، شاعر و وزیر دانشمند [[شیعه|شیعی]] دولت [[آل بویه]] در قرن چهارم هجری بود که نقش مهمی در تشیع مردم [[اصفهان]] داشته است. صاحب بن عبّاد هنگام وزارت، در اجرای [[عدالت]]، رفع ستم از مردم، عمران و آبادی و ترویج علم بسیار کوشید. صاحب در بسیاری از علوم و فنون صاحبنظر بود و آثار ارزشمندی مانند «الإبانة عن مذهب أهل العدل» تألیف نمود. |
| − | + | {{شناسنامه عالم | |
| + | ||نام کامل = صاحب بن عَبّاد | ||
| + | ||تصویر= [[پرونده:صاحب بن عباد.jpg|۲۳۰px]] | ||
| + | ||زادروز = ۳۲۶ قمری | ||
| + | |زادگاه = [[اصفهان]] | ||
| + | |وفات = ۳۸۵ قمری | ||
| + | |مدفن = اصفهان | ||
| + | |اساتید = [[ابن فارس]]، [[محمد بن عمید]]، عباس بن محمد نحوی، حسن بن عبدالله سیرافی،... | ||
| + | |شاگردان = شیخ عبدالقاهر جرجانی، ابوبکر بن مقری، قاضی ابوطیب طبری، ابوبکر علی ذکوانی،... | ||
| + | |آثار = الإبانة عن مذهب أهل العدل، التذکرة فی الأصول الخمسة، [[المحیط فی اللغة (کتاب)|المحیط فی اللغة]]، عنوان المعارف و ذکر الخلائف، الإقناع فی العروض، رسائل صاحب،... | ||
| + | }} | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | ابوالقاسم اسماعیل بن | + | ابوالقاسم اسماعیل بن عَبّاد، ملقب به «صاحب»، به سال ۳۲۶ ق. در [[اصفهان]] دیده به جهان گشود.<ref> وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۱، ص ۲۰۶؛ شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی، ج ۳، ص ۱۱۵.</ref> پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. عباس پدربزرگ صاحب بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بود که مردم او را «شیخ امین» میگفتند. |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | اولین استادِ صاحب، پدرش «عبّاد» بود که علاوه بر ایفای وظایف پدری، استادی مهربان و دلسوز برای وی به حساب میآمد. «صاحب» پس از فراگیری مقدمات به تحصیل [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تفسیر]]، [[علم کلام|کلام]] و دیگر علوم رایج پرداخت. | |
| − | + | پس از چندی که او خود را از اساتید و بزرگان اصفهان بینیاز دید، به «ری» که از مراکز علم و ادب آن زمان بود مهاجرت کرد و در آن شهر به حلقه درس «[[محمد بن عمید]]» وزیر دانشمند و شهیر [[آل بویه]] پیوست. ابن عمید توانایی «صاحب» در انشای متون ادبی را مشاهده کرد و او را از نویسندگان مقام وزارت قرار داد. کاردانی و توانایی صاحب در انجام این امور، راه پیشرفت را بر او هموار ساخت، تا آنجا که چون رکن الدوله، فرزندش مؤیدالدوله را به حکومت اصفهان منصوب کرد، صاحب نیز در مقام دبیری او و نویسندگی وی به زادگاهش اصفهان بازگشت.<ref> صاحب بن عباد؛ شرح حال و آثار، احمد بهمنیار، ص ۳۷؛ معجم الادباء، یاقوت حموی، ج ۶، ص ۲۲۱.</ref> | |
| − | + | صاحب در اواخر عمر خویش، ناخوش و رنجور گشت و در بستر بیماری افتاد. اما او در بستر هم از مسائل کشور غافل نبود و از امور کشور با اطلاع میشد. مردم در ایام بیماری به [[عیادت بیماران|عیادت]] او رفته، برای بهبودیاش روزی دوبار مقابل سرای او به درگاه خداوند [[دعا]] میکردند. ولی صاحب که از زندان تن به تنگ آمده، مشتاق لقای پروردگار خود بود، سرانجام در شب جمعه ۲۴ [[صفر]] سال ۳۸۵ ق. در سن ۵۸ سالگی در «ری» از دنیا رفت. | |
| − | + | بامدادان، مردم ری از ارتحال وزیر دانشور و دینپرور [[شیعه]] دیار خویش باخبر شدند و تمامی بازارهای شهر بسته گردید. جمعیتی انبوه در [[تشییع جنازه|تشییع]] پیکر صاحب گرد آمدند. ابوالعباس ضبّی از دانشمندان ری که شاگرد صاحب بود بر پیکر استاد [[نماز میت|نماز]] خواند. فخرالدوله و سران سپاه در حالی که جامه سیاه بر تن داشتند در مراسم عزای آن وزیر دانشمند، شرکت داشتند. مدتی [[تابوت]] صاحب در خانهاش در ری نهاده شد و سرانجام باشکوه و تجلیل فراوان به [[اصفهان]] انتقال داده و در زادگاهش به خاک سپرده شد. مرقد صاحب بن عباد در میدان طوقچی اصفهان، جنب مزار [[عباسعلی ادیب|آیت الله ادیب]] واقع است و زیارتگاه خاص و عام می باشد. | |
| − | + | [[سید رضی]] شخصیت گرانقدر اسلام که معاصر صاحب بود، ۱۱۲ [[بیت (شعر)|بیت]] در رثای صاحب بن عباد سرود، که هم اکنون در دیوان او موجود است و ابوالفتح عثمان بن جنی نیز شرحی بر آن ابیات در یک جلد تألیف نمود. | |
| − | + | ==ویژگیهای صاحب== | |
| − | + | [[علامه امینی]] در شأن صاحب بن عباد میگوید: او از کسانی است که شرح حال نویس هر اندازه ادیب و سخندان باشد، از بیان فضایل و مکارم او ناتوان بوده، زبانش در کام میخشکد. | |
| − | |||
| − | + | '''مذهب صاحب:''' | |
| − | + | بسیاری از بزرگان به [[تشیع]] و برخی به [[اثنی عشریه|دوازده امامی]] بودن صاحب تصریح کردهاند. [[سید بن طاووس]]، [[شیخ صدوق]]، [[علامه مجلسی]]، [[شیخ حر عاملی]]، [[شیخ بهایی]]، [[آقا بزرگ تهرانی]]، [[شیخ عباس قمی]]، [[علامه امینی]] و بسیاری دیگر از این جملهاند. | |
| − | + | جز تصریح بزرگان، دقت در اشعاری که از صاحب باقی مانده و شور و شوق او به [[ولایت|ولایت]] و دوستی [[ائمه اطهار|ائمه]] معصومین علیهمالسلام، بهترین شاهد بر تشیع این شخصیت بزرگ است،<ref> برای آگاهی کامل از اشعار صاحب ر.ک: الغدیر، علامه امینی (ترجمه)، ج۷، ص۱۰۳؛ اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۳، یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.</ref> به نمونه ذیل دقت کنید: | |
| + | {{بیت|أبا حسنٍ لو کان حبُّک مدخلی|جهنّم، إنّ الفوزَ عند جَحیمها}} | ||
| + | {{بیت|فکیف یخاف النارّ مَن هو مؤمن|بِأنّ أمیرالمؤمنینَ قَسیمُها}} | ||
| − | + | ای ابا حسن ([[امام علی]])، اگر دوستی تو مرا به [[دوزخ]] وارد سازد همانا که آتش [[جحیم]]، رستگاری مرا در پی خواهد داشت. آن کس که [[امیرالمؤمنین]] را تقسیم کننده [[بهشت]] و دوزخ داند چگونه از آتش آن هراسی دارد؟<ref>علیّ حبّه جُنّة؛ قسیم النار و الجَنّة.</ref> | |
| − | + | '''اخلاق و سیره:''' | |
| − | + | بررسی کتب و مدارک مربوط به احوال و شرح زندگی صاحب بن عباد، نشانگر آن است که وی از مجلسی نیکو بهره داشته و به پشتوانه [[اخلاق]] پسندیده خود، بزرگان علم و ادب و عموم مردم را شیفته خود نموده بود. کرم و جوانمردی از بارزترین صفات اخلاقی صاحب میباشد و حکایات بسیار در این باره از وی نقل شده است. او از [[تواضع]] نیز بهره فراوان داشت و به ویژه [[سادات]] و دانشمندان را گرامی میداشت. صاحب ضمن برخورداری از فروتنی، از جلالت قدر و بزرگی نیز بهره برده بود. [[عفو]] و اغماض، فراست، [[شجاعت]] و بسیاری دیگر از محاسن اخلاقی را میتوان در صاحب یافت.<ref>صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، ص ۷۲.</ref> | |
| − | + | صاحب، مقام بزرگان [[دین]] و علم و ادب را گرامی میداشت و از احترام به آنان کوچکترین مضایقهای نمیکرد. برخی از بزرگان به خدمتش حاضر شده، در شمار همراهان او درمیآمدند و برخی دیگر با نامهنگاری به وی اظهار ارادت میکردند. ابن عباد هر سال پنج هزار دینار به بغداد میفرستاد تا بین [[فقها]] و ادبیان آن دیار تقسیم گردد. او دانشمندان و بزرگان [[مکه]] و [[مدینه]] را نیز مورد الطاف خود قرار میداد و هر سال با کاروان حُجاج برای هر یک به فراخور شأنش هدایایی میفرستاد. حکایات و وقایع متعدد از روابط نیک صاحب بن عباد و بزرگان معاصرش در مدارک و مآخذ نقل شده که حاکی از بزرگواری و ستایش معاصران او نسبت به صاحب بن عباد میباشد. از جمله، هلال بن هارون صابی حرانی نویسنده نامی عصر خود که نزدیک به نود سال در خدمت خلفا و وزرا متصدی [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] رسائل بود، در نامهای خطاب به صاحب میگوید: «هنگامی که صحیفهام را در دستان آورنده آن گذاردم، بر آن نامه بوسه زدم زیرا میدانستم که پس از وصول، چشمان مبارک تو بر آن خواهد افتاد». [[یاقوت حموی]] در «[[معجم الأدباء (کتاب)|معجم الأدباء]]» میگوید: صاحب بن عباد را پانصد شاعر صاحب [[دیوان (شعر)|دیوان]] مدح گفتند. | |
| − | + | '''سیاست و کشورداری:''' | |
| − | صاحب بن عباد در | + | هنگامی که صاحب بن عباد به مقام وزارت رسید، درصدد اصلاح امور برآمد و در اولین گام، [[بدعت|بدعتهای]] ناپسند و رسوم ظالمانه را برانداخت. او در اجرای [[عدالت]] و رفع [[ظلم]] از مردم بسیار کوشا بود. وی همچنین آباد ساختن شهرها، مرمت و بازسازی ویرانیها و بنای آثار نیک را نیز مورد عنایت قرار میداد؛ که میتوان از رونق یافتن شهرهای قزوین، کاشان، [[قم]] و [[اصفهان]] یاد کرد. صاحب به شهر قم که در آن زمان پایگاه اصلی شیعیان بود توجه ویژه داشت. نویسنده «[[تاریخ قم (کتاب)|تاریخ قم]]» که این کتاب را به صاحب هدیه کرده است میگوید: «نزد صاحب چیزی گزیدهتر از تصنیفی در اخبار شهر قم و اهل آن نیافتم».<ref> همان، ص ۶۸، ۷۰.</ref> |
| − | + | صاحب در دوران وزارت خود، اقتصاد کشور و مردم را رونق بخشید و دارایی خزانه دولت را به مرتبهای عالی رساند. او به ورزش نیز توجه بسیار داشت و ورزشکاران را مورد تشویق خود قرار میداد. کارهای [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] را جز به اهل فضل و دانش نمیسپرد و هر زمان آگاه میشد که فردی شایسته و کاردان بیکار میباشد، یک شغل از کسانی را که چند شغل داشتند، میگرفت و به او واگذار میکرد.<ref> همان، ص ۶۸.</ref> | |
| − | + | '''علمآموزی و دانشگستری:''' | |
| − | + | صاحب بن عباد در محیطی شیفته [[علم]] و ادب پای به جهان گذارد و تا آخرین لحظات حیات دمی از علمآموزی و دانشگستری غفلت نورزید. کوشش صاحب در آموختن، محدود به زمان معین نبود؛ به گونهای که حتی پس از رسیدن به مقام وزارت نیز کسب علم و معرفت را فراموش نکرد. او چه در ایام اقامت در شهرهای [[اصفهان]]، [[بغداد]] و ری و چه در مسافرت، همیشه با برخی از دانشمندان و بزرگانِ علم همراه بود و حتی در مأموریتهای نظامی نیز مجلس بحث و گفتگو تشکیل میداد. فراهم آوردن زمینههای گسترش علم در میان عموم مردم از سیاستهای مهم صاحب در دوران وزارت بود. او در پی این مهم دانشمندانی را از بغداد به اصفهان و ری فراخواند. صاحب میدانست که آباد شدن کشور و رونق اقتصاد، در نخستین مرحله متوقف بر آن است که مردم از زنجیر جهل و نادانی رهیده، روشنایی دانش و فضیلت را درک کنند. | |
| − | کتابهایی نیز توسط برخی از دانشمندان به نام صاحب نوشته شده و به او هدیه گردید، از جمله: | + | صاحب به تألیفات اهل قلم عنایت و توجه ویژه داشت و هرگاه از تألیف کتابی جدید آگاهی مییافت با سعی و کوشش فراوان نسخهای از آن فراهم میکرد و برای مطالعه در کتابخانه خویش قرار میداد. او در نتیجه تلاش فراوان توانست کتابخانهای عظیم و کمنظیر تشکیل دهد. کتابخانه صاحب، بیشتر آثار و تألیفات علمی آن دوران را دربر داشت و دانشوران و نویسندگان متعدد از آن گنجینه ارزشمند استفاده میبردند. «مقدسی» جغرافیدان پرآوازه و مشهور قرن چهارم هجری، یکی از کسانی است که به تصریح خودش استفاده فراوان و بهره بسیار از کتابخانه بزرگ صاحب برده است. فهرست نام کتابهای موجود در کتابخانه مذکور حاوی ده جلد و برای حمل کتابها به تعدادی زیاد شتر نیاز بود. به گفته برخی مدارک، میزان کتابهای موجود در کتابخانه صاحب در ری، که با قرن دهم میلادی مقارن بوده است، برابر مجموع کتابهای موجود در کتابخانههای اروپا برآورد شده است. کتابهایی نیز توسط برخی از دانشمندان به نام صاحب نوشته شده و به او هدیه گردید، از جمله: |
| − | #[[عیون اخبارالرضا (کتاب)|عیون اخبارالرضا علیهالسلام]] | + | #[[عیون اخبارالرضا (کتاب)|عیون اخبارالرضا علیهالسلام]]، از [[شیخ صدوق]]، فقیه و محدث عالیقدر شیعه، که به خاطر خصال معنوی و ارادتی که صاحب به [[ائمه اطهار]] علیهم السلام داشت، او را بزرگ می شمرد و می گوید من کتاب «عیون اخبار الرضا» را برای کتابخانه او که امید است به وجود او، پایدار باشد، نوشتم؛ زیرا چیزی سراغ ندارم که نزد او از علوم اهل بیت، نفیس تر و بهتر باشد. |
| − | #کتاب رجال، از حسین بن علی بن بابویه برادر شیخ صدوق | + | #کتاب رجال، از [[حسین بن علی بن حسین بابویه قمی|حسین بن علی بن بابویه]] برادر شیخ صدوق |
| − | #تاریخ | + | #[[تاریخ قم (کتاب)|تاریخ قم]]، از حسن بن محمد قمی |
#لطایف المعارف، از ثعالبی (ادیب مشهور) | #لطایف المعارف، از ثعالبی (ادیب مشهور) | ||
#الصاحبی، از [[ابن فارس]] | #الصاحبی، از [[ابن فارس]] | ||
| سطر ۶۰: | سطر ۶۴: | ||
#الحجر، از ابوجعفر احمد بن أبی سلیمان.<ref> همان.</ref> | #الحجر، از ابوجعفر احمد بن أبی سلیمان.<ref> همان.</ref> | ||
| − | + | ==فعالیتهای علمی== | |
| − | + | '''الف. تحصیل و تدریس:''' | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | از مشخصات تمامی اساتید صاحب بن عباد اطلاع دقیق در دسترس نیست. برخی از اساتید مهم وی عبارتاند از: | |
| − | او | + | #عبّاد (پدر او) |
| + | #[[ابن فارس]] | ||
| + | #[[محمد بن عمید]] | ||
| + | #عباس بن محمد نحوی، مشهور به صدام | ||
| + | #ابوسعید حسن بن عبدالله سیرافی | ||
| + | #ابوبکر محمد بن یعقوب | ||
| + | #قاضی ابوبکر احمد بن کامل | ||
| + | #ابوزکریا یحیی بن عدی | ||
| + | #ابوعمر صباغ.<ref> وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۲۲۸.</ref> | ||
| − | + | همچنین اسامی برخی از شاگردان او بدین قرار است: | |
| − | + | #شیخ عبدالقاهر جرجانی | |
| + | #ابوبکر بن مقری | ||
| + | #قاضی ابوطیب طبری | ||
| + | #ابوالفضل محمد بن ابراهیم نسوی شافعی | ||
| + | #ابوبکر علی ذکوانی<ref> اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۱؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۱۲۰.</ref> | ||
| − | + | '''ب. آثار و تألیفات:''' | |
| − | صاحب در دانشهایی چون [[علوم قرآن | + | صاحب در دانشهایی چون [[علوم قرآن]]، [[حدیث]]، [[علم کلام|کلام]]، [[علم لغت|لغت]]، [[علم نحو|نحو]]، [[علم عروض|عروض]]، [[تاریخ]] و [[طب]] تسلط و تبحر داشت.<ref> صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۵۴، ۱۶۹ و ۱۲۵؛ معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۵۲ و ۲۷۸.</ref> آثار متعددی در زمینه علوم مختلف از صاحب باقی مانده که بدین شرح است: |
| − | + | #کتاب الإبانة عن مذهب أهل العدل (در [[علم کلام]]) | |
| − | + | #الإِقناع فی العروض و تخریج القوافی (در [[علم عروض]]) | |
| − | + | #الأمثال السائره من شعر المتنبّی (در علوم ادبی) | |
| − | + | #التذکرة فی الأصول الخمسة (در کلام و [[اصول دین]]) | |
| − | #کتاب | ||
| − | # | ||
| − | #الأمثال السائره (در علوم ادبی) | ||
| − | # | ||
#دیوان اشعار | #دیوان اشعار | ||
#رسائل صاحب (مباحث اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی) | #رسائل صاحب (مباحث اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی) | ||
#رسالهای در فضایل [[حضرت عبدالعظیم حسنی]] علیهالسلام | #رسالهای در فضایل [[حضرت عبدالعظیم حسنی]] علیهالسلام | ||
| − | #رسالهای در علم طب | + | #رسالهای در [[طب|علم طب]] |
| − | #عنوان المعارف | + | #عنوان المعارف و ذکر الخلائف |
| − | #الفرق بین الضاد | + | #الفرق بین الضاد و الظاء |
| − | #الکشف عن مساویء شعر | + | #الکشف عن مساویء شعر المتنبّی |
| − | #المحیط (در علم لغت) | + | #[[المحیط فی اللغة (کتاب)|المحیط فی اللغة]] (در [[علم لغت]]) |
| − | # | + | #المنظومة الفریدة |
| − | مؤلفاتی که تمامی آنها در دست نیست عبارتاند از: | + | مؤلفاتی از او که تمامی آنها در دست نیست عبارتاند از: |
#الأنوار | #الأنوار | ||
| − | #الروزنامجه | + | #الروزنامجه (دفتری که صاحب تمام کارهای روزانه [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوانی]] را در آن یادداشت میکرده است.) |
| − | # | + | #السفینة |
#نهج السبیل | #نهج السبیل | ||
#اسماءالله و صفاته | #اسماءالله و صفاته | ||
#الاعیاد و فضائل النیروز | #الاعیاد و فضائل النیروز | ||
| − | # | + | #الإمامة |
#تاریخ الملک و اختلاف الدول | #تاریخ الملک و اختلاف الدول | ||
#التعلیل | #التعلیل | ||
| − | # | + | #جوهرة الجمهرة (مختصر کتاب «[[جمهرة اللغة (کتاب)|الجمهرة]]» [[ابن دُرَید|ابن درید]]) |
#الحجر | #الحجر | ||
| − | # | + | #الزیّدیة |
#الشواهد | #الشواهد | ||
| − | #الفصول | + | #الفصول المهذبة للعقول |
#القضاء والقدر | #القضاء والقدر | ||
#الوزراء | #الوزراء | ||
#الوقف والابتداء | #الوقف والابتداء | ||
| − | #الکافی فی الترسل | + | #الکافی فی الترسل.<ref> معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۶۰؛ الغدیر، ج ۷، ص ۸۷؛ صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۹۷؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۲۱.</ref> |
| − | ''' | + | '''ج. نظم و نثر صاحب:''' |
| − | از | + | صاحب که از هوش و ذکاوت سرشاری بهره داشت، توانست به عنوان یگانه روزگار در فصاحت و [[بلاغت]] و در [[شعر]] و نثر به کمال و شهرت برسد و همیشه دربارش از شعرا و ادبا موج می زد. |
| − | + | او بارها بر اشعار "متنبّی" شاعر زبردست عرب خرده می گرفت، و همیشه شیفته اشعار "[[سید رضی]]" و مقام بلند ادبی او بود، تا جائی که شخصی را به [[بغداد]] فرستاد تا اشعار سید رضی را برایش بیاورد. تمام دانشمندان معاصرش، این نابغه نامی را به عالی ترین وصف ستوده اند از جمله، ثعالبی در «یتیمة الدهر» -که آن را در شرح حال صاحب و شعرای عصر او نوشته است- می نویسد: «نمی دانم با چه عبارتی مقام بلند او را در علم و ادب، و جلال شأنش را در جود و کرم و نیکوئی های بی پایانش را شرح دهم». و نیز در توصیف اهمیت جلسات صاحب با ادبا و بزرگان میگوید: «در این گونه مجالس ثمرات عقول و افکار و ذوقهای مختلف بر صاحب عرضه میشد و از نتایج این اجتماعات بود که سخن صاحب در فصاحت و [[بلاغت]] به مرز سحر رسید و داخل در حد اعجاز گردید و نظم و نثرش چون خورشید در همه آفاق پرتوافکن شد و شرق و غرب را فراگرفت».<ref>یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.</ref> | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | او بارها بر اشعار " | ||
| − | |||
| − | صاحب در | ||
| − | |||
| − | |||
| − | صاحب در | + | صاحب در تمامی ابواب و فنون شعر از قبیل مدح، وصف، رثاء، هجاء، هذل، مواعظ و... اشعاری سروده و در هر فن قدرت طبع خود را با آوردن معانی نو و مضامین تازه و دقیق آشکار ساخته است. او اشعار متعددی در وصف [[ائمه]] به خصوص [[امام علی]] علیهالسلام و در بیان مقام والای آیشان سروده است. صاحب در مدح [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیهالسلام ۲۷ [[قصیده]] سروده که در هر یک از قصیدهها یکی از حروف بکار نرفته است (صنعت حذف). [[ابن شهر آشوب]] در «[[معالم العلماء (کتاب)|معالم العلماء]]» صاحب را در شمار شعرای [[شیعه]] آورده و اشعاری از وی نقل کرده و او را از شعرایی دانسته که در بیان تشیع و علاقه خود به خاندان [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام بیپروا بودهاند. |
| − | ای قاضی شهر قم، همانا تو را از قضاوت برکنار نمودهایم، پس از جای خود | + | همچنین صاحب در فن نویسندگی و کتابت نیز مهارتی عجیب داشت و در این زمینه خود دارنده سبک و روش بود. ثعالبی «منشآت» صاحب را از حیث زیبایی لفظ و معنی به سرحد سحر و اعجاز نزدیک میدانست. صاحب نوشتههای خود را به آیات [[قرآن]]، امثال و پندها و کلمات و اشعار شعرای مشهوری مزین میساخت. جمله «ایّها القاضی بِقُمْ قد عَزلناک فَقُمْ» (ای قاضی شهر قم، همانا تو را از قضاوت برکنار نمودهایم، پس از جای خود برخیز)، از جملههای ادبی مشهور صاحب است که آن را به قاضی شهر [[قم]] که تخلف ورزیده و [[رشوه خواری|رشوه]] ستانده بود، نوشته است.<ref>ر.ک: صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۹۴.</ref> |
| − | + | توقیعات<ref> توقیع، جوابی است که بزرگان در ذیل نوشتههای دادخواهان و کسانی که به آنها عریضه تقدیم میداشتند مینوشتند. توقیع با عبارتی موجز و مختصر که از فصاحت و بلاغت برخودار بود نوشته میشد.</ref> متعدد صاحب نیز از دیگر نشانههای فصاحت و بلاغت و مهارت او در فنون ادبی میباشد. | |
| − | برخی گمان میکنند صاحب با ترجیح [[ادبیات عرب]] بر | + | برخی گمان میکنند صاحب با ترجیح [[ادبیات عرب]] بر ادبیات فارسی، [[تعصب]] به خرج میداده است و حال آن که بررسی احوال او این باور را تکذیب میکند. بهترین شاهد و دلیل ما، ارتباط صاحب با شعرای پارسیگویی همچون بندار رازی غضائری و جنیدی و احترام ویژه صاحب و تکریم آنان میباشد. |
| − | |||
| − | |||
| + | تحقیق و تأمل در آنچه مدارک گفتهاند نشان میدهد که صاحب هیچگاه با زبان فارسی و فارسی زبانان مخالف نبوده است، بلکه وی با نژادپرستی و [[کفر]] و بازگشت به مجوسیت که به بهانه دفاع از زبان فارسی انجام میشد، دشمنی میورزید. او از ترویج و توسعه مجوسیت نگران بود، به ویژه که در دولت [[آل بویه]] برخی بزرگان دیالمه بر کیش [[زرتشت]] باقی بودند و در منصبهای مهم قرار داشتند و صاحب به دلیل پایبندی به [[دین اسلام]] و مذهب خود، از آنها دلگیر بود. از همین رو گاهی در بیان دلتنگی از آنها سخن میگفت و نمیتوان این موضعگیریها را مخالفت با زبان فارسی شمرد.<ref> صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۰۲.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| − | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * | + | *[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، زندگینامه "صاحب بن عباد" از سعید بابایی، جلد ۱. |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | [ | + | *[http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=10871 "صاحب بن عباد"، دایرة المعارف طهور]. |
| − | [[رده:ادیبان]] | + | *[http://www.shareh.com/persian/personalities/003.htm "صاحب بن عباد"، شبکه شارح]، بازیابی: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲. |
| + | [[رده:علمای قرن چهارم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:متکلمان]][[رده:ادیبان]][[رده:دانشمندان مسلمان ایرانی]][[رده:دولتمردان]][[رده:شعرای پارسی زبان تازی سرا]][[رده:شعرای اهل البیت]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۹
«اسماعیل بن عَبّاد» ملقب به «صاحب» و «كافی الكُفاة» (۳۲۶-۳۸۵ ق)، متکلم، حکیم، ادیب، شاعر و وزیر دانشمند شیعی دولت آل بویه در قرن چهارم هجری بود که نقش مهمی در تشیع مردم اصفهان داشته است. صاحب بن عبّاد هنگام وزارت، در اجرای عدالت، رفع ستم از مردم، عمران و آبادی و ترویج علم بسیار کوشید. صاحب در بسیاری از علوم و فنون صاحبنظر بود و آثار ارزشمندی مانند «الإبانة عن مذهب أهل العدل» تألیف نمود.
| |
| نام کامل | صاحب بن عَبّاد |
| زادروز | ۳۲۶ قمری |
| زادگاه | اصفهان |
| وفات | ۳۸۵ قمری |
| مدفن | اصفهان |
| اساتید |
ابن فارس، محمد بن عمید، عباس بن محمد نحوی، حسن بن عبدالله سیرافی،... |
| شاگردان |
شیخ عبدالقاهر جرجانی، ابوبکر بن مقری، قاضی ابوطیب طبری، ابوبکر علی ذکوانی،... |
| آثار |
الإبانة عن مذهب أهل العدل، التذکرة فی الأصول الخمسة، المحیط فی اللغة، عنوان المعارف و ذکر الخلائف، الإقناع فی العروض، رسائل صاحب،... |
زندگینامه
ابوالقاسم اسماعیل بن عَبّاد، ملقب به «صاحب»، به سال ۳۲۶ ق. در اصفهان دیده به جهان گشود.[۱] پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. عباس پدربزرگ صاحب بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بود که مردم او را «شیخ امین» میگفتند.
اولین استادِ صاحب، پدرش «عبّاد» بود که علاوه بر ایفای وظایف پدری، استادی مهربان و دلسوز برای وی به حساب میآمد. «صاحب» پس از فراگیری مقدمات به تحصیل فقه، حدیث، تفسیر، کلام و دیگر علوم رایج پرداخت.
پس از چندی که او خود را از اساتید و بزرگان اصفهان بینیاز دید، به «ری» که از مراکز علم و ادب آن زمان بود مهاجرت کرد و در آن شهر به حلقه درس «محمد بن عمید» وزیر دانشمند و شهیر آل بویه پیوست. ابن عمید توانایی «صاحب» در انشای متون ادبی را مشاهده کرد و او را از نویسندگان مقام وزارت قرار داد. کاردانی و توانایی صاحب در انجام این امور، راه پیشرفت را بر او هموار ساخت، تا آنجا که چون رکن الدوله، فرزندش مؤیدالدوله را به حکومت اصفهان منصوب کرد، صاحب نیز در مقام دبیری او و نویسندگی وی به زادگاهش اصفهان بازگشت.[۲]
صاحب در اواخر عمر خویش، ناخوش و رنجور گشت و در بستر بیماری افتاد. اما او در بستر هم از مسائل کشور غافل نبود و از امور کشور با اطلاع میشد. مردم در ایام بیماری به عیادت او رفته، برای بهبودیاش روزی دوبار مقابل سرای او به درگاه خداوند دعا میکردند. ولی صاحب که از زندان تن به تنگ آمده، مشتاق لقای پروردگار خود بود، سرانجام در شب جمعه ۲۴ صفر سال ۳۸۵ ق. در سن ۵۸ سالگی در «ری» از دنیا رفت.
بامدادان، مردم ری از ارتحال وزیر دانشور و دینپرور شیعه دیار خویش باخبر شدند و تمامی بازارهای شهر بسته گردید. جمعیتی انبوه در تشییع پیکر صاحب گرد آمدند. ابوالعباس ضبّی از دانشمندان ری که شاگرد صاحب بود بر پیکر استاد نماز خواند. فخرالدوله و سران سپاه در حالی که جامه سیاه بر تن داشتند در مراسم عزای آن وزیر دانشمند، شرکت داشتند. مدتی تابوت صاحب در خانهاش در ری نهاده شد و سرانجام باشکوه و تجلیل فراوان به اصفهان انتقال داده و در زادگاهش به خاک سپرده شد. مرقد صاحب بن عباد در میدان طوقچی اصفهان، جنب مزار آیت الله ادیب واقع است و زیارتگاه خاص و عام می باشد.
سید رضی شخصیت گرانقدر اسلام که معاصر صاحب بود، ۱۱۲ بیت در رثای صاحب بن عباد سرود، که هم اکنون در دیوان او موجود است و ابوالفتح عثمان بن جنی نیز شرحی بر آن ابیات در یک جلد تألیف نمود.
ویژگیهای صاحب
علامه امینی در شأن صاحب بن عباد میگوید: او از کسانی است که شرح حال نویس هر اندازه ادیب و سخندان باشد، از بیان فضایل و مکارم او ناتوان بوده، زبانش در کام میخشکد.
مذهب صاحب:
بسیاری از بزرگان به تشیع و برخی به دوازده امامی بودن صاحب تصریح کردهاند. سید بن طاووس، شیخ صدوق، علامه مجلسی، شیخ حر عاملی، شیخ بهایی، آقا بزرگ تهرانی، شیخ عباس قمی، علامه امینی و بسیاری دیگر از این جملهاند.
جز تصریح بزرگان، دقت در اشعاری که از صاحب باقی مانده و شور و شوق او به ولایت و دوستی ائمه معصومین علیهمالسلام، بهترین شاهد بر تشیع این شخصیت بزرگ است،[۳] به نمونه ذیل دقت کنید:
أبا حسنٍ لو کان حبُّک مدخلی جهنّم، إنّ الفوزَ عند جَحیمها
فکیف یخاف النارّ مَن هو مؤمن بِأنّ أمیرالمؤمنینَ قَسیمُها
ای ابا حسن (امام علی)، اگر دوستی تو مرا به دوزخ وارد سازد همانا که آتش جحیم، رستگاری مرا در پی خواهد داشت. آن کس که امیرالمؤمنین را تقسیم کننده بهشت و دوزخ داند چگونه از آتش آن هراسی دارد؟[۴]
اخلاق و سیره:
بررسی کتب و مدارک مربوط به احوال و شرح زندگی صاحب بن عباد، نشانگر آن است که وی از مجلسی نیکو بهره داشته و به پشتوانه اخلاق پسندیده خود، بزرگان علم و ادب و عموم مردم را شیفته خود نموده بود. کرم و جوانمردی از بارزترین صفات اخلاقی صاحب میباشد و حکایات بسیار در این باره از وی نقل شده است. او از تواضع نیز بهره فراوان داشت و به ویژه سادات و دانشمندان را گرامی میداشت. صاحب ضمن برخورداری از فروتنی، از جلالت قدر و بزرگی نیز بهره برده بود. عفو و اغماض، فراست، شجاعت و بسیاری دیگر از محاسن اخلاقی را میتوان در صاحب یافت.[۵]
صاحب، مقام بزرگان دین و علم و ادب را گرامی میداشت و از احترام به آنان کوچکترین مضایقهای نمیکرد. برخی از بزرگان به خدمتش حاضر شده، در شمار همراهان او درمیآمدند و برخی دیگر با نامهنگاری به وی اظهار ارادت میکردند. ابن عباد هر سال پنج هزار دینار به بغداد میفرستاد تا بین فقها و ادبیان آن دیار تقسیم گردد. او دانشمندان و بزرگان مکه و مدینه را نیز مورد الطاف خود قرار میداد و هر سال با کاروان حُجاج برای هر یک به فراخور شأنش هدایایی میفرستاد. حکایات و وقایع متعدد از روابط نیک صاحب بن عباد و بزرگان معاصرش در مدارک و مآخذ نقل شده که حاکی از بزرگواری و ستایش معاصران او نسبت به صاحب بن عباد میباشد. از جمله، هلال بن هارون صابی حرانی نویسنده نامی عصر خود که نزدیک به نود سال در خدمت خلفا و وزرا متصدی دیوان رسائل بود، در نامهای خطاب به صاحب میگوید: «هنگامی که صحیفهام را در دستان آورنده آن گذاردم، بر آن نامه بوسه زدم زیرا میدانستم که پس از وصول، چشمان مبارک تو بر آن خواهد افتاد». یاقوت حموی در «معجم الأدباء» میگوید: صاحب بن عباد را پانصد شاعر صاحب دیوان مدح گفتند.
سیاست و کشورداری:
هنگامی که صاحب بن عباد به مقام وزارت رسید، درصدد اصلاح امور برآمد و در اولین گام، بدعتهای ناپسند و رسوم ظالمانه را برانداخت. او در اجرای عدالت و رفع ظلم از مردم بسیار کوشا بود. وی همچنین آباد ساختن شهرها، مرمت و بازسازی ویرانیها و بنای آثار نیک را نیز مورد عنایت قرار میداد؛ که میتوان از رونق یافتن شهرهای قزوین، کاشان، قم و اصفهان یاد کرد. صاحب به شهر قم که در آن زمان پایگاه اصلی شیعیان بود توجه ویژه داشت. نویسنده «تاریخ قم» که این کتاب را به صاحب هدیه کرده است میگوید: «نزد صاحب چیزی گزیدهتر از تصنیفی در اخبار شهر قم و اهل آن نیافتم».[۶]
صاحب در دوران وزارت خود، اقتصاد کشور و مردم را رونق بخشید و دارایی خزانه دولت را به مرتبهای عالی رساند. او به ورزش نیز توجه بسیار داشت و ورزشکاران را مورد تشویق خود قرار میداد. کارهای دیوان را جز به اهل فضل و دانش نمیسپرد و هر زمان آگاه میشد که فردی شایسته و کاردان بیکار میباشد، یک شغل از کسانی را که چند شغل داشتند، میگرفت و به او واگذار میکرد.[۷]
علمآموزی و دانشگستری:
صاحب بن عباد در محیطی شیفته علم و ادب پای به جهان گذارد و تا آخرین لحظات حیات دمی از علمآموزی و دانشگستری غفلت نورزید. کوشش صاحب در آموختن، محدود به زمان معین نبود؛ به گونهای که حتی پس از رسیدن به مقام وزارت نیز کسب علم و معرفت را فراموش نکرد. او چه در ایام اقامت در شهرهای اصفهان، بغداد و ری و چه در مسافرت، همیشه با برخی از دانشمندان و بزرگانِ علم همراه بود و حتی در مأموریتهای نظامی نیز مجلس بحث و گفتگو تشکیل میداد. فراهم آوردن زمینههای گسترش علم در میان عموم مردم از سیاستهای مهم صاحب در دوران وزارت بود. او در پی این مهم دانشمندانی را از بغداد به اصفهان و ری فراخواند. صاحب میدانست که آباد شدن کشور و رونق اقتصاد، در نخستین مرحله متوقف بر آن است که مردم از زنجیر جهل و نادانی رهیده، روشنایی دانش و فضیلت را درک کنند.
صاحب به تألیفات اهل قلم عنایت و توجه ویژه داشت و هرگاه از تألیف کتابی جدید آگاهی مییافت با سعی و کوشش فراوان نسخهای از آن فراهم میکرد و برای مطالعه در کتابخانه خویش قرار میداد. او در نتیجه تلاش فراوان توانست کتابخانهای عظیم و کمنظیر تشکیل دهد. کتابخانه صاحب، بیشتر آثار و تألیفات علمی آن دوران را دربر داشت و دانشوران و نویسندگان متعدد از آن گنجینه ارزشمند استفاده میبردند. «مقدسی» جغرافیدان پرآوازه و مشهور قرن چهارم هجری، یکی از کسانی است که به تصریح خودش استفاده فراوان و بهره بسیار از کتابخانه بزرگ صاحب برده است. فهرست نام کتابهای موجود در کتابخانه مذکور حاوی ده جلد و برای حمل کتابها به تعدادی زیاد شتر نیاز بود. به گفته برخی مدارک، میزان کتابهای موجود در کتابخانه صاحب در ری، که با قرن دهم میلادی مقارن بوده است، برابر مجموع کتابهای موجود در کتابخانههای اروپا برآورد شده است. کتابهایی نیز توسط برخی از دانشمندان به نام صاحب نوشته شده و به او هدیه گردید، از جمله:
- عیون اخبارالرضا علیهالسلام، از شیخ صدوق، فقیه و محدث عالیقدر شیعه، که به خاطر خصال معنوی و ارادتی که صاحب به ائمه اطهار علیهم السلام داشت، او را بزرگ می شمرد و می گوید من کتاب «عیون اخبار الرضا» را برای کتابخانه او که امید است به وجود او، پایدار باشد، نوشتم؛ زیرا چیزی سراغ ندارم که نزد او از علوم اهل بیت، نفیس تر و بهتر باشد.
- کتاب رجال، از حسین بن علی بن بابویه برادر شیخ صدوق
- تاریخ قم، از حسن بن محمد قمی
- لطایف المعارف، از ثعالبی (ادیب مشهور)
- الصاحبی، از ابن فارس
- تهذیب، از قاضی عبدالعزیز جرجانی
- الحجر، از ابوجعفر احمد بن أبی سلیمان.[۸]
فعالیتهای علمی
الف. تحصیل و تدریس:
از مشخصات تمامی اساتید صاحب بن عباد اطلاع دقیق در دسترس نیست. برخی از اساتید مهم وی عبارتاند از:
- عبّاد (پدر او)
- ابن فارس
- محمد بن عمید
- عباس بن محمد نحوی، مشهور به صدام
- ابوسعید حسن بن عبدالله سیرافی
- ابوبکر محمد بن یعقوب
- قاضی ابوبکر احمد بن کامل
- ابوزکریا یحیی بن عدی
- ابوعمر صباغ.[۹]
همچنین اسامی برخی از شاگردان او بدین قرار است:
- شیخ عبدالقاهر جرجانی
- ابوبکر بن مقری
- قاضی ابوطیب طبری
- ابوالفضل محمد بن ابراهیم نسوی شافعی
- ابوبکر علی ذکوانی[۱۰]
ب. آثار و تألیفات:
صاحب در دانشهایی چون علوم قرآن، حدیث، کلام، لغت، نحو، عروض، تاریخ و طب تسلط و تبحر داشت.[۱۱] آثار متعددی در زمینه علوم مختلف از صاحب باقی مانده که بدین شرح است:
- کتاب الإبانة عن مذهب أهل العدل (در علم کلام)
- الإِقناع فی العروض و تخریج القوافی (در علم عروض)
- الأمثال السائره من شعر المتنبّی (در علوم ادبی)
- التذکرة فی الأصول الخمسة (در کلام و اصول دین)
- دیوان اشعار
- رسائل صاحب (مباحث اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی)
- رسالهای در فضایل حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام
- رسالهای در علم طب
- عنوان المعارف و ذکر الخلائف
- الفرق بین الضاد و الظاء
- الکشف عن مساویء شعر المتنبّی
- المحیط فی اللغة (در علم لغت)
- المنظومة الفریدة
مؤلفاتی از او که تمامی آنها در دست نیست عبارتاند از:
- الأنوار
- الروزنامجه (دفتری که صاحب تمام کارهای روزانه دیوانی را در آن یادداشت میکرده است.)
- السفینة
- نهج السبیل
- اسماءالله و صفاته
- الاعیاد و فضائل النیروز
- الإمامة
- تاریخ الملک و اختلاف الدول
- التعلیل
- جوهرة الجمهرة (مختصر کتاب «الجمهرة» ابن درید)
- الحجر
- الزیّدیة
- الشواهد
- الفصول المهذبة للعقول
- القضاء والقدر
- الوزراء
- الوقف والابتداء
- الکافی فی الترسل.[۱۲]
ج. نظم و نثر صاحب:
صاحب که از هوش و ذکاوت سرشاری بهره داشت، توانست به عنوان یگانه روزگار در فصاحت و بلاغت و در شعر و نثر به کمال و شهرت برسد و همیشه دربارش از شعرا و ادبا موج می زد.
او بارها بر اشعار "متنبّی" شاعر زبردست عرب خرده می گرفت، و همیشه شیفته اشعار "سید رضی" و مقام بلند ادبی او بود، تا جائی که شخصی را به بغداد فرستاد تا اشعار سید رضی را برایش بیاورد. تمام دانشمندان معاصرش، این نابغه نامی را به عالی ترین وصف ستوده اند از جمله، ثعالبی در «یتیمة الدهر» -که آن را در شرح حال صاحب و شعرای عصر او نوشته است- می نویسد: «نمی دانم با چه عبارتی مقام بلند او را در علم و ادب، و جلال شأنش را در جود و کرم و نیکوئی های بی پایانش را شرح دهم». و نیز در توصیف اهمیت جلسات صاحب با ادبا و بزرگان میگوید: «در این گونه مجالس ثمرات عقول و افکار و ذوقهای مختلف بر صاحب عرضه میشد و از نتایج این اجتماعات بود که سخن صاحب در فصاحت و بلاغت به مرز سحر رسید و داخل در حد اعجاز گردید و نظم و نثرش چون خورشید در همه آفاق پرتوافکن شد و شرق و غرب را فراگرفت».[۱۳]
صاحب در تمامی ابواب و فنون شعر از قبیل مدح، وصف، رثاء، هجاء، هذل، مواعظ و... اشعاری سروده و در هر فن قدرت طبع خود را با آوردن معانی نو و مضامین تازه و دقیق آشکار ساخته است. او اشعار متعددی در وصف ائمه به خصوص امام علی علیهالسلام و در بیان مقام والای آیشان سروده است. صاحب در مدح امیرالمؤمنین علیهالسلام ۲۷ قصیده سروده که در هر یک از قصیدهها یکی از حروف بکار نرفته است (صنعت حذف). ابن شهر آشوب در «معالم العلماء» صاحب را در شمار شعرای شیعه آورده و اشعاری از وی نقل کرده و او را از شعرایی دانسته که در بیان تشیع و علاقه خود به خاندان اهل بیت علیهم السلام بیپروا بودهاند.
همچنین صاحب در فن نویسندگی و کتابت نیز مهارتی عجیب داشت و در این زمینه خود دارنده سبک و روش بود. ثعالبی «منشآت» صاحب را از حیث زیبایی لفظ و معنی به سرحد سحر و اعجاز نزدیک میدانست. صاحب نوشتههای خود را به آیات قرآن، امثال و پندها و کلمات و اشعار شعرای مشهوری مزین میساخت. جمله «ایّها القاضی بِقُمْ قد عَزلناک فَقُمْ» (ای قاضی شهر قم، همانا تو را از قضاوت برکنار نمودهایم، پس از جای خود برخیز)، از جملههای ادبی مشهور صاحب است که آن را به قاضی شهر قم که تخلف ورزیده و رشوه ستانده بود، نوشته است.[۱۴]
توقیعات[۱۵] متعدد صاحب نیز از دیگر نشانههای فصاحت و بلاغت و مهارت او در فنون ادبی میباشد.
برخی گمان میکنند صاحب با ترجیح ادبیات عرب بر ادبیات فارسی، تعصب به خرج میداده است و حال آن که بررسی احوال او این باور را تکذیب میکند. بهترین شاهد و دلیل ما، ارتباط صاحب با شعرای پارسیگویی همچون بندار رازی غضائری و جنیدی و احترام ویژه صاحب و تکریم آنان میباشد.
تحقیق و تأمل در آنچه مدارک گفتهاند نشان میدهد که صاحب هیچگاه با زبان فارسی و فارسی زبانان مخالف نبوده است، بلکه وی با نژادپرستی و کفر و بازگشت به مجوسیت که به بهانه دفاع از زبان فارسی انجام میشد، دشمنی میورزید. او از ترویج و توسعه مجوسیت نگران بود، به ویژه که در دولت آل بویه برخی بزرگان دیالمه بر کیش زرتشت باقی بودند و در منصبهای مهم قرار داشتند و صاحب به دلیل پایبندی به دین اسلام و مذهب خود، از آنها دلگیر بود. از همین رو گاهی در بیان دلتنگی از آنها سخن میگفت و نمیتوان این موضعگیریها را مخالفت با زبان فارسی شمرد.[۱۶]
پانویس
- ↑ وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۱، ص ۲۰۶؛ شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی، ج ۳، ص ۱۱۵.
- ↑ صاحب بن عباد؛ شرح حال و آثار، احمد بهمنیار، ص ۳۷؛ معجم الادباء، یاقوت حموی، ج ۶، ص ۲۲۱.
- ↑ برای آگاهی کامل از اشعار صاحب ر.ک: الغدیر، علامه امینی (ترجمه)، ج۷، ص۱۰۳؛ اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۳، یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.
- ↑ علیّ حبّه جُنّة؛ قسیم النار و الجَنّة.
- ↑ صاحب بن عباد، شرح حال و آثار، ص ۷۲.
- ↑ همان، ص ۶۸، ۷۰.
- ↑ همان، ص ۶۸.
- ↑ همان.
- ↑ وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۲۲۸.
- ↑ اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۳۵۱؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۱۲۰.
- ↑ صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۵۴، ۱۶۹ و ۱۲۵؛ معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۵۲ و ۲۷۸.
- ↑ معجم الادباء، ج ۶، ص ۲۶۰؛ الغدیر، ج ۷، ص ۸۷؛ صاحب بن عباد حیاته و ادبه، ص ۱۹۷؛ صاحب بن عباد، شرح احوال و آثار، ص ۲۱.
- ↑ یتیمة الدهر، ثعالبی، ج ۳، ص ۲۴۷.
- ↑ ر.ک: صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۹۴.
- ↑ توقیع، جوابی است که بزرگان در ذیل نوشتههای دادخواهان و کسانی که به آنها عریضه تقدیم میداشتند مینوشتند. توقیع با عبارتی موجز و مختصر که از فصاحت و بلاغت برخودار بود نوشته میشد.
- ↑ صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، ص ۱۰۲.
منابع
- گلشن ابرار، زندگینامه "صاحب بن عباد" از سعید بابایی، جلد ۱.
- "صاحب بن عباد"، شبکه شارح، بازیابی: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲.





