عرش

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«عَرش» از واژگان قرآنی و به معانى متعددی مانند بلندی، تخت حکومت و چیزى داراى سقف آمده است. «عرش» در قرآن کریم علاوه بر این معانی لغوی، در مواردی نیز به خداوند متعال نسبت داده شده، که کنایه از قدرت، سلطه، تدبير، حکومت و ادارۀ كامل جهان هستی است.

عرش در لغت

«عرش» در اصل، به معنى رفع و بالا بردن است و در لغت معانی متعددی برای آن بیان شده، از جمله: به معنی سقف یا چیزی است که دارای سقف بوده باشد، و گاهی به معنی تختهای بلند همانند تخت سلاطین نیز آمده است. مجلس شاه را عرش گویند، به اعتبار علوّ آن و کنایه از عزّت، سلطنت و مملکت [حکومت] شاه است.[۱]

عرش در قرآن

«عرش» در قرآن کریم گاهی در معنای لغوی خود بکار رفته و در مواردی نیز به خداوند متعال نسبت داده شده است.

الف. از جمله آیات دارای معانی لغوی عرش چنین است:

«وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ»[۲]؛ عرش در اصل به معنى رفع و بالا بردن است و تخت حكومت را عرش گويند، به علت بالا رفتن در آن.

«وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً ...[۳]؛ و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد، ولى همه‌ى آنان پيش او افتادند و سجده كردند...». «عرش» در این آیه به تختى مى‌گويند كه سلطان روى آن مى‌نشيند.

«وَ أَوْحى‌ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ[۴]؛ و پروردگارت به زنبور عسل وحى (الهام غريزى) كرد كه از بعضى كوه‌ها و درختان و از دار بست‌هايى كه مردم مى‌سازند خانه‌هايى بساز».

عرش در آیه فوق نیز به معنى ارتفاع و بلندى است و فعل «يعرشون» يعنى بلند مى ‏كنند. منظور از «مِمَّا يعرشون» كندوها يا داربستهايى است كه به دست بشر ساخته مى‏ شود.[۵]

«... وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ[۶]؛ ... و آنچه را فرعون و قومش (از كاخ) ساخته و آنچه را افراشته بودند ويران كرديم».

مراد از «ما كانُوا يَعْرِشُونَ» در اینجا، سقفها و داربستها يا ساختمان ها و نظير آن است. يعنى: آنچه بالا مى بردند.[۷]

ب. در مواردی نیز «عرش» به خداوند سبحان نسبت داده شده و سخن از «عرش الهی» رفته است. می توان گفت هنگامی که در مورد خداوند به کار می‌رود و گفته می‌شود «عرش خدا»، منظور از آن مجموعه جهان هستی است که در حقیقت تخت حکومت پروردگار محسوب می‌شود. از جمله این آیات عبارتند از:

«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ...[۸]؛ پروردگارتان، خدايى است كه آسمان‌ها و زمين را در شش روز و دوران آفريد، سپس بر عرش استيلاء يافت».

از آن جهت که «عرش» در اصل به معنى بلندى است و تخت حكومت را عرش گويند -به علت بالا رفتن در آن-، مراد از «اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» نیز، در دست گرفتن حكومت است. در واقع «اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ»، كنايه از قدرت، سلطه، تدبير، هدايت و اداره‌ى كامل جهان است. در زبان فارسى هم، بر تخت نشاندن يا بر تخت نشستن، يعنى بر اوضاع مسلّط شدن و قدرت و حكومت را به دست گرفتن. البتّه ممكن است «عرش»، كنايه از جهان ماوراى ماده و «كرسىّ» كنايه از جهان مادّه باشد، چنانكه در «آیة الکرسی» مى‌خوانيم: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ».[۹]

بنابراین جمله «اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ» در آیه فوق، کنایه از احاطه کامل پروردگار و تسلط او بر تدبیر امور آسمانها و زمین بعد از خلقت آنهاست.[۱۰]

«فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ[۱۱]؛ پس اگر [منافقان] از حق روی گرداندند، بگو: خدا مرا بس است، هیچ معبودی جز او نیست، فقط بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است». امام صادق عليه السلام در معنای این آیه می فرماید: مراد از «عرش عظيم»، «مُلك عظيم» است.[۱۲]

«عَرش»، مركز تدبير و كنايه از قدرت است. وقتى مى‌گويند: فلانى بر تخت نشست يا او را از تخت پايين كشيدند، يعنى به قدرت رسيد يا بركنار شد. سلطه‌ى خداوند، هم پيش از آفرينش آسمان‌ها و زمين بر هستى بوده: «... وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ»[۱۳]، هم پس از خلقت آنها، و پس از پايان جهان و در قيامت هم سلطه‌ى الهى بر همه‌ى هستى باقى است.[۱۴]

«قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى‌ ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا[۱۵]؛ بگو: اگر با خداوند، خدايانى بود- آنگونه كه مشركان مى‌گويند- در آن هنگام آن خدايان در پى يافتن راه نفوذى به سوى خداى صاحب عرش بودند (تا قدرت را از او بگيرند)».

«ذِی الْعَرْشِ»: به معنای صاحب تخت فرماندهی و سریر فرمانروایی بوده و مراد در این آیه، خداوند جهان است. به گفته راغب اصفهانی، عرش خدا چیزى است که حقیقت آن را بشر نمى داند و تنها مى توان گفت که کلمه «ذی العرش» در قرآن به مملکت و سلطنت خداوند اشاره دارد.[۱۶]

برخى گفته اند: مقصود از عرش الهى، اعمّ از عالم روحانى و جسمانى که مظهر علم الهى است و تمام خلق به آن قیام دارند و به منزله ظرف است براى آنها؛[۱۷] و نیز گفته اند: عرش، مقامى است و از جمله آن، اوامر و فرامین الهى است که به وسیله آن جهان اداره مى شود و ملائکه، مجریان مشیت و عاملان اویند.[۱۸]

پانویس

  1. ↑ مفردات راغب، ص۵۵۸، «عرش».
  2. ↑ سوره نمل، آیه ۲۳.
  3. ↑ سوره یوسف، آیه ۱۰۰.
  4. ↑ سوره نحل، آیه ۶۸.
  5. ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی.
  6. ↑ سوره اعراف، آیه ۱۳۷.
  7. ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی.
  8. ↑ سوره اعراف، آیه ۵۴.
  9. ↑ برگزیده تفسیر نمونه، ج۲، ص۵۴.
  10. ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی.
  11. ↑ سوره توبه، آیه ۱۲۹.
  12. ↑ تفسير نورالثقلين، حویزی؛ التوحيد، شیخ صدوق، ص ۳۲۱.
  13. ↑ سوره هود، آیه ۷.
  14. ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۳ ص ۵۳۷.
  15. ↑ سوره اسراء، آیه ۴۲.
  16. ↑ مفردات، ص۵۵۸، «عرش».
  17. ↑ نثر طوبى، شعرانی، ج۲، ص۳۳۲، «عرش».
  18. ↑ تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۹۹.

منابع

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه